پنج شنبه, 18 مهر 1392 ساعت 13:16
خواندن 1756 دفعه

فضل ابن شاذان از خواص یاران امام عسکری (علیه السلام) - عبدالکریم پاک نیا

مکتب تربیتی امام عسکری(علیه السلام) در دوران خفقان عباسیان شکل گرفت و به یمن وجود امام، برکات ارزنده ای را برای جامعه اسلامی تا به امروز به جای گذارد و دانشمندان و کتابهای پرباری را امروز از آن گرامی به یادگار داریم. از جمله دانشمندان و فقهایی که از مکتب علمی و تربیتی ایشان بهره گرفتند و حتی آن حضرت، برخی از آنها را وکیل خویش معرفی فرمود، عبارت اند از:
احمد بن اسحاق اشعری قمی، حسن بن شکیب مروزی، احمد بن ادریس قمی معلم، حفص بن عمرو العمری، حسن بن موسی خشاب، سعد بن عبدالله قمی، سید عبدالعظیم حسنی، علی بن جعفر خزایی، عبدالله بن جعفر حمیری، عثمان بن سعید عمری، محمد بن حسن صفّار، علی بن بلال و فضل بن شاذان نیشابوری.[1]
شیخ طوسی; نام یکصد و سه نفر از این دانشمندان را در باب اصحاب امام آورده است. با توجه به محدودیت شدید آن حضرت و مراقبت ویژه نظامیان حکومت، اهمیت این آمار روشن می شود و این، غیر از کسانی است که در شهرهای مختلف اسلامی با پیک و نامه و یا به صورت شفاهی از آن بزرگوار استفاده برده اند.
همچنین افرادی هستند که نامشان در حافظه تاریخ ثبت نشده است. آری، امام عسکری(علیه السلام) فقط 6 سال (254 260 ق) امامت امت را عهده دار شد؛ ولی در این مدت کوتاه برای هدایت اندیشه های مسلمانان و سیراب کردن انسانهای تشنه معارف و معنویت، از هیچ کوششی فروگذار نکرد و با مناطق مختلف جهان اسلام ارتباط برقرار، و مردم مشتاق را راهنمایی نمود.
در عصر حضرت عسکری(علیه السلام) افراد متعددی از شهرها و مناطقی چون: بغداد، نیشابور، قم، ری، بلخ و سمرقند از رهنمودها و رهبریهای داهیانه آن برگزیده الهی برخوردار بودند و انوار هدایت و تعلیمات امامت آن حضرت، در آن روزگاران در گوشه گوشه جهان اسلام پرتوافشان بود.[2]
شاگرد ممتاز مکتب اهل بیت :
ابومحمد فضل بن شاذان بن خلیل ازدی، فقیه صاحب نظر، مفسّر حاذق، دانشمند شهیر، مؤلف گرانقدر در علوم و فنون اسلامی، از سران متکلّمان شیعه، زبردست در عرصه مناظره با مخالفان اهل بیت: و از یاران نزدیک امام حسن عسکری(علیه السلام) است. او همچنین توفیق خدمت به امام رضا(علیه السلام)، امام جواد(علیه السلام) و امام هادی7 را در کارنامه خویش دارد. تولد وی را در سال 180 ق تخمین زده اند.
پدرش از راویان احادیث ائمه: و اصحاب یونس بن عبدالرحمان بود و روایات ارزشمندی از اهل بیت: نقل کرده است. فضل نیز تحت تربیت چنین پدری، نشو و نما کرد و به کمالات عالیه نائل شد. وی علم قرائت را در نوجوانی از اسماعیل بن عباد در بغداد فرا گرفت و علم حدیث را نیز از فقیه عارف و عابد، حسن بن علی بن فضال آموخت. همچنین علم کلام و سایر علوم را با اشتیاق فراوان نزد اساتید عصر تحصیل کرد.[3]
مبلّغ راستین ولایت :
این متکلّم فقیه و محدّث سرشناس با نقل روایات کتاب سلیم بن قیس هلالی در کتاب «اثبات الرجعه» خود، در مقام دفاع از ولایت امام علی(علیه السلام) عشق و علاقه خود را به خاندان وحی به منصه ظهور رسانده[4] و در آثار دیگرش نیز همین شیوه را پیش کشیده است.
سرآمد مهدی پژوهان :
در میان موضوعات مختلفی که علمای پیشین بدانها پرداخته اند، موضوع غیبت امام عصر(علیه السلام) از جایگاه خاصّی برخوردار بوده است. علمای شیعه، عنایتی خاص به این موضوع داشته و در این زمینه، تألیفات فراوانی ارائه کرده اند تا جایی که طبق نقل کتاب شناس بزرگ تشیّع، شیخ آقا بزرگ تهرانی در الذریعه، افزون بر چهل کتاب و رساله با عنوان «الغیبه» از سوی فقها، متکلّمان و محدّثان بزرگ شیعه، طی قرون متمادی به رشته تحریر درآمده است.
از جمله این بزرگان می توان به ابومحمد فضل بن شاذان (م 260 ق)، ابوجعفر محمد بن علی بن العزافر (م 323 ق)، ابوبکر محمد بن القاسم البغدادی (م 332 ق)، ابوعبدالله محمد بن ابراهیم بن جعفر النعمانی (م 360 ق)، ابوجعفر بن علی بن الحسین معروف به شیخ صدوق (م 381 ق)، ابوعبدالله بن محمد بن النعمان معروف به شیخ مفید (م 413 ق)، ابوالقاسم علی بن حسن الموسوی، معروف به سید مرتضی علم الهدی (م 436 ق)، ابوجعفر محمد بن حسن بن علی معروف به شیخ طوسی (م 460 ق) و... اشاره کرد. حتی برخی از بزرگان شیعه به تألیف یک کتاب و رساله اکتفا نکرده و کتابها و رساله های متعددی درباره این موضوع تألیف کرده اند.[5]
فضل بن شاذان از پیشتازان عرصه پژوهش در مهدویت است و این امر، از عمق بینش و اعتقاد راسخ او به ظهور منجی عالم بشریت در صحنه گیتی حکایت دارد.
آری، قدیمی ترین اثر شیعی درباره عقیده به ظهور مهدی(علیه السلام) که به دست ما رسیده است، کتاب «غیبت» و یا کتاب «قائم» از فضل بن شاذان نیشابوری است. وی معاصر نعیم بن حماد مروزی از علمای اهل سنت بوده است که او نیز درباره مهدویت تألیف دارد. ابن شاذان، کتاب خویش را پیش از ولادت و غیبت حضرت مهدی(علیه السلام) تألیف کرده است.[6]
نکته قابل توجه آنکه قول معتبر در تاریخ ولادت امام زمان(علیه السلام) سال 255ق است که فضل بن شاذان روایت کرده و واسطه او شخصیّتی مثل جناب «محمد بن علی بن حمزه بن حسین بن عبیدالله بن عباس بن علی بن ابی طالب»8 است.[7]
تأییدهای ویژه امام عسکری(علیه السلام) :
به گواهی تاریخ، امام عسکری(علیه السلام) بیش ترین نفوذ را در منطقه خراسان به ویژه شهر نیشابور داشته است. فضل بن شاذان هم از شخصیتهای برجسته نیشابوری است که پیشوای یازدهم، برخی تألیفات وی را تأیید کرده و فرموده است: «صحیح و شایسته است که به مطالب آنها عمل شود.» آن امام همام، درباره این شخصیت فرمود: «أَغْبِطُ أَهْلَ خُرَاسَانَ لِمَکَانِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ کَوْنِهِ بَیْنَ أَظْهُرِهِمْ؛[8] من به سبب موقعیت فضل بن شاذان و حضورش در میان اهل خراسان، به آنها غبطه می خورم.»
در روایت دیگری امام یازدهم از این شخصیت فرزانه به صراحت دفاع کرده است. در آن روایت، محمّد بن ابراهیم وراق سمرقندی گفته است که سالی به حج رفتم. تصمیم داشتم ضمن سفر، دوستم بورق بوشنجانی را در اطراف شهر هرات ببینم و با او تجدید عهد کنم. وی معروف به راستی، درستی، پرهیزگاری، صلاح و نیکی بود. نزد او رفتم. صحبت از فضل بن شاذان به میان آمد. دوستم بورق گفت که فضل بن شاذان به شدت بیمار، و به دل درد جانکاهی مبتلا شده بود.[9]
به تازگی که برای حج رفته بودم، در عراق، نزد محمّد بن عیسی عبیدی رفتم که شخصیتی فاضل بود. دیدم اطرافش را گروهی گرفته و همه محزون و اندوهگین اند.
به آنها گفتم: «شما را چه شده است؟» گفتند: «حضرت عسکری(علیه السلام) را زندانی کرده اند.» من از آنان جدا شدم و با نگرانی و ناراحتی تمام، به سرزمین حجاز برای مراسم حج رفتم. وقتی از حج بازگشتم، باز هم در عراق، نزد محمّد بن عیسی رفتم. دیدم ناراحتی و حزن از ایشان برطرف شده است. پرسیدم: «چه خبر؟» گفتند: «امام را آزاد کردند.»
من نیز با شادمانی تمام وارد سامرا شدم و با خود کتاب «یوم و لیله» از فضل بن شاذان را داشتم. خدمت امام رسیدم و آن کتاب را به ایشان نشان دادم و عرضه داشتم: «فدایت شوم! این کتاب را ملاحظه بفرمایید و نظرتان را درباره آن برایم بگویید.» آن جناب، کتاب را گرفت و صفحه صفحه ورق زد و فرمود: «هَذَا صَحِیحٌ یَنْبَغِی أَنْ یُعْمَلَ بِهِ؛ این [کتاب] درست است، شایسته است که به [مطالب] آن عمل شود.» بعد عرض کردم: «آقا! فضل بن شاذان خیلی بیمار است. مردم شایع کرده اند این ناراحتی او به سبب نفرینی بوده است که شما درباره اش کرده اید؛ زیرا از وی ناراحت شده بودید که گفته است: وصی و جانشین ابراهیم بهتر از جانشین محمد9 بوده است. آیا این درست است؟ یا اینکه چنین حرفی را نزده بود و بر او دروغ بسته بودند؟» فرمود: «نَعَمْ کَذَبُوا عَلَیْهِ وَ رَحِمَ اللَّهُ الْفَضْلَ رَحِمَ اللَّهُ الْفَضْل؛ بله بر او دروغ بسته بودند. و خداوند فضل را رحمت کند. خداوند فضل را رحمت کند.»
پس از سفر عراق از محضر امام به وطنم برگشتم؛ ولی با کمال شگفتی دیدم فضل بن شاذان در همان روزهایی که امام فرمود: «رَحِمَ اللَّهُ الْفَضْلَ» از دنیا رفته است.[10]
درایت و شایستگی ستودنی :
از دیگر امتیازات این عالم بی نظیر، ظرفیت علمی، عقلی و دینی او نزد امامان معصوم: است. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: «إِنَّا مَعَاشِرَ الْأَنْبِیَاءِ أُمِرْنَا أَنْ نُکَلِّمَ النَّاسَ عَلَی قَدْرِ عُقُولِهِمْ؛ ما گروه پیامبران، مأموریم که با مردم به میزان فهم و خردشان صحبت کنیم.»[11] پیشوایان معصوم: نیز که جانشینان پیامبرند، برای هر کس به اندازه عقل و درکشان، از مطالب و معارف می آموزند.
از فضل بن شاذان در کتاب «علل الشرایع» بسیاری از علل و فلسفه احکام و اصول شرعی نقل شده و در پایان فضل بن شاذان هم تصریح دارد که همه را از حضرت رضا(علیه السلام) شنیده و حفظ کرده است. این امر، شاهد واضحی بر هوشمندی، قدرت فهم، کسب اعتماد معصوم و ظرفیت بالای اوست که امام رضا(علیه السلام) وی را لایق دانسته و بسیاری از فلسفه احکام را به او آموخته است.[12]
جانشین بزرگان :
سهل بن بحر فارسی گفته است از فضل بن شاذان شنیدم که می گفت: «من، جانشین جمعی از بزرگان هستم که از پیش رفتند؛ مانند: محمّد بن ابی عمیر و صفوان بن یحیی. پنجاه سال در خدمت ایشان بودم و از ایشان استفاده می کردم. وقتی هشام بن حکم وفات کرد، یونس بن عبدالرحمان، خلیفه او در رد بر مخالفان بود و چون یونس وفات یافت، خلیفه وی در رد بر مخالفان «سکاک» بود و او نیز از میان رفت و امروز این رسالت سنگین بر عهده من است.»[13]
وی همچنین، حدیث را از ابوثابت، حماد بن عیسی، صفوان بن یحیی، عبدالله جبله، عبدالله بن الولید العدنی، محمد بن ابی عمیر، محمد بن سنان، محمد بن یحیی، یونس بن عبدالرحمان روایت می کند.[14]
در سنگر تقیه :
زمانی عبدالله بن طاهر از عوامل حکومت عباسیان در نیشابور، فضل بن شاذان را از نیشابور اخراج کرد و سپس دوباره وی را به نیشابور دعوت نمود؛ ولی به این شرط که اعتقادات خود را برای فرماندار بنویسد. فضل نیز مسائل اعتقادی خود را از توحید، عدل و نبوت برای او نوشت و به نظر عبدالله رسانید. او گفت: «این قدر کافی نیست. می خواهم که اعتقاد تو را درباره خلفای سلف بدانم.» پس فضل نیز گفت: «ابابکر را دوست دارم و از عمر بیزارم.» عبدالله گفت: «چرا از عمر بیزاری؟» گفت: «زیرا عباس را از شورا بیرون کرد و به سبب القای این جواب لطیف که متضمن خوشامد عباسیان بود از دست آن ظالم شقی نجات یافت.»[15]
نقل 777 روایت و تألیف 180 کتاب :
بنا به نوشته آیت الله خوئی، روایت وی در کتب اربعه به 775 روایت بالغ شده است و برخی دیگر گفته اند تعداد روایتش، بالغ بر 777 روایت می شود.[16]
همچنین طبق نوشته شخصیت نگاران شیعه، تعداد تألیفات فضل بن شاذان به 180 تألیف می رسد که برخی از آنان عبارت اند از: الردّ علی الفلاسفه، الردّ علی أهل التعطیل، الرّدّ علی الغلاه، الردّ علی الاصمّ، الرّدّ علی القرامطه، الرّدّ علی الحشویه، الرّدّ علی الحسن البصری فی التفضیل، محنه الإسلام، الرّدّ علی الثنویه، الفرائض الکبیر، الفرائض الاوسط، الفرائض الصغیر، السنن، الطلاق، المتعتین: متعه النساء و متعه الحجّ، فضل امیر مؤمنان(علیه السلام)، کتاب الملاحم، کتاب الخصال فی الامامه، القائم7، معرفه الهدی و الضلاله، التفسیر، العروس و هو کتاب العین، العلل و کتاب الدیباج.
از منظر اهل فضل :
نجاشی، رجال شناس بزرگ امامیه در ستایش فضل بن شاذان می گوید: «او ثقه و از بزرگان فقها و متکلّمان شیعه و در این طایفه دارای مقام و جلالتی است. وی مشهورتر از آن است که ما به توصیف او بپردازیم. او دارای دانش بیکران، ناقل روایات فراوان و تألیفات بسیار است.»[17]
شیخ طوسی نیز در این باره می نویسد: «وی فقیه، متکلّم و دانشمند جلیل القدر شیعه و دارای تألیفات فراوانی است.»[18]
محدّث قمی نیز مقام فضل را این چنین می ستاید: «ابومحمّد فضل بن شاذان بن خلیل ازدی نیشابوری ثقه جلیل القدر از یاران حضرت ابو محمّد عسکری(علیه السلام) و از فقها و متکلّمان شیعه و شیخ طایفه و بسیار عظیم الشأن و اجل از توصیف است. از حضرت جواد(علیه السلام) حدیث روایت کرده است و گفته اند از حضرت رضا(علیه السلام) نیز روایت کرده است. پدرش از اصحاب یونس است. فضل، صد و هشتاد کتاب تصنیف کرده و حضرت ابومحمّد عسکری(علیه السلام) دو دفعه و به روایتی سه مرتبه بر او ترحم فرموده و شیخ کشی، روایاتی را در مدح او ذکر کرده است:[19]
وفات (260 هجری) :
فضل بن شاذان، پس از عمری خدمت به اهل بیت: در اواخر عمر خود در روستایی در حوالی بیهق ساکن شده بود. او که زبان برّان اهل بیت: بود و در مقام دفاع از باورهای حق خود، از هیچ کوششی دریغ نمی کرد، به کینه دشمنان اهل بیت: دچار شد. آنان که در عرصه منطق نمی توانستند پاسخ او را بگویند، به ناچار، قصد نابودی و کشتن وی را در سر می پروراندند. وقتی فضل بن شاذان از منظور شوم آنان اطلاع یافت و احساس کرد خوارج برای نابودی اش خروج کرده اند، برای فرار از چنگ آنان بار سفر بست و از آنجا گریخت؛ ولی متأسفانه بر اثر فشار و رنج سفر، سخت بیمار شد و در سال 260 هجری در ایام امامت حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) درگذشت و ابوعلی بیهقی بر وی نماز گزارد.[20] امروزه بر قبر او در نیشابور، گنبد و بارگاهی ساخته اند و محل زیارت و مطاف شیفتگان علم و فضیلت است.
محدّث قمی در این باره می نویسد: «قبرش در سرزمین نیشابور قدیم که خارج از بلد نیشابور این زمان است، به فاصله یک فرسخ تقریباً، با بقعه و صحنی مشهور است. بر سنگ قبر او نوشته اند:
«هذا ضَریحُ النَّحْریرِ المُتَعالِ الرّاوی مِنَ الاِمامَینِ اَبی الْحَسَنَ عَلِیِّ بنِ موسی و ابی جعفرٍ الثّانی علیهم السّلام زُبْدَه الرُواه وَ نُخْبَه الهُداه وَ قُدْوَه الاَجلّاءِ المُتکلّمین و أسوَه الفُقَهاءِ المُتقدّمینَ الشَّیخُ العلیمُ الجَلیلُ الفَضْلُ بْن شاذانِ بْنِ الخَلیلِ طاب اللهُ ثَراهُ قَدْ وَصَلَ بِلِقاءِ رَبِّهِ فی سَنَه 260.»[21]
فضل بن شاذان از پیشتازان عرصه پژوهش در مهدویت است و این امر، از عمق بینش و اعتقاد راسخ او به ظهور منجی عالم بشریت در صحنه گیتی حکایت دارد.


پی نوشت ها :
[1]. رجال الشیخ، محمد بن حسن طوسی، نشر اسلامی، ص 395 و قصص الأنبیاء، سید نعمت الله جزایری، نشر کتابخانه آیت الله مرعشی، ص 852.
[2]. در این باره نوشتاری از نگارنده در ماهنامه کوثر، ش 60، با عنوان «انوار امام در آفاق جهان» منتشر شده است.
[3]. رجال نجاشی، ابوالعباس نجاشی، نشر اسلامی، ص 307 و موسوعه طبقات الفقهاء، ج 3، ص 430 و 431.
[4]. اسرار خاندان آل محمد:، سلیم بن قیص هلالی، نشر ارمغان یوسف، ص 58.
[5]. الذریعه الی تصانیف الشیعه، شیخ آقا بزرگ طهرانی، نشر دارالاضواء، ج 16، ص 83.
[6]. عصر ظهور، علی کورانی، چاپ و نشر بین الملل، ص 393.
[7]. منتخب الاثر، لطف الله صافی گلپایگانی، فصل سوم، باب اول، ص 320 .
[8]. رجال کشی، ج 2، ص 820؛ وسائل الشیعه، ج 27، ص 101، باب وجوب العمل بأحادیث النبی9.
[9]. البته این بیماری فضل، احتمالاً به سبب همان سفر اجباری او بوده است که دشمنان اهل بیت: به منزل مسکونی اش در بیهق حمله کردند و او برای رهایی از دست خوارج به کوه و صحرا پناه برد و متأسفانه این بیماری، به وفاتش منجر شد.
[10]. رجال کشی، ص 537 و بحارالانوار، علامه مجلسی، مؤسسه الوفا، ج 50، ص 300.
[11]. الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، دارالکتب الاسلامیه، ج 1، ص 23.
[12]. علل الشرائع، شیخ صدوق، نشر ائمه، ج 1، ص 273، باب 182، ح 9.
[13]. معجم رجال الحدیث، سید ابوالقاسم خوئی، ج 14، ص 312.
[14]. همان، ص 319.
[15]. همان، ص 313.
[16]. موسوعه طبقات الفقهاء، جعفر سبحانی، مؤسسه امام صادق(علیه السلام)، قم، 1418 ق، ج 3، ص 430 و 431.
[17]. رجال نجاشی، ص 307.
[18]. الفهرست، شیخ طوسی، نجف، مکتبه مرتضویه، ص 124.
[19]. منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، نشر اسلامیه، ج 2، ص 356.
[20]. معجم رجال الحدیث، سید ابوالقاسم خوئی، ج14، ص 315.
[21]. منتهی الآمال، ج 2، ص 356.


منبع : مجله مبلغان ، فروردین و اردیبهشت 1388 ، شماره 114

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن