سه شنبه, 09 تیر 1394 ساعت 08:30
خواندن 2129 دفعه

رفتار بخشایش گرانه در نهج البلاغه، بررسی مبانی نظری و انسان شناختی و کشف اثرات روان شناختی آن - باقر غباری بناب

مقدمه
یکی از مباحث بسیار مهم در روان شناس اسلامی، یافتن و نشان دادن پایگاه نظری دستورات اخلاقی است. این امر علاوه بر این که انسجام مطالب را در گزاره های اخلاقی و مذهبی نشان می دهد، پایگاه نظری آن ها را نیز نشانه می رود. یکی از مفاهیم اخلاقی، اجتماعی و روانشناختی ای که در مذاهب مختلف، از جمله اسلام، درباره آن بحث فراوان شده است، مفهوم «عفو»و «گذشت»در روابط بین فردی است. در قرآن کریم آیات بسیاری در مورد عفو و گذشت آمده است و پیشوایان مذهبی ما نیز بر آن تأکید فراوان نموده اند. آن چه در این میان حایز اهمیت فراوان است، شناختن تعریف دقیق عفو و گذشت است، تا افراد بتوانند مدلولات و موارد عفو و گذشت را دقیقا تشخیص دهند و از آن استفاده بنمایند. مسئله مهم دیگر، پیداکردن پایگاه نظی عفو و گذشت با توجه به شناخت انسان است. 
انسان را چگونه می توان شناخت و چهره واقعی او چگونه فاش می شود؟عده ای معتقدند که تاریخ در دراز مدت پرده از چهره واقعی انسان برمی دارد و ویژگی ها، محدودیت هها، امتیازها و استعدادهای او را به ما می نمایاند. بنابراین، روانشناس واقعی، نباید به تاریخ انسان بی توجه باشد. البته به صورت پیشینی نیز می توان از کلام خدا و ائمه اطهار علیهم السّلام به این شناخت دسترسی پیدا کرد. در تاریخ، چهره های مختلفی از انسان ها نمایان شده است، ول ویژگی هایی در پردازش نظری رفتار بخشایش گرانه (عفو و گذشت) و عرضه آن ها در قالب آموزنده بیش تر اهمیت دارد، که مربوط به محدودیت های انسان و خودمحوری هاست اوست؛ چون عفو و گذشت در مواقعی مورد استفاده قرار می گیرد که دیگران در اثر کوتاهی ها و محدودیت هایی که دارند، موجب رنجش ما می شوند و ما اگر به محدودیت آن ها پی ببریم، راحت تر می توانیم آنان را مورد عفو قرار دهیم تو خود را از بند کینه توزی رها سازمی. 
در شرح محدودیت افراد، می توان به دو نوع محدودیت اساسی اشاره کرد: الف. محدودیت هایی که مربوط به نوع بشر است و در طول تاریخ، بیش تر افراد بشر آن ها را به نوعی نشان داده اند. به طور کلی، افراد بشر عقل و دانش خود را در بیش تر مواقع به درستی به کار نبسته اند و از موقعیت ها و نعمت های داده شده، به بهترین شکل استفاده نکرده اند؛ ب. محدودیت هایی که به ویژگی های جالبی دارد: یکی از مهم ترین نامه های آن حضرت، نامه به فرزندش حضرت امام حسن مجتبی علیه السّلام است که در آن ویژگی های اهل دنیا را برشمرده است. تا آن جا که می فرماید: «مبادا که فریفته شوی که ببینی دنیاداران به دنیا دل می نهند، و بر سر دنیا بر یکدیگر می جهند. چه خدا تو را از دنیا خبر داده و دنیا وصف خویش را با تو در میان گذاشته و پرده از زشتی هایی برداشته. همانا دنیاپرستان سگان عوعو کن هستند، و درندگانی اند که در پی صید می دوند. برخی را از برخی بد می آید و نیرومندشان ناتوان را طعمه خویش می نماید، و بزرگ شان بر خرد دست چیرگی می گشاید. دسته ای شتران بسته، و دسته ای دیگر رها و خرد خود را از دست داده اند. در کار خویش سرگردان، در چراگاه زیان، در بیابانی دشوار گذر روان، نه شبانی که به کارشان رسد، نه چراننده ای که به چراشان برد، دنیا به راه کوری شان راند، و دیده هاشان را بپوشاند. در بیراهگی اش سرگردان و فروشده در نعمت آن، دنیا را پروردگار خود گرفته اند و دنیا با آنان به بازی پرداخته و آنان سرگرم بازی دنیا شده اند آن چه را در ورای آن است فراموش کرده اند» (نهج البلاغه، نامه 31) . 
در این نامه، حضرت تصویری از انسان دنیا دوست را برای فرزند عزیزش ترسیم می نماید، تشبیهات جالبی که حضرت در این نامه به کار گرفته، حاکی از این است که انسان پای بند به تعلقات دنیوی، محدودیت های فراوان روان شناختی، انگیزشی و عاطفی دارد که موجب می شود تمام کوشش خود را صرف منافع شخصی نماید و نتواند غیر از آن بیندیشد و رفتار نماید. البته انسان های برجسته ای هستند که از این محدودیت ها فراتر می روند، ولی تاریخ نشان داده است که تعداد آنان بسیار کم است. با چنین انسانی چگونه می توان کنار آمد و با صلح و صفا و آرامش در کنار او زندگی کرد؟واب این سؤال را حضرت علی علیه السّلام در نامه دیگری که به «مالک اشتر»نوشته و او را به عفو و گذشت فرا خوانده است، می دهد. 
حضرت در نامه 53 نهج البلاغه در مورد برنامه های «مالک اشتر»برای رفتار و حکومت بر مردمان توصیه های بسیار جالبی می نماید و او را به ملاطفت و مهربانی و گذشتن از لغزش ها و خطاهای مردمان فرا می خواند. حضرت با توجه به خطاکار بودن انسان ها و کثرت لغزش های آنان، عفو و گذشت را اصل اساسی در برخورهای بین فردی قلمداد می کند. اصلی که «مالک» همواره باید مواظب رعایت آن باشد، و هیچ وقت از انجام آن پشیمان نشود و بر عقوبت کردن نشتابد، و بر کیفر نمودن دیگران شاد نگردد. امام علیه السّلام در آن جا تأکید می کند: «... و لا تندمنّ علی عفو، و لا تبجحنّ بعقوبة و لا تسرعنّ الی بادرة وجدت منها مندوحة... » (همان، نامه 53) . 
جالب اینکه حضرت آن قدر نگران عقوبت افراد است که توصیه می کند اگر «مالک»جایی برای عذری می بیند بلافاصله آن عذر را بپذیرد و عذرها را نپوشاند؛ بلکه سعی کند برای لغزش افراد دنبال آن عذرها باشد و آن ها را پیدا کند. خود آن حضرت که مدت ها در دوران پیامبر و پس از او با مردمان گوناگون و خشن برخورد داشت، می دانست که چگونه این افراد سرپرست خود را به خشم می آورند و در انجام مسئولیت های خود کوتاهی می ورزند. بنابراین «مالک»را برای گذشت از خطای زیردستان آماده می کند و این آمادگی را با تذکرات زیر تمهید می نماید: 
 «دل را سراپرده محبت مردم دار، به آنان مهر ورز و با آنان نرم باش. مبادا که چون درنده شکارافکن به خون ریختن آنان بپردازی، چه آنان بر دو گروه اند: یا در دین با تو برادرند، یا در آفرینش با تو برابر امّا از آنان لغزش سر می زند و بیماری های روانی بر آنان عارض می گردد و خواه ناخواه به ناروا دست می زنند. پس آنسان که دوست داری خدای بر تو ببخشاید و از گناهانت در گذرد، تو نیز بر آنان ببخشای و از خطاهاشان درگذر؛ چه تو زبردست و سرپرست آنانی و آن کس که تو را بر آنان فرمان روایی داد زبردست توست و خدای جهان که تو را به تدبیر مصالح آنان گماشت و بدین گونه در معرص آزمایش درآورد زبردست تر از اوست. و خود را آماده جنگ با خدا مکن، که کیفر او را برنتوانی تافت و در بخشش و آمرزش از او بی نیازی نخواهی یافت. و بر بخشش پشیمان مشو و بر کیفر شادمانی مکن و به خشمی که توانی خود را از آن برهانی مشتاب. و مگو مرا گمارده اند و من می فرمایم و اطاعت امر را می پایم، چه این کار دل را سیاه کند و دین را پژمرده و تباه، و موجب زوال نعمت است و نزدیکی بلا و آفت... » (همان، نامه 53) . 
همان طور که از فرمایشات حضرت برمی ژآید، ایشان تأکید می کند که «مالک»قلب خود را از مهر و شفقت خلق پرسازد و به ان ها لطف و التفات بورزد. حضرت به «مالک»تذکر می دهد که این مردمان نیز نظیر او هستند (یا هم کیش اویند و یا هم نوع) ؛ منتها از آنان لغزش های فراوان سر می زند و بیماری های (روحی) فراوانی بر آنان عارض می گردد. آن ها در مقابل خطاها آسیب پذیرند و خواسته یا ناخواسته خطایی بر دست شان می رود. در این صورت باید از عفو و گذشت خود مایه بگذارد و آنان را ببخشاید، همان طور که انتظار دارد خداوند او را ببخشاید. نکات بسیار جالبی در جملات حضرت علی علیه السّلام نهفته است که تفصیل آن ها در این مختصر نمی گنجد. از جمله این نکته های جالب، معرفی نمودن عفو و گذشت به عنوان اصل است، که با توجه به کثیر الخطا و جایز الخطا بودن انسان ها، باید از این اصل پیروی کرد و از عفو و گذشت خطای دیگران پشیمان نشد و به دنبال عذری برای آن گشت و خطاکاران را معذور داشت و در عقوبت آن ها شتاب نکرد. نکته بسیار جالب دیگر، اشاره به شباهت های بین «مالک»و افراد دیگر است که او حاکم آن ها است. در این جا، حضرت هم از لحاظ نوعی و هم از لحاظ مذهبی می خواهد به «مالک»القا کند که او هم شبیه مردمان است و احتمال دارد او هم خطا کند و از خداوند انتظار داشته باشد که او را مورد عفو و گذشت قرار دهد. 
حضرت در خطبه «متقین» (خطبه 193) زمانی که ویژگی های افراد پرهیزگار را برمی شمارد، یکی از این مشخصات بارز را عفو خطای دیگران قلمداد می کند: «از کسی که بر او ستم روا داشته، می گذرد، به کسی که او را محروم نمود عطا می نماید، و با کسی که از او قطع رابته کرده می پیوند». 
در حقیقت، این توصیف حضرت از ویژگی های افراد متّقی و خلق و خوی آن هاست، که جهان بینی این افراد و تفاوت آن با دیگران را نشان می دهد. افرد متّقی از بلندای زندگی به حوادثت و رخدادها می نگرند و به راحتی از خطای افراد می گذرند. به علاوه محدودیت های افراد دیگر را می دانند و کینه ای به دل راه نمی دهند. مرحوم «الهی قمشه ای»در ترجمه و تفسیر فرمایش حضرت علی علیه السّلام در مورد عفو و گذشت، چنین می نویسد: 

ببخشد هر که را بر وی ستم کرد

که آن بیچاره جان خود دژم کرد

ندارد از کسی کین در دل پاک

نماید شاد هرکس ساخت غمناک

بپیوندد، اگر از وی گسستند

نگه دارد اگر عهدش شکستند

چو گل خندد به روی هر خس و خار

ندارد خار جور آن طرفه گلزار

در نامه دیگری که حضرت به «حارث همدانی» نوشته است او را به عفو و گذشت دعوت کرده و می فرماید: «خشم خود را فرو خور و به وقت توانایی در گذر، و گاه خشم در بردباری بکوش، و به هنگام قدرت از گناه چشم پوش تا عاقبت، تو را باشد» (نهج البلاغه، نامه 67) . 
تکرار توصیه به عفو و گذشت در نامه ها و خطبه های حضرت علی علیه السّلام، نشان دهنده این است که حضرت عفو و گذشت را اصل اساسی در روابط بین فردی می داند و بر آن تأکید می کند. در این نامه، حضرت خوش عاقبتی را مشروط به عفو و گذشت می داند. 
پس از این مقدمه مختصر، لازم است به مسایل اساسی در عفو و گذشت بپردازیم. نخست به تعریف عفو و گذشت می پردازیم تا معنی و ابعاد آن روشن شود و پس از آن، عوامل تسهیل کننده و بازدارنده عفو و گذشت را در افراد مختلف، مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهیم؛ سپس مراحل عفو و گذشت را به تفصیل مورد بررسی قرار داده، نتایج و برکات آن را در جنبه های مختلف روانی، شناختی، اجتماعی، جسمانی شرح می دهیم. در پایان مقاله نیز به راه های مؤثرسازی به کارگیری عفو و گذشت اشاره نموده و مقاله را با ذکر نتایج تحقیق تجربی ای که نشان دهنده تأثیرات عفو و گذشت در کاهش اضطراب است، به پایان می بریم. 
 

تعریف عفو و گذشت
از عفو و گذشت تعاریف گوناگونی به عمل آمده است که برخی از آن ها بیش تر به جنبه های بیرونی و محیطی و برخی به عوامل درونی و روانی افراد بیش تر تأکید کرده است. در این جا به عنوان نمونه، به دو تعریف از این تعاریف اشاره می کنیم که عبارت اند: الف. تعریف «نورث» ( North ) ، (1987) و تعریف «ان رایت» ( Enright ) و همکاران (1991) . 
نورث، تعریف بسیار جالبی از بخشش بین فردی عرضه کرده است. براساس تعریف او: بخشش عبارت است از تغییر اردای (همراه با خواست) و آگاهانه و آزادانه قلبی، و نتیجه موفقیت آمیز کوشش فعالی برای جایگزینی افکار بد با اندیشه های خوب، تندی و عصبانیت با احساس ترحم و شفقت. بخشودن عبارت است از غلبه بر احساسات منفی (از قبیل: عصبانیت، تنفر، کینه، انتقام جویی) و جایگزین کردن آن ها با احساسات مثبت (از قبیل: شفقت، ترحم، خیرخواهی، عشق، علاقه) ، ولی این فرآیند زمانی بخشش نامیده می شود و دارای ارزش اخلاقی است، که درست و برای دلایل درستی صورت گرفته باشد. اگر قرار بود که انسان قرصی را مصرف کند که عصبانیت و کینه توزی او را به افکار مثبت و انسان دوستانه تبدیل کند، این امر، موردی از عفو و گذشت به حساب نمی آمد و ارزش اخلاقی عفو و گذشت را نداشت. 
 «نورث»در این تعریف، ابتدا به عاطفی عفو و گذشت که در آرامش روانی و کاهش اضطراب و کینه توزی مؤثر است تأکید نموده است، و سپس تلویحا برای فرآیند عفو و گذشت اهمیت قایل شده است که فرآیندی منحصر به فرد است و تنها نتیجه را در نظر نگرفته است؛ یعنی، در حقیقت، عفو و گذشت محصول مجموعه ای از تغییرات اساسی، در بینش نسبت به افرادی است که ما را ناراحت کرده اند. 
حضرت علی علیه السّلام به بخش اعظم این فرآیند تغییر بینش در نامه 53 نهج البلاغه اشاره می کند؛ یعنی دانستن محدودیت های انسانی و اعتقاد به جایز الخطا بودن انسان ها و انتظار خطا از دیگران داشتن، بنا به هر دلیلی (اجتماعی، فرهنگ، عادتی، روانی و... ) ، و دانستن این امر که خود فرد نیز جایز الخطاست و دچار اشتباه می شود و نیاز به عفو و بخشش دارد. 
 «ان رایت»و همکارانش (1991) پس از تعریف «نورث» (1987) ، عفو و گذشت را این گونه تعریف نکرده اند: تمایل به صرف نظر کردن از حق خویش برای بروز خشم و کینه، قضاوت منفی و رفتارهای بی توجهانه، نسبت به فردی که غیر منصفانه موجب رنجش فرد شده است؛ هم چنین پرورش رفتارهایی از قبیل: ترحم و شفقت، انسانیت و حتی عشق و علاقه نسبت به فرد خاطری، هرچند که لیاقت دریافت این رفتارها و منش های انسانی را نداشته باشد. بعد از این تعریف، «ان رایت»و همکاران تأکید می کنند که باید برای فهم این تعریف به نکات زیر توجه داشت: 
1. فردی که به او صدمه وارد شده است، از درد عمیقی که می کشد و بی عدالتی ای که در حق او شده است، از فرد دیگر رنج می برد؛
2. فرد رنجیده، با اراده خویش تصمیم به عفو و گذشت می گیرد. بخشودن، امری ارادی و اختیاری است که به صورت آگاهانه و آزادانه و با خواست خود فرد صورت می گیرد و نمی توان آن را به عنوان تکلیف بر فرد تحمیل کرد؛
3. موضع گیری جدید نسبت به فرد خلاف کار، در برگیرنده احساسات جدید (غلبه بر خشم و غضب و جایگزینی آن با رحم و شفقت) ، شناخت و نگرش جدید نسبت به فرد خلاف کار (او را انسانی مثل انسان های دیگر دانستن، به جای شرور و بدجنس قلمداد کردن او) و تغییر رفتار نسبت به فرد خاطی (غلبه بر بی توجهی، کینه جویی، انتقام کشی و جانشین کردن آن با خیرخواهی) می باشد؛
4. فرد رنجیده می تواند بدون هیچ قید و شرطی، طرف دیگر را ببخشد؛ زیرا بخشودن عملی ارادی است و هیچ وقت مشروط به تغییر نگرش فرد خاطی نسبت به فرد رنجیده، و نیز عذرخواهی طرف مقابل نیست. 
هرچند این تعریف، از تعریف «نورث»جامع تر است و جنبه های شناختی، عاطفی و رفتاری روان انسان را در نظر گرفته و تغییرات لازم در هر سه بعد را متذکر شده است، ولی نویسنده، این تعریف را بیش تر براساس رویکرد سنجش و اندازه گیری می داند که بیش تر بر نتایج عفو و گذشت تکیه می کند و فرآیند آن را مورد بررسی قرار نمی دهد. 
مراجعه به متون اسلامی، به ما کمک می کند که تعریف جامع تری عرضه کنیم. 
نویسنده با استفاده از متون اسلامی، عفو و گذشت را به صورت زیر تعریف می کند: عفو و گذشت عبارت است از فرانگری به بافت رنجش، ملاحظه محدودیت های فردی و نوعی انسان ها (از قبیل عوارض روانی، فرهنگی، دانشی، تاریخی، زمانی و مکانی) و با توجه به این محدودیت ها، رفتار خاطری را معنا دادن و تعبیر و تفسیر نمودن، و خود را فردی از نوع انسان جایز الخطا دیدن که در شرایطی امکان دارد به گذشت نیاز داشته باشد و احساس همدردی با خاطی و تمایل به گذشتن از اشتباه او، که با انگیزه ارامش روانی، بهبود روابط با خاطی، رشد و پرورش روحانی و تنظیم رابطه با کل هستی و یا جلب رضایت خداوندی صورت می گیرد و معمولا دارای پیام های زیر است: 
1. رهایی از احساسات منفی نسبت به فرد خطاکار و ایجاد حالات مثبتی چون: شفقت و دلسوزی؛
2. غلبه بر رنجش ناشی از بدی؛
3. پرهیز از انتقام گیری و مکافات کردن دیگران (مثل مکافات غیبت به غیبت، ناسزا به ناسزا، بهتان به بهتان و... ) ؛
4. پرهیز از حسد، بدخواهی و بدبینی نسبت به دیگران؛
5. رشد و انسجام نوع دوستی؛
6. ترمیم روابط بین فردی و ایجاد ارتباط دوستانه؛
7. پیدا کردن معنی در رنج ها؛
8. تمیز دادن خطا و فعل خاطی از خطاکار؛
9. آزاد شدن از رنج و عدم اشتغال ذهن به خطاها و مجال رشد روانی و روحانی پیدا کردن؛
10. جایگزینی نگرش و قضاوت مثبت به جای نگرش و قضاوت منفی. 
هم چنین برای روشن تر شدن این تعریف، باید به نکات زیر توجه نمود: 
الف. بخشودن امری ارادی است: ب. فرد در عین قدرت، بدون هیچ منتی فرد رنجاننده را می بخشد. 
 

عوامل مؤثر در فرآیند عفو و گذشت
عوامل متعددی در فرآیند عفو و گذشت دخیل اند که آن ها را می توان کلا در سخ بخش عمد، یعنی: ویژگی های فرد رنجانده؛ ویژگی های فرد رنجیده، ویژگی های رنج طبقه بندی نمود. 
 

1. ویژگی های فرد رنجیده
فرد رنجیده از لحاظ شناختی هر اندازه قوی تر باشد و بتواند رنج، درد و جفای واقع شده را در بافت خودش ببیند و از آن جدا نشود، بهتر به سمت بخشودن سوق داده می شود. از نظر ویژگی های شخصیتی، آن چه بیش تر مورد بحث قرار گرفته است، میزان اعتماد به نفس افراد است. «نورث»معتقد است که برای گام نهادن در فرآیند بخشندگی و گذشت، فرد باید از اعتماد به نفس لازم برخوردار باشد و هر اندازه در این راه پیشروی کند، عزت نفس او زیادتر می شود. 
رسول اکرم صلّی اللّه علیه و اله فرموده است: «عفو و گذشت زیاد نمی کند مگر عزت افراد را، پس گذشت کنید که خداوند شما را عزیز گرداند» (بحار الانوار، ج 71، ص 401) . این امر نشان می دهد که بین عفو و گذشت و عزت و سرافرازی، رابطه ای تنگاتنگ وجود دارد. اخیرا روانشاسان نیز به صورت تجربی به این نتیجه رسیده اند. هرچند تحقیقات تجربی در مورد بسیاری از ویژگی های افراد و رابطه آن با عفو و گذشت انجام نشده است، ولی می توان حدس زد که افراد با تیپ شخصیتی A در مقابل تیپ شخصیتی B مشکلاتی در عفو و گذشت داشته باشند؛ هم چنین به نظر می رسد که افراد خودشکوفا از میزان بخشایش گری بالایی برخوردار باشند. 
افرادی که به فروخوردن خشم (کظم غیظ) و داشتن حلم و صبر عادت کرده اند، راحت تر از دیگران مسیر عفو و بخشش را طی می نمایند. هم چنین محیط فرهنگی این افراد، باید طوری باشد که آن ها بتوانند برای حلم و صبر و فروخوردن خشم خود، تقویت شوند؛ در غیر این صورت، احتمال دارد که این نوع رفتارها در این افراد پرورش نیابد. 
ویژگی های مذهبی افراد نیز در میزان عفو و گذشت آن ها دخیل است. به نظر می رسد افراد مذهبی انگیزه بیش تری برای عفو و گذشت داشته باشند؛ چون بخشش، ارزشی مذهبی تلقی می شود و افراد باگذشت، بیش تر می توانند رضایت خدا را کسب کنند. هم چنین میزان توکل افراد مذهبی در سطح بالایی قرار دارد. بنابراین، این افراد از عواقب بخشودن دیگران نمی ترسند و خطر لازم را می پذیرند. شاید افرادی که کمتر مذهبی هستند، در هراس باشند که در صورت بخشودن دیگران، آنان از فرصت استفاده نموده و دوباره خود را تجهیز کرده و به موقع به آزار آنان بپردازند؛ در حالی که، افراد مذهبی، از این امر احتمالی، کمتر می هراسند. 
سؤالی که در این جا مطرح می شود، این است که آیا بین مذاهب مختلف از نظر بخشودگی و میزان عفو و گذشت تفاوتی وجود دارد یا نه؟عده ای فکر می کنند میزان بخشودگی در میان مسیحیان بیش تر از پیراون مذاهب دیگر است، چون حضرت عیسی علیه السّلام بر بخشودنی و ملایمت افراد با یکدیگر بسیار تأکید می کرد. در هر حال آزمون این فرضیه، هم به مقیاسی بسیار قوی و معتبر (بدون جهت گیری فرهنگی) و هم به طرح های بسیار دقیق و قوی تحقیقاتی نیاز دارد که تمام عوامل دخیل در بخشش را، غیر از اثر تفاوت های مذهبی ثابت نگه دارد و اثرات آن ها را جدا کند تا بتوان اثر مذاهب مختلف را در میزان بخشایش گری افراد مورد مطالعه قرار داد. 
 

2. ویژگی های فرد رنجاننده
ویژگی های مختلفی که فرد رنجاننده دارد، می توانند عامل تسهیل کننده و یا تأخیرزایی در بخشش باشد. این ویژگی ها به چند دسته تقسیم می شوند که در این جا برخی از آن ها را می آوریم. یکی از این عوامل «میزان تحصیلات «رد رنجاننده است. شاید در برخی از موارد، از فرد تحصیل کرده انجام برخی خلاف ها و اشتباهات را انتظار نداشته باشیم و به دنبال انجام آن خلاف، فرد تحصیل کرده را دیرتر ببخشیم؛ اما در برخی از موارد دیده می شود که تحصیلات، موجب تسهیل امر عفو و گذشت می شود؛ مثلا در مواردی که فرد برای حفظ آبرو و منزلت فرد تحصیل کرده، او را مورد عفو و گذشت قرار می دهد. سن فردی که ما را رنجانیده است نیز عامل مهمی است. فردی که از ما مسن تر است، اگر با ما بدرفتاری کند، احتمالا بیش تر موجب رنجش خواهد شد، تا افرادی که از ما جوان تر هستند. 
برداشت کلی این است که افراد، رنجش حاصل از پدر و مادر را دیرتر مورد عفو و گذشت قرار می دهند؛ ولی بدی های فرزندان خود را زودتر می بخشند. شاید این امر، در فرهنگ ما صحیح تر از فرهنگ های دیگر باشد. فرزندان در بخشودن پدر و مادر سخت گیر هستند؛ شاید این امر به علت ناتوانی کودکان و گذار آن ها از مراحل تأثیرگذار زندگی باشد. 
 

3. ویژگی های رنج (خطای صورت گرفته) 
از بین ویژگی های رنج، می توان شدت رنج را یکی از متغیرهای اساسی تأثیرگذار در فرآیند عفو و گذشت معرفی نمود. هر اندازه شدت رنجش بیش تر باشد، میل به اجتناب از افراد و انتقام جویی از آنان بیش تر و تمایل به عفو و گذشت کمتر است. به علاوه عذرخواهی از خطا و اشتباه از طرف فرد رنجاننده، عامل دیگری است که در فرآیند بخشش تأثیر می گذارد. معذرت خواهی، بخشش را آسان می کند ( «داربی»و «شلنکر» ( Schienker Darby ) (1982) . از دیگر عوامل تأثیرگذار، نحوه پیچیدگی رنج، تعبیر و تفسیر فرد از خلاف و تأثیرات جسمی، روانی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و روحانی ای است که در فرد رنجیده اثر می گذارد. مثلا کشتن برادر و یا پدر و یا فرزند کسی که اهل خانواده خود را بسیار دوست می دارد، تأثیرات عمیقی در زندگی فرد می گذارد که گذشتن از آن بسیار دشوار است. 
هر اندازه فرد مورد تجاوز، تأثیرات تجاوز و خطا را غیر قابل جبران تر، مخرّب تر و تنزّل دهنده تر ارزیابی کند، به همان میزان گذشتن از آن تجاوز و بخشیدن آن خطا، دشوارتر خواهد بود. 
 

4. متغیرهای مربوط به روابط بین خلاف کار و فرد رنجیده
روابط بین فرد خلاف کار و فرد رنجیده، تأثیر عمیقی در فرآیند بخشش و گذشت دارد. برخی از عواملی که در این روابط بین فردی وجود دارد و بر فرآیند عفو و گذشت تأثیر می گذارد، به قرار زیر است: الف. افرادی که ارتباطی بسیار نزدیک به هم دارند، تمایل فراوانی به گذشت از خلاف یکدیگر دارند؛ چون انگیزه بیش تری برای حفظ این روابط دارند. برخی مواقع، زن و شوهری که به شدت از یکدیگر رنجیده اند، به دلیل وجود منابع و عوامل بسیاری که آن ها را به هم پیوند دهد، (مثل وجود کودکان، منابع مشترک اقتصادی، پیوند افراد و اعضای دیگر خانواده و... ) ، انگیزه بیش تری برای گذشت از بدی های یکدیگر دارند. هم چنین در بسیاری از موارد، افرادی که ارتباط نسبی با همدیگر دارند (پدر، مادر، فرزندان و... ) انگیزه بیش تری برای گذشت از بدی های یکدیگر دارند. 
ب. افرادی که قبل از بخشش، ارتباط بسیار صمیمی برای مدتی طولانی داشته اند و از این روابط بین فردی لذت فراوان برده اند نیز تمایل بیش تاری برای درگذشتن از اشتباه یکدیگر دارند؛ چون دوست دارند رابطه لذت بخش قبل از رنجش را مجددا احیا نمایند؛
ج. افرادی که به علت داشتن روابط طولانی با یکدیگر، منافع و علایق مشترکی پیدا کرده اند که آنان را به هم پیوند می دهد؛ مثل داشتن علایق و اهداف مشترک علمی، اقتصادی، سیاسی و... که موجب می شود افراد از خطاهای یکدیگر در گذرند تا بتوانند منافع و علایق مشترک خود را حفظ نمایند. 
د. داشتن شناخت از افکار و احساسات یکدیگر در اثر روابط طولانی نیز، به فرآیند گذشت و التیام در صورت رنجش کمک می نماید. داشتن روابط نزدیک طولانی با افراد، شاید از این نظر به درگذشتن از خطا کمک می کند که افراد رنجیده تعبیر و تفسیر مثبت تری از اتفاقات رنج آور می نمایند؛ مثلا فرزندی که از پدر یا مادرش جفا دیده، این جفا را برای تربیت دوران کودکی خود لازم می داند و می گوید: «والدینم خیر مرا می خواستند»؛ در حالی که در رابطه دور (بین دوستان تازه آشنا) همین حادثه تعبیر به خلاف و ظلم و بی عدالتی می شود و رنجش شدید فرد را فراهم می آورد. 
ه. عذرخواهی کردن از فرد رنجیده و اظهار ندامت از خلاف نیز عامل مؤثری در این زمینه است. در مواقعی که بین فرد خلاف کار و فرد رنجیده، روابط بسیار نزدیکی وجود داشته باشد، فرد خلاف کار به راحتی می تواند از فرد رنجیده عذرخواهی کند. این امر موجب بهبودی روابط بین فردی و التیام رنج گذشته می شود و فرآیند بخشش و گذشت را آسان می سازد. 
و. بخشودن و گذشت لغزش فرد، در مواردی که افراد بنا به دلایل اخلاقی و مذهبی و یا دلایل شخصی، تعهد و التزام به، بخشش و گذشت دارند، راحت تر صورت می گیرد. پدر و مادر و فرزندان، که بنا به سفارشات اسلامی و اخلاقی، عفو و گذشت را نسبت به یکدیگر لازم می دانند و نسبت به آن احساس تعهد می کنند، انگیزه زیادتری برای بخشیدن هم دارند. 
 

مراحل عفو و گذشت
فرآیند بخشش چگونه شروع می شود، از چه مراحلی می گذرد و کی تمام می شود و به کمال خود می رسد؟در پاسخ به این پرسش ها، که بسیار اساسی و حساس اند، روش های مختلفی وجود دارد که از راه آن ها، می توان مراحل عفو و گذشت را شناخت و آن ها را به تفکیک بیان نمود. از جله این روش ها، می توان درون نگری، مشاهده، مصاحبه با افراد رنجیده و مطالعه سرگذشت افرادی است که فرآیند بخشش خود را دقیقا ثبت نموده اند را نام برد. در ایران تا آن جا که نویسنده سراغ دارد، این فرآیند به صورت مرحله به مرحله کالبدشکافی نشده و زنجیرهای این رفتار پیچیده و ارزشمند، شناسایی نشده است. 
در اروپا و امریکا، از بین افرادی که در کشف مراحل عفو و گذشت کار کرده اند، «نورث»و «ان رایت»و همکاران، معروف تر از دیگران اند. شباهت های فراوانی بین نظرات این پژوهشگران وجود دارد و در این جا چون مجال شرح هر دو مدل وجود ندارد، تنها به ذکر مدل «نورث» می پردازیم. «نورث»فرآیند عفو و گذشت را متشکل از نه محرله می داند که در ادامه به شرح مختصر آن ها می پردازیم: 
مرحله اول: در این مرحله، جفا دیده (فرد رنجیده) دچار عواطف منفی چون: عصبانیت، کینه، تنفر، گزندگی و تندی می شود. در ابتدا احتمال دارد که این احساسات سرکوب شوند و یا بنا به دلایلی، به طور آشکار بروز نکند؛ ولی تشخیص این احساسات و آگاهی از آن ها و نیز حق فرد برای بروز احساسات، قسمت عمده ای از فرآیند بخشش به شمار می رود. 
مرحله دوم:  در مرحله دوم، فرد جفادیده (رنجیده) درخواست عدالت می کند و دنبال تنبیه و انتقام جویی است. او می خواهد تلافی کند. اقرار به اشتباه در میان جمع و بیان اینکه حق او ضایع شده است، به فرد جفادیده کمک می کند تا حدّی به احساسات منفی ناشی از رنجش غلبه کند. اگر دادخواهی صورت نگیرد، احتمال دارد فرد جفادیده احساس ناکامی کند و احتمالا احساسات منفی اش افزایش یابد. 
مرحله سوم: فرد جفادیده، در این مرحله هنوز نسبت به جفاکار احساسات و عواطف منفی دارد. او از تأثیرات نامطلوب جفا و خلاف رنج می برد و تشخیص می دهد که هنوز اثرات خلاف، او را می آزارد. او علاقه دارد که از عفو و گذشت برای التیام رنج هایش استفاده کند (احساس تمایل به عفو و گذشت) . اینکه او احساس کند آماده بخشیدن دیگران است، به عوامل چندی چون: میزان و گستره و شدت کار خلاف (جفا) ، و اینکه جفاکار چه کسی بوده، چه رابطه ای با او داشته، مدت زمانی که از انجام خلاف گذشته و تنوع و شدت احساسات او (مثلا احساس کینه، غضب، رنجش، تنفر و... ) بستگی دارد. فقط فرد جفا دیده می تواند تصمیم بگیرد که چه زمانی فرد جفاکار را ببخشد. اگرچه شرایطی هست که فرد را برای بخشودن آماده می کند و انگیزه او را چنان افزایش می دهد که احساس می کند بخشش وظیفه اوست. 
مرحله چهارم: اگر قرار است که فرد جفادیده، خلافکار را ببخشد، لازم است از پوسته خودبینی بیرون آید و از فراسوی خویش به جفاکار بنگرد. احتمال دارد فرد جفادیده بخشش را وظیفه ای مذهبی تلقی کند و یا فرد خلاف کار را بنده ای از بندگان خدا (مثل خود) به حساب آورد. بنابراین، گاهی ممکن است دلیلی غیرشخصی، فرد جفادیده را به عفو و گذشت ترغیب کند. شاید فرد جفادیده احساس کند که باید جفاکار را ببخشد؛ چراکه لازم است شرایط او را در نظر بگیرد و به انسانیت او احترام بگذارد؛ و یا احساس کند که باید او را ببخشد چون هر دو گناه کار و نیازمند عفو و گذشت پروردگارند». پس باید او را ببخشد؛ زیرا، از خداوند متعال انتظار دارد که از گناهان او درگذرد و او را ببخشد. 
مرحله پنجم: به علاوه، احتمال دارد فرد جفادیده دلیل شخصی نیز برای عفو و گذشت داشته باشد. این امر بستگی به رابطه ای دارد که قبل از انجام خلاف بین فرد جفادیده و جفاکرده وجود داشته است و یا حتی رابطه ای که بعد از انجام خلاف بین آن دو به وجود آمده است. مثلا احتمال دارد که فرد جفاکار و جفادیده رابطه نسبی و یا رابطه سببی با یکدیگر داشته باشند. وجود این گونه روابط قبل از وقوع خلاف، شاید انگیزه اساسی برای بخشیدن فرد جفاکار باشد. ممکن است فرد جفادیده بگوید: «او بالاخره برادر من است، من باید سعی کنم او را به خاطر نزدیکی به خود ببخشم». بنابراین، رابطه خویشاوندی و خانوادگی، می تواند انگیزه ای برای بخشش ایجاد کند. 
مرحله ششم: در این مرحله، فرد تمایل به بخشش پیدا می کند، و این احساس او، تا حدّی از مرحله های چهارم و پنجم، حاصل می شود. فرد جفادیده تشخیص می دهد که نه تنها باید فرد جفاکار را ببخشد، بلکه میل دارد او را مورد عفو و گذشت قرار دهد. احتمال دارد که او هیجانات و احساسات مثبت بیش تری را نسبت به فرد جفاکار نشان دهد؛ احساساتی چون: شفقت، مهربانی، ترحم، دلسوزی، فهم و درک وضعیت او و حتی عشق و علاقه به او. وجود این احساسات مثبت، می تواند ناشی از عوامل متعددی باشد؛ احتمال دارد فرد جفادیده، خودش را شبیه فرد خلاف کار ببیند؛ همان طور که در مرحله چهارم شرح آن گذشت؛ احتمال دارد احساسات فرد جفادیده ناشی از رابطه بین او و فرد خلاف کار باشد و فرد جفادیده تشخیص دهد که طرف او، پیش از انجام خلاف بسیار رنج برده است. شاید اظهار ندامت فرد خلافکار و تمایل او برای بخشوده شدن نیز علت عفو و گذشت فرد جفادیده باشد. 
مرحله هفتم: در این مرحله فرد جفادیده تصمیم به بخشش می گیرد. احتمال دارد احساسات مثبت از طریق تغییر دیدگاه نسبت به حادثه اتفاق افتاده، عمیق تر و گسترده تر شود. درک کامل تر فرد خلاف کار و موقعیت، دیدگاه، باورها و احساسات او، همگی مورد ملاحظه فرد جفادیده قرار می گیرد، تا اینکه فرد جفاکار و خلاف او در بافت محدودیت های محیطی دیده شود. تغییر دیدگاه در بین عوامل دیگر، فرآیندی است که فرد خلاف کار را فراسوی خلاف اش لحاظ می کند؛ و فرد می تواند بین خلاف و خلاف کار تمیز قایل شود. این مرحله، بسیار اساسی است و در فرآیند بخشش، نقش بسیار حساسی دارد. 
مرحله هشتم: به عنوان نتیجه طبیعی مرحله هفتم، فرد جفادیده به طور عمومی اظهار می دارد که فرد جفاکار را بخشیده است. اغلب، زمانی که ارتباط نزدیکی مثل دوستی بین افراد وجود داشته باشد، دست دادن با یکدیگر برای بخشودگی و عفو و گذشت کافی است. این که چه نوع اظهاری در میان جمع باید صورت بگیرد، بیش تر به نحوه ارتباط افراد در زمان وقوع خلاف بستگی دارد. اگر در هنگام وقوع خلاف، آن ها نسبت به یکدیگر بیگانه بوده اند، کافی است فرد جفادیده به یک نفر غریبه بگوید که فرد جفاکار را بخشیده است و دیگر هیچ کینه ای نسبت به او ندارد. اگر فرد خلاف کار به علت خلاف مورد نظر به زندان افتاده باشد، فرد جفادیده باید با او ملاقات کند و در حضور او اعلام کند که او را بخشیده است. برنامه صلح و آشتی، شاید فرصتی را برای فرد جفادیده و خلاف کار فراهم کند که بتوانند دوباره ارتباط سالمی با یکدیگر برقرار کنند. اظهار تصمیم به بخشش در حضور جمع و التیام درونی، مکمل یکدیگرند و به فرآیند بخشش کمک می کنند. دست دادن با یکدیگر در جمع و یا انجام عملی که نشان دهند بخشش است، به فرد کمک می کند که علاوه بر التیام درونی، تجربه ای عملی نیز در مورد بخشیدن داشته باشند. در تماس های صمیمی با فرد مقابل، ما ارتباط روانی را با او تسهیل می کنیم و اجازه می دهیم که فرآیند بخشش، روند عادی خود را طی کند. 
مرحله نهم: بالاخره احساسات منفی فرد جفادیده، به تدریج از بین رفته و جای آن را احساسات مثبت نسبت به فرد جفاکار پر می کند. این مرحله فرآیند عفو و گذشت را از منظر فرد جفادیده کامل می کند. احتمال دارد که فرد جفاکار، در اطراف فرد جفادیده نباشد و فرد آزرده نتواند در مورد عفو و گذشت خود به او خبر دهد. این امر از فرآیند عفو و گذشت جلوگیری به عمل نمی آورد؛ چون بخشش، بیش تر امری درونی است و به تغییر احساس انسان و تغییر نگرش او نسبت به فرد جفاکننده بستگی دارد. اگر فرد خلاف کار و جفادیده، هر دو زنده و در یک محیط باشند عموما فرآیند بخشش با نوعی تماس و ارتباط اجتماعی توأم است و این امر در حضور دیگران صورت می گیرد و نشان دهنده مرحله نهایی بخشودن است. در این مرحله است که روابط بین آن ها، بالاخره (حداقل تا حدی) التیام می یابد؛ هرچند احتمال دارد که کارهای دیگری نیز لازم باشد تا افراد بتوانند به یکدیگر کاملا اعتماد کنند و عملا هماهنگ شوند. این امر نیز قابل ذکر است که احتمال دارد بعد از عفو و گذشت، روابط بین فرد جفادیده و خلاف کار به سطح روابط قبل از وقوع خلاف نرسد؛ مثلا، همسر مرد مبتلا به استعمال مواد مخدر، شاید به این نتیجه برسد که ازدواج آن ها در اثر تخریب مواد مخدر به جدایی می انجامد؛ هرچند که او می تواند به همسرش چون انسان با شفقت مهر بورزد. 
 

نتایج عفو و گذشت
عفو و گذشت در رشد کمال انسانی، سلامت جسمی و روانی و بهبود روابط بین فردی عامل بسیار مؤثری است. از همه مهم تر، نادیده گرفتن اشتباهای دیگران، موجب می شود فرد به خداوند متعال تقرب پیدا کند. یکی از صفات خداوند «عفو»بودن است و همین امر موجب می شود بندگان از رحمت و شفقت او ناامید نگردند و به توبه کردن تشویق شوند. اگر فردی احساس کند گناهانش بخشیده نمی شود، به توبه رغبت نخواهد یافت و همین امر وسیله ای برای ادامه گناه از سوی او خواهد بود. عفو و گذشت، بیشینه ای کهن دارد و از زمانی که آدم ابو البشر دچار اشتباه شد و از میوه ممنوع خورد آغاز می شود. پیامد این رفتار آدم، هبوط از بهشت و پا گذاشت به زمین بود؛ البته، آدم بخشیده شد و مورد رحمت خداوند قرار گرفت. مدت زیادی از این حادثه نگذشته بود که «قابیل»بردار خود «هابیل»را به قتل رساند و دل پدر خود حضرت آدم را سوزاند. اما او نیز مورد عفو و گذشت قرار گرفت. این مسئله بارها و بارها در تاریخ رخ داده است؛ مثل اختلافاتی که بین حضرت «یوسف»و برادران او در خانه حضرت یعقوب پیش می آید. برادران به یوسف حسد می ورزند و در مورد او جفاها روا می دارند که یکی از آن ها به چاه انداختن اوست. بعد از مدت ها برادران دوباره یوسف را در «مصر»ملاقات می کنند و حضرت یوسف آن ها را می بخشد. زیبایی بخشش حضرت یوسف در این است که برادران را در زمان اقتدار خود در «مصر»می بخشد. در ادیان آسمانی، مخصوصا در اسلام و مسیحیت، به عفو و گذشت تأکید فراوان شده است. تاریخ عفو و گذشت، با تاریخ ارتباطات اجتماعی افراد و به وجود آمدن خطاها، هم زمان بوده است. پیامد این گذشت از خطا چه بوده است؟دیگر رفتارهایی که افراد در مقابل رنجش ها در پیش می گیرند، عبارت است از: انتقام و کینه جویی، احساس حسادت، خوخوری و... ؛ ولی این رفتارها چه نتیجه ای خواهد داشت؛ غیر از این که تنش را میان افراد زیادتر کند و آتش انتقام و کینه را دامن زند. در ادامه برخی از فواید و نتایج عفو و گذشت بررسی و در شرح و توضیح آن ها، از آیات و احادیث نیز کمک گرفته شده است. 
 

فواید جسمانی عفو و گذشت
عفو و گذشت موجب پایین آمدن فشارهای روحی می شود و از این راه، موجب می شود که مقاومت طبیعی بدن در برابر بیماری ها بیش تر شود. تحقیقات انجام شده، دلالت بر این دارد که با بالا رفتن میزان عفو و گذشت افراد، شکایت از سردرد، دل پیچه و دیگر بیماری های روان-تنی کاهش یافته است 1. گزارش های رسیده حاکی از این است که بیماری های قلبی و عروقی در افراد کینه توز بیش تر از افراد دیگر است و عفو و گذشت موجب می شود که انسان از این صدمات و لطمات در امام باشد و بتواند سلامتی خود را حفظ نماید. 
 

فواید شناختی عفو و گذشت
فایده عفو و گذشت زمانی درک خواهد شد که آن را با حالت ها و رفتارهایی بسنجیم که مخالف بخشش است و در غیاب آن به وجود می آید. عفو و گذشت زمانی مطرح می شود که ما از دیگران رنجیده ایم؛ حال اگر آن ها را نبخشیم، کینه آنان را در دل می گیریم و در صدد انتقام برمی آییم. کینه جویی موجب می شود تعادل عاطفی و شناختی ما به هم بخورد و ما دچار تحریف های شناختی شویم و بدی فرد خطاکار را بارها و بارها در ذهن خود مرور، و آن را بزرگ کنیم و خوبی ها و آراستگی های زندگی را فراموش کرده، به کینه توزی و کینه ورزی مشغول شویم. توجه و تمرکز انسان نمی تواند در یک زمان به چند جنبه از جنبه های زندگی معطوف شود، وقتی کینه فردی را در دل می پرورانیم، نمی توانیم نکات مثبت او را در نظر آوریم. وقتی ما کینه جویی را پرورش دادیم، احتمال دارد رفته رفته به کینه جویی عادت کنیم. مثل عرب های دوره جاهلیت که بیش تر فعالیت های اجتماعی آنان بر محور کینه جویی می گذشت و آن ها آن را، با منطق «حمایت از حریم قبیله خویش» توجیه می کردند. 
رفتارگرایان معتقدند که کینه جویی به طریق زیر تقویت می شود: انسان در اثر کینه جویی و انتقام، اندکی تشفی پیدا می کند و تخلیه هیجانی می شود. این تشفی و تخلیه هیجانی از یک طرف، و عقب نشینی فرد مقابل از طرف دیگر، موجب تقویت کینه جویی در افراد می شود. اگر فرد مقابل، در برابر انتقام و کینه جویی، دوباره در صدد بدی و انتقام برآید، زنجیزه های انتقام و کینه جویی طرفین، یکدیگر را تقویت نموده، کینه جویی به صورت پیوسته و مدام در جامعه ادامه خواهد یافت و شدیدتر و عمیق تر خواهد شد. به علاوه زمانی که افراد به جای بخشیدن خطاهای کوچک، زنجیره کینه توزی را با دوام تر می کنند، سرمشقی می شوند برای دیگارن که این رفتارها را از راه مشاهده یاد بگیرند. 
حضرت علی علیه السّلام در «غرر الحکم»می فرماید: «بهترین بخشش ها، در گذشتن از تقصیرهای دیگران در عین اقتدار و قدرت مندی است» (غرر الحکم، ج 2، ص 393) . و خداوند در قرآن کریم می فرماید: «[ای پیامبر]سخن بد آنان را به هرچه نیکوترت می آید پاسخ گوی. ما به سخن آنان آگاه تر هستیم» (مومنون، 96) . (در این زمینه ر. ک به: تأثیر عفو و گذشت در بهبود و سالمت روانی والدین کودکان عادی و والدین کودکان عقب مانده ذهنی. باقر غباری بناب و همکاران. مقاله ارائه شده در اولین همایش بین المللی نقش دین در بهداشت روانی. 1379). 
 

 توصیه های اسلم برای عفو و گذشت، منطق بسیار محکمی دارد و می خواهد از رواج بدی و کینه توزی و ایجاد زنجیره رفتار بد و انتقام جلوگیری کند. برخی از مشکلات شناختی که افراد را کینه توز می کند به قرار زیر است: 
1. تعمیم مبالغه آمیز ( Overgeneralization ) : افرادی که نمی توانند دیگران را ببخشند، خطای اتفاق افتاده را به افراد دیگر نیز تعمیم می دهند و به افراد دیگر نیز بدبین می شوند. آن ها فکر می کنند که افراد به طور کلی قابل اعتماد نیستند. در تحقیقی که از والدین کودکان استثنایی به عمل آمد، همبسگی معنی داری بین عدم عفو و گذشت و افکار پارانوئیدی به دست آمد. این امر نشان می دهد که والدینی که نتوانسته اند از خطاهای دیگران بگذرند، بدبینی شان به افراد دیگر تعمیم یافته است. 
 

2. فیلتر ذهنی ( Filter Mental ) : افرادی که خطای دیگران را نمی بخشند و کینه آنان را به دل می گیرند، رفته رفته به دیگران بدبین می شوند و روحیه بدبینی مانع شناخت منطقی آنان می شود. این افراد در برخوردهای خود با افرادی که از آنان رنجیده اند، بیش تر نقاط منفی را در رفتارهای آنان می بینند و نقاط مثبت را از نظر دور می دارند. این امر، علاوه بر این که در روابط بین فردی اختلال ایجاد می کند، خود نیز خطای شناختی به شمار می رود؛ چون نمی گذارد انسان خوبی ها و بدی ها را، با هم و در بافت خودشان ملاحظه کند. 
3. بی توجهی به امر مثبت ( positive the Disqualifying ) : افرادی که ظرفیت بخشش خطاهای دیگران را ندارند، نه تنها خطاهای کوچک را بزرگ می نمایند، بلکه به علت کینه توز بودن و بدبینی، کارهای مثبت دیگران از قبیل: محبت، صفا و صمیمت را نیز، نادیده می گیرند و می پندارند آنان با نیرنگی دوباره می خواهند آن ها را فریب دهند. این امر نه تنها موجب سرد شدن دیگران نسبت به ابراز محبت برای آنان می شود، بلکه خطای شناختی ذهنی را در آن ها دامن می زند و نمی گذارد آن ها داده ها را بدون بدبینی مورد مشاهده قرار داده و تعبیر و تفسیر کنند. 
در حدود هزار و چهار صد سال پیش، حضرت علی علیه السّلام در مورد فواید عفو گفته است: «گذشتن از خطای مردم دلیل تیزبینی است» (غرر الحکم، ج 1، ص 499) . تیزبین به خاطر اشتباه های دیگران خود را به این همه خسران و خطای شناختی مبتلا نمی سازد و به راحتی از اشتباه های دیگران درمی گذرد تا خود را آزاد سازد. 
4. نتیجه گیری شتاب زده ( Conclusions to Jumping ) : فردی که کینه دیگران را به دل گرفته و نمی تواند آنان را به خاطر اشتباه هایی که کرده اند ببخشد، آمادگی دارد که به صورت شتاب زده و بدون بررسی مدارک، اسناد و داده ها، از رفتار دیگران نتیجه بگیرد. این نتیجه شتاب زده نیز معمولا در تعبیر و تفسیر رفتار دیگران، موافق با بدبینی عمومی اوست. مثلا اگر او به دوست خود تلفن بزند ولی دوستش فراموش کند به او تلفن بزند، او شتاب زنده نتیجه گیری می کند که دوستش عمدا به او تلفن نزده است و از دست او عصبانی می شود. 
5. درشت نمایی ( Magnification ) : بزرگ جلوه دادن اشتباه های افراد، یکی دیگر از پیامدهای کینه جویی و نگه داشتن رنجش ها در دل است. کوچک ترین اشتباه از طرف فرد خاطی، که هنوز او را نبخشیده اید، در نظرتان بزرگ جلوه می کند و بدبینی شما را نسبت به او تقویت می کند. برعکس اگر از او خوبی ببینید آن را کوچک می نمایید. این امر بیش تر به صورت ناخودآگاه صورت می گیرد و فرد خودش هم به مکانیزم عمل پی نمی برد؛ به همین جهت است که مولوی می گوید: 

چون غرض آمد هنر پوشیده شد

صد حجاب از دل به سوی دیده شد

در حقیقت کینه توزی، غرضی در دل فرد ایجاد می کند که بر استعدادهای شناختی او تأثیر می گذارد و نمی گذارد او همان طور که سزاوار است مسایل را ببیند و تجزیه و تحلیل نماید. 
6. برچسب زدن ( Labeling ) : زمانی که ما از افراد می رنجیم و نمی توانیم خطای آنان را به صورت رفتاری در بافت فرهنگی، شناختی، تاریخی و محدودیت هاتی آن ها ببینیم، توجه ما، از خطا به فرد خطاکار معطوف می شد و به جای تقبیح خطا، خطاکار را تقبیح می کنیم و مثلا نمی گوییم رفتار او تند بود، بلکه می گوییم او آدم تندی است. فرد را با رفتارش یکی دیدن، تحریف شناختی است. فرد بیش تر از رفتارش معنی دارد. رفتار در بافت محیطی اتفاق می افتد که باید تحلیل علمی شود تا ابعاد آن رفتار و علل وقوع آن شناخته شود. وقتی ما به جای رفتار، بر افراد متمرکز می شویم و آنان را بد قلمداد می کنیم، کاری از پیش نمی بریم. بخشیدن خطاهای دیگران ما را از کینه توزی آزاد می کند و به دنبال آزادی از کینه توزی و حسد و بهتان و افترا، توان مندی شناختی ما نیز تعادل خود را باز می یابد و می توانیم از خطاهای شناختی در امان باشیم. 
 

فواید روانی عفو و گذشت (سلامت روانی و عفو و گذشت) 
مطالعه بررسی های تجربی و بالینی نشان می دهد که عفو و گذشت در کاهش اضطراب و افسردگی، عصبانیت و پرخاش گری، اختلالات عاطفی-رفتاری و افزایش اعتماد به نفس، پیشرفت تحصیلی و کارآیی در محیطهای حرفه ای مؤثر بوده است (فیتزگیبونز، 1986) ( Fitzgibbons ) . «ان رایت»و همکاران در تحقیقات تجربی خود به نتایج مختلفی که نشان دهنده رابطه عفو و گذشت با سلامت روانی است، دست یافته اند. یافته های آن ها در مورد رابطه عفو و گذشت با کاهش اضطراب و افسردگی و افزایش عزت نفس و امیدواری، بسیار تشویق کننده است. قبلا این گونه یافته ها را روان شناسان بالینی و روان درمان گران در گزارشات موردی خود آورده اند (فیتزگیبونز همان) . به نظر عده ای، تحقیقات مربوط به عفو و گذشت «ان رایت»و همکاران (1994، 1998) ، در درمان اختلالات روانی و عاطفی، آن اندازه مهم است که کشف پنی سیلین برای درمان بیماری های عفونی. 
روانشاسان بالینی، اثرات و فواید دیگری را نیز برای بخشایش گری در دهه اخیر کشف نموده اند که مهم ترین آن ها کاهش عصبانیت، خشم و دشمنی و افزایش محبت، دوستی، عشق و علاقه، قدرت مهار عصبانیت (کظم غیظ) ، بالارفن ظرفیت اعتماد به دیگران، و آزادی افراد از دردها و رنج های گذشته ای است که بر آن ها وارد شده است. 
فواید دیگر عفو و گذشت عبارت است از: شکستن سرمشق غلط و تکراری احساسات و رفتارهای منفی والدین، زن و شوهر و فرزندان در خانواده، لذا حضرت علی علیه السّلام فرموده است: «عفو و گذشت موجب نزول رحمت الهی است» (غرر الحکم، ج 2، ص 435) . فرمایش حضرت علی علیه السّلام را در محیطهایی که در آن ها عفو و گذشت اصل شناخته می شود، نافذ می یابیم و مشاهده می کنیم که چه قدر از تنش ها و ناراحتی ها در اثر عفو و گذشت رو به خاموشی می گذارد و رحمت و برکت الهی در آن محیطها جاری و ساری می شود و به جای احساسات منفی، شادی و احساسات مثبت حکم فرما می گردد. باز به همین جهت است که حضرت علی علیه السّلام تأکید می کند اگر کسی از شما طلب بخشش نمود حاجت او را برآورید: «سزاوارترین مردم برای این که حاجات شان برآورده شود آن هایی هستند که از شما طلب بخشش و گذشت می نمایند» (همان، ص 402) . 
 

فواید روحانی عفو و گذشت
هرچند فواید روحانی، با فواید روانی عفو و گذشت رابطه تنگاتنگ دارد، ولی از نظر گوهر و ذات با آن متفاوت است. آن چه در روان شناسی مطرح می شود، بیش تر جنبه های سازگاری فرد با محیط است، در حالی که جنبه های روحانی فراتر از روان شناسی خود و بررسی منش و شخصیت و یا بررسی سازگاری و سلامت فردی است. در جنبه های روحانی، ارتباط فرد با هستی و وجود، به طور مطلق، بررسی می شود. 
فرد وقتی در معنای هستی فکر می کند و یا از مبنای هستی سؤال می کند، در حیطه روحانی به فعالیت مشغول است. روان شناسانی که مطالعات شان متمرکز بر خودشکوفایی انسان ها بوده است، از معنای زندگی سؤال کرده اند، انسان را مسافر کمال و خودشکوفایی قلمداد کرده اند و او را طالب معنی در زندگی دانسته اند، از معدود روان شناسانی اند که به جنبه های روحانی افراد و مطالعه این حیطه نزدیک شده اند. از جمله این روان شناسان، می توان به «ابراهام مازلو»، و «ویکتور فرانکل»اشاره کرد. 
انسان علاوه بر جنبه های روانی، جنبه های روحانی ای نیز دارد که شکوفایی آن ها موجب فهمیدن معنای زندگی و فراتر رفتن از خود محوری است. فرد شکوفا شده از لحاظ روحانی، خود را به هستی و خدا نزدیک می بیند و احساس می کند با هستی یکی است و از خداوند هستی رضایت کامل دارد. در برخی از نوشته های عرفای اسلامی، این جلوه ها به تصویر کشیده شده است. 
یکی از ویژگی های سلامتی روح، داشتن عشق به خدا و جهان هستی است. اگر این عشق و سوز روح آدمی برای خدا و رسیدن به قرب او، به معنی واقعی از بین برود، هیچ چیز در زندگی نمی تواند انسان را راضی کند؛ حتی عشق های مادی و زمینی نیز سایه ای از آن عشق، کشش اصلی هستند. 
کینه و انتقام جویی، به عشقی که معنابخش زندگی انسان است، او را با هستی پیوند می دهد و به شکوفایی روحانی او کمک می کند، لطمه می زند. «مولوی»به درست گفته است از انسان کینه توز و انتقام جو نمی تواند عشق الهی را در دل خود جای دهد: 
رو سینه را چون سینه ها هفت آب شو از کینه ها و آنگه شراب عشق را پیمانه شو پیمانه شو باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی گر سوی مستان می روی مستانه شو مستانه شو
چون خداوند متعال، «عفّو»است، اگر انسان بخواهد به او تقرب جوید، باید این ویژگی را در خود پرورش دهد تا لایق جانان شود، و خود را به اخلاق الهی آراسته کند تا کند تا توان شکوفایی روحی را به دست آورد. 
حضرت علی علیه السّلام درباره عفو و گذشت و تحسین آن می فرماید: «اقدام به عفو و گذشت، از اخلاق افراد بزرگوار است» (غرر الحکم، ج 2، ص 4) . افرادی که به خودشکوفایی و کمال روحانی و معنوی رسیده اند، راحت تر می توانند دیگران را ببخشند. یکی از دلایلی که این افراد، راحت تر دیگران را می بخشند، این است که فراتر از خود رنج به مسئله نگاه می کنند. حضرت علی علیه السّلام، هم چنین در مورد لزوم عفو و گذشت می فرماید: «همان طور که دوست داری خداوند سبحان تو را عفو کند، تو نیز مردم را عفو کن و هیچ وقت برگذشت و عفو خود پشیمان مباش» (همان، ص 290) . از این فرمایش حضرت علیه السّلام، استنباط می شود که انسان با عفو و گذشت دیگران، حقی را برای خود حفظ می کند و آن این که در وقت خطا و لغرش، از خداوند انتظار داشته باشد او را مورد عفو و گذشت قرار دهد. یکی از ریسمان های محکمی که فرد را به دیگران و خدا نزدیک می کند و نمی گذارد رابطه او با دیگر انسان ها و هستی و خدا بگسلد، عفو و گذشت است. 
 

فواید اجتماعی (روابط بین فردی) عفو و گذشت
تحقیقات زیادی نشان داده است که عفو و گذشت در اصلاح روابط بین فردی بسیار مؤثر است 1. 
زمانی که افراد یکدیگر را می بخشند، روابط آن ها ترمیم می شود و می توانند دوستی و ارتباط سالم خود را حفظ کنند. خداوند کریم در قرآن به تذکر این نکته پرداخته و می فرماید: «خوبی و بدی برابر نیستند. همواره به نیکوترین وجهی پاسخ ده تا کسی که میان تو و او دشمنی است، چون دوست مهربان تو گردد» (فصّلت، 34) . حضرت علی علیه السّلام نیز عفو و گذشت را موجب مجد و بزرگواری افراد می داند و می فرماید: «عفو بزرگواری را سبب می شود» (غرر الحکم ج 1، ص 198) . 
 

راه های مؤثرسازی شیوه عفو و گذشت در ارتباطات اجتماعی
برای مؤثرسازی روش عفو و گذشت بر برخوردهای اجتماعی، باید در هنگام بروز خطاها به (1) . مقاله کاربرد عفو و گذشت در روان با تأکید بر دیدگاه اسلامی. م. خدایاری فرد و همکاران (1379) . 
نکته های زیر توجه کرد: 
1. باید معنای دقیق عفو را شناخت و آن را درست در محل و موقعی به کار برد که توصیه شده است. انسان نمی تواند عفو و گذشت را به صورت نارسا به کار برد و از آن انتظار نتیجه مثبت داشته باشد. باید دانست که بخشش، با مدارا و تسامح و تحمل یکی نیست. بخشش به معنی سرپوش نهادن بر تعارضات درونی و حل نشده نیست. گذشت با بخشودگی حقوقی و قضایی و فراموش کردن، تفاوت دارد و باید دقیقا در موقع و موضع خود به کار رود. 
2. وقتی فردی را بخشیدید، بر او منت نگذارید و این گذشت را به بهای احساس گناه، به آن ها نفروشید. 
3. به افراد بگویید که آن ها را بخشیده اید و هیچ کینه ای از آن ها به دل ندارید. و علت بخشش خود را نیز بیان نمایید. 
4. بخشش و گذشت از خطا را در موضع قدرت انجام دهید؛ در غیر این صورت نه تأثیر اخلاقی دارد و نه تأثیر اجتماعی. اگر شما افراد را با وجود قدرت بر انتقام، آزادنه و آگاهانه و با خواست خود ببخشید، آثار تربیتی و اخلاقی و اجتماعی آن بیش تر خواهد بود. در این قسمت چند جمله از مولای متقیان حضرت علی علیه السّلام در این مورد ذکر می نماییم: 
- «عفو و گذشت موجب تزکیه و پاکی قدرت است» (غرر الحکم، ج 1، ص 198) . 
- «عفو و گذشت، زینت و نشانه زیبایی قدرت است» (همان، ص 172) . 
- «عفو در حال قدرت و توانایی، موجب محفوظ ماندن فرد از عذاب خداوند سبحان است» (همان، ص 277) . 
- «بهترین نوع جود و بخشندگی، گذشت از تقصیرات دیگران، بعد از به قدرت رسیدن است» (همان، ج 2، ص 393) . 
- «در اوج قدرت است که فضیلت و برتری عفو و گذشت نمایان می شود» (همان، ج 4، ص 324) . 
- «به هنگام قدرت، جانب عفو و به هنگام سلطنت، جانب عدل را نگهدار» (همان، ص 604) . 
- «چه زیباست بخشیدن در هنگام اقتدار» (همان، ج 6، ص 68) . 
- «هیچ چیزی برتر از عفو فرد قدرتمند نیست» (همان، ص 392) . 
در پایان لازم است به یکی از پژوهشهای که در زمینه تأثیر بخشایش گری در کاهش اضطراب والدین دانش آموزان عقب مانده ذهنی و آموزش پذیر عادی و در محدوده سنی 14 و 15 سالگی د شهر تهران انجام شده است، اشاره شود. غباری و محمدی وند (1377) در این پژوهش 2000 نفر از والدین دانش آموزان، که براساس نمونه گیری تصادفی طبقه ای گزینش شده بودند، از راه پرسش نامه عفو و گذشت «ان رایت»و همکاران، و آزمون اضطراب «اشپیلبرگر»مورد بررسی قرار دارند که از این تعداد 40 نفر به دلیل نقص داده ها از بررسی خارج شدند. تحلیل داده ها نشان داد که همبستگی منفی (33/- r ) و معنی دار بین عفو و گذشت و اضطراب والدین کودکان عادی وجود داشت (1%> p ) . هم چنین همبستگی منفی (4/- r ) و معنی دار (1%> p ) بین اضطراب والدین کودکان عقب مانده ذهنی و میزن عفو و گذشت آنان مشاهده شد و این امر نشان می دهد که هرچه عفو و بخشش والدین زیادتر باشد از میزان اضطراب آن ها کاسته می شود. 
یافته دیگر این پژوهش این بود که تعاریف معنی داری بین میزان عفو و گذشت والدین کودکان عادی و والدین کودکان عقب مانده ذهنی وجود داشت (5. /> p ، 87/1 158 t ) و این امر نشان می داد که میزان بخشایش گری والدین کودکان عادی، به طور معنی داری بیش تر از میزان آن در والدین کودکان عقب مانده ذهنی است. شاید به دلیل وجود مشکلات والدین کودکان استثنایی و حساس بودن آن ها، مزان عفو و گذشت آن ها پایین برآورد شده است و شاید فشارهای درون خانواده، بر این امر اثر گذاشته است. 
هم چنین یافته ها تأیید نموده است که تفاوت اضطراب در والدین کودکان عادی با والدین کودکان عقب مانده ذهنی، معنی دار است: (5%> p ، 95/1 158 t ) ؛ یعنی، والدین کودکان عقب مانده ذهنی، میزان اضطراب شان به صورت معنی داری بیش تر از والدین کودکان عادی است. 
 

خلاصه و نتیجه گیری
در این مقاله، عفو و گذشت، که از خصیصه های رفتاری است، از نظر حضرت علیه السّلام مورد بررسی قرار گرفت. به دنبال آن تعریف عفو و گذشت از دیدگاه دانشمندان مختلف بررسی شد و عوامل مؤثر درون فردی و محیطی در فرآیند عفو و گذشت نیز اشاره گردید. پس از آن فرآیند درمانی بخشش و مراحل آن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت تا روان-درمان گران و روان شناسان و مشاوران بتوانند با توجه به این مراحل، به صورت علمی از این روش درمانی استفاده کنند و افراد را به بخشیدن یکدیگر ترغیب کنند. سپس به نتایج و فواید عفو و گذشت اشاره شد و نتایج و برکات عفو و گذشت از دیدگاه های مختلف مورد بحث و بررسی قرار گرفت. به دنبال آن نیز روش های مؤثر به کارگیری عفو و گذشت به تفصیل بیان شد و در پایان نیز به تحقیق تجربی ای اشاره شد که نویسنده و دانشجویش در شهر تهران انجام داده اند و مؤثر بودن این روش را در کاهش اضطراب، به صورت عملی بررسی کرده اند. 
تحقیقات بعدی می تواند به نحوه به کارگیری عفو و گذشت در سیاست و مملکت داری بپردازد و مؤثر بودن عفو و گذشت را در سیاست مدن نشان دهد؛ یعنی همان نکته ای که حضرت علی علیه السّلام به «مالک اشتر»توصیه کرد. کشف این مسئله نیز بسیار جالب خواهد بود که آیا بخشش و گذشتی که در سیاست مطرح می شود، همان فرآیندی را طی خواهد کرد که در این مقاله در بخشش و گذشت بین فردی مطرح شده است و یا با آن تفاوت هایی خواهد داشت و در صورت وجود تفاوت، این تفاوت ها بیش تر در چه جنبه هایی مطرح خواهد بود؟
 

منابع :
1. قرآن کریم. 
2. نهج البلاغه. 
3. شرح غرر الحکم و درر الکلم. 
4. بحار الانوار. 
5. دیوان فیض کاشانی. 
6. مقاله: کاربرد عفو و گذشت در روان-درمان گری با تأکید بر دیدگاه اسلامی؛ (عرضه شده در دومین همایش مشاوره از دیدگاه اسلام، دانشگاه آزاد میبد) . م. خدایاری فرد و ب. غباری بناب و ع. ن فقیهی (1379) . 
7. مقاله: تاثیر عفو و گذشت در بهبود و سلامت روانی والدین کودکان عادی و والدین کودکان عقب مانده ذهنی؛ (عرضه شده در اولین همایش بین المللی نقش دین در بهداشت روانی) . ب. غباری بناب و م. خدایاری فرد و ع. ن فقیهی (1379) . 
 

منبع : تربیت اسلامی، شماره 4

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن