سه شنبه, 25 آذر 1393 ساعت 13:00
خواندن 1113 دفعه

نظام جهانی علوی - ژوزف هاشم ، ترجمه : مهرداد آزاد

اشاره :
مقاله حاضر، نوشته استاد «ژوزف هاشم» وزیر بهداشت سابق لبنان است.

وی از نویسندگان مسیحی است که در عرصه فرهنگ و اندیشه قلم می­زند. و همچون هم وطن خود جرج جرداق از شیفتگان و ارادتمندان امام علی (علیه السلام) است.

استاد ژوزف هاشم مقالات برجسته­ای درباره شخصیت علی (علیه السلام) و کتاب گرانقدر نهج­البلاغه به رشته تحریر درآورده که مقاله زیر از جمله این مقالات است و به مناسبت سال امام علی (علیه السلام) تقدیم خوانندگان عزیز کیهان فرهنگی می­شود.

آمیزه «آرمان» و «واقعیت» برای حركت در مسیر «جاودانگی» عنوان بحث ما است كه بر این اساس فلسفه زندگی بطور خلاصه عبارت است از تداوم ارتباط وجود محدود در زمان با جاودانگی روح. «ایده آل یا آرمان» پایه « آرمانگرائی» (ایده‌آلیسم) و به معنی كمال و الهام گرفتن ایده‌ها و آرمان‌های الهی است كه فارابی در وصف آن‌ها می‌گوید: «نه نابود می‌شوند و نه تباه می‌گردند».

«واقعیت» پایه و مبنای واقع‌گرایی است، همان كه در مكتب فلسفی افلاطون عبارت است از: «صورتی معنوی در عالم حقیقی كه عالم مثال (آرمانی) خوانده می‌شود.» «حركت» نیز در برگیرنده زمانی نامحدود و از خلود یعنی بقای ابدی، جدائی­ناپذیر است. «آرمان» و «واقعیت» و «حركت» و «جاودانگی» در تفسیر زمانی و معنوی همگی با خدا مرتبط‌اند، زیرا خدا منبع خیر مطلق، حق مطلق ، عدل مطلق، جاودانگی مطلق و نمونه عالی و مطلق كمال هستی است.

با ارسال دین توسط خداوند، اراده او بر این تعلق گرفت كه دین، رسالتی معنوی و نظامی مدنی برای انسانها باشد و حاكمیت زمین را با شریعت آسمانی و همه ارزش‌های آرمانی و واقعگرایانه و جاودانگی نفس پیوند دهد. و بدین گونه پیامبر اسلام با حكومت بر مردم، شریعت الهی را به اجرا درآورد، پس حكومت اسلام همان حكومت الله است و حكومت مطلوب در قرآن همان حكومت الهی است. «سن آگوستینوس» در تعریف حكومت آرمانی می‌گوید كه آن: حاكمیت مدینه خداوند یا مدینه الهی است. در مقابل باید دید چگونه می‌توان مفاهیم «آرمان»، «واقعیت»، «حركت» و «جاودانگی» را از دیدگاه ملحدان و منكران وجود خدا تفسیر كرد؟

در این باره «ویوربارخ» در كتاب خود با نام «ماهیت مسیحیت» خدایان را مخلوق انسان می‌داند نه انسان را مخلوق و آفریده خدا.

«ژان پل سارتر» هم خدا را جز جسمی بی‌جان نمی‌شناسد با این آموزه‌ها آیا جز این است كه انسان خدا را از صحنه خارج می‌كند و بتهایی را در درون خود جایگزین می‌نماید و سرانجام خود به ابزارهایی تحت فرمان حركت آهن و آتش مبدل می‌شود؟

بزرگ‌ترین خطری كه در عصر حاضر انسان را تهدید می‌كند رویكرد او به مادی‌گرایی، جذب‌شدن به سوی زمین و در نتیجه كاهش معنویت آسمانی است، همان كه ماركسیستها درباره‌اش می‌گویند: «اندیشه و فكر از زمین به آسمان می‌رود نه این‌كه از آسمان به زمین بیاید»، و خطرناك‌ترین الحادی كه عصر حاضر را تهدید می­كند تفكری است كه ظاهر دین به خود می‌گیرد و در آن از خدا به عنوان وسیله‌ای برای شكار ارزش‌های الهی استفاده می‌شود.

شاید امروز مهم‌ترین نیاز انسان، بازگشت به خدا باشد. زیرا با دور افتادن ایمان و رفتار ما از قوانین الهی، تورات و انجیل و قرآن از صحنه خارج گشته و موسی و عیسی و محمد و علی و سایر پیامبران و اولیاء به فراموشی سپرده خواهند شد كه در این صورت تمامی انسانیت در ورطه نیستی خواهد افتاد.

در این مقوله كه روشنگر ماهیت وجود است، با نگاهی گذرا امام علی بن ابی طالب را بعنوان برترین نمونه تجلی ماهیت بشری و تحقق انسانیت انسان با تمام صفات و ویژگی‌های او برگزیده‌ایم. او كه قانون و قاعده معنوی، اخلاقی، انسانی، سیاسی و اجتماعی كاملی است كه خداوند آن را در وجدان بشر، بیدار كرده و آن را در مسائل و امور مختلف روزمره او حاضر و ناظر قرار داده است.

امام علی در كنار سایر پیامبران در روشنترین صورت انسانی به‌عنوان یكی از زبانها خدا در روی زمین درآمده و سخنگوی خداوند شده است.

شاید كسانی كه امام را نمی‌شناسند و یا نمی‌خواهند بشناسند ما را - كه به تعظیم و بزرگداشت ایشان می‌پردازیم- به غلو و اغراق و یا افراطی‌گری عاطفی متهم كنند. اما چه پاسخی شایسته‌تر از این كه ما از این افراد دعوت كنیم كه مفتخر به آشنایی با ایشان شوند و درباره او مطالعه كنند، به سخنان آن حضرت گوش فرا دهند، ایشان را همراهی نمایند و سیره و افتخارات و ویژگیها و جهاد و مبارزات و فعالیتها و كردار و رفتار و سخنانشان را مورد بررسی قرار دهند.

اگر جشنهایی كه در عید میلاد آن امام بر پا می‌‌‌‌‌‌‌كنیم برای تكریم و بزرگداشت ایشان است و اگر با این كار می‌خواهیم خدمتی به ایشان بكنیم [هیچ از خود پرسیده‌ایم] كه بزرگداشت و تعظیم ما چه ارزشی دارد و در جایی كه خداوند او را مورد تكریم قرار داده و تجلیل كرده است. بزرگداشت ما كدام صفت را به صفات كمال كسی اضافه می­كند كه تاریخ، جاودانه­اش كرده است. [خوب می‌دانیم] كه تزویر و فریب در تاریخ راه ندارد و به كسی باج نمی‌دهد، امام نیز خوش نمی‌دارد كه گمان كنیم او طالب ستایش و شنیدن مدح و ثناست. او از روی تواضع نمی‌پسندد كه با وی بسان سخن گفتن با گردنكشان سخن بگوئیم.

این بزرگداشت‌ها و جشن‌گرفتنها نه بخاطر او كه برای خودمان است، بزرگداشت و تكریم بشریت خودمان بوسیله اوست. بزرگداشت و تكریم ما برای شناختن پلیدیهای درون‌مان به كمك طهارت وجودی اوست، بزرگداشت و تكریم ما برای طرد شیاطین روحمان از طریق قداست روحی اوست و بالاخره بزرگداشت و تكریم ما برای شناخت زشتی درونمان با نگریستن به آئینه وجود اوست.

ما سخت نیازمند آنیم كه همه مناسبتهای مربوط به امام را مورد توجه قرار دهیم و راه و روش او را درك كنیم و در حقایق مربوط به او غور نمائیم و از خصائص و ویژگیهای او الهام بگیریم تا با ژرف‌نگری و روشن‌بینی‌های ا نسانی او، معنی زندگی را دریابیم. ما همچنان از عصر او دورمانده‌ایم و او در عصر ما از ما و از همه فیلسوفان، مصلحان و صالحان و انسان‌دوستان جلوتر است. ما با تمام تمدن و انسانیت و عدالت و فرهنگ و سیاست و آداب و ادیان خود، از او دور مانده‌ایم.

اسلام از اسلام [واقعی] و مسیحیت از مسیحیت [واقعی] عقب مانده است و یهودیت از زمان پیدایش، از مبانی اعتقادی اصلی خود دور مانده است. اسلام امروزی كجا و اسلام جزیرت العرب [صدر اسلام] و اسلام پیامبر و اسلام علی كجا كه در آن صاحبان ادیان مختلف در جزیرة ‌العرب در كنار هم و با وفاقی گسترده‌تر زندگی می‌كردند.

مسیحیت معاصر كجا و این كلام مسیح كجا كه گفت: «در حق كسی كه به شما نفرین و ناسزا گوید دعای خیركنید و برای كسی كه به شما ستم روا می‌دارد نماز بگزارید» در حالی كه اكنون مسیحیان، در حق آن كس كه به آنان دعای خیر می‌كند نفرین و ناسزا می‌گویند و كسی را كه آنان را دوست می‌دارد مورد آزار و ستم قرار می‌دهند.

ما به امام نیاز داریم تا دوگانه‌پرستی، پرستش خدایان سنگی و خدایان گوشتی، خدایان طلای زرد و طلای سیاه از بین بروند. مردم جوامع مدنی اگر درباره اصلاحات اجتماعی امام علی چیزی نخوانده باشند، عقب‌مانده هستند. پیروان ادیان آسمانی اگر درباره پیشگامی علی برای انجام كارهای شایسته چیزی نخوانده باشند از دین خارج‌اند. اهل قلم و علم و اندیشه اگر برتری عقل و نیز بلاغت و فصاحت و گوهرهای معانی و سخن را از علی برنگیرند جاهل و نادان‌اند.

روحانیون از هر دین و مذهب كه باشند تنها در صورتی كه بتوانند از مباحث علم الهی امام روشنی برگیرند، با روح فقه همراه شده و نصرت خدا را در روی زمین به همراه خواهند داشت و در آن صورت خطبه «اشباح» امام، بخشی از نمازهای روزانه آنان خواهد شد. پدران و مادران، مربیان و راهنمایان اگر وصیت امام به فرزندش حسن  را تعلیم ندهند مرتكب قصور و تقصیر شده‌اند.

قضات و دست‌اندركاران دستگاه عدلیه آنهایی كه امین مسائل خاص و عام مردم هستند با داشتن نامه امام به قاضی خود «شریح‌بن حارث»، از خطا و آلودگی و لغزش مصون خواهند شد. ارتشها و فرماند­هان و نظامیان با پیروی از نامه­های امام به امرای سپاه خود، به بعد انسانی شمشیر و ادوات جنگی و آداب بهره­گیری از آنها، آراسته خواهند­ شد.

تمام زمامداران، صرف‌نظر از تفاوت كشورها و نظامها و قانون اساسی‌شان اگر به مواعظ، عدالت‌ورزی، مساوات و دعاهای امام توجه نكنند و نامه او را به مالك اشتر و سایر كارگزاران مطالعه نكنند، در معرض لغزش و اشتباه و گناه خواهند بود.  ثروتمندان، متمولان و مترفین اگر از طبقه پائین جامعه و از بیچار‌گان و بینوایان و نیازمندان غافل شوند، در ورطه بی‌دینی خواهند افتاد و آسمان و زمین برای آنان زندان خواهد شد.

آیا نظام نوین جهانی كه نظام‌دهندگان متجدد، داعیه‌دار آنند، همان نظامی نیست كه انسان را كالایی برای اهداف مادی و حریصانه خود می‌داند؟! تنها نظام واحد جهانی نوین و قدیم، همان است كه برخاسته از نصرت و رحمت خدا است و امام علی آن را با تمام ابعاد انسانی و مفاهیمش تصویر می‌كند. نظام جهانی علی یعنی حق: كه امام بیشترین توصیف را درباره آن بیان كرده و بیش از هرچیز در این خصوص به عدالت رفتار كرده است.

یعنی عدالت: «ولا یكونن المحسن و المسییء عندك به منـزلة سواء» هرگز نیكوكار و بدكار در نزد تو یكسان نباشد. یعنی قدرت مشروع: «فلاتقوین سلطانك بسفك دم حرام» با ریختن خون حرام حكومت خود را تقویت مكن. یعنی عدالت‌ ورزی: «انصف‌الناس من نفسك و من خاصة اهلك» با مردم و با خویشاوندان نزدیك عدالت و انصاف را رعایت كن. یعنی رحمت: «و اشعر قلبك الرحمة للرعیة: مهربانی با مردم را لازمه دل خویش قرار ده.

یعنی پاكی: «كیف تسیغ شراباً و طعاماً و انت تعلم انك تأكل حراماً و «تشرب حراماً» چگونه نوشیدن و خوردن را بر خود گوارا می‌كنی در حالی كه می‌دانی حرام می‌خوری و حرام می‌نوشی؟ یعنی مساوات و برابری: «فما جاع فقیرالا بما متع به غنی» هیچ فقیری گرسنه نمی‌ماند مگر به‌خاطر بهره‌مندی توانگران. یعنی بلندی و عظمت: «اللهم احقن دماء‌نا و دماءهم» خدایا خون ما و خون آنها (دشمنان) را حفظ كن. یعنی گذشت: «فاعفوا، الا تحبون ان یغفرالله لكم» عفو و گذشت كنید، آیا دوست ندارید خدا شما را ببخشد. یعنی آزادی: «لاتكن عبد غیرك و قدجعلك الله حرا:» برده دیگری مباش كه خدا تو را آزاد آفریده است. یعنی دمكراسی: «ایها الناس! ان لی علیكم حقا و لكم علی حق.» ای مردم! مرا بر شما و شما را بر من حقی واجب شده است. یعنی پارسائی، زهد و تقوی و دوری از تعصب و پیراستن خود از مفاسد زندگی. نظام جهانی امام، نظام تربیت انسان شایسته برای خدمت به جامعه شایسته است، در حالی كه هدف گرایش نوین جهانی امروز، ساختن انسان برای خدمت به اهداف این نظام است.

امام با نیروی بازو و زبان و عملكرد خود و با الگو قراردادن خود و شهادت خویش، در راه نظام جهانی‌اش مبارزه كرد؛ نظامی كه یك انقلاب انسانی فروزان است و با پیشگوئی، از زمانها پیشی می‌گیرد و حركت بشریت را تا بی‌نهایت همراهی می‌كند.

اما … انقلاب او یك كودتای فرصت طلبانه نیست و هر كودتایی انقلاب محسوب نمی‌شود و انقلاب هم به معنی تمایل به سلطه‌طلبی و افزایش خونریزی نیست. چه بسا خونهای پلیدی كه در عالم جنایات سیاسی ریخته می‌شود و چه بسا خونهای پاكی كه در عالم تعالی و ترقی انسان بر زمین می‌ریزد.

انقلاب امام یعنی انقلاب مظلوم بر ظالم، انقلاب نیكی بر شر و پلیدی؛ انقلاب حق بر باطل، انقلاب حلال بر حرام، انقلاب عفو و گذشت بر انتقام، انقلاب عدالت بر علیه جور و ستم، انقلاب انسان آزاده علیه بردگی، انقلاب انسان پاك بر انسان فاجر، انقلاب انسان بیگناه بر انسان مجرم، انقلاب انسان شایسته بر انسان تبهكار، انقلاب خردورزی بر جهل و نادانی، انقلاب دلاوری بر ترس و بزدلی، انقلاب انسان بخشنده بر انسان فرومایه، انقلاب گرسنه بر محتكر، انقلاب فضیلت بر رذیلت، انقلاب تقوا بر كفر، انقلاب مؤمن بر متعصب، انقلاب صداقت بر نفاق، انقلاب استقامت بر انحراف، محبت بر بغض و عداوت، شكر بر ناخشنودی، بخشش بر حرمان، صدقه و انفاق بر امساك، بخشش بر تنگ چشمی، انقلاب زهد بر خوش‌گذرانی و ناز و نعمت، حیا بر عفت، تواضع بر تكبر، توبه بر علیه گناه، انقلاب استغفار بر سركشی، حكمت بر نادانی و خیره‌سری، امانت علیه خیانت و زیركی بر فتنه‌گری.

اینها عناوین انقلابی انسانى است كه امام علی (علیه السلام) آن را اعلام و عملی كرد و بخاطر آن مبارزه نمود. ما این عناوین را در دسترس مردم این زمان قرار می‌دهیم تا راهنمای هدایت‌خواهان باشد و آنها را برای كسانی مطرح می‌كنیم كه امام را نمی‌شناسند و یا نمی‌خواهند بشناسند و ما را به اغراق و غلو در بزرگداشت و تكریم و تعظیم امام متهم می‌كنند. این عناوین و سرفصلها غایت وجودی انسان را از نظر گوهر، روان، ارزشها و كیان و هستی او بازگو می‌كند و زنده و پویا در هر زمان و مكان و نسل و حتی می‌توان گفت تا روز قیامت تداوم خواهد یافت.

این عناوین در پایان این بحث درباره عنوان مطلب یعنی: «آمیزه» «آرمان» و «واقعیت» برای حركت در مسیر جاودانگی به ما می‌گوید كه می‌شود با آرمانگرایی را واقعمدارانه امام پیوند یابیم تا همراه با او در زمین و در آسمان جاودانه گردیم.


منبع :ماهنامه کیهان فرهنگی - شماره182

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن