چهارشنبه, 07 مهر 1395 ساعت 10:29
خواندن 423 دفعه

مباهله آیینه تمام نمای اهل بیت پیامبر - حامد صارم

برهان محور اساسی دعوت قرآن کریم است . خداوند متعال همواره مخاطبان این کتاب را به تعقل  و تدبر فرا می خواند . قرآن  بر اساس برهان دعوت به حق می نماید و از مخالفین خویش نیز بارها خواسته است که برای ادعای خویش اقامه برهان کنند :«قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین » .قران کریم سراسر برهان و حکمت است .  خداوند متعال به پیامبر رحمت امر فرموده است که مردم را به وسیله حکمت و «جدال احسن» به سوی پرودگار خویش بخواند . پیامبر صلی الله علیه و آله  و مومنین  از جدال غیر احسن (جدالی که نیکو نباشد)نهی شده اند .اگر خصم از مقدمه حقی برای اثبات باطل خویش استفاده کند پیروان حق باید مقدمه  درست  او را قبول کنند و از طرفی دیگر نباید از مقدمه باطل برای اثبات حق استفاده کنند . در این صورت جدال احسن و نیکو خواهد بود .

روشنگری جبهه حق دربرابر کتمان جبهه باطل

روش قرآن  و پیامبر رحمت در دعوت به حق برهان و حکمت است . به بیانی دیگر قرآن کریم همواره حق را آشکار می سازد از این رو است که درقرآن کریم به روشنگری و تبیین حقایق تاکیید شده است تا آنجا که خداوند اگر امتی یا قومی را هم تهدید به عذاب می کند بعد از تبیین و روشن شدن راه هدایت است . از سویی قران کریم به تبین حق و حقیقت می پردازد و از طرف دیگر منکران حق را به خاطر پنهان سازی حقیقت  به شدت مورد نکوهش و نفرین قرار داده است . کسانی که حقایق را کتمان می کنند و آگاهانه حق و باطل را به هم می آمیزند را با شدید ترین عتاب ها مخاطب ساخته است . همواره جبهه حق به دنبال شفاف سازی است تا انسان های عاقل بتوانند راه حق را تشخیص دهند و به سعادت ابدی راه یابند و جبهه شیطان در مقابل این روشنگری به شبه پردازی و تلبیس می پردازد و تا آنجا که بتواند سعی در کتمان دارد از این رو قرآن کریم به جبهه باطل هشدار می دهد وَ لا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَكْتُمُوا الْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُون‏  بر باطل لباس حق نپوشانید و حق را کتمان نکنید در حالی که می دانید.

همواره در مقابل برهان دو دسته انسان وجود دارد . گروهی هنگامی که سخن حق را یافتند آن را قبول نموده ودر مقابل حق خضوع می کنند و خویش را آگاهانه تسلیم حق می نمایند . اما دسته مقابل که در برابر برهان حق عاجز می شوند در برابر آن استکبار می ورزند .و از آنجا که برهانی بر مدعای باطل خویش ندارند راهی جز لجاجت و اصرار بر باطل ندارند .

پیامبر رحمت نجرانیان را دعوت به حق می کند

پیامبر رحمت  ده سال پس از هجرت به مدینه، مسیحیان منطقه نجران را به اسلام دعوت نمود و از ایشان خواست که دعوت او را لبیک گویند  و دین اسلا م را انتخاب کنند در غیراین صورت باید طبق معاهده ای با پیامبر، به حکومت اسلامی جزیه (مالیات )بپردازند  و اگر از معاهده با حکومت اسلامی پیامبر طفره رفتند باید خود را آماده جنگ با پیامبرخدا کنند .

مسیحیان نجران برای سخن گفتن و احتجاج  با پیامبر رحمت به شهر مدینه آمدند و سعی نمودند حقانیت  اعتقاد خویش را با برهان و دلیل اثبات نمایند . ایشان مدعی بودند از آنجا که  مادر حضرت عیسی علیه السلام همسری نداشت ؛ مسیح فرزند خدا خواهد بود.

خداوند متعال به این استدلال مسیحیان نجران پاسخی تاریخی داد. پاسخی که برای همیشه استدلال مسیحیان را مبنی بر اینکه حضرت مسیح فرزند خداوند است را ابطال کرد .

قرآن کریم  با بیانی بسیارشیوا سستی این استدلال را واضح فرمود . قرآن کریم می فرماید :«مثل حضرت عیسی نزد خداوند مانند مثل آدم است که خداوند آن را از خاک آفرید و به آن گفت موجود شو پس موجود شد ».

اگر بدون پدر متولد شدن دلیل بر فرزند خدا بودن است بنابر این حضرت آدم نیز بدون پدر پا به عرصه وجود گذاشته است لذا او هم باید پسر خدا خطاب شود در حالی که مسیحیان تنها حضرت مسیح را فرزند خدا می دانند و درباره حضرت آدم چنین اعتقادی ندارند . با بیانی ساده تناقض و تهافت در اعتقاد مسیحیان آشکار شد .

مباهله سدی در مقابل لجاجت

 بیان پرودگار بسیار واضح بود و ابطال اعتقاد مسیحان نیز از بی پاسخ گذاشتن این ستدلال روشن شد اما مسیحیان تواضع در برابر حق را انتخاب نکردند بلکه به لجاجت و اصرار بی مورد بر اعتقاد باطل خویش پرداختند . در اینجا خداوند متعال راه لجاجت را بست و ایشان را دعوت به مباهله  نمود . و آیه شریفه مباهله نازل شد :

 فَمَنْ حَاجَّكَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللهِ عَلَى الْكاذِبينَ .

پس هر كس با تو در باره بندگى و رسالت عيسى ع مجادله كرد بعد از علمى كه از مطلب يافتى، به ايشان بگو بيائيد ما فرزندان خود، و شما فرزندان خود را، ما زنان خود و شما زنان خود را، ما نفس خود، و شما نفس خود را بخوانيم و سپس مباهله كنيم و دورى از رحمت خدا را براى دروغگويان كه يا مائيم، يا شما، درخواست كنيم‏(ترجمه المیزان –نرم افزار جامع التفاسیر)

در این  آیه شریفه بیان می دارد که پس از روشن شدن مطلب مجادله و بحث  بی فایده است بنابر این دو طرف بایکدیگر مباهله کنند تا بر کسی که دروغ گو است و در برابر برهان و عقل لجاجت می نماید عذاب الهی نازل شود و این چنین حق آشکار شود .

معمولا مباهله را واژه شناسان به «ملاعنه» معنا کرده اند یعنی اینکه دو نفر یا دو گروه یکدیگر را لعن کنند. و در معنایی دقیق تر آیه را این گونه ترجمه نموده اند :«با تضرّع و اخلاص  دعا مى‏كنيم و لعنت خداى را شامل دروغگويان گردانيم‏»(التحقيق في كلمات القرآن الكريم ج‏1ص347 )

سرانجام مباهله

مسیحیان نجران مباهله را قبول کردند و پیامبر اکرم طبق دستور قرآن کریم عمل نمود از آنجا که قرآن فرموده بود ابنائنا پیامبر رحمت امام حسن و امام حسین علیهما السلام را همراه کرد و از آنجا که فرموده بود نسائنا حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها رابرای مباهله آورد و مصداق انفسنا را علی بن ابیطالب قرار داد.

هنگامی که بزرگ مسیحیان این افراد را در مقابل خود برای مباهله دید ،یقین به نابودی مسیحیان  نمود چرا که پیامبر با عزیز ترین افرادش برای مباهله و نفرین ایشان آمده بود . از این رو از مباهله سر باز زدند و قبول نمودند که با پیامبر عهد نامه ای امضا کنند و به حکومت اسلامی جزیه (مالیات)بپردازند . این گونه جریان محاجه و مباهله با مسیحیان نجران پایان یافت.

مباهله با پیامبر یا اهل بیت پیامبر؟

به راستی پیامبر به تنهایی برای نفرین و مباهله کافی نبود ؟ چرا آیه شریفه ازاو می خواهد که پسران و زنان و نفس خویش را برای مباهله بیاورد؟

حقیقت این است که این آیه شریفه علاوه بر ابطال مسیحیت و جلوگیری از لجاجت ایشان به بهانه مباهله به معرفی افراد ممتاز جامعه می پردازد . نه اینکه فقط در جامعه ممتاز باشند بلکه افرادی که  در عالم خلقت در مرتبه ای مانند پیامبر قرار دارند

آری! رسول خدا تنها امام حسن و امام حسین علیهما السلام را مصداق ابنائنا دانست و فاطمه زهرا سلام الله علیها را مصداق منحصر «نسائنا» معرفی نمود . و در  نقطه اوج این جریان حضرت امیر المومنین علی بن ابیطالب صلوات الله علیه  تنها مصداق انفسنا در زمان نزول آیه معرفی شد فضیلت و منقبتی بزرگ که خود دلیلی برای ابطال عقیده منحرفان از غدیر خواهد بود . پیامبر رحمت که بار هدایت این امت را به دوش می کشد به همه عالم اسلام اعلان نمود که امیرالمومنین علی ابن ابی طالب نفس پیامبر و جان پیامبر است و علی علیه السلام در مناقب و فضائل و در هدایت ارشاد همان  رسول الله است .

مباهله بهانه ای برای معرفی اهل بیت پیامبر

رسول خدا ،پیامبر رحمت این امت ،همان کسی است که خداوند به او امر فرموده است که به مردم بگوید :« لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی که از مسلمانان اجری نمی خواهم جز اینکه در نزدیکان من مودت و محبت داشته باشید » این بدان معنا است که اگر کسی نسبت به خاندان پیامبر مودت و محبت نداشته باشد  اجر رسالت را ادا نکرده است و به پیامبر رحمت ظلم و ستم نموده است و از دایره ایمان خارج شده است . به راستی نزدیکان پیامبر کیانند که باید مودت و محبت ایشان را داشت و از ایشان تبعیت نمود ؟

در جای دیگر خداوند خبر می دهد که اهل آن بیت را خداوند تطهیر نموده است . و از هر گونه نا پاکی ،آلودگی و رجس پاکشان می گرداند . به راستی آن پاکانی که از نزدیکان پیامبر هستند را چگونه باید شناخت ؟

گویی هیاهوی مباهله برای شکست مسیحیان نیست . چرا که برهان ربانی قرآن، انحراف ایشان را از مسیر باطل روشن نموده است  .

گزارشگران مباهله ،اهل بیت پیامبر را معرفی کردند

این هماورد طلبی که در زمان نزول در همه مدینه و منطقه نجران و بعد ها در همه شبه جزیره بلند آوازه شد باعث شد که افراد بسیاری برای مشاهده مباهله به بیرون از شهر مدینه بیایند .

آمدند برای اینکه مباهله را نظاره گر باشند . همگی به صورت های مختلف و از زوایای مختلف مباهله را گزارش کردند عامر بن سعید از پدرش این گونه نقل کرده است :

« زمانى كه آيه‏ نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ‏ نازل شد. رسول خدا صلى الله عليه و آله، على، فاطمه و حسن و حسين عليهم السّلام را فرا خواند، چون جمع شدند، فرمود: خدايا اينان عزيزان و اهل بيت من هستند.(شواهد التنزيل لقواعد التفضيل - ترجمه روحانى ؛ ص70»)

و در نقلی دیگر جریان مباهله این گونه گزارش شده است :

«رسول خدا صلى الله عليه و آله على، فاطمه، حسن و حسين عليهم السّلام را به همراه خويش در جايگاه مباهله آورد و گفت: خدايا! اينان، جان، زن و فرزندان من هستند.

چون حارث هيبت و عظمت آن پنج تن را مشاهده كرد، به عبد المسيح گفت: اگر اينان صادق باشند كه هستند ملاعنه كنيم، همه ما هلاك مى‏شويم.» (شواهد التنزيل لقواعد التفضيل - ترجمه روحانى ؛ ص72)

و امام صادق علیه السلام نیز این گونه از مباهله یاد می کند :

« اسقف مسيحيان به ايشان گفت: اگر فردا همراه فرزندان و اهل بيت خود براى مباهله آمد از مباهله با او پرهيز كنيد و اگر با يارانش آمد مهم نخواهد بود. فرداى آن روز پيامبر (ص) دست على را گرفت، حسن و حسين هم جلو ايشان حركت مى‏كردند و فاطمه (ع) هم از پى ايشان مى‏آمد. پيامبر (ص) پيش آمدند و زانو به زمين زدند و اسقف مسيحيان گفت: به خدا سوگند محمد (ص) چنان زانو به زمين زد كه پيامبران زانو به زمين مى‏زنند، و اسقف از حركت كردن و جلو رفتن براى مباهله عقب نشست و كناره گرفت.» (روضة الواعظين / ترجمه مهدوى دامغانى ؛ ص272)

این گزارشات علاوه برنقل مباهله خواسته یا ناخواسته گواهی می دهد که چه کسانی را پیامبر عزیز می داشت . این روایات در قالب نقل جریان مباهله ، اهل بیت پیامبر را معرفی می نماید . هر چند همه به شوق دیدن مباهله آمده بودند و ای بسا منافقینی هم در دل آرزوی شکست پیامبر را داشته باشند اما ناخود آگاه در جریان نقل مباهله ، به معرفی خاندان پیامبر پرداختند . خاندانی پاک که باید دعای پیامبر را آمین گویند . خاندانی برگزیده که خداوند ایشان را تطهیر نموده است . اقربایی که مودت ایشان و تبعیت از ایشان اجر رسالت است .  به خاطر مباهله جمعیت زیادی به بیرون از مدینه آمد وشاهد این واقعه بودند به طوری که بعدها در زمان خلفا حدیث سوزی ها و ممانعت ها از نقل حدیث نتوانست آن را از خاطره امت اسلامی پاک کند تا آنجا که سیاست معاویه و  بنی امیه مبنی بر لعن و سب امیر المومنین نیز نتوانست این حقیقت بزرگ را کتمان کند.

 

آری ! پیامبر عبد مقرب پروردگار خویش است .او دردانه عالم هستی است . او همان کسی است که خداوند متعال او را آنچنان گرامی داشته است که خطاب به او می فرماید :«لسوف یعطیک ربک فترضی  پروردگار تو آنقدر به تو اعطا خواهد کرد که رضایت تو را کسب کند»چنین پیامبری اگر لب به نفرین باز کند یقینا قبل از این که کلمات لعن و نفرین از لبان مباک او خارج شود ملعونین او به عذاب الهی دچار خواهند شد . اما خداوند متعال از او می خواهد که همراه فرزندان و زنان و جان خود به میدان مباهله پا بگذار تا همه بدانند خاصان درگاه من چه کسانی هستند. تا هر آنکس که به دنبال هدایت است بداند که خداوند چه کسانی را برگزیده  می داند . مباهله شان نزولش هر چند احتجاج با مسیحیان نجران بود اما غایتش معرفی جان پیامبر . معرفی کسی که در هر آنچه که فضیلت پیامبر دارد با پیامبر اکرم شریک است . به جز نبوت. چرا که اراده خداوند بر این قرار گرفته است که نبوتش را به رسول خاتم ، ختم بنماید .

اهل بیت شریک پیامبر در دعوی و ادعا

غایت مباهله برای روشن شدن این است که کدام یک از طرفین دروغ گو و کاذب هستند . دروغ و کذب  فرع بر داشتن ادعا است . لذا لعنت را بر کسی قرار می دهند که ادعایی نادرست و خلاف واقع دارد . باید توجه داشت که طرفین مباهله رسول الله صلی الله علیه وآله و مسیحیان نجران نبودند چرا که خداوند نفرموده است که :فنجعل لعنة الله على من كان كاذبا"، (لعنت خدا را بر كسى قرار دهيم كه دروغگو بوده باشد.  که در این صورت قابل تطبیق بر یک نفر نیز می باشد .در واقع  طرفین مباهله اهل بیت پیامبر علیهم السلام و مسیحیان نجران می باشند . چرا که قرآن می فرماید فنجعل لعنت الله علی الکاذبین پس قرار می دهیم لعنت خداوند را بر دروغ گویان . این بدان معنا است که همه حاضران در مباهله شریک در ادعای پیامبر هستند . حاضران در مباهله چه در طرف مسیحیان باشند و چه در طرف پیامبر در ادعا شریک هستند . بنابر این در طرف پیامبر کسانی که رسول خدا با خود آورد، به این دلیل نبود که صرفا ایمان داشتند بلكه از اين جهت بود كه پیامبر واهل بیت  ایشان یک طرف محاجه و ادعاى دو طرفه بود ند.

چراکه همانطور که گذشت  كذب  در ادعا  معنی پیدا می کند ، لذا هر كس كه با رسول خدا بوده، يعنى على و فاطمه و حسنين(عليهم السلام) در دعوى رسول خدا و در دعوتش شريك بودند و اين از بالاترين مناقبى است كه خداى تعالى اهل بيت پيامبرش(عليه السلام) را به آن اختصاص داده، هم چنان كه مى‏بينيم در آيه شريفه از اهل بيت تعبير به" انفس" و" نساء" و" ابناء" كرده يعنى اين چند تن را از ميان همه مردان و زنان و فرزندان جدا ساخته است و اهل بيت را جان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و زنى كه منتسب به رسول خدا است و فرزندان رسول خدا خوانده است . هر چند که واژه های ابنائنا و نسائناو انفسنا جمع است اما پیامبر اکرم برای هرکدام یک نفر را به میدان مباهله آورد و برای ابنائنا دونفر این بدان معنا است که در تمام امت اسلامی تنها و تنها این افراد در دعوی و دعوت پیامبر شریک هستند و تنها ایشان اهل بیت  مطهر و معصوم پیامبر می باشند هر چند افراد دیگری با پیامبرقرابت داشته باشند و هر چند زنان دیگری همسر پیامبر باشند .

پر واضح است که آیه مباهله بیان می دارد تنها فرقه ناجیه پس از پیامبر اکرم کسانی هستند که پیرو اهل بیت پیامبر علیهم السلام شدند و مباهله یکی از بهترین شاخص ها برای باز شناسی حق از باطل می باشد .و روشن ترین دلیل ها برای یافتن راه نجات و فرقه ناجیه می باشد

عجایب امت اسلام و آیه مباهله

اساسا نمی شود که پیامبر در میان امت باشد ومردم برای یافتن حاکم به شوری رجوع کنند . حتی برای اهل حل وعقد نیز  سزاوار نيست كه وقتى خدا و رسولش امرى را صادر فرمودند، باز هم در امور خود، خود را صاحب اختيار بدانند.

جایی که نفس پیامبر وجود دارد گویی خود پیامبر وجود دارد بنابر این زمانی که علی بن ابیطالب نفس پیامبرحضوردارد ادعای اجماع کردن برفرض وقوع آن،برای رهبری جامعه  امری مضحک است چه رسد به اینکه با بیعتی « فلتة » گونه شخصی را به خلافت و رهبری جامعه قرار دهند . آری !درحالی که نفس پیامبر در میان امت بود ، با بیعتی نااستوارو سُست  برای خویش زمامدار انتخاب نمودند.

قسمتی از عجایب دنیا را باید پس از شهادت پیامبر جستجو نمود . عجیب است که از کسی که در آنچنان مقام پاکی و طهارت قرار گرفته است که محبت نسبت به او، اجر رسالت نبی مکرم اسلام است و او آمین گوی دعای پیامبر در جریان مباهله است از او برای مالکیت باغی که در تصرف اوست  ،طلب شاهد کنند و کسی را که خداوند شهادت به پاکی او داده است تصدیق نکنند.

جریان مباهله که ناتوانی مسیحیت را در استدلال و برهان نشان داد خود برهانی برحقانیت مکتب تشیع است بزرگ ترین افتخار مکتب تشیع این است که پیرو امامی است که او جان پیامبر است . و پیرو زمامداری که اورا «فلتة »( کار ناگاه و بی اندیشه )به حکومت گماشته اند نیست .

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن