چهارشنبه, 20 خرداد 1394 ساعت 09:30
خواندن 1152 دفعه

امیرالمؤمنین علیه‏ السلام از زبان پیامبر صلى الله علیه و آله - قسمت اول - احمد محیطی اردکانی

سخن گفتن درباره علی بن ابی طالب علیه السلام که در تمام فضیلت ها و مقام ها، جز نبوت همتای پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله می باشد، کار آسانی نیست.
 

علی علیه السلام می گوید:
«وقتی که وحی بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل می شد، صدای ناله شیطان را می شنیدم. از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسیدم: این چه صدایی است؟ فرمود: این شیطان است که از پرستش نمودنش ناامید گردیده است. تو می شنوی آنچه را من می شنوم و می بینی آنچه را من می بینم، جز آن که تو پیغمبر نیستی، ولی تو وزیر وکمک کار من هستی...» (1)
پیامبر صلی الله علیه و آله درباره حضرت علی علیه السلام فرمود:
«اگر درختان، قلم و دریاها، مرکب و جنیان، حسابگر و انسان ها، نویسنده شوند، نمی توانند فضائل او را بشمارند.» (2)
نویسنده سنی «ینابیع المودة » - که از فرقه حنفی هاست. - درباره حضرت علی علیه السلام می نویسد: «من درباره مردی که اهل ذمه (یهود و نصاری) - در عین این که پیغمبری حضرت محمد صلی الله علیه و آله را قبول ندارند، علی علیه السلام را احترام می کنند! - چه بگویم؟ درباره شخصی که پادشاهان فرنگ و روم صورتش را در عبادتگاه خود نقاشی کردند و او را طوری مجسم کردند که آماده جنگ است، و پادشاهان ترک و دیلم عکس آن حضرت را روی شمشیرهای خودشان نقاشی کردند! چه بگویم؟» (3)
کسی می تواند در معرفی امیرالمؤمنین علیه السلام سخن بگوید که همتای وی یا برتر از او باشد. چون که معرف باید اجلی از معرف باشد.
بدین جهت برآن شدیم که سخنانی هرچند کوتاه از زبان برترین مخلوق عالم، پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله در معرفی امیرمؤمنان، علی بن ابی طالب علیه السلام یادآور شویم.
 

تباری پاک
ابوطالب، پدر بزرگوار امیرالمؤمنین علیه السلام و عموی رسول خدا صلی الله علیه و آله در زمان خود بزرگ خاندان بنی هاشم بود و افتخار کفالت و سرپرستی رسول خدا صلی الله علیه و آله نصیب وی گردید. (4)
دلائل و شواهد زیادی وجود دارد که او به رسالت پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و دین او ایمان داشت. اما بنابر مصالحی ایمان خود را مخفی نگهداشت.
رسول خدا صلی الله علیه و آله بالای جنازه او فرمود: «ای عمو! مرا در یتیمی کفالت کردی، در کودکی پرورش دادی و در بزرگی یاری نمودی! خداوند متعال از جانب من به تو جزای خیر عطا کند!»
سپس به علی علیه السلام فرمود: «او را غسل بده.» (5)
پیامبراسلام صلی الله علیه و آله با این بیان، وی را در تمام مراحل زندگی یاور خود معرفی نمود. و از خداوند متعال برای وی طلب خیر نمود. این سخن پیامبر صلی الله علیه و آله یکی از بهترین شواهد ایمان ابوطالب می باشد.
 

فاطمه بنت اسد
فاطمه، مادر گرامی امیرالمؤمنین علیه السلام یازدهمین نفری است که مسلمان شد. او نخستین زنی است که با رسول خدا صلی الله علیه و آله بیعت کرد. پیامبراکرم صلی الله علیه و آله او را بسیار احترام می نمود و او را بزرگ می شمرد و او را «مادر» خود می خواند.
فاطمه بنت اسد هنگام مرگ وصیت های خود را با پیامبر صلی الله علیه و آله در میان گذاشت و آن حضرت وصیت های او را پذیرفت.
پیامبر در قبر او خوابید و با پیراهن خود او را کفن کرد و بر او نماز خواند. از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسیدند: شما درباره هیچ کس این گونه رفتار نکردید که با فاطمه رفتار نمودید؟ ! پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:
«انه لم یکن بعد ابی طالب ابر بی منها...؛
همانا هیچ کس بعد از ابوطالب، مانند فاطمه به من نیکی نکرد.» (6)
ابن عباس می گوید: «یک روز علی بن ابی طالب علیه السلام در حالی که اشک می ریخت، به محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و گفت: یا رسول الله! «انا لله و انا الیه راجعون » . پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: یاعلی! چه شده است؟ !
حضرت علی علیه السلام گفت: ای رسول خدا! مادرم، فاطمه از دنیا رفت. پیامبر گریان شد و فرمود: ای علی! خدا رحمت کند مادرت را! او نه تنها مادر تو، که مادر من نیز بود.... عمامه و پیراهن من را بگیر و او را در آن ها کفن نما، به زن ها بگو که او را نیکو غسل دهند، او را بیرون نیاورند تا من بیایم، و کارهای او را به من واگذار.
بعد از ساعتی، پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و فاطمه را بیرون آوردند، و آن حضرت براو به گونه ای نماز خواند که مثل آن برای کسی نماز نخوانده بود.... پیامبر صلی الله علیه و آله داخل قبر شد و مدت طولانی در قبر خوابید.... (سپس فاطمه بنت اسد را در قبر نهاد.) پیامبر صلی الله علیه و آله بالای سر آن بانوی گرامی فرمود: ای فاطمه! من محمد، سرور فرزندان آدم هستم و این افتخاری نیست، اگر نکیر و منکر (دو فرشته ای که در قبر از هر میتی سؤال می کنند.) از تو سؤال کردند و گفتند: پروردگار تو کیست؟ بگو: الله، پروردگار من است. محمد پیامبر من، اسلام دین من، قرآن کتاب من و فرزندم، امام و ولی من است. سپس فرمود:
«اللهم ثبت فاطمة بالقول الثابت »
خدایا! فاطمه را با اعتقاد صحیح ثابت قدم بدار. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله از قبر بیرون آمد و با دست مبارک خاک روی قبر فاطمه ریخت...» (7)
 

تولد نور
رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:
«خداوند متعال من و علی علیه السلام را از نور واحد آفرید.» (8)
احمد ابن حنبل در کتاب مسند خودش از زاذان چنین نقل کرده است: سلمان فارسی گفت: از حبیب خودم، رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود: «من و علی علیه السلام نوری بودیم در محضر خداوند که چهارده هزار سال قبل از خلقت حضرت آدم آفریده شدیم. چون خداوند آدم را آفرید، آن نور را دو قسمت کرد؛ یک قسمت آن من و قسمت دیگر آن علی علیه السلام گردید.» (9)
جابرابن عبدالله همین روایت را نقل نمود و اضافه نمود که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «خداوند این نور را دو قسمت کرد؛ قسمتی را در صلب عبدالله و قسمتی را در صلب ابوطالب قرار داد. از صلب عبدالله، من به دنیا آمدم و پیامبر شدم، و از صلب ابوطالب، علی علیه السلام متولد گردید و وصی و جانشین من گردید.» (10)
نیز جابرابن عبدالله انصاری می گوید: از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که به علی بن ابی طالب علیه السلام فرمود: «آیا تو را خوشنود و شادمان نکنم؟ آیا عطایت نکنم؟ آیا مژده ات ندهم؟»
حضرت علی علیه السلام عرض کرد: «چرا ای رسول خدا! مژده بده!» پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «همانا من و تو از یک طینت آفریده شدیم. پس مقداری از آن طینت زیاد آمد. خدای متعال شیعیان ما را از آن آفرید. چون روز رستاخیز شود، انسان ها را به نام مادرشان بخوانند. جز شیعیان ما که آن ها را به نام پدرانشان بخوانند و این به خاطر حلال زادگی و پاکیزگی زاد و بوم آن ها است.» (11)
 

صفات ویژه
امیرالمؤمنین علیه السلام دارای صفات ویژه ای است که هیچ یک از پیشینیان و آیندگان آن را نداشتند و نخواهند داشت. پیامبر صلی الله علیه و آله هشت ویژگی برای آن حضرت ذکر نموده است. قیس بن ابی هارون می گوید: نزد ابوسعید خدری رفتم و به او گفتم: آیا در جنگ بدر بودی؟ گفت: آری. سپس گفت: از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم: در یکی از روزها که فاطمه علیها السلام گریان به نزد آن حضرت آمد، گفت: ای رسول خدا! زنان قریش درباره تهیدستی علی علیه السلام مرا سرزنش می کنند!
پیغمبر صلی الله علیه و آله به فاطمه علیها السلام فرمود: «ای فاطمه! از این که تو را به همسری کسی در آوردم که اسلامش پیش تر از دیگران و دانشش بیش تر از همگان است، خشنود نیستی؟ به راستی خدای تعالی به اهل زمین توجهی فرمود و از میان آن ها، پدرت را برگزید و او را پیغمبر نمود. دوباره به آن ها توجهی فرمود و از میان آن ها، شوهرت را برگزید و او را وصی قرار داد. خدای تعالی به من وحی فرمود که تو را به نکاح و همسری او در آورم. ای فاطمه! آیا نمی دانی که به خاطر ارجمند داشتن تو بود که خدا تو را به ازدواج بزرگ ترین بردباران، دانشمندترین مردان و کسی که پیش از دیگران اسلام اختیار نمود، در آورد؟»
فاطمه علیها السلام از این سخنان خندان و شکفته شد. پس رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود: ای فاطمه! به راستی برای علی علیه السلام هشت فضیلت است که به هیچ یک از پیشینیان و آیندگان مانند آن ها داده نشده است:
1- او برادر من در دنیا و آخرت است.
2- تو که سرور زنان بهشت هستی، همسر او می باشی.
3- دو نتیجه و زاده رحمت (یعنی حسن و حسین) که فرزندزادگان منند، فرزندان او می باشند.
4- برادرش (جعفربن ابی طالب) کسی است که با دو بال در بهشت، با فرشتگان به هرکجا بخواهد، پرواز می کند.
5- علم و دانش اولین و آخرین نزداوست.
6- او نخستین کسی است که به من ایمان آورد.
7- او آخرین کسی است که (هنگام مرگ) مرا دیدار می کند.
8- او وصی من، وارث همه اوصیاء است.
 

محبوب ترین خلق نزد خدا
در بیش از 30 حدیث از اهل سنت و 8 حدیث از محدثان شیعه جریانی نقل شده که خلاصه آن چنین است: «انس بن مالک، خدمتکار رسول خدا صلی الله علیه و آله می گوید: روزی مرغ بریانی به عنوان هدیه نزد پیغمبر صلی الله علیه و آله آوردند. آن حضرت دست به سوی آسمان بلند کرد و عرض کرد:
«خدایا! محبوب ترین آفریدگانت در نزد خودت را برسان، تا با من از این مرغ بریان شده تناول کند.»
در این هنگام امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و از آن مرغ بریان تناول نمود.»
شیخ مفیدقدس سره می فرماید: اگر در برتری امیرالمؤمنین علیه السلام جز همین حدیث که مشهور و زبانزد همگان است، حدیث دیگری نبود، برای ما کافی بود؛ زیرا از این حدیث روشن می شود که علی علیه السلام از محبوب ترین آفریدگان نزد خداوند، و بزرگ ترین آنان از نظر پاداش می باشد. مقام قرب او به خدا از دیگران بیش تر و اعمالش برای خدا از همگان برتر است. (12)
جابربن عبدالله انصاری از رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره امیرالمؤمنین علیه السلام سؤال نمود: پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:
«او بهترین انسان است و کسی جز کافر در این مورد شک و شبهه نمی کند.» (13)
حضرت علی علیه السلام فرمود: نکته ای می گویم که تاکنون باکسی نگفته ام. روزی از رسول خدا صلی الله علیه و آله تقاضا کردم برای من از خداوند طلب مغفرت نماید. حضرت رسول پذیرفت و برخاست و نماز خواند و دست به دعا برداشت. من گوش دادم و شنیدم که گفت:
«خدایا! به حق و مقامی که علی نزد تو دارد، او را مورد مغفرت قرار بده!»
گفتم: «ای رسول خدا! این چگونه دعایی است؟»
فرمود: «آیا کسی گرامی تر از تو در نزد خدا هست که او را واسطه و شفیع قرار دهم؟ !» (14)
 

محبوب ترین خلق نزدپیامبر خدا صلی الله علیه و آله
حضرت محمد صلی الله علیه و آله، علی علیه السلام را از کودکی بسیار دوست می داشت. همواره او را هنگام خواب و بیداری مراقبت و نوازش می کرد. گاهی او را در آغوش می گرفت، گاهی بر دوشش می نهاد، با انواع هدیه ها او را خوشنود می نمود و می فرمود:
«این کودک، برادر و برگزیده و یاور و وصی من است.»
همسر پیامبر صلی الله علیه و آله، حضرت خدیجه علیها السلام چون دید حضرت محمد صلی الله علیه و آله به علی، علیه السلام بسیار علاقمند است، او نیز به علی علیه السلام محبت می کرد. او را پاکیزه می نمود، لباسش را عوض می کرد، پیراهن آراسته و زیبا برتن او می پوشانید... .
کار محبت پیامبر صلی الله علیه و آله و خدیجه علیها السلام نسبت به علی علیه السلام، به جایی رسید که مردم با اشاره به علی علیه السلام می گفتند:
«هذا اخو محمد و احب الخلق الیه و قرة عین خدیجة »
این، برادر محمد صلی الله علیه و آله و محبوب ترین انسان ها نزد محمد صلی الله علیه و آله و نور چشم خدیجه علیها السلام است.(15)
امیرالمؤمنین علیه السلام می گوید: شنیدم که از رسول خدا صلی الله علیه و آله سؤال شد: خداوند متعال در شب معراج با چه زبانی با تو سخن گفت؟
حضرت فرمود: به زبان علی علیه السلام. خداوند به من الهام فرمود که بگویم: ای پروردگار من! آیا تو با من سخن می گویی یا علی؟
خدای متعال فرمود: ای احمد! من مثل اشیای دیگر نیستم و با مردم قیاس نمی شوم... تو را از نور خودم آفردم و علی را از نور تو خلق نمودم و در باطن قلبت نگاه کردم، پس در قلبت محبوب تر از علی بن ابی طالب نیافتم. پس به زبان علی با تو سخن گفتم تا قلب تو مطمئن گردد. (16)
 

علی علیه السلام جان رسول خدا صلی الله علیه و آله
خداوند متعال در آیه مباهله حکم فرمود که علی علیه السلام جان پیغمبر صلی الله علیه و آله است. از این حکم روشن می شود که علی علیه السلام به آخرین درجه فضیلت رسیده و در کمال و مقام عصمت با پیغمبر مساوی و همدوش است. (17)
هیئت نمایندگی مسیحیان نجران (18) وارد مدینه شدند و با پیامبراکرم صلی الله علیه و آله درباره مسائل اعتقادی، به ویژه حضرت عیسی بن مریم علیه السلام بحث نمودند. آن ها بعد از شنیدن دلائل محکم و استوار پیامبر صلی الله علیه و آله، اظهار داشتند: گفت و گوهای شما ما را قانع نمی کند. پیک وحی آیه مباهله را نازل کرده و پیامبر صلی الله علیه و آله را مامور ساخت تا با کسانی که با او به مجادله بر می خیزند و زیر بار حق نمی روند، به مباهله بپردازد.
«فمن حاجک من بعد ما جائک من العلم فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائکم و نسائنا و نسائکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله علی الکاذبین » (19)
هرگاه بعد از علم و دانشی که (درباره مسیح) به تورسیده است، (باز) کسانی با تو به محاجه و ستیز برخیزند، به آن ها بگو:
«بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله کنیم؛ و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.»
طرفین برای مباهله آماده شدند و قرار شد که فردا در نقطه ای معلوم برای مباهله حاضر شوند. پیامبر صلی الله علیه و آله فاصله منزل را تا جایی که قرار بود مراسم مباهله را انجام دهند، با وضع خاصی پیمود. او در حالی که حضرت حسین علیه السلام را در آغوش و دست حضرت حسن علیه السلام را در دست داشت و فاطمه علیها السلام به دبنال آن حضرت و علی بن ابی طالب علیه السلام پشت سر وی حرکت می کردند، به میدان مباهله گام نهاد. (20)
اسقف نجران وقتی قیافه های نورانی پیامبر و چهارتن از همراهان وی را دید، گفت: «من چهره هایی را می بینم که هرگاه دست به دعا بلند کنند و از درگاه خداوند بخواهند که بزرگ ترین کوه ها را از جای بکند، فورا کنده می شود. بنابراین هرگز صحیح نیست ما با این ها مباهله کنیم...» و با پرداخت جزیه (مالیات سالیانه) با پیامبر صلی الله علیه و آله مصالحه نمودند. (21)
بنا بر روایات متعددی، مصداق «ابنائنا» حسن وحسین علیهما السلام و «نسائنا» فاطمه علیها السلام و «انفسنا» امیرالمؤمنین علی علیه السلام می باشد. (22)
پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله در روز مباهله جز این چهار نفر، کسی را به همراه خود نیاورد.
در بعضی روایات آمده است: «رسول خدا صلی الله علیه و آله وقتی برای مباهله از خانه خارج شد، عبای مشکی بر دوش داشت. پس حسن و حسین علیهما السلام آمدند و زیر عبا قرار گرفتند. سپس فاطمه و علی علیهما السلام آمدند. پیامبر صلی الله علیه و آله این آیه را تلاوت می نمود:
«انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» (23)
خداوند اراده فرمود تا پلیدی و گناه را از شما، اهل بیت دور کند و کاملا شما را پاک سازد. (24)
 

منبع : فرهنگ كوثر، شماره 44

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن