یکشنبه, 12 دی 1395 ساعت 09:00
خواندن 186 دفعه

باورداشت مهدويّت در جوامع اسلامی - علی اكبر حسنی

اعتقاد به مهدی و مهدویت، از بدعت‌ها و انحراف‌ها نبوده و نیست؛ بلكه برخاسته از صد‌ها و هزاران نص و نصوص از پیامبر صلی الله علیه و آله  و صحابه و تابعان و امامان معصوم علیهم السلام است و ریشه در منابع اصیل راستین قرآن و عترت و اهل‌بیت علیهم السلام دارد و از زمان پیامبر صلی الله علیه و آله  شهرت داشته و حتی مردم، برخی از اهل‌بیت علیهم السلام را مهدی می‌پنداشتند.

مقدمه :

بر ما و همه پیروان راستین حق و منتظران ظهور حضرت مهدی علیه السلام و همه توده‌های محروم، لازم است كه نخست بازی‌ها و شگرد‌های مدعیان دروغین را باز شناسیم و سپس سطح شناخت و آگاهی خویش از حضرت مهدی علیه السلام را بدان پایه برسانیم كه دچار اشتباه نشویم و معیار كاملی برای تشخیص حق و باطل داشته باشیم. مهم‌ترین علت این‌كه مدعیان مهدویت نسبتاً زیاد بوده‌اند، آن است كه متجاوز از سه هزار حدیث و روایت از قول پیامبر صلی الله علیه و آله  و امامان معصوم علیهم السلام درباره خصوصیات مهدی علیه السلام و نام و نشان آن حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف وارد شده است.

به ویژه نام مهدی علیه السلام و نحوه ولادت آن حضرت و نام او و پدر و مادرش و این كه فرزند چندم پیامبر صلی الله علیه و آله  و امام حسین علیه السلام است و علایم ظهور و خصوصیات بعد از ظهور چگونه است و یاران ویژه‌اش چه خصوصیاتی دارند، همگی بیان شده است.

این حقیقت، چنان مسلم و انكارناپذیر و مشهود بود كه شیعه و سنی و حتی دشمنان اهل‌بیت علیهم السلام و خلفای جور هم آن را به خوبی می‌دانستند؛ ولی بسیاری از مردم، در تطبیق و مصداق آن و نیز جزییات زمان ظهور آن حضرت، دچار اشتباه می‌شدند و احیاناً بسیاری از امامان راستین شیعه را به غلط، مهدی می‌پنداشتند.

اینك برای روشن شدن بیشتر این مطلب، به چند نمونه اشاره می‌كنیم.

مدعیان كاذب مهدویت و كسانی كه مهدی پنداشته شده‌اند

برخی از كسانی كه مردم، آن‌ها را مهدی پنداشته‌اند یا خود آنان، مردم را گمراه ساخته و به نام مهدی قیام كرده‌اند، عبارتند از:

گروهی از مسلمانان (كیسانیه) محمد حنفیه را مهدی دانسته‌اند و معتقدند در كوه رضوی غایب می‌باشد.[1]

گروهی از «جارودیه» محمد بن عبد الله بن حسن را مهدی غایب دانسته‌اند و در انتظار ظهورش به سر می‌برند.[2]

«ناووسیه» گروه دیگری هستند كه حضرت امام صادق علیه السلام را زنده و مهدی می‌دانند.[3]

«واقفیه» حضرت موسی بن جعفر علیه السلام را امام زنده و غایب می‌دانند كه بعداً ظاهر می‌شود و دنیا را پر از عدل و داد می‌سازد.[4]

«اسماعیلیه» به مهدویت حضرت اسماعیل، فرزند امام صادق علیه السلام معتقدند و می‌گویند: او نمرده است؛ بلكه از روی تقیه به او نسبت مرگ داده‌اند.

«باقریه» حضرت امام باقر علیه السلام را مهدی موعود و «محمدیه» حضرت محمد بن علی فرزند امام علی النقی علیه السلام را مهدی می‌دانستند.[5]

«جوازیه» معتقدند كه حجت ابن الحسن فرزندی داشته و او مهدی است. گروه دیگر از اسماعیلیه معتقدند كه محمد بن عبد الله مغربی ملقب به مهدی كه در مغرب به سلطنت رسیده، همان مهدی موعود است كه در روایات آمده است در سال 300 ق از مغرب نمایان می‌شود.

مهدی مصر در سال 1213ق (1768 م) ادعای مهدویت كرد و گروهی را گرد خود جمع نمود؛ ولی سرانجام با هجوم لشكریان ناپلئون، شكست خورد و متواری شد.[6]

درویش رضا در سال سوم جلوس شاه صفی صفوی به نام مهدی در قزوین خروج كرد.[7]

گروهی آن قدر بی‌خردند كه به مهدویت یزید معتقد می‌باشند و می‌گویند: او به آسمان رفته و بعداً بر می‌گردد و دنیا را پر از عدل و داد می‌كند. چه پندار احمقانه‌ای! یزید در سه سال سلطنت كثیف خود، چه كرد، تا بعداً عدل و داد، برپا بكند؟ چه جنایات وحشیانه‌ای كه انجام نداد! سال اول حكومتش، امام حسین علیه السلام و یارانش را شهید كرد. سال دوم، مردم مدینه را قتل عام كرد و مال و جان و ناموس آنان را مباح دانست و سال سوم، به تخریب كعبه پرداخت. لابد نمونه عدل و داد او از همین قماش‌ها است. درست مانند قیام باب و بها كه به قول خود، دنیا را پر از عدل و داد كردند و آباد نمودند و رفتند و در راه این هدف خون‌های بی‌گناهان بسیاری را ریختند.[8]

«راوندیه» منصور عباسی، خلیفه سفاك را مهدی دانسته و حتی معتقد بودند كه روح خدا در پیكر او حلول كرده و همچون طواف كعبه، گرد كاخ خلیفه، طواف می‌كردند. این خلیفه نیز نه تنها امتناع نداشت؛ بلكه خشنود نیز بود. می‌گویند روزی مسلمان ساده لوحی به خلیفه گفت: «این قوم تو را «مهدی» بلكه خدا می‌دانند و گرد خانه تو طواف می‌كنند. آنان مشركند؛ طردشان كن و حكم قتل آنان را صادر نما».

او گفت: «ترجیح می‌دهم این قوم به من وفادار باشند و به جهنم بروند، تا بر ضد من قیام كنند و به بهشت بروند».[9]

بسیاری محمد دیباج و عبد‌الله‌ابن الحسن را امام و دیگر قیامگران علوی را مهدی دانسته‌اند.

البته ممكن است عشق و علاقه مردم به مهدی و آشنایی با نام آن حضرت و وعده‌های پیامبر صلی الله علیه و آله  درباره ظهور و قیامش، سبب شده است به اینان گرایش یابند؛ ولی بیشتر مهدی‌نماها در نقاط و زمان‌های مختلف، دام گسترده وهر یك گروهی را گمراه كرده‌اند. بسیاری از آنان، آشكارا مردم را به سوی خود دعوت می‌كردند و نام مهدی بر خود می‌نهادند. استعمار نیز برای ایجاد تفرقه در صفوف مسلمین و بهره‌گیری از جاه‌طلبی افراد مورد نظر به این مهدی‌گری‌ها دامن زده است.

مهدی سودانی، در سال 1848م متولد و در سال 1885م كشته شد. او سودان را گرفت و چهار جانشین برای خود معرفی كرد.[10]

می گویند: پیروان محمد بن عبد الله نفس زكیه، حدیث منسوب به پیامبر صلی الله علیه و آله  كه «نام او (مهدی) نام من و نام پدرش نام پدر من است» را جعل كرده‌اند.

«زیدیه» به مهدویت زید بن علی بن الحسین معتقدند كه در سال 120 یا 122 ق شهید شد.[11]

برخی ابوالعباس سفاح نخستین خلیفه عباسی پس از سرنگونی بنی امیه را مهدی پنداشتند.

«ابو مسلم خراسانی» نیز ادعای مهدویت كرد و در سال 138 ق كشته شد.[12]

«ابن مقنع» نقابدار معروف خراسان كه در علوم غریبه از جمله شعبده و طلسم و ... مهارت داشت، مدعی مهدویت بود.[13]

«حاكم نصرالله» كه در سال 386 ق خلیفه شد، نخست ادعای مهدویت كرد و سپس ادعای الوهیت (خدایی) نمود.[14]

گویی بیشتر مدعیان مهدویت، بعد از ادعای نبوت، ادعای خدایی هم كرده‌اند؛ چون استقبال مردم ساده دل به مذاقشان شیرین آمده، درجه و رتبه خود را بالاتر می‌بردند.

«ابومحمد عبد الله مهدی» در آفریقا كه در سال 344ق وفات كرد، خود را مهدی و امیر مومنان خواند.[15]

«عبد الله عجمی» در ماه رمضان 1081 ق در مسجد الحرام، ادعای مهدویت كرد.

«محمد بن احمد سودانی» نیز در سال 1299 ق ادعای مهدویت كرد.[16]

«سید محمد بن علی بن احمد ادریس» در سال 1323 ق ادعای مهدویت كرد.

ابن سعید یمانی ملقب به فقیه در سال 1256 ق مدعی مهدویت شد.[17]

آری؛ این «مهدی»‌‌های بدلی و قلابی چون مهدی سودانی، مراكشی، مصری، هندی و پاكستانی، آمریكایی و ایرانی و ... چه كارها كه نكردند و چه درگیری‌ها و خونریزی‌ها كه راه نینداختند! مردم ساده دل كه فریب این بازیگران جاه‌طلب یا عوامل استعمار را خوردند، این گرگ‌های گرسنه را در لباس چوپان دیدند و آنان را دلسوز خود و نجات بخش خویش پنداشتند. اینان قربانی خوش‌باوری، ناآگاهی و عدم شناخت و ژرف‌نگری‌های خود شدند. نمونه كوچك آن، غلام احمد قادیانی است كه خود را در شبه قاره هند، مهدی نامید. او به نصارا می‌گفت: «من مسیح موعود هستم» و به یهود می‌گفت: «من نبی آخرالزمان هستم» و ... . او كه تقریباً همزمان با ادعای مهدویت سید علی‌محمد باب در ایران و در اوج تب مهدی‌سازی استعمار انگلستان، ادعا كرد، تنها عمل مثبتی كه انجام داد ـ آن هم در اوج مبارزات ضد‌استعماری ملل آسیا؛ به ویژه مسلمانان شبه قاره هند بر ضد انگلستان و ... ـ گفت: «همه احكام اسلام، درست و به قوت خود باقی است، جز جهاد و امر به معروف كه من آن‌ها را نسخ كردم و برداشتم و به جای آن، اطاعت از والی و حاكم را (كه در آنروز از طرف استعمار، در آن‌جا حكومت می‌كرد) واجب می‌كنم».

مهدی ایرانی (میرزا علی محمد باب) و سپس بها و ... را نیز دیدیم كه چگونه مصلح جهان و نجات دهنده ملت و سعادت‌آفرین بودند؟؟

چه هرزگی‌ها و بد بختی‌ها، به ارمغان آوردند؟ در عصر علم و تسخیر فضا، سوزاندن تمام كتب از جمله قرآن را واجب كردند و در صفحه 198 بیان فارسی می‌گوید: «كتاب‌های عالم به غیر از بیان و آنچه در قلمرو بیان نگارش یافته است، از بین ببرید». در صفحه 323 بیان فارسی استعمال دارو را مطلقا حرام كرده و دستور داده است، كه جز كتاب بیان ... همه را بسوزانند (او خواست تا در علم و فهم را به روی مردم جهان ببندد).

تمام وعده‌های خوب و كارنامه‌های امام زمان علیه السلام توسط این مهدی‌های دروغین ساخته و پرداخته «تزار روس» و پرورده انگلستان و عامل بیگانه (آمریكا و اسراییل) به باد رفت. او جنگی نكرد و بر هیچ ستمگری غلبه ننمود و نه تنها حكومت جهانی تشكیل نداد؛ بلكه نتوانست حكومت محلی هم برپا كند. ایمان و اخلاق را ترویج نكرد كه هیچ؛ بلكه توسط او و ایادی‌اش فساد و دروغ و هرزگی، رواج یافت. او برخلاف امام زمان واقعی كه همیشه غالب و فاتح است، مغلوب همه شد و جسدش، خوراك سگان و ... گردید. آن دیگری بهاء نیز سرانجامش چنان شد كه از پادشاه روس استمداد كرد. آری؛ این استمداد را كسی می‌طلبد كه روزی می‌گفت: «خدایی جز من كه خدای زندانی تنها و یگانه است، وجود ندارد».[18]

دیدگاه اهل سنت درباره مهدی موعود :

اهل سنت می‌گویند ما نیز به مهدی موعود عقیده داریم كه از اولاد رسول‌الله و از نسل فاطمه زهرا و علی مرتضی است؛ ولی هنوز متولد نشده است و در آخرالزمان متولد می‌شود. همچنین خداوند حتی اگر یك روز از دنیا باقی باشد، آن را آن قدر طولانی می‌كند كه او متولد شود و ظهور كند و قیام نماید و زمین را پر از عدل و داد كند و دین اسلام را بر همه دنیا غالب كند؛ سپس پایان عمر دنیا است و قیامت بر پا می‌گردد. آنان می‌گویند ما به مهدی امت عقیده داریم؛ ولی نه مانند شیعه.

مسأله تولد و زنده بودن حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در منابع اهل سنت

دستاویز «ابن خلدون» و دیگران :

در سفری به مكه و مدینه در برخورد با یكی از اساتید دانشگاه مدینه كه نویسنده و متفكر معروفی است، ضمن انتقاد به برخی از افكار شیعه، بحثی هم درباره حضرت مهدی انجام شد. او می‌گفت: «ما هم به وجود مهدی عقیده داریم؛ ولی نه مهدی كه در چاه غایب شده باشد. بلكه مهدی كه از اولاد پیامبر صلی الله علیه و آله  است و در آخر‌الزمان ظهور می‌كند. نه آن مهدی كه غلات شیعه معتقدند در سرداب غایب شده و هنوز هم آن‌جا است و هر شب، ده‌ها شیعه اسب‌ها را زین كرده و مقابل سرداب، منتظر باشند و بگویند: «یا مهدی اخرج الینا اخرج الینا».

انتقاد او ناظر به مطالب «ابن خلدون» در ص 157 مقدمه‌اش بود. وی می‌گوید:

غلات شیعه ـ به ویژه دوازده امامی‌ها ـ می‌پندارند دوازدهمین پیشوایشان، محمد بن حسن عسكری است كه به او لقب مهدی داده‌اند و داخل سرداب خانه‌شان در شهر «حله» غایب شد. او در آخر الزمان قیام می‌كند و زمین را پر از عدل و داد می‌سازد ... . آنان، اكنون در انتظار او هستند و او را منتظَر می‌نامند و بعد از نماز مغرب، با اسب‌های زین شده و آماده، دم در سرداب منتظر ایستاده و فریاد می‌زنند و او را به نام برای خروج و قیام می‌خوانند، تا نزدیك صبح ...! [19]

وی در آن كتاب[20]، به بحث مفصلی درباره مهدی و روایات منقول درباره آن حضرت، از كتب اهل سنت، می‌پردازد.

این، دروغ بی‌اساسی است كه به شیعه نسبت داده‌اند. ابن خلدون و سپس ابن تیمیه آن را تبلیغ و ترویج كرده و افسانه غیبت در سرداب سامره را ساخته و پرداخته‌اند و می‌گویند: شیعه، با اسب‌های زین‌كرده آن‌جا در انتظار ظهورند و با شعار یا مهدی اخرج الینا ... در انتظار فرج هستند.

1. مهدی و امام زمان فرزند امام حسن عسكری است.

در این‌كه امام زمان حضرت مهدی علیه السلام فرزند بی‌واسطه امام حسن عسكری علیه السلام و یازدهمین پیشوای شیعه است، شكی نیست؛ چون از پیامبر صلی الله علیه و آله  و صحابه بزرگوار و یكایك امامان شیعه، احادیث متقن و معتبری در این‌باره نقل شده است.

ینابیع الموده از مدارك معتبر اهل سنت در ص 491 نقل كرده است كه خلف صالح، از فرزندان حسن بن علی عسكری علیه السلام و صاحب الزمان می‌باشد و او است مهدی آخر الزمان.

مرحوم «علی بن عیسی اربلی» صاحب كتاب «كشف‌الغمه» می‌نویسد:

چهل حدیث درباره مهدی موعود به‌دست آوردم كه اهل سنت آن‌ها را از پیامبر صلی الله علیه و آله  نقل كرده‌اند و حافظ ابونعیم اصفهانی از علمای بزرگ اهل سنت (متوفای 430 ق) آن‌ها را در كتاب اربعین خود آورده است.[21]

در فوائد السمطین از امام رضا علیه السلام نقل شده است كه امام بعد از من، پسرم محمد تقی و بعد از او پسرش امام هادی نقی و بعد از او پسرش امام حسن عسكری است و بعدش پسر او، محمد بن حجت مهدی منتظر علیه السلام خواهد بود.

و حتی عبدالوهاب شعرانی در كتاب الیواقیت و الجواهر مبحث 65 می‌نویسد:

«از اموری كه قبل از قیامت واقع می‌شود، خروج مهدی است. او فرزند امام حسن عسكری است و تولد او در نیمه شعبان سال 255ق می‌باشد. او باقی است تا با عیسی بن مریم جمع شود».

نیز در این هم تردیدی نیست كه مهدی علیه السلام آخرین امام و دوازدهمین وصی از خلفای راشدین است كه پیامبر به آن تصریح كرده است. او همان كسی است كه در سال 255ق متولد شده و پدرش امام یازدهم، امام حسن عسكری علیه السلام است. در حالی‌كه از سن مبارك امام زمان، بیش از پنج سال نگذشته بود، پدرش شهید شد و از دنیا رفت.

2. حیات مهدی علیه السلام و طول عمر او

از نظر روایات و احادیث معتبر فریقین، در این‌كه آن‌حضرت هنوز هم به امر و اراده الهی زنده، ولی غایب و پنهان از انظار مردم است و به اذن خداوند ظهور می‌كند، تردیدی وجود ندارد.

البته برخی از مسلمانان در آن شك و تردید دارند؛ ولی شیعه، و برخی از فرق اسلامی، برای این اعتقاد خود، دلایل فراوان و براهین مستحكم و قاطعی دارند كه ضمن ده‌ها و صد‌ها كتاب، با قرآن و سنت و عقل و اجماع آن‌ها را اثبات كرده‌اند.

برخی علمای اهل سنت نیز با این عقیده شیعه موافقند و به طور قطع باید گفت: این عقیده، بین مسلمانان، مشهور است.[22]

بررسی همه جانبه این دلایل و نقل همه احادیث مزبور، از حوصله مقاله بیرون است؛ ولی به ذكر نام آنان اكتفا می‌كنیم و نام‌های گروهی از دانشمندان و بزرگان اهل سنت و مشایخ صوفیه را كه به ولادت آن حضرت و حیاتش تا زمانی‌كه خداوند به او اذن ظهور و قیام دهد، اعتراف كرده‌اند، از نظر می‌گذرانیم:

1. كمال الدین محمد بن طلحه شافعی (متولد سال 583 ق) در كتاب مطالب السؤول.[23]

2. حافظ محمد بن یوسف بن محمد گنجی شافعی دركتاب البیان فی اخبار صاحب الزمان.

3. ابن صباغ مالكی دركتاب الفصول المهمه.

4. سبط بن جوزی در تذكره الخواص.[24]

5. محی الدین بن عربی، جزء سوم از باب 366 فتوحات مكیه را به حضرت مهدی اختصاص داده است.[25]

6. شیخ عبدالوهاب شعرانی در كتاب الیواقیت و الجواهر.

7. شیخ حسن عراقی.

8. شیخ علی خوّاص.

9. شیخ عبدالرحمن جامی.

10. حافظ محمد بخاری.

11. ابن فوارس رازی.

12. سید جمال الدین محدث.

13. حافظ احمد بلاذری (غیر از بلاذری صاحب انساب الاشراف است).

14. ابن خشاب بغدادی.

15. ملك العلماء دولت آبادی.

16. شیخ علی متقی هندی (صاحب كنزالعمال).

17. ابن روزبهان شیرازی.

18. ناصرالدین‌اله عباسی.

19. شیخ سلیمان قندوزی در كتاب ینابیع الموده، ص452.

20. صلاح‌‌الدین صفدی.

21. شیخ عبدالرحمن بسطامی.

22. شیخ عبدالرحمن صاحب مرآه الاسرار.

23. شیخ قطب مدار.

24. شیخ جواد یساباطی.

25. شیخ سعد الدین حموی.[26]

26. شیخ عامر بقری.

27. شیخ صدر‌الدین قونوی.

28. شیخ جلال‌الدین رومی.

29. شیخ عطار نیشابوری.

30. شیخ شمس‌الدین تبریزی.

31. سید نعمت‌الله ولی (از مشایخ صوفیه).

32. السید نسیمی.

33. سید علی همدانی.

34. شیخ عبد الله عطیری.

35. سید سراج الدین رفاعی.

36. شیخ محمد صبان عصری.

37. محمد ابراهیم حموینی شافعی در فراید السمطین.

38. محمد بن شحنه حنفی در روضه المناظر، ج1، ص294.

39. حافظ عبدالرحمن سیوطی شافعی.

40. حافظ محمد بن مسعود بغوی.

41. شهاب الدین ابن حجر مكی صاحب الصواعق المحرقه.

42. مؤمن شبلنجی صاحب نورالابصار، باب دوم، ص152.

43. حافظ ابوبكر بیهقی.

44. ابن خلكان مورخ مشهور.

45. فرمانی صاحب اخبار الاول.

46. شمس الدین بن طولون صاحب الشذور الذهبه.

47. حافظ ابونعیم، رضوان العقبی.

48. علی بن حسین مسعودی صاحب مروج الذهب.

49. ابن اثیر جزری صاحب كامل التواریخ.

50. ابو الفداء مورخ مشهور و صاحب المختصر فی اخبار البشر.

51. محمد خواند میر صاحب روضه الصفا.

52. خواند میر صاحب حبیب السیر.

53. حسین بن محمد دیاربكری، صاحب تاریخ الخمیس.

54. شیخ ابن عمار حنبلی، صاحب شذرات الذهب.

55. جلال الدین سیوطی در علامات المهدی.

56. ابو نعیم در اخبار المهدی.

57. ابن حجر هیثمی در القول المختصر.

58. شوكانی در التوضیح.

59. ابو عباس ابن عبدالمؤمن مغربی در كتاب الوهم المكنون.

60. متقی هندی در البرهان.

و ... ده‌ها نفر دیگر.[27]

به طور كلی می‌توان گفت كه دانشمندان اهل سنت، متجاوز از پانصد حدیث در بیش از شصت كتاب معتبر خود آورده‌اند.[28]

اعتراف افراطی‌ترین فرق اهل سنت :

جالب‌تر آن‌كه چند سال قبل، مسلمانی از اهل كنیا به نام ابومحمد از «رابطه العالم الاسلامی» كه مركز آن، در مكه است و زیر نفوذ متعصب‌ترین فرقه‌های اهل سنت (وهابی‌ها) اداره می‌شود، درباره ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف سؤال می‌كند. دبیر كل رابطه العالم الاسلامی، محمد صالح القزار در پاسخ وی، ضمن اعتراف به این‌كه حتی ابن تیمیه، مؤسس مذهب وهابی نیز احادیث مربوط به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را پذیرفته و نقل كرده است، متن رساله‌ای را كه پنج نفر از بزرگان علمای فعلی حجاز تهیه كرده بودند، برایش ارسال می‌دارد. در این رساله نام و مشخصات حضرت و محل ظهور او (در مكه) و ویژگی‌های دیگر آن و اوضاع عمومی جهان در عصر ظهور حضرت مهدی آمده است. آنان، تصریح كرده‌اند كه آن حضرت، آخرین خلیفه از خلفای راشدین دوازده گانه است كه پیامبر صلی الله علیه و آله  خبر آن‌ها را بیان فرموده و در كتب معروف اهل سنت و صحاح، نقل شده است.

نیز می‌افزاید:

بسیاری از صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله  از جمله علی علیه السلام، عثمان، طلحه، و عبد الرحمن بن عوف، آن را نقل كرده و می‌گویند: «این پانزده تن از اصحاب پیامبر، احادیث مزبور را نقل كرده‌اند و غیر از آنان، افراد دیگری نیز نقل كرده‌اند. به علاوه سخنان فراوانی نیز از خود صحابه نقل شده كه در آن، بحث ظهور حضرت مهدی آمده است و در بسیاری از كتب معروف اسلامی و متون اصلی حدیث، اعم از سنن، معاجم و مسانید آمده است.

همچنین پس از تصریح به نام كتاب‌ها و دانشمندانی كه درباره حضرت مهدی كتاب‌هایی تالیف كرده‌اند، می‌نویسد:

آخرین كسی كه در این‌باره بحث مشروحی نگاشته، مدیر دانشگاه اسلامی مدینه است كه در چندین شماره مجله دانشگاه مزبور بحث كرده است.[29]

در مجله الجامعه الاسلامیه آمده است:[30]

عده ای از بزرگان و دانشمندان اسلامی از قدیم و جدید نیز در نوشته‌های خود تصریح كرده‌اند كه احادیث درباره مهدی در حد تواتر است و به هیچ وجه قابل انكار نیست؛ مانند سخاوی در كتاب فتح المغیث و محمد بن احمد سفااینی در شرح العقیده و ابوالحسن آبری در مناقب و ابن تیمیه در الفتاوا و سیوطی در الحاوی و محمد جعفر كنانی در نظم التناثر.

سپس می‌افزاید:

تنها ابن خلدون است كه خواسته احادیث مهدی را با حدیث بی اساس و مجعولی كه می‌گوید: «مهدی‌ای جز عیسی نیست». مورد ایراد قرار دهد؛ ولی بزرگان و پیشوایان و دانشمندان اسلام، گفتار او را رد كرده‌اند؛ به خصوص «ابن عبد المؤمن» كه كتابی در رد آن نوشته كه سی سال پیش انتشار یافته است.

هم‌چنین این مجله در مقاله‌ای[31] به قلم شیخ عبد الحسین العباد، استاد دانشگاه مدینه، عنوان «عقیده اهل السنه و الاثرفی المهدی المنتظر» طی نود صفحه مباحث مفصل و مستندی درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نقل كرده است كه به طور خلاصه به گوشه‌ای از آن‌ها اشاره می‌شود.

در این مقاله فهرست مطالب درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از حدیث و روایت چنین بیان شده است:

1. مشخصات 26 تن از اصحاب معروف پیامبر صلی الله علیه و آله  كه احادیث حضرت مهدی علیه السلام را از خود پیامبر نقل كرده‌اند.

2. پیشوایان و امامان حدیث اهل سنت كه احادیث و آثار وارده درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را در كتب خود نقل كرده‌اند. در این‌باره، مشخصات 38 نفر از صاحبان صحاح معروف و مشهور اهل سنت را بیان می‌كند. از جمله ابوداوود، ترمذی، نسایی، ابن ماجه، احمد بن حنبل و حاكم.

3. مشخصات ده نفر از قدمای علمای اهل سنت كه درباره مقام و خصوصیات حضرت مهدی علیه السلام كتاب تالیف كرده‌اند.

4. نام‌‌های كسانی كه متواتر بودن احادیث مربوط درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را نقل كرده و در كلام و نوشته‌های خویش، آورده‌اند.

5. اشاره به احادیثی كه در صحیحین و غیر صحیحین درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آمده است.[32]

به علاوه خود ابن خلدون این حقیقت را نقل كرده و اصل ظهور و قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را از اصول مسلمه دانسته است و می‌گوید:

ما می‌گوییم جمعی از امامان حدیث، احادیث مربوط به مهدی را ثبت كرده‌اند كه همگی از رجال و معروفان می‌باشند:

1. ترمذی (ابو عیسی محمد ترمذی صاحب كتاب صحیح ترمذی (متوفای 279 ق).

2. ابو داوود كه كنیه سلیمان بن اشعث بن اسحق بن شداد بن عمرو بن عمران ازدی سجستانی صاحب سنن (متوفای 272 ق) است.

3. ابن ماجه محمد بن یزید بن ماجه قزوینی، مكنی به ابو عبد الله، از مشاهیر اهل سنت و صاحب سنن (متوفای 273 ق).

4. بزاز ابوبكر بن احمد بن عمر بصری صاحب مسند كبیر (متوفای 292ق).[33]

5. حاكم نیشابوری صاحب تألیفات مهم در تاریخ حدیث (متوفای 403ق).

6. ابویعلی موصلی احمد بن علی تیمی موصل صاحب كتاب مسند الكبیر (متوفای 307ق).

7. طبرانی سلیمان بن احمد بن ایوب (متوفای 260 ق).

این گروه روایات مربوط به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را به جمعی از صحابه از جمله به علی علیه السلام، ابن عباس، ابن عمر، ابن مسعود، ابوهریره، انس بن مالك، ابو سعید خدری، ام حبیبه و ام سلمه رسانده‌اند.[34]

گوشه‌ای از برنامه‌های حضرت مهدی علیه السلام

اكنون برای شناخت بیشتر از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و آشنایی با برنامه آن حضرت پس از ظهور ، به قسمتی از كارنامه آن حضرت اشاره می‌كنیم و به گوشه‌ای از ویژگی‌های قیام مهدی علیه السلام می‌پردازیم.

1. مبدأ قیام :

از ویژگی‌های مهم قیام حضرت مهدی، آن است كه مبدأ قیام آن حضرت از مكه است. او در حالی‌كه به دیوار مكه تكیه دارد، با صدایی كه مردم می‌شنوند و آن حضرت را می‌نگرند، این آیه را می‌خواند: «بقیه الله خیر لكم ان كنتم مؤمنین»؛ و سپس می‌فرماید: «انا بقیه الله فی ارضه ...» ؛ اول جبرییل، با او بیعت می‌كند و سپس نیروی ویژه 313 نفری از یاران خاص و آن‌گاه كه شمار یارانش به ده هزار نفر رسید، از مكه به سوی مدینه و سپس به كوفه می‌آید و آن‌جا را پایگاه خویش قرار می‌دهد.[35]

امام صادق علیه السلام فرمود:

سوگند به خدا! او فقط لباس خشن می‌پوشد و از نان جو خشك تغذیه می‌كند. قیامش، با شمشیر است و مرگ در سایه شمشیر و ….[36]

2. پیامبر‌گونه بودن قیام :

آن حضرت، هنگام ظهور، پرچم پیامبر صلی الله علیه و آله  را بر دست و پیراهن پیامبر صلی الله علیه و آله  بر تن و شمشیر آن حضرت را در دست دارد و نشانه‌های ظاهری و باطنی پیامبر در او نمایان است.[37]

قیام آن حضرت، پیامبر‌گونه است. بسیار بیشتر از افراد فقیر و محروم كه در آغاز امر، به پیامبر گرویدند، به حضرت مهدی علیه السلام گرایش می‌یابند؛ چون تمام صفا و صمیمیت و اخلاق عظیم و معنویت و كمال پیامبران را در وجود حضرت مهدی علیه السلام جمع خواهند دید.

امام صادق علیه السلام فرمود:

هنگامی‌كه قیام كند، به منبر می‌رود و پس از بیان فلسفه و راز بعثت انبیا، مردم را به سوی خویش می‌خواند و مردم را به خدا سوگند می‌دهد و آنان را به سوی خداوند می‌خواند و به راه و روش و به سیره پیامبر و سنت رسول خدا عمل می‌كند. جبرییل، نخستین كسی است كه با او بیعت می‌كند.[38]

نیز آن امام فرمود: «او چون پیامبر عمل می‌كند و همانند او آثار جاهلیت را ویران می‌كند و اسلام را نوسازی می‌كند.»[39]

و در جای دیگر فرمود: او به راه و رسم پیامبر می‌رود و بیان كننده و مفسر آثار حضرت رسول است.[40]

3. قیام مسلحانه :

از ویژگی‌های آن حضرت، قیام مسلحانه است؛ یعنی همراه دلائل و برهان، برای پیشرفت كارها و ارائه مكتب توحید و عدالت، سلاح نیز به كار می‌برد. منظور از قائم بالسیف نیز همین است و كنایه از به كار بردن اسلحه است. امام باقر علیه السلام فرمود:

مهدی، از این جهت با جدش محمد شباهت دارد كه با شمشیر قیام می‌كند و دشمنان پیامبر و طاغوت و ستمكاران و گمراه‌كنندگان را به قتل می‌رساند. هیچ یك از پرچم‌ها و ستون نظامی كه به میدان جنگ می‌فرستند، شكست نمی‌خورند.[41]

با كدامین سلاح؟

برای پیشبرد یك قیام عمومی و یك انقلاب جهانی، ضرورت به كارگیری اسلحه، انكار‌ناپذیر است؛ این‌كه آن زمان، امام فقط با شمشیر می‌جنگد یا با سلاح مدرن، مطلبی است كه باید گفت منافات ندارد كه امام علیه السلام همه سلاح‌های مدرن روز را یا به قدرت خداوند و اعجاز و یا طبق درخواست مردم آگاه و دارندگان آن سلاح در اختیار داشته باشد.

در انقلاب اسلامی ایران، ملت ما و رهبر ما، نخست سلاح مدرن نداشت؛ ولی سرانجام همه اسلحه‌های مدرن در اختیارش قرار گرفت. این، به دلیل آمادگی مردم برای انقلاب بود. با آمادگی مردم، جهان هنگام قیام مهدی علیه السلام نیز چنین خواهد بود.

ممكن است خود حضرت به سلاح‌هایی دست یابد كه همه سلاح‌های مدرن جهان برابرش ناچیز باشند. یا طبق پیش بینی امثال اینشتاین و دیگران، جنگ آینده (و جنگ جهانی سوم) جنگ اتمی و ... نخواهد بود و چون تمام تمدن و صنعت بشر، در آن روز نابود خواهد شد و بشر باقیمانده، به زندگی ابتدایی باز می‌گردد و قهرا تنها سلاح آنروز شمشیر خواهد بود!

البته این هم یك احتمال است كه معنای قیام با شمشیر را توجیه می‌كند.

4. پذیرش حكومت جهانی واحد :

از خصوصیات زمان آن حضرت، آن است كه جهان، در اثر ظلم و جور به جان آمده، پذیرای حكومت عدل جهانی امام زمان می‌شود؛ آن چنان‌كه در اندك مدتی، حكومت‌ها سقوط می‌كنند و همه مردم جهان از شرق و غرب، زیر پرچم آن حضرت جمع می‌شوند.

امام علیه السلام فرمود: هنگامی كه قائم آل محمد ظهور كند، خداوند اهل مشرق و مغرب را نزدش جمع می‌كند.[42]

او به تمام نقاط جهان تسلط می‌یابد و دین او بر تمام شرق و غرب مسلط می‌شود. بدعت‌ها و باطل‌ها را نابود می‌سازد، تا اثری از ظلم دیده نشود. همه مردم خدا پرست می‌شوند و دولت‌های باطل، ریشه كن می‌گردد.[43]

هنگامی كه امام زمان ظهور كند، مردم و شیعیان، از هر كجا كه باشد در نزد آن حضرت جمع می‌شوند.[44]

امام باقر علیه السلام در ذیل آیه (لیظهره علی الدین كله و لوكره المشركون) می‌فرماید: «كسی باقی نمی‌ماند، مگر آن كه به دین پیامبر اعتراف می‌كند»[45].

از امام صادق علیه السلام نیز روایت شده كه فرمود:

«هنگامی كه مهدی علیه السلام قیام كند، زمینی باقی نمی‌ماند، مگر آن كه به یگانگی خدا و توحید و رسالت حضرت محمد صلی الله علیه و آله  شهادت می‌دهد»[46].

5. گسترش عدالت در زمین :

روایات زیادی از پیامبر و امامان علیهم السلام وارد شده است به این مضمون كه عدالت جهانگیر و گسترده، فقط در زمان حضرت مهدی علیه السلام امكان‌پذیر است.

امام باقر علیه السلام در تفسیر آیه (ان الله یحیی الارض بعد موتها) فرمود:

«خداوند زمین را به وسیله قائم با عدالت احیاء می‌كند؛ آن گاه كه با ستم مرده باشد»[47].

امام صادق علیه السلام درباره او می‌فرماید:

هنگامی كه امام زمان علیه السلام قیام كرد، به عدالت حكم می‌كند و جور و ستم برداشته می‌شود. راه‌ها امن می‌گردد و حق هر كس به او بازگردانده می‌شود. همه ادیان، اسلام را می‌شناسند و ایمان می‌آورند. مگر گفتار خداوند را نشنیده‌ای كه فرمود: «همه آنچه در آسمان و زمین است ـ چه خواسته یا نخواسته ـ مطیع او است و به سوی مردم حكم خواهد كرد».[48]

پیامبر صلی الله علیه و آله  فرمود: امت او، گرد او جمع می‌شوند، مثل زنبورهای عسل كه گرد ملكه و رهبر خویش جمع می‌شوند.[49]

خداوند، به وسیله او زمین را پر از عدل و داد می‌كند؛ چنان كه پر از ظلم و جور شده است؛ در زمان او ذره‌ای ستم بر كسی روا نشود و آسایش بیگناهی بر هم نخورد و خونی بناحق ریخته نشود[50] و آثاری از ظلم دیده نخواهد شد.[51]

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله  فرمود: او گنجینه‌های زمین را استخراج می‌كند و اموال را تقسیم می‌نماید و اسلام را ثابت و مستقر می‌سازد».[52]

6. امنیت عمومی :

عملكرد امام زمان پس از ظهور، در زمینه تقویت و توسعه ایمان و اخلاق، فوق العاده است. آن حضرت، آن چنان با اخلاق و رفتارش و با برطرف ساختن موانع سعادت و هدایت مردم، مردم را به اسلام و حقانیت دعوت می‌كند و عدالت و حق را تعمیم می‌دهد كه همه كافران مومن می‌شوند و همه گمراهان، صالح می‌گردند،[53] تا آن‌جا كه درندگان وحشی هم بی‌آزار می‌شوند و در صلح و صفا زندگی می‌كنند.

آن‌چنان آزادی و امنیت برقرار می‌شود كه اگر شخصی از این سر دنیا به آن سر دنیا برود، كسی متعرض او نخواهد شد.

امام زمان علیه السلام زمین را پر از عدل و داد می‌سازد؛ چنان‌كه پر از جور شده بود. حیوانات همه ایمن می‌باشند و زمین آنچه در درون دارد، از طلا و نقره، مثل ستون بیرون می‌افكند.[54]

حضرت علی علیه السلام می‌فرماید:

كینه، از دل‌های بندگان بیرون می‌رود و درندگان و حیوانات در صلح و صفا زندگی می‌كنند. زنی با زینت‌های خود بین عراق و سوریه را بدون ترس و خوف می‌پیماید و پا نمی‌گذارد، مگر بر سبزه و گیاه. شرور از بین می‌رود و زنا و فحشا و می‌گساری برطرف می‌شود و جز خیر، چیزی باقی نمی‌ماند.[55]

7. نزول حضرت عیسی :

مقام و منزلت حضرت مهدی علیه السلام به حدی است كه حضرت عیسی پس از رجعت و نزول كه همه یهود و مسیحی و غیره به او ایمان آورده‌اند، پشت سر آن حضرت نماز می‌خواند و به حضرت مهدی می‌گوید: تو سزاوارتری به امامت جماعت و ... . [56]

آن حضرت، نابود كننده دجال فتنه گر و گمراه‌گر مشهور است كه دعوت‌كننده مردم به باطل و آزادی مطلق فحشاء، قمار و شراب و ... می‌باشد.

8. تكامل اخلاقی و معنوی :

در زمان حضرت مهدی علیه السلام و در سایه رهبری آن حضرت، زمین و زندگی در دنیا پر از صلح و صفا می‌شود و آسایش و رفاه همه جای دنیا حكم‌فرما می‌شود. از جنگ و دشمنی خبری نیست و عداوت‌ها، كینه‌ها، حسدها و دشمنی‌ها از دل مردم ریشه كن می‌شود و امنیت عمومی برقرار می‌گردد.[57]

امام چهارم علیه السلام فرمود: «هنگام حكومت قائم آل محمد صلی الله علیه و آله  بیماری‌ها و نقص عضو‌ها و .. از اجتماع مسلمانان رخت می‌بندد».[58]

تكامل علوم و عقول و دانش و تكنیك :

یكی از آثار مهم ظهور آن حضرت، پیشرفت چشمگیر عقل، اندیشه‌ها و دانش و علوم است. برقراری یك حكومت نمونه جهانی و دربرگیرنده همه ملل و اقوام و بردارنده همه مرزهای جغرافیایی و گردآورنده همگی جهانیان زیر یك پرچم و در سایه توحید و عدالت گسترده، بدون آمادگی و بدون آگاهی، امكان پذیر نیست.

امام صادق علیه السلام فرمود: «علم و دانش، بیست و هفت حرف است و تاكنون بیش از دو حرف آن در دسترس بشر قرار نگرفته است. و بعد از ظهور امام، بیست و پنج حرف دیگر آن، نیز ظاهر می‌شود».

امام باقر علیه السلام فرمود:

«وقتی كه امام زمان ظهور می‌كند، دست قدرت الهی بر سر بندگان گذارده می‌شود عقل‌هایشان و افكارشان بالا می‌رود و رشد می‌كند»[59].

10. گسترش فوق العاده شعاع دید و شنوایی :

هنگام حكومت جهانی حضرت مهدی علیه السلام شعاع فعالیت و قدرت دید انسان‌ها و شنوایی آن‌ها فوق العاده گسترش می‌یابد. شعاع دید، حوزه شنوایی انسان، مرزها و قاره‌ها را می‌نوردد و حتی از میدان جاذبه كرات می‌گذرد و پیام‌های بسیار دور از فضا دریافت می‌كند و از راه بسیار دور، هم‌دیگر را می‌بینند و با هم صحبت می‌كنند.

امام صادق علیه السلام فرمود:

هنگامی كه قائم ما ظهور كند، خداوند، قدرت بینایی و شنوایی شیعیان ما را آن قدر توسعه می‌دهد و زیاد می‌كند كه میان آنان و امام، نیازی به واسطه و قاصد نباشد؛ چنان‌كه امام زمان با آنان بی واسطه و بدون پیك، سخن می‌گوید و آنان از راه دور، مستقیماً او را ببینند و كلماتش را بشنوند، در حالی‌كه آن حضرت در جای خودش قرار دارد.[60]

جالب‌تر آن كه افرادی كه در غرب هستند، می‌توانند كسانی‌كه در شرق عالم هستند، را ببینند.[61] بدون آن كه نیازی به حركت از جای خود داشته باشند.

امام زمان با شكوه فراوان بر مركب بسیار سریع و تندرو سوار می‌شود كه در روایات از آن، به ابر تعبیر شده است.[62]

گوینده غیبی از آسمان، ندای ظهور و انقلاب مهدی علیه السلام را به گوش جهانیان می‌رساند؛ به گونه‌ای كه هر قوم و ملت به زبان خودش آن را بفهمد.[63]

این روایات كه در گذشته بسیار دور و متجاوز از چهارده قرن پیش صادر شده است، نمودار پیشرفت علوم و دانش، وسایل ارتباط جمعی و تكامل صنعتی بشر در زمان غیبت می‌باشد.

11. آبادی و عمران زمین، پیشرفت كشاورزی و دامداری :

پیامبر صلی الله علیه و آله  و امیر مؤمنان علیه السلام فرمودند كه:

«امام زمان بر شرق و غرب زمین مسلط می‌شود و همه معادن و گنج‌های زیر زمینی در حكومت او آشكار و استخراج می‌شود. در زمین، مخروبه‌ای باقی نمی‌ماند، مگر آن كه به وسیله او آباد شود.[64] زمین، طراوت و زیبایی خود را باز می‌یابد، نهر‌ها جاری می‌شود. فتنه‌ها و فساد و تهاجم، ریشه كن می‌گردد و خیر و بركات زیاد می‌شود.[65]

پیامبر صلی الله علیه و آله  فرمود: «در آخر امت من، مهدی ظهور می‌كند. خداوند، زمین را با باران‌های سودمند سیراب می‌سازد و زمین هم نباتات خود را بیرون می‌آورد و دام‌ها زیاد می‌شود»[66].

وضع اقتصادی مردم به حدی خوب می‌باشد و ایثار و گذشت به حدی فراوان است كه فقیری پیدا نمی‌شود تا به او زكات بدهند.[67]

«و تظهر الارض من كنوزها حتی یراها الناس علی وجهها و یطلب الرجل منكم من یصله بماله و یاخذمنه زكاته فلایجد احدا یقبل منه ذلك، استغنی الناس بمارزقهم الله من فضله».[68]

نتیجه‌گیری :

درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از گذشته‌های بسیار دور تاكنون كتب و رسالات و مقالات فراوان نوشته شده است؛ چه به طور تفصیل یا خلاصه و فشرده. كمتر موضوعی را می‌توان یافت كه این مقدار كتاب و نوشته درباره آن داشته باشیم یا این چنین، مورد گفت‌وگو و بحث قرار گرفته باشد. و باز كمتر موضوعی است كه درباره‌اش این اندازه حدیث و روایت از پیامبر صلی الله علیه و آله  و امامان معصوم علیهم السلام و… نقل شده باشد.

احادیث منقول درباره حضرت مهدی و آخرالزمان و ظهور و غیبت آن حضرت، از سه هزار متجاوز است؛ به ویژه آن‌كه در كتب عهد باستان و میان اقوام و ملل و ادیان مختلف، چه الهی یا غیر آن و چه ادیان تحریف‌شده یا تحریف‌نشده، به قیام مصلح حق و جهانی اشاره و حتی تصریح شده است. در بسیاری از آن‌ها، خصوصیاتی كه بر مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف موعود و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف كاملاً تطبیق بكند، فراوان است. همه آنان سرانجام جهان را به سوی نور و هدایت، خوشبختی و سعادت، اصلاح و حقیقت و برقراری حكومت حق و عدالت نوید می‌دهند.

آینده جهان، روشن است و نورانی، نه تاریك و ظلمانی. این است بشارت همه انبیا برای همه امم و ملل و نوید پیروزی اسلام و قرآن برای محرومان و مظلومان و مستضعفان.

آیه 105 سوره انبیاء[69] و آیه 5 سوره نور و آیه 4 سوره قصص دلالت صریح دارد ‌كه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و مصلح جهانی و الهی، سرانجام ظهور خواهد كرد و در آن، تردیدی نیست؛ بلكه مقبول همه ملل و فرق و امت‌ها است. تنها در پاره‌ای از خصوصیات او اختلاف است و این‌كه آیا او زنده و حی است یا بعداً متولد خواهد شد، كم و بیش اختلاف نظر وجود دارد. از جمله اختلاف‌های اساسی برخی از اهل سنت با شیعه در همین قسمت است.

با همه این‌ها مهم آن است كه این موعود ادیان و امم و منتظر ملل، همان، حجت بن الحسن المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف‌ دوازدهمین پیشوا و فرزند امام یازدهم امام حسن عسكری علیه السلام است كه در سال 255 ق متولد شده و پس از طی دوره كوتاه غیبت، یعنی غیبت صغرا به تقدیر و به اذن خدا از انظار غایب و چون خورشید پنهان در پشت ابر، به هدایت و رهبری خود ادامه می‌دهد. او زنده است، تا روز موعود كه به اذن خداوند ظاهر شود و قیام عمومی و جهانی خویش را آغاز كند.

این عقیده شیعه افسانه نیست؛ بلكه از صدها و هزاران حدیث صحیح[70] از پیامبر صلی الله علیه و آله  و امامان معصوم علیهم السلام و صحابه گرفته شده است.[71]

این‌جا است كه خط مشی شیعه با بسیاری از منتظران عمومی و كلی، مصلح جهانی و ظهور مهدی و از اهل سنت جدا می‌شود.

بیش از هزار حدیث از پیامبر و امامان علیه السلام تنها در تعیین نسب آن حضرت و مشخصات پدران معصوم او و این كه او دوازدهمین امام و نهمین فرزند امام حسین علیه السلام و ششمین امام بعد از امام صادق و ... است، وارد شده است ... .[72]

پس وجود و ظهورش، حقیقتی انكارناپذیر است و در كتب معتبر شیعه و اهل سنت دلایل فراوان دارد. حال چرا نپذیرفتند، خود جای بحث است؛ ولی باید گفت دلیل عمده عدم پذیرش آنان، آن است كه با پذیرش این نكته كه مهدی موعود همان حجت بن الحسن فرزند بی واسطه امام یازدهم و همان دوازدهمین امام است، مهمترین سند بر حقانیت شیعه و امامت و خلافت اهل‌بیت علیهم السلام است كه خیلی‌ها آگاهانه یا ناآگاهانه نخواسته‌اند آن را بپذیرند.

در پایان یادآوری می‌كنیم كه در این مقاله به چند نكته مهم اعتقادی شیعه دوازده امامی و مكتب اهل‌بیت پیامبر صلی الله علیه و آله  تأكید داشتیم:

1. مكتب تشیع، همان مكتب اصیل اسلام راستین نبوی و علوی است؛ اسلامی كه همه انبیا و مرسلین خود را پیرو آن دانسته و به پیروی از آن خواندند، نوح و ابراهیم و اسماعیل و اسحاق، یعقوب و دیگران و ... .

2. هر انسانی حداقل هنگام مرگ و مشاهده عذاب و قیامت طوعاً یا كرهاً، ناگزیر به اعتراف به مكتب است!

3. پیروزی فراگیر و جهانی این آیین بر تمام ادیان و مكتب‌ها یقینی است.

4. امام زمان و مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تولد یافته و زنده است؛ ولی ظهور آن حضرت به اذن خدا و اراده او بستگی دارد.

5. منكران این عقیده و امام زمان و مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف كافرند و انكار او همانند انكار تمامی انبیا است.

6. مدعیان دروغین مهدویت یا نیابت از مهدی از گذشته‌های دور تا به امروز همه رسوا شده‌اند.

 

پی نوشت ها :

[1]. ملل و نحل، ج1، ص147؛ فرق الشیعه نوبختی ط1355، ص27.

[2]. همان، ص157، همان، ص62.

[3]. همان، ص166، همان، ص67.

[4]. همان، ص277، همان، ص80ـ 83.

[5]. همان، ص165، همان، ص68.

[6]. مدعیان نبوت و مهدویت، ص 278ـ 279.

[7]. همان، ص276.

[8]. تنبیهات الجلیه فی كشف اسرار الباطینه، ص40ـ 42 ( به نقل از دیباچه‌ای بر رهبری).

[9]. طبری، تاریخ الامم و الملوك، ج3، ص133ـ 129.

[10]. مجله الهلال، سال 8 و 7 به نقل از ادیان و مهدویت....

[11]. نك: مروج الذهب؛ تاریخ ابن خلكان؛ الكامل فی التاریخ؛ ابن اثیر، ج5.

[12]. ابن اثیر، ج5، عقد الفرید، ج2، ملل و نحل، ص111.

[13]. ادیان و مهدویت و مدعیان نبوت و مهدویت؛ تاریخ بخارا، كتاب مهدی.

[14]. همان.

[15]. ابن خلكان و ابن اثیر.

[16]. ابن اثیر، ج8، فهرست ابن ندیم، ص246.

[17]. به كتاب‌های معتبر یاد شده در بالا مراجعه شود.

[18]. كتاب مبین، ص 229. باب، در سال 1850م در تبریز كشته شد. و بها در 1309ق (1893م) در عكا كه جزو سرزمین‌های اشغالی فلسطین است، مرد و همان‌جا دفن شد.

[19]. «قال مثله غلاه الامامیه و خصوصا اثنی عشریه، منهم یزعمون ان الثانی عشر من ائمتهم و هو محمد بن الحسن العسكری و یلقبونه بالمهدی، دخل فی السرداب بدارهم بالحله و تغیب حین اعتقل مع امه و غاب هنالك و هو یخرج فی آخرالزمان فیملاالارض عدلا، یشیرون بذلك الی الحدیث الواقع فی كتاب الترمذی فی المهدی... هم الی الان ینتظرونه یسمونه المنتظر لذلك و یقفون فی كل لیله بعد صلوه المغرب بباب هذا السرداب و قد قدموا مركبا فهتفوا باسمه و یدعونه للخروج حتی تشتبك النجوم و....

[20]. باب 53 ص 246 چاپ بیروت.

[21]. برای اطلاع بیشتر، ر.ك: به اربعین ابونعیم اصفهانی (از علمای بزرگ اهل سنت و متوفای 430ق)‌؛ كشف‌الغمه، ج3، مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، ص290؛ المهدی تألیف آیت‌ الله صدر و كشف الاستار مراجعه شود..

[22]. موسوعه الامام المهدی، ج1، ص26ـ 41.

[23]. كشف الاستار، ص41.

[24]. همان.

[25]. همان، ص45.

[26]. همان.

[27]. همان، ص 10ـ 12.

[28]. در الزام الناصب، ص173، روایات گروهی از بزرگان اهل سنت را كه در آنها به وجود و زنده بودن حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از زمان غیبت تصریح شده، نقل كرده است.

[29]. تفسیر نمونه، ج7، ص375.

[30]. شماره 3، سال اول، ذی‌القعده 1388ق.

[31]. همان.

[32]. موسوعه الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ج1، ص561 و631.

[33]. ر.ك: كشف الاستار، ریحانه الادب، ج1، ص 105.

[34]. كمال الدین، ص20ـ 27.

[35]. كشف الاستار؛ اعیان الشیعه، ص164؛ منتخب الاثر، ص467.

[36]. فوالله ما لباسه الاالغلیظ و لاطعامه الا الشعیر الجشب و ما هو الابالسیف و الموت تحت ظل السیف...»؛ النوادر، ص186.

[37]. منتخب الاثر، ص490.

[38]. اعیان الشیعه، ص150.

[39]. «یصنع ما صنع رسول الله، یهدم ما كان قبله، كما هدم رسول الله امر الجاهلیه و یستأ نف الاسلام، جدیدا»؛ بحار الانوار، ج52، 352.

[40]. قال الصادق علیه السلام: «اذاقام قائمنا سار بسیره رسول الله الا انه یبین آثار محمد»؛ بحارالانوار، ج52، ص347؛ ابن عساكر، تاریخ، ج1، ص62، طبع شام به نقل از منتخب الاثر.

[41]. «اما شبهه من جده المصطفی فخروجه بالسیف و قتله اعداء الله و رسوله و الجبّارین و الطواغیت و انه ینصر بالسیف و الرعب انه لاتردله رایه»؛ بحارالانوار، ج51، ص218).

[42]. «و كما یجتمع قزع الخریف»؛ ابن عساكر، تاریخ، ج1، ص62؛ منتخب الاثر، ص471ـ 477.

[43]. «اذا قام القائم لم یعبد الا الله عزوجل اذا قام القائم ذهب دوله الباطل»؛ منتخب الاثر، ص471.

[44]. عن الحسن علیه السلام: «و الله لوقد قام قائمنا یجمع الله الیه، شیعتنا من جمیع البلدان»؛ نهایه المرام، به نقل از منتخب الاثر، ص477.

[45]. قال ابوجعفر علیه السلام: «لایبقی احد الا اقر بمحمد صلی الله علیه و آله ».

[46]. قال ابوعبدالله علیه السلام: «اذا قام القائم، لا یبقی ارض الانودی فیها شهاده ان لا اله الله و ان محمدا رسول‌الله»؛ بحارالانوار، ج52، ص340.

[47]. «یحییها بالقائم فیحیی الارض بالعدل بعد موتها بالظلم»؛ منتخب الاثر، ص478.

[48]. «حكم بالعدل و ارتفع فی ایامه الجور و امنت به السبل... و رد كل حق الی اهله و لم یبق اهل دین، حتی یظهروا الاسلام و یعرفوا بالایمان اما سمعت الله سبحانه یقول: و له اسلم ما فی السماوات و الارض طوعا اوكرها و الیه ترجعون و حكم بین الناس بحكم داود و حكم محمد»؛ اعیان ‌الشیعه، ج2، ص83.

[49]. همان، ص478: «ولا یوقظ نائما و لایهریق دما».

[50]. همان، ص475.

[51]. حتی لایری اثر من الظلم.

[52]. قال صلی الله علیه و آله : «انه یستخرج كنوز الارض و یقسم المال و یلقی الاسلام بجرانه»؛ معجم احادیث الامام المهدی، ج1، ص442.

[53]. «و تصطلح فی ملكه السباع...»؛ منتخب الاثر، ص487.

[54]. «المهدی الذی یملاء الارض عدلا كما ملئت جوراتا‌من البهائم و السباع و یلقی الارض، افلاذ كبدها... مثل الاسطوانه من الذهب و الفضه».

[55]. «لذهب الشحناء من قلوب العباد و اصطلحت السباع و البهائم و حتی تمشی المرأه بین العراق الی الشام لاتضع قدمیها الاعلی النبات و علی راسها زینتها لایهیجها سبع و لا تخافه الخرائج... یذهب الشر و یبقی الخیر و یذهب الزنا و شرب الخمر و یذهب الربا...»؛ منتخب الاثر، ص474؛ النوادر، ص189.

[56]. «انت اولی بالصلوه، فیصلی عیسی ورائه ماموما»؛ مستدرك حافظ به نقل از منتخب الاثر، ص472.

[57]. بحارالانوار، ج52، ص137.

[58]. همان، ص132 و 345.

[59]. «اذا قام قائمنا وضع یده علی رؤس العباد فجمع بها عقولهم و كملت به اخلاقهم»؛ نوادر، ص189.

[60]. همان، ص183؛ بحارالانوار، ج52، ص137.

[61]. كافی، ج1، ص15؛ بحار الانوار، ج52، ص36؛ منتخب الاثر، ص483.

[62]. بحار الانوار، ج52، ص321.

[63]. غیبت نعمانی، ص164.

[64]. منتخب الاثر، ص482 و 518 و 168 (لایبقی فی الارض خراب الا قدعمر).

[65]. همان.

[66]. قال رسول الله صلی الله علیه و آله : «یخرج فی آخر امتی المهدی یسقیه الله الغیث و تخرج الارض نباتها و یعطی المال و تكثیر الماشیه»؛ بحار الانوار، ج52، ص316 و 315، منتخب الاثر.

[67]. نوادر، 189؛ اعیان الشیعه، حالات امام دوازدهم، ص150.

[68]. همان.

[69]. (أَنَّ الْأَرْضَ یرِثُهَا عِبَادِی الصَّالِحُونَ).

[70]. به مقاله نگارنده در كتاب بقیه الله گفتار سوم مراجعه شود. درباره امام زمان تاكنون كتاب‌های بسیاری چاپ شده است.

[71]. به كتب مربوطه از جمله كتاب «منتخب الاثر» مراجعه شود.

[72]. همان.

انتظار زمستان 1387 شماره 27

5، 13
��


8`�
��
99، ح1؛ احمدبن محمدبن خالد برقی، محاسن، تهران، دارالكتب الاسلامیه، 1330ش، ج1، ص120؛ شیخ حر عاملی، وسائل‌الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت، 1414ق، ج15، ص295، ح20555/2.

 

 

[57]. «جعل الله سبحانه العدل قواما للأنام وتنزیها من المظالم والآثام وتسنیه للإسلام»؛ میرزای نوری، پیشین، ج11، ص320؛ علی‌بن محمد لیثی واسطی، پیشین، ص223؛ شیخ هادی نجفی،پیشین، ج7، ص119، ح8198/41.

[58]. (إِنَّ اللّهَ یأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِیتَاء ذِی الْقُرْبَی وَینْهَی عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْی یعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ)؛ نحل(16):90.

[59]. (یأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ شهََادَهُ بَینِكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِینَ الْوَصِیهِ اثْنانِ ذَوا عَدْلٍ مِنْكُمْ)؛ مائده(5):106.

[60]. (وضرب الله مثلا رجلین أحدهما أبكم لا یقدر علی شیء وهو كل علی مولاه أینما یوجهه لا یأت بخیر هل یستوی هو ومن یأمر بالعدل وهو علی صراط مستقیم).

[61]. «عبد الله بن أبی یعفور قال: قلت لأبی عبد الله علیه السلام: " بم تعرف عداله الرجل بین المسلمین حتی تقبل شهادته لهم وعلیهم ؟ فقال: أن تعرفوه بالستر والعفاف، وكف البطن والفرج والید واللسان وتعرف باجتناب الكبائر التی أوعد الله عز وجل علیها النار من شرب الخمور، والزنا، والربا، وعقوق الوالدین، والفرار من الزحف وغیر ذلك، والدلاله علی ذلك كله أن یكون ساترا لجمیع عیوبه حتی یحرم علی المسلمین ما وراء ذلك من عثراته وعیوبه وتفتیش ما وراء ذلك، ویجب علیهم تزكیته وإظهار عدالته فی الناس، ویكون معه التعاهد للصلوات الخمس إذا واظب علیهن، وحفظ مواقیتهن بحضور جماعه من المسلمین وأن لا یتخلف عن جماعتهم فی مصلاهم إلا من عله فإذا كان كذلك لازما لمصلاه عند حضور الصلوات الخمس، فإذا سئل عنه فی قبیلته ومحلته قالوا: ما رأینا منه إلا خیرا، مواظبا علی الصلوات، متعاهدا لأوقاتها فی مصلاه، فإن ذلك یجیز شهادته وعدالته بین المسلمین، وذلك أن الصلاه ستر، وكفاره للذنوب ولیس یمكن الشهاده علی الرجل بأنه یصلی إذا كان لا یحضر مصلاه ویتعاهد جماعه المسلمین، وإنما جعل الجماعه والاجتماع إلی الصلاه لكی یعرف من یصلی ممن لا یصلی، ومن یحفظ مواقیت الصلوات ممن یضیع، ولولا ذلك لم یمكن أحد أن یشهد علی آخر بصلاح لان من لا یصلی لا صلاح له بین المسلمین، فإن رسول الله صلی الله علیه وآله هم بأن یحرق قوما فی منازلهم لتركهم الحضور لجماعه المسلمین، وقد كان منهم من یصلی فی بیته فلم یقبل منه ذلك، وكیف تقبل شهاده أو عداله بین المسلمین ممن جری الحكم من الله عز وجل ومن رسوله صلی الله علیه وآله فیه الحرق فی جوف بیته بالنار، وقد كان یقول رسول الله صلی الله علیه وآله: لا صلاه لمن لا یصلی فی المسجد مع المسلمین إلا من عله». شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، قم، جامعه مدرسین، چ2، ج3، ص38. 39؛ شیخ طوسی، الاستبصار، تهران، تهران، دارالكتب الاسلامیه، چ4، 1363ش، ج3، ص12، ح33/1؛ شیخ حر عاملی، پیشین، ج27، ص391، ح34032/1.

[62]. «العداله و هی هیئه راسخه فی النفس تبعث علی ملازمه التقوی، وتزول بمواقعه الكبائر التی أوعد الله علیها النار - كالقتل، والزنا، واللواط، والغصب - وبالإصرار علی الصغائر أو فی الأغلب، ولا تقدح الندره، فإن الإنسان لا ینفك منها»؛ علامه حلی، إرشاد الأذهان، قم، جامعه مدرسین، 1410ق، ج2، ص156؛ محقق اردبیلی، مجمع الفائده، قم، جامعه مدرسین، ج12، ص308. 320.

[63]. (... وَمَن یتَعَدَّ حُدُودَ اللّهِ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ)؛ بقره(2):229.

[64]. «غایه العدل أن یعدل المرء فی نفسه»؛ مستدرك الوسائل، ج11، ص318، عیون الحكم والمواعظ، ص349، موسوعه أحادیث أهل البیت علیه السلام، ج7، ص119، ح8200/43.

[65]. (... وَمَن یتَعَدَّ حُدُودَ اللّهِ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ)؛ بقره(2):229.

[66]. حد: مرز و اندازه یك شیء را بیان می كند و این مرز یك واقعیت ثابت و پایدار است كه باید به آن پایبند شویم و پایبندی به آن تجسم و تجلی عدل می باشد.

[67]. «بالعدل قامت السماوات والأرض»؛ فیض كاشانی، پیشین، ج5، ص107؛ ابن ابی‌جمهور احسایی، پیشین، ج4، ص103.

[68]. (وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیعْبُدُونِ)؛ ذاریات(51): 56.

[69]. (إِنَّ اللّهَ رَبِّی وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَـذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِیمٌ)؛ آل عمران(3): 51.

[70]. (وأن اعبدونی هذا صراط مستقیم)؛ یس(19)61؛ مریم(): 36، زخرف(43):64.

[71]. (أَفَمَن یمْشِی مُكِبّاً عَلَی وَجْهِهِ أَهْدَی أَمَّن یمْشِی سَوِیاً عَلَی صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ)؛ ملك(67): 22.

[72]. (وَأَنَّ هَـذَا صِرَاطِی مُسْتَقِیمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِیلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ)؛ انعام(6):‌153.

[73]. (إِنَّ اللّهَ یأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِیتَاء ذِی الْقُرْبَی وَینْهَی عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْی یعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ)؛ نحل(16):‌90.

[74]. (وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلاً لاَّ مُبَدِّلِ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ)؛ انعام(6):‌115.

[75]. (وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً رَّجُلَینِ أَحَدُهُمَا أَبْكَمُ لاَ یقْدِرُ عَلَی شَیءٍ وَهُوَ كَلٌّ عَلَی مَوْلاهُ أَینَمَا یوَجِّههُّ لاَ یأْتِ بِخَیرٍ هَلْ یسْتَوِی هُوَ وَمَن یأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَی صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ)؛ نحل(16):‌76.

 

[76]. «بالعدل قامت السماوات والأرض».

[77]. اعراف(7): 29.

[78]. انعام(6): 115.

[79]. (لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَینَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِیعْلَمَ اللَّهُ مَن ینصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَیبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِی عَزِیز)؛ حدید(57): 25.

[80]. (وَمِمَّنْ خَلَقْنَا أُمَّهٌ یهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ یعْدِلُونَ)؛ اعراف(7): 181.

[81]. (وَمِن قَوْمِ مُوسَی أُمَّهٌ یهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ یعْدِلُونَ)؛ اعراف(7): 159.

[82]. (یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاء لِلّهِ وَلَوْ عَلَی أَنفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَینِ وَالأَقْرَبِینَ إِن یكُنْ غَنِیا أَوْ فَقَیرًا فَاللّهُ أَوْلَی بِهِمَا فَلاَ تَتَّبِعُواْ الْهَوَی أَن تَعْدِلُواْ وَإِن تَلْوُواْ أَوْ تُعْرِضُواْ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا)؛ نساء(4): 135.

[83]. (یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِینَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ یجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَی أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَی وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ)؛ مائده(5): 8.

[84]. (قال موسی لقومه استعینوا بالله واصبروا إن الأرض لله یورثها من یشاء من عباده والعاقبه للمتقین)؛ اعراف(): 128.

[85]. (قِیلَ یا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلاَمٍ مِّنَّا وَبَركَاتٍ عَلَیكَ وَعَلَی أُمَمٍ مِّمَّن مَّعَكَ وَأُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ یمَسُّهُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِیمٌ)؛ هود(11): 48.

[86]. (تِلْكَ مِنْ أَنبَاء الْغَیبِ نُوحِیهَا إِلَیكَ مَا كُنتَ تَعْلَمُهَا أَنتَ وَلاَ قَوْمُكَ مِن قَبْلِ هَـذَا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَهَ لِلْمُتَّقِینَ)؛ هود(11): 49.

[87]. «إن خلفائی و أوصیائی، وحجج الله علی الخلق بعدی اثنا عشر: أولهم أخی وآخرهم ولدی، قیل: یا رسول الله ومن أخوك ؟ قال: علی بن أبی طالب، قیل: فمن ولدك ؟ قال: المهدی الذی یملأها قسطا وعدلا كما ملئت جورا وظلما، والذی بعثنی بالحق نبیا لو لم یبق من الدنیا إلا یوم واحد لطول الله ذلك الیوم حتی یخرج فیه ولدی المهدی»؛ شیخ صدوق، كمال الدین وتمام النعمه؛ قم، جامعه مدرسین، 1363ش، ص280، ح27؛ قاضی نعمانی مغربی، شرح الأخبار، قم، جامعه مدرسین، 1414ق، ج3، ص355، ح1212؛ علامه مجلسی، بحار الأنوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1403ق، ج51، ص74، ح26.

 

منبع : انتظار زمستان 1387 شماره 27

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن