دوشنبه, 09 بهمن 1396 ساعت 13:00
خواندن 1865 دفعه

فاطمه بانوی نمونه - قسمت اول - اسماعیل نساجی زواره

حضرت در دوران رسالت 

فاطمه زهرا علیها السلام برای فرزندانش مادری نمونه، برای علی علیه السلام همسری شایسته و فداکار بود . بی توقعی زهرا علیها السلام از همسرش علی علیه السلام در حدی بود که در طول نه سال زندگی مشترک حتی یکبار تقاضای مادی از علی علیه السلام نکرد!

سرچشمه اسرار حقایق
در گستره ی جهان هستی، مردان بسیار بزرگ و بافضیلتی پدیدار شده اند که هریک به عالی ترین مرحله کمال و رشد رسیده و راهگشای انسانها در کشاکش زندگی و در فراز و نشیب روزگار گردیده اند، همچون پیامبران الهی و امامان راستین علیهم السلام . ولی در گروه زنان به چنین نمونه های کاملی که بتوانند در زمینه تربیت، پرورش فرزندان، تقوا، کمال، حیاء، دفاع از حق، عبادت، وارستگی و ایثار سرمشق و الگو باشند، کمتر برمی خوریم، زیرا مردان کامل و شایسته فراوانند و زنانی که از هر نظر کامل و وارسته باشند، خیلی کمند .
تنها زنی که در تاریخ اسلام به عنوان مادر امامت و همسر ولایت شناخته شده است، دختر گرامی رسول خدا صلی الله علیه و آله حضرت صدیقه کبری و انسیه حورا می باشد . او پرورش یافته مکتب نبوت و رسالت و بزرگ شده کانون توحید و خداشناسی بود .
آن حضرت زیر نظر پدری چون پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله تربیت یافت که سرور پیامبران و بزرگ مرد جهان بشریت بود، مادر عالی مقام وی حضرت خدیجه علیها السلام نخستین بانویی بود که اسلام آورد و در سخت ترین روزهای بحرانی اسلام، به یاری پیامبر صلی الله علیه و آله شتافت و نه تنها پیش از همه به آن حضرت ایمان آورد، بلکه ثروت خویش را در راه پیشرفت اسلام و گسترش دعوت به یگانگی حق، نثار کرد و تمام مشکلات ناشی از این رهگذر را به جان خرید .
بنا به نقل مورخان شیعه حضرت فاطمه علیها السلام در سال پنجم بعثت در شهر مکه چشم به جهان گشود (1) . و هنوز از مرز پنج سالگی نگذشته بود که در مرگ مادر، گریان و غمگین شد، ولی مهربانی ها و عطوفت های پیامبر صلی الله علیه و آله تا حدی غبار غم و اندوه را از چهره او می زدود .
صدیقه کبری علیها السلام به جهت تربیت مستقیم پیامبر، گوهر شخصیتش جلوه و درخششی خاص یافت و در همه فضائل و کمالات انسانی نه تنها تمام دختران عصر خود را تحت الشعاع قرار داد بلکه برای همیشه به عنوان بهترین اسوه و تربیت یافته مکتب اسلام برقرار ماند .
 

هجرت نور
داستان هجرت حضرت زهرا علیها السلام از مکه تا مدینه، حکایت شور ایمان و انقطاع کامل به سوی پروردگار است . در این سفر پرخطر امیر کاروان حضرت علی علیه السلام بود و دو فاطمه دیگر، یعنی فاطمه بنت اسد (مادر حضرت علی علیه السلام ) و فاطمه بنت زبیر بن عبدالمطلب (دختر عموی آن حضرت) نیز جزء این گروه مهاجر بودند .
حضرت زهرا علیها السلام در این زمان حدود هشت سال داشت . پیش از آن پیامبر صلی الله علیه و آله در میان غوغایی از توطئه های خطرناک و دشمنی های سخت راه به سوی مدینه سپرده و به علی علیه السلام سفارش کرده بودند، امانات مردم را به صاحبانشان بازگرداند و سپس دردانه ایشان را با کسانی از هاشمیان که هنوز در مکه مانده اند و مایل به هجرتند، به مدینه آورد .
قافله کوچک مهاجران، از مکه به سوی مدینه به راه افتاد . نزدیکی محلی به نام «صجنان » هشت تن از جنگاوران قریش را مقابل خویش یافتند که برای بازداشت مهاجران آمده بودند .
علی علیه السلام شجاعانه و در حالی که نوجوانی نورسته بود، شمشیر از نیام کشید و به مقابله با آنان پرداخت . «حویرث بن نقیذ بن قصی » - یکی از جنگجویان که پیامبر صلی الله علیه و آله را در مکه بسیار آزرده بود - متوجه شتری شد که فاطمه دخت عزیز پیامبر صلی الله علیه و آله و یکی دیگر از فواطم را حمل می کرد . پیش تاخت و شتر را رماند و دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله و دیگر همراهش را به زمین زد .
علی علیه السلام خشمگین به «حویرث » و اطرافیانش حمله برد و جمعی از آنان را کشت و بقیه را آن چنان فراری داد که از شدت ترس و عجله ای که داشتند به هم برخورد کردند .
بدین گونه، کاروان مهاجران به راه خویش ادامه داد تا به «صجنان » رسید . در آن جا یک شبانه روز اقامت کردند . برخی از ضعفای مؤمن در این محل به آنان ملحق شدند . علی و همراهان تمام شب را نماز گزاردند . نشسته، ایستاده و در حالی که به پهلو خوابیده بودند، به یاد خدا بودند تا خورشید سر بر آورد . سپس حرکت کردند، و در هر منزلی که فرود می آمدند، همچنان خدای سبحان را عبادت می کردند تا به مدینه رسیدند .
 

پیوند نور
حضرت فاطمه علیها السلام در انتخاب همسر توجهی به مال و ثروت نداشت و آنچه در نظر او مهم بود، شخصیت انسانی و سرمایه اخلاقی شوهر بود . از آن طرف هریک از رجال قریش و بزرگان و ثروتمندان آرزوی وصلت با خاندان رسالت و داشتن همسری مانند فاطمه علیها السلام را در سر می پروراندند و گاه و بی گاه از او خواستگاری می کردند، ولی پیامبر صلی الله علیه و آله با هیچکدام موافقت نمی کرد و می فرمود: تعیین همسر دخترم با خداست و من منتظر دستور خدا هستم . کسانی هم که پس از پیامبر صلی الله علیه و آله بر مسند خلافت تکیه زدند، یکی پس از دیگری او را خواستگاری نموده و همان جواب را می شنیدند (2) .
در میان یاران پیامبر صلی الله علیه و آله فقط یک نفر بود که همه حدس می زدند پیامبر مایل است دختر خود را به ازدواج او در آورد و آن حضرت علی علیه السلام بود .
اما از آن طرف حضرت فاطمه علیها السلام فقط روح بزرگ، عظمت اخلاق و ملکات فاضله علی علیه السلام برایش اهمیت داشت، نه مال و ثروت . او می دانست که اگر شوهر از لحاظ اقتصادی تهیدست باشد، ولی از جهت کمال و صفات برجسته انسانی غنی و توانگر باشد، این توانگری معنوی و روحی، جای فقر مالی را پر می کند و شیرین ترین زندگی بر آن زن و شوهر میسر می گردد، اما به عکس اگر امتیاز شوهر فقط از جهت مال باشد، ولی از لحاظ روحیات و اخلاق، ناپاک باشد، محیط آن زندگی به کانون عذاب و غم و اندوه مبدل می گردد .
باید گفت زهرای عالی قدر علیها السلام در باب انتخاب همسر یک بانوی نمونه است و دخترانی که به سعادت آینده خویش علاقه مند هستند باید در انتخاب همسر از آن حضرت پیروی کنند .
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «اگر علی بن ابی طالب علیه السلام نبود، هیچ یک از مردان جهان هم شان فاطمه نبودند (3) » .
البته زندگی با علی - که تمامی زندگی خود را نثار پیشرفت و اعتلای اسلام نموده بود و اوقات شریفش به ملازمت و یاری رسول و فرستاده خاص خدا می گذشت - مشکلات و سختی های بسیار داشت .
حضرت علی علیه السلام خود می فرماید: «در حالی با فاطمه ازدواج کردم که زیراندازی جز پوست گوسفندی نداشتیم که شب بر آن می خوابیدیم و روز علف شترمان را روی آن می ریختیم (4) .
ولی زهرا علیها السلام آن چنان که شایسته روح بزرگش بود، با ازدواج با علی علیه السلام موافقت کرد و نشان داد که تنها ملاکش در تعیین همسر، ایمان و معنویت و رشد روحی او می باشد . او علی علیه السلام را چنین می شناخت: «علی علیه السلام رنج ها را مخلصانه برای خدا تحمل می کرد و برای اجرای فرمان خدا، نهایت کوشش را مبذول می داشت . او نزدیک ترین انسان ها به رسول خدا صلی الله علیه و آله بود او در میان دوستان خدا، عظمت ویژه ای داشت . او آستین را بالا زده و با کمال خلوص در راه جهاد و انجام وظیفه تلاش می کرد (5) » .
زن امروزی اگر نمی تواند خود را در فقر قشرهای محروم و کم درآمد جامعه شریک سازد، لااقل فقرا و مستمندان را در مکنت و دارایی خویش سهیم سازد .
دختران ما چنانچه نمی توانند شرایط سخت و دشوار زندگی فقیرانه در خانه بخت را تحمل کنند، حداقل به عنوان اقتدا به بانوی بزرگ اسلام می توانند به امکانات در حد ضروری یک زندگی مشترک اکتفاء نموده و خواهش ها را به حداقل برسانند و بر مشکلات و دشواری ازدواج در شرایط کنونی نیفزایند .
 

یاور ولایت

حضرت فاطمه زهرا علیها السلام حدود نه سال با حضرت علی علیه السلام زندگی کرد . او در این مدت نه تنها علی علیه السلام را ناخشنود نکرد، بلکه همواره مایه نشاط و خشنودی علی علیه السلام می شد و اندوه علی با دیدار فاطمه برطرف می گشت . در این راستا حضرت علی علیه السلام می فرماید: «به خدا سوگند! من هرگز زهرا علیها السلام را خشمگین نکردم و او نیز مرا خشمگین نکرد و هیچ گاه موجب ناخشنودی من نشد . من هرگاه به چهره زهرا علیها السلام نگاه می کردم، هرگونه غم و اندوه از من برطرف می شد (6) » .
روزی پیامبر صلی الله علیه و آله از علی پرسید: «زهرا را چگونه همسری یافتی؟» .
علی در پاسخ عرض کرد: «نعم العون علی طاعة الله » (7) : «او را در راستای اطاعت خداوند، یاوری نیکو یافتم » .
بی توقعی زهرا علیها السلام از همسرش علی علیه السلام در حدی بود که در طول نه سال زندگی مشترک همسری، حتی برای یکبار، تقاضای مادی از علی علیه السلام نکرد . روزی به خانه حضرت زهرا علیها السلام غذا نرسید، حضرت زهرا علیها السلام اندوخته غذایی خود را به کودکان گرسنه اش داد و خود شب را گرسنه به سر برد . علی علیه السلام بامداد آن شب از حضرت زهرا علیها السلام تقاضای غذا کرد، حضرت زهرا علیها السلام ماجرا را به عرض علی علیه السلام رسانید . علی علیه السلام فرمود: «در چنین وضعی چرا به من نگفتی تا به جستجوی غذا بپردازم؟» فاطمه علیها السلام در پاسخ گفت: «انی لاستحیی من الهی ان تتکلف نفسک ما لا تقدر علیه » (8) : «من از خدایم شرم کردم که موجب شوم تا شما خود را در فشار قرار دهی و بر چیزی که مقدورت نیست، خود را به زحمت افکنی » .
حضرت فاطمه علیها السلام در زندگی به مسوؤلیت خطیر خود در زمینه پرورش فرزندان شایسته کاملا آگاه بود، زیرا فرزندانش در آینده، زمام داری و رهبری جامعه اسلام را به عهده خواهند داشت . از این جهت در دوران کودکی، روح تقوی و پرهیزگاری را در آنها تقویت می نمود و درس عظمت و فداکاری را به آن ها می آموخت .
ثمره چندسالی که فاطمه در خانه علی علیه السلام زندگی کرد، فرزندانی گرانمایه و بافضیلت مانند حسن، حسین، زینب، و ام کلثوم علیهم السلام بود .او نه تنها برای فرزندان خود یک مادر نمونه و نسبت به حضرت علی علیه السلام همسری مهربان و در زمینه خداشناسی و ایمان و عفت بی نظیر بود، بلکه برای نشر تعالیم درخشان اسلام و در راهنمایی زنان مسلمان، کوشش به سزایی مبذول می داشت تا آنجا که عایشه با آنکه چندان به دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله علاقه مند نبود، ولی درباره وی چنین می گوید: «هیچ کس در فضیلت و شخصیت جز پیامبر صلی الله علیه و آله برتر از فاطمه علیها السلام نبود (9) » .

 

پی نوشت ها :
1) اصول کافی: کلینی، ج 1، ص 448 .
2) مناقب آل ابی طالب: ابن شهر آشوب، ج 1، ص 365 .
3) کشف الغمه: علی بن عیسی اربلی، ج 3، ص 353 .
4) فاطمة الزهرا: به نقل از صفوة الصفوة - ابن الجوزی، ج 2، ص 3 .
5) ترجمه بیت الاحزان: محمدی اشتهاردی، خطبه زهرا، ص 119 .
6) کشف الغمه: ج 1، ص 491 و 492 .
7) بحارالانوار: ج 43 ص 156 و 157 .
8) ماخذ قبل: ج 2، ص 27 و 28 .
9) اعیان الشیعه: سید محسن امین، ج 2، ص 567 .

 

منبع : درسهایی از مکتب اسلام، سال 42، شماره 6

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن