چهارشنبه, 10 آذر 1395 ساعت 09:00
خواندن 101 دفعه

تحول مأموم؛ زمینه ساز ظهور - قسمت دوم - علی حاج محمدی

لایقیم امرالله الا من 

 خیزش هایی که برای برپایی قسط و عدل صورت می گیرد، موانعی دارد. یکی از این موانع، کسانی هستند که خود موضوع مخاصمه اند؛ یعنی کسانی که دارایی یا موقعیت شان در معرض خطر قرار است و طبعاً در برابر چنین خیزش هایی جبهه می گیرند. اما گاه این موانع درونی است؛ یعنی در درون جبهه قسط و عدل جای دارد و نیروی پیش برنده آن را دچار سستی می کند.
  
جبهه حق در سه وضعیت ممکن است دچار سستی شود: یکی زمانی که افراد این جبهه، در برپایی عدالت، در مقابل جبهه باطل دچار رودربایستی می شوند، مثلاً برای پیش برد قسط و عدالت، مجبور می گردند با کسانی مقابله کنند که تا دیروز مصاحب یا دوست و آشنایشان بوده است. دوم، زمانی که در تشخیص راه درست، دچار دودلی و تردید می شوند. گاه در برابر قسط و عدل کسانی شمشیر می کشند که خود جامه ای از دین برتن دارند و شعار دین هم سر می دهند. حضور اینها ممکن است مایه تردید در دل برخی شود و اراده شان را ضعیف کند. سوم نیز گاهی برخی افراد، خود اسیر وعده های جبهه باطل می شوند و مطامع شان مانع از هم راهی یاوران قسط و عدل می گردد .
   
بر این اساس، اراده اصلاح برای برپایی قسط و عدل که سرلوحه خیزش جهانی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است، آن هنگام در ذهن و دل یاوران این خیزش جهانی نضج خواهد گرفت که موانع فوق را از دل هایشان بزدایند. برپایی قسط، اقامه امر خداست و اقامه امر خدا را کسی پایاب و شکیب دارد که آراسته به سه خصلت راه بردی باشد. امام علی(علیه السلام) که رهبر خیزش برپایی عدالت و قسط است، این سه مانع را در میان پیروان خود مشاهده کرده بود لذا در کلامی به آفت شناسی نیروی قسط و عدل پرداخت و فرمود:

لا یقیم أمر الله سبحانه إلّا من لا یصانع و لا یضارع و لا یتّبع المطامع ؛(1)

کسی را پایاب برپایی امرخدا و هم راهی این پرچم نیست مگر این که اهل مصانعه و سازش کاری نباشد، در تصمیم گیری ها دچار تردید نشود و از خواسته های نفس خود نیز پیروی نکند.(2
  
روحیه سازش کاری و معامله گری بر سر اصول و حقایق و ملاحظه کاری به نام مصلحت و رو در بایستی، شفاعت پذیری و تبعیض در اجرای قسط بزرگ ترین آفت جنبش های اصلاحی تاریخ به شمار می آید. سازش کاری گاه نتیجه ترس و گاه نتیجه طمع است و اراده اصلاح، آن گاه پدید می آید که انسان شجاع باشد و در برابر رشوه ها خود را نبازد و فریب نخورد؛ خواه پول باشد یا ستایش دیگران و یا شهوات دیگر
رودربایستی و رفیق بازی هم به سازش کاری می انجامد. غالباً افرادی که با هم، طبقات اجتماع را می چاپند، چنین مصانعه و سازشی میان آنها حکم می راند. اما منطق قرآن کریم، اجتناب از محبت دوستان و آشنایان در راه برپایی امر خداست که می فرماید:

لَا تَجِدُ قَوماً یُؤمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الیَومِ الآخِرِ یُوَادُّونَ مَن حَادَّ اللَهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَو کَاَنُوا آبَاءَهُم أَبنَاءَهُم أَو إِخوَنَهُم أَو عَشِیرتَهُم ؛(3)

قومی را نیابی که به خدا و روز بازپسین ایمان داشته باشند [و]کسانی را که با خدا و رسولش مخالفت کرده اند - هر چند پدرانشان یا پسرانشان یا برادرانشان یا عشیره آنان باشند - دوست بدارند .
  
امام علی (علیه السلام) در توصیف جنگ های صدر اسلام می فرماید که «ما در کنار رسول خدا (صلی الله علیه و آله) با پدران و پسران و برادران و عموها و دایی های خود ستیز کردیم. و این امر دشوار، حتی برایمان و تسلیم در برابر خداافزود و گام های ما را در راه خدا استوارتر ساخت. »بعد به لشکریانش که اراده اصلاح در آنان به ضعف رفته بود، نهیب زد
و لَعَمری لو کنّا نأتی ما قام للدّین عمود؛ (4)

اگر بنا بود ما مثل شما رفتار کنیم، پایه دین خدا هیچ گاه استوار نمی گشت .
  
گاه مصانعه در برابر کشش ها و خواسته های جامعه نیز رخ می دهد و به صورت بهره برداری از نقطه ضعف اجتماع و نه مبارزه با آن ظهور می کند. بر این اساس، تابع احساسات عمومی بودن نیز نوعی مصانعه است .
  
فقدان اعتماد به نفس و تردید در تصمیم گیری یا هراس از عواقب احتمالی یک اقدام درست نیز مانع از پدیداری اراده اصلاح است. اگراراده اصلاح پدید آید، انسان در برابر پیش آمدهای ناگهانی دست و پای خود را گم نمی کند. بنابراین، برپایی قسط نیازمند اراده هایی آهنین است. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در توصیف یاران حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می فرمایند :«دل های آنان چونان پاره های آهن است ».(5)هم چنین در حدیث آمده که «حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و سپاهیانش، در راه اجرای امر خدا به سرزنش کسی نمی اندیشند .»(6)
  
شهوات و مطامع نیز اراده اصلاح را سست می کند. صلح با معاویه در عهد امام حسن (علیه السلام) نتیجه رفتار شهوت مآبانه برخی مدعیان برپایی قسط و بی ارادگی آنها در برابر لشکرمعاویه بود. هم چنین در دوره عباسی، بسیاری از علویان و حامیان خانه امامت که زمانی ماهیتی انقلابی داشتند و حتی پدران و برادران و خویشانشان به دست حکومت جور به قتل رسیده بودند، در اندک زمانی، شکار مادیات شدند و اراده خود را به پیشنهادهای چرب و نرم فروختند و حتی گفته اند که یکی از محرمان دستگاه سیاسی امام موسی بن جعفر (علیهما السلام) همه اسرار امام را با پیشنهادی چرب و نرم معاوضه کرد و موجب شهادت امام شد .(7)

و من لزمها لحق
 
اراده اصلاح شرط لازم برای برپایی امر خداست، اما شرط کافی نیست و تاریخچه خیزش های اسلامی پس از رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) گواه این مدعاست. این خیزش ها با اراده اصلاح در امت اسلامی صورت گرفت، اما چون از مدار پذیرش امامت به دور بود، نتیجه ای نداشت؛ یعنی حرکت هایی یک جانبه با هدف برپایی قسط بود، ولی حول محورامام معصوم زمان شکل نمی گرفت، لذا دیر یا زود به انحراف می رفت.

در امر برپایی قسط، آن گاه که پرچم هدایت بر دوش امام قرار می گیرد، دیگر نه باید از آن پیشی گرفت ونه جا ماند. امیر مؤمنان علی (علیه السلام) در این باره می فرماید:

و خلّف فینا رایة الحقّ، من تقدّمها مرق و من تخلّف عنها زهق و من لزمها لحق؛ (8)

آن بزرگوار (پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) )پرچم راستی و درستی در میان ما نهاد و رفت. هر که از آن پیشی گرفت، از دین بیرون رفت و هر که باز ماند، هلاک شد و آن که همراهی اش کرد، به مقصد رسید .
  
اما تاریخ بشر، آکنده از سرپیچی و اختلاف مردم در امر اطاعت از ولی خداست. برای بشر همیشه دشوار بوده که از بشری چون خود اطاعت کند. قرآن کریم صاحبان چنین روحیه ای را با عنوان «ملأ»یاد می کند که به سبب تعلقات و دل بستگی های خود، همیشه مزاحم حرکت های انبیا بوده اند. از جمله بهانه هایی که برای سرپیچی از راه راست می آورده اند، همین نفس فرمان بری از بشری همسان با خودشان بوده است. قرآن کریم درباره قوم نوح (علیه السلام) می فرماید:

قَالَ المَلَأُ الَّذِینَ کَفَروُا مِن قَومِه مَا هذَا إِلَّاَ بَشَرٌ مِّثلُکُم.. .وَ لَو شَاءَ اللَّهُ لَأَنزَلَ مَلَائِکَةً .(9)
  
نوح و اصحابش ازکشتی پیاده شدند و نسلی گذشت، اما باز تعلقات دنیوی، پدیدار شدن چنین احساسی در نسل های بعدی را موجب شد؛ چنان که در چند آیه بعد، همین مضمون از زبان این قوم جدید تکرار می شود. منطق انحرافی این افراد، آن است که اطاعت از بشری هم چون خود را نمی پذیرند
  
یکی از افراد سرشناس زیدی مذهب در دوران امام جواد (علیه السلام) دچار شبهه شده بود که چگونه امامیه، به اطاعت از چنین کودکی، معتقد هستند و خلاصه آن که با نگاه ناقص خود، امام را در وضعیتی نمی دید که بشود از وی پیروی کرد. امام جواد (علیه السلام) در پاسخ وی، به این آیه استناد کردند: :فَقَالُوا أَبَشَراً مِنَّا وَاحِداً نَتَّبِعُهُ إِنَّا إِذاً لَفِی ضَلَالٍ وَسُعُرٍ.(10) یعنی چنین نگاهی به امام، از همان اکراه تاریخی بشر در اطاعت از بشری چون خود ناشی می شود .(11)
  
در زمان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)، سخن ایشان چون آیه محکمه ای بود که کسی را یارای سرپیچی نبود. قرآن می فرماید :

وَ مَا کَانَ لِمُؤمِنٍ وَلَا مُؤمِنَةٍ إِذَا قَضَی اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمراً أَن یَکُونَ لَهُمُ الخِیَرَةٌ مِن أمرِهِم ؛ (12)

و هیچ مرد و زن مؤمنی را نرسد که چون خدا و فرستاده اش به کاری فرمان دهند، برای آنان در کارشان اختیاری باشد .
  
یعنی دیگر تشخیص پیامبر که در میان می آید، چون و چرا باید کنار رود. اما دوران بعد از نبوت، در دوران محک جامعه است. پیامبر (صلی الله علیه و آله) به علی (علیه السلام) فرمود :لولاک لم یعرف حزب الله بعدی ؛(13)یعنی زمانی که دیگر آوردن نشانه و معجزه از جانب پیامبر برای تسهیل ایمان مردم رخت بربندد و میزان در امر جامعه، خواست مردم شود و افراد از سر اراده خویش، به اصلاح خود و جامعه برخیزند و گرداگرد حبل المتین امام و صراط راهنمای وی طواف کنند، آن گاه حزب خدا شناخته خواهند شد. لذا در دوران امامت، همیشه به تشخیص امام اعتراض می شده است. برخی خیزش ها بعد از نهضت عاشورا در جامعه اسلامی رخ داد، اما سوریه به دین منهای امام بود. اینها پیامبر را بعضاً دیده بودند، اما نمی توانستند امام را درک کنند. لذا بسیاری منحرف شدند، چون حاضر به سر نهادن به قوه تشخیص امام نشدند .
  
در آن صحابی خراسانی هم چنین احساسی پدید آمده بود. وی نماینده اندیشه های اصیل به شمار می آمد مبنی بر این که باید قیام کرد و بساط ظلم را برچید. در پوشش پرداخت خمس منطقه خراسان به امام ششم، حامل پیامی بود برای امام که چرا نشسته ای و قیام نمی کنی. اما با آن ماجرا که رخ داد، بر همگان روشن شد که اندیشه پذیرش امامت هنوز پرورش لازم را نیافته است .
  
حال تصور کنید که این مرد به ناحیه خراسان برگشته و همین دیدار را با طول و تفصیل برای اهالی آن ناحیه تعریف کرده است. آن موقع سفرکردن به بلاد دوری هم چون مدینه، کار آسانی نبود. از آن گذشته، اخبار نیز به سادگی منتشر نمی شد. لذا مردم به شنیدن وصفی و سخنی از اهل بیت (علیهم السلام) بر می گشتند، جمعیت کثیری دورشان را می گرفتند و جویای اطلاعاتی درباره اوضاع می شدند. حال تصور کنید که مردم متوجه شوند که سهل خراسانی دیداری مفصل و سرنوشت ساز با امام ششم (علیه السلام) داشته است. با این وضعیت، شاید رخداد دیدار با امام ششم دهان به دهان در همه نواحی خراسان پیچیده و به گوش همگان رسیده است .
  
اما چند دهه بعد امام رضا (علیه السلام) در ماجرای فراخوان مأمون به مرو، از همان نقاط عبور می کند و ماجرای حدیث «سلسلة الذهب»رخ می دهد. عاشقان امامت و صاحبان اندیشه اصلاح و منادیان برپایی قسط، از امام (علیه السلام) تقاضای سخنی می کنند و جواب می شنوند که «کلمه لا اله الا الله، باروی خداست و البته شرط ورود به آن پذیرش امامت است:وأنا من شروطها. »این یعنی هنوز در میان مردم آن خطه، پذیرش امام به آن حد لازم نرسیده است .
  
امام علی (علیه السلام) در شکوه ای از این خصلت مردم فریاد می زند :
ای دو صد شگفت از اشتباه کاری این گروه ها و دسته ها که در امر دینشان دچار اختلافند : از سنت پیامبر پیروی نمی کنند و به کردار هیچ وصی اقتدا نمی نمایند.. .برای این گروه ها، معروف همان است که خود معروف بدانند و منکر همان است که منکر بدانندش. نتیجه این که اینها در مشکلات به رأی خود پناه می آورند و در امر دین پیشوای خود هستند .(14)
  
چه بسا اگر ما در زمان علی (علیه السلام) بودیم و می دیدیم که بشری چون خود ما، در جنگ صفین به خود اشاره می کند و می گوید :«قرآن ناطق من هستم»، بسیاری از ما در صف خوارج می رفتیم. نفس این تصاویری که از ائمه (علیهم السلام)ترسیم می شود، دال بر همین امر است که در نگاه بسیاری از ما در صف خوارج می رفتیم. نفس این تصاویری که از ائمه (علیهم السلام)ترسیم می شود، دال بر همین امر است که در نگاه بسیاری از افراد، امام باید حتماً در وجنات و ظاهرش، فرشته گون باشد. بر همین اساس، روان ناخودآگاه ما، عالی ترین تصورات را به محبوب پنهانمان حضرت ولی الله اعظم نسبت می دهد. حال اگر این خصلت تاریخی نافرمانی از بشری چون خود در نهاد کسی بیدار باشد، آن گاه که امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)بیاید نیز از وی سرپیچی خواهد کرد .
  
اما یاران حقیقی حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که خصلت پذیرش امام در آنان پرورده شده است، در فرمان برداری از آن حضرت از هم سبقت می گیرند.(15) هم چنین درباره یاران حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است که آنان در برابر حضرت از یک غلام به مالک خود، فرمان بردارتر هستند.(16) در دعای عهد با آن حضرت، دستور آمده تا از خدا بخواهیم
اللّهمّ اجعلنی من أنصاره و أعوانه و الذّابّین عنه و المسارعین إلیه فی قضاء حوائجه و الممتثلین لأوامره و المحامین عنه و السّابقین إلی إرادته و المستشهدین بین یدیه .(17)
  
گویی مسابقه ای است برای ولایت پذیری و سرنهادن به امر مولا (و المسارعین إلیه فی قضاء حوائجه)و در این میدان معیار ارزش، ربودن گوی سبقت در ابزار ارادت و ادای دین به آن حضرت است (و السابقین إلی ارادته )و در این راه، جان و سر هم باید باخت (و المستشهدین بین یدیه )این چنین اشتیاق به ولایت، در ماجرای کربلا انقلابی ایجاد کرد آن هنگام که در خیمه امام در شب عاشورا، هرکسی بر دیگری در ادای ارادت خویش مسابقه می داد و آن هنگام که اصحاب در پیش تاختن به میدان دفاع از حرم رسول خدا در صبح عاشورا مسابقه می دادند
  
بر همین اساس توقیع امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) (وَ امّا الحوادث الواقعة فارجعوا فیها إلی رواة أحادیثنا )از جمله کلیدهای زمینه سازی ظهور است. ثمره این حدیث، ایجاد قابلیت پذیرش یک انسان (راوی حدیث)به عنوان مرجع هدایت و سرنهادن بر فرمان انسانی است که به مدد تتبع و تهجد، به مبدأ هدایت الهی متصل شده و قابلیت راهنمایی خلق را یافته است. ثمره این حدیث، گذر از کشش های نفسانی است که غالباً تشخیص های غلط انسان را به منزله حقیقت بی بدیل جلوه می دهد. ولایت فقیه در عصر انقلاب اسلامی مصداق اتم این باور است
  
امام خمینی (رحمه) مؤسس اندیشه جمهوری اسلامی در عصر ما، هماره به این رکن رکین اشاره داشتند:«پشتیبان ولایت فقیه باشید.. »از این منظر، پشتیبانی ولایت فقیه یعنی سرنهادن به دریافت، تشخیص و تصمیم انسانی از جنس خودمان که به مدد صیانت از نفس خویش و مخالفت با خواسته های نفسانی، افتخار نمایندگی امام در دوران غیبت را یافته است. برهمین اساس، مانع پذیرش ولایت فقیه، عدم آمادگی برای واگذاری امر و درخواست راهنمایی از انسانی دیگر است که به سبب وارستگی های روحانی خود، قابلیت راه بری یافته است .
  
نتیجه :
   
ما در دورانی زندگی می کنیم که اندیشه اصلاح و برپایی قسط، صورتی جهانی به خود گرفته است. ما نظام واحد جهانی ظلم و همه گیر شدن ستم اقتصادی در سراسر گیتی را شاهد هستیم که توسط سازمان های واحد جهانی استمرار یافته و تقویت می شود. چنین بی عدالتی فراگیر، در هیچ یک از دوران بشر نظیر نداشته و اکنون درد مشترک همه زمینیان شده است. در عین حال، وجود این اندیشه اصلاح و اندیشه برپایی قسط، شرط لازم برای ظهور منجی کل (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است، اما شرط کافی نیست
  
زمینه اصلی ظهور، زمانی فراهم می شود که اراده اصلاح در مردم پدید آید؛ یعنی آن که اندیشه کار دارد، آماده بذل جان خویش در این راه باشد و هم چنین در این مسیر، دچار هیچ گونه سازش کاری، دو دلی یا پیروی از خواسته های نفسانی نشود .
  
در عین حال، از جمله ارکان پیدایی اراده اصلاح، پرورش خردهاست تا مردم در عین شناخت جایگاه امام، خود به داوری امور بپردازند و این رشد فکری، از جمله وظیفه های دولت اسلامی است. بر این اساس، یک اصل راه بردی این است که باید همه رفتارها، حرکت ها، جهت گیری ها و برنامه ریزی های دولت اسلامی، در جهت شخصیت دادن به مردم و شریک کردن آنها درامر انتخاب و برنامه چینی و اجرا باشد .
  
باید روش تبلیغ در جامعه اسلامی ما دگردیسی بیابد. باید بخشی از اقلام فرهنگی تولیدی در جامعه، اعم از کتاب یا محصولات رایانه ای، به سمت ایجاد و پرورش اراده اصلاح در امت اسلامی برود. هم چنین مداحان اهل بیت (علیهم السلام)به منزله یکی از رسانه های گسترده و نو اندیشه امامت، نقش سترگی در این باره می توانند ایفا کنند. محتوای اشعار و ذکر مصیبت ها باید حول پرورش شخصیت و شعورو اراده اصلاح پیش رود .

هم چنین باید شور از جان گذشتگی در راه برپایی قسط و عدل، در میان جامعه پرورش یابد. دفاع مقدس هشت ساله ما و نبردهای اخیر خاورمیانه به خصوص نبرد 33روزه لبنان و نبرد 22روزه غزه، دلیل محکمی بر پیدایی انسان های پاک باخته و از جان گذشته در دوران اخیر است. در عین حال، باید به مردم آموخت که هم راهی امام در هر حرکتی، از جمله اصول کار است. نه باید پیش تر رفت و نه بازماند. بر این اساس، پیدایی ولایت فقیه در خطه ایران و بازتاب روزافزون آن در میان گروه های مبارز منطقه ای، زمینه های ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را فراهم کرده است


پی نوشت ها :
 *پژوهش گر مسائل جامعه شناختی .
1.نهج البلاغه، کلمات قصار 110.
2.مرتضی مطهری، امامت و رهبری، ص215-217، تهران :انتشارات صدرا، 1366ش.
3.سور ه مجادله، آیه 22.
4.نهج البلاغه، خ 56.
5.بحارالانوار، ج52، ص304.
6.سید بن طاووس، الملاحم و الفتن، ص65.
7.محمد تقی مدرسی، امامان شیعه و جنبش های مکتبی، ترجمه:حمید رضا آژیر، ص209، تهران :انتشارات بنیاد پژوهش های اسلامی، 1372ش.
8.نهج البلاغه،خ100.
9.سوره مؤمنون، آیه 24.
10.سوره قمر، آیه 24.
11.امامان شیعه و جنبش های مکتبی، ص294.
12.سوره احزاب، آیه 36.
13.بحارالانوار، ج38، ص103.
14.نهج البلاغه، خ88.
15.بحارالانوار، ج52، ص310.
16.همان، ص308.
17.مفاتیح الجنان، دعای عهد.
 

منبع : مشرق موعود - سال سوم تابستان 1388 - شماره 10

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن