خطا
  • JUser: :_بارگذاری :نمی توان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 5711
پنج شنبه, 18 شهریور 1395 ساعت 14:00
خواندن 271 دفعه

امام باقر علیه السلام از دیدگاه اهل سنت‌

در این مقاله به بیان و بررسی دیدگاه ها و روایات منقول از اهل سنت پیرامون امام مجتبی علیه السلام خو.اهیم پرداخت

بشارت رسول خدا صلی الله علیه و آله‌

ابن عساکر شافعی دمشقی از ابی الزبیر نقل کرده که گفت: ما نزد جابر بن عبداللَّه بودیم، زمانی که چشمش کور و سنش بالا رفته بود. علی بن الحسین همراه با فرزندش محمّد در حالی که کودکی بود وارد شد و بر جابر سلام کرد، و به فرزندش محمّد فرمود: برو نزد عمویت و بر او سلام کرده و سر او را ببوس. آن فرزند چنین کرد. جابر گفت: این چه کسی بود؟ حضرت علی بن الحسین فرمود: محمّد فرزندم. جابر او را در بغل گرفت و گریست و گفت: ای محمّد! همانا رسول خدا تو را سلام می‌رساند.

حضرت به جابر فرمود: خداوند تو را اصلاح کند، جریان چه بوده است؟ جابر گفت: نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله بودم که حسین بن علی بر او وارد شد، پیامبر صلی الله علیه و آله او را در بغل گرفته و بوسید و در کنار خود جای داد. آن‌گاه فرمود: «یولد لابنی هذا ابن یقال له: علیّ، اذا کان یوم القیمة نادی مناد من بطنان العرش: لیقم سید العابدین. فیقوم هو. و یولد له محمّد، اذا رأیته یا جابر فاقرأ علیه السلام منّی و اعلم انّ بقاءک بعده قلیل»؛(1) (برای این فرزندم فرزندی خواهد آمد که او را علی نامند. هر گاه روز قیامت فرا رسد، منادی از روی عرش صدا خواهد داد: سید عابدین بایستد. در آن هنگام او می‌ایستد. و برای او فرزندی خواهد بود به نام محمّد، هر گاه او را دیدی ای جابر سلام مرا به او برسان. و بدان که زندگی تو بعد از او کم است.»

ابوالزبیر می‌گوید: بعد از این واقعه جابر بیش از چند روزی زنده نماند تا این که از دنیا رحلت نمود.

عبادت امام باقرعلیه السلام‌

1- ذهبی می‌گوید: «آن حضرت شبانه روز (2) رکعت نماز به جا می‌آورد» (3)

2 - ابن صباغ مالکی از یکی از اهل علم و خیر نقل می‌کند که گفت: من بین مکه و مدینه بودم که ناگهان شبحی را در بیابان مشاهده کردم که گاهی ظاهر و در وقتی غایب می‌شد، تا این که به من نزدیک شد، دقت کردم دیدم نوجوانی هفت یا هشت ساله است. بر من سلام نمود و من نیز جواب سلام او را دادم. گفتم: از کجا می‌آیی ای نوجوان؟! فرمود: از جانب خداوند. عرض کردم: به کجا می‌روی؟ فرمود: به سوی خداوند. عرض کردم: زاد و توشه تو چیست؟ فرمود: تقوی. عرض کردم: تو کیستی؟ فرمود: مردی از عرب. عرض کردم: از کدامین عرب؟ فرمود: از قریش. عرض کردم: توضیح بده که پسر چه کسی هستی؟ خداوند تو را عافیت دهد. فرمود: من مردی هاشمی هستم. گفتم: برای من معیّن کن. فرمود: من مردی علوی هستم. آن‌گاه بعد از قرائت اشعاری فرمود: «من ابوجعفر محمّد بن علیّ بن الحسین بن علی بن ابی طالبم». سپس نگاه کردم و کسی را ندیدم، و ندانستم که به زمین فرو رفت و یا به آسمان پر کشید.(4)

3 - افلح از موالیان امام باقرعلیه السلام می‌گوید: با محمّد بن علی به حجّ می‌رفتیم. چون حضرت وارد مسجدالحرام شد، به خانه خدا نظر کرد و با صدای بلند گریست. به او عرض کردم: پدر و مادرم به فدایت! مردم شما را نظاره می‌کنند، اگر کمی آهسته‌تر گریه کنید بهتر است. حضرت فرمود: وای بر تو ای افلح! چرا گریه نکنم، شاید خداوند از این گریه بر من نظر رحمت نماید تا بتوانم به توسط آن فردای قیامت به فوز نایل شوم. آن‌گاه دور خانه خدا طواف کرد و آمد و در کنار مقام، رکوع به جای آورد. و سر از سجود خود برداشت، ناگهان مشاهده کردم که محلّ سجده‌اش از اشکان چشمش مرطوب است.(5)

ابن عساکر از مدائنی نقل کرده که گفت: در حالی که محمّد بن علی بن الحسین در آستانه کعبه ایستاده بود، شخصی اعرابی بر او وارد شد و به حضرت عرض کرد: آیا هنگامی که خدا را عبادت می‌کنی مشاهده نموده‌ای؟ حضرت و کسانی که دور او بودند، سرها را به زیر افکندند. آن‌گاه حضرت سر خود را بلند کرده و به او فرمود: من خدایی را که نبینم عبادت نخواهم کرد. او عرض کرد: چگونه او را دیده‌ای؟ حضرت فرمود: «دیده‌ها با مشاهده چشمان او را ندیده است، بلکه قلب‌ها به حقایق ایمان او را دیده است. خداوند به حواس درک نمی‌شود، و به مردم قیاس نمی‌گردد. به نشانه‌ها معروف و به علامات توصیف شده است. در قضاوتش ظلم نمی‌کند. از اشیاء جدا و اشیاء نیز از او جدا است. هیچ چیز همانند او نیست. این است آن خدایی که به جز او خدایی نیست.

اعرابی گفت: خداوند داناتر است که کجا رسالتش را قرار دهد.(6)

جود امام باقرعلیه السلام‌

اسود بن کثیر می‌گوید: نزد محمّد بن علی (امام باقر) از فقر و جفای برادران شکایت نمودم. حضرت فرمود: بد برادری است کسی که تو را در حال بی نیازی رعایت نموده و در حال فقر تو را رها می‌نماید. آن‌گاه به غلام خود دستور داد تا کیسه‌ای که در آن هفتصد درهم بود آورد و به او فرمود: این را خرج کن و هر گاه تمام کردی مرا خبر ده. (7)

ابوالفرج اصفهانی از ابوبکر حضرمی نقل می‌کند که گفت: برای کمیت از (امام) ابی جعفر محمّد بن علی علیهم السلام در ایام تشریق در سرزمین منا اجازه گرفتم تا بر حضرت وارد شود. کمیت عرض کرد: فدایت شوم، من در حق شما شعری سروده‌ام که دوست دارم برای شما بخوانم. حضرت فرمود: ای کمیت! در این «ایام معلومات» ذکر خدا کن. کمیت بار دیگر خواسته خود را تکرار کرد. حضرت بر او رقّت نمود و فرمود: اشعار را بیاور. کمیت قصیده خود را قرائت کرد تا به اینجا رسید:

یغیب به الراحمین عن قوس غیر هم

فیا فخراً أسری له الی أول

حضرت دستان خود را به طرف آسمان بلند کرد و عرضه داشت: بار خدایا! کمیت را مورد مغفرت خود قرار ده.

صاعد، غلام کمیت می‌گوید: روزی بر ابی جعفر محمّد بن علی وارد شدیم، حضرت به ما هزار دینار و یک لباس داد. کمیت به حضرت عرض کرد: به خدا سوگند! من به جهت دنیا شما را دوست نداشته‌ام، و اگر دنیا را می‌خواستم نزد کسانی می‌رفتم که مال در دستان آنان است. و لیکن شما را به جهت آخرت دوست دارم. ولی لباسی را که به اجسام شما اصابت کرده به جهت تبرّک قبول می‌کنم، ولی مال را نمی‌پذیرم. لذا مال را ردّ کرده و لباس را پذیرفت.(8)

معجزات امام باقرعلیه السلام‌

ابوبصیر می‌گوید: روزی به امام باقرعلیه السلام عرض کردم: شما ورثه رسول خدا هستید؟ فرمود: آری. عرض کردم: رسول خدا صلی الله علیه و آله وارث همه انبیا بود؟ فرمود: وارث تمام علوم انبیا بود. عرض کردم: و شما جمیع علوم رسول خدا را به ارث برده‌اید؟ فرمود: آری. عرض کردم: پس شما قدرت دارید که مرده زنده کرده و کور و کر را شفا داده و به آنچه می‌خورند و آنچه در خانه‌های خود ذخیره می‌کنند خبر دهید؟ حضرت فرمود: آری، ما این امور را به اذن خدا انجام می‌دهیم. آن‌گاه فرمود: نزدیک من آی ای ابابصیر! ابوبصیر در آن زمان کور بود. او گفت: من نزدیک حضرت رفتم. او دست خود را بر صورتم کشید. ناگهان آسمان و کوه و زمین را مشاهده نمودم. حضرت فرمود: آیا دوست داری که این چنین ببینی و حساب تو با خدا باشد، یا این که همان طور که بودی باشی و بهشت بر تو باشد؟ عرض کردم: بهشت را ترجیح می‌دهم. آن‌گاه حضرت دستانش را بر صورتم کشید، به آن حالت که بودم بازگشتم. (9)

امام باقرعلیه السلام از دیدگاه معاصرین‌

بزرگان علم و فکر از معاصرین امام باقرعلیه السلام همگی بر عظمت و بزرگواری و علم امام باقرعلیه السلام اجماع و اتفاق نموده‌اند:

1 - امام صادق‌علیه السلام

حضرت درباره پدرش امام باقرعلیه السلام فرمود: «کان ابی خیر محمّدیّ یومئذ علی وجه الأرض»؛(10) (پدرم در آن روز بهترین محمّدها در روی زمین بود.»

2 - محمّد بن منکدر

او که معاصر امام زین العابدین و فرزندش امام محمّد باقر علیهم السلام بود، درباره حضرت می‌گوید: «ما کنت اری انّ مثل علی بن الحسین یدع خلفاً لفضله وغزارة علمه وحلمه حتی رأیت ابنه محمّداً»؛(11) (من نمی‌دانستم که علی بن الحسین کسی را در فضل و کثرت علم و حلم به عنوان جانشین خود بگذارد، تا آن که فرزندش محمّد را مشاهده نمودم».

3 - عبداللَّه بن عطاء

او می‌گوید: «ما رأیت العلماء عند احد اصغر منهم عند ابی جعفر محمّد بن علی، لتواضعهم له ومعرفتهم بحقّه وعلمه واقتباسهم منه ولقد رأیت الحکم بن عیینة علی جلالته وسنّه وهو بین یدیه یتعلم منه ویأخذ عنه کالصبیّ بین یدی المعلّم»؛(12) (من علما را نزد هیچ کس کوچک‌تر از نزد ابی جعفر ندیدم؛ زیرا همگی نسبت به او متواضع بوده و به حق و علم او معرفت داشتند و از او علم اخذ می‌نمودند. حکم بن عیینه را با آن جلالت و سنّ مشاهده کردم که در مقابل او نشسته و از او علم فرا می‌گیرد، آن که کودک به نزد معلّم رفته و از او علم اخذ می‌کند».

این در حالی است که حکم بن عیینه - بنابر نقل راویان - از بزرگ‌ترین علمای عصر خود بوده است.

مجاهد بن رومی می‌گوید: حَکَم را در مسجد خیف مشاهده کردم، در حالی که علمای مردم همگی عیال او بوده و از او بهره می‌بردند.(13)

4 - حسن بصری

«ذلک الّذی یشبه کلامه کلام الانبیاء»؛(14) (محمد باقر کسی است که کلامش شبیه کلام انبیا است».

5 - ثوری

«سمّی الباقر؛ لأنّه بقر العلم ای شقّه فعرف اصله وعرف خفیه»؛(15) (او را باقر نامیدند؛ زیرا علم را شکافته و اصل و حقیقتش را معرفت پیدا کرده است».

امام باقرعلیه السلام از دیدگاه علمای اهل سنت‌

با مراجعه به تاریخ و کلمات اهل سنت پی می‌بریم که امام باقرعلیه السلام مورد احترام و تعظیم عموم آنان بوده است. اینک به کلمات برخی از آنان اشاره می‌کنیم:

1 - محمّد بن سعد زهری (ت: 230 ه.ق)

او درباره حضرت باقرعلیه السلام می‌گوید: «محمّد من الطبقة الثالثة من التابعین من المدینة، کان عابداً عالماً ثقة»؛(16) (محمّد از طبقه سوم از تابعین مدینه، مردی عابد، عالم و ثقه بود».

او همچنین درباره حضرت می‌گوید: «کان ثقة کثیر الحدیث»؛ «او ثقه و کثیر الحدیث بود».(17)

2 - احمد بن حنبل (ت: 241 ه.ق)

او بر سندی که از امام رضاعلیه السلام تا امام باقرعلیه السلام و از او تا رسول خدا صلی الله علیه و آله از ذریه حضرت در آن قرار داشت. می‌گوید: «لو قرأت هذا الاسناد علی مجنون لبری‌ء من جنّته»؛(18) (اگر این سند بر دیوانه‌ای قرائت شود از جنونش بهبودی می‌یابد».

3 - ابوعثمان عمرو بن بحر جاحظ (ت: 250 ه.ق)

«... وهو سیّد فقهاء الحجاز ومنه ابنه جعفر تعلّم الناس الفقه، وهو الملقّب بالباقر، باقر العلوم، لقّبه به رسول اللَّه‌صلی الله علیه و آله ...»؛(19) (... او سید فقهای حجاز است، که مردم فقه را از او و فرزندش جعفر فرا گرفتند. او ملقّب به باقر است، کسی که علم را می‌شکافد. و این لقبی است که رسول خدا صلی الله علیه و آله بر او گذارده است...».

4 - حافظ ابونعیم اصفهانی (ت: 430 ه.ق)

«و منهم الحاضر الذاکر الخاشع الصابر، ابوجعفر محمّد بن علیّ الباقر...»؛(20) (از جمله اولیا، حاضر، ذاکر، خاشع، صابر، ابوجعفر محمّد بن علی الباقر است...».

5 - فخر رازی (ت: 604 ه.ق)

او در معنای کوثر می‌گوید: «والقول الثالث: الکوثر اولاده... فالمعنی انّه یعطیه نسلاً یبقون علی مرّ الزمان. فانظر کم قتل من اهل البیت ثم العالم ممتلی‌ء منهم ولم یبق من بنی امیّة فی الدنیا احد یعبأ به. ثم انظر کم کان فیهم من الأکابر من العلماء کالباقر والصادق والکاظم والرضاعلیهم السلام...»؛(21) (قول سوّم آن است که مراد از کوثر اولاد اویند... و مقصود آن است که خداوند به او نسلی عنایت خواهد کرد که در طول زمان باقی خواهند ماند. پس بنگر که چه مقدار از اهل بیت کشته شدند ولی عالم از آنان پر است، و در مقابل از بنی امیه در دنیا کسی که قابل توجه باشد وجود ندارد. نظر کن چه افرادی از بزرگان علما؛ همانند باقر و کاظم و صادق و رضاعلیهم السلام در میان آنان وجود دارد...».

6 - محمّد بن طلحه شافعی (ت: 652 ه.ق)

«هو باقر العلم وجامعه وشاهر علمه ورافعه... صفا قلبه وزکا علمه وطهرت نفسه وشرفت اخلاقه وعمرت بطاعة اللَّه اوقاته ورسخت فی مقام التقوی قدمه...»؛(22) (او شکافنده علم و جمع کننده آن، و شهرت دهنده و بالا برنده علم و... بود. کسی که قلبش باصفا و عملش تزکیه شده و نفسش پاک و اخلاقش با شرف بود. تمام اوقاتش به طاعت خدا مشغول و در مقام تقوا ثابت قدم بود...».

7 - سبط بن جوزی (ت: 654 ه.ق)

«هو ابوجعفر محمّد بن علیّ بن الحسین بن علی بن ابی طالب... وانّما سمّی الباقر من کثرة سجوده، بقر السجود جبهته ای فتحها ووسعها. وقیل: لغزارة علمه»؛(23) (او ابوجعفر محمّد بن علی بن ابی طالب است... او را به جهت کثرت سجودش باقر نامیدند؛ زیرا سجده پیشانی‌اش را شکافته و باز کرده بود. و برخی گفته‌اند او را به جهت فراوانی علمش باقر نامیده‌اند...».

8 - ابن ابی الحدید معتزلی (ت: 655 ه.ق)

او در شرح نهج البلاغه، کلام جاحظ را نقل کرده و آن را تقریر نموده است.(24) وی همچنین می‌گوید: «کان محمّد بن علی بن الحسین... سیّد فقهاء الحجاز...»؛(25) (محمّد بن علی بن الحسین... بزرگ فقهای حجاز بود...».

9 - محمّد بن احمد بن ابی بکر قرطبی (ت: 671 ه.ق)

او در تفسیر آیه «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً...»(26) می‌گوید: «و منه الباقر لابی جعفر محمّد بن علی زین العابدین؛ لأنّه بقر العلم وعرف اصله ای شقّه»؛(27) (... از همین ماده است اسم باقر برای ابی جعفر محمّدبن علی زین العابدین؛ زیرا او علم را شکافت و به اصل آن معرفت نمود».

10 - ابوزکریّا محیی الدین بن شرف نووی (ت: 676 ه.ق)

او درباره حضرت باقرعلیه السلام می‌گوید: «هو تابعی جلیل، امام بارع، مجمع علی جلالته، معدود فی فقهاء المدینة وأئمتهم»؛(28) (او تابعی جلیل، امامی نمونه است. کسی که بر جلالتش اجماع بوده و در جمله فقهای مدینه و امامان فقها به حساب می‌آید».

11 - ابوالعباس ابن خلکان (ت: 681 ه.ق)

«... کان الباقر عالماً سیّداً کبیراً. وانّما قیل له الباقر، لأنّه تَبَقّر فی العلم»؛(29) (... باقر، مردی عالم، سیّد و کبیر بود. او را باقر نامیده‌اند؛ زیرا در علم وسعت داد».

12 - ابن منظور مصری (ت: 711 ه.ق)

«و کان یقال لمحمّد بن علی بن الحسین بن علی، الباقر - رضوان اللَّه علیهم -؛ لأنّه بقر العلم وعرف اصله واستنبط فرعه وتبقّر فی العلم»؛(30) (... به محمّد بن علی بن الحسین بن علی - رضوان اللَّه علیهم - باقر گفته‌اند؛ زیرا علم را شکافت و اصل آن را شناخته و فرع آن را استنباط نموده و در علم وسعت داد».

13 - شمس الدین ذهبی (ت: 748 ه.ق)

«و کان من فقهاء المدینة. وقیل له الباقر؛ لأنّه بقر العلم ای شقّه وعرف اصله وخفیّه»؛(31) (او از فقهای مدینه به حساب می‌آمد. به او باقر گفته‌اند؛ زیرا علم را شکافته و اصل و ریشه آن را شناخته است».

14 - عبداللَّه بن اسعد یافعی (ت 768 ه.ق)

«و هو والد جعفر الصادق، لقّب بالباقر؛ لأنّه بقر العلم ای شقّه وتوسّع فیه»؛(32) (... او که پدر جعفر صادق است، به باقر ملقّب گردید؛ زیرا علم را شکافته و در آن وسعت داد».

15 - ابن کثیر دمشقی (ت: 774 ه.ق)

«و هو محمّد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب القرشی الهاشمی ابوجعفر الباقر... وهو تابعی جلیل، کبیر القدر کثیراً، احد اعلام هذه الأمة علماً وعملاً وسیادة وشرفاً... حدّث عنه جماعة من کبار التابعین وغیرهم...»؛(33) (او محمّد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب، قرشی، هاشمی، ابوجعفر باقر است... او تابعی جلیل، بسیار بزرگ مقدار، یکی از بزرگان این امت از حیث علم و عمل و بزرگی و شرف است... از او جماعتی از بزرگان تابعین و دیگران روایت نقل کرده‌اند...».

16 - محمّد بن یعقوب فیروزآبادی (ت: 817 ه.ق)

«و الباقر محمّد بن علی بن الحسین لتبحّر فی العلم»؛(34) (و باقر؛ محمّد بن علی بن الحسین به جهت تبحّر در علم، او را باقر نامیدند».

17 - حافظ احمد بن علی بن حجر عسقلانی (ت: 852 ه.ق)

«محمّد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب. ابوجعفر الباقر، ثقة، فاضل من الرابعة»؛(35) (محمّد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب، ابوجعفر باقر، ثقه، فاضل و از طبقه چهارم است».

18 - ابن صبّاغ مالکی (ت: 855 ه.ق)

«و امّا مناقبه فکثیرة عدیدة واوصافه فحمیدة جلیلة»؛(36) (و امّا مناقب او بسیار و اوصاف او پسندیده و جلیل است».

19 - شمس الدین محمّد بن طولون (ت: 953 ه.ق)

«و کان الباقر عالماً سیداً کبیراً وانّما قیل له الباقر لأنّه تبقر فی العلم ای توسّع»؛(37) (... باقر، شخصی عالم و بزرگ مرد بود، او را به جهت توسعه در علم، باقر نامیدند».

20 - احمد بن حجر هیتمی مکّی (ت: 974 ه.ق)

«وارثه منهم عبادة وعلماً وزهادة ابوجعفر محمّد الباقر... فلذلک هو اظهر من مخبّات کنوز المعارف وحقائق الأحکام والحکم واللطائف»؛(38) (... وارث علی بن الحسین در عبادت و علم و زهد، ابوجعفر محمّد باقر بود. او را به جهت شکافتن علم باقر نامیدند... به همین جهت است که او گنج‌های معارف و حقایق احکام و حِکَم و لطایف را آشکار ساخت...».

21 - ابن عماد حنبلی (ت: 1089 ه.ق)

«و کان من فقهاء المدینة، وقیل له الباقر لأنّه بقر العلم ای شقه وعرف اصله وخفیّه وتوسع فیه»؛(39) (او از فقهای مدینه به حساب می‌آمد. و به جهت شکافتن علم و شناختن اصل و مخفی آن و توسعه در آن، باقر نامیده‌اند».

22 - محمد بن عبدالباقی زرقانی مالکی (ت: 1122 ه.ق)

«محمّد الباقر بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب الهاشمی الثقة الفاضل من سادات آل البیت»؛(40) (محمّد باقر فرزند علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب، هاشمی، ثقه، فاضل، از سادات آل بیت بود».

23 - شیخ عبداللَّه بن عامر شبراوی (ت: 1171 ه.ق)

«و مناقبه - رضی الله عنه - باقیة علی ممرّ الأیام، وفضائله قد شهد له بها الخواص والعام»؛(41) (مناقب او در طول ایّام باقی است و فضایلش را خاص و عام به آن شهادت داده است».

24 - محمّد بن علی صبّان (ت: 1206 ه.ق)

«و امّا محمّد الباقر - رضی الله عنه - فهو صاحب المعارف واخو الدقائق واللطائف، ظهرت کراماته وکثرت فی السلوک اشارته»؛(42) (و امّا محمّدباقر؛ پس او صاحب معارف و دارای دقایق و لطایف است. کراماتش ظاهر شده، و اشاراتش در سلوک بسیار است...».

25 - شیخ یوسف بن اسماعیل نهبانی

«محمّد الباقر بن علیّ زین العابدین بن الحسین - رضی الله عنه - احد ائمة ساداتنا آل البیت الکرام واوحد اعیان العلماء الاعلام»؛(43) (محمّد باقر فرزند علی بن الحسین، یکی از امامان سادات آل بیت کرام و یکی از اعیان علمای اعلام است».

27 - فرید وجدی

«کان الباقر عالماً نبیلاً وسیداً جلیلاً. وسمّی الباقر لأنّه بقر العلم ای توسّع فیه»؛(44) (باقر، عالمی فرزانه و آقایی بزرگوار بود، او را به جهت گسترش علمش باقر نامیدند».

28 - احمد ابن تیمیه حرّانی

«ابو جعفر محمّد بن علی من خیار اهل العلم والدین وقیل: انّما سمّی الباقر لأنّه بقر العلم»؛(45) (ابوجعفر محمّد بن علی از بهترین‌های اهل علم و دین بود. گفته شده: او را باقر نامیدند؛ زیرا علم را می‌شکافت».

29 - عبدالرحمن شرقاوی، شیخ ازهر

«الامام محمّد الباقر، هو اعلم اهل زمانه بالقرآن وتفسیره وبالحدیث والفقه»؛(46) (امام محمد باقر؛ او اعلم اهل زمان خود به قرآن و تفسیر و حدیث و فقه بود».

30 - سید عفیفی، از علمای ازهر

«محمّد الباقر هو ابن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب، لقّب بالباقر لأنّه تبقر فی العلم ای توسع فیه. وکان عالماً کبیراً سیّد بنی هاشم»؛(47) (محمّد باقر، از فرزندان علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب بود، که به جهت توسعه در علم، باقر نامیده شد. او عالمی بزرگ، و سید بنی هاشم بود».

تصریح به امامت‌

برخی از علمای اهل سنت به امامت او در علم و سیاست تصریح نموده‌اند:

1 - شمس الدین محمد بن احمد بن عثمان ذهبی

«ابوجعفر الباقر، سیّد امام فقیه، یصلح للخلافة»؛(48) (ابوجعفر باقر، سیّد، امام، فقیه و کسی بود که برای خلافت صلاحیت داشت».

و در جایی دیگر می‌گوید: «و کان احد من جمع بین العلم والعمل والسؤدد والشرف والثقة والرزانة وکان اهلاً للخلافة»؛(49) (او یکی از کسانی بود که بین علم و عمل و بزرگواری و شرف و وثاقت، جمع نموده بود. او اهلیت بر خلافت را داشت...».

2 - صلاح الدین خلیل بن ابیک صفدی

«... وکان احد من جمع العلم والفقه والدیانة والثقة والسؤدد وکان یصلح للخلافة»؛(50) (... او یکی از کسانی بود که علم و فقه و دیانت و وثاقت و بزرگواری را جمع کرده و برای خلافت صالح بود...».

3 - محمد پارسا بخاری

«و من ائمة اهل البیت ابوجعفر محمّد الباقر، سمّی بذلک؛ لأنّه بقر العلم ای شقّه فعرف اصله وعلم خفیّه... وهو تابعیّ جلیل، امام بارع، مجمع علی جلالته وکماله...»؛(51) (از امامان اهل بیت، ابوجعفر محمّد باقر است، که به جهت شکافتن علم، او را باقر نامیدند. او اصل علم را شناخته و به حقیقت آن عارف گشته است... او تابعی جلیل، امام بارع است. کسی که بر جلالت و کمالش اجماع است...».

4 - ابن صبّاغ مالکی

«و کان محمّد بن علیّ بن الحسین علیه السلام مع ما هو علیه من العلم والفضل والسؤدد والرئاسة والامامة، ظاهر الجود فی الخاصة والعامة، مشهور الکرم فی الکافة، معروفاً بالفضل والاحسان مع کثرة عیاله وتوسط حاله»؛(52) (محمد بن علی بن الحسین علیه السلام، با وجود علم و فضل و بزرگواری و ریاست و امامت، اهل جود به خاص و عام بود. او مشهور به کرم بر همه بود. او باکثرت عیال و متوسط الحال بودن در مال، معروف به فضل و احسان بود».

5 - یوسف بن اسماعیل نهبانی

«محمّد الباقر بن علی زین العابدین بن الحسین - رضی الله عنه - احد ائمة ساداتنا آل البیت الکرام واوحد اعیان العلماء الاعلام(53) (محمد باقر فرزند علی، زین العابدین فرزند حسین - رضی الله عنه -، یکی از امامان سادات ما آل بیت کرام و برترین علمای اعلام است».

6 - احمد بن یوسف قرمانی

«و کان خلیفة ابیه من بین اخوته ووصیّه والقائم بالامامة من بعده. ولم یظهر عن احد من اولاد الحسن والحسین من علم الدین والسنن وعلم القرآن والسیر وفنون الآداب ما ظهر عن ابی جعفر»؛(54) (...او از بین برادرانش جانشین پدرش و قائم مقام امامت بعد از او بود. و از هیچ یک از اولاد حسن و حسین در علم دین و سنن و علم قرآن و تاریخ و فنون آداب، به مقدار آنچه از ابی جعفر رسیده، ظاهر نشده است».

7 - محمد ابوزهره از بزرگان مصر

«و کان محمّد ابنه وریثه فی امامة العلم ونیل الهدایة، ولذا کان مقصد العلماء من کل البلاد الاسلامیة، و ما زار احد المدینة الّا عرج علی بیت محمّد الباقر یأخذ عنه»؛(55) (محمّد فرزند زین العابدین وارث او در امامت علم و نیل به هدایت بود. و لذا مقصد علمای همه کشورهای اسلامی بود. هیچ کس به زیارت مدینه نمی‌آمد جز آن که وارد خانه او شده و از آن حضرت اخذ علم می‌کرد».

شهادت امام باقرعلیه السلام‌

ابن صبّاغ مالکی می‌گوید: «امام باقرعلیه السلام وصیت نمود تا در لباسی که در آن نماز به جای می‌آورده، کفن شود. و از فرزندش جعفر صادق‌علیه السلام روایت شده که فرمود: من نزد پدرم بودم در آن روزی که از دنیا رحلت نمود، حضرت به اموری در غسل و تکفین و دخول قبرش وصیت نمود... .

گفته می‌شود که در زمان ابراهیم بن ولید بن عبدالملک او را سم دادند».(56)

 

پی نوشت ها:

1) ترجمه امام باقرعلیه السلام از تاریخ ابن عساکر، ص 137و138.

2) تذکرة الحفاظ، ج 1، ص 125.

3) الفصول المهمّة، ص 220.

4) صفة الصفوة، ج 2، ص 110.

5) ترجمه امام باقرعلیه السلام از تاریخ ابن عساکر، ص 147و148.

6) صفة الصفوة، ج 2، ص 112.

7) الأغانی، ج 15، ص 126.

8) نور الابصار، ص 168.

9) البدایة و النهایة، ج 9، ص 309.

10) تهذیب التهذیب ج 9 ص 352.

11) شذرات الذهب، ج 1، ص 149 ؛ تاریخ ابن عساکر، ج 51، ص 43.

12) تهذیب التهذیب، ج 2، ص 134.

13) الامام جعفرالصادق‌علیه السلام، مستشار عبدالحلیم جندی، ص 140.

14) الطبقات الکبری، شعرانی، ج 1، ص 32.

15) تذکرة الخواص، سبط بن جوزی، ص 302، به نقل از او.

16) البدایة و النهایة، ابن کثیر، ج 9، ص 338، به نقل از او.

17) صواعق المحرقة، ابن حجر هیتمی، ص 310، به نقل از او.

18) رسائل جاحظ، ص 108.

19) حلیة الاولیاء، ج 3، ص 166.

20) تفسیر فخر رازی، ج 32، ص 125، مجلّد 16، طبع دارالفکر.

21) مطالب السؤول، ج 2، ص 100.

22) تذکرة الخواص، ص 302.

23) شرح نهج البلاغه، ج 15، ص 277.

24) همان.

25) سوره بقره، آیه 67.

26) تفسیر قرطبی، ج 1، ص 483.

27) تهذیب الاسماء و اللغات، ج 1، ص 103.

28) وفیات الاعیان، ج 4، ص 30.

29) لسان العرب، ج 4، ص 74.

30) العبر فی خبر من غبر، ج 1، ص 142.

31) مرآة الجنان و عبرة الیقظان، ج 1، ص 194 و 195.

32) البدایة و النهایة، ج 9، ص 338.

33) قاموس المحیط، ج 1، ص 376.

34) تقریب التهذیب، ج 2، ص 541.

35) الفصول المهمة، ص 201.

36) الأئمة الاثنا عشر، ص 81.

37) الصواعق المحرقة، ص 304.

38) شذرات الذهب، ج 1، ص 260.

(39) شرح زرقانی بر موطأ مالک، ج 2، ص 403.

(40) الاتحاف بحبّ الأشراف، ص 145-143.

(41) اسعاف الراغبین، ص 250.

(42) جامع کرامات الاولیاء، ج 1، ص 97.

(43) دائرة المعارف، فرید وجدی، ج 3، ص 563.

(44) منهاج السنة النبویة، ج 2، ص 123.

(45) مجله الاهرام المصریة، ص 10، تاریخ 1978/8/18.

(46) مجله ازهر، ج 5، سال 1358 ه.ق قمری.

(47) سیر اعلام النبلاء، ج 13، ص 120.

(48) پیشین، ج 4، ص 402 و 403.

(49) الوافی بالوفیات، ج 2، ص 102.

(50) ینابیع المودة، قندوزی حنفی، ج 2، ص 456، به نقل از او.

(51) الفصول المهمة، ص 204.

(52) جامع کرامات الاولیاء، ج 1، ص 164.

(53) اخبارالدول، ص 111.

(54) الامام الصادق‌علیه السلام، ص 22.

(55) الفصول المهمة، ص 220.

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن