یکشنبه, 09 ارديبهشت 1397 ساعت 17:39
خواندن 88 دفعه

نقش غائی امام در نظام آفرینش (2)

نقش غایی امام در نظام خلقت از منظر روایات
در روایات بسیاری است كه زمین، هیچ گاه از حجّت خداوند خالی نخواهد بود و اگر لحظه ای حجت خدا در زمین نباشد، اهلش را فرو خواهد برد و ساكنانش نابود خواهند شد. در این روایات، گاهی كلمه «حجت» به كار رفته و گاهی كلمه «امام» كه مقصود، یك چیز است؛ زیرا امام، همان حجت خداوند در زمین است كه گاهی در جایگاه پیامبر الهی، بشر را رهبری می كند و گاهی در جایگاه وصی و جانشین پیامبر الهی.
امیر المؤمنین علیه السلام فرموده است :
«زمین، هیچ گاه از حجت الهی خالی نبوده و نخواهد بود، آن حجت خداوند یا ظاهر و مشهور است یا غایب و مستور» (مجلسی، بی تا: ج23، ص45-48).
امام باقر علیه السلام نیز فرموده است: «از زمان آدم تاكنون، هیچ گاه زمین از امامی كه مردم را به سوی خدا هدایت كند، خالی نبوده است. پس از این هم بدون حجت الهی بر بندگانش باقی نخواهد ماند» (مجلسی، همان: ص22).

روایات درباره ضرورت وجود امام و حجت الهی در زمین بسیار است.[10] در این احادیث، بر این نكته تأكید شده است كه اگر زمین، لحظه ای بدون حجت الهی و امام باشد، اهلش را فرو خواهد برد.
در شرح این احادیث، چند وجه گفته شده است :
الف. مقصود، این است كه زندگی مردم، بدون وجود امام و حجت الهی، دچار هرج و مرج و فساد و تباهی خواهد شد؛ زیرا نبود امام عادل و منصوب از جانب خداوند، به این است كه یا اصلاً امام و رهبری وجود نداشته باشد كه در این صورت، گرفتاری جامعه به فساد و هرج و مرج روشن است، یا پیشوای ستمكار یا جاهل خواهد بود كه در این صورت نیز جامعه بشری، دچار فساد و تباهی خواهد شد.[11]
ب. این كه اگر امام و حجّت الهی در زمین نباشد، زمین اهلش را فرو خواهد برد، كنایه از این است كه انسان ها هلاك شده و از بین می روند؛ یعنی زمین، حقیقتاً ساكنان خود را فرو نمی برد؛ بلكه مردم، در اثر جنگ و نزاع و فساد و تباهی، نابود می شوند.[12]
ج. زمین، حقیقتاً اهلش را فرو خواهد برد؛ زیرا غرض اصلی از آفرینش زمین، زندگی انسان ها است و زندگی انسان ها نیز بدون وجود امام و حجت الهی، فاقد ویژگی های ارزشی و اخلاقی خواهد بود؛ در نتیجه، وجود زمین بدون وجود امام و حجت الهی، فلسفه و غرض اصلی خود را از دست خواهد داد و به وضع اصلی خود باز خواهد گشت؛ یعنی آب، سراسر آن را فرا خواهد گرفت و سكونت در آن، ممكن نخواهد بود.[13]
صدر المتألهین معتقد است این احادیث، بر دو مطلب دلالت می كنند؛ یكی این كه مردم، در مسایل و مصالح دینی و دنیایی خود، به امام و حجتی از جانب خداوند نیاز دارند، و بدون وجود امام و حجت الهی، زندگی مادی و معنوی آنان، دچار اختلال و فساد و تباهی خواهد شد. دیگری این كه حیات و بقای زمین، وابسته به وجود امام و حجت الهی است؛ زیرا وجود او، علت غایی وجود زمین است.
در نتیجه چون وجود معلول، بدون وجود علت غایی محال است، وجود زمین نیز بدون وجود امام و حجت الهی محال خواهد بود؛ زیرا امام علیه السلام فرموده است «لو أن الإمام رفع من الأرض ساعه، ماجت بأهلها كما یموج البحر بأهله (كلینی، 1388: ج1، ص502)؛ اگر امام، لحظه ای از زمین برداشته شود، زمین مانند دریایی كه با امواجش اهلش را فرو می برد، ساكنانش را فرو خواهد برد».
نبود امام ـ حتی برای یك لحظه ـ در صورتی باعث نابودی ساكنان زمین خواهد شد كه وجود امام كه انسان كامل است، علت غایی آن باشد؛ چون وجود معلول، بدون وجود علت غایی حتی در یك لحظه نیز محال است؛ اما اگر تنها فلسفه وجود امام، هدایت مردم در مسایل و مصالح دنیایی و دینی آنان باشد، نبود وجود امام در یك لحظه، چنان پیامدی نخواهد داشت.[14]
تبیین علیت غایی امام برای جهان ـ چنان كه صدرالمتألهین شرح كرده است ـ این است كه موجودات از نظر كمال و نقص وجودی، دارای مراتب گوناگونی هستند. پایین ترین مرتبه وجود، مربوط به مواد عنصری و زمینی است كه در عین این كه از لطافت وجودی، بسیار فاصله دارد، قابلیت تحول و تكامل وجودی برای رسیدن به لطافت و كمال وجودی را دارد. اراده حكیمانه خداوند بر این تعلق گرفته است كه این مواد عنصری، مسیر تكامل را طی كرده و به غایات خود، یعنی مراتب كمال وجودی نایل شوند.
بر این اساس، در مسیر تكامل موجودات كه بر اساس علیت غایی تحقق می یابد، هر موجود كه مقام وجودی بالاتری دارد، غایت وجود پایین تر از خود می باشد. بدین ترتیب، زمین را برای گیاه آفرید، و گیاه را برای حیوان، و حیوان را برای انسان. از آن جا كه میان افراد انسان نیز مراتب كمال و نقص وجود دارد، كامل ترین انسان را غایت وجود دیگر افراد انسان قرار داد كه در حقیقت، غایت دیگر موجودات پایین تر از انسان نیز می باشد و او همان انسان كامل و صاحب مقام امامت است.
بنابراین، زمین و آنچه در آن است، به سبب امام آفریده شده است و هر چیز برای چیز دیگری آفریده شده باشد، هرگاه موجود دیگر (غایت) وجود نداشته باشد، شیء اول هم وجود نخواهد داشت؛ پس اگر امام كه غایت آفرینش زمین و موجودات زمینی است وجود نداشته باشد، زمین و موجودات زمینی وجود نخواهد داشت (صدرالمتألهین، 1383: ج2، ص487 ـ 488).
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت علیهم السلام علل غایی جهان
در احادیثی كه از طریق شیعه و اهل سنت روایت شده است، وجود پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم غایت آفرینش به شمار آمده است؛ چنان كه حدیث قدسی «لولاك لما خلقت الافلاك؛ اگر تو نبودی آسمان ها را نمی آفریدم» (مجلسی، بی تا: ج15، ص28) بیانگر این مطلب است.
در روایاتی آمده است كه خداوند، خطاب به حضرت آدم علیه السلام فرمود: «محمد صلی الله علیه و آله و سلم محبوب ترین خلق نزد من است. اگر مرا به حق او بخوانی، تو را می آمرزم و اگر محمد صلی الله علیه و آله و سلم نبود، تو را نمی آفریدم» (صافی، 1380: ج2، ص30).
در حدیث دیگری روایت شده است كه خداوند، خطاب به حضرت عیسی علیه السلام فرمود :
به محمد صلی الله علیه و آله و سلم ایمان بیاور و هر یك از امت خود كه او را درك خواهد كرد، دستور بده به او ایمان آورد؛ زیرا اگر محمد صلی الله علیه و آله و سلم نبود، آدم را نمی آفریدم و اگر محمد صلی الله علیه و آله و سلم نبود، بهشت و دوزخ را نمی آفریدم (همان).
در روایات دیگری نیز آمده است كه خداوند، جهان را به سبب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت او علیهم السلام آفریده است. شیخ صدوق از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روایت كرده است كه به امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: « ای علی! اگر ما نبودیم، خدا آدم و حوا و بهشت و دوزخ و آسمان و زمین را نمی آفرید».[15]
این مطلب، نه تنها در احادیث شیعی، بلكه در احادیث اهل سنت نیز آمده است؛ چنان كه رافعی، از عالمان معروف، در حدیثی طولانی روایت كرده است كه خداوند متعال به آدم علیه السلام فرمود :
اینان (=محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام ) پنج تن از فرزندان تو هستند. اگر آنان نبودند، تو را نمی آفریدم. اگر آنان نبودند، بهشت و دوزخ و عرش و كرسی و آسمان و زمین و فرشتگان و انس و جن را نمی آفریدم (صافی گلپایگانی، همان: ج2، ص24).
اشكال :

در روایات مربوط به غایت آفرینش، نوعی تعارض و ناسازگاری دیده می شود؛ زیرا از یك سو، وجود پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم یگانه غایت آفرینش جهان به شمار آمده است و از سوی دیگر، وجود اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم كنار وجود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم غایت آفرینش شناخته شده اند؛ با این كه در بحث پیشین و با استناد به روایات، وجود پیامبران و اوصیای آنان در طول تاریخ بشر، غایت و فلسفه آفرینش جهان قلمداد شده است.
پاسخ :

میان روایات پیشین، ناسازگاری وجود ندارد؛ زیرا غایات یاد شده در روایات، در عرض یك دیگر نیستند؛ بلكه در طول یك دیگرند؛ یعنی در درجه اول، حجت های الهی ـ اعم از پیامبران و اوصیای آنان ـ غایت های آفرینش ـ به ویژه نسبت به طبیعت ـ می باشند و در درجه بالاتر، وجود اهل بیت معصوم پیامبر علیهم السلام غایت و فلسفه وجود عالم و حتی پیامبران و اوصیای آنان به شمار می روند و در عالی ترین مرتبه، وجود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم غایت و فلسفه همه موجودات می باشد.
توضیح این مطلب، این كه غایت وجودی، با كمال وجودی ملازمه دارد؛ یعنی آنچه از كمال وجودی بالاتر برخوردار است، غایت وجودی موجود پایین تر از خود می باشد، تا برسد به موجودی كه در سلسله آفریده ها، عالی ترین مرتبه وجودی را دارد. او غایت همه آفریده های پایین تر از خود خواهد بود و سرانجام همه غایت ها به خداوند منتهی می شود كه از برترین مرتبه وجودی برخوردار و غایت الغایات است.
نتیجه
هرگاه امام از چنین جایگاه و نقش تكوینی در عالم برخوردار باشد، تدبیر و هدایت جامعه بشری نیز زیبنده او خواهد بود؛ زیرا حكمت الهی هماهنگی نظام تشریع و تكوین را اقتضا می كند. بدین سبب است كه خداوند، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را در تدبیر امور مؤمنان از خود آنان برتر و سزاوارتر می داند: «النبی أولی بالمؤمنین من أنفسهم» این شأن پس از وی به عترتش اختصاص دارد؛ آنان كه چونان كشتی نوح در این امّت می باشند.


پی نوشت ها :
[10]. ر.ك: اصول كافی، ج1، كتاب حجت، باب: «أن الارض لاتخلو من حجه». در این باب، سیزده حدیث روایت شده است و در كمال الدین و تمام النعمه، ج1، باب22؛ در این باب حدود چهل حدیث نقل شده است. نیز در بحار الانوار. ج23، باب الاضطرار الی الحجه، حدود یكصد حدیث روایت شده است.
[11]. شرح الكافی، ملا صالح مازندرانی، ج5، ص126، پاورقی از میرزا ابوالحسن شعرانی. وی این نظریه را از سید مرتضی در كتاب الشافی نقل كرده است.
[12]. همان، این تفسیر، اولین وجهی است كه ملا صالح مازندرانی احتمال داده است. علامه مجلسی نیز گفته است: «بعید نیست كه مقصود از فرو رفتن زمین برچیده شدن نظام و نابودی اهل آن باشد»؛ (مجلسی، همان: ج23، ص21).
[13]. همان، این تفسیر دومین وجهی است كه ملا صالح مازندرانی احتمال داده است.
[14]. «دل هذا الحدیث علی ان وجود النبی صلی الله علیه و آله و سلم او الامامعلیهم السلام لیس بمجرد ان الخلق محتاجون الیه فی اصلاح دینهم و دنیاهم و ان كان ذلك امرا مترتبا علی وجوده ضروره بل انما قامت بوجوده الارض و من فیها لكون وجوده الكونی عله غائیه لوجودها فلا تقوم الارض و من فیها لحظه الا بوجود الانسان الكامل و ذلك لقوله «ساعه» ای لحظه اذ علی ذلك التقدیر لم یلزم من فرض عدمه ساعه بطلان الارض و اهلها»؛ (مازندرانی، همان: ج2. ص502).
[15]. «یا علی! لو لا نحن ما خلق الله آدم و لا حواء و لا الجنه ولا النار و لا السماء و لا الارض» (صدوق، 1416: ج1، ص5).


منابع :
ابراهیم مصطفی و دیگران، المعجم الوسیط، المكتبه الاسلامیه، استانبول، بی تا.
ابن منظور، محمدبن مكرم، لسان العرب، بیروت، دار صادر، 2000م.
بحرانی، ابن میثم، قواعد المرام، قم، كاسبه المرعشی، 1416ق.
بحرانی، سیدهاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، قم، دارالكتب العلمیه، 1406ق.
بحرانی، سیدهاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، قم، دارالكتب العلمیه، 1393ق.
ربانی گلپایگانی، علی؛ امامت در بینش اسلامی، قم، مؤسسه بوستان كتاب، 1386ش.
سیوطی، جلال الدین، الدرالمنثور، بیروت، دار احیاءالتراث العربی، بی تا.
شرتونی، سعید خوری، اقرب الموارد، قم، مكتبه المرعشی، 1403ق.
صافی گلپایگانی، لطف الله؛ امامت و مهدویت، قم، حضرت معصومه3، 1380ش.
صدوق، محمدبن علی بن الحسین، كمال الدین و تمام النعمه، قم، النشر الإسلامی، 1416ق.
ــــــــــــــــــــــــــــــــ، علل الشرایع، قم، مكتبه الداوری، 1385ق.
طوسی، نصیرالدین، شرح الارشادات، بی جا، دفتر نشر الكتاب، 1403ق.
كلینی، محمدبن یعقوب، اصول كافی، تهران، المكتبه الاسلامیه، 1388ق.
مازندرانی، ملا صالح، شرح اصول الكافی، بیروت، دارحیاء التراث العربی، 1421ق.
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، تهران، المكتبه الإسلامیه، بی تا.
محمدبن محمد عكبری (شیخ مفید)، النكت الاعتقادیه، قم، مجمع العالمی لاهل البیت، 1413ق.
معلوف، المنجد فی اللغه و الأعلام، بیروت، دار المشرق، 1973م.
ملاصدرا، محمد، اسفار الارسبه، تهران، انتشارات مصطفوی، بی تا.
ملاصدرا، محمدبن ابراهیم، شرح اصول الكافی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1383ش


منبع : مجله انتظار-علی ربانی گلپایگانی

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن