Wednesday, 28 December 2016 09:00
Read 194 times

حقوق بشردوستانه در آموزه مهدويت - محمدعلی ابراهيمی

چکیده

حقوق بشردوستانه بین‌المللی، یكی از موضوعات مهم جهان معاصر به شمار می‌‌آید. این حقوق كه پس از تصویب سران كشورهای جهان، وارد حقوق بین‌الملل شده، در واقع دستاورد تفكر بشری می‌باشد. در سطح جهانی، نهادهای مردمی ملی و بین‌المللی از آن حمایت كرده و سازمان ملل، برای تثبیت آن می‌كوشد. همایش‌های علمی زیادی در كشورها برپا می‌شود و پژوهندگان به نقد و بررسی آن می‌پردازند. آیا این حقوق، می‌تواند رنج‌های بشر را در حد قابل قبول بكاهد؟ به اعتراف محققان، هنوز چنین توفیقی حاصل نشده است.

فرضیه پژوهش حاضر، اثبات این ادعا است كه آموزه مهدویت، در این راستا قابل ارائه می‌‌باشد؛ پس می‌توان پرسیدكه آیا در پرتو آن، می‌توان رنج جامعه انسانی را تاحد مطلوب كاست؟ بنابراین پرسش اصلی این است كه آیا در آموزه مهدویت، تأمین حقوق بشردوستانه بین‌الملل قابل دستیابی است یا نه؟ مطالعه منابع آموزه مهدویت، بیانگر این واقعیت است كه اهداف حقوق بشردوستانه در قالب آن، قابل وصول می‌باشد؛ به این دلیل كه در آموزه مهدویت، بر كناره‌گیری از بحران‌های محتمل سفارش شده، باقی ماندن بر سنت رسول اكرم صل الله علیه و آله مورد تأكید است. همچنین رشد عقلانی جامعه پایان تاریخ، موجب شناخت سریع منجی شده و در نهایت، ایمان به آن امام عدل‌گستر، زمینه‌های نجات بشریت را فراهم می‌كند. در نتیجه اگر جنگی هم صورت گیرد، طی آن، به وسیله اجتناب از روی آوری به منازعات بین‌المللی و نیز با حاكمیت اصول دین و كسب فضایل اخلاقی، شناخت به موقع امام منجی و پذیرش دعوت ولی‌عصر علیه السلام كرامت انسانی حفظ شده و حقوق بشردوستانه به بهترین وجه ممكن تأمین می‌شود.

مقدمه

حقوق بشردوستانه بین‌المللی در شرایطی به جود آمد که در سال 1859م جنگ خانمان‌سوزی در منطقه‌ای به نام «سولفرینو» میان امپراتور اتریش و لهستان در گرفته بود. عده زیادی از مردم و سربازان، كشته و شمار زیادی هم مجروح شده بودند. در همان حادثه، تاجری به نام «هنری‌دونان» در جبهه حضور یافته و پس از مشاهده صحنه‌های ناراحت‌كننده با كمك اهالی منطقه به مدد مجروحان می‌شتافت. وی در نهایت، كتابی به نام «خاطرات سولفرینو» می‌نگارد و در آن، دو پیش نهاد مطرح می‌كند:

1. از دولت‌های جهان می‌خواهد كه در هر كشور، گروه‌های امدادگر داوطلب تأسیس گردد و به آنان آموزش داده شود كه در صورت وقوع جنگ، بتوانند به مصدومان، امداد‌رسانی كنند.

2. كشورهای جهان، قوانین و مقرراتی را وضع كنند كه هنگام امداد‌رسانی، این گروه‌ها با خطر مواجه نشوند و از تعرض گروه‌های مسلحانه مصون بمانند.

هر دو پیشنهاد، از سوی جامعه بین‌المللی پذیرفته شد كه در نهایت به تأسیس «كمیته بین‌المللی صلیب سرخ CRC))» انجامید.(1)

از آن روز تاكنون، فعالیت‌های گوناگونی صورت گرفته است. در ادامه این عملكرد، انسان‌ها به دنبال بهترین‌ها می‌باشند،‌ سیرتكاملی خود را طی می‌كنند، می‌خواهند به اوج تعالی برسند،‌ شعورشان به این‌جا رسیده است كه با وضع مقررات و قواعد كاربردی، از پیدایش صحنه‌های رقت‌بار خونین جلوگیری كنند، راهكاری مترقی برای آینده صلح‌آمیز داشته باشند و از جریحه‌دار شدن احساسات عمومی جلوگیری كنند. آنان، در این راستا، تشخیص داده‌اند كه قواعد حقوقی بشردوستانه، شایسته‌ترین راه و مؤثرترین اقدام خواهد بود. چون انسان‌ها از جنگ و آثار خونبار آن، گریزانند، نمی‌خواهند ایام عمر خود را با تماشای فجایع انسانی سپری كنند. با توسعه رسانه‌های جمعی، اكنون چیزی از نگاه دقیق و جسورانه خبرنگاران مخفی نمی‌ماند. پخش تصاویر پرحادثه و مرگبار، تأسف آور است، و دیدن آن، رنج‌آور است؛ لذا اقدامی می‌طلبد و حركتی می‌خواهد. حقوق بشردوستانه، ثمره خیراندیشی بشر است و آخرین دستاوردهای تدبیر خردمندانه آنان می‌باشد.

آرمان‌گرایی، دستیابی به ناب‌ترین طرح صلح‌آمیز‌ و رسیدن به جامعه عاری از هرگونه ستیزه جویی و ستمگری، از آرزوهای بلند بشری می‌باشد. قطعاً انسان فردا، به آنچه بشر دیروز تقدیم كرده است، قناعت نمی‌كند و جست و جو در این راستا ادامه یافته و تا سرحد كمال مطلوب استمرار خواهد یافت. از آن‌جا كه دین اسلام، جهانی و كامل است، قادر به تأمین نیازهای مادی و خلأهای معنوی و نیز اداره جهانیان می‌باشد؛ چون سعادت دنیا و آخرت انسان‌ها در آن گنجانده شده و نسخه كاملی برای سیر تكاملی بشریت است.

شاید سؤال شود در چه قالب و ظرفیتی می‌توانیم آن را به دنیای تشنه حقیقت تقدیم كنیم؟ ممكن است بهترین راه، عرضه آن، در قالب آموزه‌های مهدویت باشد؛ چون هم پیشوای آن، الگویی بی‌مانند برای مردم جهان است و هم اهداف آن، نیاز جهانی را پاسخگو می‌باشد. با این وصف، سؤال اصلی این خواهد بود كه آیا حقوق بشردوستانه در پرتو آموزه‌های مهدویت قابل تأمین است؟ به عبارت دیگر، آیا اندیشه مهدی‌گرایی می‌تواند موجب رفع نگرانی جهانی شده و جرقه‌های امید را برای جهانیان به ارمغان آورد؟ از آن‌جا كه جهانیان تشنه حقیقت‌اند و می‌كوشند در شعاع آن بر اهداف آرمانی خود دست یابند و اندیشه مهدویت نیز در پاسخ به همین خواست‌های عمومی فراگیر قابل تبیین می‌باشد، پرسش فوق مطرح می‌شود و اگر حرفی برای گفتن باشد، در این قالب، قابل طرح و ارائه خواهد بود.

برای ارائه پاسخ به سؤال فوق، لازم است اول، حقوق بشردوستانه شناخته شده، اركان و اهداف آن، ارزیابی گردد. آن‌گاه آموزه مهدویت تعریف، معارف آن، شناسایی و حقوق بشردوستانه بر‌آن عرضه شود، تا امكان پاسخگویی به سؤال فوق فراهم شود.

مفهوم حقوق بشر دوستانه

در تعریفی بسیار مختصر از حقوق بشردوستانه آمده که: «حقوق بشردوستانه بین‌المللی، شامل مجموعه‌ای از قواعد بین‌المللی است که هدف آن، محدود كردن آثار جنگ نسبت به مردم و اهداف جنگی است»(2). در تعریف دیگر می‌خوانیم: «حقوق بشردوستانه، شاخه‌ای از حقوق بشر است که در منازعات مسلحانه بین‌المللی و در برخی اوضاع و احوال معین و محدود در منازعات مسلحانه داخلی مورد استفاده قرار می‌گیرد».(3)

اما این که بین حقوق بشر و حقوق بشردوستانه چه تفاوتی می‌توان قائل شد، باید گفت «حقوق بشردوستانه بین‌المللی و حقوق بشر، دو شاخه جداگانه از حقوق بین‌الملل می‌باشند که اهداف مشترکی را دنبال می‌کنند. حقوق بشردوستانه بین‌المللی، درباره مخاصمات مسلحانه بین‌المللی و غیر بین‌المللی اجرا می‌شود. حقوق بشر، مجموعه قواعدی را در بر می‌گیرد که هدف آن، بهبود وضعیت فرد در جامعه است؛ ولی هدف اصلی هر دو (در هر شرایط) حمایت و پاسداری از کرامت انسانی عنوان شده است. همچنین در یک تعریف مفصل‌تر آمده است: «حقوق بشردوستانه، اصول و قواعدی است که استفاده از خشونت را در زمان منازعات مسلحانه محدود می‌کند‌ و هدف آن، عبارت است از:‌ حمایت از افرادی که مستقیماً درگیر جنگ نیستند یا دیگر درگیر جنگ نیستند؛ یعنی بیماران، زخمی‌ها،‌ کشتی شکسته‌ها، اسیران، افراد غیر نظامی، و محدود کردن آثار خشونت در جنگ برای دستیابی به اهداف جنگ، پرهیز از انتقام جویی، آزار و اذیتی که تأثیری در اهداف جنگ ندارند».(4)

از مجموع یافته‌های فوق استفاده می‌شود که «به ‌مجموعه‌ای از اصول و قواعدی که در ‌کنوانسیون‌های چهارگانه و پروتکل‌های الحاقی آمده است، حقوق بشردوستانه بین‌المللی گفته می‌شود». محتوای این کنوانسیون‌ها، شامل حمایت‌های انسانی‌ای می‌شود که از سربازان، نظامیان، زخمی شدگان، بیماران، اسرای خلع سلاح شده یا آنان كه خود داوطلبانه معرکه نبرد را ترک کرده‌اند و نیز کسانی که در جنگ‌های دریایی در دریا گرفتار آسیب شده که به کشتی شکستگان یا غریقان معروف می‌باشند، و افراد غیر نظامی، بی‌طرف و کسانی که هیچ گونه دخالتی در جنگ ندارند انجام می‌گیرد. قصد کشورهای تصویب‌کننده از وضع حقوق بشردوستانه، کمک به نیازمندان معرکه نبرد بوده است؛ اعم از این که رزمنده باشند یا افراد معمولی؛ لذا در ماده دوم کنوانسیون اول لاهه درباره جنگ‌های زمینی به صراحت ذکر شده که وقتی گروهی از مردم، به قصد دفاع از محل زندگی و شهر خود، برابر نیروهای مهاجم آماده دفاع می‌شوند ـ ‌ هر چند دوره‌های منظم آموزشی را سپری نکرده‌اند ـ اگر آشکارا اسلحه گرفته و اصول حاکم بر جنگ را رعایت می‌كنند از مزایای سربازی برخوردار خواهند بود و اگر اسیر شوند، باید با آن‌ها مانند اسرای جنگی برخورد شود.(5) اسرای جنگی نیز بر اساس کنوانسیون سوم لاهه، دارای حقوق و مزایای خاص هستند که بر کشور اسیرکننده لازم است آن حقوق شناخته شده بین‌المللی را در حق آنان رعایت كند؛ بنابراین مفهوم حقوق بشردوستانه چیزی فراتر از نیازهای اولیه انسانی در درگیری‌های اجتناب ناپذیر یا غیر‌ضروری نمی‌باشد و احساس بشری حکم می‌کند که از افرادی که اکنون آسیب پذیر شده‌اند، حمایت انسان دوستانه به عمل آید.

رکن قانونی حقوق بشردوستانه

مبنای قانونی حقوق بشردوستانه بین‌الملل، چهار کنوانسیون به شرح ذیل است که پس از سال‌ها رنج بی‌امان ناشی از تهاجم‌های بنیان‌کن به دست آمده و در سال 1949م توسط کشورهای جهان به تصویب رسیده است.

ـ کنوانسیون مربوط به جنگ‌های زمینی و مجروحان ناشی از آن.

ـ کنوانسیون مربوط به منازعات دریایی، کشتی شکستگان و غریقان.

ـ کنوانسیون مربوط به اسرای جنگی.

ـ کنوانسیون مربوط به اشخاص و اموال بی‌طرف و افراد غیر مرتبط باجنگ.

و دو پروتکلی که در سال 1977م به آن‌ها الحاق شده است.(6)

از آن‌جا که همه گرفتاری انسان‌های روی زمین، تنها ناشی از جنگ بین‌ دو یا چند کشور نمی‌باشد و گاهی آتش افروزی‌های داخلی (منازعات مسلحانه درون مرزی) نیز به حدی درد ناک می‌باشد که احساسات و عواطف جهانی را جریحه‌دار می‌كند، برای جلوگیری از چنین پیشامدهایی یا كنترل آن، تلاش فراوان صورت گرفته است. نتیجه آن، با تصویب ماده سه مشترک کنوانسیون‌های چهارگانه و پروتکل‌های الحاقی آن به ثمر نشسته است. با این که به نظر حقوق‌دانان این، کم‌ترین دستاورد تلاش‌های انجام شده بود؛ ولی خود، عاملی است  تا به وسیله آن و با حفظ اصل حاکمیت درون مرزی و صلاحیت‌های سرزمینی به رسمیت شناخته شده حقوق بین‌الملل باز هم بتوان کاری برای نجات توده مردم انجام داد و در جهت مهار قدرت بلا منازعه حاکم، قدم‌هایی برداشت.(7)

این معاهدات، از زمان تصویب و اجرا تا کنون، در مخاصمات و منازعات بشری مورد استفاده بوده و در مواردی كه محاكمه عادلانه مرتكبان جنایات در دادگاه‌های داخلی ممكن نباشد، یا كشوری نخواهد مرتكبان را به پای میز محاكمه بكشاند، مبنای حكم دادگاه كیفری بین‌المللی می‌باشد.(8) چون دادگاه كیفری بین‌المللی دارای صلاحیت تكمیلی می‌باشد.(9)

با این که وجود این مقررات در درگیری‌های بین‌المللی نقش مهمی ایفا کرده است، هرگز موفق بر ریشه‌کن کردن رنج‌های فزاینده بشری نشده است. هنوز بشریت راه درازی برای امن کردن جهان در پیش دارد و با توسعه روز افزون جنگ افزارها، احتمال رسیدن به صلح پایدار بعیدتر می‌شود؛ اما در هر حال، این تلاش‌ها در جای خود، از اهمیت بالایی برخوردار می‌باشد. و ناكامی بشر دلیل چشم پوشی از تلاش بیشتر نخواهد بود.

اهداف و الزامات حقوق بشر‌دوستانه

باید گفت: مجموعه قواعد حقوق بشردوستانه به طور جدی تلاش می‌کند از مردمی كه در جنگ شركت نداشته‌ یا از آن دست كشیده‌اند، حمایت به عمل آورد؛ كسانی مانند غیر نظامیان، زخمی‌ها، بیماران، اسیران جنگی، كشتی شكستگان و امدادگران پزشكی و مذهبی. نیز حمایت از بیمارستان‌ها، آمبولانس‌های امداد و اماكن فرهنگی را هم در دستور كار خود دارد.

به دلایل زیر، پیروی از حقوق مخاصمات مسلحانه ضرورت دارد:

أ: این حقوق برای دولت‌ها و اشخاصی حقیقی که در قلمرو آن‌ها حضور دارند، الزام آور است. حقوق عرفی، مشتمل بر معیارهای معینی است که رعایت آن برای کلیه دولت‌ها اجباری است و  حقوق قراردادی برای دولت‌های عضو آن معاهدات، لازم الاتباع است. در هر صورت، این مقررات درباره افراد ساکن در سرزمین دولت‌های مذکور نیز اعمال می‌شود.

ب: نقض فاحش حقوق مخاصمات مسلحانه به منزله یک جنایت جنگی تلقی شده و در محاکم داخلی یا دادگاه‌ كیفری بین‌المللی قابل تعقیب جزایی می‌باشد.

ج: تبعیت از این حقوق، پیامدهای زیر را در پی خواهد داشت:

1. رفتار حرفه‌ای اعضای نیروهای مسلح را مورد تأکید قرار می‌دهد.

2. روحیه خوب و انضباط را افزایش می‌دهد.

3. حمایت از سکنه غیر نظامی در منازل آنان و همچنین در صحنه عملیات را تضمین می‌کند.

4. رفتار متقابل را در قبال مجروحان، بیماران و اسیران جنگی، امکان پذیر می‌سازد.

5. امکان بازگشت صلح را بهبود می‌بخشد و عناد ورزی را کاهش می‌دهد، بدون آن‌که به بی‌ثباتی اوضاع بینجامد.

6. تضمین خواهد کرد که اقدامات نظامی صرفاً بر شکست نیروهای نظامی دشمن متمرکز باشد.(10)

اهمیت و ضمانت اجرای حقوق بشردوستانه

حقوق بشردوستانه بین‌المللی نزد جامعه جهانی بسیار مهم تلقی شده است. به دلیل این که هیچ معاهده بین‌المللی به اندازه تصویب کنوانسیون‌ها و پروتکل دوگانه آن، مورد توجه دولت‌ها واقع نشده است. استقبال وسیع کشورها و اشتیاق به امضای این معاهدات، بهترین دلیل اهمیت و اعتبار آن خواهد بود. پس از اجرایی شدن مقررات مربوط به حقوق بشردوستانه بین‌المللی، جهان، شاهد تأثیر‌گذاری و موفقیت این معاهدات بوده و حتی در برخی مناطق که درگیری بین‌المللی یا داخلی پیش آمده، واکنش سریع کشورها را در پی‌داشته است؛ مانند حمله عراق به كویت و درگیری‌های داخلی زمان حكومت طالبان در افغانستان.

تفکر صلح جهانی که اکنون در قالب جهانی شدن (نه جهانی سازی اقتصادی) دنبال می‌شود، میان ملت‌ها ریشه فلسفی، اعتقادی و فرهنگی دارد و شاید باور روشنفکران و فرهیختگان جهان این باشد که در چارچوب حقوق بشردوستانه بین‌المللی، رسیدن به آرمانشهر بشری ممکن باشد؛ بنابراین، اگر ما از حقوق بشردوستانه بین‌المللی چنین برداشتی به عمل آوریم، امیدواری به آینده مطلوب زیاد خواهد بود؛ همان طور که خود واضعان حقوق بشردوستانه نیز به این امر توجه داشته و الزاماتی را برای تضمین این بخش از حقوق بین‌الملل در نظر گرفته‌اند که شامل موارد زیر می‌شود:

ـ دولت‌ها تعهد دارند با جرایم جنگی و موارد نقض فاحش برخورد کنند.

ـ دولت‌ها ملزم هستند از طریق فرماندهان ارشد خود، تضمین کنند که مقررات مفصلی برای اجرای کنوانسیون ژنو در باره افراد مجروح وضع شود. حتی مواردی که در کنوانسیون‌ها پیش بینی نشده هم مورد توجه آنان باشد. و افراد براساس اصول کلی مندرج در کنوانسیون‌ها هدایت شوند.

ـ دولت‌ها وظیفه دارند متن کنوانسیون‌ها و پروتکل‌های ژنو را در وسیع‌‌ترین سطح ممکن در زمان صلح و نیز در زمان جنگ منتشر كنند؛ به گونه‌ای که همه مردم بتوانند از آن‌ها مطلع شوند.

ـ دولت‌ها متعهد هستند کنوانسیون‌های ژنو را به اعضای نیروهای مسلح خود به ویژه پرسنل پزشکی، روحانیان و افراد مسؤول امور اسرای جنگی بیاموزند. همچنین کلیه مقامات نظامی، کشوری و مسوؤلان اجرایی را موظف می‌كند که با متن آن‌ آشنایی داشته باشند.

ـ دولت‌ها ملزم هستند با یاری جمعیت‌های صلیب سرخ یا هلال احمر ملی، افراد واجد شرایطی را برای کمک به اجرای کنوانسیون‌ها و پروتکل‌های ژنو با تأکید ویژه بر فعالیت کشور حامی‌، آموزش دهند.(11)

تمام این آینده‌ نگری‌ها، برای این صورت گرفته است که پایه‌های اصلی حقوق بشردوستانه محکم شود و تخلف از مقررات آن، به آسانی امکان پذیر نباشد؛ حتی کشورهای نیرومند هم نتوانند بدون مسؤولیت و محکومیت از بار آن، شانه خالی کرده و از کنار آن به راحتی بگذرند.

آموزه مهدویت

از نظر واژه نگاران و اصطلاح شناسان، کلمه «آموزه» گاهی به معنای اعتقاد داشتن به یك حقیقت، و زمانی هم به معنای تعلیم و آیین می‌آید و در هر دو صورت مترادف با واژه «دکترین»(12) می‌باشد. این واژه، در معنای اول خود، دارای ساختار فلسفی و حكمت نظری است و در معنای دوم، جنبه كاربردی و حكمت عملی آن، افزون به نظر می‌آید.(13) همچنین این كلمه در علوم مختلف به كار گرفته شده و معانی جداگانه‌ای از آن اراده می‌گردد. در علوم سیاسی، به معنای طرح است كه در قالب دكترین تبلور می‌یابد (مانند دكترین برژنف).(14) در علوم تجربی نیز به معنای نظریه می‌آید كه روند ثبوتی خود را طی می‌كند و به مرحله اثبات نرسیده است. و از نظر ادیان و مذاهب به معنای آموزه‌های مذهبی و كلامی بوده و كاربرد تعلیمی دارد (حكمت عملی در مقابل حكمت نظری).(15)

بعضی از مؤلفه‌های دینی دارای محوریت هستند كه از آن‌ها به آموزه‌های اعتقادی تعبیر می‌شود.‌ از اعتقاداتی كه در اسلام، از منزلت و مقام اصیل برخوردار است، نظریه مهدویت می‌باشد كه قابلیت انطباق با نظریه «موعود یا منجی گرایی»، «نجات یا رستگاری» و «هزاره گرایی» را در دیگر ادیان دارد؛(16) بنابراین، منظور از آموزه مهدویت، مجموعه آموزش‌هایی است که به گرد محور مهدویت می‌چرخد و در منابع اصلی اعتقادی مسلمانان (قرآن و روایات) بیان شده و بر محوریت تفکر مهدی‌گرایی قابل تبیین می‌باشد؛ برای نمونه قرآن کریم می‌فرماید: «ما می‏خواهیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم».(17) در روایات فراوان از رسول اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است که فرمود: «روزها و شب‌ها نگذرد )و دنیا پایان نپذیرد( تا این‌كه خداوند، مردی از خاندان مرا برانگیزد كه همنام من است، و زمین را پر از عدل و داد كند؛ همان‌گونه پر از ظلم و ستم شده باشد».(18)

اگر برای چنین نظریه‌هایی که در منابع دینی اسلام وارد شده است، محملی یافت نشود، لغو بودن لازم می‌آید و چون خلف وعده از حکمت حکیم، عقلاً به دور است لازم است در تبیین آن، براساس اصول کلی و باورهای دینی به عنوان راهكار عملی برای تمام اعصار و جوامع اهتمام شود، تا اگر حرفی برای گفتن باشد، در این ظرفیت برای جهانیان عرضه گردد؛ نه این كه فقط برای مقطع پس از پیروزی منجی باشد، تا این اشكال پیش آید كه در آن زمان جنگی نیست تا حقوق بشردوستانه موضوعیت پیدا كند. به هرحال حقوق بشردوستانه در پیش از ظهور و نیز هنگام ظهور، موضوعیت؛ دارد، به این دلیل كه در این دو ظرف زمانی، جنگ اتفاق می‌افتد؛ بنابراین، منظور از كارایی آموزه‌ مهدویت، خصوص هنگامه ظهور نمی‌باشد؛ بلكه تأثیر فراتر از آن، یعنی قبل از ظهور و در حین ظهور مورد نظر است.

معارف مهدویت

برای یافتن پاسخ سؤال مطرح شده در این پژوهش، ناگزیر از ارائه اجمالی معارف مهدویت هستیم تا امكان عرضه حقوق بشردوستانه بر آن فراهم شده و اثبات فرضیه تحقیق ممكن گردد. براساس منابع اصیل اسلامی، معارف مهدویت در بردارنده مطالب زیر می‌باشد:

بخشی از آموزه مهدویت، به اصل اعتقاد به منجی،‌ ضرورت طرح مباحث درباره ‌آن و ظهور حضرت مهدی علیه السلام مربوط می‌شود. نیز اعتقاد به این كه چنین شخصی متولد شده و اكنون نیز زنده است و در امور زندگی شیعیان خود، تأثیر‌گذار می‌باشد. قسمت دیگر این آموزه، در بردارنده انتظار موعود است كه در ادیانی مانند یهودیت، مسیحیت، زرتشتیان، هندوئیسم، بودیسم و اسلام در باره آن نوید داده شده است. شیعه امامیه اعتقاد راسخ دارد كه شخص موعود، فرزند امام حسن عسكری علیه السلام است و دیگر ویژگی‌های آن امام همام از قبیل لقب، نام، طول عمر، خصوصیات جسمانی و شمایل ظاهری آن را نیز برمی‌شمارند.

غیبت، بخش دیگر از معارف مهدویت را تشكیل می‌دهد، كه در این زمینه سخن بسیار است. متفكران تلاش دارند مفاهیم غیبت صغرا و كبرا، علل اصلی‌ و فواید آن را بیان كرده و زندگی امام غایب،‌ اماكن منسوب به آن،‌ ارتباط با امام و وظایف منتظران را تبیین نمایند. نیابت از امام زمان علیه السلام، اوضاع جهان پیش از ظهور، نشانه‌ها، شرایط، و زمینه‌های ظهور هم بخش دیگر از آموزه مهدویت است كه دانستن آن، ضرورت مضاعف دارد.(19) مباحثی مانند رجعت، آگاهی از عصر ظهور، شناخت مدعیان دروغین و آسیب شناسی تفكر مهدویت را هم نمی‌توان از نظر دور داشت. همین طور اعتقاد به این كه تفكر مهدویت، اندیشه ایستا نیست و به دوره خاص مربوط نمی‌شود. یاران آن حضرت در طول تاریخ، افرادی هستند كه آمده و رفته‌اند و خواهند آمد. نفس زندگی امام مهدی علیه السلام در پشت پرده غیبت، تأثیر‌گذار بوده و در عرصه حیات معتقدان خود نقش آفرینی می‌كند و این، جزء لاینفك این معارف می‌باشد. نفس این باور، نیرو بخش بوده و به پیروان خود انگیزه می‌دهد كه زی انسانی داشته، در پی‌كسب معرفت و معنویت باشند و در حیات مادی خود، نوع دوستی یا بشر دوستی را از یاد نبرند.

مبنای این تفكر، خدا محوری است. انسان محوری و اصالت اومانیستی كه برخاسته از اندیشه لیبرالیسم است، نفی می‌شود. انسانیت را در دایره توحید، ارزش گذاری كرده و به انسان موحد، بها خواهد داد. حركت بر اساس عدالت،‌ آزادی، اندیشه سالم و مثبت فكر كردن، از دیگر آموزه‌های معارف مهدویت است. نیز می‌توان گفت: این تفكر در پی‌گسترش وحدت دینی، مذهبی و اعتقادی است؛ ولی نه از طریق زور و قدرت نمایی، (دست كم در دوره قبل از ظهور) بلكه به وسیله به كارگیری مجادله احسن و اقناع منكران آن.(20) در نهایت نیز ظهور منجی است كه با تشكیل حكومت بی‌بدیل، صلح تمام عیار و امنیت كامل را در سطح جهان برقرار خواهد كرد.

تأمین حقوق بشردوستانه در آموزه مهدویت

اكنون وقت آن رسیده كه حقوق بشردوستانه بین‌الملل را بر آموزه‌ مهدویت عرضه كرده و فرضیه پژوهش خود را اثبات نماییم. برای این منظور، در چند گفتار، بحث را دسته بندی و ارائه خواهیم كرد. در این نوشته، منظور از تأمین حقوق بشردوستانه در آموزه مهدویت، خصوص عصر غیبت یا هنگامه ظهور و پس از برپایی حكومت عدالت محور امام عصر علیه السلام نیست؛ بلكه نگاه جامع در پرتو این تفكر مورد اهتمام می‌باشد.

گفتار اول: ناكامی حقوق بشردوستانه بین‌الملل

پیش‌تر روشن شد كه حقوق بشردوستانه، در پی اثبات حق و باطل بودن جنگ نیست. رعایت این حقوق، درباره دولی که معاهدات را امضا نکرده‌اند جنبه عرفی دارد و درباره کشورهایی که قرارداد را امضا کرده‌اند، معاهده‌ای لازم ‌الاجرا است. حقوق بشردوستانه، می‌کوشد در شرایط خاص جنگی، آلام بشری را کاهش داده و افراد غیر دخیل در اصل نزاع را یاری كند. افراد آسیب پذیر مانند زنان، اطفال، سالخوردگان،‌ اموال و اماکن فرهنگی نیز مورد پشتیبانی قرار خواهند گرفت. اكنون سؤال این است كه آیا بسنده كردن به همین میزان، موجب رفع انبوه مشكلات جهانی می‌شود؟

پاسخ، منفی است؛ چون مطالعات تاریخی و تجارب جهانی، حاكی از آن است كه تلاش‌ها در این راستا ثمره قابل توجهی نداشته و موجب كاهش چشمگیر معضلات بین‌المللی نبوده است. این، حقیقتی است كه نویسندگان مهد حقوق بشردوستانه(21) به آن اعتراف دارند و در نوشته‌های آنان انعكاس یافته است. تئودور مرون(22) می‌نویسد:

همان‌طور كه می‌دانیم، تصویب همه این اسناد، هنجارها و استانداردها به وضعیت نقض شدید حقوق بین‌المللی بشر و هنجارهای بشردوستانه پایان نبخشیده است. حتی تأسیس غیر منتظره دادگاه بین‌المللی جرایم برای یوگسلاوی سابق و رواندا، به این تخلفات پایان نداده است. بدیهی است جامعه بین‌المللی در یافتن راه‌های مؤثر برای حمایت از حقوق بشر ـ به ویژه در شرایط منازعات داخلی ـ موفق نبوده است.(23)

این، حقیقتی است كه روشن بوده و نیازمند استدلال نمی‌باشد؛ پس برای تأمین هرچه بهتر كلیه حقوق بشری، طرح راهبردی مؤثری لازم است، تا حقوق بشردوستانه هرچه كامل‌تر فراهم شود. آموزه مهدویت، در این‌باره مناسب‌ترین پیشنهاد می‌تواند باشد؛ بنابراین نباید این مواهب از جامعه بشری دریغ‌شود.

گفتار دوم: حقوق بشردوستانه در عصر انتظار

در عصر انتظار موعود، دنیا شاهد جنگ‌های ویرانگر بوده و خواهد بود. حقوق بشردوستانه بین‌المللی، براساس همین واقعیت‌ها بنیانگذاری و تأسیس شده است. هر چند كه در خود كنوانسیون‌ها ذكر نشده است، این حقوق دو بخش دارد: «بخش عملی» كه در زمان جنگ، باید از آن استفاده شود تا موجب امنیت و كاهش آلام ناشی از صحنه نبرد گردد. بخش دیگر آن، مربوط به زمان صلح است كه تلاش می‌شود برای آگاهی از مقررات این حقوق در عرصه جهانی فعالیت شود. اكنون در قالب برگزاری همایش حقوق بشردوستانه، این هدف تعقیب شده و در كشورهای مختلف برای رساندن پیام آن، این روش به كارگرفته می‌شود.

در آموزه مهدویت، حفظ حقوق بشردوستانه در عصر انتظار به این صورت امكان پذیر است كه مردم أصولاً به ‌فكر جنگ نباشند و جنگ را كنار بگذارند؛ بنابراین وقتی جنگی در جهان نباشد حقوقی از كسی ضایع یا تباه نمی‌شود. روایات در این باره فراوان است. نعمانی روایاتی را ذكر می‌كند كه به شیعه دستور می‌دهد (در عصر غیبت) بردبار باشد و در انتظار فرج بماند و در امر خداوند و تدبیر او، شتاب‌زدگی نكند. امام صادق علیه السلام فرمود: «زبان‌های خود را نگه دارید و در خانه‏های خود بنشینید؛ چیزی دامنگیر خصوص شما نشود؛ بلكه همگانی باشد».(24) یعنی این یك فتنه جهانی است؛ ولی با خانه نشینی و عدم دخالت، می‌توان از شر آن مصون ماند. باز حضرت صادق علیه السلام می‌فرماید: «هر كس كه از بودن در شمار یاران امام قائم شادمان است، باید در انتظار باشد و با همین حال انتظار، به پرهیز و اخلاق نیكو رفتار كند».(25) بنابراین با اشاعه و گسترش تفكر كناره‌گیری از جنگ، می‌توان به تأمین حقوق بشردوستانه در عصر انتظار كمك كرد. شاید به همین علت باشد كه فقها، جهاد ابتدایی را در عصر انتظار واجب نمی‌دانند و جنگ را فقط در حد دفاع مجاز می‌شمارند.(26)

البته مفهوم فرمایش امام علیه السلام این نیست كه منزوی و گوشه‌گیر باشیم. آنچه از مجموع آیات و روایات اسلامی و مفهوم واژه «انتظار» استفاده می‌شود، این است كه انتظار، در همه ابعاد زندگی فردی و اجتماعی،‌ عامل رشد و اصلاح، مقاومت و پیشرفت، بیداری و بقای جامعه و بالآخره عامل حركت، جنبش، دفاع از عقاید تاریخ ساز و انقلاب آفرین اسلامی بوده و بذر اصلی قیام جهانی حضرت مهدی علیه السلام در دوره انتظار كاشته خواهد شد.(27) همان روشی كه پیامبر صلی الله علیه و آله در عصر بعثت در پیش گرفت. آن حضرت، برابر تمام فشارها و ستمگری‌ها مقاومت كرد و فقط به هدایت و دعوت مردم اهتمام ورزید و مقابل همه حرمت شكنی‌ها، زجرها و شكنجه‌ها صبر نمود. «خود اصل پرهیز و اجتناب، یكی از اصول زندگی سالم بشر است؛ مثلاً كلمه توحید، یعنی ‏«لا إِلهَ إِلا اللَّه‏» مجموعاً نفیی و اثبات است. بدون نفی ما سوا الله، دم از توحید زدن ناممكن است».(28) با این وصف، دیگر جای نگرانی نیست كه دغدغه زیر پاگذاشتن حقوق بشردوستانه در این آموزه فكری ابراز شود و مردمان جهان از این تفكر هراسان گردند. البته امروزه برخی با تصورات نادرست و چه بسا مغرضانه از امام عصر علیه السلام تصویری خشن و غیر رأفت آمیز ترسیم می‌نمایند. از همین رو، نتایج پژوهش معارف مهدویت مهم است؛ چون ثمره آن، این توهم‌ها را از اساس زایل می‌كند و برغلبه همه سویه جوانب انسانی مهر تأیید می‌زند.(29) حال اگر بنا باشد ثمره تفكر مهدویت، آثار و نتایج آن مخصوص روزگار پایانی تاریخ باشد، طرح و بحث آن در روزگار كنونی موضوعیت نخواهد داشت و اگر مربوط به همه اعصار باشد، باید ثمره ارزشمندی داشته باشد، تا بتوان در جهت سازندگی از آن استفاده كرد؛ بنابراین بدیهی است كه رعایت كرامت انسان‌ها و حقوق بشردوستانه (مبتنی بر آیین توحیدی اسلام) تنها به امام عصر علیه السلام ختم نمی‌شود؛ بلكه یاران وی نیز عالم و عامل به این حقوق و مظهر آن در معاملات فردی و اجتماعی هستند؛ زیرا آنان، از خداوند و امامشان شناخت فراوان دارند و با آگاهی كامل، در میدان حق حضور خواهند یافت.(30)

گفتار سوم: روزگار قبل از ظهور امام مهدی علیه السلام

جنگی كه به ملاحم و فتنه‌های آخر الزمان مربوط می‌گردد، عامل اجتماعی دارد و ناشی از ظهور حضرت مهدی علیه السلام نیست. جنگ و نا امنی آن دوره، برخاسته از فقر، خشك سالی‌های متمادی، گسترش جمعیت و فقدان منابع خواهد بود. امیرالمؤمنین علیه السلام چنین پیش بینی كرده است: «در آینده، آتش جنگ میان شما افروخته می‌شود، و چنگ و دندان نشان می‏دهد و با پستان‏هایی پر شیر كه مكیدن آن شیرین است؛ ولی پایانی تلخ و زهرآگین دارد، به سوی شما می‏آید».(31) بر این اساس، می‌توان گفت: اصل این واقعه، به عصر ظهور اختصاص ندارد. مگر ویرانی جنگ‌های اول و دوم جهانی كمتر از فتنه و آشوب‌هایی بود كه در عصر ظهور ممكن است واقع شود؟ جنگ، همیشه و همه جا واقع می‌شود و خاصیت آن هم تخریب است. نقش آموزه مهدویت در این راستا، آن است كه خود امیر المؤمنین علیه السلام در پایان همین خطبه توصیه می‌كند: «پس باید بر سنّت پیامبر صلی الله علیه و آله باقی بمانید كه برپا است، و بر آثار رسالت تكیه نمایید كه آشكار است. به عهد نزدیكی كه بسته‏اید، وفادار مانید كه یادگار پیامبر، بر آن تكیه دارد». از این فرمایش‌های نورانی فهمیده می‌شود كه اگر به اصول اسلامی و مقررات شرعی پایبند باشیم، از گزند حوادث مصون می‌مانیم. فلسفه انتظار، همین است كه باید دین دار، دین مدار و دین محور بود و آموزه مهدویت، بر زیّ دینی تأكید دارد.

مفهوم این جملات، آن است كه با ایمان و حفظ اصول دین، امكان رهایی وجود دارد؛ به همین دلیل است كه وقتی انسان، ناامید می‌شود و می‌بیند با وجود این همه پیشرفت‌های فكری و علمی، روز به روز به فساد و تباهی كشیده می‌شود و اختراعات و اكتشافات حیرت انگیز نتوانسته انسان را از سردرگمی برهاند، بنا به فطرت ذاتی خود، متوجه درگاه خداوند بزرگ می‌شود و برای رفع ستم‌ و بحران‌های روحی و معنوی خود از او كمك می‌جوید.(32) پس حفظ حقوق بشردوستانه در این مقطع از تاریخ، به این وسیله است كه مردم، راه دین داری و خدا پرستی را در پیش گیرند و با معارف دینی، خود را از آسیب روزگار نگه‌دارند. همین‌ها اوصاف یاران مهدی علیه السلام در عصر ظهور است. ابن اعثم كوفی نقل می‌كند كه امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: «نیكی باد برایت ای طالقان! خدا را در آن‌جا گنج‌هایی است كه از طلا و نقره نیست؛ بلكه آن گنج‌ها، مردان مؤمنی هستند كه خدا را به خوبی شناخته‏اند. آن‌ها در آخر الزمان از یاران مهدی خواهند بود».(33) پس، از نقش مثبت دین داری نباید غفلت كرد.

گفتار چهارم: هنگامه ظهور حضرت مهدی علیه السلام

اما هنگام ظهور حضرت مهدی علیه السلام بالآخره این جنگ، قربانی‌های خود را می‌گیرد، جو ناامنی و رعب را ایجاد كرده، انسان‌ها را به چاره اندیشی وادار خواهد ساخت. در همین هنگامه است كه ندای ملكوتی یا هاتف آسمانی، آواز سر خواهد داد و به زبان هر قوم، آمدن مهدی علیه السلام را مژده خواهد داد(34)؛ پس راه تأمین حقوق بشردوستانه به این صورت خواهد بود كه فكر و عقل مردم خسته از آشوب‌ها رشد یافته و دروازه حقیقت بر روی آنان گشایش یابد. مردم آن زمان، با بصیرتی كه خواهند یافت، فوراً امام زمان خود را شناخته و به او ایمان می‌آورند. بدین سان، بخش قابل توجه مردم از شراره آتش جنگ نجات یافته و به جاده سعادت رهسپار می‌شوند.

شیخ مفید از حذیفه یمانی روایت كرده است كه گفت: از پیغمبر صلی الله علیه و آله شنیدم می‌فرمود:

هنگام آمدن قائم گوینده‏ای از آسمان بانگ می‌زند: «ای مردم! زمان حكومت جباران به پایان رسیده و بهترین شخص امت محمد صل الله علیه و آله متولّی امر شده است. در مكه به وی ملحق شوید». آن‌گاه نجبا از مصر و ابدال از شام و دسته‌هایی از مردم عراق كه شب‌ها را به عبادت مشغول و روزها همچون شیر می‏باشند و دل‌هایشان مانند پاره‏های آهن است، می‌آیند و بین ركن و مقام، با وی بیعت می‌كنند.(35) طریحی می‌گوید:

ابدال، گروهی از صالحین هستند كه زمین از وجود آنان خالی نیست. وقتی یكی از آنان بمیرد، خداوند آن را به دیگری تبدیل می‌كند. و از قاموس نقل می‌كند كه خداوند، به وسیله آنان، زمین را نگه می‌دارد، و آن‌ها هفتاد نفرند كه چهل نفرشان در شام و سی نفر در دیگر بلاد هستند. هیچ یك از آنان نمی‌میرد مگر این كه جای آنان، دیگری می‌آید.(36)

و در كتاب الخرائج و الجرائح از امام محمد باقر علیه السلام نقل شده است كه فرمود: «هنگامی كه قائم ظهور می‌كند، دست خود را روی سر مردم می‌گذارد و بدان وسیله عقول آن‌ها جمع و افكارشان كامل می‌گردد». ‏(37) پس با رشد فكری مردم خطری حقوق انسانی را تهدید نخواهد كرد و زندگی، سیر طبیعی خود را خواهد داشت.

گفتار پنجم: پس از فتح جهان

ممكن است برخی از تفكر مهدویت احساس خطر كنند و بگویند: این اندیشه در پی‌سیطره جهانی است و وحدت اعتقادی را بر مردم جهان تحمیل می‌نماید، در نتیجه آزادی عقیده از جامعه جهانی رخت بربسته و حقوق بشری از این جهت مخدوش می‌گردد؛ چون در صورت مخالفت، با تیغ برّان مهدی مواجه شده و جان خود را دست خواهد داد كه این نمونه دیگری از نادیده گرفته شدن حقوق بشردوستانه می‌باشد.

جواب این شبهه هم خیلی روشن است. وقتی عقل مردم جهان كامل شد، در رویارویی با دعوت مهدی آخر الزمان علیه السلام تسلیم شده و با رغبت یا میل باطنی پذیرای مكتب مهدویت و مجذوب آن می‌گردند. وقتی اقبال با اختیار و از روی طیب نفس باشد، دیگر تحمیلی نخواهد بود و این، بهترین خدمت برای نجات انسا‌ن‌ها می‌باشد؛ اما تعداد اندك باقی مانده مجازات می‌شوند و كیفر آنان مطابق موازین حقوقی خواهد بود؛ به این دلیل كه سركوب گناه كاران در هر نظام، امری طبیعی بوده و هیچ نظامی عقیده مخرب باطل را در قلمرو خود تحمل نمی‌كند. در واقع، برخورد با آنان در راستای خدمت به جامعه صورت می‌گیرد، نه این كه از روی ظلم و ستمگری باشد.

بنابراین اگر آموزه مهدویت به طور درست تبیین شود و تمام جوانب آن مورد تأمل قرار گیرد، بخش‌های خاص آن، بزرگنمایی نشود و قسمت‌های عمده آن به زبان روز بیان شود، نه تنها راهكاری در جهت تأمین حقوق بشردوستانه است كه حتی احتمال روی آوری جهانی به اصل دین و مقبولیت آن فزونی خواهد یافت. و بشریت در پرتو آن، به آرامش خواهند رسید. به این علت كه در این آموزه، هیچ موردی را نمی‌یابیم كه به فتنه انگیزی و كشتار بی‌گناهان دستور داده شده باشد و به مهدی یاوران سفارش كند كه روحیه انتقام جویی، كینه توزی، ایجاد خشم و نفرت را در خود تقویت كنند. امام سجاد علیه السلام می‌فرماید:

ای ابا خالد! مردم زمان غیبت آن امام كه معتقد به امامت و منتظر ظهور او هستند، از مردم هر زمانی برترند؛ زیرا خدای تعالی عقل و فهم و معرفتی به آن‌ها عطا فرموده است كه غیبت نزد آنان به منزله مشاهده است، و آنان را در آن زمان، مانند مجاهدان پیش روی رسول خدا صل الله علیه و آله كه با شمشیر به جهاد برخاسته‏اند قرار داده است. آنان، مخلصان حقیقی و شیعیان راستین ما و داعیان به دین خدای تعالی در نهان و آشكارند.(38)

دعوت به دین، مكتب و آرمان‌های عالی از ویژگی‌های انسانی است. و همه طبق عقیده خود هم این كار را انجام می‌دهند. مهم این است كه ارشاد و هدایت در جهت صواب و مصونیت باشد، نه‌تفكر الحادی و گمراهی. بدین ترتیب در یك جمع بندی كلی تأمین حقوق بشردوستانه را در آموزه‌ مهدویت می‌توان چنین خلاصه كرد: با در پیش گرفتن رفتار و اخلاق نیكو و اجتناب از حضور در میدان آشوب‌ها و انتظار فرج امام عصر علیه السلام، امكان تأمین حقوق بشردوستانه میسر خواهد بود.

در صورت باقی ماندن بر سنّت پیامبر صلی الله علیه و آله، تكیه بر آموزه‌های دینی، وفاداری به تمام عهد‌ها و حفظ اصول كلی شریعت، می‌توان حافظ حقوق بشردوستانه هم بود.

شناخت به موقع امام زمان، تسلیم و پذیرش دعوت منجی (كه هم‌زمان با رشد خرد جمعی بوده و دعوت، همراه با ندای هاتف غیبی است) موجب حفظ حقوق بشردوستانه می‌شود.

اشتیاق شدید مردم به صلح و امنیت جهانی باعث میل باطنی آنان به پذیرش عقاید امام مهدی علیه السلام شده و در نهایت آزادی و اختیار صورت خواهد گرفت و بدین‌سان كرامت انسانی به شایسته‌ترین شكل خود محقق می‌شود.

نتیجه

برای اثبات فرضیه پژوهش مبنی بر تأمین حقوق بشردوستانه در آموزه مهدویت نگاهی گذرا به حقوق بشردوستانه بین‌المللی انداختیم. نتیجه این مطالعات نشان می‌دهد كه حقوق بشردوستانه، به دنبال احساس نیاز شدید به استقرار صلح و كاهش آلام بشری كه ناشی از وقوع منازعات می‌باشد، وارد عرصه حقوق بین‌الملل شد. كشورهای جهان، با مساعدت سازمان ملل، مقرراتی را در قالب چهار كنوانسیون و دو پروتكل برای این حقوق وضع كرده‌اند. الزامات عرفی، معاهداتی و دادگاه كیفری بین‌المللی، ضمانت اجرای این حقوق را عهده دار است. اهداف آموزشی آن، ضمن الزاماتی كه برای كشورها در نظر گرفته شده، با برپایی همایش‌هایی تحت همین عنوان در كشورهای مختلف دنبال می‌شود؛ ولی تمام این راهكارها در حدی نبوده و نیست كه توان حل معضلات كلان جهانی را داشته باشد؛ بنابراین، طرح عمیق‌تر می‌خواهد كه با آموزه‌های راهبردی مناسب از پس این خاست جهانی برآید.

آموزه مهدویت، از جهت این كه ریشه در ادیان بزرگ تاریخی دارد و در اسلام به شكل برجسته تبلور یافته است، الگوی بی‌بدیل در این زمینه می‌باشد. با جا انداختن این آموزه، حقوق بشردوستانه به شایسته‌ترین شكل ممكن برآورده خواهد شد؛ به این دلیل كه بخش اعظم آموزه مهدویت به دوره انتظار منجی مربوط می‌شود. بحران‌های جهانی كه به جنگ می‌انجامد هم در این دوره واقع می‌شود. طرح راهبردی آموزه مهدویت برای حفظ كرامت انسانی و حقوق بشردوستانه به تناسب مقاطع و برهه‌های زمانی، متفاوت خواهد بود. همان‌گونه كه عرض شد، در عصر انتظار، با كناره‌گیری از ورود به صحنه‌های نبرد التزام به رفتار و اخلاق نیكو، در آستانه ظهور و با حفظ سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و اصول شریعت اسلام در هنگامه ظهور، با پذیرش دعوت مهدی علیه السلام و پیوستن به سپاه منجی جهانی، می‌شود از زیان‌های جنگ و وقوع فاجعه بزرگ جلوگیری كرد. در توجیه روایاتی كه ایجاد اخافه می‌كند و از قتل‌های انبوه سخن می‌راند، می‌توان گفت:‌ اولاً: ممكن است به صدور قطعی آنان خدشه شود و ثانیاً: قطعی الدلاله هم نمی‌باشد. چه كسی می‌تواند صد در صد مطمئن باشد كه حتماً موارد آن‌ها محقق می‌گردد؟! زیرا دست كم چهار آیه قرآن كریم(39) به ظهور امام مهدی علیه السلام تفسیر شده و هیچ كدام، مفهوم آن روایات را تداعی نمی‌كند؛ پس با وجود این آیات، نمی‌توان مطلقاً به مفهوم روایات تمسك كرده و صحنه‌های رعب آور برای پایان تاریخ ترسیم نمود.

 

پی نوشت ها :

1.  احمد علی نور بالا، مجموعه مقالات همایش نهضت بین‌المللی صلیب سرخ و هلال احمر و حقوق بشردوستانه، تهران، كلام شیدا، 1385ش، ص 5.

2. کمیته ملی حقوق بشر دوستانه، رعایت حقوق بشر دوستانه بین‌المللی، تهران، سِرسِم، 1383ش، ‌ص29.

3. عبد الحكیم سلیمی، نقش اسلام در توسعه‌ حقوق بین الملل، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی1، 1382ش، ص317.

4. برای آگاهی بیشتر ر.ك: حسین مهرپور، نظام بین‌المللی حقوق بشر، تهران، اطلاعات، 1383ش، ص246.

5. مهرداد رضائیان، مترجم، حقوق بین‌الملل ناظر برنحوه هدایت مخاصمات، مجموعه کنوانسیون‌های لاهه و برخی اسناد بین‌المللی دیگر، تهران، سرسم، 1383ش، ص 25.

6. كمیته ملی حقوق بشر دوستانه، پیشین، ‌ص 37.

7. جمشید ممتاز و امیر حسین رنجبریان، حقوق بین‌الملل بشر دوستانه مخاصمات داخلی، تهران. میزان، دوم، 1386ش، ص37.

8. از آن‌جا كه اصل در رسیدگی كیفری، صلاحیت محلی است؛ یعنی جایی كه جرم در آن واقع شده است، دادگاه‌های آن‌جا صلاحیت ذاتی رسیدگی را دارند. حال اگر كشور محل وقوع جرم توان رسیدگی را نداشت، یا خود نخواست افراد مجرم را محاكمه كند، ممكن است مجرم افراد شماره یك نظام باشد دادگاه بین‌المللی كیفری بر ضد آنان اعلام جرم خواهد كرد، یا ممكن است پرونده از سازمان‌های بین‌المللی یا از كشور محل وقوع جرم به‌این دادگاه ارجاع شود. صلاحیت تكمیلی به‌این معنا است.

9. حسین میر محمد صادقی، دادگاه كیفری بین‌المللی، تهران، دادگستر، 1383ش، ص50.

10. آنتونی پ و راجرز پل مالرب، کمیته ملی حقوق بشر دوستانه، قواعد کاربردی حقوق مخاصمات مسلحانه، تهران، امیركبیر، 1382ش، ص 38.

11. همان، ص 315.

12. ‌Doctrine.

13. علی آقا بخشی، فرهنگ علوم سیاسی، تهران، چاپار، 1383ش ؟؟؟.

14. محمود طلوعی، فرهنگ جامع سیاسی، تهران، علم، سوم، 1385ش، ص 509.

15. واژه آموزه، یك اصطلاح نو‌پیدا است و در فرهنگ كهن پارسی اثری از آن یافت نمی‌شود. در فرهنگ‌های نوین، كلمه دكترین و آموزه، مترادف هم دانسته و ترجمه شده و این طور فهمیده می‌شود كه این دو كلمه به‌یك معنا باشد. در عین حال، درباره آن، تفصیل قابل توجه انجام نگرفته و جای بحث دارد. به ناچار با فقدان تفصیل در فرهنگ‌های معتبر، ناگزیریم از فرهنگ سیاسی بهره ببریم، هرچند كه حقوق و علوم سیاسی اخیراً از هم منفك شده و در سابق یك رشته را تشكیل می‌دادند.

16. سید رضی موسوی گیلانی، دكترین مهدویت، تهران، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، 1384ش، ‌ص61.

17. وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ قصص 28:‌5.

18. «لَنْ تَنْقَضِی الأَیامُ وَ اللَّیالِی حَتَّی یبْعَثَ اللَّهُ رَجُلا مِنْ أَهْلِ بَیتِی یوَاطِئُ اسْمُهُ اسْمِی یمْلَؤُهَا عَدْلا وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً»؛ نور الدین أبى بكر الهیثمى، بغیه الباحث، بی‌جا، بی‌تا، دارالطلائع، باب 15، ح 789، ص 248؛ شیخ مفید، الإفصاح فی الإمامه، قم، انتشارات كنگره جهانى شیخ مفید، قم، 1413ق، ص102.

19. محمد بن ابراهیم نعمانى، ‏الغیبه، تهران، صدوق، 1397ق، ‏باب 9، ص 140.

20. محدث اربلى، ‏كشف الغمه، تبریز، بنی هاشمی، 1381ش، ج ‏2، ص 436.

21. یعنی كشورهای غربی كه خود را مبتكر طرح و تأسیس حقوق بشردوستانه می‌دانند.اگر این ادعا درست باشد، دول غرب مهد حقوق بشردوستانه است و الا صرف ادعا خواهد بود.

22. Theodor Meron.

23. تئودور مرون، ترجمه: سلاله حبیبی امین، حقوق بشر و حقوق بشر دوستانه، تهران، گرایش، 1382ش، ص 151.

24. «كُفُّوا أَلْسِنَتَكُمْ وَ الْزَمُوا بُیُوتَكُمْ فَإِنَّهُ لا یُصِیبُكُمْ أَمْرٌ تُخَصُّونَ بِهِ أَبَداً وَ یُصِیبُ الْعَامَّهَ»؛ محمد بن ابراهیم نعمانی، پیشین، باب11، ح 7، ص‌197.

25. «مَنْ سَرَّهُ أَنْ یَكُونَ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ فَلْیَنْتَظِرْ وَ لْیَعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَ مَحَاسِنِ الأَخْلاقِ وَ هُوَ مُنْتَظِر»؛ همان، باب 11، ح 16، ص 200.

26. شیخ طوسی می‌نویسد:« و متى لم یكن الإمام ظاهرا، و لا من نصبه الإمام حاضرا، لم یجز مجاهده العدوّ». «و تا هنگامی كه امام علیه السلام ظاهر نباشد و كسی كه منصوب امام علیه السلام است حاضر نباشد جهاد ابتدایی و جایز نیست»، ابو جعفر محمد بن حسن طوسی، النهایه، بیروت، دارالكتاب العربی، دوم، 1400ق، ص 290.‏

27. ‌ حسین عبدی پور، نقش اجتماعی انتظار، قم، بوستان كتاب، دوم، 1386ش، ص17.

28. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج16، تهران، صدرا، چهارم 1380ش، ص503.

29. بهرام اخوان كاظمی، نگرش‌هایی نو به‌آموزه مهدویت، قم، آینده روشن، 1387ش، ص22.

30. همان،‌ ص 43.

31. «حَتَّی تَقُومَ الْحَرْبُ بِكُمْ عَلَی سَاقٍ بَادِیاً نَوَاجِذُهَا مَمْلُوءَهً أَخْلَافُهَا حُلْواً رَضَاعُهَا عَلْقَماً عَاقِبَتُهَا»؛ سید رضى، ‏نهج البلاغه، قم، هجرت، 1414ق، خ 138، ص 195.

32. محمد مهدی كریمی‌نیا، همزیستی مسالمت آمیز در اسلام و حقوق بین‌الملل، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1383ش، ص 343.

33. «وَیْحاً لَكَ یا طالَقَانُ فَإِنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِهَا كُنُوزاً لَیْسَتْ مِنْ ذَهَبٍ وَ لا فِضَّهٍ وَ لَكِنْ بِهَا رِجَالٌ مُؤْمِنُونَ عَرَفُوا اللَّهَ حَقَّ مَعْرِفَتِهِ وَ هُمْ أَنْصَارُ الْمَهْدِیِّ فِی آخِرِ الزَّمَان‏»؛ أحمد بن اعثم كوفى، الفتوح، بیروت، دارالاضواء، 1411ق، ج 2، ص 320.

34. «عَنْ زُرَارَهَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ% قَالَ: یُنَادِی مُنَادٍ بِاسْمِ الْقَائِمِ% قُلْتُ: خَاصٌّ أَوْ عَامٌّ؟ قَالَ: عَامٌّ یَسْمَعُ كُلُّ قَوْمٍ بِلِسَانِهِمْ»‏؛ «در كمال الدین از زراره روایت شده كه امام صادق علیه السلام فرمود: موقع ظهور صدا زننده‌ای قائم علیه السلام را به اسم نام می‌برد. پرسیدم: این صدا برای افراد خاصی است یا عمومی است؟! فرمود: عمومی است و هر ملتی به زبان خود آن را می‌شنوند». علامه مجلسى، بحار الأنوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1404ق، ج 25، ح 35، ص 205.

35. «إِذَا كَانَ عِنْدَ خُرُوجِ الْقَائِمِ یُنَادِی مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ أَیُّهَا النَّاسُ قُطِعَ عَنْكُمْ مُدَّهُ الْجَبَّارِینَ وَ وَلِیَ الأَمْرَ خَیْرُ أُمَّهِ مُحَمَّدٍ فَالْحَقُوا بِمَكَّهَ فَیَخْرُجُ النُّجَبَاءُ مِنْ مِصْرَ وَ الأَبْدَالُ مِنَ الشَّامِ وَ عَصَائِبُ الْعِرَاقِ رُهْبَانٌ بِاللَّیْلِ لُیُوثٌ بِالنَّهَارِ كَأَنَّ قُلُوبَهُمْ زُبَرُ الْحَدِیدِ فَیُبَایِعُونَهُ بَیْنَ الرُّكْنِ وَ الْمَقَامِ»؛ شیخ مفید، اختصاص، قم، انتشارات كنگره جهانى شیخ مفید، 1433ق، ص208.

36. فخر الدین طریحى، مجمع البحرین، تهران، كتاب فروشی مرتضوی، سوم، 1416ق، «الأبدال: قوم من الصالحین لا تخلو الدنیا منهم إذا مات واحد أبدل الله مكانه آخر. و فی القاموس الأبدال: قوم یقیم الله بهم الأرض و هم سبعون، أربعون بالشام و ثلاثون بغیرها، لا یموت أحدهم إلا قام مقامه آخر من سائر الناس».

37. «عَنْ أَبِی خَالِدٍ الْكَابُلِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ% قَالَ: إِذَا قَامَ قَائِمُنَا وَضَعَ یَدَهُ عَلَی رُءُوسِ الْعِبَادِ فَجَمَعَ بِهِ عُقُولَهُمْ وَ أَكْمَلَ بِهِ أَخْلاقَهُم»؛ قطب الدین راوندى، الخرائج و الجرائح، قم، مؤسسه امام مهدی، 1409ق، ج 2، ص 840.

38. شیخ صدوق، كمال الدین و تمام النعمه، تهران، اسلامیه، دوم، 1395ق، ج‏1، ص320.

39. انبیاء 21: 105، حج 22: 41، نور 24: 55، و قصص 28: 5.

 

منبع : فصلنامه انتظار - شماره 28

Add comment


Security code
Refresh