چهارشنبه, 29 آذر 1391 ساعت 12:22
خواندن 1927 دفعه

حکومتهای زیدیه - علی ربانی گلپایگانی

برخی از مجاهدان زیدیه توانستند در برخی از مناطق سرزمین اسلامی حکومتهایی را تشکیل دهند، این حکومتها عبارتند از:
1- حکومت زیدیه در مغرب
عبد الله بن حسن مثنی شش فرزند پسر داشت: محمد، ابراهیم، عیسی، یحیی، ادریس، و سلیمان. محمد (نفس زکیه) در حجاز قیام کرد و به شهادت رسید. ابراهیم نیز در بصره قیام کرد و کشته شد. یحیی به دیلم گریخت و سرانجام در زندان هارون در گذشت. ادریس به مغرب گریخت و برادرش سلیمان نیز به او پیوست.
هنگامی که ادریس رهسپار مغرب بود، واضح بن منصور، والی مصر، او را پناه داد و با عده ای وی را به مغرب فرستاد و در شهر «ولبله » اقامت گزید. اسحاق بن عبد الله، والی مغرب، وی را اکرام کرد. (172 ه) .
ادریس دعوت خود را اعلان کرد، بربرها دعوت او را اجابت کردند و او بر مغرب دور (مراکش) تسلط یافت.
هنگامی که این خبر به هارون رسید، چون دوری مسافت مانع از این بود که با او بجنگد، فردی را به نام شماخ به سوی مغرب فرستاد تا خود را از اصحاب او معرفی کرده و با ادریس رابطه دوستی برقرار کند. وی چنین کرد و سرانجام ادریس را مسموم ساخت (175 ه) . پس از او تاج حکومت را بر سر یکی از کنیزان ادریس که باردار بود گذاشتند. او پسری به دنیا آورد که او را ادریس نامیدند. در دوران کودکی وی، راشد که از موالیان ادریس اول بود، امور حکومت را اداره می کرد، و فوق العاده مورد احترام قبایل بربر در مراکش بود. آنگاه که ادریس ثانی به حد بلوغ رسید، زمام حکومت زیدیه را عهده دار شد. تا این که به سال 213 هجری به وسیله زهر مسموم شد.
وی دوازده فرزند پسر بر جای گذاشت. بزرگترین آنها که محمد نام داشت، جانشین پدر شد، و منطقه تحت حکومت خود را بین برادران تقسیم کرد. طولی نکشید که میان آنها اختلاف بروز کرد، و سبب فروپاشی دولت ادریسیان شد. و سرانجام در سال 323هجری توسط خوارج به رهبری عبد الرزاق خارجی صفری منقرض گردید. (1)
2- دولت زیدیه در یمن
دولت زیدیه در یمن توسط یحیی بن الحسین ملقب به «الهادی الی الحق » در سال 288 هجری تاسیس شد. وی در سال 245 هجری در مدینه متولد شد. نخست در حجاز به عنوان یکی از رهبران زیدیه با وی بیعت شد، و به کوشش فرماندار صنعا- که از طرف عباسیان ولایت داشت- وارد صنعا گردید، ولی مردم صنعا از یاری او امتناع ورزیدند، زیرا او با انجام منکرات سخت مخالفت ورزید، و آنان را به پرداخت زکات ملزم کرد. وی بار دیگر به حجاز بازگشت، تا اینکه در سال 288 با همکاری قبایل یمنی وارد صنعا شد، و به عنوان رهبر زیدیه برای او خطبه خوانده شد. او عاملان خود را به نواحی مختلف اعزام می کرد، ولی برخی از قبایل یمنی بر ضد او شوریدند و از طرف دیگر میان او و فرزندانش و اقوام یمن درگیریهای سختی رخ داد، و او در یکی از این جنگها مجروح شد، و در سال 298 با زهر مسموم گردید.
از وی به عنوان بزرگترین شخصیت زیدی- پس از زید بن علی- یاد می شود. او نه تنها مرد جهاد و مبارزه بود، در علم و دانش نیز موقعیتی ممتاز داشت. از این روی مذهب زیدی در یمن به نام وی معروف شده و «هادویه » خوانده می شود. وی در عین اینکه امامت علم و جهاد در مذهب زیدی، را دارا، و از نظر سیاسی قدرتمند بود، با مساکین و بیچارگان با مهربانی و فروتنی برخورد می کرد و زندگی زاهدانه و دور از تجمل و دنیاگرایی داشت.
او خلافت ابو بکر را مردود می دانست، و درباره فدک او را تخطئه می کرد و می گفت: فدک را پیامبر صلی الله علیه و آله به فاطمه علیها السلام بخشیده بود. از نظر او علی علیه السلام وصی و جانشین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بود. (2)
مؤلف عمدة الطالب درباره او گفته است: «یحیی بن الحسین مکنی به ابو الحسن، از ائمه زیدیه، فردی جلیل القدر، شجاع، پرهیزگار، مصنف و شاعر بود. در یمن ظهور کرد و به «الهادی الی الحق » ملقب گردید. خود فرماندهی جهاد را بر عهده می گرفت و لباس پشمینه می پوشید. در فقه کتابهای بزرگی تصنیف کرده و به فقه ابو حنیفه نزدیک است. ظهور وی در یمن در زمان حکومت معتضد عباسی در سال 280 بود، و در سال 298 در هشتاد سالگی در گذشت. فرزندان او ائمه زیدیه و فرمانروایان یمن بودند» . (3)
امامت و حکومت بر زیدیه در یمن، تا سال 1382، که نهضت جمهوری خواهی عربی در یمن بر پا گردید، در فرزندان و نوادگان «الهادی الی الحق » ادامه داشت.
3- دولت زیدیه در طبرستان
مؤسس دولت زیدیه در طبرستان، ابو محمد، حسن بن علی از نوادگان امام زین العابدین علیه السلام است. او در سال 230 متولد شد، و در سال 284 قیام کرد و به الناصر الدین الله ملقب گردید و به «الناصر للحق » شهرت یافت. از این روی دعوت زیدیه در طبرستان، «ناصریه » نامیده شدند. وی را ناصر اطروش نیز نامیده اند. (4)
مؤلف عمدة الطالب درباره او چنین گفته است: «ابو محمد الحسن، الناصر الکبیر الاطروش، امام زیدیه است و زیدیه ناصریه به او منسوبند. وی چهارده سال در سرزمین دیلم مردم را به اسلام دعوت می کرد و در سال 301 وارد طبرستان شد، و سه سال بر آن حکومت کرد، و در سال 304 و در 99 سالگی در آمل وفات کرد (5) پس از وی دامادش حسن بن قاسم علوی عهده دار امر حکومت شد، تا اینکه در سال 316 به شهادت رسید، و به این صورت دولت علویین پس از 67 سال، در سرزمین دیلم پایان یافت. (6)
شایان ذکر است که سرزمین دیلم در عهد خلیفه دوم فتح شد. ولی مردم آنجا همچنان بر دیانت مجوس بودند. و در عهد منصور و مامون نیز بار دیگر فتح گردید، ولی اکثریت مردم آن دیار بر آیین مجوس باقی ماندند، زیرا روش بنی عباس به گونه ای نبود که مردم را به اسلام تشویق کند. آنان تنها به گرفتن خراج از مردم اهتمام داشتند، ولی توسط ناصر اطروش به آیین اسلام گرویدند و خود از داعیان به عدل و توحید گردیدند، و پس از آن دانشمندان و متفکران بزرگی از این سرزمین در جهان اسلام ظهور کرد.
نکته قابل ذکر دیگر این است که ناصر اطروش با «الهادی الی الحق » معاصر بود، و با یکدیگر مکاتباتی نیز داشته اند. در اینجا مشکل دو امام در یک زمان مطرح می شود، ولی از نظر زیدیه وجود دو امام در یک زمان، در دو منطقه دور از هم، جایز است، و سرزمین دیلم و یمن نیز کاملا از هم دور بودند.

 

پی نوشت ها :
1- الزیدیه، ص 113- 110، الشیعة و التشیع، ص 143- 137.
2- الزیدیه، ص 140- 139، 181- 180.
3- عمدة الطالب، ص 177.
4- الزیدیه، ص 190.
5- عمدة الطالب، ص 308.
6- الشیعة و التشیع، ص 147.

 

منبع : فرق و مذاهب کلامی

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن