یکشنبه, 24 خرداد 1394 ساعت 09:00
خواندن 1007 دفعه

در محضر پیامبر صلی الله علیه و آله - قسمت دوم - فرج ‏الله فرج اللهی

بلند سخن گفتن در محضر پيامبر ممنوع‏
بلند سخن گفتن، داد زدن هنگام صحبت كردن با ديگران يا صدا كردن ديگران با تعبيرات زشت و يا با تعبيراتى كه در شأن و منزلت طرف نيست، در نظر همگان مذموم است. انسان و همه اشخاص را همانند خود و افراد همطراز خود به حساب بياورد و آنچنانكه هنگام برخورد با رفقاى خود رفتار مى‏نمايد و او را صدا مى‏زند، اشخاص ديگر را كه صاحب مقام و منزلتى هستند، صحبت كند يا صدا بزند چرا كه صحبت كردن و سخن گفتن و صدا زدن با صداى بلند از عادات زشت و ناپسند و نكوهيده است. مخصوصاً كسى كه ادعاى مسلمانى دارد، بايد هميشه اين دستور بزرگ اجتماعى اسلام را مدّ نظر قرار داده و سعى كند اين عادتهاى ناپسند را از خود دور نمايد زيرا سخن گفتن با صداى بلند نشانه بى‏ادبى است و اسلام دين ادب و محبت و احترام است. البته عوامل ديگرى هم در بلندى صدا در برخوردها تأثير دارد چنانكه مرحوم آيت‏اللّه سيد رضا صدر مى‏نويسد: «وحشى‏گرى و بيابان‏گردى، بى‏تربيت بودن و از ادب و انسانيت دور بودن، خودپسندى و بزرگى‏فروشى، دشمنى با مخاطب و نفرت از او و تصميم به توهين و هتك احترام نيز در بلند سخن گفتن تأثير دارد»(1).
يكى از آداب مهمّ و اساسى در اسلام كه عدم رعايت آن گناه بزرگ و باعث حبط اعمال (وچى و نابودى اعمال) و عبادتهاى انسان مى‏شود، بلند سخن گفتن در محضر پيامبر است چرا كه انسان در برخورد با اشخاص و مقامات عاليه دنيوى و يا پدر و مادر خود حتى برادر و خواهر بزرگتر از خود، صدايش را پائين مى‏آورد و بلند حرف نمى‏زند و اگر حرف بزند، خيلى آهسته و با رعايت ادب سخن مى‏گويد تا چه رسد به شخصيتى مانند پيامبر كه شخص اوّل عالم خلقت و منجى عالم بشريت است و به ما سوى‏اللّه اولى به نفس. لذا خداوند متعال مى‏فرمايد:
«وَ لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوقَ صَوْتِ النَّبِىّ وَ لا تَجْهَرُوا لَهُ بِالقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ»(2).
«اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، صداى خود را فراتر از صداى پيامبر نكنيد، و در برابر او بلند سخن مگوييد(و داد و فرياد نزنيد) آنگونه كه بعضى از شما در برابر بعضى مى‏كنند، مبادا اعمال شما نابود گردد درحالى كه نمى‏دانيد!».

 

آيا بلندى صدا حدّ معيّنى دارد؟

براساس اين آيه، اينكه در محضر پيامبر نبايد با صداى بلند حرف زد، مسلّم است اما چند سؤال به نظر مى‏رسد:
1. آيا حدى براى بلندى صدا تعيين شده يانه؟
2. هنگام همسخن بودن با خود پيامبر نبايد بلند حرف زد يا در محضر آن حضرت با اشخاص ديگر نيز نبايد با صداى بلند سخن گفت؟
3. بلندى صدا مطلقا و بدون قيد ممنوع است يا حد و مرزى دارد؟
4. آيا طرز سخن گفتن خود پيامبر با اشخاص مختلف، يكنواخت بود يا ملاحظه افراد را نسبت به وضع جسمى و روحى آنان مى‏كرد؟
اما درباره سخن گفتن با خود پيامبر يا اشخاص ديگر در حضور آن حضرت، بايد توجه داشته باشيم كه جمله «لا ترفعوا» در آيه ياد شده، با جمله «لا تجهروا» تفاوت دارد چنانكه مرحوم طبرسى، مفسّر بزرگ در تفاوت اين دو مى‏گويد: جمله «لا تجهروا» 
«وحشى‏گرى و بيابان‏گردى، بى‏تربيت بودن و از ادب و انسانيت دور بودن، خودپسندى و بزرگى‏فروشى، دشمنى با مخاطب و نفرت از او و تصميم به توهين و هتك احترام نيز در بلند سخن گفتن تأثير دارد».
مربوط به موقعى است كه مسلمانان با پيامبر سخن مى‏گويند يعنى وقتى با پيامبر خدا همسخن مى‏شوند. ولى جمله «لا ترفعوا» به سخن گفتن در محضر آن حضرت مربوط است خواه آن حضرت مخاطب باشد يا نه، مسلمانان با يكديگر سخن بگويند(3).
همچنين بعضى از مفسران بر اين باورند كه جمله «لاتجهروا» زمان سكوت پيامبر است اما «لاترفعوا» مربوط به حالت مخاطب بودن پيامبر است و همچنين احتمال دارد كه جمله «لاتجهروا» تأكيد جمله «لا ترفعوا» باشد يا اشاره به مطلب تازه‏اى و آن خطاب پيامبر با جمله «يا محمد» و تبديل آن به «يا رسول‏اللّه» است(4).
به هر حال، در هر دو نظر، اين بى‏احترامى اگر به عنوان قصد توهين باشد كه حبط اعمال را به دنبال دارد. و اگر بدون قصد باشد، آزار و اذيت پيامبر است كه بازهم معصيت كرده و بعيد نيست كه باعث حبط اعمال باشد.

 

حدّ بلندى صدا نسبت به پيامبرصلى الله عليه وآله‏
از جمله «لا تجهروا» استفاده مى‏شود كه بلندى صدا در محضر پيامبر هميشه و مطلقا بد نيست، بلكه موارد گوناگون و اشخاص متفاوت در بلندى صدا متفاوت است. زيرا اگر به قصد احترام و تعظيم يا ترسانيدن دشمن در ميدان جنگ باشد، اشكالى ندارد چنانكه جمله «كجهر بعضكم لبعض» اشاره به اين مطلب است، چرا كه انسان وقتى با رفقا و اشخاص همانند خود حرف مى‏زند، اشكالى ندارد كه همديگر را هرطور دلشان خواست صدا بزنند يا همصحبت شوند و يا با اسم كوچك صدا بزنند اما پيش اشخاص بزرگ (آنچنانكه مرسوم است) مؤدب، آهسته‏تر و با كلمات پسنديده سخن مى‏گويند يا با كنيه و القاب خوب صدا مى‏زنند. پس در طرز صحبت كردن و صدا زدن، شأن و مقام طرف مقابل بايد مدّ نظر قرار گيرد.
همچنانكه خود پيامبر گرامى اسلام هر وقت خطبه مى‏خواند و يا با كسى حرفى مى‏زد، به تناسب اشخاص و مقامات، آهنگ و بلندى صداى حضرت نيز مختلف بود همچنين در مجالس عمومى بلند و در مجالس خصوصى آهسته سخن مى‏گفتند و يا با كسانى كه گوششان سنگين بود، بلندتر و كسانى كه از گوش سالمى برخودار بودند، آهسته‏تر سخن مى‏گفتند. و چه‏بسا آهنگى در مجلسى حرام و در مجلسى اشكال نداشته باشد زيرا كه معيار، بلندى آهنگ و صداى پيامبر مى‏باشد كه به حسب موارد مختلف، تغيير مى‏كرد.
مرحوم آيت‏اللّه سيد رضا صدر مى‏نويسد: «در جنگ حنين هنگامى كه مسلمانان پاى به گريز نهادند، عباس عموى پيامبر حسب‏الأمر آن حضرت چنين فرياد كشيد: اى كسانى كه با رسول خدا بيعت كرديد، تا جان داريد در راه خدا بكوشيد، كجا مى‏رويد! چرا مى‏گريزيد؟!»(5).
از اينجا معلوم مى‏شود كه اگر بلند سخن گفتن به دستور پيامبر يا براى تبليغ اسلام و يا براى ترساندن دشمن و يا تقويت لشگر و يا احترام پيامبر باشد، اشكالى ندارد.

 

چه كسانى رعايت ادب نكردند
در شأن نزول اين آيات، ديدگاهها مختلف است از جلمه:
1. «ثابت بن قيس بن شماس» كه كر بود، (و از آنجا كه معمولاً اشخاص كر هميشه بلند حرف مى‏زنند و خيال مى‏كنند كه مخاطبين آنها نمى‏شنوند) و آهنگ بلندى داشت و هنگام سخن گفتن با پيامبر، آن حضرت اذيت مى‏شد، وقتى اين آيه نازل شد، ثابت ناراحت شد كه پيامبر را اذيت كرده است و باعث نابودى اعمالش خواهد شد، آن حضرت فرمود: نه او اهل بهشت است زيرا كه گوشش سنگين بوده و تقصيرى نداشته است(6).
2. در سال نهم هجرت كه «عام‏الوفود» بود، (سالى كه هيأتهاى متعددى از قبائل مختلف براى پذيرش اسلام و اعلام تسليم خدمت پيامبرصلى الله عليه وآله مى‏آمدند) هنگامى كه نمايندگان قبيله «بنى‏تميم» خدمت پيامبر رسيدند، ابوبكر به پيامبر پيشنهاد كرد كه «قعقاع»(يكى از اشراف قبيله) امير آنها گردد و عمر پيشنهاد كرد «اقرع‏بن حابس» امير شود، در اينجا ابوبكر به عمر گفت: مى‏خواستى با من مخالفت كنى؟ عمر گفت: من هرگز قصد مخالفت نداشتم، در اين موقع سر و صداى هر دو در محضر پيامبر بلند شد، آيات فوق نازل گشت، يعنى نه در كنار پيامبر و نه در كنار خانه او سر و صدا راه نيندازيد(7).
3. هنگامى كه رسول خدا وارد مدينه شد تعداد مهاجر و انصار رو به فزونى گذاشت و پرسش‏هاى فراوانى از آن حضرت مى‏شد و وجود مقدس آنحضرت را همانند خودشان با تعبيراتى كه شايسته مقام رسالت و نبوت نبود مورد خطاب قرار مى‏دادند. لذا خدا اين آيه را نازل فرمود.
4. وقتى فرستادگان بنى‏تميم مى‏خواستند خدمت پيامبر برسند، آمدند دمِ در حجره آن حضرت و او را با تعبير «يا محمد اخرج الينا»: «اى محمد بيا بيرون!»، صدا كردند و وقتى پيامبر از حجره خارج شد، در راه رفتن بر او پيشى گرفتند و هنگام صحبت كردن صدايشان را بلندتر از صداى پيامبر كردند مثل اينكه با همديگر صحبت مى‏كردند لذا اين آيه‏ ها نازل شد و آنان را از اين بى‏ادبى نهى كرد و در صورت عدم رعايت ادب، حبط عمل آنها را وعده داد(8).

«اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، صداى خود را فراتر از صداى پيامبر نكنيد، و در برابر او بلند سخن مگوييد (و داد و فرياد نزنيد) آنگونه كه بعضى از شما در برابر بعضى مى‏ كنند، مبادا اعمال شما نابود گردد درحالى كه نمی‏دانيد!».

گرچه ديدگاه ها در شأن نزول آيات متفاوت است، اما مطلبى كه مسلم است اين است كه هم پيشى گرفتن بر پيامبر و هم در محضر آن حضرت با صداى بلند سخن گفتن و هم او را با تعبيرات ناشايست صدا كردن و داد زدن مايه حبط و نابودى اعمال می‏شود.
در همه اين موارد و مواردى غير از اينها پيامبر رحمت سعى مى ‏كرد اگر كسى با صداى بلند او را مى‏ خواند، با صداى بلندتر از او جواب بدهد تا آن شخص مرتكب گناه نشود و موجب حبط اعمالش نشود و لذا به خاطر مهر و محبت بيش از حد پيامبر، عده‏اى جرى مى‏ شدند و باعث رنجش خاطر پيامبر مى‏ شدند.
«روزى وجود مقدسش را عربى از پشت ديوار با صدايى بسيار بلند، آواز داد و گفت: «يا محمد!» آن حضرت با آهنگى بلندتر از او پاسخ داد تا مبادا مرد عرب به خاطر بلندتر سخن گفتن با پيامبر گناهكار محسوب گردد»(9).
به قول مرحوم آيت ‏الله سيد رضا صدر: «عجب اينجاست كه همين مسلمانان، اينگونه احترامات را در ملاقات با مقامات عاليه دنيوى رعايت مى‏ كنند، مؤدّب مى‏ شوند و آهسته سخن مى‏ گويند، ولى نسبت به مقامات عاليه خدايى رعايت نمى‏ كنند»(10).
درحالى كه اگر احترامات مقامات دنيوى رعايت نشود، ممكن است ضرر و زيان مادى و دنيوى به انسان برسد ولى اگر رعايت ادب در محضر پيامبر و يا امامان معصوم نشود، خداوند وعده مى‏ دهد كه اعمال و عبادتهاى انسان بيهوده مى ‏شود چنانكه در ذيل آيه مى ‏فرمايد: «..أَن تحَبَط أعمالُكُم و أنتم لا تشعرون» :«مبادا اعمال شما نابود گردد درحالى كه نمى ‏دانيد».
حتى خداوند متعال در آيه بعدى در مورد كسانى كه از پشت حجره پيامبر، آن حضرت را «يا محمد» صدا مى‏ زدند، تعبير بى‏خردان بكار برده است آنجا كه مى‏ فرمايد: «إِنَّ الَّذِينَ يُنادُونَكَ مِنْ وَراءِ الحُجُرات أكثَرُهُمْ لا يعقِلُونَ»(11). «حتماً كسانى كه تو را از پشت حجره‏ها بلند صدا مى‏زنند، اكثرشان نمى‏فهمند»!. چرا كه معمولاً هر قدر سطح عقل انسان بالا رود، ادب و فهم او نيز افزون مى‏شود و در اين صورت است كه ارزشها و ضد ارزشها را بهتر درك مى‏ كند. ولى كسانى كه در برابر گل سرسبد آفرينش با صداى بلند و بى‏ادبانه مثل بنى‏تميم پشت حجره پيامبر بيايند و فرياد بزنند، اين چه عقل و خردى است؟!

 

نكته‏
نكته‏ اى كه در اينجا خالى از لطف نيست اين است كه در آيه مورد بحث تعبير «اكثرهم لا يعقلون» بكار رفته، چنانكه در تفسير نمونه مى‏خوانيم، اين امر:
«يا به خاطر اين است كه «اكثر» در لغت عرب به معنى «همه» مى‏آيد كه براى رعايت احتياط و ادب اين تعبير را به كار مى‏برند كه حتى اگر يك نفر مستثنى بوده باشد، حق او ضايع نشود، گوئى خداوند با اين تعبير مى‏فرمايد: من كه پروردگار شما هستم و به همه چيز احاطه علمى دارم به هنگام سخن گفتن رعايت ادب مى‏كنم، پس شما چرا رعايت نمى‏كنيد؟ (آنهم در برابر پيامبر اسلام ‏صلى الله عليه وآله).
و يا اينكه به راستى در ميان آنها افراد عاقلى بوده ‏اند كه روى عدم توجه و با عادت هميشگى صدا را بلند مى‏كردند، قرآن از اين طريق به آنها هشدار مى‏دهد كه عقل و فكر خود را به كار بياندازند و ادب را فراموش نكنند.
اما آيا اين دستور شامل زمان حيات پيامبر است يا در كنار قبر آن حضرت هم بايد مراعات شود؟ و همچنين آيا شامل ائمه اطهارعليهم السلام و قبور آنان هم مى‏شود؟ انشاءاللّه در شماره آينده.

 

پى نوشت ها :
1) تفسير سوره حجرات، ص 188، با كمى تلخيص.
2) سورهَ حجرات: 2.
3) مجمع‏البيان، ج‏9، ذيل آيه.
4) تفسير نمونه، ذيل آيه.
5) تفسير سوره حجرات، ص 191.
6) مجمع‏البيان، ذيل آيه.
7) تفسير نمونه، ذيل آيه.(به نقل از تفسير قرطبى، فى ظلال‏القرآن. و سيره ابن هشام و صحيح بخارى).
8) تفسير نورالثقلين، ج‏5، ص 80، ذيل آيه.
9) تفسير سوره حجرات، ص 186.
10) همان، ص 189.
11) حجرات: 4.

 

دانلود مقاله

 

منبع : ماهنامه مکتب اسلام، شماره 1

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن