دوشنبه, 30 مرداد 1396 ساعت 09:16
خواندن 367 دفعه

حقيقت امامت در چشمه سار وجود امام جواد (عليه السلام) - محمد صمدی

موضوع امامت و مسائل و ویژگیهای آن، از زمان رحلت پیامبر اكرمپیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) از مهمترین موضوعاتی است كه به طور كلی در اندیشه اسلامی و بخصوص تفكر شیعی مطرح بوده است.
امام جواد (علیه السلام) نخستین امام از ائمه دوازده گانه بود كه در خردسالی یعنی هشت سالگی (1) متصدی شؤون امامت گردید و مسؤولیتهای رهبری را برعهده گرفت. پس از آن حضرت، فرزندش امام هادی(علیه السلام) نیز در همین سنین متولی امر امامت شد و بعدها امام مهدی(عجل الله تعالى فرجه) هم در حالی كه بیش از پنج سال نداشت، به امامت رسید.(2)
یكی از مسایلی كه در عصر امام جواد (علیه السلام) مطرح شد و بعدها در مباحث كلامی مربوط به امامت جایگاه ویژه ای یافت، این بود كه آیا ممكن است كسی پیش از بلوغ به مقام امامت برسد؟ در سال 203 ه .ق كه امام رضا (علیه السلام) به شهادت رسید، شیعیان آن حضرت به علت این كه تنها فرزند وی - امام جواد (علیه السلام)- بیش از هشت سال نداشت، در نگرانی و اضطراب عمیقی فرو رفتند.
به نوشته برخی از مورخان، در این جریان میان شیعیان اختلاف پدید آمد؛ چنان كه شیعیان دیگر شهرها نیز متحیر شدند.(3) این مشكل برای شیعیان كه مهمترین ركن ایمان را اطاعت از امام معصوم دانسته و در مسایل و مشكلات دینی و فقهی خود به وی رجوع می كردند، اهمیت بسیاری داشت.
در این مقاله، شكوفایی و حقیقت امامت در وجود امام جواد (علیه السلام) و نیز ادله آن مورد بررسی قرار می گیرد.
تولد و امامت :
امام محمدتقی بن علی بن موسی الرضا (علیه السلام) نهمین پیشوای شیعیان، به سال 195 ه در ماه رمضان متولد و در ماه ذی القعده سال 220 ه توسط همسرش و به تحریك و فرمان معتصم خلیفه عباسی مسموم و به شهادت رسید. نام مادر آن حضرت «سبیكه نوبیه»(4) از زنان با فضیلت روزگار است. بعد از این كه امام رضا (علیه السلام) در ماه صفر سال 203 ه در توس در سن 55 سالگی به شهادت رسید. (5) امام محمد تقی الجواد، فرزند ایشان كه در مدینه می زیست، در سن هشت سالگی بر مسند امامت و رهبری قرار گرفت.
امام جواد (علیه السلام) در دوران امامت خود با دو تن از خلفای عباسی؛ مأمون و معتصم معاصر بوده است.مأمون كوشش می كرد با طرح نقشه ها، امام جواد (علیه السلام) را به محل حكومت نزدیك كند، او توطئه خود را برای از میان بردن جنبش و حركت تشیع در چارچوب خلافت عباسیان همچنان ادامه می داد و هدف از این كار ایجاد فاصله بین امام و پایگاههای مردمی او بود.(6) مأمون برای انجام این هدف، دختر خود را به عقد آن حضرت درآورد. در واقع، در این میان مأمون به علم و دانش و نیز امامت امام جواد (علیه السلام) پی برده بود و موقعی كه تصمیم به ازدواج دخترش با امام جواد گرفت، عباسیان برآشفتند، زیرا می ترسیدند پس از مأمون خلافت به خاندان علوی برگردد. ولی آنان مخالفت خود را به گونه ای دیگر وانمود كرده و گفتند دختر خود را به ازدواج كودكی در می آورند كه آگاهی از دین ندارد و حلال را از حرام تشخیص نمی دهد. مأمون در مقابل این برخورد، مجلسی برپا كرد و امام جواد (علیه السلام) را به مناظره علمی با بزرگترین دانشمند آن عصر فرا خواند تا بدین وسیله مخالفت عباسیان را به اشتباهشان آگاه كند.(7)
شكوفایی و حقیقت امامت در وجود امام جواد (علیه السلام) :
الف) نبوت و امامت در كودكی
قرآن كریم رسالت در كودكی را ممكن شمرده و نمونه هایی از آن را ذكر می كند، از این روی كوچكی سن امام جواد (علیه السلام) بی سابقه نبوده، بلكه از پدیده های اعجاز آمیز وجود ایشان است كه حتی در حاكمان آن زمان نیز اثری فوق العاده گذاشته بود. همان گونه كه اشاره شد، این اتفاق، نخستین بار، در وجود امام جواد (علیه السلام) تجلی نمود و پیامد این جریان برای حاكمان منحرف، مایه حیرت و برای حقیقت امتداد خط امامت سندی حتمی و معجزه آسا به شمار می رفت.
این موضوع كه كسی در سن و سال كودكی با عنایت خداوند، عهده دار مقام بلند رسالت و هدایت جامعه بشری گردد، سابقه كهن تاریخی دارد. همان گونه كه خداوند در مورد حضرت یحیی(علیه السلام) و رسالت او می فرماید: ما فرمان نبوت را در كودكی به او دادیم. (8)
همچنین عیسی بن مریم در همان روزگار كودكی به نبوت و رسالت رسید: «آتانی الكتاب و جعلنی نبیا»(9)
سن اگرچه در اغلب امور در نزد مردم به عنوان مقیاس و سنجش در نظر گرفته می شود، اما در نزد خداوند ملاك معتبری نیست. چه بسیار مردمانی بودند كه چون می دیدند خداوند كودكی را به پیامبری به سوی آنان برانگیخته، در شگفت می شدند، اما خداوند به آنان نشان داد كه این كار عمدی بوده و برای آن است كه مردم معنی نبوت و رسالت را دریابند كه نبوت و رسالت موهبتی عادی و معمولی نیست كه تنها در یك فرد و در اثر شرایط محیطی و تربیتی به ظهور برسد، بلكه امری مافوق عادات مردم و بر خلاف سنن جاری طبیعت و هستی است. پس، همان طور كه به بیان قرآن كریم حضرت یحیی(علیه السلام) و عیسی(علیه السلام) در روزگار كودكی به خاطر عنایت خداوندی و ... از جانب پروردگار به مقام نبوت و رسالت رسیده اند، امام جواد نیز طبق متون حدیث مشمول چنین عنایت و استعدادی بوده و می تواند امام و پیشوای جامعه بشری گردد.
ب) پیامبر اكرمپیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) و امامت امام جواد(علیه السلام)
پیامبرپیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) بر پایه وحی الهی به بسیاری از اتفاقها و حوادث بعد از خود و حتی حوادث «آخر زمان» اطلاع داشت و در همان روزهای صدر اسلام، مسایل و خصوصیات جانشینان و امامان بعد از خود را بیان نموده است و با استناد به متون تاریخی و حدیثی نهمین جانشین آن حضرت، امام جواد است پیامبرپیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) درباره اصل مسأله جانشینان خود فرموده: اسلام همواره عزیز و قدرتمند خواهد بود تا مادامی كه خلفای دوازده گانه كه همه از قریشند، خلافت و زعامت داشته باشند.(10)
(منظور ائمه (علیهم السلام) هستند، چون عدد 12 به هیچ یك از مدعیان خلافت صادق نبوده است.)
درباره خصوصیات بیشتر امامان، رسول خداپیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) فرموده است: 9 نفر آنان از نسل حسین (علیه السلام) می باشند و تكلیف شما اطاعت از آنان خواهد بود.(11) امام رضا (علیه السلام) نیز از پدران خود روایت می كند كه رسول خداپیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: المنتجبه الرحم؛ پدرم فدای فرزند بهترین كنیزان كه «نوبیه» بوده، یعنی فرزندی كه مادر او پاك و پاكیزه دامن بوده است.(12) با توجه به این روایات، پیامبرپیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) هم اصل جانشینی و خصوصیات آنها را مطرح و نیز مقام و منزلت امام جواد (علیه السلام) را كه مادر او «سبیكه نوبیه» بوده مورد توجه و سفارش قرار داده و از امامت امام جواد (علیه السلام) خبر داده است.
ج) امام رضا (علیه السلام) و امامت امام جواد(علیه السلام)
در امر امامت آنچه مهم است، تنصیص امام سابق بر امامت امام بعد از خود می باشد. امام رضا (علیه السلام) نیز در موارد متعدد و مناسبتهای گوناگون، امامت فرزند بزرگوارش را گوشزد كرده و اصحاب بزرگ خود را به این موضوع آگاه كرده است. در واقع، استقرار اكثریت اصحاب امام رضا (علیه السلام) بر امامت حضرت جواد (علیه السلام) به استناد فرمایشهای امام رضا (علیه السلام) بوده است كه به دو مورد اشاره می شود:
1- یكی از یاران امام رضا (علیه السلام) می گوید: در خراسان در محضر امام رضا (علیه السلام) بودیم، یكی از حاضران به امام عرض كرد اگر پیشامدی به شما رخ داد، به چه كسی مراجعه كنیم؟ امام فرمود: به فرزندم ابوجعفر! در این هنگام آن شخص سن حضرت جواد (علیه السلام) را كم شمرد، امام رضا (علیه السلام) فرمود: «خداوند عیسی بن مریم را در سنی كمتر از سن ابو جعفر، رسول و پیامبر و صاحب شریعت جدید قرار داد.» (13)
2- در جای دیگر هم امام رضا (علیه السلام) برای آشنا ساختن اصحاب به امامت امام جواد (علیه السلام) بعد از آن كه سخنی - راجع به امامت- به یاد آورد، فرمود: «شما را چه نگرانی درباره امامت ابو جعفر- امام جواد- است او را به جای خود نشاندم و جانشین خود گردانیدم.» و سپس فرمود: «ما خانواده ای هستیم كه كودكانمان از بزرگانمان ارث می برند.» (14)
امام جواد (علیه السلام) در مسند امامت :
1. تحكیم و تثبیت امامت
پس از شهادت امام رضا (علیه السلام) آنچه در مورد جانشینی و امامت امام جواد (علیه السلام) ضروری و مهم به نظر می رسید، تثبیت و تحكیم امامت ایشان بود. بنابراین، امام جواد (علیه السلام) پیش از آن كه شیعیان آن حضرت را مورد امتحان و پرسش قرار دهند، خود به مسأله امامت و شبهات پیرامون آن می پرداخت و از این رهگذر جانشینی و امامتشان را تثبیت می نمود.
در این مورد، می توان به ماجرای علی بن اسباط یكی از یاران امام رضا (علیه السلام) اشاره كرد. او می گوید: روزی به محضر امام جواد (علیه السلام) رسیدم. در ضمن دیدار، به سیمای حضرت خیره شدم تا قیافه و مشخصات او را به ذهن خود سپرده، پس از بازگشت به مصر برای ارادتمندان آن حضرت بیان كنم.
درست در همین لحظه، امام جواد كه گویی تمام افكار مرا خوانده بود، به من فرمود: كاری كه خداوند در موضوع امامت انجام داده، مانند كاری است كه در مورد نبوت انجام داده است. خداوند درباره حضرت یحیی(علیه السلام) می فرماید: «ما به یحیی در كودكی فرمان نبوت دادیم» و درباره حضرت یوسف(علیه السلام) می فرماید: هنگامی كه به حد رشد رسید، به او حكم و علم دادیم»... بنابراین، همان گونه كه ممكن است خداوند علم و حكمت را در سن چهل سالگی به شخصی عنایت كند، ممكن است همان حكمت را در دوران كودكی نیز عطا كند.(15)
2. امام جواد (علیه السلام) و شیعیان
شیعیان از یك سو امامت را از جنبه الهی آن می نگریستند و به همین دلیل كمی سن امام هرگز نمی توانست در عقیده آنان خللی وارد آورد؛ اما از سوی دیگر آنچه اهمیت داشت، این وجهه الهی بود كه باید چنین كودكی در علم و دانش همانند سایر امامان باشد. از این رو، شیعیان آن حضرت را در مقابل انواع پرسشها قرار می دادند. امام جواد (علیه السلام) نیز در فرصتهای مختلف پاسخهای پرسش آنان را داده و در این میان با استدلالهای علمی خود شایستگی خود را بر منصب امامت آشكار می ساخت.
بعد از شهادت امام رضا (علیه السلام)، شیعیان در مجلسی گرد آمدند تا مسأله جانشینی را حل كنند. یونس بن عبدالرحمان كه از شیعیان قابل اعتماد نزد امام رضا (علیه السلام) بود، گفت: تا زمانی كه این فرزند؛ یعنی امام جواد (علیه السلام) بزرگ شود چه باید بكنیم؟ در این هنگام، «ریان بن صلت» از جای خود برخاست و به اعتراض گفت: تو خود را در ظاهر مؤمن به امام جواد (علیه السلام) نشان می دهی، ولی پیداست كه در امامت او تردید داری! اگر امامت وی از جانب خدا باشد، طفل یك روزه هم به منزله شیخ است و اگر از طرف خدا نباشد، حتی اگر هزار سال هم عمر كرده باشد، مانند سایر مردم است.
دیگران در این هنگام برخاستند و ریان را ساكت كردند... سرانجام در ایام حج هشتاد نفر از علمای شیعه از بغداد و دیگر شهرها گرد هم آمده و عازم مدینه شدند. ابتدا پیش عبدا... بن موسی- عموی امام جواد (علیه السلام)- رفتند، ولی هنگامی كه گم شده خود را پیش او نیافتند، از وی روی برگردانده و به حضور امام جواد (علیه السلام) رسیدند. آن حضرت به سؤالهای آنان پاسخ گفت و آنها از پاسخهای وی كه نشان بارزی از امامت و علم الهی وی بود، شادمان و خوشحال شدند.(16)
بار دیگر نیز گروهی از شیعیان از مناطق مختلف نزد آن حضرت آمده و در مجلسی پرسشهای زیادی مطرح كردند، و امام جواد (علیه السلام) در حالی كه بیش از ده سال نداشت، به تمام این پرسشها پاسخ داد. (17)
از این روایت چنین به دست می آید كه اولاً: شیعیان اصرار داشتند تا از طریق دانش امام، امامت وی را بپذیرند و ثانیاً امام در حالی كه هنوز كودك خردسالی بیش نبود، به دلیل الهی بودن امر امامت، به خوبی قادر بود به پرسشهای علمی و فقهی شیعیان پاسخ دهد.
3. سرآمدی امام جواد (علیه السلام) در مناظرات علمی
بخشی از ادله امامت و مقام علمی امام جواد (علیه السلام) را مناظرات علمی ایشان تشكیل می دهد، از آنجا كه شیعیان، مدعی علم الهی برای امامان خود بودند، سلاطین عباسی همواره می كوشیدند با تشكیل مجالس مناظره، آن حضرت را رو در روی برخی از دانشمندان بزرگ قرار دهند تا شاید در پاسخ برخی از پرسشها درمانده شوند و شیعیان را در اعتقاد خود به وجود علم الهی در نزد ائمه (علیهم السلام) دچار مشكل سازند و از پیروی آنها خودداری كنند. همین مسأله سبب شد مأمون امام جواد (علیه السلام) را به مجلس مناظره دعوت كند؛ گرچه مأمون از مقام علمی آن حضرت آگاه بود.
از جمله مناظرات امام جواد (علیه السلام) می توان به مناظره با یحیی بن اكثم دانشمند و فقیه آن زمان و نیز مناظره ایشان با برخی از فقیهان در مجلس معتصم، اشاره كرد. یحیی بن اكثم در مناظره با امام جواد (علیه السلام) یك مسأله فقهی در مورد شخص محرمی كه حیوانی را كشته، مطرح نمود. امام (علیه السلام) در جواب، فروعی یازده گانه برای مسأله مطرح نمود، یحیی متحیر و شرمسار شد تا جایی كه همه حاضران از سرخی چهره اش، شكست او را به وضوح دیدند، سپس مأمون از امام خواست تا خود پاسخ فروعی را كه در جواب یحیی بن اكثم مطرح كرده بود، بدهد. امام به یكایك آنها پاسخ داد. آنگاه امام از یحیی بن اكثم مسأله فقهی، پرسش كرد، او از پاسخ به این سؤال درماند و امام به درخواست او جواب مسأله را روشن نمود. مأمون در مقابل دانش امام (علیه السلام) اظهار شگفتی كرد و گفت: كمی سن، مانع از كمال عقل برای این خاندان نمی شود.(18)
اعتراف معتصم عباسی به امامت آن حضرت :
از دیگر مناظرات آن حضرت، مناظره با فقیهانی در مجلس معتصم از دیگر سلاطین عباسی می باشد. در این مجلس مسأله حد شخصی كه مرتكب دزدی شده بود مطرح شد. فقها هر یك نظر خود را در این مورد ابراز كردند، ولی امام (علیه السلام) نظری برخلاف فقها در این رابطه دادند. معتصم نظر امام را پذیرفت. در واقع، این مناظره نیز ثبوت برتری علم امام جواد (علیه السلام) را به دنبال داشت و برای سلطان عباسی قابل تحمل نبود، از این روی منتهی به شهادت آن بزرگوار گردید.(19)
***
امامت امام جواد (علیه السلام) با توجه به كودكی و كمی سن، معجزه ای بزرگ در اسلام و در تاریخ تشیع شمرده می شود و این مسأله حكمتی الهی برای فهم حقیقت نبوت و رسالت- امامت- است، گرچه، درك این جریان برای برخی دشوار بود. اما در حقیقت، مقام امامت تحقق وعده تخلف ناپذیر خداوند بر بندگان صالح و شایسته خود است، كه می فرماید: عهد من- مقام پیشوایی و امامت- هرگز به مردم ستمكار نخواهد رسید.(20)
شكوه و وعده الهی امامت، بعد از شهادت امام رضا (علیه السلام) در وجود فرزند گرامی اش پدیدار گشت، همان گونه كه پیامبرپیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) از تولد و امامت ایشان خبر داده بود. در واقع، امامت امام جواد (علیه السلام) این معنی را یادآوری می كند كه زمین نباید لحظه ای از وجود حجت و دلیل الهی خالی بماند.(21) اگر چه این حجت الهی كودك باشد. بنابراین امام جواد (علیه السلام) در دوره امامت خودش در مدت كوتاهی توانست چهره والایی و علمی خود را در میان شیعیان و نیز حاكمان و دانشمندان آن عصر آشكار سازد و شیعه را به عنوان یك حزب قدرتمند فكری در جهان اسلام معرفی نماید.

پی نوشت ها :
1- شیخ مفید/ الارشاد/ ج2/ ص384 و كلینی/ كافی/ ج1/ ص492
2- همان/ ج2/ صص474-418
3- طبری الامامی/ دلائل الامامه/ ص204
4- شیخ مفید/ همان/ ج2/ ص383
5- همان/ ص348
6- عادل ادیب/ زندگانی تحلیلی پیشوایان ما/ ص476
7- شیخ مفید/ پیشین/ ج2/ ص395
8- مریم/ 12
9- مریم/ 30
10- مسلم/ صحیح مسلم/ ج4/ ص101
11- علامه مجلسی/ مرآة العقول/ ج3/ صص265-261
12- شیخ مفید/ پیشین/ ج2/ ص387
13- همان/ ص391
14- همان/ ص388
15- رسول جعفریان/ حیات فكری- سیاسی امامان شیعه/ ص474
16- همان/ص475
17- همان
18- همان
19- محمدبن مسعود عیاشی/ تفسیر عیاشی/ ص319
20- بقره/ 124
21- علامه مجلسی/ همان/ ص294

 

منبع : روزنامه قدس

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن