پنج شنبه, 18 مهر 1392 ساعت 12:00
خواندن 1414 دفعه

وهابیت تندرو و بازگشت به عصر جاهلیت‏

بسیارى از متفكران اسلامى معتقدند كه حركت «وهابیت تندرو» با ویژگى‏هاى اعتقادى، اخلاقى و عملى از جهاتى نوعى بازگشت به دوران جاهلیت عرب است؛ زیرا بسیارى از خصائص آن دوران را با خود داشته و دارد.
دلائل و مدارك آنها را ذیلاً مى‏آوریم و داورى نهایى را به عهده خوانندگان مى‏گذاریم:
1. از بارزترین صفات عرب جاهلى خشونت و قساوت بى‏حساب بود، از كشتن انسان‏ها لذت مى‏بردند و سالیان دراز خونریزى در میان آنها متوقف نمى‏شد.
در ذیل آیه 103 سوره آل عمران در تفاسیر مختلف آمده است كه میان دو قبیله «اوس» و «خزرج» جنگ‏هاى خونینى رخ داد كه 120 سال به طول انجامید.
( . جامع البیان، ج 4، ص 46؛ الدرالمنثور، ج 2، ص 61؛ تفسیر البغوى، ج 1، ص 333؛ فتح القدیر، ج 1، ص 369 و روح المعانى، ج 4، ص 19. )
همچنین ابن اثیر در تاریخ خود بیش از شصت جنگ مهمّ زمان جاهلیت را نام مى‏برد كه در آنها هزاران تن كشته شدند. البته تعداد) . كامل ابن اثیر، ج 1، ص 448-321، طبع بیروت، دار احیاء التراث العربى، 1408 ق. )
جنگ‏هاى كوچك و بزرگ تا 1700 جنگ نیز ثبت شده است.
( . العرب قبل الاسلام، ص 128. )
همچنین نقل شده است كه روزى پیامبرصلى الله وعلیه وآله از بهشت و نعمت‏هاى آن سخن گفت، در این میان عربى جاهلى از آن حضرت پرسید: آیا در آنجا جنگ و خونریزى وجود دارد؟ هنگامى كه پاسخ منفى شنید، گفت: «إذَنْ لاخَیرَ فیها؛ بنابراین، فایده‏اى ندارد!!».
( . پیام امام امیرالمؤمنین، ج 2، ص 112. )
آنها فرزندان خود را با دست خویش زنده زنده زیر خاك مى‏كردند و به آن افتخار مى‏نمودند.
مفسران ذیل آیه 8 و 9 سوره تكویر «وَإِذَا الْمَوْءُودَه سُئِلَتْ * بِأَىِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ» داستان‏هایى از زنده به گور كردن دختران توسط عرب جاهلى آورده‏اند.
( ر.ك: جامع البیان، ج 30، ص 91؛ تفسیر ابن ابى‏حاتم، ج 10، ص 3403؛ تفسیر قرطبى، ج 19، ص 233؛ تفسیر ابن كثیر، ج 2، ص 186 و ج 4، ص 510؛ تفسیر آلوسى، ج 30، ص 54. )
قیس بن عاصم تمیمى محضر رسول خداصلى الله وعلیه وآله آمد و گفت: من در جاهلیت هشت دخترم را زنده به گور كرده‏ام! رسول خدا فرمود: در برابر هر یك از آنان یك برده را آزاد كن. در تفسیر ابن كثیر (ج 4، ص 510 ) (جامع البیان طبرى، ج 30، ص 91؛ تفسیر قرطبى، ج 19، ص 233. )
آمده است كه قیس گفته است من دوازده یا سیزده دختر را زنده به گور كرده‏ام،...
عرب قبر را صهر (داماد) مى‏نامید! زیرا دخترانشان را در آن زنده به گور مى‏كردند.
( . ر.ك: بحارالانوار، ج 73، ص 344. )
اسلام با شعار «وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَه لِّلْعَالَمِینَ» ومطرح كردن‏( . انبیاء، آیه 107 . )
رحمانیت و رحیمیت خداوند هر روز در نمازها، به مبارزه با این خوى زشت پرداخت و بر آن غلبه كرد و رحمت و رأفت الهى محیط اسلام را فرا گرفت.
پیغمبر اسلام‏صلى الله وعلیه وآله كه پیغمبر رحمت است، محبت در حق كودكان و افراد بى‏گناه و حتّى مراعات حیوانات و درختان را در جنگ‏ها سفارش مى‏فرمود.
امیرمؤمنان‏علیه‏السلام در نامه معروف خود به مالك اشتر (نامه 53) به او فرمود: نسبت به همه مردم اعم از «مسلمان» و «غیر مسلمان»، مدارا و محبت كن (فانّهم صِنفان: إمّا أخٌ لك فى الدین، او نظیرٌ لك فى الخلق).
ولى وهابیت سلفى تندرو امروز، فتوا به اباحه جان و مال و ناموس همه كسانى كه هم فكر آنها نیستند مى‏دهد، و پیروان آنها هر روز خون بیگناهان، اعم از شیعه و سنى زن و بچه و حتى كودك شیرخوار را مى‏ریزند، هر جا را بتوانند آتش مى‏زنند، حتى اعمال وحشتناكى كه در عصر جاهلیت هم معمول نبود را انجام مى‏دهند. با رفتار آنان مصداق بارز «ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ فَهِىَ كَالْحِجَارَه أَوْ أَشَدُّ قَسْوَه» ظاهر شد، تا( . بقره، آیه 74 . )
آنجا كه بیگانگان این شعار را سر داده‏اند «اسلام یعنى خشونت و آدم‏كشى».
همایش ضد پیروان مكتب اهل‏بیت كه اخیراً در عربستان برگزار شد و سخنان پاره‏اى از عالم‏نمایان وهابى در سخت‏گیرى و تشدّد نسبت به آنها اعم از بزرگ و كوچك حتى شیرخواران و دستور به كشتار آنان حاكى از اوج قساوت قلب و زنده شدن خوى جاهلى در آنان است.
( . در این همایش صالح الفوزان عضو هیأت عالى افتاى سعودى در سخنانى خواستار آن شد تا هیأت حاكمه این كشور، شیعیان مقیم مناطقى چون قطیف، مدینه منوره و نجران را به اسلام! دعوت كند و به اجبار آنها را به پذیرش اندیشه سلفى وادارند. عبداللَّه بن جبرین نیز در سخنان خود در این همایش خواستار دشمنى با پیروان مكتب اهل‏بیت و تحقیر و توهین آنان شد و گفت: نباید به آنان اجازه داد تا در مساجد نماز بخوانند؛ باید با آنان برخورد شدید داشت. وى همچنین گفت: باید قربتاً الى اللَّه با فرزندان شیعه در دانشگاه‏ها سخت‏گیرى كرد و در صورت لزوم كشتن آنها واجب است!
یكى دیگر از وهّابى‏ها به نام ناصر العمر، در سخنان خود خواستار برخورد با مردم عراق شد؛ وى در یادداشتى خواستار ممانعت از حجّ آنها و همچنین جلوگیرى از انتشار كتاب، روزنامه و یا مجلاتى كه آنان در نگارش آن نقش دارند در عربستان شد. لازم به یادآورى است كه در همایش مذكور سلمان بن عبدالعزیز، امیر منطقه ریاض نیز حضور داشت. (شبكه المرصد العراقى MARSAD IRAQ.NET ؛ سایت شیعه نیوز، 7 مهرماه shia-news.com 1386). )
این حركت غیر انسانى منحصر به شیعیان نبوده و نیست. راه انداختن حمام خون در طائف و مناطق دیگر در تاریخ گذشته آنها ثبت است و گواه دیگر این مدعاست.
جمیل صدقى زهاوى از علماى اهل سنت عراق درباره حمله وهابیان به شهر سنى‏نشین طائف مى‏نویسد: «از زشت‏ترین كارهاى وهابیان در سال 1217 قمرى قتل عام مردم طائف است كه بر صغیر و كبیر رحم نكردند، طفل شیرخوار را بر روى سینه مادرش سر بریدند، جمعى را كه مشغول فراگیرى قرآن بودند كشتند، و حتّى گروهى را كه در مسجد مشغول نماز بودند، به قتل رساندند و كتابها كه در میان آنها تعدادى قرآن و نسخه‏هایى از صحیح بخارى و مسلم و دیگر كتب حدیث و فقه بود، در كوچه و بازار افكنده و آنها را پایمال كردند.
( . الفجر الصادق، ص 22. )
زینى دحلان مفتى مكه نیز این ماجرا را در كتاب خود آورده است.
( . الدرر السنیه، ص 45. )
غالب محمد ادیب از تاریخ جبرتى نقل مى‏كند كه وهابیان سه روز به غارت طائف پرداختند و مرد و زن و كوچك و بزرگ را كشتند.
( . اخبار الحجاز و نجد فى تاریخ الجبرتى، ص 93. )
صلاح الدین مختار كه خود وهّابى است مى‏نویسد: در سال 1216 امیر سعود با لشگر انبوهى از مردم نجد و عشایر جنوب و حجاز و دیگر نقاط، به قصد عراق حركت كرد؛ در ماه ذى‏قعده به كربلا رسید و تمام برج و باروى شهر را خراب كرد و بیشتر مردم را كه در كوچه و بازار بودند، به قتل رساند و نزدیك ظهر با اموال وغنایم فراوان از شهر خارج شد. آنگاه خمس اموال غارت شده را خود برداشت و بقیه را به نسبت، هر پیاده یك سهم و هر سواره دو سهم میان لشگریان خود تقسیم كرد!.
( . تاریخ المملكه السعودیه، ج 3، ص 73. )
شیخ عثمان نجدى از مورّخان وهّابى مى‏نویسد: «وهابیان به صورت غافلگیرانه وارد كربلا شدند و بسیارى از اهالى آنجا را در كوچه و بازار كشتند. ضریع حسین‏علیه‏السلام را خراب كردند و آنچه داخل آن بود را غارت نمودند و در شهر نیز هر چه از اموال، اسلحه، لباس، طلا و فرش و قرآن نفیس یافتند را ربودند، نزدیك ظهر از شهر خارج شدند، در حالى كه قریب به دو هزار تن از اهالى كربلا را كشته بودند».
( . عنوان المجد فى تاریخ نجد، ج 1، ص 121، حوادث سال 1216. )
آرى این یك خوى بسیار زشت جاهلى بود كه آن را تجدید كردند.
* * *
2. عرب جاهلى از شنیدن حرف حق ابا داشت لذا به هم سفارش مى‏كردند كه به هنگام تلاوت آیات قرآن از سوى پیغمبر اكرم‏صلى الله وعلیه وآله فریاد سر دهند، تا كسى سخن آن حضرت را نشنود.
( . قرآن مى‏فرماید: «وَقَالَ الَّذِینَ كَفَرُوا لَا تَسْمَعُوا لِهَذَا الْقُرْآنِ وَالْغَوْا فِیهِ». (فصلت، آیه 26) )
وهابیان سلفى تندرو نیز امروز صدها هزار كتاب بر ضد مخالفان خود كه مملو از دروغ و تهمت است منتشر مى‏سازند و به زور به آنها مى‏دهند، اما اجازه نمى‏دهند حتى یك جلد كتاب روشنگر در پاسخ آنها منتشر شود.
كسى حق ندارد در سرزمین حجاز كتابى در پاسخ به شبهات وهابیت كه مستدل، منطقى و محترمانه نوشته شده باشد منتشر كند و اگر از كشور دیگر نیز كسى كتابى در همین زمینه به آنجا ببرد، دستگیر و زندانى مى‏شود. در حقیقت آنها با تمام امكانات به تبلیغ آیین خویش مى‏پردازند، ولى نه خود گوش شنوایى براى شنیدن پاسخ‏هاى منطقى دارند و نه اجازه مى‏دهند كسى این پاسخ‏ها را بشنود!!
* * *
3. مشركان عصر جاهلیت بعد از نزول آیات قرآن آنچه را به نفعشان بود مى‏پذیرفتند و آنچه به زیانشان بود نفى مى‏كردند و از روش «نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ» استفاده مى‏كردند.
( . نساء، آیه 150 . )
سلفى‏هاى امروز نیز نسبت به آیات قرآن چنین مى‏كنند مثلاً براى نفى شفاعت پیامبر و سایر معصومین به آیه «قُلْ للَّهِ‏ِ الشَّفَاعَه جَمِیعاً» متوسل‏( . زمر، آیه 44 . )
مى‏شوند و آیاتى همچون «مَنْ ذَا الَّذِی یشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ» را كه با ( . بقره، آیه 255 . )
صراحت از شفاعت اولیاءاللَّه سخن مى‏گوید، به فراموشى مى‏سپارند.
* * *
4. عرب جاهلى تازه مسلمانان را شكنجه مى‏دادند و مجبور به تغییر عقیده مى‏كردند.
( . داستان شكنجه‏هاى یاسر و سمیه كه به شهادت آنان انجامید و شكنجه‏هاى بلال و دیگر مسلمانان توسط مشركان مغرور قریش را همگان شنیده‏اند. )
وهابیت تكفیرى نیز به اجبار و تهدید به قتل، مسلمین را وادار به تغییر عقیده و پذیرش آیین خود مى‏كنند و اعمال غیر وهّابى را صحیح نمى‏دانند و در گذشته نه چندان دور شاهد و ناظر بودیم كه در مسجد مدینه مرتباً مخالفان را شلاق مى‏زدند.
احمد زینى دحلان مفتى مكه مكرمه مى‏نویسد: «اگر كسى به مذهب وهابیت در مى‏آمد و قبلاً حج واجب انجام داده بود «محمد بن عبدالوهاب» به وى مى‏گفت: باید دوباره حج انجام دهى، زیرا حج گذشته تو در حال «شرك» صورت گرفته است! و به كسى كه مى‏خواست وارد كیش وهابیت بشود، مى‏گفت: پس از شهادتین باید گواهى دهى كه در گذشته كافر بوده‏اى و پدر و مادرت نیز در حال كفر از دنیا رفته‏اند! و همچنین باید گواهى دهى كه علماى گذشته نیز كافر مرده‏اند! اگر گواهى نمى‏داد وى را مى‏كشتند و هر كس را كه از مذهب وهابیت پیروى نمى‏كرد، مشرك دانسته و خون و مال او را مباح مى‏دانست. آرى، او بر این باور بود كه طىّ قرون گذشته تمامى مسلمانان كافر بوده‏اند!».
( . الدرر السنیه، ج 1، ص 41؛ الفجر الصادق، تألیف جمیل صدقى الزهاوى، ص 17 . )
اكنون نیز در كنار قبرستان بقیع سردابى توسط سلفى‏هاى تكفیرى درست شده كه اگر كسى زیارت نامه‏اى با صداى كمى بلند در بقیع بخواند او را به آنجا مى‏برند و شكنجه مى‏دهند و مى‏گویند تا از كار خود اظهار پشیمانى نكنى رها نمى‏شوى!
* * *
5. عرب جاهلى به ماه‏هاى حرام (ماه هایى كه جنگ در آن حرام بود) اهمیت نمى‏داد و به میل خود آن را تغییر مى‏داد.
( . ماه‏هاى حرام چهار ماه است، ماه‏هاى ذى قعده، ذى حجه، محرم و رجب كه در میان عرب جنگ در این چهار ماه حرام بود، ولى چون جنگ و غارت جزئى از زندگى عرب جاهلى شده بود، لذا تحمل سه ماه آتش بس براى آنان مشكل بود، به همین خاطر گاه بعضى از این سه ماه را از ماه‏هاى حرام حذف مى‏كردند و ماه دیگرى را به جاى آن مى‏گذاشتند. قرآن در همین باره مى‏فرماید: «إِنَّمَا النَّسِى‏ءُ زِیادَه فِى الْكُفْرِ یضَلُّ بِهِ الَّذِینَ كَفَرُوا یحِلُّونَهُ عَاماً وَیحَرِّمُونَهُ عَاماً لِیوَاطِئُوا عِدَّه مَا حَرَّمَ اللَّهُ فَیحِلُّوا مَا حَرَّمَ اللَّهُ زُینَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمَالِهِمْ وَاللَّهُ لَا یهْدِى الْقَوْمَ الْكَافِرِینَ» (توبه، آیه 37). )
سلفى‏هاى تكفیرى امروز بدتر از عرب جاهلى، كشتارهاى دسته‏جمعى بیگناهان را در عراق هیچ روز و در هیچ ماهى متوقف نمى‏كنند و حكومت طالبان در افغانستان نیز چنین بود.
* * *
6. اعراب جاهلى سعى در تخریب مساجد داشتند چنانكه در تفسیر آیه شریفه «وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَنْ یذْكَرَ فِیهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِى خَرَابِهَا» آمده است كه مشركان مكه بعد از مهاجرت مسلمین به مدینه‏( . بقره، آیه 114 . )
محل عبادت و نماز آنها را ویران كردند.
( . در تفسیر مجمع البیان ذیل آیه فوق آمده است: «وقد وردت الروایه بانّهم هدموا مساجد كان اصحاب النبى‏صلى الله وعلیه وآله یصلّون فیها بمكّه لمّا هاجر النبى‏صلى الله وعلیه وآله الى المدینه؛ در روایات آمده است، مشركان قریش مكان‏هایى را كه مسلمین در آنجا نماز مى‏خواندند، پس از هجرت پیامبر به مدینه، ویران ساختند». )
سلفى‏ها نیز اخیراً فتوا دادند مساجد پیروان اهل‏بیت‏علیهم‏السلام را تخریب كنند و مراقد ائمه اهل‏بیت‏علیهم‏السلام كه مركز عبادت الهى بود نیز به دست آنها تخریب شد؛ همانگونه كه طىّ چند سال گذشته مسجد على‏علیه‏السلام و مسجد حضرت زهراعلیهاالسلام را در مدینه (از مساجد سبعه) تخریب كردند.
* * *
7. عرب جاهلى بر اثر جهل و نادانى، خود را عاقل‏ترین مردم و مسلمانان را به عنوان سفهاء و ابلهان معرفى مى‏كرد.
( . «وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ ءَامِنُوا كَمَا ءَامَنَ النَّاسُ قَالُوا أَنُؤْمِنُ كَمَا ءَامَنَ السُّفَهَاءُ» (بقره، آیه 13). )
عالم‏نمایان نادان وهابى تكفیرى نیز، خود را از همه علماى اسلام اعم از سنى و شیعه عالم‏تر و بزرگان علماى اسلام را به جهل و ناآگاهى نسبت مى‏دهند.
* * *
8 . عرب جاهلى براى زنان كمترین ارزشى قائل نبود و هنگامى كه به او بشارت مى‏دادند خدا به تو دخترى داده، صورتش از شدت غضب سیاه مى‏شد و مدتى پنهان مى‏گردید، سپس اگر مى‏توانست دختر را زنده بگور مى‏كرد.
( . قرآن كریم در این رابطه مى‏فرماید: «وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدّاً وَهُوَ كَظِیمٌ * یتَوَارَى‏ مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَیمْسِكُهُ عَلَى‏ هُونٍ أَمْ یدُسُّهُ فِى التُّرَابِ أَلَا سَاءَ مَا یحْكُمُونَ» (نحل، آیه 59-58). )
سلفى‏هاى متعصب نیز هیچ‏گونه حقى براى زنان قائل نیستند، نه مشاغل اجتماعى، نه حق رأى دادن؛ حتى حق رانندگى با رعایت كامل حجاب اسلامى را نیز به زنان نمى‏دهند.
حال خود قضاوت كنید آیا وهابیت تندرو بازگشت به دوران جاهلیت عرب نیست؟
* * *
ما امیدواریم آنان بیش از این به خود و جهان اسلام ستم نكنند و به مقتضاى «فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِینَ یسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» با علماى ‏( .زمر، آیه 18-17 . )
اسلام اعم از شیعه و اهل سنت بنشینند و سخنان روشنگرانه آنها را بشنوند و به اشتباهات خطرناك خود پى ببرند و راه تفاهم جهان اسلام را به روى خود بگشایند و اتهامات دشمنان را دائر بر خشونت اسلامى در پرتو معارف نورانى واحكام حیات‏بخش و مملو از رحمت و رأفت اسلامى را بزدایند.
«وَلَقَدْ وَصَّلْنَا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ یتَذَكَّرُونَ».
( . قصص، آیه 51 . )

 

منبع : ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن