پنج شنبه, 25 آبان 1396 ساعت 17:12
خواندن 1226 دفعه

پیامدهاى رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم از دیدگاه حضرت زهراسلام الله علیها - محمد صفر جبرییلى

الف: رحلت جانسوز پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)
رحلت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) براى حکومت اسلامى و امت اسلام حادثه اى سخت و جانسوز بود. چنانکه امیرالمومنین(علیه السلام) مى فرماید:
(بإبى انت و امى یا رسول الله(صلی الله علیه و آله) لقد انقطع بموتک ما لم ینقطع بموت غیرک من النبوه والانبإ و اخبار السمإ. خصصت حتى صرت مسلیا عمن سواک و عممت حتى صار الناس فیک سوإ و لولا انک امرت بالصبر و نهیت عن الجزع, لانفدنا علیک مإالشوون. و لکان الدإ مماطلا و الکمد محالفا و قلالک...(1); پدر و مادرم فدایت اى پیامبر خدا, با مرگ تو رشته اى پاره شد که در مرگ دیگران چنین قطع نشد و آن نبوت و فرود آمدن پیام و اخبار آسمانى بود. مصیبت تو دیگر مصیبت دیدگان را تسلى دهنده است یعنى پس از مصیبت تو دیگر مرگها اهمیتى ندارد. و از طرفى این یک مصیبت همگانى است که عموم مردم به خاطر تو عزادارند. اگر نبود که امر به صبر و شکیبایى فرموده اى و از بى تابى نهى نموده اى آنقدر گریه مى کردم که اشکهایم تمام شود. و این درد جانکاه همیشه در من مى ماند و حزن و اندوهم دائمى مى شد. که همه اینها در مصیبت تو کم و ناچیز است.)
سختى مصیبت رحلت پیامبر به قدرى بود که امام على مى فرماید:
(فضجت الدار الافنیه;(2) گویا در و دیوار خانه فریاد مى زد)

ب: اجمالى از آثار پربرکت بعثت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) 
شاید تصور آن روز براى خیلى ها امرى مشکل به نظر مى رسید, چرا که پیامبر توانسته بود در مدت کمى علاوه بر ایجاد الفت و اخوت و صفا و صمیمیت بین مردم, حکومتى عدل گستر و نظامى قانونمند را پى ریزى کند که مردم خصوصا طبقه عامه از آن بهره مند باشند.
چنانکه حضرت امیرمومنان (علیه السلام) مى فرماید: (فانظروا الى مواقع نعم الله علیهم حین بعث الیهم رسولا. فعقد بملته طاعتهم. و جمع على دعوته إلفتهم, کیف نشرت النعمه علیهم جناح کرامتها و اسالت لهم جداول نعمتها والتفت المله بهم فى عوائد برکتها فاصبحوا فى نعمتها غرقین. و فى خصره عیشها فکهین. قد تربعت الامور بهم فى ظل سلطان قاهر. و آوتهم الحال الى کنف عز غالب, و تعطفت الامور علیهم فى ذرى ملک ثابت. فهم حکام على العالمین و ملوک فى اطراف الارضین یملکون الامور على من کان یملکها علیهم, و یمضون الاحکام فیمن کان یمضیها فیهم لاتغمزلهم قناه و لا تقرع لهم صفاه;(3) حال به نعمتهاى بزرگ الهى که به هنگامه بعثت پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) بر آنان فروریخت بنگرید. که چگونه اطاعت آنان را دین خود پیوند داد. و با دعوتش آنها را به وحدت رساند. چگونه نعمت هاى الهى بالهاى کرامت خود را بر آنان گستراند و جویبارهاى آسایش و رفاه برایشان روان ساخت و تمام برکات آیین حق, آنها را در بر گرفت در میان نعمت ها غرق شدند و در خرمى زندگانى شادمان. امور اجتماعى آنان در سایه حکومت اسلام استوار شد. در پرتو عزتى پایدار آرام یافتند و به حکومتى پایدار رسیدند. آنگاه آنان حاکم و زمامدار جهان شدند و سلاطین روى زمین گردیدند و فرمانرواى کسانى شدند که در گذشته حاکم بودند و قوانین الهى را بر کسانى اجرا مى کردند که مجریان احکام بودند و در گذشته کسى قدرت درهم شکستن نیروى آنان را نداشت و هیچ کس خیال مبارزه با آنان را در سر نمى پروراند.)

ج: شمه اى از حالات فرصت طلبان عصر پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
شرایط قبل از اسلام و حتى بعد از حکومت اسلامى پیامبر به گونه اى نبود که تمام کسانى که در جزیره العرب آنروز مى زیستند از جان و دل تسلیم اوامر حکومت نبوى شوند و چه بسا بودند کسانى که نه از سر تسلیم بلکه از ناچارى به بیعت حکومت حضرتش درآمده بودند. و حتى کسانى که در حیات حضرت نتوانستند کارى کنند.
چنانکه امام على (علیه السلام) مى فرماید: (فاراد قومنا قتل نبینا واجتیاح اصلنا و هموا بنا الهموم و فعلوا بنا الافاعیل و منعونا العذب واحلسونا الخوف واضطرونا الى جبل وعر واوقدوا لنا نارالحرب فعزم الله لنا على الذب عن حوزته والرمى من ورإ حرمته;(4) خویشاوندان ما از قریش مى خواستند پیامبرمان(صلی الله علیه و آله) را بکشند و ریشه ما را درآورند و در این راه اندیشه ها از سر گذراندند و هرچه خواستند نسبت به ما انجام دادند. و زندگى خوش را از ما سلب کردند. و با ترس و وحشت به هم آمیختند و ما را به پیمودن کوه هاى صعب العبور مجبور کردند و براى ما آتش جنگ افروختند. اما خدا خواست که ما پاسدار دین او باشیم و شر آنان را از حریم دین بازداریم.
آنان منتظر رحلت پیامبر بودند تا بتوانند به مطامع نفسانى خود دست یازند.
چنانکه امام على(علیه السلام) خطاب به برادرش عقیل نوشتند: (فدع عنک قریشا و ترکاضهم فى الضلال و تجوالهم فى الشقاق و جماحهم فى التیه, فانهم قد اجمعوا على حربى کاجماعهم على حرب رسول الله (صلی الله علیه و آله) قبلى...;(5) قریش را بگذار تا در گمراهى بتازند و در جدایى سرگردان باشند. و با سرکشى و دشمنى زندگى کنند همانا آنان در جنگ با من متحد شدند آنگونه که پیش از من در نبرد با رسول خدا(صلی الله علیه و آله) هماهنگ بودند.)
البته بیانات پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله) در حق امیرالمومنین و در رإس آنها در غدیر خم توانسته بود از شدت و حدت آن بکاهد .
چنانکه حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:
(...کانکم لم تعلموا ما قال یوم غدیر خم, والله لقد عقد له (على علیه السلام) یومئذ الولإ لیقطع منکم بذلک منها الرجإ...;(6) گویا از آن چه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در روز غدیر خم فرمود, آگاهى ندارید؟ سوگند بخدا که ایشان در آن روز ولایت و رهبرى امام على(علیه السلام) را مطرح کردو از مردم بیعت گرفت تا امید شما فرصت طلبان تشنه قدرت را قطع نماید.)
گروهى نیز توان و توفیق معرفت پیامبر و حکومت حضرتش را پیدا نکرده بودند. چنانکه خداوند متعال مى فرماید:
(قالت الاعراب آمنا, قل لم تومنوا ولکن قولوا إسلمنا و لما یدخل الایمان فى قلوبکم).(7)

د: شرایط حاد و تإسف بار بعد از رحلت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
این عوامل و عواملى دیگر دست بدست هم داده بود تا بعد از رحلت پیامبر اکرم جامعه آنروز با مشکلات خاصى مواجه شود. چنانکه امام على(علیه السلام) مى فرماید:
(... حتى رإیت راجعه الناس قد رجعت عن الاسلام, یدعون الى محق دین محمد(صلی الله علیه و آله) فخشیت ان لم انصر الاسلام و إهله ان إرى فیه ثلما إو هدما تکون المصیبه به اعظم من ولایتکم...;(8) تا آنجا که دیدم گروهى از اسلام بازگشته, مى خواهند دین محمد(صلی الله علیه و آله) را نابود سازند. پس ترسیدم که اگر اسلام و طرفدارانش را یارى نکنم, رخنه اى در آن بینم یا شاهد نابودى آن باشم که مصیبت آن بر من سخت تر از رها کردن حکومت بر شماست.)

پیامدهاى رحلت از زبان حضرت زهرا(سلام الله علیها)
در این مقال بنابر آن است که پیامدهاى رحلت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) از نگاه تنها یادگارش حضرت فاطمه سلام الله علیها بیان شود. او که بضعه الرسول است(9) و به تعبیر امام على(علیه السلام) بقیه النبوه(10) است و به اعتراف دیگران, خیره النسإ و ابنه خیر الانبیإ, صادقه فى قولک, سابقه فى وفور عقلک(11) است.
او که خلیفه اول در جمع مردم مدینه درباره اش چنین گفته است: إنت معدن الحکمه و موطن الهدى و الرحمه و رکن الدین و عین الحجه است.(12)
و حتى عائشه نیز گفته است: (ما رإیت احدا کان اصدق لهجه من فاطمه الا ان یکون الذى ولدها).(13)
او که هم مردمان مکه و مدینه را دیده و هم شاهد حیات پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) بوده و هم در کنار پیامبر و حضرت امیر(علیه السلام) حوادث ریز و درشت عصر نبوت و روزهاى بعد از رحلت و حوادث تلخ و دردناک آن ایام کوتاه را به دقت زیر نظر داشته است. آرى او مى تواند پیامدهاى تإسف بار رحلت پیامبر را خوب بیان کند. در اینجا به مواردى از آنها مى پردازیم:
آن حضرت سلام الله علیها در خطبه فدکیه(14) و خطبه اى که بعدا در جمع زنان مدینه که به عیادت ایشان آمده بودند(15) ایراد فرموده اند. پیامدهاى رحلت پیامبر را بیان مى کنند از جمله آنها عبارتند از :

1. ایجاد ضعف و سستى در میان مردم.
استومع وهنه (یا وهیه).(16) 
حضرت در خطبه اى که در حضور زنان مدینه که به عیادت ایشان آمده بودند نیز این امر را تذکر دادند و با تإسف فرمودند:
(فقبحا لفلول الحد واللعب بعد الجد وقرع الصفاه;(17) چه زشت است سستى و بازیچه بودن مردانتان پس از آن همه تلاش و کوشش.)

2. تفرقه و اختلاف بوجود آمد.
(استنهر فتقه وانفتق رتقه;(18) تشتت و پراکندگى گسترش یافت. و وحدت و همدلى از هم گسست.)
استنهر از نهر به معناى وسعت و زیادى است, فتق به معناى جدایى و پاره پاره شدن است. 
انفتق از انفتاق یعنى شکافتن و رتق هم به معناى همبستگى و اتحاد است.
در قرآن کریم نیز آمده است که: (ان السموات والارض کانتا رتقا ففتقناهما;(19) (آیا کافران ندیدند) که آسمانها و زمین به هم پیوسته بودند و ما آنها را از یکدیگر باز کردیم.)

3. امید و آرزوهاى مسلمانان به نا امیدى تبدیل شد
آنان که به پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)و احکام عالیه اسلام ناب حضرتش دلخوش کرده بودند از نعمت دین الهى و حکومت اسلامى بهره مند گشته بودند. اکنون با دیدن حوادث بعد از آن حضرت مإیوس شده و امیدشان به یإس مبدل گشت.
(واکدت الامال).(20)

4. به حریم پیامبر بى حرمتى شد.
(اضیع الحریم و ازیلت الحرمه عند مماته;(21) هنوز جسد مبارک پیامبر بر زمین است. در اجتماع سقیفه (22) بدون نظرخواهى از خاندان پیامبر به تعیین جانشین براى آن حضرت مى پردازند. و حق اهل بیت حضرتش را ضایع مى کنند. 
چنانکه حضرت امام على(علیه السلام) مى فرمایند: فوالله ما کان یلقى فى روعى, و لا یخطر ببالى ان العرب تزعج هذا الامر من بعده(صلی الله علیه و آله) عن اهل بیته و لا انهم منحوه عنى من بعده;(23) به خدا سوگند نه در فکرم مى گذشت و نه در خاطرم مىآمد که عرب خلافت را پس از رسول خدا از اهل بیت او بگرداند. یا مرا پس از وى از عهده دار شدن حکومت باز دارند.)
و حتى در لحظات واپسین عمر حضرت و هنگام رحلت ایشان, هنگامى که قلم و لوحى طلب فرمودند به آن حضرت بى حرمتى کردند و نداى فانه یهجر سر دادند(24)
و مدتى هم از رحلت حضرت نگذشت که به درب خانه تنها یادگارش آمدند و چه بى حرمتیها که نکردند. چنانکه حضرت زهرا فرمود: یا ابتاه یا رسول الله هکذا کان یفعل بحبیبتک وابنتک...(25)
یا ابتاه یا رسول الله ماذا لقینا بعدک من ابن الخطاب وابن ابى قحافه(26)
بابا اى رسول خدا پس از تو از دست زاده خطاب و زاده ابى قحافه چه بر سر ما آمد.(27)

5. خط نفاق و دورویى آشکار شد
(ظهر فیکم حسکه النفاق).(28) 
حضرت در جاى دیگرى از همین خطبه, با کنایه زیبایى به این نفاق افکنى پرداخته است و فرموده است:
(تشربون حسوا فى ارتغإ و تمشون لاهله و ولده فى الخمر والضرإ و نصبر منکم على مثل حز المدى, و وخز السنان فى الحبشإ;(29) شیر را اندک اندک با آب ممزوج نمودید و به بهانه این که آب مى نوشید, شیر را خوردید. کنایه از نفاق است که تظاهر به عملى مى شود که در واقع خلاف آن است(30) و براى نابودى اهل بیت او در پشت تپه ها و درختان کمین کردید. و ما بر این رفتار شما که مانند بریدن کارد و فروبردن نیزه در شکم, دردآور و کشنده است صبر مى کنیم.)

6. دین و معنویت کم رنگ شد.
(و سمل جلباب الدین)(31)
(جلباب) چادر یا عبایى که بدن انسان را مى پوشاند, حضرت زهرا(سلام الله علیها) تعبیر به جلباب دین فرموده. چون دین نیز تمام زوایاى زندگى فردى و اجتماعى انسان را در بر مى گیرد, همانگونه که چادر و عبإ تمام بدن انسان را در بر مى گیرد.(32)
و در عبارتى دیگر فرموده اند: (... اطفإ إنوار الدین الجلى و اهمال سنن النبى الصفى;(33) به خاموش کردن انوار درخشان دین و بى اهمیت کردن و مهمل گذاردن سنت هاى پیامبر برگزیده خدا همت گماردید)

7. مردم دچار بى تفاوتى شدند
حضرت خطاب به انصار که با جان و مال پیامبر را کمک کرده بودند چنین فرمودند: 
(یا معاشر الفتیه واعضإ المله, و حضنه الاسلام ما هذه الغمیزه فى حقى والسنه عن ظلامتى;(34) اى گروه جوانمرد, اى بازوان ملت و یاوران اسلام, این غفلت و سستى و ضعف شما در حق من و تغافل و بى تفاوتى و خواب آلودگى درمورد دادخواهى من, چیست؟ )

8. مردم پیمان شکنى کردند
فرمودند: (فانى حرتم بعد البیان و اسررتم بعد الاعلان و نکصتم بعد الاقدام;(35) پس چرا بعد از بیان حق حیران و سرگردانید, و بعد از آشکار کردن عقیده پنهان کارى مى کنید و بعد از آن پیشگامى و روى آوردن به عقب برگشته پشت نموده اید.)
حضرت زهرا سلام الله علیها, در این فراز به حادثه غدیر اشاره مى کند که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) آن را براى مردم بیان فرمود و به آنها اعلام کرد و آنان نیز با على(علیه السلام) بیعت کردند. اما اکنون بیعت خود را شکستند.

9. مردم دچار وسوسه هاى شیطانى شدند
(تستجیبون لهتاف الشیطان الغوى;(36) به شیطان گمراه کننده پاسخ مثبت دادید)
و در جاى دیگر از خطبه فرموده اند: (اطلع الشیطان رإسه من مغزره هاتفا بکم فالفاکم لدعوته مستجیبین;(37) شیطان سر خود را از مخفیگاه بدرآورد. شما را فراخواند. دید که پاسخگوى دعوت باطل او هستید...)
(مغزر) یعنى مخفى گاه. در اینجا شیطان به سنگ پشت و خارپشت تشبیه شده است. چون آن هم وقتى دشمن را مى بیند, سرش را در لاک خود فرو مى برد. اما وقتى که محیط را بدون خطر احساس کرد, سر خود را بیرون مىآورد. شیطان نیز تا وقتى که پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله) زنده بودند, سرش را در لاک خود فرو برده بود و جرإت نمى کرد خود را نشان دهد. ولى بعد از آن سرش را بیرون آورد و به تحریک مردم پرداخت.(38)

10ـ شتاب در شنیدن حرفهاى بیهوده و بى اساس
(معاشر الناس المسرعه الى قیل الباطل المغضیه على الفعل القبیح الخاسر;(39) اى گروه مردم که به سوى شنیدن حرفهاى بیهوده شتاب مى کنید, و کردار زشت زیانبار را نادیده مى گیرید.)

11. نطفه مظاهر فساد روئیدن گرفت
در پایان خطبه عیادت خطاب به زنان مهاجر و انصار فرمود:
(اما لعمرى لقد لقحت فنظره ریثما تنتج ثم احتلبوا ملء القعب دما عبیطا و ذعافا مبیدا;(40) بجان خودم سوگند نطفه فساد بسته شد, باید انتظار کشید تا کى مرض فساد پیکر جامعه اسلامى را از پاى درآورد که پس از این پستان شتر به جاى شیر خون بدوشید و زهرى که به سرعت هلاک کننده است.

12. فرصت طلبان به سر کار آمدند
حضرت سلام الله علیها در فرازهایى از خطبه فدکیه به گروههاى فرصت طلب که منتظر بودند تا بعد از رحلت پیامبر از موقعیت بهره برند پرداخته است. و ویژگى هاى آنها را نیز بیان فرموده است.
گروههاى فرصت طلب
الف: گمراهان ساکت و منتظر.
(نطق کاظم الغاوین;(41) گمراهان خاموش به سخن درآمدند)
اینان که در حیات پیامبر جرإت حرف زدن هم نداشتند با رحلت ایشان وارد میدان شدند. کسانى مانند ابوسفیان را مى توان جزو این گروه نام برد.
ب: فرومایگان بى نام و نشان.
(ونبغ خامل الاقلین;(42) آدمهاى پست و بى ارزش با قدر و منزلت شدند)
کسانى که نه از سابقه در دین و نه فداکارى در جنگ هاى پیامبر برخوردار شدند. به بهانه ترس از فتنه در حالى که بدن پیامبر بر زمین بود در تعیین خلیفه پیامبر مردم را تحریص مى کردند.
ج. شجاعان و دلاور مردان از اهل باطل. 
(و هدر فنیق المبطلین;(43) شتر اهل باطل بانگ برآورد و در میدان هاى شما به جولان درآمد.)

ویژگى هاى فرصت طلبان
حضرت در جاى دیگرى از همین خطبه ویژگى هاى آنان را چنین بیان مى کند.
1. در ظاهر ساکت و آرام بودند. وادعون فروگذاران.
2. اهل خوشگذرانى بودند. فاکهون.
3. راحت طلب و رفاه زده بودند. انتم فى رفاهیه من العیش.
4. منتظر پیش آمد حوادث براى پیامبر و اهل بیت بودند.
تتربصون بنا الدوائر.
5. اخبار و رویدادها را دنبال مى کردند.
تتولفون الاخبار.
6. در جنگ ها عقب نشینى و یا فرار مى کردند.
تنکصون عند النزال و تفرون من القتال)(44)
مى توان با مطالعه تاریخ به عنوان نمونه ملاحظه کرد که در جنگ احد چه کسانى عقب نشینى کردند و یا فرار کردند و چه کسانى تا آخرین لحظات در کنار پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) باقى بودند.(45)
هرچند ممکن است با قدرى دقت و تإمل موارد دیگرى از این پیامدهاى تإسف بار را از بیانات حضرت زهرا(سلام الله علیها) بدست آورد, اما در این نوشتار به همین دوازده مورد اکتفا مى شود.
متإسفانه جامعه امروز نیز با بعضى این پیامدها گریبانگیر است. امید است با بهره گیرى از اسلام ناب و مکتب اهل بیت علیهم السلام و توجه به راه و خط امام راحل و منویات مقام معظم رهبرى در پیرایش این آفات کوشا باشیم.

 

پى نوشت ها:
1. نهج البلاغه (صبحى صالح) خطبه235.
2. همان, خ 197.
3. همان, خ192, بندهاى 98 ـ 102.
4. همان, نامه9.
5. همان, نامه36.
6. نهج الحیاه فرهنگ سخنان فاطمه علیهاالسلام, 138, حدیث 59.
7. حجرات (49) آیه14.
8. نهج البلاغه, نامه62.
9. بحارالانوار, ج43, ص23, حدیث17.
10. الاحتجاج, (اسوه) ج1, ص282.
11. همان, 270.
12. همان, 277.
13. الغدیر (دارالکتب آخوندى) ج2, ص312.
14. این خطبه در منابع متعددى آمده است. از جمله: الاحتجاج طبرسى (چاپ اسوه) ج1, شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید معتزلى, ج16, ص211 به بعد. و کتابهاى مستقلى نیز در ترجمه و شرح آن نوشته شده است از جمله: درسهایى از خطبه حضرت زهرا, حسینعلى منتظرى. شرح خطبه حضرت زهرا در دو جلد. عزالدین حسینى زنجانى, قطره اى از دریا. على ربانى گلپایگانى.
15. ر.ک به الاحتجاج, ج1, بحارالانوار, ج43, ص158 به بعد.
16. الاحتجاج, ج1, ص270.
17. همان, ص287.
18. همان, ص270.
19. انبیإ, 30.
20. الاحتجاج, ج1, ص270.
21. همان.
22. درباره سقیفه از جمله ر.ک به شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید, ج2, ص20 ـ 60 و ج6, صص 5 ـ 50.
23. نهج البلاغه, نامه62.
24. الارشاد شیخ مفید, ترجمه آقاى رسولى محلاتى چاپ دفتر نشر فرهنگ اسلامى, ج1, ص250.
25. نهج الحیاه فرهنگ سخنان فاطمه سلام الله علیها, 147.
26. همان, 250.
27. امام على. عبدالفتاح عبدالمقصود, (ترجمه به فارسى) ج1, ص328.
28. الاحتجاج, ج1, ص263 و 264.
29. همان, 266.
30. ر.ک به قطره اى از دریا, شرح خطبه حضرت زهرا, 126.
31. الاحتجاج, ج1, ص264.
32. درسهایى از خطبه حضرت زهرا, 118.
33. الاحتجاج, ج1, ص266.
34. همان, 269.
35. همان, 272.
36. همان 266.
37. همان 264.
38. درسهایى از خطبه حضرت زهرا, 120.
39. الاحتجاج ج1, ص278.
40. همان, 290.
41. همان 264.
42. همان.
43. همان.
44. همان 263.
45. ر. ک شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید, ج15, صص20 ـ 25.

. در ترجمه عبارات: بیشترین استفاده از ترجمه نهج البلاغه و نهج الحیاه آقاى محمد دشتى شده است.


منبع: ماهانامه  پاسدار اسلام - شماره 233

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن