خواندن 1525 دفعه اضافه کردن دیدگاه جدید

تشرف مقدمه ای در باب رویت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف - مجید کمالی

 چکیده :

از جمله مفاهیمی که در گفتمان مهدویت از اهمیت شایانی برخوردار است،مفهوم«تشرف»است. درواقع پرسش اصلی این است که ملاک نفی و اثبات دعوی تشرف به محضر صاحب الزمان(علیه السلام)چه می تواند باشد و اصولا امکان تشرف تا چه حدی قابل اثبات است؟مقاله ای که در پیش رو دارید،درصدد پاسخ دادن به این پرسش هاست.
همه ما بیش و کم با مقوله«تشرف»آشنایی داریم،ولی شاید کمتر پیش آمده باشد که عمیقا در این باره تفکر کرده و به آنچه در افواه می گذرد،بسنده کرده ایم.شاید یکی از دلایل این امر،این باشد که اصولا زمانه ما با چنین بحث هایی بیگانه است و متفکرین ما هم این قبیل امور را در اولویت موضوع فکر خویش قرار نمی دهند.دلیل فلسفی تر آن شاید این باشدکه اصولا مقوله«تشرف»در ذیل مفاهیم معقول جای نمی گیرد و به عبارت دیگر از سنخ«تجربه» است؛تجربه ای که برخلاف تجربیات علمی به هیچ وجه اختیاری نیست.البته در باب اختیاری بودن و یا نبودن تشرف در ادامه سخن خواهیم گفت.اما پیش از آن ضروری به نظر می رسد که قبل از هر چیز باید نفص امکان«تشرف» به اثبات رسد.


اما در این جا مراد از تشرف چیست و اصولا از چه راه هایی می توان با حضرت ملاقات داشت؟

یکی از این طرق،ملاقات روحانی است؛بدین معنا که شخص می تواند به ساحتی برسد که با مقام قدسی امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) سنخیتی بیابد؛ یعنی نسبتی وجودی و حضوری با ایشان به دست آورد؛ در نتیجه این نوع از ارتباط می تواند همیشگی باشد.طریق دیگر،ملاقاتی است که در عالم رویا انجام می پذیرد و دست آخر دیداری است که شخص،امام را با بدن و جسم ظاهری مشاهده کند.
درواقع مراد ما از تشرف،اغلب این طریق اخیر است؛یعنی ملاقاتی که با چشم سر صورت می گیرد.کم نبوده اند کسانی که در طی تاریخ غیبت کبرا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ،مدعی تشرف بوده اند و در میان ایشان نام بزرگان و علمای برجسته ای نیز به چشم می خورد.این نکته بیانگر اهمیت داشتن بررسی موضوع ملاقات با امام و به تبع آن تدقیق در کارکرد و تاثیر اجتماعی این دعوی است.چه بسا کسانی به دروغ مدعی این امر باشند تا بتوانند یا سوء استفاده از عشق مومنان به آن حضرت،منافع نامشروع خود را برآورده سازند.
از همین روست که کسانی اساسا ملاقات با حضرت را انکار و حتی امکان آن را نیز رد می کنند.دلیل ایشان مبتنی بر روایاتی است که براساس آن ها باید دعوی مشاهده و ملاقات با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را تکذیب کرد.البته در باب صحت و سقم این روایات بحث بسیار است،اما روایتی که بیش از همه پشتیبان نظر این قبیل افراد است،همانا توقیع حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به علی بن محم دسمری(نایب چهارم)است.در این توقیع آمده است که:«دست و پایت را جمع کن و به کسی برای بعد از خودت وصیت مکن،چرا که زمان غیبت کبری فرا رسیده و تو نیز شش روز دیگر از دنیا می روی.در آینده در بین شیعیان کسانی پیدا می شوند که ادعای مشاهده ما را دارند،بدانید که قبل از خروج سفیانی و صیحه آسمانی هرکسی ادعای مشاهده ما را داشته است، دروغگو و مفتری است.»(1)

اگرچه سند این روایت چندان قوی نیست و تلاش برخی محققان برای تصحیح سند آن به جایی نرسیده و در نهایت آن را در حد یک«خبر واحد ضعیف»دانسته و«حسن بن احمد مکتب»تنها راوی آن را«مجهول»یافته اند،با این وجود حتی با پذیرش این روایت به عنوان خبری صحیح، می توان تفسیری ارائه داد که مضمون آن به هیچ وجه در تضاد با امکان تشرف قرار نگیرد.بدین ترتیب که لفظ «مفتر»در عبارت:«الا فمن ادعی المشاهده قبل خروج السفیانی و الصیحه فهو کذاب مفتر...»این را می رساند که شخصی ادعای نیابت امام را داشته باشد یعنی به صرف دعوی دیدار و ملاقات داشتن با حضرت اکتفا نکرده بلکه بگوید:امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مرا همانند نواب اربعه،نایب خاص خود قرار داده است.پرواضح است که چنین شخصی مفتری است.اصل صدور روایت هم در مقام نیابت است که حضرت به علی بن محمد فرمود:کسی را از جانب ما منصوب ممکن و دوران غیبت صغری و نیابت خاص تمام شده است.در چنین شرایطی اگر کسی ادعای رویت و مشاهده داشته باشد،معلوم است که منظور مشاهده خالی از نیابت نیست. از این روایت که بگذریم بنا به آنچه که محققان به پژوهش دریافته اند به جز توقیع فوق الذکر که در باب آن سخن گفتیم،در هیچ یک از احادیث موجود درباره غیبت حضرت، اشاره به تکذیب«مدعی مشاهده»نشده است،تا آن جا که می توان گفت و ادعا کرد که همه احادیث وارده از معصومین علیهم السلام صریح هستند در این که حضرت مهدی، علیه السلام در زمان غیبت از دید عموم مخفی است و همگان او را مشاهده نمی کنند و در هیچ کدام از این احادیث نیامده که هرگز احدی آن حضرت را نخواهد دید.
به عنوان مثال می توان به حدیثی از حضرت علی(علیه السلام) اشاره کرد که می فرمایند:«هنگامی که قائم ما علیه السلام قیام کند،بیعت کسی در گردن او نخواهد بود،از این رهگذر تولدش پنهانی انجام گیرد و خودش از دیده ها غایب شود»(2)یا امام صادق(علیه السلام)می فرمایند:«او پنجمین فرزند هفتمین امام است که شخص او از دیده ها غایب شود و بازگو کردن نامش بر شما روا نباشد.»(3)این قبیل روایات و صدها حدیث شریف دیگر هرچند صراحت دارند بر این که در زمان غیبت نمی توان به ساحت مقدس حضرت تشرف یافت،در هیچ کدام از آن ها اشاره ای به تکذیب مدعی رویت نشده است.از سوی دیگر احادیث و روایاتی وجود دارند که در آن ها تصریح شده است،بعضی افراد به محضر آن حضرت می رسند؛از جمله می توان به این روایت وارده از حضرت امام صادق(علیه السلام)اشاره کرد که می فرمایند:
«برای قائم ما دو غیبت است:یکی کوتاه و دیگری طولانی،در غیبت نخستین جز خواص شیعیان از جایگاه آن حضرت آگاه نیستند و در غیبت دومی تنها خواص موالیانش از جایگاه آن حضرت آگاهند.»(4)حضرت امام باقر(علیه السلام)در حدیثی تعداد این موالیان را سی نفر بیان فرموده اند:«برای صاحب این امر به ناگزیر دوران عزلتی هست،در دوران عزلت نیرویی لازم است،دیگر با وجود سی نفر وحشتی نیست و چه جایگاه خوبی است مدینه.»(5)
گذشته از این روایات که بر امکان مشاهده حضرت صحه می گذارند،به لحاظ منطقی نیز به نظر می رسد که ملاقات با امام ممکن است؛چراکه رویت شخصی که در دنیا با بدن مادی زنده است و در بین مردم زندگی می کند،امری طبیعی و عادی است و برعکس،ندیدن برخلاف عادت و به دلیل مصالحی است که این غیبت را اقتضا می کند.از مجموع بیانات فوق چنین برمی آید که«امکان تشرف» وجود دارد و البته این امر بدان معنا نیست که هرکس بتواند به چنین مقامی نایل شود و به عبارت دیگر شروطی لازم است تا آمادگی وجودی برای شخص مشتاق حاصل شود.این آمادگی باطنی و وجودی،همان چیزی است که از آن با نام«سنخیت وجودی»یاد می کنند.درواقع شخص باید نسبت و تعلقی با محبوب خود پیدا کند و یافتن این نسبت البته شرایطی می طلبد.
در توقیع حضرت مهدی(علیه السلام)به شیخ مفید رحما الله علیهمی خوانیم که«سلام خداوند بر تو ای کسی که در دوستی ما به زیور اخلاص آراسته ای و در اعتقاد و ایمان به ما دارای امتیاز مخصوصی هستی».از همین عبارت می توان دریافت که داشتن صفاتی همچون اخلاص و اعتقاد و ایمان به وجود پاک آن حضرت،لازمه طی این طریق آشنایی است.البته بنا به آنچه از مجموعه قضایای تشرفات درمی یابیم،باید به این شروط،شرط عمل صالح را هم اضافه کرد.فراهم آوردن این صفات اگرچه شرط لازم برای نیل به این مقصود است اما هرگز شرط کافی نیست.چه بسا انسان های شریف و صالحی که هیچ گاه نتوانستند به دیدار ایشان نائل شوند.بنابراین به نظر می رسد باید عنایتی نیز به ایشان شود و خواست شخصی و اراده و اختیار فردی در این مسیر بسنده نیست.به بیان دیگر هیچ کس به طور قطعی نمی تواند ادعا کند که مثلا فان کار، نتیجه اش زیارت و مشاهده حضرت است،چون این سخن بدین معنی است که هرکس آن کار را انجام دهد حضرتش را زیارت خواهد کرد و این خود یک نوع«بابیت»است.
شرط دیگر که فراتر از شرایط متعارف و صوری فوق الذکر است،همانا«منتظر حقیقی»بودن است.درواقع نفس انتظار است که باید مطلوب نظر باشد،چه این دیدار رخ بدهد و چه ندهد.در راستای انتظار است که حالتی و طوری دیگر به انسان می دهد و جان او را«آماده»می سازد. بنابراین«انتظار آماده گر»می تواند خود برسازنده شناخت و بصیرتی باشد که به واسطه آن حضور حضرت را با عمق جان احساس کرد.درواقع باعث رفع حجاب خود و به عبارت دیگر رفع غیبت از خود ما می شود.وگرنه حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) حاضر است و ظهور دارد.در این مسیر البته شخص منتظر حقیقی،می تواند امید دیدار جسمانی حضرت را نیز داشته باشد و این خود حضرت است که مصلحت دیدار را تشخیص می دهند«تا یار که را خواهد و میلش به که باشد».کسانی بر این عقیده اند که دیدار وجود مبارک ایشان مبتنی بر این است که شخص«رزق دیدار»داشته باشد؛یعنی از قبل برای ملاقات انتخاب شده باشد،نه این که شخص چنین ملاقاتی را به اختیار خود انتخاب کرده باشد.باری!دیدار،مستلزم نوعی دلشکستگی و دلسوختگی خاص است تا از این طریق رخصت تشرف حاصل آید و متظاهرین را به کوی یار راهی نیست:

در کوی ما شکسته دلی می خرند و بس         بازار خودفروشی از آن سوی دیگر است

نکته دیگر در باب تشرف این است که با دقت در قضایا و تشرفاتی که از کتاب های معتبر و اشخاص موثق به دست ما رسیده است،روشن می شود که صاحبان آن،گاه علمای بزرگ و گاه افراد صالح و گاه افراد معمولی و حتی افرادی از اهل سنت و بعضا غیر مسلمان بوده اند.از این رو و به جهت اختلاف حالات و روحیات این افراد معلوم می شود،تشرف به محضر ایشان اختصاص به گروه خاصی ندارد و حتی می توان گفت که تشرف به محضر حضرت،فضیلتی را برای شخص ثابت نمی کند.بلکه آنچه که فضیلت است،نفس شناخت و بصیرت به ساحات و مراتب معنوی حضرت است،بصیرتی که گشاینده افق های روشن تری برای زیستن معنوی در این دنیای پر عز عسرت و اضطراب است.دیدار حضرت به شرط شناخت و درک وجودی ایشان،البته می تواند حجتی باشد بر وجود و استمرار و سریان حقیقت قدسی و التفات و توجهی که حضرتش در دوران غیبت به آدمیان فانی دارد. هرچند همان طور که پیش از این گفته شد،بدون این ملاقات ظاهری هم اگر خود را از حجاب غیبت برهانیم،حجت بر ما تمام است،چراکه در این صورت وجود معنوی و جسمانی حضرت مهدی را با عمق جان احساس خواهیم کرد.
تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز
همان طور که پیش از این ذکر شد،تشرف به محضر حضرت صاحب زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اختیاری نیست لذا کسی نمی تواند بگوید من می دانم که حضرت در کجا هستند و هم اکنون به نزد ایشان می روم.
البته باید متذکر شد که تشرف اختیاری،مخصوص نواب خاص آن حضرت در دوران غیبت صغری بود و نیز بیان شد که تشرف به معنای غیر اختیاری آن که گاه به آن«رویت» هم می گویند،واقع شده و آن طور که گفته اند تعداد این قبیل تشرفات در طول غیب کبری و تاکنون بسیار زیاد بوده است.هرچند در اغلب موارد تشرف هایی که به محضر حضرت حاصل شده است،در تاریخ ثبت و ضبط نشده است، اما از همان آغاز از جمله کارهایی که علما و بزرگان شیعه به آن اهتمام داشته اند،این بوده است که قضایا و حکایات افرادی که آن حضرت را زیارت کرده و یا در خواب و مکاشفه دیده اند،در کتاب هایشان نقل کرده اند.از جمله این کتاب ها می توان به موارد ذیل اشاره کرد:«کتاب بحار الانوار»علامه مجلسی،«تبصره الولی»علامه بحرانی،«جنبه الماوی»، «دار السلام»و«نجم الثاقب».
 همان گونه که تشرف به محضر صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)  می تواند منشا آثار خوب و مفیدی باشد،به نظر می رسد، بر ذکر و بیان ماجرای این ملاقات ها نیز آثاری ارزشمند مترتب است.
اگر بخواهیم به صورت اجمالی بعضی از فواید تشرف را ذکر کنیم،پیش از همه باید به نقش و تاثیر این دیدار در افزایش یقین وی افت قلبی خدا اشاره کرد.چرا که به واسطه دیدار آن حضرت،بی درنگ و با حضور قلبی،ایشان را«حجت خدا»می یابیم.تو گویی مراحل گذر از مرتبه «علم الیقین»به«عین الیقین»و از آن به«حق الیقین» را در آنی طی می کنیم.فایده دیگر این است که رسیدن به مقام تشرف حضرت،خود بیانگر برخورداری از فضل الهی است.البته همان طور که قبلا ذکر شد این دیدار لزوما فضیلتی را برای شخص ثابت نمی کند،اما نشان می دهد که اراده الهی بر آن رفته است که شخص به واسطه این دیدار، افق هایی پیشارویش گشوده شود تا بتواند مراحلی از طریق و سلوک الهی را به مدد حضرت بپیماید و یا مشکلاتی که دارد رفع شود.اما منفعت دیگری نیز بر امر تشرف مترتب است که همانا رفع مشکلات علمی علماست که این مسئله در مواردی اتفاق افتاده و به ثبت رسیده است.به طوری که بعضی مسائل فقهی پیچیده از این طریق حل شده است.
فایده آخر،اثرات تکوینی تشرف است که می تواند از نظر اخلاقی و تربیتی تاثیر مثبتی بر روحیه اشخاص بگذارد تا از این طریق به لحاظ عملی،فرد را به درجاتی از کمال معنوی برساند.(6)مطالبی که تاکنون ذکر شد در واقع نگاهی اجمالی بود بر فواید تشرف به محضر حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) . ذکر و بازگویی قضایای تشرفات هم می تواند مفید باشد.از جمله این که نقل این دیدارها،موجب تقوات اعتقاد و ایمان شیعیان و حتی غیر آنان می شود.همچنین باعث می شود که مومنان در لحظات سخت زندگی به ایشان متوسل شوند یا حد اقل مانع ضعف و سستی ایمان این افراد شود.
اما نکته ای که ذکر آن خالی از فایده نیست،توجه به این مطلب است که کوشش و جهد برای رویت حضرت،باید توام با تعقل و تدبر در معارف مهدوی و بصیرت یافتن به این موضوع حیاتی باشد.به فراموشی سپردن فلسفه انتظار و کارکردهای متعددی که بر آن مترتب است،باعث ترویج برداشت های سطحی از این مقوله می شود کما این که امروزه خطر این قشری نگری را بیش از پیش مشاهده می کنیم. باید در نظر داشت که صرف توسل به بعضی ادعیه،توسلات و ختومات برای نائل شدن به دیدار حضرت،ما را از وظیفه حقیقی خود که همانا بودن در طریق«انتظار آماده گر» است،دور خواهد ساخت


پی نوشت ها:

1-علامه مجلسی،بحار الانوار،ج 52،ص 151
2-علامه مجلسی،بحار الانوار،ج 51،ص 109،چاپ موسسه وفا،بیروت
3-صدوق،محمد بن علی بن بابویه،کمال الدین و تمام النعمه،ج 2،ص 516،چاپ جامعه مدرسین،قم
4-کلینی،محمد بن یعقوب،اصول کافی،ج 1،ص 240 چاپ دارلاضواء، بیروت
5-طوسی،محمد بن حسن،کتاب الغیبه،ص 162،چاپ معارف اسلامیه، قم
6-فواید ذکر و تشرف خدمت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ،سید ابو الحسن مهدوی، ماهنامه موعود،شماره 56.
نامه روح افزا متن توقیع امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به شیخ مفید
نامه ای به برادر باایمان و دوست رشید ما،أبو عبد اللّه محمد بن محمد بن نعمان شیخ مفید که خداوند عزت وی را مستدام بدارد.
سلام خداوند بر تو ای کسی که در دوستی ما به زیور اخلاص آراسته ای و در اعتقاد و ایمان به ما دارای امتیاز مخصوصی هستی.ما در مورد نعمت وجود تو خداوند یکتا را سپاسگزاریم.
از پیشگاه مقدس خداوندی استدعا می کنیم که برسید و مولای ما حضرت محمد بن عبد اللّهصلی الله علیه و آلهو خاندان او درود و صلوات پیاپی و بی نهایت خویش را نازل فرماید.
از آن جا که در راه یاری حق و بیان سخنان و نصایح ما صادقانه کوشیدی،خداوند این افتخار را به شما ارزانی داشته و به ما اجازه فرموده است که با شما مکاتبه کنیم.
شما مکلف هستید که اوامر و دستورات ما را به دوستان ما برسانی.خداوند عزت و توفیق اطاعتش را به آنان مرحمت فرماید و مهمّات آنان را کفایت کرده،در پناه لطف خویش محفوظشان دارد.
با یاری خداوند متعال در مقابل دشمنان ما که از دین خداوند روی برگردانده اند،براساس تذکرات،استقامت کن و با خواست الهی،دستورات ما را به آنان که از تو می پذیرند و گفترا ما را که موجب آرامش آن ها است،ابلاغ کن.با این که ما براساس فرمان خداوند بزرگ و صلاح واقعی ما و شیعیانمان تا زمانی که حکومت در دنیا در اختیار ستمگران است در نقطه ای دور و پنهان از دیده ها به سر می بریم،ولی از تمام حوادث و ماجراهایی که بر شما می گذرد کاملا مطلع هستیم و هیچ چیز از اخبار شما بر ما پوشیده نیست.از خطاها و گناهانی که بندگان صالح خداوند از آن ها دوری می کردند ولی اکثر شما مرتکب آن شدید نیز باخبریم.از عهدشکنی ها و پشت سرگذاشتن عهد و پیمان ها با اطلاعیم.گویی این ها از لغزش های خود خبر ندارند.با همه این گناهان،ما هرگز امور شما را مهمل نگذاشته،شما را فراموش نمی کنیم و اگر عنایات و توجهات ما نبود،مصائب و حوادث زندگی،شما را در بر می گرفت و دشمنان،شما را از بین می بردند.
پس از خداوند بترسید و تقوا پیشه کنید و ما خاندان رسالت را مدد رسانید.در برابر فتنه هایی که پیش می آید و البته عده ای در این آزمایش و برخورد با فتنه ها هلاک می شوند،مقاومت کنید و البته همه این ها از نشانه های حرکت و قیام ما هستند. اوامر و نواهی ما را متروک نگذارید و بدانید که علی رغم کراهت و ناخشنودی کفار و مشرکان،خداوند نور خود را تمام خواهد کرد.
تقیّه را از دست ندهید و از آتشی که جاهلیت به رهبری بنی امیه افروخته است،بپرهیزید.من که ولی خدا هستم سعادت پویندگان راه حق را تضمین می کنم.در این سال در ماه جمادی الاولی حوادثی اتفاق می افتد که باید از آن عبرت بگیرید. در آسمان علامت و نشانه ای ظاهر می شود که کاملا روشن است همه می فهمند که این،آیت آسمانی استو نیز نشانه ای در زمین همانند و مساوی آن پیدا خواهد شد.ممکن است مساوی بودن آیت آسمان و زمینی،از لحاظ این باشد که هر دو از آیات الهی و غیبی اند.
در مشرق زمین حادثه ای به وجود می آید که موجب حزن و اندوه و اضطراب است.پس از آن،گروهی،از امت اسلامی که در واقع با اسلام بیگان هستند بر عراق مستولی خواهد شد و در نتیجه اعمال بد آن ها وضع زندگی و ارزاق مردم سخت می شود. آنگاه با هلاک شدن طاغوت آن زمان،بندگکان باتقوا خوشحال می شوند و راه حج خانه خدا بر اهلش گشوده می شود و به آسانی حج می کنند و امر مردم طبق مراد و خواسته آن ها منظم خواهد شد.پس سعی کنید اعمال شما طوری باشد که شما را به ما نزدیک سازد و از گناهانی که موجب نارضایتی ما را فراهم نماید بترسید و دوری کنید.
امر قیام ما با اجازه خداوند به طور ناگهانی انجام خواهد شد و دیگر در آن هنگام توبه فایده ای ندارد و سودی نمی بخشد.عدم التزام به دستور ما موجب می شود که بدون توبه از دنیا بروند و دیگر ندامت و پشیمانی نفعی نخواهد داشت.خداوند شما را با الهامات غیبی خود ارشاد و توفیقات خویش را در سایه رحمت بی پایانش نصیب شما بفرماید. 1


پا نوشت :
1.بحار الانوار،ج 53،ص 175.

 

منبع : خردنامه همشهری -  شماره 6

 

آخرین ویرایش در دوشنبه, 29 دی 1393 ساعت 11:22

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن