پنج شنبه, 25 آبان 1396 ساعت 15:31
خواندن 1027 دفعه

امام حسن مجتبی علیه السلام

حسن بن علی بن ابی طالب دومین امام شیعه و فرزند امام علی (علیه السلام) و حضرت فاطمه (سلام الله علیها) است که در ۳۷ سالگی به امامت و خلافت رسید و در سال ۴۱ه‍.ق. با معاویه صلح کرد. دوره حکومت وی شش ماه و سه روز بود. پس از صلح، به مدینه رفت و ده سال در مدینه بود تا اینکه به شهادت رسید و در مدینه در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.


عهده داری دو وظیفه سنگین امامت و خلافت، و ایفای نقشی حائز اهمیت در ایجاد و حفظ همبستگی میان مسلمانان و جلوگیری از افتراق، که در نهایت منجر به تن دادن امام به صلح با معاویه شد، تصویری کلی از شخصیت استوار و بردبار وی به دست می دهد. دوران خلافت و صلح امام با معاویه از مهم ترین رخدادهای حیات ایشان و نیز صدر اسلام بود که هم در زمان خود اسباب اتحاد گشت و هم به مثابه آموزه ای دینی-اخلاقی در طول تاریخ مسلمانان، خاصه شیعیان، بر چگونگی رویکرد به برخی مفاهیم اساسی مانند اقتدار، جنگ و صلح، تأثیر نهاد.
 

نسب، کنیه و لقب ها
حسن بن علی بن ابی طالب، مشهور به امام حسن (علیه السلام)، دومین امام شیعیان و فرزند ارشد امام علی (علیه السلام) و حضرت فاطمه (سلام الله علیها) دختر پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) است.[۱]
کنیه وی ابومحمد و مشهورترین لقبش «مجتبی» است؛ القاب دیگری نیز دارد: تقی، طیب، زکی، سید، سبط. پیامبر وی را "سید" نامید.[۲]
 

ولادت و شهادت
امام حسن(علیه السلام) در شب یا روز نیمه ماه رمضان سال سوم هجری در مدینه به دنیا آمد.[۳] البته شیخ کلینی در کافی با نقل روایتی ولادتش را سال دوم گزارش کرده است.[۴]
وی در ماه صفر سال ۵۰ق. در ۴۸ سالگی توسط همسرش جعده دختر اشعث بن قیس به شهادت رسید.[۵] طبرسی روز درگذشت را ۲۸ صفر ذکر کرده است.[۶]
 

نامگذاری
بنابر روایات، هنگام تولد امام حسن محتبی، خدا به جبرئیل فرمود برای محمد (صلی الله علیه و آله) پسری متولد شده، به نزد وی رو، سلام و تهنیت رسان و بگو: به راستی که علی نزد تو به منزله هارون است نسبت به موسی؛ پس او را به نام پسر هارون نامگذاری کن. جبرئیل آمد و از سوی خدا به پیامبر (صلی الله علیه و آله) تهنیت گفت و اظهار داشت: خداوند تو را مأمور کرده که او را به نام پسر هارون نام بگذاری. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) پرسید: نام پسر هارون چیست؟ عرض کرد: «شبّر». فرمود: زبان من عربی است. گفت: نامش را «حسن» بگذار، و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) او را حسن نامید.[۷]
 

همسران و فرزندان
فرزندان امام حسن ۸ پسر و ۷ دختر بودند:
• زید و دو خواهرش ام الحسن و ام الحسین. مادر این سه ام بشیر دختر ابی مسعود عقبه بن عمرو بود.
• حسن بن حسن. مادرش خوله دختر منظور فزاری بود.
• عمرو و دو برادرش قاسم و عبدالله. مادرشان کنیز بود.
• عبدالرحمن. مادرش کنیز بود.
• حسین که به اثرم ملقب بود، و برادرش طلحه و خواهر این دو فاطمه. مادرشان ام اسحق دختر طلحه بن عبیدالله تیمی است.
• ام عبدالله و فاطمه و ام سلمه و رقیه دختران آن حضرت که از مادرهای مختلف بودند.[۸]


برخی منابع تاریخی به ازدواج ها و طلاق هایی از امام حسن(علیه السلام) اشاره کرده اند که حتی در شمار آنها هم اختلاف است؛ موضوعی که براساس روایات متفاوت، پذیرش یا رد آن نه ممکن است و نه کاهنده یا فزاینده ارزشی تاریخی است. گفته شده است طرح این مبحث بیشتر دارای جنبه های فرقه ای و تقابل های سیاسی زمان معاویه است؛ اگرچه بسیاری از پژوهشگران و عالمان هم در نقد خود بر این روایات، نشانه های برخی خطاها در سند و محتوای آنها را یاد کرده اند.[۹] این نکته نیز قابل توجه است که اطلاعات موجود در منابع دینی، مبهم و غالبا بدون یادکرد نام همسران آن معصوم است. در این میان تنها نام جعده دختر اشعث بن قیس که طبق روایات اسباب مسموم شدن حضرت را فراهم کرد، مشخص است. به رغم ابهام در نام همسران، درباره فرزندان امام، هماهنگی تقریبی و همسانی نسبی در منابع وجود دارد و بر همین اساس می توان نام مادران آنها را نیز شناسایی نمود؛ از جمله خوله دختر منظور بن زبّان فرازی، ام بشیر دختر عقبة بن عمرو خزرجی، ام اسحاق دختر طلحه بن عبیدالله تمیمی، حفصه نوه ابوبکر، و هند دختر سهیل بن عمرو.[۱۰]
 

فضیلت امام حسن(علیه السلام) نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله)
در منابع شیعی و سنی روایات قابل توجهی درباره شأن و جایگاه امام حسن مجتبی(علیه السلام) نزد پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) وجود دارد. براء گوید: پیامبر(صلی الله علیه و آله) را دیدم که حسن بن علی روی دوشش بود و در آن حال می گفت: خدایا من دوستش می دارم، تو نیز او را دوست بدار.[۱۱] در حدیثی دیگری وارد شده است که پیامبر(صلی الله علیه و آله) در حالی که حسن و حسین را بر پای خود نشانده بود فرمود: این دو پسران من و پسران دختر من هستند، خدایا من دوستشان دارم، پس تو نیز دوستشان بدار، و دوست بدار کسی را که آنها را دوست دارد.[۱۲]
در حدیث دیگری نقل است که پیامبر(صلی الله علیه و آله) در شأن امام حسن(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) فرمود: «حسن و حسین دو سرور جوانان بهشت اند»؛[۱۳] و نیز فرمود: «این دو فرزندم دو گل خوشبوی من از دنیا هستند؛»[۱۴] «حسن و حسین[۱۵] (یا این دو فرزند من)[۱۶] امام هستند خواه قیام کنند یا صلح کنند؛» «اگر عقل در مردی مجسّم می شد همانا حسن بود.»[۱۷]
 

دوران خلفای سه گانه
گزارش هایی درباره اعتراض امام حسن به خلفای ثلاثه وجود دارد . به عنوان نمونه سیوطی در تاریخ الخلفا آورده است: «روزی امام حسن در سنین کودکی بر ابوبکر وارد شد در حالی که وی بر فراز منبر سخن می گفت. حضرت بر او بانگ زد و با اعتراض بدو گفت: از منبر پدرم پایین بیا. ابوبکر در پاسخ گفت: به خدا راست گفتی، این منبر پدر توست نه پدر من.»[۱۸]
همچنین درباره حضور امام حسن(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) در جنگ های منتهی به فتح ایران اختلاف نظر وجود دارد. برخی معتقدند امام حسن(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) در این جنگ ها حضور نداشته اند [۱۹] و گزارش هایی که بنابر آنها امام حسن در جنگ با ایرانیان حضور داشته، مبنای تاریخی استواری ندارند. با این حال در برخی از روایات تاریخی از حضور امام حسن(علیه السلام) در برخی جنگ ها سخن به میان آمده است.[۲۰]
در انتقال خلافت از عمر به خلیفه بعدی و تشکیل شورایی که در نهایت به انتخاب عثمان به عنوان خلیفه سوم انجامید، درخواست عمر از امام حسن(علیه السلام) برای حضور در این شورای شش نفره به عنوان شاهد، از اهمیت بالایی برخوردار است؛ این امر از سویی به جایگاه اجتماعی آن حضرت به مثابه یکی از اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) اشاره دارد و از سوی دیگر، از موقعیت فردی وی نزد انصار و مهاجران خبر می دهد.[۲۱]
زمانی که عثمان، ابوذر را به ربذه تبعید کرد دستور داد کسی او را مشایعت نکند و با او سخن نگوید، و امر کرد مروان بن حکم او را از مدینه بیرون کند. به همین دلیل، هنگامی که ابوذر از مدینه بیرون می شد کسی جرأت همراهی او را نداشت؛ با این حال، امام علی(علیه السلام) و برادرش عقیلو حسن و حسین(علیهماالسلام) و عمار یاسر برای مشایعت او حاضر شدند و او را بدرقه نمودند.[۲۲]
در زمان شورش گروه های مردمی علیه خلیفه سوم، چنانکه در برخی روایت های تاریخی آمده است، امام علی(علیه السلام) برای حفظ اسلام بر آن بود تا از عثمان محافظت شود تا مبادا شورشیان پرحرارت، وی را به قتل رسانند. او به همین دلیل فرزندان خود را به خانه خلیفه وقت روانه کرد تا از سلامت وی اطمینان یابد؛ البته مقابله با شورشیان چندان دشوار بود که در نهایت عثمان کشته شد. گفتنی است اختلاف روایی در منابع این مبحث در ذکر جزئیات بسیار است.[۲۳]
 

در زمان امامت حضرت علی(علیه السلام)
امام حسن(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) همراه پدرشان در جنگ های جمل، صفین و نهروان شرکت داشتند.[۲۴]
 

جنگ جمل
هنگامی که ابوموسی اشعری فرماندار کوفه با فرستادگان امام علی(علیه السلام) برای مقابله با شورش داخلی (برپاکنندگان جنگ جمل) همکاری نکرد، امام علی فرزند خود امام حسن را به همراه عمار یاسر با نامه ای به کوفه اعزام کرد. آن حضرت با سخنرانی خود در مسجد کوفه توانست حدود ده هزار نفر را به میدان جنگ علیه ناکثین بکشاند.[۲۵]
امام حسن قبل از جنگ جمل سخنرانی کرد[۲۶] و امیرالمؤمنین وی را در این جنگ به میمنه (سمت راست) سپاه فرستاد.[۲۷] برخی گفته اند که در این جنگ، حضرت علی(علیه السلام) به محمد حنفیه فرمود: این نیزه را بگیر و جمل [منظور شتر عایشه است که عده بسیاری در مقابل آن کشته شدند] را پی کن. محمد حنفیه رفت و از شدت تیرباران بازگشت. پس از او حسن نیزه را گرفت و شتر را پی کرد.[۲۸]
 

جنگ صفین
در جنگ صفین هنگامی که امام علی(علیه السلام) رزم او را دید برای محافظت از جان او و برادرش حسین(علیه السلام)،دستور داد تا آنان را به عقب برگردانند. امام علی(علیه السلام) فرمود: «پسرانم را از جنگ باز دارید که از به خطر افتادن جان آن دو بیم دارم و می ترسم نسل رسول خدا(صلی الله علیه و آله) قطع شود».[۲۹] در این جنگ، وقتی معاویه جنگیدن امام حسن را دید، کوشید تا وی را با وعده هایی از میدان به در کند. به همین منظور، عبیدالله بن عمر ـ فرزند کوچک خلیفه دوم را به میدان جنگ فرستاد تا امام حسن(علیه السلام) را با وعده خلافت از میدان به در کند. وقتی عبیدالله، امام مجتبی(علیه السلام) را مشغول کارزار دید، نزدیک رفت و گفت: «با تو کاری دارم». امام دست از جنگ کشید و نزدیک آمد. عبیدالله پیشنهاد معاویه را به امام رسانید. امام با تندی فرمود: گویی می بینمت که امروز یا فردا کشته خواهی شد، ولی شیطان فریبت داده و این کار را برایت زیبا نموده است تا روزی که زنان شام بر جنازه ات بگریند. به زودی خدا بر زمینت می زند و جنازه ات را با صورت به خاک می کشد. عبیدالله به سوی خیمه گاه بازگشت. معاویه با دیدن حالت او، خود به جواب پی برد و گفت: "او پسر همان پدر است".[۳۰]
حضرت علی برای جلوگیری از وقوع فتنه و اختلاف بعد از جریان حکمیت، فرزندش امام حسن را فراخواند تا با سخنرانی و با بیان دلیل و برهان، واقعیت امر را بر مردم آشکار کند و امام حسن نیز چنین کرد.[۳۱]
نامه سی و یکم نهج البلاغه وصیت نامه اخلاقی معروف امام علی(علیه السلام) به امام حسن(علیه السلام) است که در بازگشت از صفین در منطقه ای به نام "حاضرین" نوشته شده است.
 

دوران امامت
امام حسن مجتبی(علیه السلام)، در شامگاه روز جمعه ۲۱ رمضان سال ۴۰ه‍.ق. که امام علی(علیه السلام) به دست ابن ملجم مرادی به شهادت رسید، مسئولیت هدایت و امامت مسلمانان را عهده دار شد و مردم کوفه گروه گروه با وی بیعت نمودند. وی کارگزاران و امرا را منصوب کرد و عبدالله بن عباس به فرمان وی زمامدار بصره شد.[۳۲]
 

دلایل امامت
حدیث «ابنای هذان امامان قاما او قعدا/این دو پسرم [حسن و حسین]، امام هستند خواه قیام کنند یا نکنند»[۳۳] از پیامبر(صلی الله علیه و آله) دال بر امامت امام حسن(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) است.
امام علی(علیه السلام) به فرزندش حسن وصیت نمود و حسین و محمد حنفیه و تمام فرزندان و سران شیعه و خاندان خویش را بر وصیت خود گواه گرفت آن گاه کتاب و سلاح را به حسن سپرد و به او فرمود: پسرم! رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) به من فرمان داده تا تو را وصی خود قرار دهم و کتب و سلاحم را به تو بسپارم همان گونه که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مرا وصی خود قرار داد و کتب و سلاح خویش را به من سپرد و به من دستور داد به تو فرمان دهم هرگاه نشانه های مرگ را در خود دیدی این امانتها را به برادرت حسین بسپاری.[۳۴]
 

تعامل با معاویه
جنگ با معاویه
هنگامی که معاویه از شهادت امام علی(علیه السلام) با خبر شد و فهمید که مردم با فرزند وی بیعت کرده اند دو نفر را برای جاسوسی و تحریک مردم علیه امام حسن به بصره و کوفه فرستاد. امام حسن دستور داد هر دو را دستگیر و به کیفر رسانند. بین امام حسن(علیه السلام) و معاویه نامه هایی رد و بدل شد و در این نامه ها امام استحقاق خود به خلافت را ثابت کرد.[۳۵]
معاویه به بسیج لشکریان خود پرداخت و با نامه هایی به کارگزارانش از آنان خواست در جنگ با عراق وی را همراهی کنند. وی پیشروی خود به سوی عراق را آغاز کرد و خود شخصاً فرماندهی لشکریان را بر عهده گرفت و ضحاک بن قیس فهری را در پایتخت جانشین خود قرار داد. تعداد ۶۰۰۰۰ سرباز و به گفته ای بیش از این مقدار، معاویه را همراهی می کردند.[۳۶]
امام حسن(علیه السلام)، حجر بن عدی را فرستاد تا امیران نواحی را فرمان دهد و مردم را به جهاد دعوت کند. دعوت شدگان، نخست سستی نشان دادند ولی سرانجام به راه افتادند.[۳۷] امام(علیه السلام)، قیس بن سعد بن عباده به سوی شام فرستاد و خود به مدائن رفت. لیکن هر روز حادثه تازه ای در اردو پدیدار می شد. یکی از روزها خبر دادند قیس را کشته اند. با پخش این خبر شورش در لشکریان برخاست. مردم به خیمه امام خود ریختند و آنچه در خیمه بود به غارت بردند، تا آن جا که زیرانداز را از پای او کشیدند و بدو حمله بردند و ران او را با کلنگی شکافتند.[۳۸]
امام حسن(علیه السلام) با دیدن چنین نافرمانی و بلکه گستاخیها، مقاومت را بی فایده دید. روشن بود که اگر در مخالفت با معاویه ایستادگی می کرد و به لشکر (اگر لشکری به گرد او می ماند) فرمان پیشروی می داد از مدائن نگذشته می گریختند. سرانجام امام حسن(علیه السلام) با معاویه پیمان صلح بست.[۳۹]
 

صلح با معاویه
امام حسن(علیه السلام):
«بخدا سوگند که آنچه ما را از جنگ با شامیان بازداشت نه شک بود و نه پیشیمانی، بلکه [قبلاً] جنگ ما با شامیان با سلامت [فکر] و پایداری بود، اما [اکنون] دشمنی، سلامت را ربود و بیتابی، پایداری را؛ و شما [کوفیان] در آغاز کارتان در صفین، دینتان را بر دنیاتان مقدم می داشتید، ولی امروز دنیاتان را بر دینتان مقدم می دارید.» تحف العقول، ص۲۳۴.
بَلاذُری می نویسد: معاویه سفیدنامه ای را که پایان آن مهر زده بود نزد حسن(علیه السلام) فرستاد تا آنچه خواهد بنویسد و او چنین نوشت:
این صلحنامه حسن بن علی و معاویة بن ابی سفیان است، با او صلح می کند که ولایت مسلمانان را بدو بسپارد بدان شرط که:
1. به کتاب خدا و سنت پیامبر و سیرت خلفاء صالح رفتار کند.
2. کسی را ولیعهد خود نسازد و پس از او کار با شورای مسلمانان باشد.
3. مردم هر جا باشند بر جان و مال و فرزندان خود ایمن خواهند بود.
4. معاویه نباید در نهان و آشکار غائله ای علیه حسن(علیه السلام) برپا کند و یا کسی از یاران او را بترساند.
عبدالله بن حارث و عمرو بن سلمه بر این صلحنامه گواهند.[۴۰]
با شروط تعیین شده توسط امام حسن(علیه السلام)، در نیمه نخست سال ۴۱ق، معاهده صلح امضا شد[۴۱] ولی معاویه به رغم پذیرش آنها، در نخستین حضورش در کوفه -که برای ملاقات دو سپاه معین شده بود- با ایراد خطبه برای مردم، همه عهود خود را زیرپانهاده تلقی کرد. وی ضمن آنکه امام حسن(علیه السلام) را خواستار صلح معرفی نمود، به امام علی(علیه السلام) هم ناسزا گفت. امام حسین(علیه السلام) قصد پاسخ دادن کرد، اما برادرش او را بر حذر داشت و خود در خطبه ای، وصفی کلی از موضوع معاهده و پیشنهاد صلح معاویه را برای مردم شرح داد و سپس با بیانی شیوا در پاسخ به بی حرمتی به پدرش، به مقایسه اصل و نسب خود با معاویه پرداخت؛[۴۲] این عمل وی بسیار بر معاویه گران آمد.[۴۳]
 

پس از صلح تا شهادت
امام حسن بعد از صلح به مدینه رفت و در آنجا مرجعیت علمی، دینی، اجتماعی و سیاسی داشت. ایشان در قبال معاویه و طرفدارانش در مدینه و دمشق موضع گرفت و با معاویه مناظراتی داشت که طبرسی آنها را در کتاب احتجاج آورده است.[۴۴]
 

شهادت

مرقد امام حسن مجتبی(علیه السلام) در قبرستان بقیع


 

معاویه چند بار قصد داشت امام حسن را با سم به شهادت رساند ولی موفق نمی شد.[۴۵] در نهایت کسی را نزد جعده دختر اشعث بن قیس (همسر امام حسن) فرستاد که من تو را به همسری پسرم یزید درخواهم آورد به شرط آنکه تو حسن را زهر دهی و صد هزار درهم نیز برای او فرستاد. وی امام را مسموم کرد و معاویه پول را به او داد ولی او را به همسری یزید در نیاورد.[۴۶]
وقتی امام حسین جنازه برادر را به سمت مرقد رسول خدا به حرکت در آورد تا با جد خویش تجدید عهد نماید، عایشه، مروان و همراهانش از طائفه بنی امیه [که می پنداشتند آنها قصد خاکسپاری وی کنار قبر پیامبر(صلی الله علیه و آله) را دارند] مسلح به پیش آمدند که مانع دفن وی کنار پیامبر(صلی الله علیه و آله) شوند. چیزی نمانده بود که میان بنی هاشم و بنی امیه درگیری ایجاد شود که ابن عباس مانع درگیری شد. بدین ترتیب، جنازه امام حسن را به بقیع انتقال داده و در جوار جده اش فاطمه بنت اسد، به خاک سپردند.[۴۷]
ابوالفرج اصفهانی گزارشی را نقل می کند که در آن عایشه بر استری سوار شده و مانع دفن امام حسن(علیه السلام) در کنار پیامبر(صلی الله علیه و آله) می شود. بر همین اساس به وی گفتند روزی بر قاطر سوار شدی و روزی بر جمل [۴۸]
 

ویژگیها و فضایل
نوشتارهای اصلی: اهل البیت علیهم السلام، اصحاب کسا، مباهله، آیه تطهیر، و حدیث ثقلین
امام حسن شبیه ترین مردم به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) درخوی، رفتار و سیادت بود.[۴۹] از پیامبر(صلی الله علیه و آله) نقل شده است که خطاب به وی فرمود: ای حسن، تو از جهت آفرینش (صورت) و اخلاق (سیرت و رفتار) شبیه من هستی.[۵۰]
امام حسن(علیه السلام) یکی از اصحاب کسا است[۵۱] و پیامبر(صلی الله علیه و آله) در جریان مباهله، او و برادرش امام حسین، حضرت علی و فاطمه(سلام الله علیها) را نیز به فرمان خدا، همراه خویش برد.[۵۲] آیه تطهیر فضیلتی بزرگ برای وی و سایر اهل بیت(علیه السلام) است.[۵۳]
امام حسن(علیه السلام) ۲۵ بار پیاده به حج رفت و سه بار مالش را در راه خدا تقسیم کرد به طوری که کفشش را بخشید و دمپایی را برای خویش نگه داشت.[۵۴]
 

مطالعه بیشتر
• زندگانی امام حسن(علیه السلام)، باقر شریف القرشی، ترجمه فخرالدین حجازی، انتشارات بعثت.
• رسول جعفریان حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، انتشارات انصاریان.
• تحلیلی از زندگانی سیاسی امام حسن مجتبی(علیه السلام)، سید جعفر عاملی، ترجمه محمد سپهری، انتشارات دفتر تلیغات اسلامی حوزه علمیه قم.
 

پانویس ها:
1. المفید، الارشاد،ج ۲ ص۳.
2. اربلی، کشف الغمه،ج ۲ ص۲۹۶.
3. مفید، الارشاد، ج۲، ص۳.
4. کلینی،اصول کافی، ج۲، ص۴۹۹.
5. کلینی، کافی ج۲، ص۵۰۱.
6. طبرسی،اعلام الوری، جلد ۱، ص۴۰۳.
7. صدوق، امالی، ص۱۳۴.
8. المفید، الارشاد، ج ۲، ص۱۶.
9. برای نمونه، نک:عقیقی، ۴/۵۲۳ به بعد؛ قرشی، ۱۴۱۳ق، ۲/۴۴۳ به بعد؛ مادلونگ، ۳۸۰-۳۸۷؛ به نقل حاج منوچهری، فرامرز، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج ۲۰، مدخل امام حسن(علیه السلام)، ص۵۴۵.
10. نک:یعقوبی، ۲۲۸/۲؛ المفید، الارشاد، ۲۰/۲؛ ابن صوفی، ۱۹به بعد؛ بخاری، سهل، ۵؛ ابن شهرآشوب، مناقب، ۱۹۲/۳؛ ابن عنبه، ۶۸؛ به نقل حاج منوچهری، فرامرز، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج ۲۰، مدخل امام حسن(علیه السلام)، ص۵۴۵.
11. بخاری، صحیح بخاری، جلد ۲، ص۴۳۲؛ سیوطی، جلال الدین، تاریخ الخلفاء، تحقیق: لجنة من الادباء، توزیع دار التعاون عباس احمد الباز، مکة المکرمة، ص۲۰۶.
12. سیوطی، جلال الدین، تاریخ الخلفاء، تحقیق: لجنة من الادباء، توزیع دار التعاون عباس احمد الباز، مکة المکرمة، ص۲۰۷.
13. صدوق، امالی، ص۳۳۳؛ سیوطی، جلال الدین، تاریخ الخلفاء، تحقیق: لجنة من الادباء، توزیع دار التعاون عباس احمد الباز، مکة المکرمة، ص۲۰۷.
14. مجلسی،بحار الأنوار، ج۳۷، ص۷۳؛ سیوطی، جلال الدین، تاریخ الخلفاء، تحقیق: لجنة من الادباء، توزیع دار التعاون عباس احمد الباز، مکة المکرمة، ص۲۰۷.
15. صدوق،علل الشرایع ج ۱ صفحه ۲۱۱
16. المفید، الارشاد ج ۲ ص۲۷
17. جوینی،فرائد السمطین، ج ۲ ص۶۸
18. سیوطی، تاریخ الخلفا، ص۸۰.
19. عاملی، تحلیلی از زندگی امام حسن مجتبی، ص۱۷۰.
20. ر.ک: دانشنامه بزرگ اسلامی، ج ۲۰، مدخل حسن(علیه السلام)، امام، ص۵۳۴.
21. ابن قتیبه،الامامة والسیاسة، به کوشش طه محمد زینی، قاهره، مؤسسة الحلبی، ج ۱، ص۳۰؛ ابن عبدالبر، یوسف، الاستیعاب، به کوشش علی محمد بجاوی، بیروت، ۱۴۱۲ق، ج ۱، ص۳۹۱؛ نیز نک: جوهری، احمد، السقیفه و فدک، به کوشش محمدهادی امینی، تهران، ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م، سراسر کتاب؛ به نقل دانشنامه بزرگ اسلامی، ج ۲۰، مدخل حسن(علیه السلام)، امام، ص۵۳۴.
22. مسعودی، مروج الذهب، ج۱، ص۶۹۸.
23. ابن قتیبه،الامامة والسیاسة، به کوشش طه محمد زینی، قاهره، مؤسسة الحلبی، ج ۱، ص۴۰ به بعد؛ بلاذری، احمد، انساب الاشراف، به کوشش محمدباقر محمودی، بیروت، ۱۳۹۴ق، ج ۲ صص ۲۱۶-۲۱۷؛ مالقی، محمد، التمهید و البیان، به کوشش محمدیوسف زاید، قطر، ۱۴۰۵ق، صص ۱۱۹، ۱۹۴؛ مقدسی، مطهر البدء و التاریخ، قاهره، مکتبة الثقافة الدینیه، ج ۵، ص۲۰۶؛ عاملی، جعفر مرتضی، الحیاة السیاسیة للامام الحسن، قم، ۱۳۶۳ش، ص۱۴۰ به بعد؛ به نقل دانشنامه بزرگ اسلامی، ج ۲۰، مدخل حسن(علیه السلام)، امام، ص۵۳۴.
24. الامین، السید محسن، اعیان الشیعة، ج ۲، حققه و اخرجه السید محسن الامین، بیروت: دارالتعارف للمطبوعات، ۱۴۱۸ق/۱۹۹۸م، ص۳۷۰.
25. جعفریان حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ص۱۲۴.
26. المفید، الجمل، ص۳۲۷
27. المفید، الجمل، ص۳۴۸.
28. القرشی، موسوعة سیرة اهل البیت، ج ۱۰(الامام الحسن بن علی(علیه السلام) ، تحقیق: مهدی باقر القرشی، قم: دارالمعروف، ۱۴۳۰ق/۲۰۰۹م، ص۴۰۳ پاورقی.
29. قرشی، حیاة الحسن، ص۲۱۹.
30. قرشی، حیاة الحسن، ص۲۱۸
31. قرشی، حیاة الحسن، ص۲۴۵
32. المفید، الارشاد، ص۳۵۰
33. المفید، الارشاد، قم: سعید بن جبیر، ۱۴۲۸ق، ص۲۹۰.
34. کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۲۹۷
35. المفید، الارشاد، ص۳۵۰.
36. قرشی، زندگانی امام حسن(علیه السلام)، ترجمه فخرالدین حجازی، صص ۳۳۵ـ۳۳۴.
37. المفید، الارشاد، ص۳۵۱.
38. شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ص۱۵۹.
39. شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ص۱۶۰.
40. بلاذری، انساب الاشراف، بیروت: دارالتعارف،۱۳۹۷ق، ج۳، ص۴۱-۴۲؛ شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ص۱۶۲.
41. خلیفه بن خیاط، تاریخ، به کوشش اکرم ضیاء عمری، دمشق/بیروت، ۱۳۹۷ق، ص۲۰۳.
42. طبری، ج ۴، صص ۱۲۴-۱۲۵، ۱۲۸-۱۲۹؛ ابوالفرج، ۴۵ به بعد؛ ابن شعبه ۲۳۲ به بعد؛ رسائل الامام حسن(علیه السلام)، به کوشش زینب حسن عبدالقادر، قاهره، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۱م، ص۲۹ به بعد؛ به نقل فرامرز حاج منوچهری، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج ۲۰، مدخل امام حسن(علیه السلام)، ص۵۳۸.
43. حاج منوچهری، فرامرز، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج ۲۰، مدخل امام حسن(علیه السلام)، ص۵۳۸.
44. طبرسی، الاحتجاج، ج ۲، صص ۶۵-۴۵.
45. المفید، الارشاد، ص۳۵۷؛ یعقوبی می نویسد: امام حسن(علیه السلام) هنگام مرگ به برادرش حسین(علیه السلام) گفت: ای برادر من این سومین بار است که مسموم می شوم و مانند این بار مسموم نشده ام و من امروز می میرم پس هرگاه درگذشتم مرا با پیامبر خدا دفن کن چه هیچکس به نزدیکی او سزاوارتر از من نیست مگر آنکه از این کار جلوگیری شوی که در آن صورت نباید به اندازه حجامتی خونریزی شود. تاریخ یعقوبی، ج2، ص154.
46. المفید،الارشاد ج ۲ ص۱۳
47. المفید، الارشاد، قم: سعیدبن جبیر، ۱۴۲۸ق، صص ۲۸۰-۲۸۱
48. فرزندان‏آل‏ابى‏طالب/ترجمه،ج‏1،ص:115
49. اربلی،کشف الغمه، ج۲، ص۲۹۰
50. مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۹۴.
51. صدوق،خصال، ج۲، ص۵۵۰؛ صدوق، عیون اخبار الرضا، آقا نجفی، ج۱، ص۵۵.
52. علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۱، ص۱۰۴؛ الزمخشری، الکشاف، ج۱، ص۳۶۸.
53. علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۱۹۳
54. السنن الکبری للبیهقی، ۴/۳۳۱، ترجمة الامام علی(علیه السلام) من تاریخ دمشق ص۱۴۲ ح ۲۳۶؛ به نقل از منتخب فضائل النبی و اهل بیته علیهم السلام من الصحاح الستة و غیرهما من الکتب المعتبرة عند اهل السنة، ص۲۷۹.
 

منابع:
• اصفهانی، ابوالفرج(م356)،فرزندان ابو طالب، ترجمه جواد فاضل، تهران، كتابفروشى على اكبر علمى،1339ش.
• العطاردی، عزیزالله، مسند الامام المجتبی، قم: عطارد، ۱۳۷۳ش.
• الحرانی، ابن شعبة، تحف العقول عن آل الرسول(صلی الله علیه و آله)، تحقیق، تصحیح وتعلیق: علی أکبر الغفاری، قم: مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۰۴ق-۱۳۶۳ش.
• المحمودی، نهج السعادة فی مستدرک نهج البلاغه، ج ۷، نجف: ۱۳۸۵ق/۱۹۶۵م.
• نرم افزار نورالسیره ۲، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی نور.
• العاملی، جعفر مرتضی، الحیاة السیاسیة للامام الحسن، قم، ۱۳۶۳ش.
• عاملی، تحلیلی از زندگی امام حسن مجتبی، مترجم: سپهری، انتشارات دفتر تبلیغات، ۱۳۷۶
• ابن صوفی، علی، المجدی، به کوشش احمد مهدوی دامغانی، قم: ۱۴۰۹ق/۱۹۸۹م.
• ابن عنبه، احمد، عمدة الطالب، به کوشش محمدحسن آل طالقانی، نجف: ۱۳۸۰ق/۱۹۶۰۱م.
• البخاری، سهل، سر السلسلة العلویة، به کوشش محمدصادق بحرالعلوم، نجف: ۱۳۸۱ق/۱۹۶۲م.
• جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، انتشارات انصاریان ۱۳۸۱
• قرشی، باقرشریف، حیاة الامام الحسن بن علی(علیه السلام): دراسة و تحلیل، بیروت: ۱۴۱۳ق/۱۹۹۳م.
• منتخب فضائل النبی و اهل بیته علیهم السلام من الصحاح الستة و غیرها من الکتب المعتبرة عند اهل السنة، تقدیم: محمد بیومی مهران، بیروت: الغدیر، ۱۴۲۳/۲۰۰۲.
• المفید، الجمل، ناشر مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۳۷۱
• الطبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، موسسة الاعلمی للمطبوعات بیروت، بی تا
• راضی یاسین، صلح الحسن، ترجمه سید علی خامنه ای، انتشارات گلشن چاپ سیزدهم ۱۳۷۸
• یعقوبی، تاریخ یعقوبی ترجمه محمد ابراهیم آیتی انتشارات علمی و فرهنگی ۱۳۶۲
• طبرسی، الاحتجاج انتشارات اسوه ۱۴۱۳ ه‍.ق
• شیخ صدوق، امالی، انتشارات کتابخانه اسلامی۱۳۶۲
 

منبع : ویکی شیعه

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن