دوشنبه, 25 آبان 1394 ساعت 09:00
خواندن 1330 دفعه

آیینه ی عاشورا - قسمت دوم - حجت الله بیات

یادآوری:

در قسمت پیشین با اشاره به پیوند ناگسستنی اهل بیت علیهم السلام با قرآن کریم و مشترکات این کتاب آسمانی با قرآن ناطق کربلا، نگاشتیم که «عاشورا» به سان آینه ای است که بسیاری از آیات قرآن کریم به روشنی در آن منعکس شده است.

امام حسین علیه السلام و یارانش تجسم عینی آن دسته از آیاتند که سیمای حق جویان، عدالت خواهان و خداباوران را به تصویر می کشد و برخی از آیات قرآن کریم را با رویدادهای عاشورا مرور کردیم.

ادامه بحث:

 

9- انتخاب برتر

«انا هدیناه السبیل اما شاکرا واما کفورا» (1)

«همانا ما راه را به او (انسان) نمایاندیم یا سپاسگزار است یا ناسپاس.» خداوند با فرستادن کتب آسمانی و پیامبران ربانی همه ی انسان ها را به ساحل سعادت، هدایت کرده است.

همواره گروهی به ندای آسمانی آنان، لبیک می گویند و در زندگی بهترین را انتخاب می کنند.

قرآن کریم درباره ی آنان می فرماید:

«الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هدیهم الله واولئک هم اولوا الالباب » (2)

«آن کسانی که به سخن گوش می دهند و از بهترین آن پیروی می کنند. ایشان کسانی اند که خدا هدایتشان کرده و اینان خردمندانند.» از دیدگاه قرآن کریم، جهان هستی کوره آزمایش انسان ها است و فلسفه ی مرگ و زندگی انتخاب برتر است.

«الذی خلق الموت والحیوة لیبلوکم ایکم احسن عملا وهو العزیز الغفور» (3)

«آن خدایی که مرگ و زندگی را بیافرید تا بیازمایدتان کدام یک از شما در عمل نیکوتر است و اوست عزیز و آمرزنده.» چرخه هستی بر آن است تا برای همه ی انسان ها صحنه ی آزمایشی فراهم آورد تا بندگان راستین خداوند از مدعیان دروغین عبودیت جدا شوند.

انسان همواره در طول زندگی، بر سر دو راهی انتخاب قرار دارد. او انتخابگر است و باید راهی را برگزیند که سرانجامش خوشبختی واقعی است و در میان امواج سهمناک زندگی بر کشتی مطمئن سوار شود که عاقبت به ساحل سعادت لنگر اندازد.

در «ثعلبیه » (یکی از منازل بین راه) مردی از امام حسین علیه السلام درباره آیه ی شریفه ی: «یوم ندعو کل اناس بامامهم » (4) می پرسد، آن حضرت می فرماید:

«امام دعا الی هدی فاجابوا الیه وامام دعا الی ضلالة فاجابوا الیها هؤلاء فی الجنة وهؤلاء فی النار وهو قوله تعالی «فریق فی الجنة وفریق فی السعیر» (5) » (6) «پیشوایی به هدایت دعوت می کند پس (گروهی) او را اجابت می کنند و پیشوایی به گمراهی دعوت می کند پس عده ای او را اجابت می کنند. آن گروه در بهشت و این گروه در آتشند. و این گفته خداوند است که گروهی در بهشت و گروهی در دوزخند.» بر همین اساس امام حسین علیه السلام در «زرود» (یکی از منازل بین راه) قاصدی را به خیمه ی «زهیر بن قین » می فرستند و او مردد بر سر دو راهی «انتخاب » می ماند و همسرش مشوق او می شود تا دعوت آن حضرت را بپذیرد. حاصل این ملاقات پیوستن ایشان به کاروان کربلا می شود.

در قصر بنی مقاتل (یکی از منازل بین راه) آن امام هدایتگر قاصدی دنبال «عبیدالله بن حر جعفی » می فرستند و هنگامی که با او رو به رو می شوند می خواهد تا یاریشان کند اما او با این که می داند، راه رسیدن به ساحل سعادت پیوستن به کشتی نجات امام حسین علیه السلام است. دعوت امام را نمی پذیرد و گمراهی را بر هدایت ترجیح می دهد.

در حقیقت کربلا صحنه نمایش انتخاب برتر و عاشورا میدان آزمون است و امام علیه السلام این بزرگ معلم دانشگاه عشق و ایمان در بخشی از خطبه ی دوم خود در آن روز حماسه و شور چنین فرمود:

«الا ان الدعی بن الدعی قد رکز بین اثنتین بین السلة والذلة وهیهات منا الذلة ابی الله ذلک ورسوله والمؤمنون وحجود طابت وطهرت وانوف حمیة ونفوس ابیه من ان نؤثر طاعة اللئام علی مصارع الکرام » (7).

«آگاه باشید که زنازاده ی پسر زنازاده، میان دو چیز پافشاری کرده، شمشیر کشیدن و خواری کشیدن و دور است که ما به ذلت تن دهیم که نه خدا و رسولش بر ما می پسندند و نه مؤمنان و دامن های پاک و سرهای پر حمیت و جان های والا، می پذیرد که ما فرمانبرداری فرومایگان را بر کشته شدن با افتخار ترجیح دهیم.»

 

10- نفس مطمئنه

«یا ایتها النفس المطمئنة ارجعی الی ربک راضیة مرضیة » (8).

«ای روح آرامش یافته خشنود و پسندیده به سوی پروردگارت باز گرد.» قرآن کریم در آیاتی نورانی مراتب نفس انسان را بیان ، نفس لوامه (10) و نفس مطمئنه است و بالاترین درجه ی آن همان نفس مطمئنه می باشد که یکی از مصداق های کامل آن، وجود مبارک حضرت سید الشهدا علیه السلام است.

امام صادق علیه السلام می فرماید:

«اقرؤوا سورة الفجر فی فرائضکم ونوافلکم فانها سورة الحسین بن علی وارغبوا فیها رحمکم الله » فقال ابو اسامة وکان حاضرا فی المجلس کیف صارت هذه السورة للحسین علیه السلام خاصه فقال «الا تسمع الی قوله تعالی «یا ایتها النفس المطمئنة » انما یعنی، الحسین بن علی فهو ذو النفس المطمئنة الراضیة والمرضیة واصحابه من آل محمد هم الراضون عن الله یوم القیامة وهو راض منهم » (11).

«سوره ی فجر را در نمازهای واجب و مستحب خود بخوانید که سوره ی حسین بن علی است و به آن روی آورید، خدا شما را رحمت کند. ابو اسامه که در مجلس حاضر بود، پرسید: چگونه این سوره مخصوص حسین علیه السلام است پس امام فرمود: آیا سخن خدا را نشنیده ای [که خطاب می کند: ] ای روح آرام! همانا مقصود حسین بن علی است که دارای نفس مطمئنه و خشنود و پسندیده است و یاران او از خاندان محمد صلی الله علیه و آله نیز در قیامت از خداوند خشنودند و خدا هم از آنان راضی است.» امام حسین علیه السلام در طول مسیر مدینه تا کربلا بارها موضوع شهادت و سرانجام کاروان عاشورا را با یاران خود در میان گذاشت تا آنان که به چیز دیگری جز خدا می اندیشیدند، راه خود را جدا کنند.

آخرین بار در شب عاشورا عاقبت کار خود را با یاران خود مطرح کردند. ایشان در اوج غنای روحی با نفسی آرام و آگاه به آنچه فردا رخ خواهد نمود، از همه ی یارانش خواست تا از تاریکی شب بهره گیرند و او را رها کنند و بروند.

اما شاگردان مکتب عشق و ایمان که جام اطمینان و عرفان را از دست ساقی کوثر نوشیده بودند، با نفسی مطمئن پروانه وار گرد خورشید وجود امام علیه السلام حلقه زدند و هر یک به نوعی از آن حضرت حمایت کردند. فرزندان مسلم بن عقیل گفتند:

نه، به خدا سوگند... ما چنین کاری نمی کنیم و از یاری تو دست برنمی داریم و با جان و مال و خاندان در رکاب تو می جنگیم تا به درجه ی شهادت نایل شویم.

مسلم بن عوسجه اظهار کرد:

«ما از شما جدا نمی شویم تا سینه هایمان آماج تیرها شود و تا جایی که دستانمان توان دارد، در رکابت شمشیر می زنیم و اگر سلاحی در دست نداشتیم، با سنگ می جنگیم تا سرانجام به فیض شهادت برسیم.» و زهیر گفت:

«به خدا سوگند دوست دارم، هزار بار کشته و زنده شوم و خدا با کشته شدنم، از تو و جوانان خاندانت بلا بگرداند». (12)

پس از آن که هر یک از یاران به نوعی با اطمینان تمام حاضر به جدایی از امامشان نشدند و نفس مطمئنه و قرآن ناطق عاشورا به نیت صادقانه و مخلصانه ی آنان پی بردند، مدال شهادت را زینت بخش سینه های سوزان و منتظر آنان کردند و فرمودند.

«انی غدا اقتل وکلکم تقتلون معی ولا یبقی منکم احد» (13).

«همانا من فردا کشته می شوم و همه ی شما با من به شهادت می رسید و احدی از شما باقی نمی ماند.»

 

11- توبه

«یا ایها الذین آمنوا توبوا الی الله توبة نصوحا» (14).

«ای کسانی که ایمان آورده اید، به درگاه خداوند توبه کنید توبه ای خالصانه.» قرآن کریم همه ی انسان ها را به توبه فرا می خواند و بازگشت کنندگان و پاکی طلبان را محبوب خدا می داند (15) و این در را به روی همه و برای همیشه باز و آن را عامل تبدیل گناهان به حسنات می داند و می فرماید:

«الا من تاب وءامن وعمل عملا صالحا فاؤلئک یبدل الله سیئاتهم حسنت وکان الله غفورا رحیما» (16).

«مگر آن کسانی که توبه کنند و ایمان آورند و کارهای شایسته کنند. خدا گناهانشان را به نیکی ها بدل می کند و خدا آمرزنده ی مهربان است.» یکی از مصداق های عینی این آیه ی شریفه «حر بن یزید ریاحی » است. اگر چه کنکاش در شخصیت او مجالی بیش از این می طلبد اما با نگاهی گذرا به آنچه در طول مسیر او از کوفه تا کربلا بر او گذشته، به دست می آید که ایشان از همان آغاز حرکت مطمئن نبود که سرانجام کار به جنگیدن با امام حسین علیه السلام منجر می شود.

وقتی از کوفه برای مقابله با کاروان کربلا گام برداشت، سروشی آسمانی او را به بهشت بشارت داد.

آن ندا سؤالی در ذهن او ایجاد کرد و همواره از خود می پرسید: بشارت به بهشت و ستیز با فرزند دختر پیامبر صلی الله علیه و آله چگونه ممکن است؟ همین جرقه ی بصیرت سبب شد تا او در «شراف » - یکی از منازل بین راه - در مقابل نفرین امام علیه السلام که فرمودند: «ثکلتک امک » ادب نگه دارد و در مقابل عظمت آن حضرت و مادرشان کرنش کند.

«حر بن یزید ریاحی » که مترصدانه جریان دو گروه حق و باطل را زیر نظر داشت، در روز عاشورا وقتی جنگ را حتمی دید و خطبه ی جانفزای امام و استغاثه ی آن خورشید هدایت را به گوش جان شنید، برای اطمینان از عمر سعد پرسید: آیا با این مرد می جنگید؟ او پاسخ داد: «به خدا سوگند آری، جنگی که کمترین حادثه آن بریدن سرهاست.» در این لحظه حساس بود که او به بهانه ی آب دادن اسبش به سوی اردوگاه امام حسین علیه السلام حرکت کرد و با حالتی پشیمان و شرمگین، خود را به اهل بیت علیهم السلام رساند و با صدای بلند اظهار کرد: «اللهم الیک انیب فتب علی فقد ارعبت قلوب اولیائک واولاد نبیک یا اباعبدالله انی تائب فهل لی من توبه؟» (17) «خداوندا به سوی تو رو می آورم پس توبه ام را بپذیر. من دل های اولیاء تو و فرزندان پیامبر تو را لرزاندم. ای اباعبدالله! من توبه کردم آیا توبه ام پذیرفته است؟» امام علیه السلام این دریای کرامت در جواب او فرمودند: «نعم یتوب الله علیک » شکوفه شادی بر شاخسار جان حر نشست و دانست که بشارت او به بهشت هنگام بیرون آمدنش از کوفه بی دلیل نبوده است.

 

12- توکل

«ومالنا الا نتوکل علی الله وقد هدینا سبلنا ولنصبرن علی ما اذیتمونا وعلی الله فلیتوکل المتوکلون» (18).

«و چرا بر خدا توکل نکنیم و حال آن که او راه را به ما بنمود و ما بر آزاری که به ما می رسانید صبر خواهیم کرد و توکل کنندگان به خدا توکل کنند.» واگذاری کارها به خداوند یکی از سفارش های اکید قرآن است. مؤمنان حقیقی پس از آن که به میزان ستطاعت خویش برای به سامان رساندن کارهایشان تلاش می کنند سرانجام آن را به خدا می سپارند و کسی که بر او توکل کند کفایتش می کند. (19)

مصداق کامل آیات توکل را باید، در سیره سالار آزاد مردان ببینیم. آن حضرت هنگام خروج از مدینه در پایان وصیت نامه شان چنین نگاشتند:

«هذه وصیتی الیک یا اخی، وما توفیقی الا بالله علیه توکلت والیه انیب » (20).

«ای برادرم! این وصیت من است به تو و توفیق من جز از خدا نیست بر او توکل کردم و به سوی او باز می گردم.

پس از آن که کاروان کربلا از دروازه ی مدینه گذشت تا رسیدن به سرزمین موعود حوادثی را به خود دید که همه از تلاش بی وقفه ی امام حسین علیه السلام و یارانش برای عمل به وظیفه حکایت می کند.

آن حضرت در روز عاشورا آیات توکل را عملا به تصویر کشید و با دیدن سیل سپاه دشمن فرمودند:

«اللهم انت ثقتی فی کل کرب ورجایی فی کل شدة وانت لی فی کل امر نزل بی ثقة وعدة» (21).

«پروردگارا تو اعتماد من در هر محنت و امیدم در هر دشواری هستی و اعتماد و اطمینانم در هر کاری که برایم پیش آید تنها تویی».

و در خطبه دوم نیز این ارزش قرآنی را پاس داشتند و آیه 56 سوره هود را تلاوت فرمودند: «انی توکلت علی الله ربی وربکم ما من دابة الا هو آخذ بناصیتها ان ربی علی صراط مستقیم» (22).

«من بر الله که پروردگار من و شماست توکل کرده ام. هیچ جنبنده ای نیست مگر این که او بر آن تسلط دارد، پروردگار من به راه راست است.» و در آخرین نفس های مسیحایی خود که جان جهانی را به جوش و خروش آورد فرمود:

«ادعوک محتاجا وارغب الیک فقیرا وافزع الیک خائفا مکروبا واستعین بک ضعیفا واتوکل علیک» (23).

«نیازمندانه تو را می خوانم و فقیرانه به تو رو می آورم و خائفانه و پریشان تو را فریاد می کشم و ضعیفانه از تو کمک می طلبم و بر تو توکل می کنم.»

 

13- اتمام حجت

«من اهتدی فانما یهتدی لنفسه ومن ضل فانما یضل علیها ولا تزر وازرة وزر اخری وما کنا معذبین حتی نبعث رسولا» (24).

«هر کس هدایت شود برای خود هدایت یافته و آن کس که گمراه گردد، به زیان خود گمراه شده است و هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نمی کشد و ما هرگز (قومی را) مجازات نخواهیم کرد، مگر آن که پیامبری مبعوث کرده باشیم.» خداوند برای هدایت انسان ها به ساحل سعادت افراد و ابزار مختلفی را می فرستد تا پیام و ندای ایمان به گوش همه برسد و عذری برای کسی باقی نماند و حجتش بر همگان تمام شود.

امام حسین علیه السلام که کشتی نجات و مشعل هدایت است، در همه مراحل قیام خود به این اصل جامه ی عمل پوشید. در مکه به سران بصره نامه ای نوشت و آنان را به کتاب خدا و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله دعوت کرد. هنگامی که سیل نامه های کوفیان به سوی ایشان سرازیر شد، گروهی را به فرماندهی مسلم بن عقیل به سوی آنان گسیل کردند و ضمن نامه ای به آنان نوشتند:

فلعمری ما الامام الا العامل بالکتاب والاخذ بالقسط والدائن بالحسن والحابس نفسه علی ذات الله» (25).

به جانم سوگند امام تنها کسی است که، عمل کننده به کتاب و رفتار کننده بر اساس عدالت و جزا دهنده بر مبنای نیکی و نگهدارنده نفس خویش بر ذات خداوند باشد.

سومین حجت خدا در «شراف » وقتی با لشکر حر رو به رو شدند و مسائلی بین آنان رد و بدل گردید، با اشاره به نامه کوفیان، لت حرکت خود را چنین بیان کردند:

«انها معذرة الی الله عز وجل والیکم وانی لم اتکم حتی اتتنی کتبکم» (26).

«این تنها به علت عذر به پیشگاه خدای عز وجل و شما است و من به سویتان نیامدم تا نامه هایتان به من رسید.» و پس از آن که نماز را در آنجا به جماعت اقامه کردند، در ضمن خطبه ای فرمود:

«ایها الناس انکم ان تتقوا الله وتعرفوا الحق لاهله یکن ارضی لله ونحن اهل بیت محمد صلی الله علیه و آله اولی بولایة هذا الامر من هؤلاء المدعین ما لیس لهم والسائرین بالجور والعدوان » (27).

«ای مردم! به درستی اگر شما تقوای الهی پیشه کنید و حق را برای اهلش بشناسید، مایه ی خشنودی خداست و ما (اهل بیت محمد صلی الله علیه و آله) به ولایت این امر از اینان که مدعی چیزی اند که ربطی به آنان ندارد و بر اساس ظلم و ستم پیش می روند، سزاوارتریم.» امیر قافله عشق و شهادت در آخرین لحظات نیز از دعوت مردم به سوی حق دست برنداشت و در خطبه ی اول با اشاره به فلسفه ی قیام خود فرمودند:

«فان کنتم فی شک من هذا القول افتشکون انی ابن بنت نبیکم فو الله ما بین المشرق والمغرب ابن بنت نبی غیری فیکم ولا فی غیرکم» (28).

«پس اگر در آنچه می گویم، تردید دارید. آیا در این که من فرزند دختر پیامبر شمایم، شک دارید؟

پس به خدا سوگند بین مشرق و مغرب فرزند دختر پیامبری جز من در میان شما و غیر شما نیست.» اما آنان از جهالت و ضلالت دست برنداشتند. سرانجام - امام علیه السلام - در خطبه ی دوم خود قرآن را گشوده، بر سر گذاشتند و شمشیر پیامبر را در دست گرفتند و عمامه ی ایشان را بر سر نهادند و به سپاه ستم چنین خطاب کرد:

«ان بینی وبینکم کتاب الله وسنة جدی رسول الله صلی الله علیه و آله» (29).

«همانا، بین من و شما کتاب خدا و سنت جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله است.» و آنان با این که امام را می شناختند و سخنان او را می شنیدند، همچنان در جهنم طغیان و گمراهی و دنیاپرستی باقی ماندند و حجت بر ایشان تمام شد.

 

14- اطاعت و تسلیم

«یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله واطیعو الرسول واولی الامر منکم » (30).

«ای کسانی که ایمان آورده اید، اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولوا الامر را.» انسان موجودی است دو بعدی و همواره در کشاکش جسم و جان قرار دارد. وجود او به میدان جهادی می ماند که همواره لشکر جهل و عقل در آن با یکدیگر درگیرند و سعادت واقعی او در سایه سرسپردن به حق و تسلیم آگاهانه در برابر خداوند و اطاعت بصیرانه از دستورات اوست و این مقامی است که پیشوایان معصوم به اوج آن رسیده اند.

علی علیه السلام به مدال بندگی خدا افتخار می کنند و می فرمایند:

«الهی کفی بی عزا ان اکون لک عبدا وکفی بی فخرا ان تکون لی ربا» (31).

«پروردگارا این عزت برایم کافی است که عبد تو باشم و این افتخار برایم بس است که تو پروردگار من باشی.» در عاشورا نیز این ارزش قرآنی را در بالاترین درجه اش می توان دید. امام حسین علیه السلام در مقابل پیشنهاد برادرشان محمد حنفیه، طاعت خویشاوندان و شیعیان واقعی شان را نسبت به امام خود این گونه بیان فرمودند:

«انا عازم علی الخروج الی مکه وقد تهیات لذلک انا واخوتی وبنواخی وشیعتی امرهم امری ورایهم رایی » (32).

«من عازم مکه ام و آماده ی سفرم. من و برادران و فرزندان برادر و شیعیانم که امر آنان فرمان من و نظر آنان رای من است.» آن حضرت در پاسخ ام سلمه نیز این مقام را چنین به تصویر کشیدند:

«قد شاء عز وجل ان یری حرمی ورهطی مشردین واطفالی مذبوحین ماسورین مقیدین وهم یستغیثون فلا یجدون ناصرا» (33).

«حتما خدای عز وجل خواسته است، حرم و خاندانم آواره و اطفالم کشته و اسیر و دربند باشند و استغاثه کنند و یاوری نجویند.» قافله سالار کربلا در «صفاح » (یکی از منازل بین راه) پس از آن که فرزدق شاعر، درباره مردم به ایشان گفت: «دلهایشان با تو و شمشیرهایشان با بنی امیه است.».

امام فرمود: «والله یفعل ما یشاء وکل یوم ربنا فی شان ان نزل القضاء بما نحب فنحمد الله علی نعمائه » (34).

«و خدا آنچه بخواهد می کند و هر روز پروردگارمان در شانی است. اگر حکم را آن گونه که ما دوست داریم نازل کند، بر نعمت هایش او را سپاس می گوییم.» امام حسین علیه السلام در آخرین لحظات در حالی که از مرکب بر سجاده ی سبز عبودیت افتاد و سجده ی شکر به جا آورد اطاعت و تسلیم در برابر امر خداوند را چنین نجوا کرد.

«صبرا علی قضائک یا رب لا اله سواک یا غیاث المستغیثین..». (35).

«برای حکم و اراده تو صبر می کنم پروردگارا، خدایی جز تو نیست. ای فریادرس فریادرسان!

 

15- صبر

«و جعلنا منهم ائمة یهدون بامرنا لما صبروا و کانوا بایاتنا یوقنون » (36).

«از آنان پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما (مردم را) هدایت می کردند. چون شکیبایی نمودند و به آیات ما یقین داشتند.» پایداری و استقامت در هر کاری مهمترین رمز موفقیت است و تا انسان سیلی سرد سختی ها را به جان نخرد، هرگز به پیروزی دست نمی یابد.

وقتی گروهی اندک در قلعه صبر پناه بگیرند، می توانند بر گروه زیادی پیروز شوند.

قرآن کریم در این باره می فرماید: «کم من فئة قلیلة غلبت فئة کثیرة باذن الله والله مع الصابرین » (37) «چه بسا گروه اندکی به اذن خداوند بر گروه بسیاری غلبه کند و خداوند با صابران است ».

امام حسین علیه السلام از همان آغاز، صبر را سرلوحه ی حرکت خود قرار دادند و این مهمترین عامل جاودانگی و پیروزی آن حضرت بود، ایشان در مکه ی مکرمه در ضمن خطبه ای این موضوع مهم را بیان فرمودند:

«نصبر علی بلائه ویوفینا اجور الصابرین » (38).

«بر بلای او بردباری می کنیم و او پاداش های صابران را که وعده داده نسبت به ما وفا می کند.» هر جا سخن از صبر به میان می آید، ناخودآگاه شخصیت زینب کبرا - سلام الله علیها - در ذهن تداعی می شود.

در حقیقت باید این وجود مبارک و نفس صابره را زهرای کربلا و آیه ی صبر قرآن ناطق عاشورا دانست و همه باید در بردباری، به ایشان اقتدا کنند.

ما یار قدیم مشکلات و رنجیم در سنگر صبر و در میان گنجیم در حادثه های تلخ حال خود را با صابره ی کرببلا می سنجیم (39)

امام سجاد علیه السلام سیمای صابره ی کربلا را در شب عاشورا چنین به تصویر می کشند: «در شبی که فردایش پدرم به شهادت رسید، در حالی که شمشیرش را آماده می کرد، اشعاری را در بی وفایی دنیا زمزمه می کرد و با تکرار آن جملات مقصودش را فهمیدم، اشک راه گلویم را ببست; سکوت کردم و دانستم که بلا حتمی است اما عمه ام زینب چون آن سخنان را شنیدند نزد ایشان آمد و فرمود: «واثکلاه لیت الموت اعدمنی الیوم ماتت فاطمه وابی علی واخی الحسن...» و امام حسین علیه السلام ایشان را تسلی داد و ایشان را به صبر سفارش کرد.» زینب کبرا - سلام الله علیها - در آن شب فراق روضه ی پنج تن را با برادرش مرور کرد و از مصایبی یاد کرد که هر یک از آن ها دریایی غم و اندوه به همراه داشت اما عقیله بنی هاشم همه ی آن ها را به جان خرید.

اینک زمان آن رسیده که از نزدیک شاهد به خون غلطیدن، برادران، فرزندان و خویشان خود باشد. آیا تفسیری بهتر از این می توان برای آیات صبر قرآن کریم یافت.

حرکتی را که امام حسین علیه السلام آغاز کردند، دایره ای از مدینه تا مدینه بود که کمان از مدینه تا کربلا به عهده ی حضرت و یارانشان و کمان از کربلا تا مدینه به دوش صابره ی کربلا زینب کبرا - سلام الله علیها - بود که پس از شهادت آنان تازه رسالتش آغاز شد و چنان صبورانه علم ارزش های عاشورا را به دوش کشید که از صبرش عقل متحیر می ماند.

 

16- نصرت خدا

«یا ایها الذین آمنوا ان تنصروا الله ینصرکم ویثبت اقدامکم » (40).

«ای کسانی که ایمان آورده اید، اگر (آیین) خدا را یاری کنید، شما را یاری می کند و گام هایتان را استوار می دارد.» همواره در طول تاریخ راد مردانی برای یاری دین خدا قد برافراشته اند و با تمام وجود از حریم ارزش های الهی دفاع کرده اند. امام حسین علیه السلام و یارانش از برجسته ترین آنانند.

مهمترین دغدغه امام وضعیت اسلام و دین خدا بود، حضرت از همان آغاز نگرانی خود را از وضعیت اسلام و مسلمانان بیان کردند و در وصیتنامه ی خود نیز فلسفه ی حرکتشان را اصلاح و تجدید حیات دین خدا و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله اظهار کردند.

در یک نگاه می توان مهمترین هدف امام حسین علیه السلام را نصرت دین خدا دانست.

آن حضرت در «صفاح » (یکی از منازل بین راه) خطاب به فرزدق فرمود:

«یا فرزدق: ان هؤلاء قوم لزموا الشیطان وترکوا طاعة الرحمن واظهروا الفساد فی الارض... وانا اولی من قام بنصرة دین الله واعزاز شرعه والجهاد فی سبیله لتکون کلمه الله هی العلیا» (41).

«ای فرزدق! این گروه ملازم شیطان شده اند; پیروی خدای رحمان را رها کرده اند و تباهی را در زمین آشکار کرده اند... و من سزاوارترین کسی هستم برای یاری دین خدا و شکوه دادن به شرعش و جهاد در راهش تا کلمة الله برترین بشود.»

 

پی نوشت ها:

1) انسان / 3.

2) زمر / 18.

3) ملک / 2.

4) اسراء / 71.

5) شورا / 7.

6) مقتل مقرم / 179.

7) همان/ 234.

8) فجر / 27- 28.

9) یوسف / 53.

10) قیامت / 2.

11) بحار الانوار، ج 44، ص 219.

12) مقتل مقرم / ص 214.

13) موسوعة کلمات الامام الحسین / 401.

14) تحریم / 8.

15) بقره / 222.

16) فرقان / 70.

17) مقتل مقرم / ص 236.

18) ابراهیم / 12.

19) طلاق / 3.

20) بحار الانوار ج 44، ص 330.

21) مقتل مقرم / ص 226.

22) همان / ص 235.

23) همان / ص 282.

24) اسراء / 15.

25) بحار الانوار، ج 44، ص 334.

26) مقتل مقرم / ص 183.

27) همان.

28) همان / 233.

29) همان/ 233.

30) نساء / 59.

31) میزان الحکمة، ج 6 ص 292.

32) مقتل مقرم / ص 135.

33) مقتل مقرم / ص 136.

34) موسوعة کلمات الامام الحسین / 336.

35) مقتل مقرم / ص 182.

36) سجده / 24.

37) سوره بقره / 249.

38) مقتل مقرم / ص 166.

39) نگارنده.

40) محمد / 7.

41) موسوعة کلمات الامام الحسین / 336.
 

منبع : مبلغان، شماره 4

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن