شنبه, 26 تیر 1395 ساعت 12:00
خواندن 554 دفعه

حلم و بردباری و عفو و گذشت امام حسن مجتبی علیه السلام

مردی از شام به تحریک معاویه با امام حسن علیه‏ السلام مصادف شد بدون مقدمه شروع به ناسزا گفتن نسبت به آن بزرگوار نمود ولی امام (علیه السلام) با حلمی که داشت هیچ عکس ‏العملی نشان نداد تا اینکه آن مرد هر چه خواست گفت: آنگاه آن بزرگوار، پیش رفته و با تبسم باو فرمود: اگر اجازه دهی ترا راضی کنم، چنانچه چیزی بخواهی بتو خواهم داد، اگر راه گم کرده‏ای من نشانت می‏دهم، اگر گرسنه‏ای ترا سیر گردانم، اگر احتیاج به لباس داری ترا می‏پوشانم، اگر فقیری بی‏نیازت نمایم، اگر فراری هستی ترا پناه دهم، هر حاجتی داشته باشی برآورم، اگر غریبی خود و هم‏ سفرانت مهمان من باشی.

مرد شامی از شنیدن این سخنان گریه‏اش گرفت، و گفت: اشهد انک خلیفة الله فی ارضه گواهی می‏دهم تو خلیفه خدا در روی زمینی، تو و پدرت دشمن‏ترین مردم نزد من بودید، اینک محبوب‏ترین خلق در نظرم هستید و در مدینه مهمان حضرت شد و اعتقاد به امامت آنحضرت پیدا کرد. [1] .

مروان حکم که هیچگاه از آزار آن بزرگوار فروگذار نمی‏کرد، به هنگام رحلت آن امام (علیه السلام) در تشییع جنازه شرکت کرد، حضرت امام حسین (علیه السلام) فرمود: تو به هنگام حیات برادرم هر چه از دستت برآمد کردی، اما اینک در تشییع شرکت کردی

پاسخ داد، هر چه کردم، با کسی کردم که حلم و بردباریش از این کوه - اشاره به کوهی در مدینه - بیشتر بود. [2] .

علامه مجلسی در جلاء العیون می‏نویسد: یکی از غلامان امام مجتبی (علیه السلام) خیانتی کرده بود که مستوجب عقوبت و کیفر شده بود امام حسن (علیه السلام) در نظر گرفت او را ادب کند. او در مقابل امام حسن ایستاد و این آیه را تلاوت کرد:

«و الکاظمین الغیظ»، امام فرمود: خشم خود را فرو بردم، او قسمت دیگر آیه را خواند، و گفت: و العافین عن الناس امام مجتبی (علیه السلام) فرمود: از گناه تو گذشت کردم.

او قسم سوم آیه را خواند، گفت: و الله یحب المحسنین، امام مجتبی (علیه السلام) فرمود: من ترا آزاد کردم و حقوق ترا دو برابر نمودم.

 

پی نوشت ها: 

[1] بحار ج 344:43.

[2] تاریخ الخلفاء: 191.

 

 

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن