جمعه, 23 آبان 1393 ساعت 10:00
خواندن 1512 دفعه

رجعت امام حسین علیه السلام در قرآن و روایات

رجعت را که عبارت است از بازگشت گروهي از مؤمنان خالص و طاغيان و کفار بسيار شرور بعد از ظهور حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و در آستانه رستاخيز! بايد از جمله اموري دانست که اعتقاد بدان خاصه پيروان مکتب تشيع مي باشد.(1) و از جانب امامان بزرگوار شيعه عليهم السلام تأکيدات فراواني بر اعتقاد بدان وارد گرديده است، تا بدانجا که در حديثي از امام جعفر صادق(علیه السلام) عدم ايمان به آن، همسنگ و هم وزن انکار ايشان قرار داده شده و کساني را که بدين موضوع اعتقاد ندارند، خارج از دايره امامت و ولايت معرفي فرموده اند از ما نيست کسي که ايمان به رجعت نداشته باشد...(2)
بايد دانست امر رجعت اگر چه در ابتدا براي ما آدميان که محصور در حصار ماديات هستيم شگفت آور و عجيب به نظر مي رسد، و به همين دليل گاهي در اين امر شک و ترديد نموده و حتي زماني هم پا را فراتر نهاده و به انکار آن مي پردازيم! ولي اگر عقل معادانديش را که با حجاب هاي هوي و هوس پوشيده نشده باشد به کار گيريم و در اين امر کمي انديشه کنيم خواهيم ديد که بنا به چندين و چند دليل عقلاني، وقوع رجعت، جاي هيچگونه استبعاد و شگفتي ندارد. و نيز اگر در آيات قرآن کريم غور و بررسي نماييم بدين نکته پي مي بريم که در اين کتاب آسماني دهها آيه وجود دارد که هر يک به نوعي اثبات کننده موضوع رجعت مي باشند و نه تنها آيات قرآن کريم که احاديث و روايات بسياري را در کتب معتبر حديثي مي توان مشاهده کرد که بر وقوع رجعت تأکيد دارند.
و اما همانطور که از تعريف رجعت که در صدر اين نوشتار آمد، برمي آيد، رجعت يعني اعتقاد به بازگشت مؤمنان خالص و کفار و ظالمان خالص، آنان که در طول حيات دنيوي خود جزو رهبران و سردمداران ايمان و کفر محسوب مي شده اند، و بدين ترتيب درمي يابيم که امر رجعت تنها شامل عده اي از انسانها مي شود و نه همه آنها! همانطور که در حديثي از امام جعفر صادق(علیه السلام) مي خوانيم که فرمود: رجعت عمومي نيست بلکه جنبه خصوصي دارد، تنها گروهي بازگشت مي کنند که ايمان خالص يا شرک خالص دارند.(3)
و مطابق اين حديث شريف از جمله کساني که در هنگامه رجعت به اين عالم برمي گردند کساني هستند که در ايمان، خالص و ناب بوده اند و به تعبير رساتر، امام مؤمنان و مولاي صالحان و مقتداي پرهيزگاران گرديده اند، که يکي از آنها سالار شهيدان و سرور آزادگان حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام مي باشد، که در برخي از آيات قرآن کريم و نيز تعداد کثيري از روايات و احاديث به رجعت آن حضرت تصريح گرديده است و آن را امري حتمي الوقوع دانسته اند، که ذيلا به دو نمونه از آيات قرآن کريم و تعدادي از روايات اسلامي که در خصوص رجعت آن حضرت وارده شده است اشاره مي نمائيم.

الف- رجعت امام حسين(علیه السلام) در قرآن کريم
همانطور که قبلا گفتيم در قرآن کريم پيرامون مسئله رجعت و نيز رجعت حسين بن علي عليهماالسلام، آيات فراواني وجود دارد تا بدانجا که گفته اند: در قرآن 18 آيه صريح در باب رجعت است(4) و از جمله اين آيات، آيات ششم و هفتم از سوره مبارکه نازعات مي باشند:
در آن روز که زلزله هاي وحشتناک همه چيز را به لرزه درمي آورند و به دنبال آن حادثه دومين رخ مي دهد.
اين دو آيه شريف اشاراتي دارند به حوادثي که قبل از وقوع قيامت و رستاخيز روي مي دهند که از جمله آنها زلزله اي وحشتناک است که همه چيز را در هم ريخته و نظام جهان را دگرگون مي سازد.
حضرت امام جعفر صادق عليه السلام در (تأويل) اين آيه شريفه فرموده اند:
لرزاننده، امام حسين عليه السلام - منظور رجعت امام به دنيا است که تحول و دگرگوني ايجاد مي کند-  و حادثه دومين، علي بن ابيطالب عليه السلام است.
نخستين فردي که ( در رجعت) قبر او شکافته شده( و از آن بيرون مي آيد) و خاک را از سر مي زدايد، حسين بن علي عليهماالسلام است.(5)
و نيز در اين زمينه بايد به آيه ششم از سوره مبارکه اسراء اشاره کرد، که خداوند عزيز در اين آيه مي فرمايد.
آنگاه شما را روبروي آنها قرار داده و بر آنها غلبه دهيم و به مال و فرزندان نيرومند، مدد بخشيم و عده جنگجويان شما را بسيار گردانيم.
اين آيه شريفه نيز طبق روايتي که از امام جعفر صادق(علیه السلام) وارد گرديده، به موضوع رجعت امام حسين(علیه السلام) اشاره دارد، چرا که آن حضرت فرمود: اول کسي که به دنيا برمي گردد حضرت امام حسين(علیه السلام) و اصحاب او و يزيد و اصحاب او خواهند بود پس همه ايشان را بکشد مثل آن که ايشان کشته اند چنانچه حق تعالي فرموده است: ثم رددنا لکم...(6)
و باز در روايت ديگري امام صادق(علیه السلام) در تأويل همين آيه مي فرمايد: ثم رددنا لکم الکرة عليهم  اشاره است به خروج امام حسين(علیه السلام) با هفتاد نفر از اصحابش... و به مردم گويند که اين حسين است که بيرون آمده است تا مؤمنان وي شک  نکنند و بدانند که دجال و شيطان نيست و حضرت قائم در آن وقت در ميان ايشان باشد...(7)
با توجه به دو آيه فوق الذکر اين نکته به دست مي آيد که امر رجعت و نيز رجعت امام حسين(علیه السلام) از نظرگاه اين کتاب آسماني امري شدني خواهد بود و به همين دليل جاي شگفتي در آن وجود ندارد.
 
ب- رجعت امام حسين عليه السلام در روايات
يکي از منابع چهارگانه فقه اسلامي، حديث و سنت مي باشد. و به همين خاطر براي اثبات بعضي از احکام، قواعد و اعتقادات ديني ناگزير از رجوع به احاديث و سنن منقول از پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ائمه عليهم السلام هستيم، که اين مطلب درباره رجعت نيز صادق است. يعني براي پي بردن به کم و کيف رجعت در کنار استدلال به قرآن کريم و عقل، بايد از احاديث و روايات نيز بهره گرفت.
بايد دانست درباره امر رجعت و حوادث پيرامون آن روايات و احاديث فراواني در کتب روائي و حديثي مضبوط است. تا جايي که شيخ حرعاملي در کتاب الايقاظ من الهجعة بالبرهان علي الرجعة،600 حديث- درباره رجعت- روايت کرده است(8) ولي از آنجا که بحث ما پيرامون رجعت امام سوم عليه السلام مي باشد، فقط به برخي از رواياتي که در آنها به رجعت آن حضرت تصريح گرديده مي پردازيم.

روايت اول:
قطب راوندي و ديگران از جابر از امام محمد باقر(علیه السلام) روايت کرده است که حضرت امام حسين(علیه السلام) در صحراي کربلا، پيش از شهادت فرمودند:... اول کسي که زمين شکافته مي شود و از زمين بيرون مي آيد من خواهم بود و بيرون آمدن من همراه مي شود با بيرون آمدن اميرالمومنين و قيام قائم ما...(9)
اين روايت که علامه مجلسي آن را در حق اليقين آورده است بر اين نکته تصريح مي فرمايد که اولين رجعت کننده در هنگامه رجعت امام حسين(علیه السلام) مي باشد و در اين مورد، احاديث فراواني نقل گرديده که نمونه اي از آن را قبلا و در شرح آيات سوره مبارکه نازعات نيز ذکر کرديم.

روايت دوم:
... عياشي از حضرت امام جعفرصادق(علیه السلام) روايت کرده است که اول کسي که به دنيا بر مي گردد حضرت امام حسين(علیه السلام) است و اصحاب او و يزيد و اصحاب او، پس همه ايشان را بکشد مثل آن که ايشان را کشته اند.(10)
در اين روايت علاوه بر آنچه قبلا بدان اشاره نموديم يعني اولويت امام حسين(علیه السلام) در رجعت، به رجعت اصحاب آن حضرت و نيز مخالفان و دشمنان ايشان هم اشاره گرديده و همانطور که ملاحظه مي شود تصريح گرديده که در واقعه رجعت گويي صحنه حماسه آفرين عاشورا بار ديگر تکرار گرديده و مجددا مقاتله اي بين آن حضرت و سپاه يزيد درمي گيرد که سرانجام و عاقبت آن، همانا پيروزي و غلبه سپاه امام(علیه السلام) بر سپاه کفر بوده و در واقع انتقام فجايع حادثه عاشورا از يزيديان گرفته مي شود و البته اين انتقام گيري از ظالمان و ستمگران تنها منحصر به واقعه عاشورا نبوده، بلکه مطابق روايتي که از امام کاظم(علیه السلام) وارد گرديده، در هنگامه رجعت بسياري از مؤمنان از دشمنان خود طلب حقوق پايمال شده خويش را مي نمايند و علاوه بر آن از عده اي از دشمنان خود، انتقام مي گيرند:... در رجعت ارواح مؤمنان با ارواح دشمنان ايشان به سوي بدن ها برمي گردند تا حق خود را از ايشان استيفاء کنند و هر که ايشان را عذاب و شکنجه کرده باشد از او انتقام بگيرند و...(11)

روايت سوم:
... از حضرت امام محمد باقر عليه السلام روايت گرديده که اول کسي که در رجعت برخواهد گشت حضرت امام حسين عليه السلام خواهد بود و آن مقدار حکومت خواهد کرد که از پيري موهاي ابروهاي او بر روي ديده اش آويخته شود.(12)
مطابق اين روايت و روايات مشابه ديگر، در هنگامه رجعت براي برخي از ائمه عليهم السلام دوراني است که در طي آن در پهنه گيتي به حکمراني پرداخته و حکومت مي نمايند، که از جمله آنها امام حسين عليه السلام است که دوران حاکميت آن حضرت بسي طولاني خواهد بود. بايد دانست که از اين روايت استفاده مي شود که فاصله بين قيام حضرت صاحب عليه السلام و رجعت تا وقوع رستاخيز و برپا شدن قيامت، فاصله اي طولاني خواهد بود که در اين فاصله همانطور که گفتيم عده اي از اولياء الهي حکومت مي کنند و دنيا، روزگاري سرشار از صلح و صفا را به خود خواهد ديد. دوراني که نشاني از ظلم و ستم وجود ندارد و نيکان به ديدن دولت ائمه عليهم السلام[ خوشحال شده] و ديده هاي ايشان روشن مي گردد...(13)
از آنچه گفتيم نتيجه گرفته مي شود که اولا امر رجعت امري حتمي الوقوع مي باشد و ثانيا اين امر تنها منحصر به برخي از صلحاء و اشقياء مي شود و نه همه آنها، که از آن جمله اند، امام حسين عليه السلام که نخستين مراجعت کننده به دنيا است و پس از انتقام گيري از پديدآورندگان فاجعه عاشورا و گستردن صلح و صفا و آرامش در عرصه گيتي، مدت بسياري را به اداره امور عالم و حاکميت بر جهان بشريت مي گذارند.

 

پي نوشت ها:
1. تفسير نمونه، ج15، ص555.
2. علامه مجلسي، حق اليقين، ج2، ص2.
3. تفسير نمونه، ج15، ص560.
4. حسين عمادزاده، منتقم حقيقي، ص 481.
5. فضائل و سيره امام حسين(علیه السلام) در کلام بزرگان، عباس عزيزي، ص 69.
6- حق اليقين، ج2، ص12.
7- حق اليقين، ج2، ص16.
8. حسين عمادزاده، منتقم حقيقي، ص 482.
9. علامه مجلسي، حق اليقين، ج2، ص 7.
10. همان، ص 11 و ص12.
11. همان، ص 7.
12. همان.
13. همان، ص

 

منبع : فصلنامه  موعود - شماره39

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن