شنبه, 04 دی 1395 ساعت 09:00
خواندن 236 دفعه

آينده پژوهی مهدوی - رحيم كارگر

چكیده :

«آینده‌پژوهی» شناخت آینده در موضوعات و پدیده‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و فن‌آوری است که امکان انتخاب، برنامه‌ریزی و مواجهه آگاهانه و مدبرانه با آنها را در حد مطلوب و مؤثر فراهم می‌سازد. در واقع آینده‌پژوهی در صدد ایجاد دوراندیشی و آینده‌شناسی در سطوح مختلف زندگی بشری است تا ضمن بیان اهمیت و ضرورت توجه به رویداد‌ها و تحولات فراروی جهان، توانایی برخورد سنجیده و مناسب با آنها را فراهم سازد و یا الگوها و سناریوهای مطلوب و موجهی برای آن ارائه دهد. از آنجایی که بخش مهمی از «آموزه مهدویت» توجه به آینده و بایستگی آمادگی، برنامه‌ریزی و زمینه‌سازی برای شکل‌گیری «آینده مطلوب» است، می‌تواند در بعضی از روش‌ها و نگرش‌ها پیوندهایی با «آینده‌پژوهی» داشته باشد. در ضمن اینکه خود جامع مؤلفه‌های مطالعه و کاوش درباره آینده است و می‌تواند دانش جدیدی را تحت عنوان «آینده‌پژوهی مهدوی» شکل دهد. این پژوهش عهده‌دار تبیین این دو بخش است؛ یعنی بیان چیستی آینده‌پژوهی و شکل‌گیری آینده‌پژوهی مهدوی.

پیش درآمد :

توجه و نگاه به آینده و كاوش و كنكاش درباره آن به هر شكل جزء آینده‌شناسی قرار می‌گیرد؛ چه این نگاه به نیت درك و فهم آینده باشد؛ چه جهت پیش‌بینی و تعمیم یافته‌ها؛ چه برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری‌های كلان و جزئی و چه بررسی و شناخت اندیشه‌ها و دیدگاه‌ها. اما لزوماً آینده پژوهی ـ به معنای مصطلح آن ـ محسوب نمی‌شود. مهم‌ترین ركن «آینده‌پژوهی» درك و شناخت سامان‌مند آینده و ترسیم و تصویر وضعیت‌های ممكن و محتمل از آن و حركت به سمت وضعیت مطلوب و مرجّح است. تصویر و ترسیم بشر از آینده، می‌تواند متكی بر مؤلّفه‌ها و انگاره‌های مختلفی باشد؛ از جمله:

ـ حدس‌ها و گمانه‌زنی‌های شخصی؛

ـ پیش‌بینی بر اساس قراین و شواهد مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی (برای زمان‌های كوتاه مدت و بلند مدت)؛

ـ تجربیات تاریخی و الگوها، قوانین و سنّت‌های مستخرج از تاریخ (عموماً مبتنی بر فلسفه نظری تاریخ)؛

ـ رویكردهای تجربی مبتنی بر قوانین علمی (قوانین علّی و شرط و مشروط)؛

ـ گمانه زنی‌ها و خیال‌پردازی‌های ادبی، هنری، فلسفی و … (نویسندگان رمان‌های آینده‌نگر و «یتوپیا» نویسان و…)؛

ـ آینده‌نگری براساس ستاره‌شناسی، اختربینی، طالع‌بینی و اوضاع كواكب و … (عموماً بر پایه بعضی از الگوهای مكتوب و ثابت نشده)؛

ـ آینده نگاری رمز گرایانه و رمّالانه و شاعرانه (مبتنی بر بعضی از فنون و علوم ابجد گونه و اعداد و … كه به علت رمز آلودگی و دو پهلویی جاذبه خاصی دارد)؛

ـ كشف مجهولات آینده براساس ریاضت‌های روحی و توجهات و نگرش‌های شهودی و …؛

ـ آینده‌نگری براساس علم غیبی اولیا و صالحان (مكاشفه و شهود و …)؛

ـ آینده‌سازی براساس طرّاحی و برنامه‌ریزی نهادها، مؤسسات و گروه‌های ذی‌نفع (مبتنی بر تحلیل‌ها و برداشت‌های دانشمندان، نظریه‌سازان و تحلیل‌گران نظام بین‌الملل)؛

ـ احتمالات و پیش‌بینی‌های مدیریتی، صنعتی، زیست محیطی و … (مبتنی بر پیامدشناسی، پیشرفت‌شناسی، هشدارگری و…)؛

ـ پیش‌گویی‌های وحیانی (مبتنی بر كتاب‌های آسمانی به خصوص قرآن و روایات معصومین).

اعتبار و صدق و كذب گزاره‌های یاد شده، محل بحث و بررسی است كه از گستره این نوشتار خارج است؛ ولی به نظر ما تنها گزاره یقینی و قطعی، پیش‌گویی‌های وحیانی و غیبی است. این گزاره‌، براساس علوم غیبی است كه خداوند در اختیار پیامبران و اولیا قرار داده و یا در كتاب‌های آسمانی ذكر كرده است.

در هر حال نگاه به آینده، پیشینه‌ای به فراخنای زندگی بشری دارد و «آینده‌نگری» مسیرها، مراحل و گذرگاه‌های مختلفی را طی كرده و از گمانه‌زنی، اختر بینی، یتوپیا نویسی، فلسفه نظری تاریخ و … به «آینده‌پژوهی» رسیده است. در واقع آینده‌پژوهی، شكل نظام‌مند و سازمان یافته نگاه به آینده است كه می‌تواند در بسیاری از طیف‌های آینده‌نگری كارآیی داشته و آنها را روش‌‌مندتر، كاربردی‌تر و عصری‌تر كند.

«آینده‌پژوهی»، توجه به آینده را جدّی‌تر و عینی‌تر كرده و آن را وارد فضای حقیقی زیست انسانی نموده است؛ در حالی كه بسیاری از شكل‌های آینده‌نگری، مجازی و غیر واقعی هستند. البته، فلسفه نظری تاریخ، عمدتاً شكل علمی و كلان آینده‌نگری است كه بر امتداد روندهای تاریخی صحّه می‌گذارد و توانایی «تفسیر بزرگ» از تغییرات و تحولات اجتماع بشری را بر عهده دارد. اما امروزه نگاه به آینده و پیش‌بینی آن، تبدیل به ابهام‌زدایی از آن، فهم نسبتاً درست دگرگونی‌ها و تسلّط بر آینده شده است. پس در این رویكرد، صرفاً تكیه بر یافته‌های تاریخی و فلسفی دانشمندان (نظم‌ها و قوانین تاریخی) نیست؛ بلكه هر دلیل و مستندی كه بتواند در كشف رویدادها دخیل باشد، مورد توجه قرار می‌گیرد (البته براساس شیوه و روش‌های خاص آن). مهم‌تر از آن، آمادگی برای تحولات فرا رو و طراحی نظام‌مند آینده و كوشش‌ برای تعیین آگاهانه و ارادی تاریخ، از مؤلفه‌هایی است كه به طور جدّی، در آینده‌پژوهی مورد توجه است. هر گونه آینده‌نگری، به شناخت آینده نیاز دارد و آینده‌شناسی نیز بر انگاره‌ها و پیش فرض‌هایی در خصوص وجود نوعی پیوند و توالی میان حوادث و رویدادهایی است كه «آینده‌پژوهی» آنها را سامان می‌بخشد.

در ورای همه آینده‌نگری‌ها و آینده‌نگاری‌ها در طول تاریخ، همواره بشر شاهد آینده‌شناسی دینی بوده است. این آینده‌شناسی، نگاهی روشن و جامع به كلّ تاریخ و پیش‌گویی حتمی و فراگیر آینده است. «قرآن» و «روایات معصومین علیهم السلام» در شریعت اسلام، نمونه كامل این آینده‌شناسی وحیانی و غیبی هستند و موارد فراوانی از این پیش‌گویی‌ها، در طول تاریخ محقّق شده است. البته علم به آینده فقط در دست خداوند است و او است كه پیامبران و حجّت‌های خود را از آن آگاه می‌سازد تا دلیلی بر حقانیت آنها و معجزه‌ای بر راستی آنها باشد.

مهم‌ترین بعد آینده‌شناسی اسلام و در واقع جلوه‌گری غایت‌مندی تاریخ و نظریه جامع و كامل «نجات گرایانه» دین، «آموزه مهدویت» است. این آموزه‌، آینه تمام‌نمای پیش‌گویی وحیانی دین اسلام و آینده‌ای حتمی، روشن، فراگیر، مطلوب و موعود امم است. «آموزه مهدویت»، پاسخ‌گویی به بسیاری از دغدغه‌ها و سؤال‌های انسان در طول تاریخ و چشم‌اندازی الهی و ایمانی به جامعه‌ای برتر و كارآتر است.

همه ابعاد و مؤلّفه‌های یك «آینده‌پژوهی» در این آموزه وجود دارد: هم تفسیر كلان از حیات معقول بشری و فرجام شناسی تاریخ (فلسفه نظری تاریخ) است؛ هم تصویر و ترسیم روشنی از وضعیت‌های مختلف (و در نهایت وضعیت حتمی) و هم راه‌ و نظام رسیدن به آن. بر این اساس پیوند وثیقی بین آینده‌پژوهی و مهدویت‌پژوهی وجود دارد. مهدویت‌پژوهی، كاوش نظام‌مند تاریخی، اجتماعی، سیاسی، كلامی و تفسیری «آموزه مهدویت» و شناخت و فهم آینده بر اساس آن است.

این نوشتار درصدد پاسخ‌گویی به این پرسش است كه: «آیا می‌توان طرحی درباره آینده‌پژوهی مهدوی داشت؟» به عبارت روشن‌تر «مسأله‌ علمی» این تحقیق چیستی «آینده‌پژوهی» و شکل‌گیری دانش «آینده‌پژوهی مهدوی» است.

به همین جهت ابتدا چیستی «آینده‌پژوهی» مورد بحث قرار می‌گیرد و سپس درباره زمینه‌ها و ظرفیت‌های بهره‌گیری از آن در «مهدویت‌پژوهی» بحث می‌شود.

یك. آینده‌پژوهی

آینده‌پژوهی (Futures Studies)، آینده شناسی (Futurology)، آینده نگاری (Foresight)، پیش‌بینی (Forecast) و … اصطلاحات و واژه‌هایی‌ها است كه كم و بیش در نوشته‌ها و رویكردهای علمی و پژوهشی دیده می‌شود. در واقع امروزه رشته‌های علمی جدیدی كه هدفش مطالعه منظم آینده است، معروف به آینده‌پژوهی، آینده‌نگری و یا پژوهش‌های معطوف به آینده نامیده می‌شود و كارشناسان و پژوهشگران آن، ‌آینده‌پژوه (Futurist) نام دارند.

آینده‌پژوهی: «به عنوان یك مقوله میان رشته‌ای در پی كشف و شناسایی آینده‌های ممكن، محتمل و مطلوب و كاربست آن در زمان حال است. هدف آینده‌پژوهی، تولید روش‌مند دانش راهنما و استفاده بیشتر از ملاحظات آینده محور در فرآیند تصمیم‌گیری است.[1]

آینده‌پژوهی شكل خاصی از پرداختن به آینده است و بر مؤلفه‌هایی چون تداوم روندهای تاریخی، امكان آمادگی برای رو به رو شدن با آینده، رصد كردن تغییرات و تحولات ممكن و … دلالت دارد. اهمیت و ضرورت «آینده‌پژوهی» امروزه  بر کسی پوشیده نیست؛ زیرا برای رویارویی با تغییرات اقتصادی و اجتماعی، سیستم‌های علمی و تکنولوژی، بایستی یا از طریق سازگار کردن تکنولوژی‌های فعلی و یا ایجاد و به کارگیری تکنولوژی‌های جدید، قادر به پاسخ‌گویی و تغییر باشند. ارزش آینده‌پژوهی در آن است که یک فرصت ساختار یافته را برای نگاه به آینده، و بررسی نقش علم و تکنولوژی در آینده فراهم می‌آورد و بدین ترتیب زمینه و بستری مناسب را جهت سیاست‌گذاری علم و تکنولوژی و… برای کشورها فراهم می‌کند.[2] امروزه آینده‌پژوهی وسیله و روش مناسب و مفیدی برای برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری در زمینه‌های مختلف ـ به‌خصوص اقتصاد، فن‌آوری و سیاست ـ است و می‌تواند افق دید (چشم‌انداز) کشورها را نسبت به آینده، تغییر دهد و در سطوح مختلف ملی، منطقه‌ای و حیاتی آنها را به فعالیت وادارد.

آینده‌پژوهی، جست‌و‌جو و كنكاش عالمانه درباره وضعیت زندگی بشری در آینده و دستیابی به نظم‌ها و الگوهایی است كه بتوان براساس آنها، آینده را پیش‌بینی نمود. آینده‌پژوهی تأمل و واكاوی منظم و منسجم درباره آینده جهت نیل به شناخت تغییرات و تحوّلات مستمرّ و امكان تطابق و برنامه‌ریزی برای آنها است؛ یعنی نگاه موشكافانه و نظام‌مند به موقعیت‌های مختلفی كه در آینده برای زندگی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بشر احتمالاً به وجود می‌آید و ارائه راهكارهایی برای آمادگی و رسیدن به موقعیت‌های مطلوب و احتمالی است.

بر این اساس به نظر برخی: «آینده‌پژوهی، یكی از روش‌های مدرن مطالعه آینده است و از شاخه‌های فناوری‌های نرم محسوب می‌شود. البته هدف این علم نه تنها كشف آینده؛ بلكه اساساً مهندسی هوشمندانه آینده است. به همین دلیل است كه آینده‌پژوهی جزو فناوری‌های نرم است و امنیتی جهت‌دار به شمار می‌آید».[3]

آینده‌اندیشی (آینده‌پژوهی) محصول نوعی رویكرد كم و بیش جدید، برای حل مسائل یا دستیابی به نوعی دانش و اطلاع در حوزه‌های مختلف است. دانش و اطلاعاتی که در مجموع تصویری از تحولات احتمالی در آینده را به شخص ارائه می‌دهد. دكارت زمانی در قرن هفدهم اعلام داشت: «هر آنچه قابل تصور است، امكان‌پذیر است».

آینده‌اندیشان در هر حوزه و قلمروی كه به فعالیت و پژوهش سرگرم باشند، می‌كوشند با تصویركردن شمار هر چه بیشتری از آینده‌های ممكن (در حد توانایی ذهنی خود)، زمینه را برای مشخص ساختن آینده‌های محتمل از درون این آینده‌های ممكن، آماده سازند. آن‌گاه از میان این آینده‌های محتمل، مطلوب‌ترین و نامطلوب‌ترین آینده‌ها،‌شناسایی می‌شود و كوشش می‌گردد، برای تحقق دسته نخست و جلوگیری از وقوع دسته دوم، ‌برنامه‌ریزی‌های مناسبی صورت پذیرد.[4]

1-1- آینده‌پژوهی در آینه تعاریف

تعاریف مختلفی از آینده‌پژوهی صورت گرفته كه مشابهت‌های فراوانی با هم دارند:

«پیش‌بینی آینده‌، می‌تواند محصول كاوش سازمان یافته‌ای باشد كه آن را آینده‌‌پژوهی می‌نامیم».

«آینده‌پژوهی عبارت است از تلاش برای یافتن تصویری از آینده و ارائه توجیهی برای آن تصویر».[5]

گویكان آینده‌پژوهی را چنین تعریف می‌كند:

فرآیندی سیستماتیك و مشاركتی و گردآورنده «اداراكات آینده» است كه چشم‌انداز میان مدت تا بلند مدت را با هدف اتخاذ تصمیمات روزآمد و بسیج اقدامات مشترك بنا می‌سازد.[6]

در فرهنگ وبستر آمده است:

آینده‌پژوهی، فرآیند سازماندهی شده و هدفمندی است كه انتظارات بازیگران مختلف در مورد تكنولوژی را گردآوری و چشم‌اندازی‌های استراتژیكی در مورد آینده را تدوین می‌كند تا حامی توسعه اقتصادی و اجتماعی گسترده گردد.

تعریف بن مارتین، مقبولیت بیشتری در ادبیات آینده‌پژوهی دارد. وی می‌گوید:

آینده‌پژوهی، فرآیند «تلاش سیستماتیك» (نظام‌مند) برای نگاه به آینده بلند مدت علم، تكنولوژی، محیط زیست، اقتصاد و اجتماع می‌باشد كه با هدف شناسایی تكنولوژی‌های عام نو ظهور و تقویت حوزه‌های تحقیقات استراتژیكی است كه احتمالاً بیشترین منافع اقتصادی و اجتماعی را به همراه دارند.[7]

با در نظر گرفتن تعاریف ارائه شده و سایر تعاریف، آینده‌پژوهی را چنین تعریف کرده‌اند:

آینده‌پژوهی، می‌کوشد تا معرفت و اندیشه‌ای آینده‌نگرانه را در میان بخش‌های تجارت، دولت و نهادهای دانش، برای درک فرصت‌ها و تهدیدهای محتمل طی 10 تا 20 سال آینده، در عرصه بازار و تکنولوژی‌ها، ایجاد کند و آن‌گاه با ایجاد و تقویت همکاری میان این سه بخش به جهت‌دهی فعالیت‌های آنان در راستای اهداف تعیین شده بپردازد.[8]

تعریف مطلوب نگارنده در صفحات آتی ارائه خواهد شد.

1-2. پیشینه آینده‌ پژوهی

آینده‌پژوهی، پیش‌بینی آینده و اساساً قدم نهادن در فراسوی زمان‌ و موقعیت‌ها، همواره از امیال و آرزوهای دیرینه بشر بوده است. قدرت نامحدود ذهن و تخیل انسان‌ها، همیشه یگانه ابزار نیرومند برای قدم نهادن در آینده بوده و هست. این قوه تخیل و جریان پویای ذهن، موجب فرا روی از زمان حال و قدم گذاشتن در آینده‌ای است كه گاهی شگفت‌انگیز و غیرقابل باور می‌نماید.

تفكّر درباره آینده و حوادث آن، سابقه‌ای به دیرینگی تاریخ خود آگاهی بشر دارد؛ همان‌گونه كه مردم همه دوران‌ها، همواره مشتاق كشف و علم به آینده خویش بوده‌اند؛ فعالیت معابد یونان باستان (مثل معبد مشهور دلفی) و رواج و رونق حرفه طالع‌بینی، ستاره‌شناسی، تعبیر خواب و … میان همه ملل و اقوام شاهد این واقعیت است.

در سال 1519 توماس مور، كتابی با نام یتوپیا (آرمان‌شهر)، منتشر ساخت. این كتاب نخستین نوشتاری است كه به شیوه موشكافانه، به آینده می‌پردازد. بعد‌ها نوسترآداموس، با نگارش چندین كتاب ـ از جمله كتاب سده‌ها ـ در سال 1555 از سرشناس‌ترین پیش‌گویان شد. ادوارد بلامی در كتاب خود در سال 1888 چشم‌انداز جامع‌نگر از آینده بلند مدت را توصیف می‌كند ….

نخستین فعالیت آینده‌پژوهی در قالب یك تحلیل علمی، حدود سال‌های 1920- 1933 توسط یك گروه تحقیقاتی به سرپرستی ولیام اف اگبرن و در زمینه جامعه‌شناسی انجام شد. در سال 1945 نیاز به پیش‌بینی تكنولوژی برجسته‌تر شد و به همین منظور، مؤسسه «رند» (Rand) گروهی را مأمور كرد تا تكنولوژی‌های نوظهور در یكصد سال آینده را پیش‌بینی كنند و زمینه برتری آمریكا در رقابت با شوروی را فراهم سازند.[9].

این علاقه ذاتی و میل طبیعی به شناخت آینده در دوران كهن، به تدریج جای خودش را به ضرورت شناخت آینده در دوران معاصر داد؛ زیرا لازمه زندگی در دنیای پر سر و صدا و سیار امروزی ـ كه شامل پیدایش توانمندی‌های فنی و حاوی تغییراتی غافلگیر كننده و بی‌ارتباط با زمینه قبلی است ـ همان مطالعه آینده به مثابه یك علم مدرن و امکان شناخت فرصت‌ها و تهدیدات پیش روی است.

این زمان، دهه پیدایش سازمان‌های آینده‌پژوهی در گوشه و كنار جهان بود. در این سال‌ها هم‌زمان با پیدایش این سازمان‌ها، كتاب‌های مقدماتی خوبی در این موضوع پدید آمد؛ همچون كتاب مدخلی بر هنر و علم شناخت و شكل‌دهی به جهان فردا كه كتابی كلاسیك و هنوز هم مورد توجّه است.

سال 1967 شاهد اولین كنفرانس جهانی «آینده‌پژوهی» بود كه در اسلو برگزار شد. این اجلاس و شركت‌كنندگان آن، به عنوان منبعی برای تدوین كتاب بشریت در سال 2000 مورد استفاده قرار گرفت. این كتاب توسط دو تن از اعضای اصلی اجلاس، یعنی، روبرت یونگ (مؤسس آینده‌پژوهی وین) و جان گالتون (رئیس فدراسیون جهانی آینده‌پژوهی) نوشته شد. پس از این سال‌ها، در دهه 90 افرادی همچون ریك اسلاتر (بنیان‌گذار مركز آینده‌پژوهی استرالیا) و رولف كربیج (نویسنده كتاب آینده‌پژوهی و سیاست)، نقش عمده‌ای در مطالعات آینده‌پژوهی ایفا كردند.

در همین سال‌ها یكی از نویسندگان جهان سوّمی به نام ضیاء‌الدین سردار، نظرات و انتقادهای مبسوطی را نسبت به گسترش آینده‌پژوهی در مقاله‌ای به نام «استعمار آینده» ارائه کرد. در پایان این سال‌ها و آغاز قرن بیست و یكم، باید از نویسندگانی چون یونجی‌ ماسورا (استاد ژاپنی علوم اطلاعات) و پاول كندی (استاد تاریخ و نویسنده كتاب آمادگی برای قرن 21) نام برد.[10]

آینده‌نگاری از اوایل دهه 1990 م. با استقبال بی‌نظیری از جانب برنامه‌ریزی علم و تکنولوژی کشورهای مختلف رو به رو شد، به گونه‌ای که در طی این دهه، تقریباً اکثر قریب به اتفاق کشورهای پیشرفته و یا در حال توسعه، برنامه‌هایی را در این خصوص تدوین و اجرا نمودند. حتی سازمان‌های بین‌المللی نظیر سازمان توسعه صنعتی ملل متحد و اتحادیه اروپا نیز مراکز و مؤسساتی را جهت پرداختن به مقوله «آینده‌پژوهی» تأسیس کرده‌اند.[11]

در دهه 60 آینده‌پژوهی به عنوان یكی از رشته‌های جدید علوم،‌ پایه‌ریزی گردید و نخستین دوره آموزش «آینده‌پژوهی» در سال 1963 توسط جیم دی تور در ویرجینیا برگزار شد و … به این ترتیب «آینده‌پژوهی» جزء فعالیت‌های رسمی آموزشی ـ پژوهشی قرار گرفت. به نظر نگارنده این سطح از آینده‌پژوهی، بیشتر از آنکه جنبه نظری و تئوریک داشته باشد، پرداختن به امور جزئی آینده (اقتصاد، سیاست، صنعت…) است؛ در حالی که آینده‌پژوهی علمی، زیربنای تفکرات و اندیشه‌های انسان درباره آینده است. به همین جهت بایسته است كه آن را در سطوح مختلف مورد بررسی و ارزیابی قرار دهیم.

1-3. سطوح آینده‌پژوهی

با توجه به تعاریف و رویكردهای مختلف درباره «آینده‌پژوهی»، می‌توان آن را در دو سطح و پارادایم، دسته‌بندی و تعریف كرد:

1-3-1. آینده‌پژوهی به معنای اعم (آینده‌پژوهی مفهومی)

این نوع آینده اندیشی، بیشتر جنبه معرفتی و فكری دارد و نگرش‌های كلان به تاریخ بشری ـ به خصوص آینده جهان ـ را شامل می‌شود. در این مفهوم از آینده‌پژوهی ما با رویكردهایی گاهی همسان رو به رو هستیم كه از جمله آنها می‌توان به فلسفه نظری تاریخ اشاره كرد. فلسفه تاریخ، كشف الگو و قوانین حاكم بر تاریخ و شناسایی هدف، مسیرها و عوامل حركت آفرین آن، جهت پیش‌بینی آینده و معنابخشی به حركت تاریخ است.[12]

همچنین می‌توان از نوعی آینده‌پژوهی مفهومی نام برد كه هم‌پوشانی فراوانی با «فلسفه نظری تاریخ» دارد. این نوع آینده‌پژوهی كاوش سازمان یافته‌ جهت پیش‌بینی آینده است و برای این كار به كمك یك محمل مفهومی و تطوّرات آن مفهوم در حال و آینده، به آینده‌پژوهی می‌پردازیم. در این رابطه می‌توان از محمل‌های مفهومی‌ای چون تمدّن، ارتباطات، فرهنگ، حكومت و … بهره گرفت و نگاهی كلان به آینده داشت.[13] بر این اساس می‌توانیم دوگونه «آینده‌پژوهی» همسان در اینجا شناسایی کنیم:

1.‌ فلسفه نظری تاریخ (فرجام‌شناسی فلسفی ـ تاریخی)

2. آینده‌پژوهی مفهومی (نظریه پردازی معطوف به آینده)

1-3-2. آینده‌پژوهی به معنای اخص (آینده‌پژوهی جزئی یا عرفی)

این نوع آینده‌پژوهی در چند دهه اخیر رایج شده و در این نوشتار نیز همین نوع مورد نظر بوده است. این آینده‌پژوهی، حاصل تلاقی سه دسته از مفاهیم در حوزه‌های مختلف است؛ یعنی: 1. برنامه‌ریزی یا برنامه‌ریزی استراتژیك؛ 2. آینده اندیشی؛ 3. شبكه‌سازی یا توسعه سیاست.

بر این اساس آینده‌پژوهی به معنای مهیا بودن برای آینده و استخدام منابع موجود به بهترین وجه ممكن و در راستای ارزش‌ها و اهداف است. این همان تلاش سیستماتیك، برای نگاه به آینده بلند مدت در حوزه‌های دانش، سیاست، فن‌آوری، اقتصاد، محیط‌ زیست، جامعه و … است كه هدف اصلی آن، شناخت فرصت‌ها و فن‌آوری‌های جدید و تعیین بخش‌هایی است كه سرمایه‌گذاری در آنها، احتمال بازدهی بیشتری دارد.

آینده‌پژوهی، به عنوان یك ابزار بسیار مؤثّر جهت سیاست‌گذاری (به خصوص سیاست‌گذاری علم و تكنولوژی) به دولت‌ها كمك می‌كند تا در شرایط دنیای امروز، به چالش‌هایی همچون جهانی شدن و رقابت فزاینده، پاسخی مناسب، ارایه و اقداماتی مؤثر انجام دهند. رویدادها، روندها، تصویرها و اقدام‌ها، چهار مؤلّفه‌ای است كه از درهم كنش آنها، آینده پدید می‌آید. یكی از كاركردهای مهم آینده‌پژوهی این است كه به مردم كمك كند تصویرهای خویش را از آینده (ایده‌ها، دغدغه‌ها، امیدها، باورها و علایقشان را نسبت به آینده) محك زده و شفاف نمایند تا كیفیت تصمیم‌هایی كه برای آینده می‌گیرند، بهبود یابد. دیگر آنكه آینده‌پژوهی درصدد كمك به مردم است تا تصویرها و اقدام‌های (كنونی) خود را از حد كوشش‌های فقط منفعلانه، فراتر برده، بكوشند تا آینده را پیش‌بینی كرده و سپس بر پایه پیش‌بینی‌های (درست‌تر)، طرح‌های عملی خود را اجرا کنند و به پیش ببرند. این فقط گام اول آینده‌نگری است. گام بعدی ایجاد تصویرهای مثبت از آینده (آینده‌های مطلوب و مرجّح) و اقدام به طرح‌ریزی و تصمیم‌گیری براساس آن تصویرهای مثبت است.

یادگیری برای بینش‌مندی و بازنگری بینش‌های مرتبط با آینده و آن‌گاه اقدام به طرح‌ریزی و عمل بر پایه این بینش‌ها، به گونه‌ای كه در عرصه طرح‌ریزی و تصمیم‌گیری رایج است، قلب آینده‌پژوهی و آینده‌كاوی را تشكیل می‌دهد.[14]

در جمع‌بندی این بحث می‌توانیم آینده‌پژوهی را چنین تعریف کنیم:

دانش شناخت نظام‌مند آینده در موضوعات و پدیدار‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و فن‌آوری كه امکان انتخاب، برنامه‌ریزی و مواجهه آگاهانه و مدبرانه با آنها را در حد مطلوب و مؤثّر فراهم می‌سازد.

1-4. روش‌های آینده‌پژوهی

آینده‌اندیشان، برای شناسایی امكانات آینده و غربال كردن آنها و تهیه فهرستی از آینده‌های محتمل و سپس جدا ساختن سناریوهای مطلوب از نامطلوب، از شیوه‌ها، شگردها و روش‌های متعددی استفاده می‌كنند. اما آنچه كه در همه این رو‌ش‌ها، كم و بیش مشترك است، تكیه بر معرفت ضمنی دانشوران در قلمرو مورد نظر است كه در آن آینده‌اندیشی صورت می‌گیرد. در دو دهه اخیر آینده‌اندیشان در كنار توصیف آینده‌های ممكن و محتمل، به كار تجویز برخی از سناریوها نیز روی آورده‌اند. در رویكرد اخیر، فرض و مدعای اصلی آن است كه آینده در زمره امور ساختنی است و بنابراین می‌باید با تهیه نقشه‌های مطلوب، شالوده شكل‌گیری آینده‌های مطلوب را از هم اكنون پی ریخت.[15]

آینده‌پژوهان اندیشگاه رند، نخستین كسانی بودند كه به طور جدّی به مطالعه فن‌آوری‌های نوظهور و پیامدهای آنها بر امنیت ملّی و توان نظامی یك كشور خاصّ پرداختند. آنان فنون و روش‌های جدیدی را برای تفكر درباره آینده ابداع كردند. آینده‌پژوهان دریافتند كه جهان آینده،‌ با جهان كنونی، پیوسته است و بنابراین از طریق مطالعه نظام‌مند رویدادهای كنونی، می‌توان درباره رخدادهای آینده، مطالب فراوانی آموخت. نكته كلیدی این است كه به جای مطالعه و تمركز بر رویدادها؛ یعنی، رخدادهای ناگهانی و روزمره، باید بر روندها؛ یعنی، تغییرهای دراز مدت و پیوسته در حوزه‌هایی همچون جمعیت، جامعه، اقتصاد، دفاع، محیط‌زیست و فن‌آوری تمركز كرد.

آینده‌پژوهان روش بسیار مفیدی با عنوان «سناریوسازی» را گسترش دادند. سناریو متضمن پیش‌بینی قطعی و دقیق جهان آینده نیست؛ (بلكه) توصیفی از رویدادهای ممكن و جداگانه‌ای است كه امكان وقوع آنها در آینده، وجود دارد. به بیان دیگر، سناریو‌ها، آمیزه‌ای از پیش‌بینی‌های تخیلی و در عین حال واقع‌گرایانه از رخدادهای احتمالی آینده هستند.[16]

روش‌های «داستان‌پردازی» نیز در كمك به مخاطبان برای تخیل شرایط زندگی در آینده بسیار مفیدند. روش‌های «دلفی و آینده‌نگاری» از این واقعیت بهره می‌جویند كه بهترین راه جمع‌آوری اطلاعاتی ارزشمند درباره آینده، مراجعه به خبرگان آگاه و تشویق آنها به گفتمان است.

مدل‌های شبیه‌سازی نیز ساختاری كمّی برای بررسی و مطالعه گزینه‌ها را فراهم می‌آورند. به كمك روش‌های «تحلیل تصمیم»، می‌توان خطاها و اشتباهات موجود در استدلال انسان‌ها را تصحیح كرد و … البته هر یك از تكنیك‌ها و روش‌های فوق به تنهایی برای پشتیبانی از تصمیم‌گیری‌های بسیار پیچیده همراه با عدم قطعیت عمیق، ناكافی هستند.[17]

با توجه به این توضیح مختصر، می‌توان روش‌های پیش‌بینی آینده را چنین شمارش كرد:

1. سناریوسازی (دیدگاه‌های چند گانه درباره آینده)؛

2. روش دلفی (داستان‌پردازی گروهی و جمع‌آوری دیدگاه‌ها در مراحل زمانی خاص و مکرر آنان)؛

3. آینده‌نگاری (داستان‌پردازی گروهی و جمع‌آوری کارشناسان در یك جا و اخذ نظرات آنان)؛

4. مدل‌های شبیه‌سازی (مثل مدل شبیه‌سازی World3)؛

5. روش دیدبانی (پایش مستمر تغییرات جهانی و رصد کردن هر نوپدیدار جدید)؛

6. تحلیل روند (مطالعه یك روند مشخص برای كشف ماهیت و علّت آن)؛

7. پایش الگوهای نوظهور (شامل روش‌های ردگیری، شبیه‌سازی و …)؛

8. برون‌یابی روندها (ترسیم نموداری تغییرات روندها)؛

9. روش پانل (تأمّل متخصصان در موضوعات برجسته)؛

10. روش پیمایش محیطی (پیمایش تغییرات محیطی و درك نیروهای خارجی)؛

11. روش ذهن‌انگیزی (توفان فكری برای تولید ایده‌های جدید)؛

12. نظرخواهی و مشاوره و ….[18]

این روش‌ها ذیل سه روش كلی آینده پژوهی قابل جمع است:

الف. روش‌های هنجاری و روش‌های اكتشافی؛

ب. روش‌های كمی و روش‌های كیفی؛

ج. روش‌های مبتنی بر فرض و روش‌های مبتنی بر نظر.

نقد و بررسی این روش‌ها مجال فراخ‌تری می‌طلبد كه از گستره این مقاله خارج است.

دو. مهدویت‌ پژوهی

مهدویت‌پژوهی، كاوش علمی و نظام‌مند در یكی از آموزه‌های حیاتی و بنیادین اسلام و دستیابی به نگرش جامع و كامل آن درباره هستی و فرجام حیات بشری و شناخت برنامه و راهبرد اساسی دین برای زندگی مطلوب، معقول و انسانی است. مهدویت‌پژوهی، رویكرد نوین پژوهشی و نظریه‌پردازی دینی در عرصه نجات‌گرایی، حق‌خواهی، حقیقت‌گرایی، چشم‌ به راهی پویا، حجّت‌شناسی، انقلاب‌شناسی، اصلاح‌گری، جهان‌گرایی و… است. مهدویت‌پژوهی، شناخت طرح كلان الهی برای آینده بشریت و چگونگی قرار گرفتن در مدار مشیت او برای رسیدن به جامعه آرمانی است.

«آموزه مهدویت» اندیشه‌ای معطوف به آینده است كه براساس برنامه الهی، حركت تاریخ به سوی آن برگشت ناپذیر و وعده داده شده است. از امام باقر علیه السلام سؤال شد: آیا می‌شود امر قطعی الهی تغییر كند؟ فرمود: آری. گفته شد: می‌ترسیم درباره ظهور قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز چنین شود! فرمود: خیر در ظهور قائم هیچ تغییری ایجاد نمی‌شود؛ سپس آیه >ان اللّه لا یخلف المیعاد< را قرائت كرد.[19]

این قطعیت آینده و حتمیت ظهور، سامان بخش اندیشه‌ای شده است كه كنكاش درباره آن (مهدویت‌پژوهی)، ما را به ساحل امیدواری، رهایی و رستگاری رهنمون می‌شود و معرفت‌افزای شیفتگان حقیقت است. شناخت اندیشه مهدویت، تنها بخشی از معارف بی‌كران درباره منجی موعود است كه از سوی پیامبر رحمت و عترت پاك او در اختیار ما گذاشته شده است:

«مهدی این امت، از فرزندان او (حسین) است… دنیا به پایان نمی‌رسد تا اینكه مردی از فرزندان حسین، آن را كه پر از ظلم و ستم شده، آكنده از عدل و داد كند».[20]

شناخت آینده از این منظر، «اندیشه‌پژوهی» است؛ اما می‌توان فراتر از این هم حركت كرد و آن را از منظر «آینده‌پژوهی» (فهم روندها، رویدادها و تصویر وضعیت‌ها و اقدام‌ها) تبیین كرد و علم جدیدی تحت عنوان «آینده‌پژوهی مهدوی» شکل داد. آینده‌پژوهی مهدوی عبارت است از دانش شناخت نظام‌مند آینده با رویكرد دینی و درباره موضوعات و پدیدارهای مختلف كه امكان فهم درست مواجهه آگاهانه و مدبّرانه آن‌ها در حد مطلوب و مؤثر فراهم سازد و موجب حركت جامعه در سطوح می شود (حركت به سمت جامعه آرمانی و برنامه‌ریزی مناسب در راستای چشم‌انداز ترسیم شده).در این راستا باید بدانیم كه «آموزه مهدویت»، در چند سطح و چشم‌انداز، قابل طرح و تحلیل است:

2-1. سطح زیربنایی (مقدماتی و مبنایی)

در این سطح، گزاره‌هایی چون: باورداشت منجی‌گرایی، جایگاه امام در هستی، شناخت اصولی موعود الهی، بایستگی انتظار، شناخت وظایف فردی و اخلاقی منتظر، باور به ارجمندی انگاره‌هایی چون عدالت، معنویت، عقلانیت و  به عنوان مؤلفه‌های مقدّماتی و بنیادین «آموزه مهدویت» مورد نظر بوده و اساس و زیرساخت آن را تشكیل می‌دهند. اصل این اعتقاد هر چند معطوف به آینده است؛ ولی بیشتر ناظر به وظیفه فعلی افراد و تقویت بنیان‌های فكری و معرفتی آنان است.

2-2. سطح میانی و مؤثّر

این سطح، راهبردی و استراتژیك بوده و خط مشی، برنامه‌ها و رویكردهای عملی باورمندان به منجی موعود و منتظران ظهور او را سامان می‌بخشد. در این سطح گزاره‌هایی چون آمادگی و زمینه‌سازی برای ظهور، تشكیل جامعه مهدوی و شناخت بایسته‌های سیاسی ـ اجتماعی منتظران، علایم آخرالزمان و نشانه‌های ظهور، نقش كلیدی صالحان و حق‌گرایان و انتظار پویا مورد تحلیل و ارزیابی قرار می‌گیرد. در این سطح مسؤولیت‌های منتظران و كنش جمعی برای رسیدن به جامعه آرمانی و جایگاه اندیشه مهدویت در برنامه‌های راهبردی، الگوبرداری از جامعه آرمانی و … مطرح است و می‌توان در جهت‌گیری‌ها و سیاست‌گذاری‌های ملی و فراملّی از آن بهره گرفت.

2-3. سطح كلان و فراگیر

این سطح، كانون محوری و نقطه عطف منجی‌گرایی بوده و تحقق جامعه مطلوب و آرمانی را شامل می‌شود. در این سطح موضوعات و انگاره‌های مهم و كلان آموزه مهدویت؛ چون: ظهور، قیام و انقلاب جهانی، پیروزی انقلاب، حاكمیت جهانی، تشكیل حكومت جهانی و … مطرح است. اراده و خواست الهی، جایگاه ویژه امام زمان در اصلاح و مدیریت جهان، حضور صالحان و رجال الهی، زیبایی‌های عصر ظهور و … در این بخش، تحلیل و ارزیابی می‌شود.

2-4. سطح عالی و نهایی

در این سطح بنیادین و غایت‌گرایانه، موضوعات مهمی چون فرجام تاریخ، تحقّق غایت‌مندی هستی و وصول به هدف نهایی عالی آفرینش و نظام امامت و مدیریت تكوینی بر جهان، اراده قاهر الهی در اصلاح جهان و … مطرح است. در این سطح است كه «حقّ»، ظهور و تجلّی كاملی می‌یابد و «سرّ الهی» آشكار می‌گردد و عدالت، شریعت، معنویت و… پابرجا می‌شود؛ چنان‌که امین وحی حضرت رسول صلی الله علیه و آله به جابر بن عبدالله انصاری فرمود:

«این امر (مهدویت)، از امور الهی و سرّی از اسرار خداوند است كه علّت و سبب آن بر مردم پوشیده است. پس، از شك كردن در آن، دوری كن كه کفر به حساب می‌آید».[21]

از امیر بیان حضرت علی علیه السلام نیز روایت شده است:

«… او قیام‌كننده برای حق، ظاهركننده دین و گسترش‌دهنده عدل است. سوگند به كسی كه محمد را برای نبوّت برگزید، خداوند مهدی را بر تمام مخلوقاتش برگزیده است». [22]

به نظر می‌رسد، آینده‌پژوهی به معنای اخص (تلاش نظام‌مند برای نگاه به آینده دانش، سیاست، اقتصاد، فن‌آوری، اجتماع و …) می‌تواند ناظر به سطح دوّم آموزه مهدویت (سطح میانی و راهبردی آن) باشد و آینده‌پژوهی به معنای اعم (آینده‌پژوهی مفهومی و فلسفی)، بیشتر مربوط به سطح نهایی و عالی آن (سطح چهارم). آینده‌پژوهی می‌تواند مباحث و موضوعات راهبردی و استراتژیك (سطح دوم) را تحت پوشش قرار دهد و با ارزیابی تغییرات و تحولّات فرا رو، مسؤولیت‌ها و برنامه‌های منتظران را برای رسیدن به جامعه موعود (در سطح سوم) تبیین و روشن سازد همچنین تغییرات و تحولات و تحولات جهانی را در راستای تشكیل حكومت جهانی، مورد سنجه و ارزیابی قرار دهد. در واقع آینده‌پژوهی به ما كمك می‌كند تا از سطح مقدّماتی و زیربنایی فراتر رفته و وارد سطح مؤثّر و استراتژیك شویم و نقش خود را در زمینه‌سازی انقلاب جهانی مهدوی(براساس رصد كردن تحولات محتمل و ممكن جهانی) بهتر ایفا كنیم و در عین حال تصویری روشن و حقیقی،‌از جامعه مطلوب و مرجّح ارائه دهیم.

برای بررسی و تحلیل این نظریه، نیاز به شكل‌گیری «آینده‌پژوهی مهدوی» به شدّت احساس می‌شود. در واقع می‌توان بعضی از مباحث آموزه مهدویت را، در قالب «آینده‌پژوهی» تبیین كرده؛ همان‌گونه كه می‌توان آینده‌پژوهی را در چهارچوب و قالب «مهدویت‌پژوهی» قرار داد و دانش جدیدی ـ با روش‌های خاص یا مشترك ـ به وجود آورد؛ یعنی، آینده‌پژوهی مهدوی را شكل داد.

سه. آینده‌پژوهی مهدوی

«آینده»، پایدارترین آموزه‌ای است كه مورد توجّه ادیان الهی ـ به خصوص اسلام ـ است. پاره‌ای از تعالیم و آموزه‌های آن در رابطه با آینده و متوجّه ساختن انسان‌ها به فرجام جهان است. این فرجام باوری هم می‌تواند شامل معاد باوری باشد و هم پایان باوری تاریخی و بر این اساس هم پیش‌گویی غیبی شكل می‌گیرد و هم سنّت‌شناسی تاریخی. بهره‌گیری از آیات و روایات و تأمّل و اندیشه در حوادث و رویدادها، می‌تواند نگاه ما را به آینده، سامان درستی بخشد و یك نوع آینده‌پژوهی متعالی، مطمئن، بالنده و مترقّی را شكل دهد. این رویكرد علمی ـ پژوهشی با محوریت «آموزه مهدویت» شكل گرفته و می‌تواند تشكیل‌دهنده دانش جدیدی با نام «آینده‌پژوهی مهدوی» باشد. مهم‌ترین ركن این روی‌كرد، «انتظار ظهور منجی موعود» است كه تأثیر به سزایی در آینده‌شناسی، فرجام باوری، هدف‌مندی، امیدگرایی و… دارد.

انتظار؛ یعنی، چشم به راهی، حركت رو به جلو، نظر و تأمل داشتن به آینده، قرار گرفتن در جهت و مسیر درست. انتظار در لغت به معنای «درنگ در امور، نگهبانی،‌ چشم به راه بودن و امید داشتن به آینده است».[23] این كلمه از «نظر» به معنای نگاه كردن گرفته شده و گاهی مراد از آن تدّبر، تأمّل و دقت است.[24]

براساس نوشته تفسیر نمونه، «نظر» در اصل به معنای گردش فكر و یا اندیشه است، برای مشاهده یا ادراك چیزی؛ چنان كه گفته می‌شود: «نظرت فلم تنظر»؛ یعنی نگاه كردی، ولی در آن تأمّل نكردی و به فكر و اندیشه نپرداختی كه معنای تأمل و جست‌وجوگری در آن افتاده و نیز به معنای معرفت حاصل از جست‌وجوگری آمده است. راغب می‌گوید: نظر و انتظار، هر دو به یك معنا است.[25] گاهی نیز این كلمه به معنای چاره اندیشیدن، منتظر بودن برای دانستن چیزی، نظاره كردن و … آمده است.[26]

انتظار در اصطلاح، به معنای «چشم به راه بودن ظهور واپسین ذخیره الهی و آماده شدن برای یاری او در برپایی حكومت عدل و قسط در سراسر گیتی است». برخی گفته‌اند: «انتظار كیفیتی روحی است كه باعث به وجود آمدن حالت آمادگی (انسان‌ها) برای آنچه انتظار دارند، می‌شود و ضد آن، یأس و ناامیدی است».[27]

انتظار در چشم‌انداز آینده‌پژوهی، از حالت چشم به راهی و امید بستن صرف به آینده، فراتر می‌رود و تبدیل به آینده‌نگری؛ یعنی تأمل و جست‌وجو در حوادث و شناخت و معرفت درست اوضاع و رویدادها می‌شود. مهم‌ترین ركن این انتظار، آینده‌نگری، مسؤولیت‌شناسی، الگوبرداری و زمینه‌سازی برای رسیدن به وضعیت مطلوب است كه می‌توان از آن با عنوان «علم الانتظار»، «انتظار پویا» و «انتظار مثبت و سازنده» یاد كرد. این انتظار، تأثیر به سزایی در سامان بخشی به برنامه‌ها و رفتارهای فردی، جمعی و فرا ملّی دارد و در تعیین راهبردها و استراتژی‌ها براساس آینده موعود و وضعیت‌های ممكن و محتمل و مرجح، نقش ایفا می‌كند. در دوره غیبت كبری و عصر پیشاظهور، شناخت عقاید و افكار، موضع‌گیری‌ها و اعمال، حوادث و تحولات و … اهمیتی ویژه می‌یابد و بصیرت و فهم درست را به وجود آورد. لازمه این كار، انتظار مستمّر و پیوسته و تسلّط بر اوضاع و پدیده‌ها و پویایی و حركت است.

امام صادق علیه السلام می‌فرماید:

«در هر صبح و شام، منتظر فرج باش (وانتَظَرِ الفَرَجَ صباحاً و مَساءً)». [28]

از امام باقر علیه السلام نیز نقل شده است:

«زمانی كه ببینی فقر و نیاز بسیار شود و مردم همدیگر را انكار كنند و … پس در این زمان، منتظر امر الهی (ظهور) باشید». [29]

از پیامبر اكرم نیز روایت شده است:

«زمانی كه مسند و كرسی برای نااهلان گذاشته شد،‌پس منتظر برپا شدن ساعت باشید».[30]

این روایات به تصریح یا تلویح، نظر منتظران را به این نكته جلب می‌كند كه برای درك و شناخت امر الهی (ظهور)، نیاز به شناخت تحوّلات و تغییرات است و در واقع شخص منتظر در كنار انتظار ظهور منجی موعود، پیوسته رویدادها و حوادث پیرامون آن را نیز مورد رصد، شناسایی و ارزیابی قرار می‌دهد و براساس آن، تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی می‌كند. برای تحقق زمینه‌ها و شرایط قیام جهانی می‌كوشد و آمادگی هر چه بیشتری برای آن پیدا می‌كند.

آینده‌پژوهی مهدوی شاخصه‌ها و مؤلفه‌های مختلفی دارد كه هر كدام از آن‌ها ظرفیت و بستری برای فعالیت‌های آینده‌پژوهانه است و نیاز است كه فعالیت‌های كلان پژوهشی برای شناخت واقعی و كاربردی كردن آن‌ها صورت گیرد. بر این اساس آینده‌پژوهی دارای شاخصه‌ها و محورهای زیر است:

3-1. نشانه‌شناسی (علم العلایم)

علایم ظهور و قیام، نشانه‌ها، حوادث و رخدادهایی هستند كه براساس پیش‌گویی‌های معصومین، پیش از ظهور یا در آستانه آن یا هم زمان و یا پس از ظهور منجی موعود پدید می‌آیند. تحقق و پدیداری هر یك از این علایم، نوید و بشارتی از ظهور آن حضرت و نزدیك‌تر شدن قیام جهانی ایشان است. علایم آخرالزمان (آخرالزمان‌شناسی) نیز در این گستره قابل بحث و تحلیل است.

این نشانه‌ها، به چند دسته تقسیم می‌شوند و در فواصل مختلف زمانی (دور و نزدیك و یا حین قیام) روی می‌دهند. بعضی از آنها حتمی و بعضی دیگر غیرحتمی بوده و شامل حوادث طبیعی، اجتماعی و سیاسی، معجزات و … می‌شوند. شناخت و رصد كردن این نشانه‌ها، به جهت آشنا شدن با شرایط ویژه قبل از قیام جهانی و نیز شناسایی مدعیان دروغین مهدویت و … بایسته است، به جهت وسعت و سرعت تغییرات و تحولات جهانی و گستردگی پدیده‌های نوآمد، نیاز به آینده‌پژوهی در این ساحت به جدّ احساس می‌شود و بیان گسترده نشانه‌های ظهور نیز جهت توجه دادن مردم به آنها و حساس كردن آنان نسبت به رویدادهای آینده است؛ به خصوص آنكه پدیده‌های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و … به صورت گسترده تحت عنوان علایم آخرالزمان نیز مطرح شده و شامل تغییرات گسترده و جهانی است.

در روایتی نقل شده است: حذیفه از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله پرسید: آیا علایمی هست كه دالّ بر وقوع چنین وضعی در دنیا باشد (فَهَلْ مِنْ عَلامه یسْتَدَلُّ بها علی ذلك)؟ آن حضرت نیز ضمن مثبت دانستن‌ پاسخ، به شمارش نشانه‌های آخرالزمان پرداخت.[31]

جالب این است كه زمان پیدایی نشانه‌های ظهور، حساب و كتاب‌های ستاره‌شناسان (و آینده‌پژوهان عرفی و تجربی) فرو می‌ریزد و تنها به كمك «آینده‌پژوهی قدسی» می‌توان به حقایق امور دست یافت. حضرت باقر علیه السلام می‌فرماید:

«پیشاپیش ظهور مهدی ما دو نشانه بزرگ دیده می‌شود: خسوف ماه در پنجم آن و كسوف خورشید در پانزدهم ماه … بنابراین (در این زمان) حساب‌های منجمان و آینده‌بینان فرو خواهد ریخت (و عنده ذلك یسقط حسابُ المنجمین)».[32]

به هر حال عصر قبل از ظهور منجی، از یك سو دوره پسرفت‌ها و انحطاط و از سوی دیگر دوره پیشرفت‌ها و رشد و توسعه است. در زمینه وقوع یا عدم وقوع روایات پیش‌گویی نیز، می‌توان آنها را به چند دسته تقسیم كرد:

1. پیش‌گویی‌هایی كه در گذشته واقع شده است؛ مانند تبدیل خلافت به سلطنت، پیدایش حكومت بنی‌امیه، انقراض بنی‌عباس، جنگ‌های صلیبی و….

2. پیش‌گویی‌هایی كه امروزه شاهد وقوع آن هستیم؛ مانند اخبار مربوط به فساد و فحشا، انحرافات و یا پیشرفت‌های علمی، ارتباطاتی و اطلاعاتی و….

3. پیش‌گویی‌هایی كه هنوز محقّق نشده است؛ مانند: خروج سفیانی، قیام یمانی، مسأله دجال، صیحه آسمانی و….[33]

آینده‌پژوهی مهدوی ضمن رصد كردن تحولّات جهانی، می‌تواند با ارزیابی و تحلیل نشانه‌های ظهور، اذهان و افكار بشری را به آن هنگامه موعود، متوجّه سازد و شواهدی نیز در حقانیت آن ارائه دهد. رویدادهایی چون فراوان شدن آب‌ها و سیلاب از یك سو و خشك شدن برخی از دریاچه‌ها، وقوع فتنه‌ها، آشوب جهانی، ناامنی فراوان، درگیری و كشتار در عراق و بغداد، قحطی و گرسنگی، آمدن 80 پرچم به جنگ اعراب، كشته شدن برخی از شاهان، وقوع قیام‌های حق‌طلبانه، شیوع برخی از بیماری‌های مهلك، وقوع برخی از تحولات در آسمان و … زمینه‌های بسیار مناسبی برای مطالعه درباره آینده كوتاه مدت و میان مدت است.

3-2. زمینه‌شناسی (علم الشرایط)

شرایط به اموری گفته می‌شود كه تحقق ظهور وابسته به وجود آنها است و تا آنها محقّق نشوند، ظهوری در كار نخواهد بود. به عبارت روشن‌تر، شرایط ظهور زمینه‌هایی است كه امكان تحقق ظهور منجی موعود را فراهم می‌آورد و آن را امری منطقی و لازم می‌نمایاند. شرایط متعددی برای ظهور و انقلاب جهانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باید فراهم شود؛ زیرا ظهور نیز مانند هر پدیده و انقلاب دیگری،‌ به زمینه مساعد برای بروز و نتیجه دادن احتیاج دارد و ممكن است بدون آن شرایط و بسترها، ظهور اتفاق نیفتد. از جمله این شرایط می‌توان به وجود رهبر جهانی، برنامه و استراتژی حركت و حكومت، یاوران كارآمد و پذیرش جهانی و آمادگی مردمی اشاره كرد. بر این اساس یكی از بایسته‌های انتظار پویا، زمینه‌سازی و مقدمه چینی و آمادگی جمعی و جهانی (و یا آمادگی جبهه حق) برای ظهور است.

هر نهضت و انقلابی در صورتی امكان پیروزی و نتیجه‌بخشی را دارد كه قبلاً در ابعاد مختلف، برای آن زمینه‌سازی لازم شده و شرایط برای پیروزی آن فراهم گردد. همچنین افكار عمومی برای پشتیبانی و حمایت از آن آماده شوند تا آن نهضت بتواند به پیروزی برسد. این شرایط می‌تواند ذهنی و عینی باشد؛ به این صورت كه نارضایتی عمیق و گسترده در سطح جهانی از حاكمیت دولت‌های ظالمانه و جهانی‌سازی ظلم شكل بگیرد و از طرفی تقاضای جهانی برای برقراری عدالت جهانی گردد. همچنین باید آمادگی‌های علمی، نظامی، سیاسی و… صورت گیرد كه نیاز به برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری‌های كلان دارد.

آینده‌پژوهی در این راستا می‌تواند ضمن شناسایی وضعیت‌ها و موقعیت‌های پیش‌رو، اطلاعات و پیش‌بینی‌های لازم را برای اتخاذ تصمیمات راهبردی در اختیار زمینه‌سازان ظهور و دولت زمینه‌ساز قرار دهد. براساس روایات، جهان آكنده از جور و بیداد و فساد خواهد بود؛ لكن در گوشه و كنار جهان ـ به خصوص در مناطق اسلامی و شیعی ـ مردمی خواهند بود كه معتقد به حق و بصیر در امر دین و چشم به راه منجی موعودند و برای پیوستن به امام و كمك و یاری ایشان آماده می‌باشند. این منتظران آماده، تا حدودی سازمان یافته بوده و دارای تشكیلات، برنامه و امكانات هستند؛ چنان كه در روایتی آمده است:

«مردمی از شرق قیام می‌كنند و زمینه حكومت امام مهدی را فراهم می‌سازند (یخْرُجَ اُناسٌ من المشرقِ فُیوطّئون للمهدی سلطانه)». [34]

از امام علی علیه السلام نیز نقل شده است:

«پرچمی از خراسان بیرون می‌آید؛ (حاملان این پرچم) اصحاب سفیانی را شكست می‌دهند تا اینكه به بیت‌المقدس می‌رسند و زمینه حكومت حضرت مهدی را فراهم می‌سازند (توطیء للمهدی سلطانه)».[35]

بنابراین تحقق یافتن این حکومت جهانی، چندان هم بدون مقدمه و ابتدا به ساكن نیست؛ بلكه با مقدمه‌چینی و زمینه‌سازی قیام‌كنندگان مشرق و حركت پرچم‌های خراسان و ایرانیان و… است. موفقیت منتظران بصیر، مؤمن، متحرّك و منتظر، زمینه‌ای می‌شود برای گرد هم آمدن و به هم پیوستن صفوف انقلابیون كه سرانجام به دوران دعوت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌رسند، به ندای او پاسخ می‌گویند و هسته اصلی مقاومت مؤمنان را تشكیل می‌دهند.[36]

زمینه‌سازی برای قیام امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف دارای دو جنبه است:

1. رشد ایمانی، جهادی و آگاهی سیاسی (فرهنگ‌سازی جامع و فراگیر)؛

2. ایجاد تشكیلات سیاسی، نظامی، اقتصادی، اداری و اطلاعاتی.[37]

این تشكیلات، بدون وجود نظام سیاسی و دولت در جهان محقّق نخواهد شد و این همان دولت زمینه‌ساز است كه در روایات مژده برپایی آن داده شده است. شكل‌گیری چنین نیرویی در جهان، ظهور امام را نزدیك می‌كند و بدون این عوامل طبیعی، شاید ظهور امام فراهم نیاید. كسب چنین نیرویی نیازمند عمل و حركت در متن زندگی و جریان‌های جهانی است و بررسی وضعیت گروه‌ها، مكاتب و افكار و تقویت جبهه حق و خداخواه ضروری می‌نماید.

آینده‌پژوهی مهدوی، یعنی حضور فعال و پویا در جریان‌های جهانی و شناسایی حوادث نوظهور و ارائه برنامه‌های لازم در جهت ایجاد شرایط و زمینه‌های ظهور. از امیرمؤمنان علی علیه السلام نقل شده است:

«… تا زمانی كه انسان شقی، شقاوتش را و انسان نیكوكار، نیكویی‌اش را آشكار نكند، آنچه را كه چشم انتظارش هستند، به وقوع نخواهد پیوست».[38]

3-3. آینده اندیشی پابرجا (توقّع)

«توقّع»، انتظار حصول چیزی را داشتن و منتظر وقوع امری بودن است. «وقوع» و «وقعه»، به معانی ثبوت، ظهور، آمدن و پابرجا شدن آمده است.[39] «متوقّع» به كسی می‌گویند كه پیوسته منتظر حصول چیزی باشد و منتظران ظهور منجی را متوقع می‌گویند؛ چون به طور پیوسته و مستمرّ در انتظار و چشم به راه هستند. نه یأس و دلمردگی آنان را فرا می‌گیرد و نه ضعف و فتور و سستی.

منتظران واقعی امام زمان، در زیارت آن حضرت خود را منتظر و متوقّع ظهور معرفی می‌كنند:

«اگر روزگاران طولانی و عمرها بلند شود، جز این نیست كه یقینم درباره تو افزون می‌شود، عشق و دوستی‌ام برای تو زیاد می‌گردد، توكل و اعتمادم به تو افزایش می‌یابد و برای ظهور تو متوقع و آماده و پیوسته مسؤولیت‌پذیر خواهم بود (و لظهورك الا متوقعاً و منتظراً …).[40]

توقّع و چشم به راهی پیوسته و پابرجا،‌ بدین معنا است كه انسان دائماً وقوع حادثه و رویداد مهمی را در آینده دنبال و جست‌وجو كند. توقّع و رصد کردن تحولّات اساسی و بنیادین در آینده، شامل دگرگونی‌ها و پدیدارهای نوآمد نیز می‌شود. یك آینده پژوه نیز به طور مستمر و پا برجا، در جست‌وجو و رصد كردن تغییرات و تحوّلات ـ به خصوص رویدادهای جدید و غیرمنتظره ـ است و هر پدیده و تحوّلی برای او جالب توجّه و تأمل برانگیز می‌باشد.

در آینده‌پژوهی مهدوی، آینده‌اندیشی پا برجا و فعال و توجّه مستمر به آینده ـ به خصوص امر فرج و ظهور امام زمان ـ مورد تأكید قرار گرفته است. از حضرت ابی جعفر علیه السلام نقل شده است:

«هر گاه دیدید كه آتشی عظیم از جانب مشرق روشن شد و عمر آن سه روز یا هفت روز ادامه یافت، متوقع (فتوقعوا) فرج آل محمد صل الله علیه و آله باشید…‌».[41]

محمد بن مسلم از حضرت باقرالعلوم علیه السلام نقل می‌كند:

منتظر صدایی كه ناگهان از ناحیه دمشق می‌رسد، باشید (توقّعوا الصوت). البته در این (صوت) برای شما فرج عظیمی است.[42]

جالب‌تر اینكه در روایات نه تنها توصیه به انتظار وقوع ظهور شده؛ بلكه در كنار آن سفارش به انتظار مداوم و پابرجای رویدادها و حوادث فراوانی شده است؛ چنان كه از امام علی علیه السلام نقل شده است:

«تا زمانی كه شما در مقابل دیگران از مرده‌ها هم پست‌تر نشوید، امر خداوند محقّق نمی‌شود. پس متوقّع این باشید كه در این هنگام كارهایتان بر وفق مرادتان نخواهد بود و رشته خویشاوندی پاره خواهد شد و كودكانتان به كار گرفته خواهند شد… (الا فَتَوَقّعوا من اِدبارِ امُورِكُم و انقطاعِ وصلكم و استعمال صغارِكم …)».[43]

امام باقر علیه السلام یكی از وظایف اصلی دوران غیبت را ـ كه آكنده از سختی‌ها و دشواری‌ها است ـ آینده اندیشی مستمر و پابرجا می‌داند:

«… در این زمان، صبح و شب فرج را پی‌جویی كنید (… فعند ذلِكَ تَوقَّعُوا الفَرَجَ صَباحاً و مساءً)».[44]

3-4. دیدبانی مؤثّر (ترقّب)

«ترقّب»، به معنای مراقبت و محافظت دائمی و كنترل و نظارت است. این كلمه از «رقبه و رقوب» به معنای حفظ و انتظار است. در صحاح و قاموس، رقیب به معنای حافظ و منتظر آمده است. راغب آن را به معنای احتراز و انتظار گرفته است؛ چنان كه قرآن می‌فرماید: >فَأَصْبَحَ فِی الْمَدِینَهِ خَائِفًا یتَرَقَّبُ<[45]؛ یعنی، موسی صبح كرد، در حالی كه ترسان بود و انتظارش را می‌كشید.[46]

به نظر برخی «رقیب و ارتقب»،‌ در اصل از «رقبه» (به معنای «گردن») گرفته شده است و از آنجا كه افرادی كه منتظر چیزی هستند، پیوسته گردن می‌كشند، به معنای انتظار و مراقبت از چیزی آمده است. رقیب نیز در اصل به كسی می‌گویند كه از محلّ مرتفعی، به اوضاع نظارت می‌كند و سپس به معنای حافظ و نگهبان چیزی آمده است؛ زیرا نگهبانی از لوازم نظارت است.[47]

دیدبانی به معنای پایش مستمرّ تغییرات جهانی در زمینه‌های مختلف،‌توسط یك اندیشكده یا یك گروه علاقه‌مند به آینده‌پژوهی است كه نوعاً بر پایه بررسی نظام‌مند محتوای مطالب، نوشته‌ها و گفته‌ها انجام می‌شود. «ترقّب» (دیدبانی مؤثر) نیز از اموری است كه منتظران منجی موعود خود را ملزم به رعایت آن می‌دانند و در پس انتظار مستمر، موشکافانه و آگاهانه حوادث و رویدادها را رصد می‌کنند و مراقب اوضاع و احوال روزگار خود و آینده هستند و در واقع نسبت به رویدادها و اوضاع بی‌تفاوت و ساکت نیستند؛ چنان‌که در زیارت حضرت صاحب‌الامر می‌گویند:

«اگر روزگاران طولانی و عمرها بلند شود، جز این نیست كه یقینم درباره تو افزون می‌شود و عشق و دوستی‌ام برای تو زیاد می‌گردد… و برای ظهور تو متوقع و آماده خواهم بود و برای جهاد در ركاب پیشگاه تو، چشم به راهی و دیدبانی خواهم كرد (و لجهادی بین یدیك مترقّبا)».[48]

«مترقّب» كسی است كه دائماً مراقب اوضاع بوده و از افتادن در دام‌‌ها و حوادث ناشناخته محافظت می‌كند. از امام صادق علیه السلام درباره نشانه‌ها و حوادث آخرالزمان نقل شده است:

«می‌بینی كه گناه كردن علنی شده است… می‌بینی كه عاق والدین آشكار می‌شود… نشانه‌های حق كهنه می‌گردد. پس از این مسائل بر حذر باش و از خداوند نجات بخواه و بدان كه مردم در خشم و غضب الهی هستند و خداوند بنا به مصلحتی به آنها مهلت داده است. پس مراقب باش (فَكُن مترقّباً) و تلاش كن كه خداوند تو را در میان آنها نبیند».[49]

بر این اساس انتظار ظهور منجی موعود، با دیدبانی مؤثر و فعّالانه آینده پیوند دارد و شناخت اوضاع و پدیده‌ها برای در امان ماندن از پیامدهای سوء آنها، ضروری است؛ به خصوص كه اوضاع جهان در عصر قبل از ظهور نابسامان و آشفته خواهد بود. حضرت علی علیه السلام در پاسخ به سؤال مالك اشتر (درباره زمان قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف) می‌فرماید:

«هنگامی كه نابود شونده، نابود شود و حقایق مخفی گردد و ملحق شونده، ملحق گردد (مردمان به حكومت‌ها ملحق شوند) و پشت‌ها سنگین شود و كارها و اشیاء نزدیك به هم گردد… پس در زمانی كه این علایم واقع شد، مردمانی خروج می‌كنند كه گناه و جنایاتی مرتكب می‌شوند و «جزائر» را مالك می‌گردند … و عراق را فتح می‌كنند و با ایجاد (ترس) و خونریزی، از شكاف باز می‌دارند؛ پس در آن هنگام مراقب باشید و (چشم و حواستان را متوجّه امام زمان كنید كه) به زودی ظهور خواهد كرد (ترقّبوا خروج صاحب الزمان)».[50]

در واقع این توجّه به آینده، بیانگر وظیفه و مسؤولیت منتظران نیز می‌باشد كه در آن زمان مراقب اوضاع بوده و برخلاف جهت رویدادها قرار گیرند و مواظب همه چیز باشند و در عین حال در این دوران مترصد ظهور منجی موعود هم باشند.

در روایت دیگری آمده است:

«هنگامی كه فاسقان بر مردم حكومت می‌كنند و انسان‌های رذل رهبر آنها می‌شوند، مردم از ترس به آنها احترام می‌گذارند! غنا و موسیقی آشكار می‌شود. هر امّتی، امّت قبل از خود را لعن می‌كند. در این زمان منتظر باد سرخ، زلزله، مسخ، خسف و نشانه‌های دیگر خداوند باشید (فارتقبوا عند ذلك ریحاً حَمراءَ و زلزلهً و مسخاً و قذفاً و آیاتٍ تتابَعُ) كه یكی پس از دیگری، همچون حلقه‌های گردن‌بند،‌ بر شما نازل می‌شوند».[51]

براساس این روایت روشن می‌شود كه یك آینده‌پژوه، تمامی پدیده‌های طبیعی، سیاسی و اجتماعی، فرهنگی و … را شناسایی می‌كند و برای محافظت خود و جامعه از آنها،‌ برنامه‌های لازم را ارائه می‌دهد.

صاحب جواهر در شرح روایتی از امام باقر علیه السلام (رباطنا الدهر)[52] می‌نویسد:

«مرابطه در این روایت به معنای اراده انتظار فرج در تمام ساعات شبانه‌روز است (اراده ترقّب الفرج ساعهً بعد ساعهٍ)؛ همچنان كه در بعضی، از روایات به این معنا اشاره شده است…».[53]

3-5. فتنه‌شناسی (علم التحذیر)

یكی از انگاره‌های بایسته توجّه در مورد آینده، هشدارها و تحذیرهای فراوان و مكرّری است كه در روایات مطرح شده و توجّه اذهان به آن سمت جلب شده است. در واقع بیان این هشدارها و خبر دادن از خطرات، فتنه‌ها و كاستی‌های فرا روی بشر، به جهت آگاهاندن مردم نسبت به وضعیت‌های ممكن و محتمل در آینده است. در این صورت آنان باید با درایت و حساب شده با آنها رو به رو شوند و مشكلات آینده را به خوبی بشناسند.

این نكته محوری است كه آینده‌پژوهی فعلی، تمركز فراوانی نسبت به آن دارد و بیشتر داده‌های آن نیز درباره خطرات و بحران‌های احتمالی و ارائه راه‌حل‌هایی برای گریز از آنها یا به حداقل رساندن عوارض و پیامدهای سوء آنهاست.

عبدالله بن مسعود از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل می‌كند:

«من شما را از هفت فتنه می‌ترسانم كه بعد از من در دنیای اسلام به وجود می‌آید: فتنه‌ای كه در مدینه برپا می‌شود، فتنه دوم از مكه است… فتنه هفتم كه از شام بر می‌خیزد كه همانا قیام سفیانی است».[54]

عبدالله بن مسعود می‌گوید:

بعضی از افراد این امت، اول این فتنه‌هارا درك می‌كنند و بعضی دیگر آخر این فتنه‌ها را خواهند دید.

آینده‌پژوهی مهدوی با تكیه بر هشدارهای روایی و محور قرار دادن پیش‌گویی‌ها درباره فتنه‌ها، امكان وقوع آنها را در دنیا رصد می‌كند و خود را برای مقابله با آنها و یا دوری از آنها آماده می‌سازد. تصریح روایات نیز بر این است كه مردم از آن فتنه‌ها دوری جویند؛ چنان كه معاذ بن جبل نقل می‌كند:[55]

«چهار نوع گرفتاری و اختلال پیش خواهد آمد و اگر بتوانید كه آنها به شما نرسد، البته لازم است. گفتند: آنها چیستند؟ گفت: زمانی خواهد آمد كه باطل جلوه پیدا كرده و بر حق غلبه نماید. هوس‌رانی و ضعف مردم به جایی خواهد رسید كه صبح به آیینی وابسته شوند و عصر به آیین دیگری درآیند…».

از امام پنجم علیه السلام نیز نقل شده است:

«دو صدا باید قبل از ظهور شنیده شود: یك صدا از آسمان كه صدای جبرئیل است و صاحب این امر را به نام او و نام پدرش معرفی می‌كند. صدای دوم صدای شیطان است كه به نام فلانی… است و می‌گوید: او را مظلوم كشتند و می‌خواهد مردم را گمراه كند. پس از صدای اول متعابت كنید؛ اما بترسید از اینكه صدای دوّم (صدای شیطان) شما را به گمراهی كشاند (ایاكم والاخیر ان تفتنوا)».[56]

فتنه‌ها و دشواری‌ها، به صورت‌های مختلف و در زمان‌های دور و نزدیك قیام رخ می‌دهد. بنابراین شناسایی آنها و آمادگی برای رویارویی و برخورد با آنها بایسته است. البته باید دانست كه امر قیام حضرت، به آسانی و سادگی رخ نمی‌دهد و همگان خود را برای سختی‌ها و ناملایمات و مجاهدت‌ها آماده سازند. این آمادگی باید هوشمندانه و با شناخت صحیح جریان‌ها و حوادث جهانی همراه باشد.

بشیر می‌گوید: خدمت امام باقر علیه السلام عرض كردم: مردم می‌گویند: وقتی مهدی قیام كرد، طبعاً اوضاع برایش رو به راه می‌شود و به اندازه شاخ حجامتی هم خونریزی نمی‌شود؟! حضرت فرمود: اندازه یك حجامت هم خونریزی نمی‌شود؟! حضرت فرمود:

«قسم به كسی كه جانم در دست او است! اگر چنین موضوعی امكان داشت، برای رسول خدا انجام می‌گرفت. در صورتی كه در میان جنگ دندانش خونین شد و پیشانی مباركش شكست. به خدا قسم! نهضت صاحب‌الامر هم انجام نمی‌گیرد، مگر اینكه در میدان جنگ عرق بریزیم و خون‌ها ریخته شود (كلاّ والذی نفسی بیده حتّی نمسح نحن و انتم العرق والعلق)؛ پس به پیشانی مباركش دست كشید».[57]

3-6. امتحان‌شناسی (علم‌الابتلا)

ابتلا و امتحان؛ یعنی، آزمون الهی كه به طرق مختلف ـ به خصوص به وسیله كاستی‌ها و سختی‌ها ـ درباره انسان‌ها جاری می‌شود. آنان در طول تاریخ در معرض امتحانات و آزمون‌های مختلفی بوده‌اند كه عموماً بدون اطلاع و شناخت قبلی بوده است. این مسأله در آخرالزمان و عصر نزدیك به ظهور، گسترده‌تر و شدیدتر خواهد بود و به همین جهت بسیاری از موارد ابتلای انسان‌ها در روایات ذكر شده است. در واقع بسیاری از هشدارها و پیش‌گویی‌های دینی، برای متوجّه ساختن انسان‌ها و آماده كردن آنان برای رویارویی با ابتلائات آخرالزمانی است.

«آینده‌پژوهی مهدوی» در رابطه با شناخت امتحانات و ابتلائات پیش رو و آگاهاندن انسان‌ها نسبت به وقوع آنها، وظیفه‌ای دشوار بر عهده دارد و شناخت آزمون‌ها در راستای دوراندیشی و حقیقت‌گرایی است. چنین رویكردی در «آینده‌پژوهی عرفی و جزئی‌نگر» وجود ندارد و مسائل تنها از زاویه تجربی و سود و زیان مادی بررسی می‌گردد. در حالی كه در آینده‌پژوهی مهدوی، همه ابعاد و زوایای آینده، مورد تحلیل و ارزیابی قرار می‌گیرد و حوادث و رویدادها به عنوان یك مجموعه و منظومه به هم پیوسته در نظر گرفته می‌شود. در این رویكرد انسان مؤمن، باید همیشه خود را آماده و مجهّز سازد و با آمادگی قبلی و ایمانی استوار، با امتحانات گوناگون و پیچیده آینده رو به رو گردد و سربلند از آنها خارج شود. به همین جهت عصر غیبت كبری، دوران بسیار سخت و طاقت فرسایی توصیف شده است؛ چنان‌كه امام كاظم علیه السلام می‌فرماید:

«صاحب‌الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف چاره‌ای جز غیبت ندارد؛ به طوری كه گروهی از مؤمنان از عقیده خویش برمی‌گردند. همانا غیبت امام امتحانی است از طرف خداوند كه بندگانش را به وسیله آن آزمایش می‌كند».[58]

محمد بن مسلم می‌گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم كه فرمود:

«پیش از قیام قائم مردم دست به گریبان یك امتحان بزرگ خواهند بود. عرض كردم: آن امتحان چیست؟ حضرت این آیه را قرائت فرمود: >و لنبلونكم بشیء من الخوف و الجوع و نقصٍ من الاموال والأنفس والثَّمرات و بشّرالصابرین<[59]؛ یعنی، از ترس و گرسنگی و كم شدن مال و ثروت و از رفتن جان‌ها و میوه‌ها شما را آزمایش می‌کنیم و مژده بده به صبركنندگان (به اینكه مهدی ما قیام می‌كند)».

جبرئیل علیه السلام نیز درباره امور غیبی، به رسول گرامی اسلام خبر داد:[60]

«امت شما بعد از رحلت‌تان مبتلا به امتحان سنگین می‌شود؛ آن هم خیلی زود».

سپس فرشته وحی شروع به شمارش ابتلائات امت پیامبر صلی الله علیه و آله می‌كند… آن گاه وی راه سلامت ماندن از خطرات را بیان می‌كند:

«كفّ نفس و بردباری در مقابل تضییع حقوق و كناره‌گیری از مراكز فتنه».[61]

خود رسول گرامی اسلام می‌فرماید:

«فتنه‌ها و حوادث سویی پیش خواهد آمد كه آدم خانه‌نشین در آن موقع بهتر از كسی است كه برپا خیزد … هرگاه كسی پناهگاه و جای امنی پیدا كند، البته آنجا پناه ببرد (فَمن وجد فیها ملجأ او معاذاً فَلیعُذ به)».[62]

3-7. توان‌انگیزی جمعی (آمادگی آینده‌نگر)

در روایات مربوط به ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تأکید ویژه‌ای بر «تهّیا» شده است. «تهیا» به معنای آمادگی، مهیا شدن، فراهم كردن و… آمده است. «تهّیأت للشیء»؛ یعنی، برای آن كار آماده شدم و ساز و برگ آن را فراهم ساختم. كلماتی كه در روایات و ادعیه (مانند «اللهم من تهّیأ و تعَبّأ و اَعدّ و استعد») آمده، به یك معنا هستند.

انسان برای انجام هر كاری و اقدامی، به آمادگی قبلی و فراهم كردن ساز و برگ، نیاز دارد؛ هرچند اندازه آن امر مهم‌تر و بزرگ‌تر باشد، نیاز به آمادگی پیشین، نیز بیشتر است. آمادگی قبلی، با دانش و اطلاعات پیشین، بهتر صورت می‌گیرد و هر اندازه انسان نسبت به تحقّق آن و ابعاد و زوایای مختلف آن آگاه‌تر باشد، می‌تواند اقدامات مناسبت‌تری انجام دهد و آماده‌تر باشد.

یكی از مباحث مهم در «انتظار پویا»، یادكرد مداوم و پیوسته ظهور امام زمان و آمادگی كامل و آگاهانه نسبت به ظهور او و مهیا شدن برای یاری قیام جهانی است. این آمادگی می‌تواند ابعاد مختلفی داشته باشد (آمادگی اطلاعاتی، نظامی، سیاسی، فرهنگی و …). هر منتظری براساس شرایط زمانی و مكانی، باید آمادگی‌های بایسته را در خود فراهم سازد. این آمادگی فراتر از انتظار و توقّع و ترقّب است؛ این یعنی قراردادن زندگی در مسیر ظهور و اعلان همكاری و همراهی با انقلاب جهانی. پیشوای ششم امام صادق علیه السلام می‌فرماید:

«باید هر یك از شما برای خروج قائم آماده باشد (لیعدّن احدكم)؛ هر چند با تهیه كردن تیری باشد. وقتی خداوند ببیند كسی به نیت یاری مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اسلحه تهیه كرده، امید است عمر او را دراز كند تا ظهور او را درك نماید و از یاوران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد».[63]

«آینده‌پژوهی مهدوی»، ضمن رصد كردن پیشرفت‌های نظامی و وضعیت امنیتی سیاسی جهان و وقایع و رویدادهای ناشی از فعالیت‌های تسلیحاتی و اطلاعاتی، می‌تواند آگاهی‌های لازم را به منتظران ارائه دهد و آنان را در ایجاد آمادگی‌های نظامی و سیاسی یاری بخشد و سطح آگاهی‌ها و تحلیل‌های آنها را از اوضاع جهانی بالاتر ببرد. همچنین انگیزه‌های لازم را برای بالا بردن توانایی‌های جمعی و آمادگی مستمر فراهم سازد.

یاری حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بدون این آگاهی‌ها و توانایی‌ها و اطلاع‌كافی از تغییرات و تحوّلات جهانی، امكان‌پذیر نیست؛ در دعاها نیز می‌خوانیم:

«خداوندا! همچنان كه دل مرا با یاد حجّت خود «مهدی»، آباد و زنده ساختی، سلاح مرا نیز در راه یاری او آماده و آخته‌ساز».[64]

بر این اساس یاد كرد مداوم نهضت جهانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و آمادگی برای یاری این انقلاب بزرگ، راهبرد اصلی جامعه منتظر به حساب می‌آید. در روایت جالبی از امام كاظم علیه السلام آمده است:

«هر كس اسبی را به انتظار امر ما نگاه دارد و به سبب آن دشمنان ما را خشمگین سازد ـ در حالی كه او منسوب به ماست ـ خداوند روزی‌اش را فراخ گرداند، به او شرح صدر عطا كند، او را به آرزویش برساند و در رسیدن به خواسته‌هایش یاری كند».[65]

کلینی از ابوعبدالله جعفی روایتی را نقل می‌كند كه توجّه به مفاد آن بایسته است:

«حضرت ابوجعفر محمد بن علی باقر علیهما السلام به من فرمود: منتهای زمان مرابطه (و آمادگی نظامی)، نزد شما چند روز است. عرض كردم: چهل روز. امام فرمود: ولی مرابطه (و آمادگی) ما مرابطه‌ای همیشگی‌ (و پیوسته) است».[66]

علامه مجلسی در شرح این روایت می‌نویسد:

«بر شیعیان واجب است كه خود را بر یاری و طاعت امام بر حق آماده سازند (ان یربطوا انفسكم علی طاعه امام الحق) و منتظر فرج باشند و برای یاری نمودنش، مهّیا گردند (یتهیأ لنُصرته)».[67]

به هر حال انتظار حقیقی ظهور، به معنای آماده‌سازی عدّه و عُدّه در تمامی زمینه‌ها است. به قطع پس از ظهور، آن حضرت با جنگ رو به رو خواهد بود؛ پس كسانی توان یاری‌اش را خواهند داشت كه كار آزموده این میدان باشند … در عرصه جهاد علمی، مسلّح شدن به سلاح قلم و دانش و تیغ سخن و در عرصه عملی تجهیز به اسلحه رزم و آموختن شیوه‌های نوین آن (و مسائل استراتژیك جهانی)، لازمه انتظار حقیقی است. البته بخش مهم پیروزی آن حضرت، مرهون رشد فرهنگی جامعه بشری است.[68]

3-8. برنامه‌ریزی راهبردی (استراتژی انتظار)

یكی از ابعاد آینده‌پژوهی، ارائه اطلاعات و دانش‌های لازم برای برنامه‌ریزی‌های كلان و بلند مدت است. برای كشورها، سازمان‌ها و مراكز صنعتی و تجاری، داشتن اطلاعاتی لازم درباره آینده و تحوّلات و پیشرفت‌ها، جهت تصمیم‌گیری و تعیین خط مشی‌ها و راهبردها بایسته‌ است.

این مسأله درباره كشوری كه هم چشم به آینده موعود دارد و درصدد رسیدن به آن جامعه آرمانی است، و هم می‌خواهد خود را همسان و همساز آن قرار دهد اهمیت بیشتری دارد. آینده‌پژوهی مهدوی، می‌تواند در تنظیم سندهای چشم‌انداز، برنامه‌های توسعه فرهنگی و سیاسی نقش مهمی ایفا كند و محوریت «آموزه مهدویت» را در تمامی برنامه‌ها و سیاست‌گذاری‌ها تثبیت نماید.

بنا به نوشته یكی از پژوهشگران:

انقلاب اسلامی باید از مزیت‌های دنیای آزاد كنونی و از ابزارها و تكنولوژی ارتباطات مدرن برای تعمیق روابط فردی ـ فرهنگی خود با مسلمانان و تشكیل هسته‌های فكری ـ مذهبی، با بهره‌مندی از روح تشكّل‌های سنّتی و دینی و استفاده از قوانین و مقرّرات بین‌المللی تشكل‌های مردمی و سازمان‌های غیردولتی و … بهره بهینه‌ بگیرد و با الگوسازی جدید از تركیب این دو، جریان‌های خلاق مردمی ـ مذهبی و فعال اجتماعی ـ فرهنگی، را برای شیعیان و مسلمانان علاقه‌مند به پیوستن به قافله آرمان شهر شیعه، راه‌اندازی كند.[69]

نكته مهم در این برنامه‌ریزی‌های راهبردی، حركت دادن جامعه به سمت جامعه آرمانی و تلاش برای برپایی حكومت جهانی مهدوی است. امام پنجم علیه السلام می‌فرماید:

«به سوی او بشتابید (فاسعوا الیه) ولو از طریق خزیدن بر روی سینه باشد. به خدا سوگند! گویی بین ركن و مقام ایستاده و با مردم بیعت می‌كند».[70]

امام صادق علیه السلام نیز می‌فرماید:

«… كوشش و سعی داشته و منتظر فرج باشید (فجدّوا و انتظروا)‌؛ گوارا باد شما را این عمل بزرگ و عبادت ‌ای گروه رستگاران!» [71]

امام‌خمینی رحمه الله علیه با وسعت دیدی كه داشتند، معتقد بودند هم اكنون برای گسترش قدرت اسلام در جهان بكوشیم تا زمینه ظهور چنان كه باید، فراهم شود:

«همیشه ما انتظار فرج داریم و باید در این انتظار خدمت كنیم. انتظار فرج قدرت اسلام است و ما باید كوشش كنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقّق پیدا كند و مقدمات ظهور ان‌شاء‌الله تهیه شود».[72]

از ویكتور هوگو نقل شده است: «آینده از آن هیچ كس نیست؛ كه آینده از آن خداست. آنچه از ما ساخته است، این است كه برای آینده آماده شویم و خود را برای اجرای آنچه آینده از ما چشم دارد، مهّیا سازیم».[73]

ـ 9. شبیه‌سازی (الگوبرداری)

نكته پایانی آنكه فهم آینده، به معنای به دست آوردن تصویری از وضعیت‌هایی است كه در آینده تحقق پیدا می‌كنند و از آنجا كه این وضعیت‌ها بستر عمل فرد هستند، بنابراین تصویر مزبور در عمل امروز نیز دخل دارد. هر عملی كه مرتكب می‌شویم، در مرحله‌ای به تصویری كه از آینده داریم، ربط پیدا می‌كند و از آن فراتر، بدون تصویری از آینده، اعمال ما صورت نمی‌گیرد. حال درستی فهم طبیعتاً براساس تحقّق آن است و هر قدر وضعیت پیش‌بینی شده به واقعیت نزدیك‌تر باشد، فهم درست‌تری در اختیار بوده است. بنابراین برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری درست‌تر و مطمئن‌تری هم صورت می‌گیرد و اقدامات و طرح‌ریزی‌ها نتیجه بخش می‌شود.[74]

بر این اساس آینده‌پژوهی مهدوی، می‌تواند چند رویكرد مهم در این راستا اتخاذ كند:

1. قرار دادن جامعه مهدوی و دولت و نسل منتظر در مسیر انقلاب جهانی مهدوی؛

2. تأثیر و ایفای نقش بنیادین در برنامه‌ریزی‌ها و تصمیم‌گیری‌ها با محوریت آموزه‌های متعالی مهدوی؛

3. تلاش و برنامه‌ر‌یزی مستمر و پابرجا برای رسیدن به جامعه موعود و تحقّق ظهور و انقلاب جهانی؛

4. الگوبرداری از جامعه آرمانی و شبیه‌سازی رفتارها و رویكرد‌ها.

البته انگاره محوری در آینده‌پژوهی مهدوی، این است كه هنگامه ظهور كاملاً پوشیده و ناگهانی است؛ بنابراین وجهه همت آن شناسایی تمامی پدیده‌ها و رویدادهایی است كه در حول و حوش آن اتفاق می‌افتد. رسول اكرم صلی الله علیه و آله می‌فرماید:

«ظهور او مانند قیامت است. تنها خداوند است كه چون زمانش فرا رسد، آن را آشكار می‌سازد. فرا رسیدن آن بر آسمانیان و زمینیان پوشیده است؛ جز به ناگهان، فرا نمی‌رسد».[75] و[76]

پس اصل اطلاع از زمان ظهور، از دایره آینده‌پژوهی خارج است؛ ولی بسیاری دیگر از مباحث مربوط به آن (چون نشانه‌های ظهور، علایم آخرالزمان، شرایط ظهور و …) در گستره آن قرار می‌گیرد.

نتیجه: مهدویت‌پژوهی و آینده‌پژوهی

به رغم پندار برخی، صرف توجه به «آینده»، نقطه پیوند و اشتراك مهدویت‌پژوهی وآینده‌پژوهی نیست؛ بلكه نوع نگاه به آینده و روش‌ها و دستاوردهای آن دو می‌تواند، نقطه ارتباط و تعامل آنها باشد. در این نوشتار، بحث مستقل «آینده‌پژوهی مهدوی» را طرح كرده و ادله و ابعاد مختلف آن را کاویدیم. روشن شد كه در «آموزه مهدویت»، زمینه‌ها و مؤلفه‌های فراوانی برای «آینده‌پژوهی» وجود دارد و این آموزه از ظرفیت فراوانی برای تحلیل و ارزیابی حوادث و رویدادهای آتی برخوردار است. در عین حال می‌توان پیوندهایی نیز بین مهدویت‌پژوهی و آینده‌پژوهی برقرار كرد كه به بعضی از آنها ‌به صورت گذرا اشاره می‌شود:

1. امكان بهره‌وری از بعضی مؤلفه‌های «آموزه مهدویت» در تحلیل و ارزیابی درست پدیده‌ها و رویدادهای جهانی و فهم دقیق این تغییرات و تحولات؛

2. برنامه‌ریزی مناسب در جهت تبیین و ترویج آموزه مهدویت در سطح فراگیر و جهانی با كمك یافته‌های آینده‌پژوهی درباره پیشرفت‌ها و پسرفت‌های جهانی و تحولات فرارو؛

3. روش‌مند كردن پژوهش‌های مهدوی (ارائه تصویر و طرحی واقعی از آینده مطلوب) با بهره‌گیری از روش‌ها و تكنیك‌های آینده‌پژوهی؛

4. بهره‌گیری از آموزه‌های مهدوی در سطوح مختلف برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری ملّی، همراه با استفاده از یافته‌های آینده‌پژوهی از اوضاع جهانی؛

5. بررسی نقش و جایگاه آموزه مهدویت، در تحوّلات و دگرگونی‌های آینده و ایجاد آمادگی جمعی و جهانی برای رودرویی با این تغییرات؛

6. شناخت چالش‌ها و بحران‌های فراروی زندگی بشری كه از طریق آینده‌پژوهی پیش‌بینی می‌شود و ارائه راه‌حل‌های رفع این بحران براساس دكترین مهدویت؛

7. بهره‌وری از «آینده‌پژوهی» در جهت ایجاد دوراندیشی جمعی و توجه ویژه به آینده (برای طرح و تبلیغ آموزه‌های مهدویت در جامعه جهانی) و ….

در پایان بیان این نكته بایسته است كه لازمه «مهدویت‌پژوهی» در سطح كلان و علمی، «آینده‌پژوهی مفهومی» است؛ یعنی نظام‌مندی پژوهش‌ها و كاوش‌های علمی درباره آینده مطلوب و ممكن ـ با رویكرد مهدوی ـ و نظریه‌پردازی در این زمینه، منوط به بهره‌گیری از محمل‌های مفهومی است. نگارنده این رویكرد را با بهره‌گیری از محمل مفهومی دولت (دولت اخلاقی مهدوی) پی‌جویی كرده و آینده جهان را براساس تصوّرات و تطوراتی كه از طریق دولت متبادر می‌شود، مورد كاوش قرار داده است. براساس این محمل مفهومی و به كمك آیات و روایات، می‌توان تصویری نسبتاً روشن از وضعیت‌ها و رویدادهای آینده ارائه داده و واقعیت‌های آن را باز گفت. البته شناسایی این محمل مفهومی و درك درست آن و تناسب آن با واقعیت‌های آینده، امری پیچیده و نیازمند مطالعه و تأملات نظری است. این رویكرد پژوهشی و علمی به آینده، می‌تواند تفاسیر و تبیین‌های تاریخی را در سطح كلان و هدفمند مطرح سازد و الگوها و قوانینی برای جریان كلّی تاریخ ارائه دهد. این آینده‌پژوهی مفهومی، غیر از آینده‌پژوهی رایج در دنیا است كه در سطح محدود، نگاه‌ها را به تحوّلات و رویدادهای فرارو متوجّه می‌سازد و در برنامه‌ریزی‌ها و تصمیم‌گیری‌ها دخیل است و توانایی تحلیل جامع تاریخی از جهان و رویکرد نظری به آینده‌شناسی را ندارد.

 

پی نوشت ها :

[1]. پرومیچیچ، آینده پژوهی و مدیریت آینده، تهران، مركز آینده پژوهی و اطلاع رسانی، 1387، ترجمه عبادالله حیدری، ص11.

[2]. نك: گروه مدیریت تکنولوژی مرکز صنایع نوین، گزارش اول، وزارت صنایع و معادن، خرداد 1381.

[3]. نك: موسی اکرمی، «روش‌های آینده‌نگاری تكنولوژی توسعه فردا»، آینده‌اندیشی و آینده‌نگری گروه آینده‌اندیشی، بنیاد.

[4]. نك: علی پایا، آینده علوم انسانی، فصل‌نامه حوزه و دانشگاه، ش 49 (سال 12، زمستان 1385)، ص‌12.

[5]. نگارنده، آینده جهان، (چاپ اول، قم، مرکز تخصصی مهدویت، 1383)، ص‌23؛ به نقل از: محمد جواد لاریجانی، درس‌های سیاست خارجی، (چاپ اول، تهران: مشكوه: 1377) ص‌268.

[6]. همان.

[7]. Keenan, Michael, “Technology Foreight: An introduction”, Technology Foresight for Orgonizers, 8-12, Ahklara, Turkey, December 2003.

[8]. همان.

[9]. پرومیچیچ، پیشین، ص10.

[10]. نك: الفبای آینده پژوهی، ص‌21 و 22؛ جان دال، راهنمایی برای آشنایی با ادبیات آینده پژوهی، تهران، (مؤسسه آموزش و تحقیقاتی صنایع دفاعی، 1385)، صص‌15 ـ 25.

[11]. روح‌الله قدیری، «بررسی چند تجربه ملی آینده‌نگاری»، مجموعه‌مقالات دومین کنفرانس مدیریت تکنولوژی، تهران، اردیبهشت 1386.

[12]. نگارنده، جستارهایی در مهدویت، قم، مرکز تخصصی مهدویت، 1386، ص‌30.

[13]. نك: نگارنده، آینده جهان (دولت و سیاست در اندیشه مهدویت)، ص‌23 و 24.

[14]. جیمز، دی‌تور، آینده پژوهی به عنوان دانش كاربردی، رهیافت، ش 20، ص‌105.

[15]. علی پایا، آینده علوم انسانی، فصل‌نامه دفتر حوزه و دانشگاه، ش 49، ص‌13.

[16]. عقیل ملكی‌فر و دیگران، الفبای آینده پژوهی، ص‌70 و 71.

[17]. رابرت جی، لمپرت و دیگران، برنامه‌ریزی پا برجا برای یك قرن، ترجمه وحید وحیدی مطلق، (چاپ اور، تهران: اندیشکده صنعت و فن‌آوری، 1385) صص‌24 ـ 27.

[18]. برای مطالعه بیشتر، ر.ك، همان، ص‌24 ـ 30؛ سعید خزائی، عبدالرحیم پدرام؛ راهنمای گام به گام آینده پژوهی راهبردی، تهران، دانشگاه مالك اشتر، 1387، ص44 ـ 88.

[19]. محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبه، تهران، مكتبه الصدوق، 1397ق، ص‌162؛ محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، بیروت، موسسه الوفاء، 1404ق، ج 2، ص‌250.

[20]. شیخ مفید، الاختصاص‌، قم، كنگره جهانی هزاره شیخ مفید، 1413ق، ص‌208؛ شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، تهران، جهان، 1378ج 2، ص‌130؛ «من هذا مهدی هذه الامّه... لا تذهبُ الدّنیا حتّی یقومَ رَجُلٌ من وُلد الحسین یملأها عَدْلاً كَما ملئتْ ظلماً و جوراً»؛

[21]. «اِنَّ هذا اَمرٌ من اَمْرِ الله و سرٌّ من سرِّ الله. عِلَّتُه مَطوّیه عن عباد الله. فَإیاك والشَكَّ فَإن الشكَّ فی اَمْرِاللهِ كُفْرٌ»؛ فضل بن حسن طبرسی، اعلام الوری، تهران، دارالكتب الاسلامیه، ج سوم، 1390ق، ص‌399؛ مجلسی، پیشین، ج 51، ص‌73.

[22]. «... هو القائم بالحقّ و المُظهِرُ للدّین و الباسِطُ لِلْعَدل. ای والّذی بَعَث مُحمداً بالنُبّوه و اَصْطَفاه علی جمیع البرَیه»؛ سید مصطفی كاظمی، بشاره‌الاسلام، نجف، بی‌نا، 1382، ص‌52؛ لطف الله صافی گلپایگانی، ‌ منتخب‌الاثر، قم، سیده المعصومه، 1419ق، ص‌467.

[23]. حسن مصطفوی، التحقیق فی كلمات القرآن، ج 12، ص‌166.

[24]. علی اكبر قرشی، قاموس قرآن، ج 13، ص‌81.

[25]. ناصر مكارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، قم، نسل جوان، 1374، ج 12، ص‌295 و 407.

[26]. بهاء‌الدین خرمشاهی، دانش‌نامه قرآن و قرآن پژوهی، تهران، ناهید، 1377، ج 2، ص‌2241.

[27]. نك: محمد تقی موسوی اصفهانی، مكیال المكارم، ج 2، ص‌235.

[28]. مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص‌133.

[29]. «إذا رأیتَ الحاجَهَ و الفاقَهَ قد كَثُرتا واَنكَرَ بَعضُهُم بَعْضاً و... فانتظروا اَمرَ الله»؛ نعمانی، الغیبه، ص‌156؛ بحارالانوار، ج 52، ص‌270.

[30]. «إذا وُسِدَ الأمرُ الی غیرِ اَهلِه فَانتظِر الساعه»؛ البیان والتعریف، ج 1، ص‌80؛ به نقل از: حسن مصطفوی، پیشگوئی‌ها در علایم آخرالزمان، (چاپ دوم، تهران: مركز نشر آثار علامه مصطفوی، 1386)ص‌42.

[31]. نك: سید حسن میرجهانی، نوائب الدهور، نجف، كتابخانه حیدریه، 1376، ج1، ص‌291.

[32]. سید محمد كاظم قزوینی، امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور، چ اول، قم، انتشارات مسجد جمكران، 1378، ص299.

[33]. نك: سید محمد صدر، تاریخ غیبت كبری (چاپ اول، تهران: نیك معارف، 1382)، ص‌229 ـ 232.

[34]. سید هاشم بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، قم، موسسه بعثت، 1417ق، ص‌147؛ مجلسی، پیشین، ، ج 51، ص‌147.

[35]. علی كورانی، عصر ظهور، چاپ نهم، تهران، انتشارات شركت چاپ ونشر بین الملل؟، 1386.ص‌206.

[36]. نك: محمدرضا حكیمی، خورشید مغرب (چاپ 25، قم: دلیل ما، 1382)، ص‌321؛ نگارنده،‌فروغ حق: مصاف حق و باطل از نهضت حسینی تا انقلاب مهدوی، چاپ اول، قم: مركز تخصصی مهدویت، 1387)ص‌207 ـ 327.

[37]. نك: محمد مهدی آصفی، انتظار پویا، چاپ اول، قم، مركز تخصصی مهدویت، 1358، ص‌41 ـ 42.

[38]. «... لا یكونُ ما تمُدُّونَ الیه اَعْینَكُم حتّی یشقی من یشقی و یسعَدَ مَنْ یسْعَدَ»؛ نعمانی، الغیبه، ص‌111؛ بحارالانوار، ج 52، ص‌111.

[39]. نك: علی اكبر قرشی، قاموس قرآن، ج 3، ص‌234 و 235؛ ناصر مكارم شیرازی و دیگران، پیشین، ج 23، ص‌199.

[40]. شیخ عباس قمی، مفاتیح‌الجنان، زیارت صاحب‌الامر.

[41]. «إذا رأیتم ناراً مِنَ المشرقِ شِبهَ الهردی العظیم تطلَعُ ثلاثَهَ ایام او سبعهٍ فَتَوقَّعَوا فَرَجَ آل محمد صل الله علیه و آله...»؛ موسوی اصفهانی، مكیال المكارم، چاپ پنجم، قم، انتشارات مسجد جمكران، 1380، ج 2، ص‌184.

[42]. «تَوَقّعوا الصوتَ یأتیكم بَغتَهً مِن قِبَلِ دِمَشقٍ فیهِ لَكُم فَرجٌ عظیم»؛ نعمانی، پیشین، ص‌279.

[43]. سید رضی، نهج‌البلاغه، 260، ص‌126؛ صافی گلپایگانی، پیشین، ص‌314.

[44]. شیخ طوسی، كتاب الغیبه، قم، موسسه معارف اسلامی، 1411ق، ص‌276؛ نعمانی، پیشین، ص‌83 و 84.

[45]. قصص(28):21.

[46]. سید علی اكبر قریشی، پیشین، ج 2، ص‌112 و 113.

[47]. ناصر مكارم و دیگران، پیشین، ج 4، ص‌49 و ج 21، ص‌218.

[48]. مفاتیح‌الجنان، زیارت صاحب‌الامر.

[49]. مجلسی، پیشین، ، ج 52، ص‌256؛ صافی گلپایگانی، پیشین، ص‌425.

[50]. «اذا زَهقَ الزاهق و خَفَتِ الحقایق و لَحِق اللاحق و ثَقُلت الظّهُور و تَقارَبَتِ الامور و حُجِب‌النشور... و یفتحون العراق و یحجمون الشقاق بِدَمٍ یراق، فعند ذلك تَرقَّبوا خروجَ صاحب‌الزمان»؛ سید مصطفی كاظمی، پیشین، ص‌74؛ محمد خادمی شیرازی، نشانه‌های ظهور او، چاپ دوازدهم، قم، انتشارات مسجد جمكران، 1385، ص‌99 و 100.

[51]. ابن شعبه حرّانی، تحف‌العقول، ص‌31؛ مجلسی، پیشین، ج 52، ص‌258.

[52]. نك: محمد بن یعقوب كلینی، كافی، تهران، دارالكتب الاسلامیه، 1365ج 8، ص‌381، ح 576.

[53]. جواهرالكلام، ج 21، ص‌43.

[54]. «اُحَذِّركُم سَبع فتنِ تكونْ بعد فتنه تُقبلُ من المدینه و فتنه بمكه... قال ابن‌مسعود: منكم من یدرِكُ اولّها و من هذه‌الامه من یدرِك آخِرَها»؛ ابن طاووس، الملاحم و الفتن، چاپ بیروت، ص‌21؛ محمد خادمی شیرازی، نشانه‌های ظهور او، چاپ دوازدهم، قم، انتشارات مسجد جمكران، 1385، ص‌62.

[55]. «ایها الناس اربع خلال من استطاع ان لا یدركه شیء منهنُّ فلا یدركه، قالوا و ما هی قال: یأتی زمانٌ یظهر فیه الباطل و یصبح الرجل علی دین و...»؛ طبقات، ج 3، ص‌588؛ به نقل از: حسن مصطفوی، پیشگویی‌ها در علایم آخرالزمان. چاپ دوم، تهران، مركز نشر آثار علامه مصطفوی، 1386، ص45.

[56]. موسوی اصفهانی، مكیال المكارم، چاپ پنجم، ، 1380، ج 2، ص‌186؛ محمد خادمی شیرازی، نشانه‌های ظهور او، چاپ دوازدهم، قم، مسجد جمكران، 1385، ص‌125.

[57]. مجلسی، پیشین، ج 52، ص‌358.

[58]. همان، ص‌113.

[59]. شیخ مفید، ارشاد، قم، كنگره جهانی هزاره شیخ مفید، 1413ق، ص‌352 (بقره(2): 155).

[60]. «اِن امّتَكَ سَتُفتَنُ بعدک بقلیلِ زمانٍ من دهرك غیر كثیر...»؛ سید حسن میرجهانی، پیشین،  نوائب الدهور، ص‌166.

[61]. «بالكفّ والصَّبر اِن اعطُوا الذی لَهُم اَخَذوه و ان مُنِعوا تَرَكوه»؛ همان.

[62]. صحیح مسلم، ج 8، ص‌168.

[63]. «لیعدَّن احدكم لخروج القائم و لو سهماً...»؛ نعمانی، پیشین، ص‌32، ح 10؛ مجلسی، پیشین، ج 52، ص‌366.

[64]. «اللهم كما جَعلَتَ قلبی بذكره معمورا، فاجعل سلاحی بنصرته مشهوراً»؛ مفاتیح الجنان، زیارت امام در سرداب مقدس.

[65]. «من ارتَبَط دابّهً متوّقِعاً به امرنا و یغیظ به عدوَّنا و هو منسوبٌ الینا اَدَّر اللهُ رِزقه و شَرَحَ صَدرَه و بَلَّغَهُ اَمَله و كان عَوناً علی حوائجه»؛ شیخ كلینی، پیشین، ج6، ص‌535، ح 1.

[66]. «قال لی ابوجعفر محمد بن علی علیهما السلام: كم الرّباط عندكم؟ قلت: اربعون. قال علیه السلام: لكن رباطَنا الدَّهر»؛ همان، ج8، ص‌381، ح 576.

[67]. علامه مجلسی، مرآه العقول، ج 26، ص‌586.

[68]. نك: جوادی آملی، موعود موجود، (چاپ اول: قم، اسراء، 1387)، ص‌166.

[69]. محمد علی زم، جمهوری جهانی شیعه(چاپ اول، تهران: كتاب جمهور، 1384)، ص‌93.

[70]. «... فاسعوا الیه و لو حبوا و الله كأنّی انظر الیه بین الرُّكنِ والمقام یبایع الناس»؛ موسوی اصفهانی، مكیال المكارم، (چاپ پنجم، قم، مسجد جمكران، 1380)، ج 2، ص‌184.

[71]. «... فجدّوا و انتظروا هنیئاً لكم ایتّها العصابه المرحومه»؛ نعمانی، پیشین، ص‌108.

[72]. صحیفه نور، ج7، ص255.

[73]. محمد رضا حكیمی، خورشید مغرب، چاپ بیست و پنجم، قم. انتشارت دلیل ما، 1382، ص284 (به نقل از مجله سخن، دوره 20، ص126).

[74]. نك: نگارنده، آینده جهان،‌ ص‌20 و 21.

[75]. «مثله مثل الساعه الّتی لا یجلّیها لوقتها الّا هو ثقلت فی السماوات و الأرض لاتأتیكم الابغته»؛ اعراف(7): 187.

[76]. شیخ صدوق، كمال‌الدین و تمام النعمه، قم، دارالكتب الاسلامیه، چ2، 1395ق، ج 2، ص‌373.

 

منبع : انتظار بهار 1388 شماره 28

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن