سه شنبه, 05 خرداد 1394 ساعت 09:00
خواندن 991 دفعه

امام على علیه السلام و یاد ایام الله - علی کرجی

ایّام اللّه چیست؟
از مجموع کلمات معصومین علیهم السلام و سخنان مفسرین قرآن و نهج البلاغه در مورد معنا و تفسیر واژه یوم اللّه بر می آید که «یوم اللّه» به معنای روزی است که سلطنت و قدرت خداوند به نحو خاصی، طبق مصلحت و حکمت ظهور می کند و مخلوقات، اعم از انسان و غیر انسان تحت سلطه خدا ومقهور قدرت او قرار می گیرند.
یوم اللّه روزی است که نعمتی از نعمت های خداوند به خاطر شایستگی امتی، بر آن امت نازل می شود.
یوم اللّه روزی است که عذابی از عذاب های خداوند به خاطر تمرّد و عصیان امتی، بر آن امت نازل می شود.
یوم اللّه روزی است که حق و عدالتی برپا و یا ظلم و بدعتی نابود می شود.
یوم اللّه روزی است که سرنوشت انسان ها در آن روز رقم می خورد.
«یوم اللّه» وقت تجلّی نعمتی از نعمت های الهی و یا نقمتی از نقمت های او می باشد.
یوم اللّه روز ظهور سلطنت خداوند در قالب انعام و انتقام الهی است[1]؛ خواه ظهور سلطنت خداوند در ایام گذشته باشد، مثل هلاک شدن اقوام ستمگر گذشته؛ خواه در آینده باشد، مثل وقت مرگ که در آن روز سلطنت اخروی خداوند ظهور می کند و اسباب دنیوی از تأثیر می افتند و یا مثل قیامت که هیچ کس نسبت به دیگری اختیاری ندارد و همه امور به دست خداوند است. خواه ظهور سلطنت الهی در قالب قهر و غضب و نقمت باشد، مثل عذاب اقوام ستمگر و خواه در قالب مهر و محبت و نعمت باشد، مثل روزی که نوح علیه السلام و یاران او از کشتی پیاده شدند و یا روزی که ابراهیم علیه السلام از آتش نجات پیدا کرد.
یوم اللّه به منزله یک سکه با دو روی متفاوت است که یک روی آن، نعمت و روی دیگر آن، نقمت است. نعمت است برای مؤمنین و نقمت است برای متمرّدین. یک طرف آن رضای الهی است و طرف دیگر خشم شیطان است، ولی یک طرف آن جلوه بیش تری دارد. گاهی جنبه نعمت آن جلوه بیش تری دارد؛ و گاهی جنبه نقمت آن. از این رو یوم اللّهِ بعثت و نصرت مسلمانان در جنگ ها و نصب خلافت، یوم اللّهِ انعام الهی می باشد؛ همان طور که یوم اللّهِ عذاب فرعونیان و ستمگران، یوم اللّهِ انتقام الهی می باشد.
آثار بزرگداشت ایام اللّه
اولیای الهی در مواقع مختلف، ایام اللّه را یادآوری کرده اند که از مهم ترین اهداف و آثار این یادآوری، عبرت گیری مخاطبین در زمان یاد آوری و بزرگداشت می باشد. علی علیه السلام می فرماید: «و شما را در روزگارهای گذشته عبرتی است؛ کجایند عمالقه و فرزندانشان؟ کجایند فراعنه و فرزندانشان؟ کجایند مردم شهرهای «رس» که پیغمبران را کشتند و انوار فرستادگان خداوند را خاموش کردند و شیوه های گردنکشان را زنده کردند؟ کجایند کسانی که با لشکرها به هر طرف رفتند و هزاران لشکر را شکست دادند و سپاه ها گرد آوردند و شهرها بناکردند؟»[2]
نیز می فرماید: «و به آنچه از تباه شدن مردم روزگارهای پیش دیدید، عبرت بگیرید که بندهای ایشان از هم جدا شده و چشم ها و گوش هایشان زایل شده و شرافت و بزرگواری از کفشان رفته و شادی ها و خوشگذرانی ها از آنها جدا شده است.»[3]
و می فرماید: «از کیفر خدا و سختی ها و عذاب های او که به گردنکشان پیش از شما رسیده است، عبرت بگیرید و به جاهایی (قبرهایی) که چهره شان به خاک افکنده شده و پهلوهاشان افتاده است، پند پذیرید.»[4]
مخاطبان اولیای الهی در بزرگداشت و یادآوری ایّام اللّه، گاهی عصیانگران و متمرّدان از دستورهای الهی هستند که یادآوری ایام اللّه موجب تخویف و انذار آنها می شود. تذکر و یادآوری ایام اللّه در این صورت به معنای یادآوری نزول بلاها، عقوبات و عذابهای شدید الهی برمردم عصیانگری است که به دین الهی پشت کرده و با پیام آوران الهی رفتاری غیر معقول نموده اند. و گاهی مخاطبان اولیای الهی در هنگام یادآوری ایام اللّه، مؤمنان و اهل تقوا هستند که این یادآوری باعث بشارت آنها به تحقق وعده های الهی و رسیدن به پاداش اعمال نیک آنها در دنیا و آخرت خواهد شد.
کسب آگاهی و آگاهی دادن، ثمره دیگر یادآوری و بزرگداشت ایّام اللّه است؛ آگاهی به این که علل پیروزی ها و شکست های ملت ها، علل سلطه اشرار برخوبان، علل تبدّل نعمت ها به نقمت ها، علل ذلیل شدن عزیزها و عزیز شدن ذلیل ها، علل نزول بلاها و عذاب های الهی، علل نزول رحمت ها و الطاف الهی، زمینه های نصرت و امدادهای الهی، علل مهلت دادن بر کفار و عصیانگران، عواقب تفرقه و کینه توزی و نافرمانی از اولیای دین، بی تفاوتی و عدم مواسات و یاری نکردن همنوعان چیست؟ آگاهی به این که نعمت های خاصّ خداوند مثل بعثت پیامبران، هدایت الهی، امدادهای الهی و... چیست؟ آگاهی به این که نه ظلمی باقی می ماند و نه ظالمی[5]؛و آگاهی نسبت به اوقات نزول رحمت های خاصّ خداوند.
یکی دیگر از آثار بزرگداشت ایّام اللّه، تداوم و بقای نظام و حکومت اسلامی می باشد، چون واژه «ایّام اللّه» قبل از آن که ناظر به مسائل فردی باشد، ناظر به مسائل اجتماعی و عمومی مردم می باشد. از این رو علی علیه السلام در ضمن یادآوری ایّام اللّه، به مسأله عدم تفرقه و مواسات اجتماعی و مسأله مهم امر به معروف ونهی از منکر، که فریضه ای الهی و در عین حال نظارتی عمومی است، اشاره می کند.[6]
بنابراین برای تداوم و حفظ بقای نظام اسلامی، تذکّر و یادآوری ایّام اللّه و مطالعه در موضوعات ومصادیق آن، لازم و ضروری به نظر می رسد؛ چون علل پیروزی ها و شکست های امت ها و سنّت های الهی در برخورد با عملکرد مردم نسبت به نعمت های خاصّ الهی مثل نبوت و امامت، در ایّام اللّه مطرح می باشد. لذا توجه به این علل می تواند در جهت تقویت و تداوم حکومت ونظام اسلامی مؤثر باشد.
ایّام اللّه در سخنان علی علیه السلام
حضرت علی علیه السلام در موارد متعدد، ایّام اللّه را متذکر می شود و به بزرگداشت آنها می پردازد و یادآوری ایّام اللّه را از اوصاف بندگان خداوند می شمارد: «همواره برای خداوند در پاره ای از زمان، بعد از پاره دیگر و در روزگاری که آثار شرایع در آنها گم گشته است، بندگانی است که روزهای خدا را (به مردم) یادآوری می نمایند و (آنان را) از عظمت و بزرگواری او می ترسانند.»[7]
آن حضرت به یادآوری ایّام اللّه دستور می دهد و در نامه ای به قثم بن عباس، که کارگزار وی در مکه بود، می نویسد: «حج را با مردم برپادار و آنها را به روزهای خداوند یادآوری نما.»[8]
آن حضرت در مواردی به یادآوری و بزرگداشت ایّام اللّه می پردازد، که اینک به نمونه هایی از آنها اشاره می گردد:
1. یوم اللّهِ بعثت انبیا
علی علیه السلام می فرماید: «خدای تعالی پیامبران خود را در بین مردم برانگیخت و ایشان را پی درپی فرستاد تا عهد و پیمان خداوند را که فطری آنان بود، بطلبند و به نعمت فراموش شده (توحید فطری) یادآورشان کنند و از راه تبلیغ، با ایشان گفت و گو نمایند و عقل های پنهان شده در زیر غبار کفر و ضلالت را بیرون آورند و به کار اندازند و آیات قدرت الهی را به ایشان نشان دهند.»[9]
2. یوم اللّهِ بعثت پیامبراکرم صلی الله علیه و آله [10]
یوم اللّه بعثت پیامبر که جلوه دیگر نزول نعمت الهی بر بندگان بود، در تاریخ بیست و هفتم ماه رجب سال چهلم «عامّ الفیل» اتفاق افتاد. علی علیه السلام می فرماید: «خداوند ـ عزّوجلّ ـ محمد صلی الله علیه و آله را به حق و راستی برانگیخت تا بندگانش را از پرستش بت ها بازدارد و به عبادت و بندگی او وادارد واز پیروی شیطان منع کند و به فرمانبرداری او سوق دهد، با قرآنی که آن را (در همه آفاق) آشکار و محکم و استوار فرمود تا بندگان به پروردگارشان دانا شوند، در حالی که نادان بودند، و به او اعتراف کنند پس از آن که انکارش می داشتند، و هستی او را اثبات نمایند بعد از آن که او را باور نداشتند.»[11]
3. یوم اللّهِ نزول قرآن کریم
حقیقت قرآن کریم در «لیلة القدر» یک دفعه بر قلب مبارک پیامبراسلام علیهماالسلام نازل شد و سپس به تدریج توسط آن حضرت بیان شد. علی علیه السلام ضمن بزرگداشت این نعمت عظمای الهی، چنین می فرمایند: «خدای تعالی کتاب هدایتگری (قرآن کریم) را فرستاد که در آن خیر و شرّ را بیان فرموده است. پس راه خیر را در پیش گیرید تا هدایت شده راه ببرید و از جانبِ شرّ دوری کنید تا در میان راه راست راه بروید.»[12]
4. یوم اللّهِ هجرت
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله برای نشر و گسترش اسلام و تشکیل حکومت فاضله دینی، به امر الهی از مکه به مدینه هجرت نمودند.[13] علی علیه السلام به این فضل الهی که روز سرنوشت سازی برای اسلام و مسلمین بود، اشاره می کند که: «به دنیا آمدنش (پیامبر صلی الله علیه و آله ) در مکه و هجرتش در مدینه است.»[14]
5. یوم اللّهِ غدیرخم
پیامبراکرم صلی الله علیه و آله به فرمان خداوند، علی علیه السلام را در روز هجدهم ماه ذی حجه سال دهم هجرت، بعد از اتمام حج، در غدیرخم ـ که قسمتی از صحرای جُحْفه است ـ به جانشینی خود برگزید. علی علیه السلام این یوم اللّه عظیم را در موارد متعدد یادآوری کرده است.
امام رضا علیه السلام می فرماید: (علی علیه السلام ) در فضیلت روز غدیر (که به منبر رفته بودند) سخنان بسیاری گفتند. تا این که فرمود: «(انفاق یک) درهم در این روز، معادل صدهزار درهم است... و روزه در این روز، از جمله چیزهایی است که خداوند تعالی آن را خواسته است و پاداشی بزرگ را جزای آن قرارداده است، به طوری که اگر بنده ای از بندگان خدا از ابتدای دنیا تا انقضای آن، روزها را روزه و شب ها را بیدار بماند (اگر روزه اش با اخلاص باشد)، هر آینه روزهای دنیا از برابری با آن (روزه روز عید غدیر) کوتاه خواهند بود. و کسی که ابتداءً حاجت برادر (دینی اش) را برآورده و با اشتیاق به او نیکی کند، هرآینه برای او اجر کسی است که این روز را روزه گرفته و شبش را اقامه کرده است.... وکسی که مؤمنی را در شبش (شب عید غدیر) افطار دهد، مثل آن است که «فیام» را افطار داده است.»
در این هنگام کسی بلند شد و عرض کرد: ای امیرمؤمنان! «فیام» چیست؟ فرمود: صدهزار نبی و صدیق و شهید. پس حالِ کسی که تعدادی از مردان و زنان مؤمن را متکفل شود (و افطار دهد) چگونه خواهد بود؟ (که ثواب افطار آنها بیشتر خواهد بود.)... و در هر وقت که (در این روز) با هم ملاقات کردید، همراه با سلام دادن، باهم دست بدهید و در این روز نعمت را به یکدیگر هبه کنید...»[15]
6. یوم اللّهِ میلاد رسول اکرم صلی الله علیه و آله
ولادت آن حضرت در روز هفدهم ماه ربیع الاوّل سال عامّ الفیل درشهر مکه اتفاق افتاد. علی علیه السلام و سایر ائمه علیهم السلام ضمن بزرگداشت این روز، به شکرانه این نعمت عظمای الهی می فرمایند: «هرکس روز هفدهم ماه ربیع الاوّل را که زمان تولد آقای ما، رسول خدا صلی الله علیه و آله است، روزه بگیرد، خداوند (ثواب) روزه یک سال را برای او می نویسد.»[16]
7. یوم اللّهِ 25 ذی قعده
روز بیست و پنجم ذی قعده، روزی است که ابراهیم علیه السلام (بنابر بعضی از روایات) و عیسی علیه السلام در آن روز متولد شده اند؛ روزی است که خداوند کعبه را خانه خود قرار داد؛ روزی است که آدم از بهشت به زمین هبوط کرد؛ روزی است که زمین از زیر کعبه گسترش پیدا کرد و روز نشر رحمت الهی است.[17]
علی علیه السلام در بزرگداشت این روز، می فرماید: «اولین رحمتی که از آسمان نازل شد، در روز بیست و پنجم ماه ذی قعده بود. بنابراین هرکس آن روز را روزه بگیرد و شبش را اقامه کند (عبادت کند)، برای او عبادت یک سال نوشته می شود؛ سالی که روز هایش را روزه و شب هایش را بیدار مانده باشد.»[18]
8. یوم اللّهِ قیام قائم(عجل الله تعالی فرجه)
علی علیه السلام می فرماید: «خدا گروهی را می آورد که خدا را دوست دارند و خداوند نیز آنان را دوست دارد و به سلطنت الهی می رسد کسی که میان آنان غریب است، او همان مهدی موعود است... زمین را پر از عدل و داد می سازد، بدون آن که برای او مشکلی پیش آید. در کودکی از مادر و پدرش دور می گردد... و بلاد مسلمانان را با امان فتح می کند، زمان برای او آماده و صاف می شود، کلام او مسموع خواهد بود و پیر و جوان از او اطاعت می کنند و زمین را پر از عدل و داد می سازد، چنان که از ظلم و جور پرشده باشد. در این هنگام است که امامت او به حدّ کمال می رسد و خلافت او مستقر می گردد و خدا کسانی را که در قبرها هستند، مبعوث می گرداند. آنان صبح می کنند، در حالی که در قبرهای خویش نیستند و زمین به وجود مهدی، آباد و خرّم می شود و نهرها جاری می گردد و فتنه ها و آشوب ها و غارت ها از بین می رود و خیر و برکات فزونی می یابد. و نیازی به آنچه در مورد بعد آن بگویم، ندارم واز من بر دنیای آن روز سلام باد.»[19]
9. یوم اللّهِ جمعه
علی علیه السلام می فرماید: «آگاه باشید که امروز، روزی است که خداوند آن را برای شما عید قرار داده است و آن، آقایِ روزهای شما و برترین عیدهای شماست و خداوند در کتابش (قرآن) شما را به کوشش در ذکرش فرمان داده است. بنابراین باید رغبت شما در آن زیاد و نیّت شما در آن خالص باشد و در آن تضرّع و دعا و درخواست رحمت و مغفرت فراوان باشد، چون خداوند عزّوجلّ کسی که او را بخواند، اجابتش می کند و کسی که عصیانش کند و از عبادتش استکبار ورزد، وارد آتش می کند.»[20]
10. یوم اللّهِ عید فطر
علی علیه السلام می فرماید: «ای مردم! به درستی که این روز، روزی است که در آن نیکوکاران ثواب داده می شوند و بدکاران خسران می بینند و این شبیه ترین روز به قیامت شماست. بنابراین همراه با بیرون رفتن از خانه ها، خروج خود از قبرها به سوی پروردگارتان را به یاد آورید. و به وسیله وقوف خود در مصلّی، وقوف خود نزد پروردگار را به یاد آورید و هنگام برگشت خود به سوی منازل (دنیوی تان) برگشت خود را به سوی منازل خود در بهشت و آتش به یاد آورید.»[21]
11. یوم اللّهِ جنگ بدر
اولین جنگ رسمی مسلمانان با کفار و مشرکینِ مکه بعد از هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله به مدینه، جنگ «بدر» بود که در آن روز، خداوند رحمت و رأفت و نصرت خود را شامل مسلمانان نمود. علی علیه السلام در مواردی از آن یاد کرده است[22] و آن را از افتخارات خود و مسلمانان می شمارد. آن حضرت در نامه ای به معاویه، لشکریان خود را «فرزندان بدر» معرفی کرده اند؛ بدری که در آن، مسلمانان با شمشیرهایشان برادر معاویه (حنظله) و دایی او (ولید بن عتبه) و جدّ او (عتبه پدر هند) و بسیاری دیگر را کشته اند.[23]
12. یوم اللّهِ وفات
یکی از مصادیق یوم اللّه، روز مرگ است. علی علیه السلام می فرماید: «به وسیله مرگ، دنیا خاتمه می یابد.»[24] آن حضرت به امام حسن علیه السلام فرمود: «ای پسرکوچکِ من! بسیار به یاد مرگ و پیشامدهای بعد از مرگ باش که ناگاه برآن وارد می شوی؛ تا وقتی که مرگ نزد تو آید، خود را آماده کرده و (سلاح خویش را پوشیده) کمر بسته باشی و مبادا ناگاه مرگ تو را دریابد (ولی آماده آن نباشی و) برتو غلبه کند.»[25]
از نظر آن حضرت، «مرگ» واقعیتی دو چهره است: برای مؤمنین رضایت و بشارت به نعمت های ابدی است و برای کفار و عصیانگران، بشارت به عذاب همیشگی.[26]
13. یوم اللّهِ قیامت
علی علیه السلام می فرماید: «پس هرگاه (براثر مرگ خلایق) رشته کارها ازهم گسیخت و روزگار سپری گردید و برانگیختن مردم نزدیک شد، (قیامت برپا می شود) خداوند آنان را از میان قبرها، آشیانه پرندگان (اگر آنها را خورده باشند)، لانه درندگان (اگر آنان را طعمه خود کرده باشند) و میدان های جنگ (اگر کشته شده باشند) بیرون می آورد، در حالی که آماده انجام فرمان حق تعالی و به سوی معاد و جای بازگشت ـ که خداوند برای آنها قرار داده است ـ به سرعت و تندی می روند. گروهی ساکت و خاموش وایستاده درصف می باشند. بینایی خداوند به همه آنها احاطه دارد.... در آن روز مکر و حیله به کار نیاید و آرزو بریده گردد و (از ترس عذاب) دل ها افسرده و غمگین باشد و صداها با خشوع و فروتنی مخفی و آهسته گردد و دهان پر از عرق شود و ترس (از کیفر گناهان) بی اندازه است و از هیبت صدای منادی برای تشخیص حق از باطل و جزای خیر و شر و عقاب و کیفر و بخشیدن ثواب و پاداش، گوش ها به لرزه درآید.»[27]
14. یوم اللّهِ عذاب اصحاب رس
«اصحاب رس، درخت صنوبر را می پرستیدند و آن را شاه درخت می گفتند... و آنها را از این جهت اصحاب رس گفته اند که پیغمبر خود را به تعب انداختند و از میان خود راندند. این قوم پس از عصر سلیمان بن داوود می زیستند و 12 قریه داشتند که در کنار رود ارس، در بلاد مشرق واقع بود...
خداوند برای آنها پیغمبری از بنی اسرائیل را مبعوث گردانید... ولی آنها او را نپذیرفتند (و او را کشتند). خداوند به جبرئیل فرمود: می بینی که این قوم از حلم و مدارای من سوء استفاده کردند و رسول مرا کشتند؟ من منتقم حقیقی هستم و از آنها انتقام خواهم گرفت و آنها را عبرت روزگار خواهم ساخت. سپس فرمان داد و در همان روزی که عید بزرگ داشتند و همه جمع بودند، باد تند و سرخ رنگی وزیدن گرفت و چنان آنها را بلند کرد و به یک دیگر زد که هلاک شدند و زمین زیرپای آنها را چون آهنِ گداخته گرم کرده... و آن قدر آن قوم را فشرد وسوزاند که مانند آتش زبانه می کشیدند... تا به کلّی از بین رفتند.»[28]
15. یوم اللّهِ عذاب قوم ثمود
قوم ثمود، اهل «حجر» ـ که مکانی است بین حجاز و شام تا وادی القری ـ بودند. آنها بت پرست بودند. خداوند حضرت صالح را برای هدایت آنها فرستاد. ولی آنها دعوت او را نپذیرفته، به دشمنی با او پرداختند و معجزات روشن او را انکار کردند. خداوند آنها را به خاطر فسادشان عذاب کرد و هلاک نمود.[29]
امام علی علیه السلام به سرنوشت شوم آنان چنین اشاره می کند: «ای مردم! همه افراد جامعه در خشنودی و خشم شریک می باشند، چنانکه شتر ماده ثمود را یک نفر دست و پا برید، اما عذاب آن تمام قوم ثمود را گرفت، زیرا همگی آن را پسندیدند.
خداوند سبحان می فرماید: «ماده شتر را پی کردند و سرانجام پشیمان شدند» سرزمین آنان چونان آهن گداخته ای که در زمین نرم فرو رود، فریادی زد و فرو ریخت، ای مردم آن کس که از راه آشکار برود به آب می رسد و هر کس از راه راست منحرف شود سرگردان می ماند.»[30]
16. یوم اللّهِ بت شکنی ابراهیم علیه السلام وپیامبراسلام صلی الله علیه و آله
شخصی یهودی به علی علیه السلام عرض کرد: همانا ابراهیم علیه السلام بت های قومش را به خاطر خشم برای خداوند شکست. علی علیه السلام به او فرمود: «حتماً همین طور است و محمد صلی الله علیه و آله (نیز) 360 بت را در کعبه شکست و آنها را از جزیرة العرب به دور کرد و کسی را که آنها را پرستش می کرد، با شمشیر ذلیل نمود.»[31]
17. یوم اللّهِ عذاب عمالقه
عمالقه از اولاد عملیق و نوادگان نوح علیه السلام بودند. آنان پادشاه یمن و حجاز بودند و دولتی مقتدر داشتند. عمالقه به ظلم و فساد در روی زمین اشتغال داشتند. از جمله فسادهای آنها، هتک حرکت نوعروسان در شب اوّل عروسی بود. خداوند آنها را به وسیله ابری عذاب آور عقوبت نمود.[32]
علی علیه السلام در نهج البلاغه می فرماید: «انّ لکم فی القرون السالفة لعبرة این العمالقه و ابناء العمالقه[33]؛ شما را در روزگارهای گذشته عبرتی است. کجایند عمالقه و فرزندان عمالقه؟»
18. یوم اللّهِ طوفان نوح علیه السلام
امام علی علیه السلام فرمود: «نوح علیه السلام از ساختن کشتی فراغت یافت و وعده او با پروردگارش برای هلاک ساختن قوم، فوران تنور بود و تنور (که در خانه زنش بود) فوران کرد و زنش گفت: تنور فوران کرد. نوح برخاست و به طرف تنور رفت و آن را مهر کرد وآب ایستاد و آن گاه هرکس رامی خواست داخل (کشتی) کند، داخل کرد. سپس آمد مهر را برداشت. خداوند می فرماید: «آن گاه درهای آسمان را گشودیم و آب از آن ریزان شد و زمین را به صورت چشمه ها در آوردیم و آب طبق امر مقدر به هم رسید و نوح را بر وسیله ای که تخته و میخ داشت، سوار کردیم.»[34] ـ [35]
19. یوم اللّهِ نجات ابراهیم علیه السلام وپیامبر صلی الله علیه و آله وسلم از آتش
شخصی یهودی به علی علیه السلام عرض کرد: قوم ابراهیم علیه السلام ابراهیم را به سوی آتش افکندند و خداوند عزّوجلّ آتش را بر او سرد و سلامت قرار داد. آیا برای محمد نیز چنین شده است؟
امام علی علیه السلام به او فرمود: «بلی. زنی خیبری حضرت محمد صلی الله علیه و آله را مسموم نمود و خداوند سم را در بدن آن حضرت سرد و سلامت نمود، تا به پایان عمر خود برسد. و سم (هم) وقتی در بدن قرار گیرد، می سوزاند؛ همان طوری که آتش می سوزاند.»[36]
20. یوم اللّهِ چهار شنبه
منظور از چهارشنبه، آخرین چهارشنبه ماه قمری است. امام علی علیه السلام می فرماید: «خداوند در روز چهار شنبه فرعون را غرق و قریه لوط را زیر و رو کرد و باد (عذاب را) بر قوم عاد فرستاد... و پشه را بر نمرود مسلط نمود...و قارون را خوار نمود.»[37]
21. یوم اللّهِ انتقام از فراعنه
«فراعنه» به پادشاهان مصر می گویند که از جمله آنها، ولیدبن مصعب، فرعون زمان حضرت موسی علیه السلام است.[38]
علی علیه السلام می فرماید: «خداوند در روز چهارشنبه (آخر ماه قمری) او را غرق نمود.»[39]
«فراعنه» به هرکسی که دین خدا را به تمسخر و استهزاء بگیرد، نیز اطلاق شده است. امام علی علیه السلام می فرماید: «خداوند ـ جلّ اسمه ـ در حمایت از پیامبر صلی الله علیه و آله از فراعنه (زمان او) انتقام گرفت... (و آنها عبارتند از: ولید بن مغیرة، عاص بن وائل، اسود بن عبد یغوث، اسود بن عبدالمطلب و حارث بن طلاطله) و اما بقیه آنها از فراعنه، (مثل ابوجهل) در روز بدر به وسیله شمشیر کشته شدند.»[40]

 

پی نوشت ها :
1. بحارالانوار، انتشارات مؤسسه الوفاء، بیروت، ج 2، ص 15؛ ج 9، ص 237؛ ج 9، ص 61، ج 13، ص 12؛ ج 70، ص 20؛ تفسیر المیزان، ج 23، ص 30؛ شرح نهج البلاغه، فیض الاسلام، نامه 67، ص 1063؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 17، ص 31؛ منهاج البراعة، انتشارات مکتبة الاسلامیة، ج 14، ص 255 و ج 12، ص 12 و ج 11، ص 372.
2. شرح نهج البلاغه فیض، خطبه 181، ص 594.
3. همان، خطبه 160، ص 515.
4. همان، خطبه 234، ص 786.
5. شرح نهج البلاغه فیض، خطبه 181، ص 594 و خطبه 234 به بعد.
6. همان، خطبه 234، ص 808.
7. همان، خطبه 213، ص 703.
8 . همان، نامه 67، ص 1063.
9. همان، خطبه 1، ص 33.
10. همان، خطبه، 2، ص 42، خطبه 33، ص 111، خطبه 103، ص 307، خطبه 104، ص 309، خطبه 26، ص 92، خطبه 189،ص640.خطبه168،ص548.
11. همان، خطبه 147، ص 446.
12. همان، خطبه 166، ص 544.
13. بحارالانوار، ج 19، ص 38.
14. شرح نهج البلاغه فیض، خطبه 160، ص 514.
15. وسائل الشیعه، ج 7، ص 327.
16. همان، ص 336.
17. همان، ص 331 و 332.
18. همان، ص 332.
19. ینابیع المودة، ج 5، ص 467.
20. وسائل الشیعه، ج 5، ص 65.
21. همان، ص 141.
22. شرح نهج البلاغه،نامه9،ص745،نامه10،ص851.
23. شرح نهج البلاغه، نامه 28، ص 903.
24. همان، خطبه 155، ص 488.
25. همان، نامه 31، ص 926.
26. بحارالانوار، ج 6، ص 154.
27. شرح نهج البلاغه، خطبه 82، ص 184.
28. بحارالانوار، ج 14، ص 148.
29. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 10، ص 75 و فیض، خطبه 180، ص 586.
30. نهج البلاغه، ترجمه دشتی، خ201،ص423.
31. بحارالانوار، ج 10، ص 32.
32. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 10، ص 93 و ابن میثم، ج 3، ص 390.
33. همان، فیض، خطبه 181، ص 594.
34. سوره قمر، آیه 11.
35. بحارالانوار، ج 11، ص 324.
36. همان، ج 10، ص 33.
37. وسائل الشیعه، ج 8، ص 256؛ بحارالانوار، ج 11، ص 362 و ج 12، ص 307.
38. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 10، ص94.
39. وسائل الشیعه، ج 8، ص 256.
40. بحارالانوار، ج 1، ص 35 و 36.

 

منبع : فرهنگ کوثر، شماره 53

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن