جمعه, 28 تیر 1392 ساعت 10:00
خواندن 1068 دفعه

فضيلت أمّ المومنین حضرت خديجه علیها السلام درگفتار بزرگان

در روایات اسلامی كه از طریق شیعه و اهل تسنن نقل شده، و نیز در كلام بزرگان و اندیشمندان، در شأن و مقام ارجمند ام المومنین حضرت خدیجه كبری (علیها السلام) سخن فراوان با تعبیرات گوناگون به میان آمده است.
به گفته صاحب مستدرك سفینةالبحار، «فضائل حضرت خدیجه (علیها السلام) كه در ابواب مختلف روایات آمده، بیش از آن است كه (قابل) شمارش باشد».(1) حاصل توجه به این روایات پیبردن به راز عظمت او، و شناخت شایستگیهای او است.
از رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) نقل است كه :
«خیر نسائها خدیجة و خیر نسائها مریم ابنة عمران» «بهترین زنان دنیا خدیجه (علیها السلام) و مریم دختر عمران هستند»(2) «خیرنساء العالمین مریم بنت عمران، و آسیه بنت مزاحم، و خدیجة بنت خویلد و فاطمة بنت محمد(صلی الله علیه و آله)» بهترین زنان جهانیان عبارتند از: مریم دختر عمران، آسیه دختر مزاحم، خدیجه دختر خویلد و فاطمه (علیها السلام) دختر حضرت محمد(صلی الله علیه و آله)(3) ابن عباس میگوید: روزی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) چهار خط كشید. آنگاه پرسید: آیا میدانید این خطها چیست؟ گفتیم: خدا و رسولش داناتر است. فرمود:
«خیر نساء الجنة مریم بنت عمران، و خدیجة بنت خویلد و فاطمة بنت محمد، و آسیة بنت مزاحم امراة فرعون:
بهترین زنان بهشت، مریم دختر عمران، خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر محمد (صلی الله علیه و آله) و آسیه دختر مزاحم، همسر فرعون است»(4)

پیامبر (صلی الله علیه و آله) به عایشه كه در حال برتری جویی به فاطمه (علیها السلام) بود فرمود :
«او ما فاعلمت ان الله اصطفی آدم و نوحا و آلابراهیم و آلعمران و علیا و الحسن و الحسین و حمزه و جعفرا و فاطمة و خدیجة علیالعالمین.
آیا نمیدانی كه خداوند، آدم، نوح، آلابراهیم، آلعمران، علی (علیه السلام)، حسن (علیه السلام)، حسین (علیه السلام)، حمزه، جعفر، فاطمه (علیها السلام) و خدیجه (علیها السلام) را بر جهانیان برگزید».(5) پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: جبرئیل نزد من آمد و گفت: ای رسول خدا! این خدیجه (علیها السلام) است، هرگاه نزد تو آمد، براو از سوی پروردگارش و از طرف من ، سلام برسان :
«و بشرها ببیت فیالجنة من قصب لاصخب و لانصب؛ «و او را به خانهای از یك قطعه (زبرجد) در بهشت كه در آن رنج و ناآرامی نیست مژده بده»(6) «اربع نسوة سیدات سادات عالمهن مریم بنت عمران، و آسیة بنت مزاحم، و خدیجة بنت خویلد، و فاطمة بنت محمد، و افضلهن عالما فاطمة؛ چهار زن سرور زنان جهان خود میباشند كه عبارتند از: مریم دختر عمران، آسیه دختر مزاحم، خدیجه دختر خویلد و فاطمه دختر محمد (صلی الله علیه و آله)، و بهترین آنها در جهان فاطمه (علیها السلام) است»(7) «حسبك من نساء العالمین مریم بنت عمران، و خدیجة بنت خویلد، و فاطمة بنت محمد (صلی الله علیه و آله) و آسیة بنت مزاحم.
درمیان بانوان دو جهان، در فضیلت و كمال كافی است :

مریم، خدیجه، فاطمه و آسیه (علیهن السلام)»(8) پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در تفسیر (آیه 22 مطففین) «عینا یشرب بها المقربون، همان چشمه بهشتی كه مقربان از آن مینوشند.» فرمود:
«المقربون السابقون؛ رسول الله، و علیبن ابیطالب و الائمة، فاطمة و خدیجة» (9) روزی پیامبر (صلی الله علیه و آله) به علی (علیه السلام) فرمود: «تو همسری مانند فاطمه (علیها السلام) داری كه من چنان همسری ندارم، تو مادر زنی مثل خدیجه (علیها السلام) داری كه من چنین مادرزنی ندارم.»(10) روایت شده است؛ روزی جبرئیل به حضور پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمد و جویای خدیجه (علیها السلام) شد، پیامبر (صلی الله علیه و آله) او را نیافت، جبرئیل گفت: «وقتی كه او آمد، به او خبر برده كه پروردگارش به او سلام میرساند.»(11) پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در چهل شبانهروز اعتزال از خدیجه (علیها السلام) توسط عمار یاسر به خدیجه چنین پیام داد: «ان الله عز وجل لیباهی بك كرام ملائكته كل یوم مرارا؛ همانا خداوند متعال به افتخار وجود تو هر روز به طور مكرر به فرشتگان بزرگش افتخار میكند»(12) روزی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در مسجد در حضور مردم در شأن حسن و حسین (علیهما السلام) مطالبی فرمود، از جمله چنین گفت: «ایها الناس الا اخبركم بخیر الناس جدا و جده؛ ای مردم! آیا شما را خبر ندهم به بهترین انسانها ازجهت جد و جده؟» حاضران عرض كردند: «آری، خبر بده!» فرمود:
«الحسن و الحسین، جدهما رسولالله و جدتهما خدیجة بنت خویلد؛ آنها حسن و حسین (علیهما السلام) هستند كه جدشان رسول خدا محمد (صلی الله علیه و آله) است و جده آنها خدیجه (علیها السلام) دختر خویلد میباشد»(13) در آن هنگام كه پیامبر (صلی الله علیه و آله) در بستر رحلت قرار گرفت، حضرت زهرا(علیها السلام) بسیار پریشان و گریان بود، پیامبر (صلی الله علیه و آله) حضرت زهرا را به وجود پربركت مولاعلی دلداری داد، و در فرازی ضمن یاد از خدیجه (علیها السلام) فرمود: «دل خوش دار كه: ان علیا اول من آمن بالله عزوجل و رسوله من هذه الامة، هو و خدیجة امك؛ همانا علی (علیه السلام) نخستین شخص از این امت است كه به ذات پاك خدا و رسولش ایمان آورد، او و خدیجه (علیها السلام) مادر تو اولین افرادی هستند كه به اسلام پیوستند.»(14)

پیامبر اكرم بعد از وفات خدیجه كبری (علیها السلام) همواره از خاطرات شیرین و ایثار آن بانوی گرامی به نیكی یاد میكرد و هرگاه به یاد او میافتاد، اشك فراق بر دیدگانش جاری میشد از جمله :
روزی پیامبر (صلی الله علیه و آله) در نزد چند از نفر از همسران خود بود، ناگاه سخنی از حضرت خدیجه (علیها السلام) به میان آمد، پیامبر (صلی الله علیه و آله) آن چنان آشفته و پراحساس شد كه قطرههای اشك ازچشمانش سرازیر گشت.
عایشه به آن حضرت گفت : «چرا گریه میكنی؟ آیا برای یك پیرزن گندمگون از فرزندان اسد، باید گریه كرد؟» پیامبر در پاسخ به او فرمود: «صدقتنی اذ كذبتم، و آمنت بی اذكفرتم، و ولدت لی اذ عقمتم؛ او هنگامیكه شما مرا تكذیب میكردید، تصدیق كرد و هنگامیكه كافر بودید، او به من ایمان آورد؛ و برای من فرزندانی آورد در حالی كه شما نازا هستید.»(15) نیز روایت شده:
روزی پیرزنی نزد رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) آمد، آن حضرت او را مورد لطف سرشار قرار داد، وقتی آن پیرزن رفت، عایشه علت آن همه مهربانی به پیرزن را از پیامبر (صلی الله علیه و آله) پرسید، او در جواب فرمود:
«انهاكانت تاتینا فی زمن خدیجة، و ان حسن العهد من الایمان؛ این پیرزن در عصر زندگی خدیجه (علیها السلام)، به خانه ما میآمد و از كمكها و الطاف سرشار خدیجه(علیها السلام) برخوردار بود، همانا نیك نگهداری عهد و سابقه، از ایمان است.»(16) و مطابق روایت دیگر عایشه گفت: «هرگاه پیامبر (صلی الله علیه و آله) گوسفندی ذبح میكرد، میفرمود: از گوشتش برای دوستان خدیجه (علیها السلام) بفرستید، یك روز در این باره با آن حضرت سخن گفتم، فرمود:
«انی لاحب حبیبها: من دوست خدیجه (علیها السلام) را دوست دارم.»(17) یاد خدیجه در خواستگاری حضرت زهرا در جریان مراسم خواستگاری مولا علی (علیه السلام) از حضرت زهرا پس از آن كهام سلمه به همراه امایمن كنیز آزاد شده و برخی دیگر از همسران پیامبر نزد وی رفتند تا او را در جریان درخواست امام علی (علیه السلام) برای همسری با فاطمه الزهرا(علیها السلام) قرار بدهند، در بخشی از گفتار خود به حضرت خدیجه اشاره نمودند و آرزو كردند ای كاش آن مادر یگانه در این مراسم حضور مییافت و میتوانست در مراسم ازدواج جگرگوشهاش حاضر باشد.
تا سخن به نام خدیجه رسید ناگهان پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) به صدای بلند شروع به گریستن نمود؛ سپس فرمودند: «خدیجة و این مثل خدیجة صدقتانی حین كذبنی الناس، و وازرتنی علی دین الله و اعانتنی علیه بمالها، ان الله عزوجل امر فی ان ابشر خدیجة ببیت فیالجنة من قصب لا صخب فیه و لانصب؛ خدیجه! كجاست همانند خدیجه؟ در آن هنگام كه مردم مرا تكذیب میكردند، او مرا تصدیق كرد، و او برای دین خدا با من همكاری و همیاری نمود، و با ثروت خود مرا برای پیشبرد دین كمك كرد، خداوند متعال به من فرمان داده است كه خدیجه (علیها السلام) را به داشتن خانهای از یك گوهر در بهشت كه رنج و ناآرامی در آن نیست مژده بدهم.» خدیجه در احادیث معراج نبی ابوسعید خدری میگوید: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: وقتی كه در شب معراج، جبرئیل مرا به سوی آسمانها برد و سیر داد، هنگام مراجعت به جبرئیل گفتم: «آیا حاجتی داری؟» جبرئیل گفت: «حاجت من این است كه سلام خدا و سلام مرا به خدیجه(علیها السلام) برسانی» پیامبر (صلی الله علیه و آله) وقتی كه به زمین رسید، سلام خدا و جبرئیل را به خدیجه(علیها السلام) ابلاغ كرد، خدیجه گفت: «انالله هو السلام، و منه السلام، و الیه السلام، و علی جبرئیل السلام؛ همانا ذات پاك خدا سلام است، و از او است سلام، و سلام به سوی او باز گردد و بر جبرئیل سلام باد.»(18)

گفتار انبیای الهی، ائمه و اصحاب صدر اسلام ابن سعد مورخ عرب از قول آدم (علیه السلام) چنین میگوید :
«آدم در بهشت به حوا گفت یكی از مزایایی كه خدا نصیب رسول الله كرد این بود كه جفتی چون خدیجه نصیب او نمود و خدیجه پیوسته برای انجام رسانیدن مشیت خداوند به محمد كمك میكرد در صورتی كه حوا سبب گردید كه من در بهشت بر خلاف اراده خداوند رفتار نمایم.»(19) امام حسین (علیه السلام) در روز عاشورا در ضمن خطبهای كه خود را به دشمن معرفی میكرد، فرمود: «شما را به خدا سوگند، آیا میدانید كه جده من خدیجه(علیها السلام) دختر خویلد است؟»(20) و نیز خطاب به دشمن فرمود: «آیا میدانید كه من فرزند همسر پیامبر شما خدیجه (علیها السلام) هستم؟»(21) امام سجاد (علیه السلام) در مجلس شاهانه یزید در دمشق در خطبه معروف خود، این چنین خود را معرفی میكند: «انا بن خدیجة الكبری؛ من پسر خدیجه بانوی بزرگ اسلام هستم.»(22) حضرت زینب (علیها السلام) در كربلا در روز یازدهم محرم سال 61 هـ. ق هنگامی كه كنار پیكرهای پاره پاره شهیدان آمد، و مطالبی جانسوز گفت، از جمله در آنجا پس از ذكر پیامبر (صلی الله علیه و آله) و علی (علیه السلام) از خدیجه یاد كرد و فرمود: «بابی خدیجة الكبری: پدرم به فدای خدیجه بانوی بزرگ باد.»(23)

زیدبن علی (علیه السلام) كه انقلاب و شورش عظیمی بر ضد حكومت طاغوتی هشامبن عبدالملك نمود و سرانجام به شهادت رسید، در سخنی در برابر دشمن، چنین احتجاج میكند :
«و نحن احق بالمودة، ابونا رسولالله وجدتنا خدیجة...؛ و ما سزاوارتر به مودت و دوستی هستیم، چرا كه پدر ما رسول خدا (صلی الله علیه و آله) وجده ما خدیجه (علیها السلام) است.»(24) عبدالله ابنزبیر با آن كه با خاندان رسالت دشمنی كرد در گفتگویی باابنعباس، به خدیجه(علیها السلام) به عنوان عمهاش افتخار نموده و میگوید:
«الست تعلم ان عمتی خدیجة سیدة نساء العالمین؛ آیا نمیدانی كه عمه ام خدیجه (علیها السلام) سرور بانوان جهان است؟»(25) «در عصر امامت امام حسن (علیه السلام) پس از آنكه معاویه بر اوضاع مسلط شد، به كوفه آمد و چند روز در كوفه ماند، و از مردم برای خود بیعت گرفت، پس از پایان كار بر بالای منبر رفت و خطبه خواند و در آن خطبه آنچه توانست به ساحت مقدس امیرمومنان علی (علیه السلام) جسارت كرد و ناسزا گفت، با این كه امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) در مجلس حاضر بودند، حسین (علیه السلام) برخاست تا پاسخ معاویه را بدهد، امام حسن (علیه السلام) دست او راگرفت و نشانید و خود برخاست و فرمود: «ای آنكه علی (علیه السلام) را به بدی یاد كردی؟ منم حسن و پدرم علی (علیه السلام) است، و تویی معاویه و پدرت ضحر میباشد، مادر من فاطمه علیها سلام الله و مادر تو هند جگرخوار است، جد من رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است جد تو حرب است، «و جد تیخدیجة و جدتك فتیله...؛ جده من خدیجه (بانوی بزرگ اسلام) ولی جده تو فتیله (زن زشتكار جاهلیت) است. خداوند لعنت كند از ما آنكس كه نامش پلید و حسب و نسبتش پست و سابقهاش بد، و دارای كفر و نفاق است.»(26) در حدیث موثقی از حضرت زهرا (علیها السلام) منقول است كه چون خدیجه از دنیا رفت فاطمه علیهاالسلام بر گرد پدر بزرگوار خود میگردید و میگفت: «ای پدر! مادر من كجاست؟ پس جبرئیل نازل شد و گفت: پروردگارت تو را امر میكند كه فاطمه را سلام برسانی و بگویی كه مادر تو در خانهای است ازنی كه كعب آنها از طلا است و به جای پی، عمودها از یاقوت سرخ میباشد و خانة او در میان خانه آسیه و مریم دختر عمران است؛ چون حضرت رسول (صلوات الله علیه و آله) پیغام حق تعالی را به فاطمه (علیها السلام) رسانید. فاطمه (علیها السلام) گفت: خدا است سالم از نقصها و از اوست سلامتیها و به سوی او برمیگردد تحیتها»(27) خدیجه (علیها السلام) در ادعیه، زیارتنامهها، و واژگان مقدس كتاب مقدس تورات حضرت خدیجه (علیها السلام) را به نهر آبی تشبیه نموده است كه آب آن، آب حیات است، و در دوطرف كنار آن آب، درخت حیات وجود دارد، آن درخت دارای دوازده نوع میوه است، و برگهای آن درخت، موجب شفای امتها است.(28) در یكی از زیارتنامههای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) چنین آمده است:
«السلام علی ازواجك الطاهرات الخیرات، امهات المومنین، خصوصا الصدیقة الطاهرة، الزكیة الراضیه المرضیة، خدیجة الكبری ام المومنین؛ سلام بر همسران پاك و نیك تو، مادران مومنان به خصوص سلام بر بانوی راستین و پاك و پاكیزه، خشنود و پسندیده، خدیجه بانوی بزرگ، مادر مومنان.»(29) در یكی از زیارتنامههای دیگر از خدیجه (علیها السلام) چنین تعبیر شده: «السلام علی خدیجة سیدة نساء العالمین؛ سلام بر خدیجه (علیها السلام) سرور زنان جهانیان.»(30) حضرت خدیجه (علیها السلام) ارتباط عمیق و بسیار بالایی با درگاه خداوند داشت، از این رو دارای قوت قلب محكم واستوار بود. آن بانوی بزرگوار اسلام برای خود دارای حرز (كلمات پرمحتوای پناهندگی به خدا) بود و در پرتو آن همواره رابطه خود را با خدا برقرار میساخت.
سیدبن طاووس در كتاب مهج الدعوات دو حرز را نقل كرده كه این چنین است :
«بسم الله الرحمن الرحیم، یا حی یا قیوم، برحمتك استغیث فاغثنی ، ولا تهلكن الی نفسی طرفة عین ابدا، و اصلح لیشائب كله؛ به نام خداوند بخشنده بخشایشگر! ای خدای زنده و استوار! به رحمتت پناهنده شدم، به من پناه بده، و مرا هرگز به اندازه یك چشم برهم زدن به خودم وانگذار، همه حال و زندگی مرا سامان بخش.» 2ـ «بسمالله الرحمن الرحیم، یا الله یا حافظ یا حفیظ یا رقیب؛ به نام خداوند بخشنده بخشایشگر! ای خدا، ای نگهبان، ای نگهدارنده و ای مراقب و پاسدار.» خدیجه در كلام اندیشمندان و بزرگان معاصر دانشمند عرب (سنیه قراعد): تاریخ در مقابل عظمت امالمومنین خدیجه(علیها السلام) سر فرود میآورد، و در برابرش متواضعانه دست بسته میایستد، نمیداند نام این بانو را در كدام شناسنامه بزرگان ثبت نماید.»(39) سلیمان كتانی، نویسنده عرب: خدیجه ثروتش را به محمد بخشید. ولی این احساس را نداشت كه میبخشد، بلكه این احساس را داشت كه از او هدایت را كه بر همه گنجهای سراسر جهان برتری دارد، كسب مینماید، او احساس میكرد محبت و دوستی را به حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) اهدا میكند، ولی در عوض همه ابعاد سعادت را از او كسب میكند.»(32) عالم بزرگ شیخ حرعاملی متوفی به (1140 هـ.ق) صاحب كتاب وسایل الشیعه شعری در وصف او سورده است.
زوجتة خدیجه و فضلها ابان عند قولها و فعلها بنت خویلد الفتی المكرم الماجد الموید المعظم لها من الجنة بیت من قصب لاصخب فیه ولالها نصب و هذه مورة لفظ الخبر عنالنبی المصطفی المطهر «همسر پیامبر خدیجه كه فضل و برتری او از گفتار و رفتارش آشكار است، دختر خویلد آن جوانمرد بزرگوار، و ارجمند تایید شده و بلند مقام برای خدیجه و در بهشت خانهای از یك قطعه گوهر بلورین آماده شده است كه در ناآرامی و رنج نیست.
این موضوع عین سخن پیامبر برگزیده پاك خدا است كه خدیجه در بهشت دارای چنین خانهای میباشد».
بنت الشاملی نویسنده عرب: آیا دیگری غیر از خدیجه را میشناسید كه با عشقی آتشین، و مهر و ایمانی استوار بیآن كه اندك تردیدی به دل راه دهد یا ذرهای از باورش به بزرگداشت همیشگی خدا و پیغمبر بكاهد، دعوت دین را از غار حرا پذیرا شود».(33)

 

پی نوشت ها :
1ـ خدیجه، اسطوره مقاومت و ایثار، صفحه 186، اشتهاردی، محمدمهدی

2ـ صحیح بخاری، ج 4، ص 164.
3ـ الاستیعاب، ج 2، ص 720.
4ـ بحارالانوار، ج 13، ص 162، ج 16، ص 2.
5ـ خدیجه؛ اسطوره مقاومت و ایثار، ص 187، نقل از بحار ج 37، ص 63.
6ـ اسدالغابه، ج 5، ص 438.
7ـ ذخائر العقبی، ص 44.
8ـ كشف الغمه، ج 2، ص 71.
9ـ جمعالبیان، ج 10، ص 320.
10ـ بحار، ج 40، ص 68 به نقل از خدیجه؛ اسطوره مقاومت و ایثار ص 190.
11ـ همان، ج 16، ص 8.
12ـ كشفالغمه، ج 2، ص 72.
13ـ بحار، ج 43، ص 302، به نقل از خدیجه، اسطوره مقاومت و ایثار، ص 198.
14ـ بحار، ج 22، ص 502.
15ـ همان، ج 16، ص 8.
16ـ خدیجه اسطوره ایثار و مقاومت، ص 207.
17ـ ریاحین الشریعه، ج 2، ص 206.
18ـ كشفالغمه، ج 2، ص 133.
19ـ محمد پیغمبری كه از او باید شناخت، كنستان ویرژیل گئورگیو، ترجمه ذبیحالله منصوری، ص 50.
20ـ بحار، ج 44، ص 318.
21ـ همان، ج 45، ص 6.
22ـ همان، ج 44، ص 174.
23ـ همان، ج 45، ص 59.
24ـ خدیجه، اسطوره ایثار و مقاومت، ص 200.
25ـ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 9، ص 325.
26ـ خدیجه (علیها السلام) اسطوره مقاومت و ایثار، ص 201.
27ـ حیوهالقلوب، علامه محمدباقر مجلسی، ج 3، ص 218.
28ـ كتاب مقدس، عهد جدید، مكاشفه یوحنا، باب 22.
29ـ بحار ج 100، ص 189.
30ـ همان، ج 102، ص 272.
31ـ نساء محمد (صلی الله علیه و آله)، ص 38.
32ـ خدیجه (علیها السلام)، علی محمد دخیل، ص 32.
33ـ حیاةالائمه، هاشم معروف الحسنی، ص 67.


منبع: ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن