دوشنبه, 04 بهمن 1395 ساعت 09:41
خواندن 965 دفعه

نقد دیدگاه و عملکرد جریان قرآنیان شیعه

درآمد
در نیمه دوم قرن سیزدهم هجری در رویارویی با پیشرفت­‌های خیره‌ کننده غرب و تهاجم همه­‌ جانبه استعمار به کشورهای اسلامی[۱]جریان­‌هایی در ایران شکل گرفت که برخی دینی[۲] و برخی غیردینی[۳] بودند. یکی از این جریان‌ها که باهدف اتحاد امت اسلامی و با شعار بازگشت به قرآن و دوران طلایی چهل سال اول اسلام شکل گرفت؛ «جریان قرآنیان شیعه»[۴] است. طرفداران این جریان که قرآن را در بخش اعتقادات کافی و بی­ نیاز از سنت می­‌دانستند[۵] چشم خود را بر روی بخش وسیعی از روایات بستند و سنت را به‌ طورجدی مورد نقد قراردادند. ازآن‌جا که یکی از مهم‌ترین اهداف شکل‌گیری این جریان، دعوت امت اسلامی به اتحاد[۶] و در نتیجه بازگشت به شوکت اولیه اسلام[۷] و بهترین وسیله برای تحقق این امر، بازگشت به قرآن بود[۸]؛ انتقاد ایشان بیشتر به آن بخش از عقاید و شعائر شیعه بازمی‌گشت که از نظر ایشان برای تحقق امر وحدت زیان‌بار به نظر می­‌رسید به همین علت عقایدی مانند امامت، شفاعت، توسل، رجعت و شعائری مانند عزاداری، زیارت و ساخت حرم و گل‌دسته و گنبد و روایاتی که در این زمینه واردشده بود به‌ شدت از سوی ایشان موردانتقاد قرار گرفت. در این مقاله ضمن معرفی کوتاه قرآنیان شیعه، شعار کفایت قرآن از سوی ایشان مورد نقد و بررسی قرار می­‌گیرد.
مهم‌ترین چهره­‌های قرآنیان شیعه
سید اسدالله میراسلامی معروف به خرقانی اولین کسی است که با شعار بازگشت به قرآن، شکل‌گیری جریان قرآنیان شیعه را در ایران رقم زد. پس از او چهره­‌های دیگری همچون: محمدحسن صنعت سنگلجی، علی‌اکبر حکمی زاده، میرزا یوسف شعار تبریزی، عبدالوهاب فرید تنکابنی، سید ابو فضل برقعی، حیدرعلی قلمداران، دکتر سید صادق تقوی و سید مصطفی حسینی طباطبایی این راه را پی گرفتند.

کفایت قرآن از دیدگاه قرآنیان
یکی از عمده­‌ترین علل نامیده شدن قرآنیان غیر شیعه به این نام، دیدگاه آنان در مورد کفایت قرآن با شعار «حسبنا کتاب الله» و بی­ نیازی آن از سنت است. از دیدگاه آنان هر آنچه از امور دینی مورد نیاز انسان است در قرآن ذکرشده و چیزی از آن فروگذار نشده است؛ بنابراین جایی برای سنت باقی نمی­‌ماند و نیازی به آن نیست. این دیدگاه در بین قرانیان مصر، پاکستان، هند و اصولاً قرآنیان غیر شیعه به یک اصل ثابت و اساسی تبدیل‌شده است و تقریبا همه آنان با اندکی اختلاف به این اصل پایبندند.[۹] اما دیدگاه قرآنیان شیعه در این زمینه تا حدودی متفاوت است و به‌ جرات می­‌توان گفت در بین قرآنیان شیعه، کسی که به‌ کفایت قرآن به‌ ­طور مطلق و بی ­نیازی کلی آن از سنت اعتقاد داشته باشد وجود ندارد. با بررسی مجموع نظرات قرآنیان شیعه در این زمینه می­‌توان به این نتیجه رسید که از دیدگاه آنان: بیان قرآن در بخش اعتقادات کافی است و نیازی به سنت ندارد و در بخش فروغ و احکام نیز برخی از احکام مانند وضو به‌ طور مفصل در قرآن ذکرشده است و نیازی به سنت ندارد و برخی مانند نماز به‌ صورت مجمل ذکر گردیده که تفصیل آن را باید از سنت آموخت.[۱۰] این دیدگاه را سید صادق تقوی به‌عنوان راهکاری برای اتحاد امت اسلامی بیان کرده است.[۱۱] دیگر قرآنیان شیعه نیز به مضامین مشابه[۱۲] ذکر کرده­‌اند.
بنابراین برخلاف دیگر قرآنیان که قرآن را به‌طور کامل بی­نیاز از سنت می­‌دانند و در تفسیرشان بیشتر بر روی روش تفسیری قرآن به قرآن و تفسیر لغوی و تأویل، تکیه می­‌کنند؛ قرآنیان شیعه تنها قرآن را در بخش اعتقاداتکافی، قابل‌ فهم و بی ­نیاز از سنت می‌­دانند و آن را در بخش احکام و مجملات نیازمند به سنت می­ شمارند؛ بنابراین، دیدگاه کفایت قرآن ازنظر قرآنیان شیعه کلیت ندارند و تنها شامل آیات اعتقادی می­‌گردد و بر همین اساس در تفاسیر ایشان علاوه بر روش­‌های فوق از سنت و اقوال صحابه و تابعین نیز استفاده‌شده است.

 نقد دیدگاه قرآنیان شیعه
گرچه آیات در برخی از موضوعات اعتقادی همچون توحید، نبوت و اصل معاد، محکم، صریح و روشن است اما در برخی از موضوعات نیز همچون رؤیت خداوند، کرسی، جبر و اختیار، قضا و قدر و برخی از صفات خداوند، متشابه است؛ و این موضوع خود سبب ایجاد اختلافات و مذاهب مختلف عقیدتی از قبیل مجسمه، مشبهه، جبریه، قدریه و … در بین مسلمانان گردیده و جود این اختلافات عقیدتی خود بهترین شاهد بر متشابه بودن آیات و نیاز آن به سنت است.
ممکن است گفته شود که اختلاف روایت در این موضوعات، باعث بروز اختلافات عقیدتی گردیده است. در پاسخ به این اشکال می­‌توان گفت: این سخن در صورتی قابل‌بررسی است که بین خود قرآنیان در موضوعات عقیدتی اختلافی وجود نداشته باشد؛ بنابراین، وجود اختلافات عقیدتی در بین قرآنیان – که تنها منبع عقیدتی خود را قرآن می­‌دانند – بهترین دلیل است بر اینکه علت بروز اختلافات عقیدتی تنها به اختلاف روایات بازنمی‌گردد. بلکه اختلاف‌ سلیقه‌ها در برداشت از قرآن نیز می­‌توانند به بروز آن‌ها منجر شود.
میان قرآنیان شیعه در برخی از مسائل اعتقادی از قبیل: اصل امامت، مهدویت، شفاعت، عزاداری و زیارت با شیعیان اختلاف دارند، وحدت نظری وجود ندارد و خود نیز در این زمینه گرفتار اختلاف شده‌­اند؛ به‌ عنوان نمونه برخی از آن‌ها در عزاداری را از مظاهر شرک می­‌دانند،[۱۳] درحالی‌که برخی دیگر، همین مراسم عزاداری را بهترین وسیله برای گسترش جهان اسلام و شیوع مذهب بر حق شیعه معرفی می­‌کنند.[۱۴] بنابراین وجود چنیناختلافاتی در عقاید قرآنیان که تنها منبع عقیدتی خود را قرآن می­ دانند خود بهترین دلیل است بر این­که قرآن در بخش اعتقادات هم به سنت نیازمند است.
اشکال دیگری که به قرآنیان شیعه در این زمینه (کفایت قرآن دربخش اعتقادات) وارد است این‌ که: به چه دلیل در بهره­‌گیری از روایات، قرآن را به دو بخش احکام و اعتقادات تقسیم کرده و در بخش اول آن را نیازمند سنت و در بخش دوم بی ­نیاز از آن دانسته­‌اند؟ آیا خود قرآن چنین تقسیم‌بندی را به ایشان آموخته است یا اثری از آن در روایات یافته­‌اند؟ یا این‌که احساس کرده‌­اند که تمام آیات اعتقادی قرآن ساده و برای همه قابل‌ فهم است و نیازی به توضیح و تفسیر روایی ندارد؟ اگر چنین است پس این‌همه انشعابات و اختلافات مذهبی از کجا پدید آمده است و چرا خود قرآنیان هم در این زمینه­‌ها باهم اختلاف دارند؟ چطور قرآن شیعه، سنت را در بخش احکام و مجملات می­‌پذیرند و در بخش اعتقادات کنار می­‌گذارند درحالی‌که منبع صدور همه این روایات یکی است؟ آیا واقعاً مباحث توحیدی مطرح‌شده در سنت پیامبر -صلی‌الله‌علیه‌وآله- و خطبه­‌های علی -علیه‌السلام- چیزی به ایمان مؤمنان نمی­‌افزاید؟ قطعاً خطبه‌­های پیامبر گرامی اسلام -صلی‌الله‌علیه‌وآله- و امام علی مرتضی -علیه‌السلام- در بالا بردن سطح ایمان افراد بسیار مؤثر بوده است. به‌عنوان نمونه ابن ابی الحدید معتزلی در شرح نهج‌البلاغه می­‌گوید: «من به همه آنچه انت­ها به آن سوگند یاد می­‌کنند سوگند می­‌خورم که از پنجاه سال پیش تاکنون بیش از هزار بار این خطبه را خوانده­‌ام[۱۵] و هرگز نشده آن را بخوانم مگر آنکه در درونم لرزش و ترس موعظه­‌ای تازه پیداشده است. این کلمات به‌ شدت در دل‌ وجانم تأثیر گذاشته و اعضا و جوارحم را به لرزه افکنده است…»[۱۶] او همچنین در رابطه با یکی دیگر از خطبه­‌های نهج‌البلاغه گفته است: «این خطبه[۱۷] به‌گونه‌ای است که اگر بر کافر زندیقی که سخت منکر رستاخیز و قیامت است خوانده شود قلب او را به لرزه درمی‌­آورد و اعتقادش را متزلزل می­‌سازد.[۱۸]»

نهج البلاغه‌ی امیرالمؤمنین -علیه‌السلام-
البته آنچه مسلم است این‌که آیات هدایت قران برای ایجاد حداقل ایمان در دل افراد، بدون نیاز به سنت، کافی و اثرگذار است؛ اما نقش مکمل سنت در تفسیر همین دسته از آیات و توانایی آن در بالا بردن درجات ایمان افراد را به‌هیچ‌وجه نباید نادیده گرفت.

نقد عملکرد قرآنیان شیعه
لازمه دیدگاه کفایت قرآن (در بخش اعتقادات) این است که اولاً: مباحث اعتقادی را به‌ سادگی بتوان بدون نیاز به سنت و هیچ‌گونه شرح و تفسیری از قرآن آموخت. ثانیاً: برداشت همه مخاطبان، خوانندگان و شنوندگان قرآن از آیات اعتقادی باید یکسان و مشابه باشد؛ چون اختلاف برداشت­‌ها نشانگر قابلیت حمل آیات بر معانی مختلف است که لازمه آن نیاز به شرح معتبری همچون سنت است. ثالثاً: خود قرآنیان با توجه به این دیدگاهشان نباید در موضوعات اعتقادی کتابی نوشته یا در شرح و تفسیر مباحث اعتقادی به سنت متوسل شده باشند.
اما در مقام عمل می­‌بینیم که هیچ‌یک از این لوازم تحقق‌نیافته است؛ چون اولاً: در قرآن آیاتی با موضوع مباحث اعتقادی وجود دارد[۱۹] اما که بدون شرح و تفسیر سنت، مقصود واقعی از آن روشن و مشخص نمی­ شود.
ثانیاً: برداشت همه­‌ی مخاطبان و خوانندگان قرآن از آیات اعتقادی یکسان و مشابه نبوده است. پس اگر اخلافی در برداشت­‌های آنان از آیات اعتقادی وجود داشته باشد نشانگر قابلیت حمل این آیات بر معنای مختلف و نیاز این آیات به شرح معتبری همچون سنت است. به‌عنوان نمونه یکی از مباحث اعتقادی که در بین قرآنیان مورد اختلاف است بحث شفاعت است به‌گونه‌ای که برخی از قرآنیان به‌طورکلی شفاعت را در آخرت انکار کرده­ و در دنیا به معنی استغفار گرفته‌­اند[۲۰] و برخی تحقق آن را برای انسان منتفی دانسته[۲۱] و برخی دیگر وجود شفاعت را به اذن خداوند پذیرفته‌­اند.[۲۲]
نمونه دیگر که قرآنیان شیعه در آن گرفتار اختلاف شده‌­اند مبحث امامت است به‌ گونه‌ای که برخی از آن‌ها در رد امامت و به‌­ویژه مهدویت کتاب نوشته­‌اند[۲۳] و برخی دیگر ضمن اشاره به نسب امام از طرف خداوند و عصر ظهور، امام زمان -عجّل‌الله‌ تعالی‌ فرجه‌ الشّریف- را حجت منتظر خوانده است.[۲۴] بنابراین نمی­‌توان پذیرفت که قرآن در تمام مباحث اعتقادی بی­نیاز از سنت است. بله آیات هدایتی قرآن در ایجاد حداقل ایمان در دل افراد بدون نیاز به سنت مؤثر است؛ اما نیز برخی از آیات اعتقادی به سنت را نمی­‌توان نادیده گرفت؛ علاوه بر این­که سنت در رابطه با تمام آیات قرآن می­‌تواند نقش مبین و مکمل ایفا کند.
ثالثاً: قرآنیان به دیدگاه خود در موضوع کفایت قرآن در بخش اعتقادات پایبند نبوده‌­اند و در مورد آیات اعتقادی و مباحثی همچون توحید[۲۵]، نبوت، معاد[۲۶]، شفاعت[۲۷] و … توسط خرقانی، سنگلجی، برقعی، حسینی طباطبایی، قلمداران و دیگر قرآنیان کتاب­‌هایی نوشته‌شده یا در برخی کتاب­‌ها فصل­‌هایی اختصاص‌یافته است. ایشان علاوه بر این در کتاب‌­هایی که به‌طور ویژه پیرامون مباحث اعتقادی نگاشته­‌اند از سنت برای شرح مباحث اعتقادی کمک گرفته‌­اند از جمله: سنگلجی کتابی با عنوان «توحید عبادت» تألیف کرده و در آن ضمن بیان انواع توحید و اقسام شرک با کمک سنت به شرح و تفسیر آیات مربوطه پرداخته است! او در این کتاب بحث جداگانه‌­ای هم به‌عنوان تفسیر توحید و یکتاپرستی دارد[۲۸] از دیگر قرآنیان هم فرید تنکابنی کتابی به‌عنوان «اسلام و رجعت» و قلمداران کتاب­‌های جداگانه­‌ای در باب خلافت و امامت و شفاعت نگاشته‌­اند که موضوع همه­‌ی آن‌ها مباحث عقیدتی است . حسینی طباطبایی هم در کتاب «راهی به‌سوی وحدت» بحثی با عنوان حل اختلاف در شئون وحی قرار داده و در آن پیرامون این دو اصل از اصول دین و حل اختلاف مسلمانان در باب توحید وحی با کمک روایات به شرح و تفسیر آیات قرآن پرداخته است![۲۹] برقعی هم کتابی با عنوان «اصول دین ازنظر قرآن» دارد که در آن ضمن تفسیر آیات اعتقادی قران، اصول دینی متفاوت با نوع رایج آن در بین مسلمانان ارائهکرده است. این­ها نمونه­‌هایی از تألیفات قرآنیان پیرامون مباحث اعتقادی است و باید از ایشان پرسید اگر آیات قرآن در بخش اعتقادات کافی و بی­ نیاز است چرا شما پیرامون این موضوعات، کتاب نوشته و در شرح مباحث از آن سنت بهره گرفته­‌اید؟! آیا این کار شما نشانه نیاز این آیات یا نیاز مخاطبان شما به شرح و توضیح نبوده است؟!

نمونه­‌های عدم پایبندی قرآنیان به دیدگاه خود
اکنون به ذکر دو نمونه از عدم پایبندی قرآنیان شیعه به دیدگاه خود پیرامون کفایت قرآن در بخش اعتقادات، می‌­پردازیم:
نمونه اول: سنگلجی در کتاب «توحید عبادت» پس از ذکر آیات مربوط به شفاعت و توضیح آن، روایتی از امام باقر -علیه‌السلام- در رد شمول شفاعت برای همه گنه‌­کاران[۳۰] و روایتی نیز از پیامبر اکرم -صلی‌الله‌علیه‌وآله- در مورد کسانی که مشمول شفاعت می­‌گردند[۳۱] آورده است. قلمداران نیز در بحث شفاعت ضمن تأویل معنای شفاعت به استغفار، روایتی از امام باقر -علیه‌السلام-[۳۲] و در ادامه روایات دیگری از شیعه[۳۳] و سنی[۳۴] در تأیید[۳۵] این مطلب آورده است. این کار قرآنیان شیعه برخلاف دیدگاه آنان است.
نمونه دوم: حسینی طباطبایی در بحث روئیت خداوند، در تفسیر آیه شریفه
 «قَالَ یَا إِبْلِیسُ مَا مَنَعَکَ أَن تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِیَدَیَّ أَسْتَکْبَرْتَ أَمْ کُنتَ مِنَ الْعَالِینَ»[۳۶]
 ضمن مجازی دانستن معنای «ید» به سخنان برخی از صحابه که در تأیید این معنا در تفسیر طبری گزارش‌شده اشاره می­‌کند.[۳۷]
او همچنین در تأیید معنای مجازی «وجه» برای خداوند به روایتی از حضرت علی علیه السلام استشهاد می‌­کند که آن حضرت در پاسخ به مردی مسیحی که از وجه خداوند سؤال کرد، آتشی تهیه و از او سؤال می­‌کنند وجه این آتش کجاست [۳۸] و مرد مسیحی پاسخ قطعی دریافت می­‌کند.[۳۹]
همچنین یوسف شعار، در تفسیر آیه «إِلَی رَبِّهَا نَاظِرَه» [۴۰] ضمن مجاز دانستن معنای آیه برای تأیید این دیدگاه خود از ابیات و شعر و عرب و فرهنگ لغت بهره برده است.[۴۱]
بنابراین نتیجه می­‌گیریم که برخی از آیات قرآن به‌گونه‌ای است که قابلیت برداشت­‌های مختلف را دارد و این قابلیت باعث به وجود آمدن اختلافات عقیدتی در بین مسلمین گردیده است. اگر گفته شود اشکال قابلیت حمل آیات بر معانی مختلف بدوی است و در صورت مراجعه به دیگر آیات محکم و بررسی آن‌ها در کنار هم اختلاف برطرف می­‌شود؛ در پاسخ می­‌گوییم: این کاری است که ممکن است دانشمندان آگاه از علم تفسیر در بخشی از آیات بتوانند انجام دهند اما عامه مردم چه در عصر پیامبر -صلی‌الله‌علیه‌وآله- و چه در عصر حاضر، از انجام چنین کارهایی عاجز و ناتوان­‌اند و مسلماً در برخورد با چنین آیاتی ناگریز از پرسش و معنا و مقصود آیه از خود پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وآله- و علما بوده و هستند و این همان نیاز قرآن به سنت و عدم‌کفایت قرآن است. علاوه بر این‌که در بین خود علما و دانشمندان هم رویه یکسانی در برخورد با این آیات وجود ندارد و همین امر باعث بروز اختلافات عقیدتی در بین آنان شده و اختلاف علما و مفسرین شیعه و سنی در موضوع رؤیت خداوند از این قبیل است. همین موضوع (تشابه برخی آیات عقیدتی) باعث شده که قرآنیان برخلاف دیدگاه خود (کفایت قرآن در بخش اعتقادات) ناگریز به توضیح و تفسیر این آیات شده و در توضیح آن از روایات و اقوال صحابه و کتاب­‌های شعر و لعنت عرب استفاده کرده‌­اند.
 
پی‌نوشت
[۱]. (روشن‌ضمیر، محمدابراهیم / جریان شناسی قران بسندگی / ص۵۵).
[۲]. (شمیم، علی‌اصغر / ایران در دوره سلطنت قاجار / ص ۲۶۵- راوندی، مرتضی / تاریخ اجتماعی ایران / ج ۸ / ص ۵۳۶).
[۳]. (رونه دالمانی، هانری / سفرنامه / از خراسان تا بختیاری / متن ص ۱۱۰۴).
[۴]. (قرآنیان نامی است که از همان زمان­ها بر این گروه اطلاق می­شده است و به نظر می­رسید که خودشان این نام را بر خود اطلاق کرده باشند؛ به‌عنوان‌مثال، کسروی، دریکی از کتاب­های خود به نام قرآنیان نام‌برده است که به نظر او پیرامون محمد بن عبدالوهاب هستند. نک: کسروی، احمد در پیرامون اسلام / ص ۳۲).
[۵]. (تقوی، سید صادق / یک روش جدید و علمی برای از بین بردن کلیه اختلافات جزئی مسلمانان / صص ۴-۷ _ سنگلجی، محمدحسن (شریعت) / کلید فهم قرآن / صص ۴۰-۴۱ _ فرید تنکابنی، عبدالوهاب / اسلام چنانکه بود / ص ۱۵_ شعار یوسف ص ۸ _ برقعی قمی، سید ابو فضل / تابشی از قرآن / ج ۱ / ص ۱۹).
[۶]. (تقوی، سید صادق / یک روش جدید و علمی برای از بین بردن کلیه اختلافات جزئی مسلمانان / صص ۴-۷).
[۷]. (خرقاتی، سید اسدالله / محو الموهوم و صحو المعلوم _ غلامحسین نور محمدی خمسه پور / مقدمه / صص ۱۶-۱۷ و ۳۴-۳۵).
[۸]. (همان، صص ۱۸ و ۱۹).
[۹]. (الهی بخش / خادم حسین / القرانیون و شبهاتم حول السنه / ص ۲۶۵).
[۱۰]. (تقوی / سید صادق / یک روش جدید و علمی برای از بین بردن کلیه اختلافات جزئی مسلمانان / ص ۴-۷).
[۱۱]. (همان).
[۱۲]. (از جمله سنگلجی / محمدحسن (شریعت) / کلید فهم قرآن / صص ۴۰ و ۴۱ _ فرید تنکابنی / عبدالوهاب اسلام چنانکه بود / ص ۱۵ _ شعار، یوسف / تفسیر آیات مشکله _ برقعی قمی، سید ابو فضل / قرآن برای همه / صص ۴۶ و ۵۱ _ برقعی قمی، سید ابو فضل / تابشی از قران / ج ۱ / ص ۱۹).
[۱۳]. (قلمداران / شاهره اتحاد / ص ۲۸۵).
[۱۴]. (ممقانی / شیخ اسدالله / مسلک امام / صص ۴۴-۴۵).
[۱۵]. (شریف رضی / نهج‌البلاغه / خطبه ۲۲۱).
[۱۶]. (ابن ابی الحدید معتزلی / شرح نهج‌البلاغه ابنابی الحدید / ج ۱۱ / صص ۱۵۳-۱۵۴).
[۱۷]. (شریف رضی / نهج‌البلاغه / خطبه ۱۰۹ / ص ۳۳۸).
[۱۸]. (ابن ابی الحدید معتزلی / شرح نهج‌البلاغه / صص ۲۰۲ و ۲۰۳).
[۱۹]. (همچون روئیت خداوند، کرسی / جبر و اختیار / قضا و قدر و برخی از صفات خداوند که به شکل‌گیری فرقه­هایی همچون مجسمه جبریه مفوضه و … منجر شده است).
[۲۰]. (قلمداران / حیدر علی / بحث شفاعت / تصحیح اسحاق دبیری / صص ۵۴-۵۶ / همو / قلمداران / ارمغان آسمان در بیان عوامل و علل ارتقاء و انحطاط مسلمانان / ص ۲۶۴).
[۲۱]. (قلمداران در کتاب بحث شفاعت خود می­گوید: «در کتاب مجید آسمانی ما هیچ آیه و اشاره­ای به شفاعت انسانی برای انسانی اعم از پیامبر و غیر پیامبر نیامده و آن را ثابت نکرده است؛ و تمام آیاتی که در آن کلمه شفاعت آمده است اعم از نفی و اثبات درباره بتان که خدایان مشرکین بودند یا فرشتگان که مدبر و متصرف درباره­ای از شئون خلقت و امور مأذونۀ آسمان و زمین هستند می­باشد و ین دو طایفه بتان و فرشتگان هیچ‌کدام انسان نیستند که درباره انسان شفاعت کنند پس با دقت و تأمل و تعمق در آیات شریفه معلوم می­شود که هیچ انسانی برای انسانی شفیع نخواهد بود»،نک: قلمداران / بحث شفاعت / ص ۴۷).
[۲۲]. (شعار، یوسف / تفسیر آیات مشکله / ص ۴۲ / سنگلجی / توحید عبادت صص ۱۳۳ و ۱۴۰ _ خرقانی / سید اسدالله محو الموهوم و صحو المعلوم / صص ۲۲۹ و ۲۳۰).
[۲۳]. (کتاب بررسی علمی در احادیث مهدوی).
[۲۴]. (مسلک الامام فی سلامۀ الاسلام / صص ۵ و ۱۳ و ۱۴).
[۲۵]. (به‌عنوان مثال، تفسیر خرقانی در مورد اینکه آیه «لَو کَانَ فِیهِمَا ءالِهَه إِلَّا اللهُ لَفَسَدَتَا فَسُبحَانَ اللهِ رَبِّ العَرشِ عَمَّا یَصِفُونَ» (انبیا / ۲۲) راجع به توحید است. نک: خرقانی / محو الموهوم و صحو المعلوم / ص ۳۰۱).
[۲۶]. (به‌عنوان مثال، سنگلجی در انتهای کتاب کلید فهم قرآن، بخشی را به توحید نبوت، معاد در قرآن در رابطه ب اصول دین پرداخته است. نک: سنگلجی / کلید فهم قران / صص ۲۰۱، ۲۰۸، ۲۳۰).
[۲۷]. (به‌عنوان مثال قلمداران کتابی با عنوان شفاعت تألیف و در آن به تفسیر آیات قرآن پرداخته است).
[۲۸]. (نک: سنگلجی / توحید عبادت / ص ۱۹).
[۲۹]. (نک: حسین طباطبایی / مصطفی / راهی به‌سوی وحدت اسلامی / صص ۳۱-۹۴ و ۹۵-۱۵۵).
[۳۰]. (سنگلجی / توحید عبادت / ص ۱۳۹).
[۳۱]. (همان / ص ۱۴۰).
[۳۲]. (قلمداران / بحث شفاعت / ص ۴۷).
[۳۳]. (همان / صص ۴۸-۵۱).
[۳۴]. (همان / ص ۵۱-۵۳).
[۳۵]. (استدلال او به این روایات در تأیید تأویل شفاعت به استغفار نیز محل اشکال است اما چون از محدوده بحث ما خارج است از پرداختن به آن خودداری می­کنیم).
[۳۶]. (ص ۷۵).
[۳۷]. (حسینی طباطبایی / بازنگری در معانی قرآن / ص ۲۲۹).
[۳۸]. (حسینی طباطبایی / مصطفی / راهی به‌سوی وحدت اسلامی / ص ۴۳).
[۳۹]. (این روایت و پرسش مرد مسیحی خود تأییدی است بر اینکه برخی از آیات قران متشابه و نیازمند سنت است).
[۴۰]. (قیامت / ۲۳).
[۴۱]. (شعار / یوسف تفسیر آیات مشکله / صص ۴۷ و ۴۸).
 
منبع
نشریه‌ی معارف  / ش ۱۰۷ / ص ۷  الی ۹٫

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن