سه شنبه, 08 تیر 1395 ساعت 14:04
خواندن 545 دفعه

کتاب جامعه علی علیه السلام - حسن جلالیان

در خصوص این کتاب، احادیث فراوانی وارد شده است که ما هم سعی می کنیم براساس همین احادیث روشن نماییم که این کتاب شریف چه بوده است؛ چه مطالبی در آن کتاب وجود دارد و اکنون کجاست؟

از ابوبصیر - که از جمله اصحاب امام باقر(علیه السلام) و امام صادق(علیه السلام) بوده است - روایتی به شرح زیر نقل شده است:
ابوبصیر گفته است، خدمت امام صادق(علیه السلام) رسیدم و گفتم: فدایت شوم سؤالی دارم، آیا اینجا کسی هست که سخنان مرا بشنود؟ امام صادق(علیه السلام) پرده ای را که بین آن اتاق و اتاق مجاور آویخته شده بود کناری زد و در آنجا سر کشید و سپس به من فرمود: ای ابومحمد (کنیه ابوبصیر) هر چه می خواهی بپرس.
گفتم: فدایت شوم، شیعیان تو بر اساس احادیثی مدعی هستند که رسول خدا(صلی الله علیه وآله) بابی از علم به روی علی(علیه السلام) گشوده که از آن هزار باب دیگر گشوده می شود. امام(علیه السلام) فرمود: ای ابو محمد، ما جامعه داریم و آنها چه می دانند که جامعه چیست؟ پرسیدم: فدای تو گردم جامعه چیست؟ امام(علیه السلام) فرمود:
صحیفه ای است به درازای هفتاد ذراع به ذراع رسول خدا(صلی الله علیه وآله) و املای آن حضرت که همه مطالب آن یک به یک، از دو لب مبارک ایشان بیرون آمده و علی(علیه السلام) آن را به خط خود نوشته است و در آن صحیفه از هر حلال و حرامی و از هر آنچه که مردم به آن نیاز داشته و دارند، سخن رفته است؛ حتی دیه یک خراش سطحی بر پوست بدن.1
در حقیقت پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) مجموعه احکام اسلام را بر امیرالمؤمنین(علیه السلام) املاء فرموده و آن حضرت نیز آن را به صورت کتابی به نام جامعه گردآوری نموده است، و این مجموعه گرانقدر به ترتیب نزد ائمه(علیه السلام) بوده و آن بزرگواران گاهگاهی آن را بر مردم عرضه می داشتند.
همچنین از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که فرمود:
همانا نزد ما نوشتجاتی است که با وجود آنها نیازی به مردم نداریم ولی مردم بهما احتیاج دارند، نزد ما کتای است به املا پیامبر(صلی الله علیه وآله) و خط علی(علیه السلام) که هر حلال و حرامی در آن است، شما راجع به کاری نزد ما می آیید سپس ما می فهمیم که شما به آن عمل می کنید یا آن را ترک می نمایید.2
در منابع اهل سنت نیز به این مطلب اشاره شده که امام علی(علیه السلام) همه روز صبح و شام، برای تعلیم گرفتن قرآن، و آنچه نازل شده بود، به خدمت پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله) می رسید. ابن ماجه از علی(علیه السلام) روایت کرده که ایشان فرمود:
من سحرگاهان هر روز به خدمت پیامبر(صلی الله علیه وآله) می رسیدم و از پشت در می گفتم: «السلام علیک یا نبی اللَّه»، و اگر آن حضرت آهسته و آرام سرفه می کرد، به خانه بازمی گشتم وگرنه داخل می شدم.3
در این ملاقاتها پیامبر به علی(علیه السلام) دستور نوشتن می داد و می فرمود:
آنچه را به تو می گویم بنویس، و علی(علیه السلام) سؤال کرد: ای رسول خدا، از آن می ترسی که فراموش کنم؟ پیامبر فرمود: نه، از خدا خواسته ام حافظه ات را نیرو بخشد و تو را دچار فراموشی نگرداند، آن را برای شریکانت یعنی امامان بعد از خودت بنویس. [و با اشاره به امامت امام حسن(علیه السلام) فرمودند:] این نخستین آنان است و فرمود: امامان از فرزندان حسین(علیه السلام) هستند.4
ابو حمزه ثمالی می گوید، به حضرت علی بن الحسین(علیه السلام) عرض کردم:
فدایت شوم، آنچه در نزد پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) بود، به امیرمؤمنان(علیه السلام) عنایت شد، بعد از امیرالمؤمنین به امام حسن، سپس به امام حسین(علیه السلام) و بعد به هر امام تا روز قیامت؟ امام فرمودند: صحیح است، و به اضافه پیشامدهایی که هر سال رخ می دهد و در هر ماه و آری، به خدا قسم در هر ساعت.5
پس تا کنون روشن ساختیم که کتاب جامعه، تمام احکام حتی حکم خراش بر بدن را شامل می شود؛ این کتاب به املای پیامبر(صلی الله علیه وآله) و خط علی(علیه السلام) جمع آوری و تدوین شده است کتاب یاد شده مورد استفاده همة ائمه(علیه السلام) بوده است و امامان بعد از امیر مؤمنان، علی(علیه السلام)، جامعه را پس از سپری شدن ایام خویش، به امام پس از خود به ودیعت می سپردند؛ حال به چند حدیث در این زمینه اشاره می نماییم تا چگونگی انتقال این کتاب و سایر مواریث از علی(علیه السلام) به سایر ائمه روشن شود.
ثقه ‌‌الاسلام کلینی در کتاب «اصول کافی» از قول سلیم بن قیس هلالی، از جمله اصحاب امام علی(علیه السلام) است که تا امام سجاد(علیه السلام) را درک کرده است - چنین آورده است:
من شاهد وصیت امیرمؤمنان علی(علیه السلام)، به فرزندش، حسن(علیه السلام)، بودم، آن حضرت پس از انجام وصیت، حسین(علیه السلام) و محمد حنیفه و همه پسرها و بزرگان شیعه و خانواده اش را بر آن وصیت گواه گرفت و آنگاه کتاب و سلاح خود را به فرزندش، حسن(علیه السلام) تحویل داد و گفت: پسرم، رسول خدا به من امر فرموده که تو را وصی خود گردانم و کتابها و اسلحه ام را به تو تحویل دهم، همانطور که رسول خدا(صلی الله علیه وآله) مرا وصی خود قرار داد و کتابها و اسلحه اش را به من سپرد و نیز فرمان داده تا به تو دستور دهم که چون مرگت فرا رسد، آنها را به برادرت، حسین(علیه السلام) تحویل دهی
سپس امیرمؤمنان(علیه السلام) روی به جانب حسین(علیه السلام) کرد و به او فرمود: رسول خدا(صلی الله علیه وآله) تو را نیز فرمان داده که آنها را به این پسر خویش، علی بن الحسین(علیه السلام)، تحویل دهی. سپس دست علی بن الحسین(علیه السلام) را گرفت و فرمود: و رسول خدا(صلی الله علیه وآله) تو را نیز فرمان داده تا آنها را به پسرت، محمد، تحویل دهی و از جانب رسول خدا(صلی الله علیه وآله)و و من، به او سلام برسان.6
ملاحظه می گردد که تمامی مواریث انبیا، به وسیله پیامبر(صلی الله علیه وآله) تحویل علی(علیه السلام) می شود و به وسیله علی(علیه السلام) تمامی آن مواریث به علاوة کتاب جامعه، تحویل امام حسن(علیه السلام) و امام بعدی تا امام باقر(علیه السلام) می شود و این حدیث روشن می سازد که مواریث انبیای الهی - علیهم السلام - و امام علی(علیه السلام) به دست امام محمد باقر(علیه السلام) رسیده است.
در حدیث دیگری چگونگی انتقال مواریث من جمله کتاب جامعه از امام حسین(علیه السلام) به امام سجاد(علیه السلام) روشن می شود؛ در کتاب کافی و بصائر الدرجات آمده است که حمران بن اعین شیبانی می گوید
از ابوجعفر (امام محمد باقر(علیه السلام)) در مورد صحیفه مهر و موم شده ای که نزد «ام سلمه» به ودیعت نهاده شده بود و مردم درباره آن سخن می گفتند سؤال نمودم و امام باقر(علیه السلام) فرمود:
چون اجل رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فرا رسید، علی(علیه السلام) علم و اسلحه آن حضرت و هر چه را نزد او بود به ارث برد، [این علوم و معارف و سلاح و کتاب جامعه و مصحف همچنان نزد امیرالمؤمنین(علیه السلام) بود] تا اینکه به امام حسن(علیه السلام) و پس از او به امام حسین(علیه السلام) رسید؛ در این موقع چون ما از غلبه دشمنان بیم داشتیم، این بود که آنها را (جدم حسین(علیه السلام)) نزد ام سلمه به امانت سپرد و بعد از آن علی بن الحسین(علیه السلام) آنها را از ام سلمه ستاند.
من (حمران بن اعین) گفتم: بسیار خوب، سپس به پدرت رسید و بعد از آن نزد تو بوده و به تو رسیده است؟ امام باقر(علیه السلام) فرمود: آری، همینطور است.7
و نیز شیخ طوسی به روایت از فضیل بن یسار چنین آورده است:
ابو جعفر(علیه السلام) به من فرمود: در همان هنگام که حسین(علیه السلام) عازم حرکت به سوی عراق (کربلا) بود، وصیت نامه پیغمبر و کتابها و دیگر اشیاء (مواریث انبیاء و امامت) را به امانت نزد ام سلمه گذاشت و به او فرمود: وقتی که پسر بزرگ‌ترم به تو مراجعه کرد، آنچه را که به تو به امانت سپرده ام به او تسلیم کن. پس از اینکه حسین(علیه السلام) به شهادت رسید، علی بن الحسین(علیه السلام) نزد ام سلمه رفت و آن بانو هم تمامی امانتهایی را که حسین(علیه السلام) به امانت نزدش نهاده بود به امام سجاد(علیه السلام) تحویل داد.8
همین داستان در بعضی دیگر از منابع حدیثی وارد گردیده است که برای جلوگیری از اطاله کلام از ذکر آنها خودداری می‌کنیم. گفتنی است که حضرت امام حسین(علیه السلام) وصیت نامه دیگری نیز داشته است که آن را در کربلا به دخترش فاطمه سپرد و او هم بعدها آن را به علی بن الحسین(علیه السلام) تحویل داد و آن غیر از این مواریث بوده است.
اکنون که سلسله مواریث انبیای الهی و امامت تا امام باقر(علیه السلام) روشن گشت، به نقل دو روایت دیگر که نحوه انتقال این مواریث از امام سجاد(علیه السلام) به امام باقر(علیه السلام) را روشن می سازد، اشاره می کنیم.
در حدیثی از عیسی بن عبداللَّه روایت شده است که:
امام سجاد(علیه السلام)، در بستر مرگ به فرزندانش که پیرامون او گرد آمده بودند نظری افکند و سپس چشم به فرزندش، محمد بن علی(علیه السلام)، [امام باقر(علیه السلام)] انداخت و به او فرمود: محمد، این صندوق را بگیر و به خانه خود ببر. سپس امام به سخن خود ادامه داد و فرمود: در این صندوق به هیچ عنوان دینار و درهمی وجود ندارد، بلکه آکنده از علوم است.9
عیسی بن عبداللَّه بن عمر در بصائر الدرجات و بحارالانوار از امام صادق(علیه السلام) روایت کرده است که:
پیش از آنکه علی بن الحسین(علیه السلام)، بدرود حیات گوید سبد یا صندوق را حاضر کرده به فرزندش فرمود: محمد، این صندوق را ببر؛ او نیز صندوق را توسط چهار نفر حمل کرد و برد.
چون امام سجاد(علیه السلام) درگذشت، عموهایم برای گرفتن سهم خود از محتویات آن صندوق به پدرم مراجعه کرده و گفتند: بهره ما را از آن صندوق بپرداز.
امام باقر(علیه السلام) در پاسخ آنها فرمود: به خدا قسم که شما را نصیبی از آن نیست، اگر شما را بهره ای در آن می بود، آن را (پدرم) به من تحویل نمی داد. در آن صندوق سلاح رسول خدا(صلی الله علیه وآله) و کتابهای او قرار داشت.10
پس از امام باقر(علیه السلام) تمامی مواریث انبیای و امامت به امام صادق(علیه السلام) منتقل گردید. به حدیثی در این زمینه توجه فرمایید.
از زراره بن اعین شیبانی در بصائر الدرجات روایت شده که امام صادق(علیه السلام) فرمود
هنوز امام باقر(علیه السلام) حیات داشت که آن مواریث و کتابها به من منتقل گردید.11
این روایت نیز مشخص می سازد، مواریث که کتاب جامعه علی(علیه السلام) نیز شامل آن می شود، در زمان حیات امام باقر(علیه السلام) به فرزند گرامی اش، امام صادق(علیه السلام) منتقل گردیده است. در کتابهای دیگر در مورد سایر ائمه بعد از امام صادق(علیه السلام) نیز روایاتی وارد شده است.12
در پایان این مبحث به مواردی از رجوع امامان مکتب اهل بیت(علیه السلام) به کتاب جامعه علی(علیه السلام) می پردازیم:
از ابان بن تغلب بن ریاح روایت شده که گفت:
از علی بن الحسین(علیه السلام) در مورد کسی سؤال شد که درباره مقداری از مال خود وصیت کرده است [به طور مبهم وصیت کرده که مقداری از مال او را به فلان مصرف برسانید، اما مقدار آن را مشخص نکرده و عباراتی مانند »شی ء من مالی« به کار برده است].
حضرت سجاد(علیه السلام) در پاسخ فرمود:
شی ء در کتاب علی(علیه السلام)، یک ششم محسوب می شود.13
نجاشی روایت کرده است که:
عذافر بن عیسی خزاعی صیرفی در معیت حکم بن عتیبه کوفی به خدمت امام باقر(علیه السلام) رسیدند. حکم آغاز سخن کرد و مسائلی را مطرح ساخت و امام به اینکه دیدار حکم را خوش نداشت، او را پاسخ می داد تا اینکه در مسأله ای بینشان اختلاف نظر افتاد [حکم پاسخ امام را نپذیرفت]؛ در این هنگام امام باقر(علیه السلام) روی به فرزند خود کرده، فرمود
پسرم، برخیز و آن کتاب علی(علیه السلام) را بیاور. فرزند امام فرمان برد و کتابی که طوماروار روی هم پیچیده شده بود، پیش روی آن حضرت نهاد. امام آن را گشود و به جست وجوی مسأله مورد بحث پرداخت تا آن را بیافت و سپس فرمود: این املای رسول خدا(صلی الله علیه وآله) و خط علی(علیه السلام) است.14
در ادامه همین حدیث حضرت فرمود:
به هر طرف که می خواهید، به شرق و به غرب بروید که به خدا سوگند، علمی از این مطمئن تر که نزد خانواده ماست و جبرییل بر ما فرود آورده، نزد هیچکس دیگر نخواهید یافت.
بارها استفاده ائمه از کتاب جامعه علی(علیه السلام) و پاسخ دادن به سؤالات، در منابع معتبر شیعه آورده شده که ما در اینجا مواردی از آنها را ذکر مینماییم:
عن زراره، عن ابی عبداللَّه(علیه السلام) قال فی کتاب علی(علیه السلام):
انّ الهرّ سبع و لا بأس بسؤوره و انّی لأستحی من اللَّه أن أدع طعاماً لأن الهرّ أکل منه.
وسائل الشیعه ج1، کتاب الطهاره باب السور السفور.
ابوحمزه از امام باقر(علیه السلام) نقل می‌کند که فرمود:
وجدنا فی کتاب علی(علیه السلام) قال رسول اللَّه(صلی الله علیه وآله): إذا منعت الزّکوة، منعت الارض برکاتها.
در کتاب علی(علیه السلام) چنین یافتم که رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود: هنگامی از پرداخت زکات خودداری شود، زمین برکات خود را دریغ می‌کند.
وسائل الشیعه، کتاب الزکوة، باب تحریم منع الزکوة.
برید بن معاویه می‌گوید:
سمعت أبا عبداللَّه(علیه السلام) یقول: انّ فی کتاب علی(علیه السلام) یضرب شارب الخمر ثمانین و شارب النّبیذ ثمانین.
از ابا عبدالله [امام صادق(علیه السلام)] شنیدم که می‌فرمود: «در کتاب علی(علیه السلام) آمده است: به کسی خمر (شراب انگور) و به کسی که نبیذ (شراب خرما) می‌نوشد هشتاد تازیانه زده شود.
همچنین از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که:
فی کتاب علی(علیه السلام) دیه کلب الصّید اربعون درهماً.
در کتاب امام علی(علیه السلام) آمده است که دیة سگ شکارچی چهل درهم است.
سخن پایانی درباره کتاب جامعه اینکه به تصریح امام صادق(علیه السلام)به واسطه سخنان امام(علیه السلام) و سخنان آن حضرت نیز به سخنان رسول خدا(صلی الله علیه وآله) و خدای عزوجل بر می‌گردد
حدیث من، حدیث پدرم می باشد و حدیث پدرم، حدیث جدم و حدیث جدم همان حدیث حسین است و حدیث 
حسین، حدیث حسن و حدیث حسن، حدیث امیرالمؤمنین و حدیث امیرالمؤمنین، حدیث رسول خدا(صلی الله علیه وآله) و حدیث رسول خدا(صلی الله علیه وآله)، سخن خدای عزّوجلّ می باشد.15

 

پی نوشت ها:
1. محمدبن یعقوب کلینی، الکافی، ج1، ص231؛ صفار قمی، بصائر الدرجات، ص 151؛ فیض کاشانی، الوافی، ج2، ص135.
2. الکافی، ج1، کتاب الحجه، باب «فیه ذکر الصحیفه و الفجر و الجامعه» ص 349، حدیث 6.
3. سنن ابن ماجه، باب استئذان، کتاب الأدب، مسند احمد، ج1، ص 58 و ص 107.
4. شیخ صدوق، أمالی، ج2، ص56؛ بصائر الدرجات، ص 167؛ ابراهیم بن الحنفی القندوزی، نیابیع الموده، ص20.
5. بحارالانوار، ج26، ص91، ح14؛ بصائر الدرجات، ص16؛ شیخ مفید، الاختصاص، ص 314.
6. الکافی، ج1، ص297؛ الوافی، ج2، ص79.
7. الکافی، ج1، ص235؛ بصائر الدرجات، ص 177 و ص 186 و ص 188؛ الوافی، ج2، ص 132.
8. شیخ طوسی، کتاب الغیبه، ص 128؛ ابن شهرآشوب، مناقب، ج4، ص 172؛ بحارالانوار، ج46، ج3، ص18.
9. الکافی، ج1، ص305، ح2؛ ثقه الاسلام طبرسی، إعلام الوری بأعلام الهدی، ص 260؛ بصائر الدرجات، ص24؛ 
بحارالانوار، ج46، ص 229؛ الوافی، ج2، ص83.
10. الکافی، ج1، ص 305؛ الوافی، ج2، ص 82؛ بصائرالدرجات، ص165؛ اعلام الوری بأعلام الهدی، ص260، بحارالانوار، ج46، ص229.
11. بصائر الدرجات، ص158 و ص 180 و ص 181 و ص 186.
12. نعمانی، کتاب الغیبه، ص177؛ شیخ مفید، الإرشاد؛ بصائر الدرجات، ص 164، ح 7 تا 9.
13. الکافی، ج7، ص40، ح1؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج4، ص 151؛ شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص 217؛ شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج9، ص211، ح835؛ شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج13، ص450، ح1.
14. النجاشی، رجال، ص279.
15. وسائل الشیعه، کتاب الزکوه، باب تحریم منع الزکوه.

منبع: کتاب امام مهدی (عج) و میراث صالح

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن