سه شنبه, 09 تیر 1394 ساعت 12:00
خواندن 1174 دفعه

دولت اخلاقی از منظر امام علی علیه السلام - قسمت دوم - محمود یوسف وند

اشاره:
در بخش اول مقاله نویسنده ضمن ارائه تقسیم بندی سه گانه از دولت ها، تحت عنوان دولت مقید به اخلاق، دولت در کنار اخلاق و دولت حاکم بر اخلاق، دولت اخلاقی را از نگره اندیشمندان غربی مورد بررسی قرار داد. اکنون ادامه آن.
 

دولت اخلاقی مسلمانان:
جوهر اندیشه های سیاسی نزد متفکران مسلمان، مبتنی بر آموزه هایی است که از یک نظام منسجم دینی حاصل می آید. آیین اسلام، مجموعه ای از تعالیم قدسی است که در کلام وحی - قرآن از طرف خداوند به پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نازل گردیده است. در کنار قرآن به عنوان منبع اصلی، سنت نبوی و سنت امامان در آموزه های شیعی به عنوان منابع فرعی و سایر منابع نظیر عقل و اجماع به عنوان منابع مقوم، بنیادهای اندیشه سیاسی در اسلام را تشکیل می دهد. به رغم تفاوت های عمده ای که در آموزه های کلامی مذاهب گوناگون اسلامی وجود دارد، در بحث از دولت اخلاقی نزد آنان، نوعی قرابت فکری مشاهده می شود. این قرابت فکری حاصل پیوند وثیقی است که میان دین و اخلاق وجود دارد. بنابراین برای شناسایی معیار فضیلت اخلاقی و مسیرهای دست یابی به کمال انسانی، باید به متون مقدس و آموزه های دینی مراجعه شود. حال آن که اندیشه های غیردینی، عقل بشر را معیار شناخت خود قرار می دهند. درباره مناسبات دین و اخلاق و انگاره هایی که در این باره وجود نظرهای مختلفی ارائه شده است که به رغم تفاوت هایی که میان آنها وجود دارد، همگی از بن مایه های مشترکی برخوردارند.(1)در سنت فکری مسلمانان فرمان های اخلاقی، همان اوامر الهی اند که منشأ خوبی ها و کمالات و فضایل اخلاقی هستند و از بدی ها و رذایل نهی می کنند.
در میان دانشمندان مسلمان، امام خمینی(ره) در تاریخ اسلام، بزرگ ترین فیلسوف، فقیه، مرجع تقلید و عالم دینی است که از «حکومت اسلامی» در مرحله عمل و اجرای آن سخن گفته و به تأسیس دولتی با سازوکار جدید و مبتنی بر اخلاق و آموزه های دینی را اقدام نمود و شخصا رهبری آن را پذیرفت. دولت اسلامی در اندیشه امام خمینی تبلور و تحقق اسلام راستین است، از نظر امام همه هستی تحت ولایت حق تعالی و ولایت کلیه رسول الله و حکومت ظاهری در دنیا، شعبه ای از ولایت کلیه رسول الله(صلی الله علیه و آله) می باشد.(2) جمهوری اسلامی در ایران، حقیقتی از تحقق ولایت الهی و حکومت اسلامی است. در نگاه امام، دولت اخلاقی، دولتی است اسلامی که قوانین اسلامی را به اجرا در می آورد.(3)
از منظر امام، دولت اسلامی در حوزه سیاست خارجی دولتی آزاد و مستقل خواهد بود و مادام که دولت های دیگر در امور داخلی آن مداخله نکنند. می خواهد روابط دوستانه با همه کشورها داشته باشد.(4)
این دولت نباید با مردم طوری برخورد کند که آنها در خانه هایشان مطمئن نباشند، در زندگی، تجارت در کسب مطمئن نباشند. دولت اسلامی باید مردم را مطمئن کند، در آرامش باشند و ابداً نمی تواند که تأذی بکند به آنها و نباید تأذی بکند، و اگر یک کسی تأذی کرد تأیب خواهد شد.(5)
امام خمینی، نوید دولت اسلامی را می دهد که هدف ایجاد آن آدم سازی(6) معرفی خدا و اقامه عدل(7)تربیت انسان بر پایه ایمان به خدا(8) توأم با آزادی و امنیت و استقلال،(9) رفاه(10) رعایت حقوق مردم، ضایع نکردن حقوق مردم و تأکید بر «حیثیت انسان»(11) و عدالت اجتماعی(12) است.
کارکنان و کارگزاران دولت اسلامی باید معتمد مردم و متعهد به اسلام(13)، آگاه به قوانین(14)، عادل(15)، صالح(16)، امین(17)، متخصص، دانشمند و کاردان(18) و... باشند و علاوه بر اصلاح خود(19)، احکام شرعی را اجرا(20)، عامل به عدالت(21) و دارای رفتاری اسلامی(22) باشند.
در ادبیات سیاسی وی دولت به مثابه نهادی است که به نظم سیاسی مسلمین یاری می رساند و ارزش های فضیلت مدارانه در آن استخدام درآمده اند؛ بدون آن که دانش مورد نیاز تحول و اداره دولت مورد غفلت قرار گیرد. با این سرآغاز می توان تجربه دولت دینی در ایران را نمونه آرمانی از دولت اخلاقی در دنیای امروز معرفی نمود.
 

دولت اخلاقی از منظر امام علی(علیه السلام):
چنان که گذشت واژه دولت در متون دینی به معنای امروزی آن به کار نرفته، و در منابع شرعی، حکومت معنای عامی داشته که دولت را نیز شامل می شد. حضرت علی(علیه السلام) وجود حکومت و دولت را یک ضرورت (اجتماعی) می دانند(23)، زیرا در سایه وجود دولت انسان ها به رستگاری می رسند(24)، امور اجتماعی مردم استوار و در پرتو عزت پایدار آرام می گیرند. عدالت(25) و احکام الهی اجرا(26) می شود؛ مردم به کرامت انسانی و رستگاری با استحکام(27)، می رسند.
در رویکرد امام علی حکومت باید رضایت و خشنودی مردم را کسب نماید، زیرا خشم عمومی مردم خشنودی خواص را از بین می برد.(28)
در دولت علوی، حقوق مردم محترم و حدود الهی پاس داشته می شود. «امر به معروف» برای اصلاح توده های نا آگاه، «نهی از منکر» برای بازداشتن بی خردان از زشتی ها، «قصاص» را برای پاسداری از خون ها، «اجرای حدود» را برای بزرگداشت محرمات الهی، ترک «می گساری» را برای سلامت عقل، دوری از «دزدی» را برای تحقق عفّت، «امامت» را سازمان یافتن امور امّت و «فرمان برداری از امام» را برای بزرگداشت مقام رهبری واجب کرد.(29)
 

مهم ترین وظایف و توانایی های دولت اخلاقی امام علی(علیه السلام)
گرچه نمی توان مدعی بود که این نوشتار به همه وظیفه ها و توانایی های دولت اخلاقی امیرالمؤمنین(علیه السلام) پرداخته است، اما در مناسبات پیچیده اجتماعی، ضرورت ایجاد نظمی که در آن حیات بشری تداوم یابد، زندگی دارای معنا شود و سرانجام، سعادت و بهروزی انسان را فراهم آورد، آشکار می سازد. ایجاد چنین نظمی از وظایف دولت است.
بنابراین با زوال اعتماد، که پایه مشروعیت دولت ها را فرهم می سازد، سامان اجتماعی نیز به خطر می افتد. از این رو، دولت هادی و فضیلت محور اسلامی، برای رسیدن به چنین سامانی، تربیت اخلاقی انسان را مورد تأکید قرار می دهد.
همچنین از آنجا که مقاصد نهایی انبیا و اولیای الهی انسان سازی و تهذیب نفس، فراهم ساختن زمینه های تربیت الهی انسان است.(30) بنابراین چاره نداریم جز اینکه دستگاه های حکومتی عادل و صالح زمام امور را به دست گیرند.
همچنین به این دلیل که موظفیم شرایط اجتماعی مساعدی برای تربیت افراد مؤمن و با فضیلت فراهم سازیم. بنابراین، شاید بتوان گفت که موارد ذیل از اهمیت بیشتری برخوردارند:
 

برپایی عدالت اجتماعی
با نگاهی به مفهوم عدالت اجتماعی، به جایگاه پراهمیت آن در میان اندیشمندان سیاسی از دوران باستان تاکنون، پی خواهیم برد. به ویژه در قرن بیستم عدالت اجتماعی در کانون مباحث فلسفه سیاسی قرار گرفت. همین امر به فزونی مباحث در این باره و بی شماری تعاریف و پیچیدگی این مفهوم انجامیده است. رایج ترین تعریف عدالت، عبارت است: «اعطای حق به ذیحق یا عدم تجاوز به حق ذیحق».(31)
اجرای عدالت الهی، یکی از اهداف اساسی حکومت اسلامی به شمار می رود؛ همان هدف مهمی که انبیا و اولیای الهی در پیوند میان وظیفه عدالت و سعادت بشری، آن را بیان می کنند.
و در این دولت اخلاقی با برقراری عدالت به یک عدالت اجتماعی دست می یابند، عدالتی که در پرتو آن با تأسیس حکومت، آن هم حکومت عادلانه به ثمر برسد.
از اصول و وظایف دولت اخلاقی امام علی(علیه السلام)، رفتار مبتنی بر عدالت است. حضرت عدالت را به بهترین وجه تعریف نموده اند: «عدالت هرچیزی را در جای خود می نهد».(32)
در خصوص ضرورت استقرار عدالت می فرماید: «همانا روشنی چشم زمامداران، برقراری عدل در شهرها و آشکار شدن محبت مردم نسبت به رهبر است، که محبت دل های رعیت جز با پاکی قلب ها پدید نمی آید، و خیرخواهی آنان زمانی است که با رغبت و شوق پیرامون رهبر را گرفته، حکومت بارِ سنگینی را بر دوش رعیت نگذاشته باشد، و طولانی شدن مدت زمامداری بر ملت ناگوار نباشد.»(33)
ایشان در فرازهای زیبای شان عدالت را نقطه مقابل ظلم و ستم می دانند و می فرماید: «با خدا و با مردم و با خویشاوندان نزدیک و با افرادی که آنان را دوست داری، انصاف را رعایت کن، که اگر چنین نکنی ستم رواداشتی.»(34)
باز در جایی دیگر نتیجه ستم به رعیت، به آوارگی و بیداری کشاندن افراد و انجامیدن کار را به جنگ و مبارزه قلمداد می کنند(35) و می فرماید: «دولت داشتن چیزی در نزد تو، در حق میانه ترین و درعدل فراگیرترین... باشد.»(36)
حضرت، عدالت را امری فراگیر دانسته که باید نسبت به دشمن هم رعایت شود.(37)
 

عدالت از منظر حضرت امیر(علیه السلام) حوزه های مختلف اقتصاد و اجتماع را شامل می شود:
1. عدالت اقتصادی:
در این بخش، هیچ امتیازی برای کسی قائل نبود، ولو این که از اقوام نزدیک حضرت بودند.(38)
2. توزیع عادلانه بیت المال: «اگر اموال، مال خودم هم بود یکسان می بخشیدم تا چه رسد به آن که مال، مال خداست.
سپس فرمود: همان قطعاً بی جا بخشیدن، زیاده روی و اسراف است و چنین بخشنده ای در دنیا مشهور و صاحب نام و آوازه، ولی در آخرت بدبخت و زیردست خواهد بود. مردم او را احترام کنند، اما نزد خدا خوار و بی مقدار خواهد بود.
آدمی اگر مال خود را بی جا مصرف کند و به نااهلان دهد، خداوند از سپاس همان ها هم محرومش گرداند، و آنان دوست دیگری را برگزینند. تازه اگر روزی ورق برگردد و به کمک شان روی نیاز آورد، به راستی که بدترین و سرزنش کننده ترین دوست خواهند بود.»(39)
 

2. عدالت اجتماعی
حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) به کارگزاران دولت خویش امر می فرمودند که در نگاه هایشان و توزیع ثروت، عدالت را رعایت نمایند: «به خدا سوگند، اگر این املاک، کابین همسران و بهای کنیزکان هم گشته باشد، آن را به بیت المال برمی گردانم، که در عدالت گشایش است، و آن کس که «داد» بر او سخت آید، از «بیداد» به فریاد آید.»(40)
 

گزینش کارگزاران دولتی شایسته:
راز موفقیت یک دولت اخلاقی آن است که مدیران دولت از شایسته ترین افراد انتخاب شوند؛ و فرمان ها و توصیه های حضرت علی(علیه السلام) در انتخاب کارگزاران دولتی به شاخص های مهمی اشاره فرمودند؛ برخی از آن ها یادآوری می شوند: نصیحت پذیر، پای بند به حلال و حرام،(41) خدا را خشنود(42) و از کارهایی که کارگزاران را خشنود کند، و عموم مسلمانان را ناخوشایند سازد، از اسراف(43) بپرهیزد! خشمش را فرونشاند و هنگام قدرت ببخشد، در حکومت مدارا کند،(44) با مردم فروتن، در نگاه و رفتار با مردم مساوات و عدالت پیشه کند،(45) و کارگزاران دولتی از میان مردمی با تجربه و با حیا، از خاندانی پاکیزه و با تقوا در مسلمانی سابقه درخشانی دارند، انتخاب شوند، زیرا اخلاق آنان گرامی تر، و آبروی شان محفوظ تر و طمع ورزی شان کمتر، و خیانت نمی کنند.(46)
 

رفتار مهرآمیز با مردم:
«مهربانی با مردم را پوشش دل خویش قرار ده و با همه دوست و مهربان باش. مبادا هرگز، چونان حیوان شکاری باشی که خوردن آنان را غنیمت دانی؛ زیرا مردم دو دسته اند؛ دسته ای برادر دینی تو و دسته دیگر همانند تو در آفرینش می باشند.»(47)
حضرت در مورد رفتار با مشرکانی که در قلمرو دولت اسلامی زندگی می کنند به یکی از فرمانداران خویش چنین فرمودند: «از خشونت و قساوت و تحقیر کردن مردم و سنگدلی تو شکایت کردند... در رفتار با آنان، نرمی و درشتی را به هم درآمیز، رفتاری توأم با شدت و نرمش داشته باش، اعتدال و میانه روی را در نزدیک کردن یا دور کردن، رعایت کن.»(48)
 

تأمین امنیت و آسایش عمومی:
از آنجا که امنیت و احساس آسودگی خاطر، اهمیت فراوانی در زندگی بشر دارد، که هرگاه افراد مخیر به انتخاب یکی از دو امر امنیت و آزادی گردند، طبعاً مایلند آزادی را فدای امنیت کنند و جان و مال خود را از خطر و هلاکت نجات بخشند.(49) امنیت یکی از نعمت های الهی است که دولت اسلامی باید در ایجاد و تداوم آن کوشا بوده و همه انواع امنیت مانند امنیت اخلاقی، اقتصادی، قضایی، سیاسی اجتماعی، فرهنگی و معنوی را حفاظت نماید.
 

امنیت اقتصادی:
حضرت علی(علیه السلام) به کارگزاران جمع آوری مالیات می فرماید: در روابط خود با مردم انصاف داشته باشید و در برآوردن نیازهای شان شکیبا باشید.
«پس اینک شما را فرمان دهم که با مردم از درِ انصاف درآیید و در انجام نیازهاشان صبر و حوصله به خرج دهید، که شما خزانه دار مردم و نمایندگان آنها و سفیران دولت اسلامی هستید. زنهار که حاجت مندی را ناامید بر مگردانید و خواسته اش را بایگانی مکنید و در گرفتن مالیات «مته به خشخاش» مگذارید و تن پوش زمستانی و تابستانی و چارپایانی را که وسیله کارند و بردگان را حراج نکنید. کسی را به خاطر درهمی تازیانه نزنید. دست به مال کسی دراز ننمایید - چه مسلمان و چه آن که در پناه حکومت اسلامی باشد مگر آن که «اسبی» یا «سلاحی» را نزد آنان بیابید که بخواهند با آن بر مسلمانان حمله کنند، که راستی سزاوار نیست مسلمان این گونه ابزار را در اختیار دشمنان اسلام بگذارد تا سبب فر و شکوه دشمن شود. هرگز نصیحت و خیرخواهی را فرو مگذارید، و از برخورد نیکو با سپاهیان غافل مباشید. کمک و مساعدت را از مردم دریغ ننمایید. دین خدا را نیرو بخشید و آنچه بر شماست ادا کنید و واجب الهی را پاس دارید، زیرا خدای سبحان از ما و شما خواسته است که با تلاش خود او را سپاس گوییم و با تمام توان او را یاری کنیم، که نیرویی جز از خداوند بلند مرتبه بزرگ نیست.»(50)
«سپس سفارش مرا به بازرگانان و صاحبان صنایع بپذیر، و آنها را به نیکوکاری سفارش کن، بازرگانانی که در شهر ساکنند، یا آنان که همواره در سیر و کوچ کردن می باشند، و بازرگانانی که با نیروی جسمانی کار می کنند، چرا که آنان منابع اصلی منفعت و پدیدآورندگان وسایل زندگی و آسایش و آورندگان وسایل زندگی از نقاط دور دست و دشوار می باشند، از بیابان ها و دریاها، دشت ها و کوهستان ها، جاهای سختی که مردم در آن اجتماع نمی کنند، یا برای رفتن به آن جاها شجاعت ندارند. بازرگانان مردمی آرامند و از ستیزه جویی آنان ترسی وجود نخواهد داشت، مردمی آشتی طلبند که فتنه انگیزی ندارند. در کار آنها بیندیش چه درشهری باشند که تو به سر می بری، یا در شهرهای دیگر، با توجه به آنچه که تذکر دادم.
این را هم بدان که در میان بازرگانان، کسانی هم هستند که تنگ نظر و بدمعامله و بخیل و احتکار کننده اند، که تنها با زورگویی به سود خود می اندیشند. و کالا را به هر قیمتی که می خواهند می فروشند، که این سودجویی و گران فروشی برای همه افراد جامعه زیان بار، و عیب بزرگی بر زمامدار است. پس، از احتکار کالا جلوگیری کن، که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم - از آن جلوگیری می کرد، باید خرید و فروش در جامعه اسلامی، به سادگی و با موازین عدالت انجام گیرد، با نرخ هایی که بر فروشنده و خریدار زیانی نرساند، کسی که پس از منع تو احتکار کند، او را کیفر ده تا عبرت دیگران شود، اما در کیفر او اسراف نکن.»(51)
 

امنیت سیاسی - اجتماعی
امنیت سیاسی در هر جامعه ای به خاطر ضرورت حکومت و وجود دولت است، از این رو حضرت می فرماید: «در حالی که مردم به زمامداری نیک یا بد، نیازمندند، تا مومنان در سایه حکومت، به کار خود مشغول و کافران هم بهرمند شوند، و مردم در استقرار حکومت، زندگی کنند، به وسیله حکومت بیت المال جمع آوری می گردد و به کمک آن با دشمنان می توان مبارزه کرد. جاده ها امن و امان، و حق ضعیفان از نیرومندان گرفته می شود، نیکوکاران در رفاه و از دست بدکاران، در امان می باشند.»(52)
 

حمایت از آزادی های مشروع:
آزادی مانند مفاهیمی از قبیل خیر، سعادت و عدالت مفهومی بغرنج و پیچیده است. به نظر متفکران و فلاسفه آزادی حقیقی در تبعیت از یک نظم عقلانی و منطقی است، و به معنای توانایی انجام هر عملی است که با حقوق دیگران لطمه وارد نکند، آزادی یک نظم قانونی و یک عمل مسئولانه است؛ همان گونه که در ماده 4 اعلامیه مشهور حقوق بشر و شهروند فرانسه (مورخ 26 اوت 1789) آمده است: «آزادی عبارت است از توانایی انجام هرگونه عملی که به دیگری لطمه وارد نیاورد..» یعنی این که آزادی توأم با مسئولیت است.(53) بنابراین آزادی دو چیز است: اول این که انسان در معرض تعدی و تجاوز و مزاحمت دیگران نباشد و دوم این که بتواند هرچه را بخواهد انجام دهد به شرط آن که زیانی به حقوق دیگران وارد نیاید.(54)
چنین استنباط می گردد که واژه آزادی در معانی مختلف اخلاقی، سیاسی و حقوقی از سیره عملی حکومتی دولت علوی و در سخنان آن حضرت استفاده می شود البته از آن جا که آزادی سیاسی و حقوقی مربوط به رفتار دولت ها است از آنها بحث می شود، زیرا از لحاظ سیاسی، آزادی به مفهوم امکانات فرد از لحاظ حقوق مدنی، اجتماعی و سیاسی در برابر قدرت و جامعه می باشد. به لحاظ حقوقی نیز، آزادی یکی از حقوق اساسی فرد دانسته شده و ضمانت های اجرایی آن مورد توجه قرار می گیرد.(55)
به طور کلی حضرت علی(علیه السلام)، انسان را موجودی آزاد می دانند و این یکی از مبانی دینی آزادی انسان می باشد، تا آن جا که می فرمایند: «برده دیگری مباش، که خدا تو را آزاد آفریده است.»(56)
ایشان همچنین عزت انسانی را در گرو آزادی او بیان می کنند و می فرمایند: «با شما به نیکویی زندگی کردم،... و از بندهای بردگی و ذلت شما را نجات داده.»(57)
 

اقسام آزادی ها
ازبررسی سخنان و نامه ها و خطبه های آن حضرت چنین استنباط می گردد که ایشان آزادی مردم را در قبال حکومت به اشکال مختلف مورد عنایت قرار می دهند و بدین جهت می توان از دیدگاه آن حضرت آزادی را به چند نوع تقسیم کرد:
 

1. آزادی بیان مردم در حکومت (دولت)
«من از شما می خواهم مرا با سخنان زیبای خود مستایید... پس با من چنان که با پادشاهان سرکش سخن می گویند، حرف نزنید، و چنان که از آدم های خشمگین کناره می گیرند، دوری نجویید،... پس، از گفتن حق، یا مشورت در عدالت خودداری نکنید، زیرا خود را برتر از آن که اشتباه کنم و از آن ایمن باشم نمی دانم، مگر آن که خداوند مرا حفظ فرماید.(58)
ایشان خطاب به مالک اشتر که از کارگزاران لایق آن حضرت در سرزمین مصر بود چنین می فرماید: «پس بخشی از وقت خود را به کسانی اختصاص ده که به تو نیاز دارند، تا شخصا به امور آنان رسیدگی کنی، و در مجلس عمومی با آنان بنشین و در برابر خدایی که تو را آفریده فروتن باش، و سربازان و یاران و نگهبانان خود را از سر راهشان دور کن تا سخنگوی آنان بدون اضطراب در سخن گفتن با تو گفت وگو کنند».(59)
 

2. آزادی های سیاسی:
یکی از مانی مشروعیت حکومت علی(علیه السلام) این است که مردم آزادانه با ایشان بیعت کردند و خود ایشان به مردمی که برای بیعت خدمت آن حضرت می آمدند، می فرمود: «مردم بدون اکراه و اجبار با من بیعت کردند.»(60)
امام در نامه ای به آتش افروزان جنگ جمل، بیعت مردم با آن حضرت و امر خلافت را امری اجباری ندانستند و فرمودند:
«پس از یاد خدا، و درود شما می دانید - گرچه پنهان می دارید - که من برای حکومت در پی مردم نرفته، تا آنان به سوی من آمدند، و من قول بیعت ندادم تا آن که آنان با من بیعت کردند، و شما دو نفر از کسانی بودید که مرا خواستید و بیعت کردید. همانا بیعت عموم مردم با من نه از روی ترس قدرتی مسلّط بود، و نه برای به دست آوردن متاع دنیا. اگر شما دو نفر از روی میل و انتخاب بیعت کردید تا دیر نشده - از راهی که در پیش گرفته اید - بازگردید، و در پیشگاه خدا توبه کنید. و اگر در دل با اکراه بیعت کردید خود دانید، زیرا این شما بودید که مرا در حکومت بر خویش راه دادید، اطاعت از من را ظاهر، و نافرمانی را پنهان داشتید. به جانم سوگند شما از سایر مهاجران سزاوارتر به پنهان داشتن عقیده و پنهان کاری نیستید. اگر در آغاز بیعت کنار می رفتید - و بیعت نمی کردید - آسان تر بود که بیعت کنید و سپس به بهانه سرباز زنید.»(61)
 

تنظیم سیاست خارجی دولت:
1. جنگ
جنگ بارزترین نوع روابط خصمانه است. جنگ، زاییده نادیده انگاشتن اخلاق و اصول انسانی است، پرهیز از جنگ یکی از قواعد حکومت اسلامی از سوی مسلمین است مگر این که به دشمن اعلام آمادگی برای جنگ داده شود، دولت حضرت علی(علیه السلام) که مصداق اکمل دولت اسلامی است درباره رعایت حقوق بشردوستانه که از مهم ترین قواعد اخلاقی و انسانی هستند؛ در هنگام جنگ ها می فرمودند:
«با دشمن جنگ را آغاز نکنید تا آنها شروع کنند، آن کس را که پشت کرده نکشید، و آن را که قدرت دفاع ندارد آسیب نرسانید، و مجرمان را به قتل نرسانید، زنان را با آزار دادن تحریک نکنید.»(62)
 

2. صلح
مقصود از صلح «پرهیز از اختلاف شدید و برخوردهای نظامی با سایر کشورها است،» به بیان دیگر، صلح بین المللی همان ثبات نسبی نظامی، تعادل نسبی قدرت و فقدان اختلال و بی نظمی کلی در نظام بین المللی موجود یا در شالوده روابط میان کشورهاست.(63)
دولت علوی الگوی کاملی از صلح و آسایش را به بشریت عرصه نموده اند، سیر عملی آن حضرت در برخورد با دشمنان بیانگر این رویکرد اخلاقی ایشان است تا جایی که در یکی از نامه هایش درباره صلح جویی و پذیرش صلح شرافتمندانه می فرمایند: «هرگز پیشنهاد صلح دشمن را که خشنودی خدا در آن است رد مکن، که آسایش رزمندگان و آرامش فکری تو، و امنیت کشور در صلح تأمین می گردد.»(64)
و درباره مبانی صلح و سازش مسلمین در ضمن نامه ای می فرماید: «این پیمان نامه ای است که مردم «یمن» و «ربیعه» آن را پذیرفته اند، چه آنان که درشهر حضور دارند چه آنان که در بیابان زندگی می کنند.
آنان پیرو قرآنند، و به کتاب خدا دعوت می کنند، و به انجام دستورات آن فرمان می دهند، و هرکس که آنان را به کتاب خدا بخواند پاسخ می دهند، نه برابر آن مزدی خواهند، و نه به جای آن چیز دیگری بپذیرند، و در برابر کسی که خلاف این پیمان خواهد، یا آن را واگذارد، ایستادگی خواهند کرد.
بعضی بعض دیگر را یاری می دهند، همه متحد بوده و به خاطر سرزنش کننده ای، یا خشم خشم گیرنده ای، یا خوار کردن بعضی، یا دشنام دادن قومی، این پیمان را نمی شکنند.
براین پیمان، حاضران و آنها که غایبند، دانایان و ناآگاهان، بردباران و جاهلان، همه استوارند، و عهد و پیمان الهی نیز بر آنان واجب گردیده است که «همانا از پیمان خدا پرسش خواهد شد.(65)»(66)
گفتنی است که از دیدگاه حضرت، صرف بستن پیمان صلح و آشتی نباید دولت اسلامی دیدگانش را از حرکات دشمن بپوشاند، ایشان دراین باره می فرمایند: «البته هوشیاری پس از آشتی و صلح ضروری است و دولت اسلامی باید دوراندیش باشد.»(67)
 

3. پای بندی به پیمان ها
پای بندی به پیمان ها لازم است و فرقی نمی کند پیمان میان دولت های اسلامی منعقد شده باشد و یا میان دولت اسلامی با غیرآن.(68)
حضرت در اصل پای بندی به پیمان ها می فرمایند: «عهد و پیمان ها را پاس دارید به خصوص با وفاداران»(69)
و نیز در مورد پای بندی به پیمان ها منعقد با دشمن چنین می فرماید:
«حال اگر پیمانی بین تو و دشمن منعقد گردید، یا در پناه خود او را امان دادی، به عهد خویش وفادار باش، و آنچه بر عهد گرفتی امانت دار باش، و جان خود را سپر پیمان خود گردان، زیرا هیچ یک از واجبات الهی همانند وفای به عهد نیست، که همه مردم جهان با تمام اختلافاتی که در افکار و تمایلات دارند، در آن اتفاق نظر دارند تا آنجا که مشرکین، به عهد و پیمانی که در زمان جاهلیت با مسلمانان داشتند وفادار بودند، زیرا که آینده ناگوار پیمان شکنی را آزمودند. پس هرگز پیمان شکن مباش، و در عهد خود خیانت مکن!»(70)
 

تأمین رفاه عمران و آبادانی:
وقتی که مالک اشتر را به عنوان والی انتخاب می کند یکی از هدف های این کار را آباد کردن شهرهای مصر دانسته اند.(71)
«در آبادانی زمین تلاش شود چون خراج و مالیات جز با آبادانی فراهم نمی گردد عمران و آبادانی، عامل ازدیاد قدرت تحمل مردم (شهروندان) است،(72) حضرت یکی از ره آوردهای بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم - را آسایش و رفاه مردم دانسته اند.»(73)
و نسبت به رونق اقتصاد جهت نیل به راه و آسایش مردم تأکید داشته اند.(74) دولت را موظف به برنامه ریزی اقتصادی کرده اند:
«با دانشمندان، فراوان گفت وگو کن و با حکیمان فراوان بحث کن، که مایه آبادانی و اصلاح شهرها، و برقرای نظم و قانونی است که در گذشته نیز وجود داشت.»(75)


نتیجه گیری
در پایان تحقیق به این نتیجه رسیدیم که دولت اخلاقی از واژه های جدید است. این اصطلاح نخستین بار از سوی اندیشمندان غربی مطرح گردیده آنان درباره مفهوم، وظایف و تکالیف دولت اخلاقی سخن گفته اند؛ اما نوظهور بودن آن به معنای نبود مبانی و ذکر شاخصه های آن در منابع اسلامی نیست. از جمله منابع اسلامی می توان به سخنان و نامه های حضرت علی - علیه السلام - اشاره کرد که از مهم ترین اسناد ماندگار برای دولت ها در طول تاریخ بشریت هستند. دولت اخلاقی امام علی دولتی جامع است که از نظر قوانین و مقررات اجرایی و مجریان مبتنی بر منابع اصیل اسلامی است.
مهم ترین وظایف علوی در عرصه سیاست، استقرار دولت حق و اصلاح دولت های باطل و ارائه دولتی مبتنی بر آموزه های نبوی، گسترش عدالت و ایجاد قسط، تثبیت صلح و امنیت داخلی و بین المللی، و رفع اختلاف ها و ستیزه هاست.
در زمینه فرهنگ و دین نیز رشد و تعالی اخلاقی و معنوی مردم، ترویج فضایل اخلاقی و ریشه کن شدن رذایل، حاکمیت آیین اسلام و توحید و یکتاپرستی، جلب رضایت عمومی، توسعه و پیشرفت علم و دانش و شکوفایی اندیشه و خرد و ایجاد آرامش روحی و روانی و... به دست خواهد آمد. از نظر اقتصادی و عمرانی نیز بشر شاهد برنامه ریزی جهت وفور نعمت و برکت، حیات مجدّد و متکامل در روی زمین، رونق کشاورزی، رفاه و آسایش بشری، عمران و آبادانی زمین و شهرها و... خواهد بود.
براین اساس می توان از تعالیم و آموزه های دینی، فلسفی، کلامی، سیاسی، فلسفه تاریخ و... در توضیح و تبیین دولت اخلاقی امام علی - علیه السلام - بهرمند شد و نظریه ای علمی، نظام مند و فراگیر از اندیشه کاربردی ایشان ارائه داد.انگاره های فوق هر کدام متکفّل تبیین و تصویر ابعاد مختلف دکترین امام علی - علیه السلام - می باشند.
 

پی نوشت ها :
1- فنایی، ابوالقاسم، دین در ترازوی اخلاق، ص 12 - 13.
2- تبیان: چهل و پنجم، حکومت اسلامی و ولایت فقیه در اندیشه امام خمینی(س)، چاپ اول 1384، مقدمه.
3- صحیفه امام، ج 5، ص 474.
4- صحیفه امام، همان، ص 488.
5- همان، ج 17، ص 161 - 162.
6- همان، ج 4، ص 395.
7- همان، ج 20، ص 298.
8- همان، ج 5، ص 410.
9- همان، ج 5، ص 518.
10- همان، ص 9، ص 439.
11- همان، ج 17، ص 140.
12- همان، ج 4، ص 322.
13- همان، ج 5، ص 382.
14- امام خمینی، ولایت فقیه، ص 49.
15- صحیفه امام، ج 3، ص 304.
16- همان، ج 8، ص 191.
17- همان، ج 17، ص 238.
18- همان، ج 19، ص 157 - 158.
19- همان، ج 8، ص 283 - 285.
20- همان، ج 18، ص 285.
21- همان، ج 9، ص 15 - 16.
22- همان، ج 17، ص 140.
23- نهج البلاغه، خطبه 40.
24- همان، خطبه 104.
25- همان، خطبه 15.
26- همان، خطبه 192.
27- همان، خطبه 33.
28- همان، نامه 53.
29- همان، حکمت 252.
30- سوره جمعه، آیه 3: «هو الذی بعث فی الأمیین رسولا منهم یتلو علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمة».
31- درآمدی بر حقوق اسلامی، دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، ص 201.
32- نهج البلاغه، حکمت 437.
33- همان، نامه 53.
34- همان، نامه 53.
35- همان، حکمت 486.
36- همان، نامه 53.
37- همان، خطبه 193.
38- همان، خطبه 224.
39- همان، خطبه 126.
40- همان، خطبه 15.
41- نهج البلاغه،نامه 69.
42- همان، نامه 27.
43- همان، نامه 21.
44- نهج البلاغه، نامه 69.
45- همان، نامه 27.
46- همان، نامه 53.
47- همان.
48- همان، نامه 19.
49- قاسم، شعبانی، حقوق اساسی و ساختار حکومت جمهوری اسلامی ایران، ص 119 - 120.
50- همان، نامه 51.
51- همان، نامه 53.
52- همان، خطبه 40.
53- طباطبایی مؤمنی، منوچهر، آزادی های عمومی و حقوق بشر، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ سوم، 1382، ص 19.
54- پیشین، ص 20، به نقل ازمحمد علی موحد، در هوای حق و عدالت، از حقوق طبیعی تا حقوق بشر، ص 381.
55- فرهنگ واژه ها، عبدالرسول بیات با همکاری جمعی از نویسندگان، ناشر مؤسسه اندیشه و فرهنگ دینی، چ 2، 1381، ص 10 - 11.
56- نهج البلاغه، نامه 31.
57- همان، خطبه 159.
58- همان، خطبه 216.
59- همان، نامه 53.
60- همان، نامه 1.
61- همان، نامه 54.
62- همان، خطبه 14.
63- عامری، هوشنگ، اصول روابط بین الملل، صص، 358 - 359.
64- همان، نامه 53.
65- اسراء، 34
66- همان، نامه 74.
67- همان.
68- همان، نامه 53.
69- همان، حکمت 155.
70- همان، نامه 53.
71- همان.
72- همان.
73- همان، خطبه 192.
74- همان، نامه 53.
75- همان.
 

منبع : پگاه حوزه، شماره 262

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن