یکشنبه, 17 شهریور 1392 ساعت 11:09
خواندن 223 دفعه

احتجاج امام علی علیه السلام به غدیر - علامه سید جعفر مرتضی عاملی

یکی از شبهاتی که نزد برخی جلوه نموده این است که اگر ماجرای غدیر واقعیت داشته و روایت غدیر صحیح است، چرا در احتجاجات حضرت امیر(علیه السلام) اشاره ای به این موضوع یافت نمی شود؟ زیرا مسلماً اوّلین کسی که می بایست آن را مستمسک قرار دهد و برای دفاع از ولایت و حقانیت جانشینی حضرت علی(علیه السلام) از آن بهره می برد، خود آن حضرت بود.
 

* اشاره:
در طول تاریخ دشمنی های مختلف و متنوعی با واقعه غدیرخم شده تا شاید بتوانند این خورشید نورانی را کم سو بنمایانند که هماره با شکست مواجه شده اند و اکنون با گذشت بیش از چهارده قرن، همچنان افراد بسیاری از پرتوهای نورانی این چراغ پرفروغ بهره مند می گردند. یکی از شبهاتی که نزد برخی جلوه نموده این است که اگر ماجرای غدیر واقعیت داشته و روایت غدیر صحیح است، چرا در احتجاجات حضرت امیر(علیه السلام) اشاره ای به این موضوع یافت نمی شود؟ زیرا مسلماً اوّلین کسی که می بایست آن را مستمسک قرار دهد و برای دفاع از ولایت و حقانیت جانشینی حضرت علی(علیه السلام) از آن بهره می برد، خود آن حضرت بود.
علامه سید جعفر مرتضی عاملی، در سی و دومین جلد از کتاب گرانسنگ خود: «الصحیح من سیرة النبی الاعظم(صلی الله علیه و آله)»، به طور مفصل (از صفحه 66 تا 105) درباره این موضوع، صحبت نموده اند که در اینجا چکیده ای از آن را تقدیم خوانندگان عزیز موعود می کنیم. امید که مایه جلب رضایت مولایمان حضرت صاحب الامر(علیه السلام) را فراهم آورد.
منظور از احتجاج، تأیید گرفتن از شاهدان یا مطّلعان از یک ماجرا با گواه قرار دادن خداوند است که مثلاً شما را به خدا قسم می دهم که آیا شما در فلان مکان، شاهد بهمان ماجرا نبودید یا فلان مطلب خاص را نشنیدید یا از آن اطلاع ندارید؟

در پاسخ به پرسش طرح شده، ذکر چند نکته ضروری است:
1. با توجه به منابع موجود، اکثر قریب به اتفاق علمای سنی به این حدیث تصریح نموده اند. وقتی همه از این حدیث مطلع باشند و ده ها هزار نفر در روز غدیر آن را از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) شنیده باشند دیگر چه نیازی به احتجاج است. زمانی برای اثبات مدعا افراد متوسل به احتجاج می شوند که برخی از مطلبی باخبر باشند و برخی دیگر از آن بی اطلاع. در چنین شرایطی از تأیید افراد با اطلاع برای مجاب کردن دسته بی اطلاع استفاده می شود. در حالی هزاران تن از افراد مسلح بنی اسلم آن فجایع پس از سقیفه را به بارآوردند و بعضی به پیامبر(صلی الله علیه و آله) به ناروا گفتند در بستر بیماری هذیان می گوید که همگی هفتاد روز پیش از، از دست دادن رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، در روز غدیر پس از شنیدن صحبت های آن حضرت با امیرالمؤمنین(علیه السلام) بیعت کرده بودند.
2. اینکه در منابع تاریخی صحبت از احتجاجات امیرالمؤمنین(علیه السلام) و حضرت زهرا(سلام الله علیها) به میان نیامده هرگز دلیل این این نیست که واقعاً ایشان هیچ گاه به این موضوع احتجاج نکرده باشند و این موضوع در تاریخ اتفاق نیفتاده باشد؛ به خصوص که همگی از دشمنی با حضرت امیر(علیه السلام) در طول تاریخ و خصوصاً مورخان متاثر از باور های مذهبی و فرقه ای اطلاع داریم. طبیعی است که هر آنچه در راستای احقاق حق ایشان می تواند مورد استفاده و تمسک قرار گیرد از مجموعه منابع و آثار حذف و طرد شود. اقرار اهل سنت به این موضوع تمام پایه های عقیدتی و مستندات تاریخی آنان را سست می کند و از همین رو بسیار طبیعی است از نقل مطالبی که حقانیت ولایت علوی را ثابت می کنند طفره بروند. جالب است بدانیم که زهری، محدث معروف شام تصریح کرده که فضائلی از علی(علیه السلام) می دانم که اگر برزبان بیاورم حتماً مرا خواهند کشت؛
3. حقانیت غدیر و روایت غدیر تنها با احتجاج ثابت نمی شود و احتجاج نکردن دلیل بطلان موضوع نیست؛ آن دسته از اهل سنت که غیر این را ادعا کرده اند خود باید برای اثبات مدعایشان دلیل بیاورند، به خصوص که دلایل مخالفان آنان از استحکام و قوت بیشتری برخوردار است؛
4. موارد متعددی را در منابع شیعی و سنی می توان یافت که به احتجاجات امیرالمؤمنین(علیه السلام) و حضرت زهرا(سلام الله علیها) اشاره شده است که این نیز یکی دیگر از دلایل اثبات غدیر است؛ از آن جمله می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
 

* احتجاجات امیرالمؤمنین(علیه السلام) و حضرت زهرا(سلام الله علیها) به حدیث و ماجرای غدیر
1. به هنگام بیعت با ابی بکر: در این هنگام حضرت، ابتدا به بیعت ابوبکر با ایشان اشاره نمودند که منظور همان جریان غدیر خم است، سپس به بیانات رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در تبوک، غدیر و ... احتجاج کردند.
2. در روز شورا (برای انتخاب جانشین خلیفه دوم): در اینجا حضرت امیر(علیه السلام) به عبارات خطبه نبوی(صلی الله علیه و آله) در غدیر (من کنت مولاه...) اشاره نمودند.
3. در دوره خلافت عثمان: روزی در حضور بیش از دویست نفر به روز غدیر و ندای نبوی(صلی الله علیه و آله) به ولایت علوی احتجاج کردند.
4. در کوفه (پس از سال 35 هجری): این احتجاج پس از اتهام به آن حضرت مبنی بر مقدم داشتن دیگران بر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) انجام شده که اکثر حاضران و بنا بر برخی نقل ها به استثنای تنها سه نفر، همگی شهادت دادند که در غدیر بوده اند و آن خطبه را در اثبات خلافت علوی شنیده اند.
5 به هنگام خروج از قصر: عده ای سوار به آن حضرت با عبارت «السلام علیک یا مولانا و رحمة الله و برکاته» سلام کردند و ایشان با استناد و احتجاج به ماجرای غدیر و تأیید سیزده یا دوازده صحابی حاضر در جمع، بر این عبارت صحه گذاشتند.
6. در جنگ جمل و به هنگام گفت وگو و احتجاج با طلحه.
7. در جنگ صفین در حضور دوازده تن از بازماندگان جنگ بدر.
8. احتجاج حضرت زهرا(سلام الله علیها) با غاصبان حقشان.
همچنین امام حسن(علیه السلام) پس از صلح اجباری با معاویه و نیز سیدالشهدا(علیه السلام) در خطبه خود در منا، متذکر غدیر شده و بدان احتجاج نموده اند.
 

* احتجاج و استشهاد دیگران به حدیث و ماجرای غدیر
در میان دیگر صحابه و مشاهیر مسلمانان احتجاجاتی به غدیر در منابع ذکر شده که برخی از آنان را با هم مرور می کنیم:
1. عبدالله بن جعفر(همسر حضرت زینب کبری سلام الله علیها) با معاویه،
2. عمروبن عاص همدانی،
3. عمرو عاص با معاویه،
4. عماریاسر با عمرو بن عاص،
5 اصبغ بن نباته در مجلس معاویه،
6. جوانی با ابوهریره در مسجد کوفه،
7. مردی با زید بن ارقم،
8. شخصی عراقی با جابر بن عبدالله انصاری که ذهبی حدیث را حسن و به شدت عالی با متنی متواتر خوانده است،
9. قیس بن سعد با معاویه،
10. دارمیه حجونیه با معاویه،
11. عمرو اودی با جمعیتی که به امیرالمؤمنین(علیه السلام) دشنام می دادند،
12. استشهاد عمر بن عبدالعزیز به حدیث غدیر،
13. استشهاد زریق غلام امیر المؤمنین(علیه السلام) برای عمرو بن عبدالعزیز،
14. احتجاج مأمون به حدیث غدیر در بین فقهایی که اسحاق بن ابراهیم و یحیی بن اکثم در میان آنان بوده اند.
لازم به ذکر است در نسخه های اخیر برخی کتاب ها مانند «المعارف» ابن قتیبه دینوری و نیز «تاریخ یعقوبی» برخی از عبارات فوق حذف یا تحریف شده اند.
 

منبع : ماهنامه موعود، شماره 94

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن