سه شنبه, 28 آذر 1391 ساعت 10:00
خواندن 1466 دفعه

طرح راه بردی آماده سازی زمینه های ظهور منجی عالم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) (بخش دوم) - مرتضی صادق عمل نیک

 انتظار پیروان ادیان مختلف برای منجی بزرگ
تمام ادیان بزرگ و تمام اقوام جهان در انتظار رهبری انقلابی هستند. مسئله ایمان به ظهور منجی بزرگ اعتقادی عمومی و قدیمی در میان همه اقوام و مذاهب است و این به فطری بودن این موضوع گواهی می دهد. ایجاد عدالت، سرلوحه همه برنامه های حضرت مهدی(عجل الله فرجه) به شمار می آید. این اصل از نخستین هدف پیامبران الهی بوده است.
الف) منجی گرایی در آیین مسیحیت
در کتاب مقدس به آمدن دوباره مسیح برای سلطنت، در قسمت های زیادی از عهد عتیق و عهد جدید اشاره شده است و ویژگی هاي روز های پیش از آمدن مسیح را توضیح مي دهد. به اعتقاد آنها مسیح پس از ظهور، تخت پادشاهی خود را برپا می کند و امت ها را داوری مي نماید. در دایرة المعارف کتاب مقدس، حضرت مسیح در حالی تصویر گردیده که سوار بر اسب سفید و هم راه لشکریان آسمان مي آید تا با عنوان شاه شاهان، در زمینی که مملو از شرارت است، داوری کند و سلطنت هزارساله خود را به هم راه افراد مقدس آغاز نماید.
در این مدت، شیطان را هزار سال می بندند و به چاه هاویه می افکنند تا در سرتاسر این مدت از فعالیت او جلوگیری شود. به اعتقاد مسیحیان، این رهبر موعود الهی، مسیح بن مریم از ذریه اسحاق از فرزندان یعقوب و از نوادگان داوود است که به دست یهود کشته شد و خدای متعال وی را زنده کرد و به آسمان برد و در آخر دنیا، وی را مي فرستد تا وعده اش را توسط وی محقق سازد.
به رغم دشمنی مسیحیان با یهودیان، پیروان این دو دین در قرن نوزده و بیست میلادی به وحدت نظر در ظهور مسیح رسیدند و از برنامه ای سیاسی پشتیبانی کردند که به تشکیل دولت اسرائیل انجامید. به همین دلیل صد ها کلیسا و گروه های مسیحی اروپایی و امریکایی برای پشتیبانی از دولت اسرائیل بسیج شدند. در سال 1980، سازمانی به نام سفارت بین المللی مسیحیان، در قدس اشغالی تأسیس شد که مؤسسان آن به اختصار چنین می گویند: «ما بیش از اسرائیلی ها، صهیونیست هستیم و قدس تنها شهری است که خدا به آن عنایت دارد و خداوند تا ابد این سرزمین را به اسرائیل داده است.»
اعضای سفارت معتقدند: «اگر اسرائیل نباشد، مکانی برای بازگشت مسیح نیست.»
ب) منجی گرایی در آیین یهود
یهودیان پس از نخستین ویرانی شهر قدس، همواره در انتظار رهبر الهی فاتحی بودند که اقتدار و شکوه قوم خدا را به عصر درخشان داوود و سلیمان برگرداند. شخصیت مورد انتظار، «ماشیح»(مسح شده) خوانده مي شد. دل های بنی اسرائیل از عشق مسیحای موعود لب ریز بود و در مقابل حاکمان ستم گر، همواره در کمین رهبر رهایی بخش بوده اند.» در باب دوم انجیل متی چنین آمده است: «هیرودیس کبیر، پادشاه فلسطین، پس از زاده شدن حضرت عیسی در صدد قتل او برآمد. اما چون وی را به فرمان الهی به مصر بردند، خطر را از سر گذراند.»
مستر هاکس درباره شیوع اعتقاد به ظهور و انتظار پیدایش منجی بزرگ جهانی در میان قوم یهود مي نویسد: «عبرانیان منتظر قدوم مبارک مسیح نسلاً بعد نسل بودند و وعده آن وجود مبارک، مکرراً در زبور و کتب پیامبران علی الخصوص در کتاب اشعیا داده شده است... . مسیح سلطان زمان خواهد شد و یهودیان را از ذلت جور و ستم پیشگان و ظالمان رهایی خواهد داد و به اعلا درجه مجد و جلال ترقی خواهد رساند. به اعتقاد یهود، رهبر موعود الهی از ذریه اسحاق فرزند یعقوب و از نوادگان داوود به شمار می آید و هنوز زاده نشده است.
در امریکا، کنیسه اي به نام Indespensationalism تأسیس شد که تعداد اعضایش شش میلیون نفر هستند. اعضای آن به بازگشت مسیح اعتقاد دارند که از جمله شرایطش، برپایی دولت صهیونیستی و تجمع یهودیان جهان در فلسطین است. از جمله اعضای این کنیسه می توان به جورج بوش اول و ریگان، رئیس جمهوران اسبق امریکا اشاره کرد.
ج) منجی گرایی در آیین زرتشت
زرتشتیان منتظر سه موعودند که هر یک از آنها به فاصله هزار سال از یک دیگر ظهور خواهند کرد. بر اساس روایات زرتشتی و بر اساس یشت نوزدهم، در آخرالزمان از زرتشت سه پسر متولد مي شود که به نام عمومی «سوشیانس» خوانده مي شوند. او آخرین مخلوق اهورامزدا خواهد بود. در فروردین یشت، بند 129، در معنای سوشیانت آمده که او را از این جهت سوشیانت خوانند، زیرا به تمام جهان مادی سود خواهد بخشید. از سوشیانس ها با عنوان نوکنندگان جهان و مردانی که هنوز متولد نشده اند یاد مي شود: «ستایش و نیایش و خشنودی و آفرین با فروهر های همه پاکان؛ آن پاکانی که مرده اند و آن پاکانی که زنده اند و آن مردانی که هنوز زاییده نشده، سوشیانت های نوکننده اند.»
د) منجی گرایی در آیین بودایی
در آیین بودا، منجی موعود با مفهوم «میتریه»(مهربان) تبیین شده است. در الهیات بودایی او را بودای پنجم و آخرین بودا از بوداییان زمینی مي دانند که خواهد آمد تا همه انسان ها را نجات دهد. در نمادنگاری بودایی، او را به هیئت مردی نشسته که آماده برخاستن است، نمایش مي دهند تا نمادی باشد از آمادگی وی برای قیام. در روایات مهایانه اي، «شاکیه مونی» که همان «گتمه بودای» مشهور است، چهارمین بودا، و میتریه که پس از او خواهد آمد، بودای پنجم معرفی شده و در بعضی روایات بودایی، گتمه بودای هفتم است و «بوداسف» در آینده، آخرین بودا به شمار می آید که ظهور خواهد کرد.
هـ) منجی گرایی در آیین هندو
در آیین هندو، منجی موعود به نام «کالکی» در پایان آخرین دوره زمانی از ادوار چهارگانه، یعنی کالی یوگه ظهور خواهد کرد. در این آیین، جهان از چهار دوره رو به انحطاط تشکیل شده است. در چهارمین دوره، یعنی «عصر کالی»، فساد و تباهی سراسر جهان را فرا مي گیرد؛ زندگی اجتماعی و معنوی به نازل ترین حد خود می رسد و زوال نهایی را فراهم مي آورد. در ویشنو پورانه آمده است: «فساد بر همه چیز حکم فرما خواهد شد. دولت و ثروت تنها معیار ارزش و مقام؛ شهوت یگانه پیوند میان زن و مرد؛ دروغ تنها راه موفقیت در امور دنیوی محسوب خواهد شد. نظام طبقاتی متلاشی شده و دستورات و احکام ودایی را کسی دیگر رعایت نخواهد کرد.»
و) منجی گرایی در آیین اسلام
در اسلام دو دیدگاه در مورد منجی وجود دارد:
1. منجی گرایی در میان اهل سنت
مذاهب مختلف اهل سنت مهدی موعود(عجل الله فرجه) را باور دارند ولی معتقدند که مهدی(عجل الله فرجه) هنوز متولد نشده است و در آخرالزمان به دنیا مي آید. دانش مندان اهل سنت در این زمینه اختلاف دارند. بسیاری از آنان مهدویت را نوعی دانسته و گفته اند که در آخرالزمان، در زمانی نامشخص، فردی نامعین، از پدر و مادری ناشناخته، با این نام و اوصاف متولد خواهد شد و انجام وظیفه خواهد کرد. شماری از آنان نیز همانند شیعه امامیه، مهدی(عجل الله فرجه) را شخصی معین مي دانند و معتقدند او پیش از این متولد شده و هم اکنون به زندگی خود ادامه مي دهد. آن دسته از اهل سنت که ولادت مهدی(عجل الله فرجه) را پذیرفته اند اختلاف هایی در سال ولادت حضرت دارند. برخی سال ولادت را 255 و برخی سال 258 قمری دانسته اند، برخی نهم ربیع الاول و شماری دیگر 23 رمضان را ذکر کرده اند.
2. منجی گرایی در میان شیعه
شیعه اعتقاد دارد وعده خدا در قرآن به مسلمانان تحقق خواهد یافت و جامعه اي بر اساس قسط و عدل و حقیقت ایجاد خواهد شد. بنابراین، علی رغم قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی جبهه کفر و استکبار و استبداد، مستضعفانِ بیدار شده و آگاه، امام و رهبران مردم و وارثان قدرت مي شوند. شیعه اعتقاد دارد، اسلام دین زندگی است و هرگز کهنه نمي شود. به مفهوم دیگر، قرآن به هر قصه اي که اشاره مي کند و هر عقیده اي که در اسلام و در تشیع مطرح مي شود باید در زندگی امروز و سرنوشت فردی و اجتماعی و استقلالمان نقش داشته باشد تا آنهایی که به آن اعتقادی ندارند از اثرش محروم باشند.
در مذهب شیعه، امام زمان از ذریه پیامبر اسلام(صلوت الله علیه) و فرزند امام حسن عسکری(عليه السلام) است که الآن در پرده غیبت به سر می برد. امام در دوره غیبت صغرا چهار نایب خاص داشته که واسطه میان او و شیعیان بودند. پس از این دوره، غیبت کبرا فرا رسیده و اکنون در این دوره به سر مي بریم. در این زمان تنها باید از ولی فقیه که حجت امام زمان(عجل الله فرجه) بر مردم است، اطاعت کنیم.
شیعه در عصر غیبت کبرا، فلسفه سیاسی نجات بخش و مکتب اجتماعی حرکت آفرین و مسئولیت آوری دارد و آن مهدویت و انتظار است. اما متأسفانه افراد ناآگاه، مغرض و یا دشمن، مهدویت و انتظار را که مفهومی انقلابی، آزادی بخش و حرکت آفرین و مسئولیت زا به شمار می آید، مانند پوستین وارونه اي درآورده اند که به قول دکتر شریعتی، یک طرف آن در نهایت زیبایی و طرف دیگر آن در نهایت زشتی است. رویه اش چشم ها را از زیبایی خیره می کند و آسترش از زشتی برای بزرگ سالان نفرت انگیز و برای خردسالان وحشت آور می نماید.
اعتقاد به مهدویت و انتظار، از بین تمام اصول و عقاید شیعی، بیش از همه عقاید دیگر، تضاد و تناقض دارد. یکی نابودکننده ظلم و جور و به دنبال قسط و عدل است و دیگری به دنبال توجیه کننده ظلم و جور و بی عدالتی؛ یکی مفهوم انقلابی، مترقی، عزت آور و مردمی دارد و به اراده و اندیشه و اختیار و آزادی انسان احترام می گذارد و مسئولیت های فردی و اجتماعی او را تثبیت می کند، اما مفهوم دیگری منحط، ذلت آور و ضدمردمی است و به اراده و اندیشه و آزادی انسان اهانت می کند و مسئولیت های فردی و اجتماعی را در نظر ندارد و ظلم و ستم و تسلیم شدن را توجیه می کند. به مفهوم دیگر اگر در بخشی از دنیا مؤمنان عزت ندارند و از نظر آزادی، استقلال و نظام حکومتی کافران بر آنها مسلط هستند، باید بدانیم که ایمان آنها درست نیست و اسلام را وارونه فهمیده اند.
بنابراین، اصل مهدویت و انتظار دو نوع است: یکی انتظار مثبت در تشیع که عامل حرکت و رشد فردی و اجتماعی است و دیگری انتظار منفی که دوستان ناآگاه و یا دشمنان قسم خورده اسلام آن را شکل داده اند و بزرگ ترین عامل انحطاط و ذلت به شمار می آید. در مذهب شیعه کسی منتظر واقعی است که هر لحظه فرمانده اش را انتظار می کشد.
منتظر باید با ادوات نظامی آشنا باشد و جسم و روح خود را شاداب و آماده نگه دارد. در نظام اسلامی که با هدایت رهبر اداره می شود، باید برای آماده سازي زمینه های ظهور و سپردن پرچم به مهدی موعود(عجل الله فرجه) طرح راه بردی داشت.
دشمنی با معتقدان به امام زمان(عجل الله فرجه)
امروزه هجوم دشمن به اعتقادات به امام زمان(عجل الله فرجه) بیش از هر زمان دیگر است. چون انقلاب اسلامی به رهبری امام و تبعیت مردم به پیروزی رسید. اکنون دشمن به این فکر افتاده که به جای مبارزه با ولایت فقیه، شاخه اصلی آن را بزند. دشمن تلاش می کند به اعتقادات مردم به خصوص جوانان آسیب رساند. بنابراین، مسئولیت پژوهش گران و اسلام شناسان و منتظران بیشتر می شود و باید در اصول و اعتقاداتمان بیشتر کار کنیم و آن را از برداشت هاي نادرست و انحرافی پالایش سازیم.
ناکارآمدی روش هاي آموزش و تبلیغ در فرهنگ مهدویت
ضعف کانون های دینی و مذهبی از جمله اشکالات ما در ترویج فرهنگ مهدویت است. به طور کلی روش هاي تبلیغی ما با ادبیات و وضعیت رشد عاطفی جوانان و نوجوانان در این عصر متناسب نیست. بعضی ها از عصر ظهور فقط شمشیر و خشونت و کشتار را تبلیغ می کنند، در صورتی که به علت ویژگی هاي ممتاز و جاذبه هاي عظیم حضرت مهدی(عجل الله فرجه)، به جز سردمداران و اشراف و دیوان سالاران نظام طاغوت، اکثر مردم و اهل کتاب به آن حضرت می پیوندند.
ضعف دیگر ما به کار نگرفتن روش هاي هنری و ادبی در ترویج فرهنگ مهدویت است که با روحیه جوانان و نوجوانان تناسب ندارد و رغبت و شور و امید را در آنها ایجاد نمی کند.
مسئله دیگر نداشتن هدف و برنامه ريزي در نوشتن و تبلیغ مهدویت به زبان ساده و روان است که اگر متناسب با رشد جوانان و نوجوانان صورت گیرد، علاقه و شور را در آنها موجب شود. به علاوه لازم است در نوشتن کتاب یا هنگام سخن رانی، سیر منطقی محتوای مورد بحث رعایت گردد. در این زمینه باید از کلی گویی پرهیز کرد و از ضرب المثل هاي مناسب و واژگانی که به تصویرسازی ذهنی کمک می کند، استفاده نمود.

در تبلیغ مهدویت لازم است به چند نکته توجه شود:
الف) محتوای پیام دسته بندی شود؛
ب) توالی و ارتباط مطلب به طور مؤثری انجام شود؛
ج) گزینش و انتخاب خوب مطالب؛
د) اجتناب از زیاده گویی که موجب خستگی و کسالت می شود؛
هـ) جمع بندی و نتیجه گیری که موجب شیرینی بحث می گردد؛
و) درک عمیق از محتوا و اشراف بر مسئله مورد بحث؛
ز) استفاده مؤثر از ادبیات، هنر و فن آوری؛
ح) نقد بینش و نگرش هاي منفی در زمینه مهدویت.
ناتوانی مدعیان اصلاحات
امروزه مکاتب فکری که از عواطف و روابط مسائل زمان و مکان خود تأثیر پذیرفته اند و آزادی، حقوق بشر و حل مشکلات و ناب سامانی هاي مردم را ادعا می کنند، ضعف ها و کاستی ها و پوچی آنها از نظر تئوری و عملی مشخص شده است. اکنون مکاتب و جهان بيني هاي مادی به پوچی رسیده اند؛ مانند «ایده آلیسم» هگل، «ماتریالیسم دیالکتیک» مارکس، «اگزیستانسیالیسم» هایدگر و یاسپرس و سارتر، و «پوچی و عبث» آلبرکامو.
انسان امروزی دریافته که این مکاتب قادر نیستند ستم را رفع کنند و آن را به رستگاری و سعادت تبدیل نمایند، اما امید اندکی به منجی عالم در دل آنها وجود دارد که سعادت انسان را تضمین نماید و مشکلات و نابسامانی های جسمی و روحی او را حل کند. بنابراین در انسان ها انتظار مبهمی به فردای سرشار از سعادت وجود دارد.
از خود بیگانه کردن انسان ها
کار استعمار جدید، نفی فرهنگ بومی و جای گزین کردن فرهنگ استعماری است. استعمار در جوامع مختلف عمل می کند و فرهنگ جوامع اسلامی را مسخ می کند. در گذشته وضعیت مردم در کشورهای اسلامی، عربی و افریقایی با امروز فرق داشت و طرز لباس پوشیدن، آرایش و معماری شهر ها و خانه ها با احساسات و ارزش ها، اعتقادات، فرهنگ، مذهب و تاریخ خودشان منطبق بود. اما امروزه بسیاری از آنها غرب زده شده اند.
بسیاری از انسان ها به وسیله پول، مد، مذاهب انحرافی، نظام طبقاتی و یا پست سازمانی از خود بیگانه می شوند و پول دیگر ابزار زندگی نیست، بلکه انسان خود ابزار پول می شود. انسان پول دار، ارزش ها و امکاناتی را که به پول مربوط است به خودش منسوب می کند و جامعه نیز ارزش های پول را به او نسبت می دهد.
مد نیز انسان را از خود بیگانه می کند. بسیاری از افراد خودشان را به عمد یا غیرعمد شبیه دیگران درمی آورند. در واقع انسان وقتی به این بیماری دچار شود، شخصیت خود را فراموش می کند و از خویش نفرت دارد. برای آن که از همه ویژگی های ملی، فرهنگی، مذهبی و تاریخی خود دور شود، خودش را بي قید و شرط به شکل فرهنگ دیگری درمی آورد و از خودش و فرهنگ و مذهب و تاریخ خویش بیگانه می شود. برای مثال، می توان از وضعیت حجاب و آرایش تعدادی از دختران و خانم ها در شهر های بزرگ کشور نام برد. همین طور برخی از افراد با گرفتن پست در نظام اداری از خود بیگانه شده، خود را فراموش می کنند. مذهب های انحرافی نیز ارزش های واقعی و اصالت هایی را که در انسان هست نفی می نماید و انسان را از خود بیگانه می کند.
سست شدن نظام خانواده
محققی که درباره موضوع افزایش طلاق در جوامع پیشرفته تحقیق می کند باید تمام عوامل مؤثر در افزایش طلاق را در نظر گیرد. این علت ها را اگر از انقلاب صنعتی بررسی کنیم، می بینیم که انقلاب صنعتی موجب توسعه زندگی شهری شد و به تدریج آزادی اجتماعی زنان و برکناری آنان از امر خانواده را موجب گشت و به موازات آن اعتقادات مذهبی در غرب کم رنگ شد. زنان از لحاظ اقتصادی و آزادی عمل در خارج از خانه مستقل می شوند. مجموعه این عوامل موجب سست شدن خانواده و افزایش طلاق در غرب شده است. زنان بر اثر تحصیل آزادی اجتماعی و سست شدن اعتقادات دینی از چهاردیواری خانه بیرون می آیند و در جامعه شروع به کار می کنند و دیگر به خانه داری و بچه داری رغبت نشان نمی دهند. در نتیجه، خانواده چنان که باید باشد، استوار نیست و به آسانی متلاشی می شود. در ایران نیز این مسئله دارد به تدریج خود را نشان می دهد.
توزیع و حرکت جمعیت
تقسیم جمعیت از نظر مکانی، سنی و جنسی، «توزیع جمعیت» خوانده می شود و هیئت ناشی از همه این تقسیم ها «ترکیب جمعیت» نام دارد. حرکت جمعیت ناشی از دو مسئله است؛ اول، زایش و طول عمر و مرگ؛ دوم، حرکت اجتماعی جمعیت که معلول پراکندگی و کوچ کردن است. با پیشرفت صنعت و تجارت، روستاییان بیشتر به طرف شهرها هجوم می برند و شهر ها دچار تراکم جمعیت می شود. طول عمر متوسط انسان در عصر فلز هیجده سال و در قرون وسطا 33 سال و امروزه در کشور های صنعتی و کشور ما به بیش از هفتاد سال رسیده است. بیشترین قشر جامعه ما را جوانان تشکیل می دهند. افزایش جمعیت دشواری هاي زیادی برای جوامع به وجود می آورد مانند دشواری در تهیه خوراک، پوشاک و مسکن و مدرسه و بیمارستان و سختی در حمل و نقل.
نظام سرمایه داری
در نظام سرمایه داری چون صنعت جای کشاورزی را می گیرد و حتی کشاورزی را به صورت صنعتی درمی آورد، فرد جای خانواده را می گیرد. در نظام کشاورزی فرد واحد اجتماع به شمار نمی آمد بلکه جزئی از خانواده بود و خانواده واحد سازنده اجتماع محسوب می شد. اما در دوره صنعتی در غرب، هرکس بتواند پول در آورد، حق حیات دارد و می تواند مقتدر و محترم باشد. شخص در محیط کشاورزی و خانگی، همه جریان کار را از نزدیک می بیند و هدف و معنای کار خود را درمی یابد، اما در کارخانه های بزرگ چنین نیست. هر ماشین از هزاران قطعه تشکیل شده و هر قطعه را افراد متخصص مختلفی می سازند. در نتیجه، کارگر نتیجه و هدف کار خود را نمی بیند یعنی کار خود را بي معنا می یابد و با خشم به کارفرما و ماشین تولید می نگرد.
ظهور مذهب پروتستان از تحولاتی بود که هم راه با نظام سرمایه داری در غرب رخ نمود. چون قوانین سخت مذهب کاتولیک با سوداگرایی، پول پرستی و رباخواری موافقت نداشت، در کشورهای صنعتی جدید راه افول پیمود و زمینه را برای مذهب پروتستان که با اخلاق سوداگرانه از نظام سرمایه داری می ساخت، هموار نمود. در نتیجه سرمایه داران با دخالت مستقیم و غیرمستقیم در حکومت و دستگاه های قانون گذاری، دخالت در انتخابات نمایندگان مردم و اعضای حکومت، خود را بر دستگاه قانون گذاری تحمیل کردند و با تبلیغات زهرآگین مردم را فریب دادند و با برپا کردن آشوب و جنگ هاي داخلی و خارجی، جامعه را زیر سلطه خود در آوردند. نمونه بارز آن را در لشکرکشی امریکا به عراق به روشنی می توان دید.
مشخص کردن اهداف کمي و کيفي آماده سازي زمینه های ظهور
برای تدوين راه برد آماده سازي زمینه های ظهور، باید اهداف بر اساس درک درست از جهان بيني و ایدئولوژی و معیار ها و ارزش های اعتقادی مشخص شود. هدف هاي کوتاه مدت، ميان مدت و بلندمدت بايد داراي ويژگي های ذیل باشند:
الف) بتوان به صورت كمي آنها را سنجید؛
ب) واقعي باشند؛
ج) بتوان آنها را درك کرد؛
د) بتوان به آسانی به آنها دست یافت.
این اهداف باید در چارچوب ارزش ها سنجیدنی باشد و به صورت کمی، چالش گر، واقعی و سازگار با دیگر هدف ها و الویت بندی شده باشند.
اهداف آماده سازي زمینه های ظهور در نظام اسلامی عبارتند از:
1. خودسازی فردی و اجتماعی و حرکت به سمت انسان کامل(امام زمان(عجل الله فرجه) و کسب رضایت الهی؛
2. جهت گیری تمام فعالیت ها به سمت آماده سازي زمینه های ظهور؛
3. گسترش نظارت عمومی و فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر برای هدایت انسان ها در تمامی ابعاد؛
4. مبارزه با ظلم و بي عدالتی برای استقرار نظامی مبتنی بر قسط و عدل؛
5. ایجاد نهضت های آزادی خواه و ظلم ستیز و عدالت خواهانه برای دفاع از نوامیس مسلمانان؛
6. گسترش فرهنگ مهدویت و خنثا نمودن برداشت های انحرافی از انتظار؛
7. آماده کردن خود و جامعه در ابعاد مختلف برای ظهور منجی عالم(عجل الله فرجه).
تدوين راه برد آماده سازي زمینه های ظهور
اعتقاد به ظهور منجی عالم و نیاز به آمادگی برای انقلابی جهانی، چنان ضروری است که بزرگان ما انتظار را راه بردی مهم در این برهه از زمان می دانند. انتظار دوره آماده سازي فردی و اجتماعی به شمار می آید که زمینه ساز انقلاب جهانی منجی عالم است. هر حرکت و انقلابی که این دوره را پشت سر نگذاشته باشد، ناقص بوده، به نتیجه نخواهد رسید. هر انقلابی که دوره انتظار و آماده سازي نداشته باشد و بر اساس جو محیط و جریان حاکم حرکت نماید، در همان گام های اول در زیر بار فشار ها و ابهام ها گرفتار می شود. انسان منتظر باید در زندگی فردی و اجتماعی طرح راه بردی و نقشه داشته باشد و بر این اساس حرکت کند و خود و محیط اطرافش را آماده سازد. طرح راه بردی بر اساس اهداف مشخص شده شکل می گیرد و اهداف بر اساس معیار ها و ارزش های اعتقادی مشخص می شود. انسان معتقدی که در محیط اطراف خود ظلم و فساد و بي عدالتی می بیند، نمی تواند به آن بي اعتنا باشد. برای مقابله با آن باید آگاهانه برنامه ريزي و عمل نماید.
برای آماده سازي زمینه های ظهور، باید راه بردهاي مختلف شناسايي و بررسي شود و بهترينشان انتخاب گردد. برای این کار باید این راه بردها را از نظر محاسن، معايب، هزينه ها و منافع بررسي کرد و بر حسب اهميت به ترتيب اولويت بندي نمود. راه برد آماده سازي مقدمات ظهور موجب مي شود جامعه با طي مراحل تدريجي، از حالت کنوني خود پا را فراتر بگذارد و به اهداف مورد نظر خود دست يابد. هدف از تدوين این راه برد، تعيين اين مسئله است كه آيا فعالیت ها و تصمیم گیری ها در فرآيند آماده سازي درست انجام مي شود يا خير؟ چه روشي مي تواند اين كارها را به نحوي اثربخش تر انجام دهد؟
افرادي که در بررسي و انتخاب راه برد ها مشارکت مي کنند بايد اطلاعات جامعی از وضعیت داخلی و خارجی و اهداف مشخص شده در اختيار داشته باشند. آگاهي از اين اطلاعات و اشراف به آن، به تصميم گيران کمک مي کند تا راه برد هاي خاصي را که در ذهن و فکر خود دارند، شفاف نمايند.
این راه بردها بايد به صورتي آگاهانه تدوين و هم آهنگ شود و ارزيابي گردد. اگر مدیران و مسئولان، راه برد منسجم و مسير معيني نداشته باشند به هدف نخواهند رسيد. مسئولان و برنامه ريزان بايد به شيوه اي آگاهانه، هدف ها و راه برد هاي خود را در چارچوب ارزش ها و باورها مشخص نمایند و به آگاهي ديگران برسانند.

عواملی که در تدوين و اجراي راه برد آماده سازي زمینه های ظهور مؤثر هستند عبارتند از:
1. درک عمیق از نظام ارزشی، فرهنگ و باورهای دینی؛
2. تغيير نگرش در زمینه مسائل فرهنگی، اقتصادی، حقوقی، هنری، پژوهشی، علمی و فن آوری؛
3. بررسي واقع بینانه اوضاع داخلي و خارجي كشور برای اطلاع از نقاط ضعف و قوت، شناخت فرصت ها و تهديد ها؛
4. مشخص كردن دقیق مأموریت و اهداف کوتاه مدت، ميان مدت و بلندمدت نظام اسلامی؛
5. تدوین و اجرای سیاست گذاری هاي درست در جامعه؛
6. تهیه برنامه های کوتاه مدت و میان مدت؛
7. تخصيص بودجه و منابع مورد نیاز در این زمینه؛
8. تهيه روش ها و قوانین اجرايي؛
9. نظارت مستمر بر اجراي راه بردها و کنترل آنها.
سياست گذاری هاي آماده سازي زمینه های ظهور
تغيير در مسيرهاي راه بردی در این زمینه خود به خود انجام نمی شود. براي اين كه راه بردی كارساز واقع شود، نيازمند سياست هایي است كه بتواند امور روزمره فعاليت هاي مربوط به آماده سازي زمینه های ظهور را اداره نمايد. با اتخاذ چنین سياست هایي، حل مسائل روزانه آسان مي گردد و رهنمود هايي نمایان مي شود كه مي توان بدان طريق راه بردهاي آماده سازي زمینه های ظهور را به اجرا درآورد. مقصود از سياست ها در این زمینه، رهنمودها، مقررات و شيوه هايي از مديريت خاص است كه براي حمايت و تقويت فعاليت هاي تکنولوژيک در نظر گرفته مي شوند تا کشور، وزارت خانه ها و سازمان هاي متولي آماده سازي زمینه های ظهور بتوانند به هدف هاي تعيين شده دست يابند. در سايه تعيين این سیاست گذاری ها مي توان مرز ها و محدوده هاي انواع فعاليت ها و كارها را تعيين نمود و افراد و مسئولان را ارزیابی کرد و به اهداف تعیین شده دست یافت.
در تدوین و اجرای سیاست گذاری هاي آماده سازي زمینه های ظهور لازم است به این چند نکته توجه شود:
الف) پيش بيني سمت و سوي آماده سازي زمینه های ظهور در آينده و نقش اساسي اوضاع داخلی؛
ب) يک پارچه کردن راه برد آماده سازي زمینه های ظهور با سیاست گذاري ها و وضعیت محيطي و نظام ارزشی؛
ج) در نظر گرفتن مسئله آماده سازي زمینه های ظهور در تمام تصميم گيري هاي راه بردی قواي سه گانه، وزارت خانه ها، سازمان ها و نیروهای نظامی در هنگام هدف گذاري ها، استراتژي ها و سیاست گذاري ها.
در واقع سیاست گذاری هاي مسئولان در این زمینه، براي افراد جامعه و مديران روشن مي كند كه چه انتظاري از آنها مي رود. بدين وسيله درصد موفقيت مديران در اجراي راه برد هاي آماده سازي افزايش مي یابد.
اجراي راه برد آماده سازي زمینه های ظهور
در اجراي راه برد آماده سازي همه مردم باید خود را در اجراي راه برد، اهداف و نظام ارزشی متعهد بدانند. اگر آنها راه برد آماده سازي تدوين شده را درک نکنند و به آن اطمينان نداشته باشند و خود را متعهد ندانند، تلاش هايي که در این زمینه صورت مي گيرد با مشکلات زيادي روبه رو می شود و با موفقيت اجرا نخواهد شد. به طور کلي تدوين طرح راه برد آماده سازي(نوشتن و گفتن آن چه بايد انجام شود) از اجراي آن(انجام دادن کارها) آسان تر است. اجراي راه برد آماده سازي فرآيندی عملياتي به شمار می آید که بر کارآيي فعاليت ها تأکيد دارد.
در این زمینه باید به این نیازها توجه کافی مبذول داشت:
1. اجراي موفقيت آمیز راه برد، به انگيزه ويژه و مهارت هاي مدیران و افراد سازمان یا جامعه نیاز دارد؛
2. ايجاد محيطي صميمي برای هم کاري، هم فکری و هم آهنگي بين مسئولان و مردم ضروری است؛
3. آموزش و ارتقای مستمر توان مندی هاي منابع انسانی ضرورت دارد؛
4. رشد و توسعه فعالیت های علمی و پژوهشی و فن آوری در زمینه مهدویت و انتظار لازم است؛
5. بين مسئولان و افراد سازمان ها و جامعه باید ارتباط مؤثر وجود داشته باشد؛
6. اهداف و راه بردهای مناسب باید مشخص گردد؛
7. نظارت مستمر بر تمام فعالیت ها و کنترل در این زمینه صورت پذیرد؛
8. به برنامه ريزي و تخصيص منابع و بودجه مناسب باید توجه شود؛
9. روش ها و قوانین مورد نياز برای آماده سازي لازم است؛
10. ساختار و شبکه سازماني مناسب ضرورت دارد؛
11. پژوهش گران، عالمان و استادان دانشگاه و معلمان باید تبادل نظر و هم فکری صمیمی داشته باشند؛
12. در سطح جامعه به خصوص نسل جوان بسیج فکری، علمی، مادی و معنوی انجام شود.
برنامه ريزي
برنامه ریزی، پلي است بين وضعيت فعلي آماده سازي و آينده آن که احتمال دست یابی به هدف هاي از پيش تعيين شده را بالا مي برد. در واقع برنامه ريزي سنگ بناي فرآيند تدوين و اجراي راه برد هاي اثربخش به شمار می آید. از اين مسئله مهم مدت ها غفلت شده است. برنامه ریزی برای آماده سازي زمینه های ظهور، براي اجرا و ارزيابي موفقيت آميز راه برد آماده سازي ضرورت دارد که احتمال دست یابی به هدف هاي از پيش تعيين شده را بالا مي برد. در برنامه ریزی بايد اهدافی را که می توان اندازه گيري کرد و دست یابی به آن آسان است، دقيقاً مشخص شود. برای پيشرفت برنامه هاي آماده سازي باید افراد معتقد و متخصص و آگاه به اهداف و راه بردهای آماده سازي، آن را ارزيابي کنند.
در هر برنامه اي باید راه کارهاي مختلف برای پيشرفت موفقيت آميز مشخص گردد. و معيار هاي کمّي برای ارزيابي برنامه ها تعريف شود. بايد در موارد بحراني به طور مناسب و به موقع تصمیم گرفت و بودجه مورد نياز را برای اجرای فعاليت ها و طرح هاي مورد نیاز تخصيص داد. به طور کلي، موفقیت در مسیر آماده سازي زمینه های ظهور، به بسیج نیروها، تحقیقات علمی، تشخیص درست معیار ها و ارزش ها، مشخص کردن مأموریت و اهداف، تدوین و اجرای راه برد ها و اعمال نظارت وكنترل در برنامه ریزی خوب و مناسب، بستگي دارد.
تخصیص منابع و بودجه مورد نیاز به برنامه های سالیانه
در فرآیند آماده سازي زمینه های ظهور، برنامه های سالانه و پروژه های مختلفی طراحی می گردد. برای اجرای موفقیت آمیز آنها باید بودجه مورد نیاز تخصیص داده شود. برنامه ها و پروژه هایی که طراحی می شوند باید با توجه به هدف های بلندمدت و برنامه راه بردی باشد، یعنی با توجه به هدف ها و برنامه راه بردی بلندمدت باید مجموعه اي از برنامه ها و هدف های سالانه وجود داشته باشند. موفقیت در این برنامه ها، موجب می گردد تا در برنامه راه بردی آماده سازي زمینه های ظهور موفق شد. برای این کار باید منابع و بودجه مورد نیاز تخصیص داده شود. این تخصیص باید بر اساس اولویت اهداف تدوین شده باشد.
تهیه قوانین اجرایی
قوانین اجرایی، رهنمودها، روش ها، مقررات و شیوه هایی را شامل می شود که برای حمایت و تقویت کارها و فعالیت ها در زمینه آماده سازی مقدمات ظهور مورد نیاز است.
نظارت بر اجرای برنامه آماده سازي زمینه های ظهور
مدیران و مسئولان باید برای حصول اطمينان از انطباق نتايج واقعي با نتايج برنامه ریزی شده، نظارت کنند. كارهايي كه در اين زمينه انجام مي شود عبارت از كنترل کردن و نظارت بر کمیت و كيفيت فعالیت هاست.

راه برد آماده سازي مقدمات ظهور، باید از طريق این سه فعاليت بررسي و ارزيابي شود:
الف) بررسي مباني آماده سازي زمینه های ظهور؛
ب) مقايسه نتايج به دست آمده در اجرا(نتايج واقعي) با نتايج برنامه ریزی شده؛
ج) اقدامات اصلاحي در زمينه آماده سازي مقدمات ظهور.
در صورت اجراي موفقيت آميز راه برد آماده سازي، نتايج ارزيابي راه برد ها موفقیت آمیز خواهد بود؛ به صورتي که اهداف کوتاه مدت و بلندمدت تأمين مي شود.
برای ارزيابي راه برد آماده سازي زمینه های ظهور توجه به این معيار ها ضروري است:
ـ سازگاري راه برد آماده سازي با اهداف کوتاه و بلندمدت و سياست ها؛
ـ سازگاري این راه برد با مجریان؛
ـ هم آهنگي راه برد توسعه آماده سازي با عوامل محيطي داخلي و خارجي؛
ـ امکان پذير بودن راه برد آماده سازي مقدمات ظهور در وضعیت موجود و آينده؛
ـ هم آهنگي و انطباق برنامه آماده سازي زمینه های ظهور با منابع موجود و تخصيص داده شده؛
ـ مزيت رقابتي راه برد آماده سازي مقدمات ظهور در يکي از زمينه ها.
برای رسیدن به هدف اصلی، اقدامات ذیل پیش نهاد می گردد:
1. تبیین معیار ها، ارزش ها و اهداف در مکتب مهدویت(عجل الله فرجه)؛
2. تغییر نگرش اساسی در توسعه اقتصادی و عدالت اجتماعی؛
3. داشتن دیدگاه و نگرش سیستمی در فرآیند آماده سازي مقدمات ظهور؛
4. مشخص کردن اهداف کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت؛
5. تدوین سیاست گذاری هاي مورد نیاز در فرآیند آماده سازي زمینه های ظهور؛
6. بررسی تمام راه های عملی اجرای راه برد ها در فرآیند آماده سازي؛
7. اجرای راه برد انتخاب شده و سیاست هاي مدون در این فرآیند؛
8. برنامه ريزي و تخصیص بودجه موردنیاز به طرح ها و فعالیت ها؛
9. نظارت دقیق بر فعالیت ها و طرح ها؛
10. گسترش مراکز آموزشی، دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی در این زمینه؛
11. گسترش فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر یا توسعه نظارت و کنترل عمومی؛
12. نهادینه کردن فرهنگ مهدویت در دو بخش فرهنگ عمومی و فرهنگ جامعه علمی؛
13. طرح بحث های مربوط به امام زمان(عجل الله فرجه) در کتاب های دبستانی، دبیرستانی و دانشگاهی؛
14. ایجاد رشته ای در حوزه و دانشگاه به نام مهدویت و زمينه سازي مقدمات ظهور؛
15. تربیت مدرسان متخصص در زمینه های مختلف مهدویت متناسب با سن مخاطبان؛
16. استفاده از هنر و فن آوری در گسترش آموزه های فرهنگ مهدویت؛
17. ایجاد نظام ارزش یابی مدرسان و مبلغان فرهنگ انتظار و مهدویت؛
18. استفاده مؤثر از مجالس و محافل مذهبی و تبیین درست فرهنگ مهدویت؛
19. ایجاد معاونتی در ریاست جمهوری و وزارت خانه ها در این زمینه؛
20. استفاده بیشتر و بهتر از صدا و سیما در این زمینه؛
21. افزایش بحث های مربوط به امام زمان(عجل الله فرجه) در مجلات و روزنامه ها؛
22. بسیج شاعران و هنرمندان و حمایت از آنها در این زمینه؛
23. بسیج و هم آهنگ کردن امامان جمعه برای خواندن خطبه های مؤثر در این مورد؛
24. بسیج جوانان و نیرو های مردمی در عرصه مهدویت؛
25. درک نیاز واقعی جوانان و نوجوانان در این زمینه و دادن پاسخ مناسب به آنها؛
26. خلاصه کردن تحقیقات بزرگان و نوشتن آنها به زبان نسل جوان؛
27. تهیه بروشور هاي پرمحتوا، هنری، کم حجم برای دانش آموزان و دانش جویان؛
28. ایجاد تشکیلات در مراکز استان ها برای پاسخ گویی به شبهات نسل جوان؛
29. بسیج پژوهش گران در زمینه هاي یادشده و مشخص کردن اولویت هاي تحقیقاتی؛
30. تهیه دایرة المعارف جامع مهدویت و انتظار؛
31. ایجاد مراکز تحقیقی و تخصصی؛
32. تهیه نوار و سی دی سخن رانی و فیلم و نمایش نامه در عرصه انتظار؛
33. توسعه مجلات تخصصی، همایش ها و مسابقات در عرصه مهدویت؛
34. تهیه و حمایت از کتاب هاي قصه و رمان برای سطوح مختلف سنی؛
35. تهیه فیلم، نقاشی، نوشته و تابلو هاي هنری ارزنده در عرصه مهدویت و حمایت از آن؛
36. تخصصی کردن آموزه هاي مهدویت و انتظار؛
37. ایجاد نظام ارزیابی مدرسان و مبلغان فرهنگ مهدویت و انتظار؛
38. گسترش فرهنگ مهدویت از طریق نوشتن و ترجمه کتاب هاي مفید؛
39. نشر آثار ارزنده به زبان هاي زنده جهان؛
40. توسعه سایت هاي مربوط به فرهنگ مهدویت؛
41. گسترش سفر های زیارتی و اهمیت بیشتر به دعای ندبه و تبیین نقش امام زمان(عجل الله فرجه) در جهان؛
42. بسیج جوانان و مردم برای هرچه بیشتر با شکوه برگزار کردن جشن های نیمه شعبان؛
43. نشر کتاب هاي آموزشی و هنری در زمینه وظایف منتظران در عصر غیبت؛
44. گسترش فرهنگ احترام به نسل جوان و نوجوان و پرورش حس عواطف در آنها؛
45. تشویق و ترغیب جوانان به پاکی و ارزش قائل شدن برای اظهارنظر آنها و دادن مسئولیت به آنان.
نتيجه
در این مقاله به اختصار درباره طرح راه بردی آماده سازي مقدمات ظهور بحث و بررسی شد و برای اجرای آن، مدل راه بردی ارائه گردید. این طرح استراتژيك طولانی مدت باید تا ظهور حضرت مهدی(عجل الله فرجه) ادامه یابد و باید به طور پیوسته ارزیابی و اصلاحات لازم در آن انجام شود. این طرح یک طرح راه بردی است و به نظام ارزش هاي اعتقادی و باورهای اسلامی ما بستگی دارد. این طرح از پنج مرحله یک پارچه و مرتبط به هم تشکیل شده است.
در مرحله اول مشخص کردن نظام ارزش هاي اعتقادی، معیار ها و شاخص ها و مؤلفه هایی است که جزء اعتقادات و باور های یک نظام و جامعه اسلامی درآمده و جهت حرکت آن را مشخص می کند و به آن اعتماد به نفس می دهد. در مرحله دوم، بررسي و تجزيه و تحليل وضعیت مهدویت و آماده سازي شرایط ظهور در داخل و خارج از کشور است که در نتيجه نقاط قوت و ضعف، فرصت ها و تهديد ها مشخص مي شود. مرحله سوم تعيين اهداف، راه برد ها و سياست گذاري هاي مورد نياز در چارچوب ارزش ها و باورهاست. در اين مرحله اهداف راه برد ها و سياست گذاري ها در چارچوب ارزش ها و باورها به صورت شفاف تدوين و مشخص مي شود.
در مرحله چهارم اجراي راه برد ها و سياست گذاري هاي تدوين شده در چارچوب نظام ارزش ها و باورهاست. در اين مرحله برنامه هاي مختلفي جهت تحقق اهداف و راه برد ها تهيه مي شود و بودجه مورد نياز و دستورالعمل هاي اجرايي فراهم مي شود. مرحله پنجم نظارت و کنترل بر اجراي دقيق طرح در طول فرآیند آماده سازي شرایط ظهور است. در اين مقاله پنج مرحله یاد شده مورد بحث و بررسي قرار گرفت و توصيه هاي لازم در چارچوب اهداف چشم انداز و باورهای اسلامی ارائه گردید.

 

منبع : کمیته علمی همایش بین المللی دکترین مهدویت
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن