سه شنبه, 28 آذر 1391 ساعت 10:52
خواندن 1528 دفعه

زنان راوی غدیر

شواهد موجود در کتب تاريخي گوياي اين حقيقت است که پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله از آغاز رسالت با رويکرد عمده زنان به آيين توحيدي روبرو شد. اولين پذيرنده اسلام(خديجه)، [1] اولين شهيده (سميه) [2] و بانواني که از سابقين و مهاجران شمرده مي شدند [3] نمونه روشني از مشارکت زنان در عرصه هاي اجتماعي را به نمايش مي گذارند.

حضور زنان در حجة الوداع بارزترين و ماندگارترين نوع شرکت در صحنه هاي اجتماعي است. اخبار فراواني که به وسيله راويان زن از اين مراسم عظيم نقل شده، گوياي تلاش گسترده زنان در پاسداري از اين ميراث مقدس است. دستاوردهاي بانوان در عرصه اخبار غدير به دو گروه عمده تقسيم مي شود:

الف. اخبار زنان صحابي

در سال دهم هجري، با اعلام پيامبرصلي الله عليه و آله ، مؤمنان بسياري از شهرهاي مختلف به سوي مدينه روان شده، در حومه شهر مسکن گزيدند و به انتظار موسم حج نشستند; حجي که بعدها به حجة الوداع، حجة الاسلام، حجة البلاغ، حجة الکمال، حجة التمام شهرت يافت. پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله روز شنبه، پنج يا شش روز قبل از آغاز ذي حجة، از مدينه حرکت کرد. در اين سفر همه زنان و اهل بيت پيامبر با وي همراه بودند.[4] گروهي از اين بانوان حديث غدير را نقل کرده اند; که نام و روايتشان چنين است:

.1 حضرت زهرا عليها السلام

حضرت فاطمه زهرا عليها السلام يگانه يادگار رسول اکرم صلي الله عليه و آله است، که همچون ديگر اهل بيت عليهم السلام بارها به يادآوري واقعه غدير پرداخت. نگاهي به سخنان آن بزرگوار جايگاه وي در عرصه اخبار غدير را آشکار مي سازد:

گروهي از انصار، براي توجيه خطاي خويش، به ايشان گفتند: اگر مطالب شما را قبل از بيعت با ديگران مي شنيديم با غير علي بيعت نمي کرديم. حضرت فرمود:

آيا پدرم در روز غدير براي کسي جاي عذر باقي گذاشت؟ [5] و نيز در جواب محمود بن لبيد که پرسيده بود: آيا از سخنان پيامبر دليلي بر امامت علي داريد؟

فرمود: شگفتا، آيا روز غدير را فراموش کرديد؟!

محمود بن لبيد گفت: آن روز چنان بود ولي از آنچه به شخص شما اشاره شده، بگوييد.

حضرت فرمود: خدا را شاهد مي گيرم، شنيدم [پيامبر] فرمود: علي بهترين کسي است که در ميان شما جانشين خود قرار مي دهم. عليعليه السلام امام و جانشين بعد از من است و دو فرزندم حسن و حسين و نه تن از فرزندان حسين امامان نيک اند. اگر از آنان اطاعت کنيد، شما را هدايت خواهند کرد و اگر با آنان مخالفت ورزيد، تا قيامت اختلاف در ميان شما حاکم خواهد بود.[6]

روايتي با سند بسيار دقيق و مشهور بيان مي دارد که دختر بزرگوار پيامبر حديث غدير را چنين بيان فرمود:

قال رسول الله صلي الله عليه و آله : «من کنت وليه فعلي وليه و من کنت امامه فعلي امامه.»[7]

رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: هر که من سرپرست اويم علي سرپرست اوست و هر که من امام او هستم علي امام اوست.

احتجاجي از فاطمه زهرا به وسيله چند تن از زنان به اين صورت روايت شده است:

قالت: انسيتم قول رسول الله صلي الله عليه و آله يوم غدير خم، من کنت مولاه فعلي مولاه و قوله: انت مني بمنزلة هارون من موسي عليهما السلام.[8]

آيا سخن رسول خدا صلي الله عليه و آله در روز غدير خم را فراموش کرده ايد، که فرمود: هر که من مولاي او هستم علي مولاي اوست و آيا سخنش را فراموش کرده ايد که فرمود: تو نسبت به من مانند هارون نسبت به موسي هستي. حضرت فاطمه زهرا علیها السلام عمر خويش را در راه اثبات ولايت اميرمؤمنان به انصار و مهاجرين صرف نمود و سرانجام نيز در همين راه به شهادت رسيد و سيده شهيدان ولايت نام گرفت.

2. ام سلمه

حضور زنان پيامبر، از جمله ام سلمه [9] در مراسم غدير، در کتب مختلف مورد تاکيد قرار گرفته است. [10] صاحب روضة الصفا مي گويد:

«چون حضرت رسول خداصلي الله عليه و آله در غدير خم حديث «من کنت مولاه فعلي مولاه » در شان اميرمؤمنان فرمود پس از منبر فرود آمد و در خيمه خاص خود نشست و فرمود که اميرمؤمنان در خيمه ديگر بنشيند بعد از آن طبقات خلائق را فرمود تا به خيمه علي رفتند و زبان به تهنيت علي عليه السلام گشادند. چون مردم از اين امر فارغ شدند امهات مؤمنين به فرموده آن حضرت نزد علي رفتند و او را تهنيت دادند».[11]

ام سلمه يکي از دو زن پيامبرصلي الله عليه و آله است که حديث غدير را روايت کرده است. او ماجراي غدير را چنين باز مي گويد:

اخذ رسول الله صلي الله عليه و آله بيد علي بغدير خم فرفعها حتي راينا بياض ابطيه فقال «من کنت مولاه فعلي مولاه » ثم قال«ايها الناس اني مخلف فيکم الثقلين کتاب الله و عترتي و لن يفترقا حتي يردا علي الحوض ».[12]

در غدير خم رسول خداصلي الله عليه و آله دست علي عليه السلام را بالا برد، تا آنجا که سفيدي زير بغلش را ديديم، آنگاه فرمود: هر که من مولاي او هستم پس علي مولاي اوست. بعد فرمود: اي مردم، من دو چيز گرانبها در ميان شما بر جاي مي گذارم کتاب خدا و عترتم. اين دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا وقتي در حوض به من برگردند.

ام سلمه از معدود کساني است که بعد از وفات نبي اکرمصلي الله عليه و آله در خط ولايت اميرمؤمنان باقي ماند. او به فرزنش چنين وصيت کرد. «يا بني الزمه فلا و الله ما رايت بعد نبيک صلي الله عليه و آله اماما غيره »; پسرکم، همراهش [علي] باش. به خدا قسم، بعد از پيامبرت امامي غير او نديدم. [13] ام سلمه روايات ديگري نيز، در باره اميرمؤمنان، از پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله نقل کرده است.[14]

3. اسماء بنت عميس

او به دليل تقرب به اهل بيت روايات فراواني نقل کرده است; تنها حدود شصت روايت از پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله دارد که بسياري از آنها در منزلت اميرمؤمنان است. [15] اسماء از سابقين در اسلام است و از جمله افرادي است که قبل از آنکه مردم در خانه ارقم ايمان بياورند به همراه همسرش جعفر به خدمت پيامبر آمد و اسلام اختيار نمود و به همراه جعفر به حبشه مهاجرت کرد. بعد از شهادت جعفر طيار به عقد ابوبکر در آمد و از وي صاحب (محمد) شد در آن زمان که همسر خليفه دوم بود توطئه قتل وصي پيامبر صلي الله عليه و آله را با هوشياري و ايثار تمام خنثي نمود. وي همواره از محبان و ملازمان فاطمه زهرا علیها السلام بود او بعد از شهادت حضرت فاطمه علیها السلام از جمله زنان علي عليه السلام شد. فرزندش محمد را چنان تربيت کرد که از مريدان و مخلصان اميرمؤمنان شد. زماني که در حجة الوداع شرکت جست همسر ابوبکر بود. و محمد بن ابي بکر نيز در مسير حجة الوداع متولد شد. ابن عقده در کتاب ولايت حديث غدير را از او روايت کرده است. [16] اسماء همچنين از راويان حديث ردالشمس [17] به شمار مي رود.

4. ام هاني بنت ابي طالب ) سلام الله عليهما(

او فاخته نام دارد [18] و خواهر اميرمؤمنان عليه السلام است. ام هاني از راويان [19] و اصحاب [20] پيامبر اکرم بود پيامبر ضمن حديثي او را «يکي از بهترين مردم » خواند. [21] اين بانوي گرانقدر احاديثي چون ثقلين [22] و غدير را از پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله روايت کرده است. او در باره واقعه غدير مي گويد:

رسول خدا صلي الله عليه و آله از حج بازگشت، تا در غدير خم فرود آمد، سپس برخاست و در گرماي سوزان چنين گفت: [اي مردم هر که من مولاي او هستم، پس علي مولاي اوست. خدايا، هر که او را دوست دارد، دوست بدار و هر که با او دشمني کند، دشمن بدار; هر که او را زبون سازد، زبون گردان و هر که او را ياري کند، ياري کن.[23]

5. عايشه دختر ابي بکر

او در شمار زنان پيامبر اکرم [24] و حاضران در حجة الوداع جاي داشت. در کتب مختلف اهل سنت روايت غدير از وي نقل شده است. ابن عقده در «حديث ولايت » روايت او را نيز ذکر مي کند.[25]

بررسي موضعگيري هاي وي و تطبيق آن با عملکرد ام سلمه همسر ديگر پيامبر گرامي که در تاريخ از خود بر جاي نهاده و تحقيق در انگيزه ها، تعيين جهت گيري ها و موقعيت هاي آن دو مي تواند براي بانواني که امروز در مقابل امواج سهمگين و بنيانکن سياست بازي تبليغات رنگارنگ و هدفدار و شعارهاي برخاسته از مطامع نفساني و دنيوي دنياداران قرار دارند نمونه هايي تجربه شده و تاريخي و الگويي عملي و آکنده از راهکارهاي مذهبي و سياسي باشد.

6. فاطمه دختر حمزة بن عبدالمطلب

او از صحابه مشهور پيامبر صلي الله عليه و آله است و ابن عقده و منصور رازي حديث غدير را از وي نقل کرده اند.[26]

.7 همسر زيد بن ارقم

از جمله کساني که حديث غدير را روايت کرده اند زيد بن ارقم و نيز همسر وي مي باشد علامه طباطبايي ضمن نام بردن از گروه کثيري که روايت (من کنت مولاه فعلي مولاه) را نقل کرده اند به ايشان نيز اشاره مي کند.[27]

ب. روايات زنان تابعي و ..

در ميان روايات غدير روايتي با ده سند به چشم مي خورد که همه راويانش زن هستند. نام اين بانوان چنين است:

1- الشيخة ام محمد زينب ابنة احمد بن عبدالرحيم المقدسيه.

2- فاطمه دختر امام موسي بن جعفرعليه السلام

3- زينب دختر امام موسي بن جعفرعليه السلام

4- ام کلثوم دختر امام موسي بن جعفرعليه السلام

5- فاطمه دختر جعفر بن محمد الصادق عليه السلام

6- فاطمه دختر محمد بن علي عليه السلام

7- فاطمه دختر علي بن الحسين عليه السلام

8- فاطمه دختر حسين بن علي عليه السلام

9- سکينه دختر حسين بن علي عليه السلام

10- ام کلثوم دختر فاطمه زهرا سلام الله عليها

اين گروه از فاطمه زهرا سلام الله عليها نقل کرده اند که حضرت فرمود:

«انسيتم قول رسول الله صلي الله عليه و آله يوم غدير خم، من کنت مولاه فعلي مولاه و قوله انت مني بمنزلة هارون من موسي عليهما السلام.«[28]

آيا سخن رسول خدا صلي الله عليه و آله در روز غدير را فراموش کرديد، که فرمود: هر که من مولاي او هستم علي مولاي اوست. و (آيا) گفتارش را [فراموش کرديد که فرمود: [اي علي،] جايگاه تو در برابر من مانند جايگاه هارون در برابر موسي است.

11- عايشه بنت سعد

عايشه بيشتر روايتهايش را از پدرش سعد[29] بن ابي وقاص نقل مي کند و نزد ابن حجر از راويان موثق به شمار مي رود.[30] او روايت غدير را، از زبان پدرش چنين بازگو مي کند:

«کنا مع رسول اللهصلي الله عليه و آله بطريق مکة و هو متوجه اليها (کذا في النسخ و الصحيح و هو: متوجه الي المدينه) فلما بلغ غدير خم وقف للناس ثم رد من تبعه و لحقه من تخلف فلما اجتمع الناس اليه قال: ايها الناس من وليکم؟ قالوا: الله و رسوله. ثلاثا ثم اخذ بيد علي فاقامه ثم قال «من کان الله و رسوله وليه فهذا وليه اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه ».[31]

با رسول خدا در راه مکه بوديم و او به سوي مکه توجه داشت. (در نسخه هاي صحيح مي خوانيم که به مدينه توجه داشت.) وقتي به غدير خم رسيد، ايستاد; آنان که جلو بودند بازگشتند و آنان که عقب مانده بودند، رسيدند. مردم پيرامونش گردآمدند و حضرت فرمود: اي مردم، سرپرست شما کيست؟ حاضران سه بار گفتند: خدا و پيامبرش. آنگاه دست علي را بلند کرد و فرمود: هر که خدا و رسول او سرپرستش هستند، اين سرپرست اوست. خدايا، هر که او را دوست دارد، دوست بدار و آن که با او دشمني مي ورزد، دشمن بدار.

عايشه بنت سعد حديث ديگري نيز از پدرش روايت کرده، که ولايت علي عليه السلام را آشکار مي سازد:

سمعت ابي يقول: سمعت رسول الله صلي الله عليه و آله يوم الجحفه فاخذ بيد علي فخطب فحمد الله و اثني عليه ثم قال: ايها الناس اني وليکم قالوا صدقت يا رسول الله ثم اخذ بيد علي فرفعها فقال: هذا وليي و يؤدي عني ديني و انا موالي من والاه و معادي من عاداه.[32]

شنيدم پدرم گفت که، رسول خداصلي الله عليه و آله در روز جحفه دست عليعليه السلام را گرفت، سپس خطبه خواند، خداي را سپاس گفت، ستايش کرد و فرمود: اي مردم، من ولي شما هستم. گفتند: راست گفتي، اي رسول خداصلي الله عليه و آله . سپس دست علي را گرفت و بالا برد و فرمود: اين جانشين من است و دين مرا ادا مي کند. من دوست دار کسي هستم که او را دوست بدارد و دشمن کسي هستم که با او دشمني ورزد.

12- دارميه حجونيه کنانيه

او از شيعيان معروف و بسيار مشهور حضرت اميرمؤمنان بوده به نحوي که آوازه اش تا بدان حد پيچيده بود که معاويه موقع ورود به مکه از وي سراغ گرفت اين موضوع خود به خوبي مي تواند نمايانگر فعاليتهاي مؤثر و ارزنده اين بانوي شيعه و محب اهل بيت باشد (ما تنها به آن بخش از سخنان وي که مربوط به غدير مي شود مي پردازيم)[33] آنچه از گفتگوي او و معاويه بر جاي مانده است را زمخشري در کتاب «ربيع الابرار» چنين باز مي گويد:

سالي معاويه به حج رفت و از زني که به نام دارميه حجونيه، که سياه چهره و تنومند بود، سراغ گرفت وقتي او را نزد معاويه آوردند، پرسيد: اي دختر حام، چگونه اي؟ گفت: خوبم، حام نيستم، از قبيله بني کنانم.

گفت: راست گفتي، آيا مي داني چرا تو را فرا خواندم؟

- سبحان الله! من غيب نمي دانم.

- خواستم بپرسم چرا علي را دوست داري و با من دشمني مي ورزي؟

- آيا از پاسخ معافم مي داري؟

- نه.

- حال که نمي پذيري مي گويم; من علي را به خاطر عدالتش و تقسيم يکسانش دوست داشتم و با تو دشمني مي ورزم چون با آن که براي حکومت از تو سزاوارتر بود، جنگيدي و در پي چيزي برآمدي که براي تو نيست. با علي دوستي ورزيدم به خاطر ولايتي که رسول خداصلي الله عليه و آله ، در روز غدير خم در مقابل چشم تو، براي او اقرار گرفت، به خاطر آنکه به بيچارگان محبت مي ورزيد و دينداران را بزرگ مي داشت و ... .[34]

13- حسنيه

او در خانه امام صادق عليه السلام پرورش يافته بود و از شاگردان مکتب وي شمرده مي شد. [35] حسنيه، با استعداد سرشارش، در مناظرات مختلف، که توسط هارون الرشيد ترتيب داده مي شد، شرکت جسته و از مقام ولايت دفاع مي کرد. در يکي از اين مناظره ها از فردي، که ابراهيم خوانده مي شد، پرسيد:

آيا در هيچ جاي تفاسير شما آمده است که در حجة الوداع رسول خدا صلي الله عليه و آله به امر پروردگار، در غدير خم، فرود آمده، اين آيه را: (يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالتک). با بيمناکي براي مردم تلاوت کرد و سپس آيه والله يعصمک من الناس نازل شد و آيا در تفاسير شما آمده است که پس از نزول «والله يعصمک من الناس » پيامبر خدا دست علي بن ابي طالب را گرفت; بر منبري، که از جهاز شتر ساخته بودند، برآمد و گفت: من کنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله و العن من ظلمه. آنگاه، اين آيه نازل شد: «اليوم اکملت لکم دينکم و اتممت عليکم نعمتي و رضيت لکم الاسلام دينا. »

ابراهيم سر به زير افکند، حسنيه علماء را مخاطب ساخت و آنان را به جان هارون سوگند داد. حاضران، که خود را در مقابل هارون الرشيد مي ديدند، لب به تاييد گشودند. ابو يوسف گفت: بيشتر صحابه و مفسران تصريح کرده اند که اين آيه در باره علي بن ابي طالب نازل شده است و حديث من کنت مولاه فعلي مولاه نيز مشهود است.

حسنيه پرسيد در باره «انما وليکم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلاة و يوتون الزکوة و هم راکعون » چه مي گوييد؟ ابو يوسف گفت: به اجماع امت در باره علي بن ابي طالب است.

آنگاه حسنيه با شگفتي پرسيد: ... احکام و نصوص الهي را وا مي نهيد و بيعت روز غدير را ناديده مي گيريد؟![36]

14- عميرة بنت سعد بن مالک

او نيز از تابعين شمرده مي شود. عميره، اهل مدينه و خواهر سهل ام رفاعه ابن مبشر بود. او از راويان حديث غدير است و در سلسله سند حديث «مناشده » اميرمؤمنانعليه السلام قرار دارد.

15 - ام المجتبي علويه

او حديث غدير را از عدي بن ثابت نقل کرده است و ابن عساکر در تاريخ خود از حديث وي ياد مي کند.[37]

16 - فاطمه بنت علي بن ابي طالب عليه السلام

او دختر علي بن ابي طالب عليه السلام است و مادرش ام ولد مي باشد. برقي در رجال خود وي را از راويان امام حسنعليه السلام مي داند[38] و در تهذيب الاحکام از راويان اميرمؤمنانعليه السلام ، ابي حنيفه، اسماء بنت عميس [39] شمرده شده است. حديث منزلت [40] و ردالشمس [41] از جمله روايات اوست. وي حديث غدير را از ام سلمه نقل نموده است.[42]

«اشهد الله تعالي لقد سمعته يقول: علي خير من اخلفه فيکم و هو الامام و الخليفة بعدي و سبطاي و تسعة من صلب ائمة ابرار لئن اتبعتموهم وجدتموهم هادين مهديين و لئن خالفتموهم ليکون الاختلاف فيکم الي يوم القيمة ».

 

پی نوشت ها :

[1] در باره اسلام خديجه اين سخن اميرمؤمنان به تنهايي کافي است که فرمود: «لم يجمع بيت واحد يومئذ في الاسلام غير رسول الله و خديجه و انا ثالثهما» نهج البلاغه خطبه 192 (قاصعه).

[2] کانت سميه ام عمار بن ياسر و ابوه ياسر ممن عذب في الله تعالي فصبرا و ارادتهما قريش علي ان رجعا عن الاسلام الي الکفر فابيا فضرب ابوجهل سمية بحربة في قبلها فماتت... اعيان الشيعه، ج 7 ، ص 319.

[3] رياحين الشريعة، ج 2، ص 305.

[4] الغدير ج 1، ص 9.

[5] خصال صدوق، ج 1، ص 173; عوالم، ج 11، ص 467. «هل ترک ابي يوم غدير خم لاخذ عذرا»تاکيد مورخان بر اين که اهل بيت پيامبرصلي الله عليه و آله از جمله حاضرين در غدير بودند مبين اين مطلب است که حضرت فاطمه زهراعليها السلام نيز در بين آنان حضور داشته است. زيرا مورخان حضور زنان پيامبر را به طور مستقل بيان کرده و گفته اند که امهات مؤمنين همراه پيامبر بودند بنابراين از طرفي فاطمه زهراعليها السلام داراي چنان شخصيت برتري است که در صورت عدم حضور وي در غدير بايد بتوان رواياتي دال بر آن يافت که ظاهرا وجود ندارد از اين روي مي توان گفت که ايشان نيز در بين جمع حاجيان در حجة الوداع حضور داشته است.

[6] بحارالانوار، ج 36، ص 353 و 354; اسمي المناقب، ص 32; نهج الحياة، ص 38.

[7] احقاق الحق، ج 2، ص 460. در فيض الغدير، ص 391 به نقل از ينابيع الموده حديث را چنين نقل کرده است «قالت: قال رسول اللهصلي الله عليه و آله من کنت وليه فعلي وليه و امامه ».

[8] الغدير، ج 1، ص 197; «من کنت مولاه فعلي مولاه » احقاق الحق، ج 6، ص 282; ارجح المطالب، ص 571 و 448. صاحب فيض الغدير توضيحي بر احتجاج حضرت فاطمه دارد (فيض الغدير، ص 390).

[9] ام سلمه دختر ابي اميه بن المغيرة مخزومي است مادرش عاتکه دختر عبدالمطلب است او دختر عمه پيامبر و همسر وي بود و در سال 65 هجري وفات يافت. (اعلام خصال صدوق، ص 301 ).

[10] معارج النبوة، ج 2، ص 318.

[11] فيض الغدير، ص 388 -389.

[12] الغدير، ، ج 1، ص 17 و 18; ملحقات احقاق الحق، ص 53; معجم رجال الحديث، ج 23، ص 177.

[13] اعلام النساء، ص 651; بصائر الدرجات، ص 183، ح 4.

[14] مانند «من سب عليا فقد سبني و من سبني فقد سب الله تعالي » (المستدرک علي الصحيحين، ج 3، ص 121) و «قال رسول الله صلي الله عليه و آله کاني دعيت فاجيب و اني تارک فيکم الثقلين احدهما اکبر من الاخر کتاب الله عز و جل حبل ممدود من السماء الي الارض و عترتي اهل بيتي فانظروا کيف تخلفوني فيهما». اعلام النساء، ص 634 نقل از امالي شيخ طوسي، ج 2، ص 92; کشف الغمه، ج 2، ص 32، ارجح المطالب، ص 338، از طريق ابن عقده.

[15] اعيان الشيعه، ج 3، ص 408; جامع الرواة، ج 2، ص 455; خلاف طوسي، ج 1، ص 5.

[16] الغدير، ج 1، ص 17.

[17] امالي مفيد، ص 55 و56; ارشاد مفيد، ص 163 و 164. مجموعه فضايل و عنايات اسماء بنت عميس به اهل بيت عليه السلام در ضمن مقاله اي مستقل در شماره هاي آينده به خوانندگان گرامي ارائه خواهد شد.

[18] اعيان الشيعه، ج 3، ص 488. [19] رجال برقي، ص 60.

[20] رجال شيخ طوسي، ص 33.

[21] تنقيح المقال، ج 3، ص 73; معجم رجال الحديث، ج 23، ص 881.

[22] اعلام النساء، ص 488; ارجح المطالب، ص 337.

[23] رجع رسول اللهصلي الله عليه و آله من حجة حتي نزل بغدير خم ثم قام خطيبا بالهاجرة فقال: ايها الناس [من کنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و اخذل من خذله و انصر من نصره] ينابيع المودة، ص 40; اعلام النساء، ص 489. روايت غديري فاخته را در الغدير، ج 1، ص 18 و احقاق الحق، ج 2، ص 463 ببينيد.

[24] عايشه در سال 57 در مدينه درگذشت و در بقيع دفن شد. (اعلام خصال صدوق، ص 315).

[25] الغدير، ج 1، ص 48; احقاق الحق، ج 2، ص 460.

[26] الغدير، ج 1، ص 58. منصور بن حسين آبي معروف به ابوسعد صاحب کتاب نثرالدرر متوفي قرن پنجم کتابي به نام حديث الغدير نوشته و بنا به گفته مناقب ابن شهرآشوب اين کتاب راويان حديث غدير را بر حسب حروف الفبا برشمرده است. «غدير در آينه کتاب، ص 79. »

[27] الميزان في تفسير القرآن، ص 59.

[28] روايت فوق را حافظ بزرگ ابوموسي مديني در کتاب خود آورده است. او مي گويد: اين حديث سلسله دار است. زيرا هر يک از فاطمه ها از عمه خود روايت کرده اند و اين روايت پنج خواهر برادر است که هر يک از ديگري نقل کرده اند. رک: اسني المطالب في مناقب علي بن ابي طالب »، شمس الدين ابوالخير الجزري، ص 32; احقاق الحق، ج 21، ص 26 و27; بحارالانوار، ج 36، ص 353; عوالم، ج 11، ص 444; اثبات الهدي، ج 2، ص 553 و ج 3، ص 127; اعلام النساء المؤمنات، ص 578 و مسند فاطمه معصومه(سلام الله عليها)، سيد علي رضا سيد کباري، ص 56 (چاپ نشده(.

[29] ابواسحاق سعد بن ابي وقاص در سال 54 - 58 و عايشه بنت سعد در سال 117 وفات يافتند. نسايي روايت وي را نقل کرده است. به خصائص نسايي، ص 3 مراجعه شود.

[30] التقريب، ابن حجر، ص 473.

[31] الغدير، ج 1، ص 38- 41; خصائص نسائي، ص 18 و 25.عايشه بنت سعد احاديث ديگري راجع به فضايل اميرمؤمنان دارد; به اسني المطالب، ص 52 و ملحقات احقاق الحق، ص 189 و 190 رجوع کنيد.

[32] الغدير، ج 1، ص 38 - 41.

[33] دارميه حجونيه از زنان فاضل، خردمند و فصيح بود. او استدلالي قوي داشت و در خط ولايت استوار بود. روايت او را ابن عبدربه در عقد الفريد از سهل بن ابي سهل تميمي از پدرش نقل کرده است.(عقد الفريد، ج 1، ص 352; بلاغات النساء، ص 72(.

[34] متن کامل مباحثه دارميه حجونيه را در کتب ذيل بخوانيد: بلاغات النساء، ص 72; العقد الفريد، ج 1، ص 162; صبح الاعشي، ج 1، ص 259; الغدير، ج 1، ص 209; اعلام النساء المؤمنات، ص 333; اعيان الشيعه، ج 6، ص 364.

[35] رياض العلماء، ج 5، ص 704. او فاضل، عالم، مدقق و آگاه به اخبار و آثار بود.

[36] اين متن در حلية المتقين، بخش مناظرات حسنيه، ذکر شده است. در باره موضوع مناظره حسنيه اختلاف است. سيد محسن امين در اعيان الشيعه، ذيل کلمه «حسنيه » مي گويد: اين [مناظره] از اختراعات ابوالفتوح رازي است. مرحوم خوانساري در روضات الجنات اين مناظره را ذکر کرده است و شيخ آقابزرگ در ذريعه مي نويسد: الحسنيه: رسالة في الامامة تنسب الي مؤلفها و هو بعض الجواري من بنات الشيعة فيها مناظراتها مع علماء المخالفين في عصر هارون الرشيد. (الذريعه، ج 7، ص 200، رقم 89; نقل از اعلام النساء، ص 300 تا 301). براي تحقيق بيشتر در باره شخصيت حسنيه به تنقيح المقال، ج 3، ص 247; رياض العلماء، ج 5، ص 407; روضات الجنات، ج 1، ص 153; الذريعة، ج 7، ص 200 و ج 4، ص 97 و ج 25، ص 296 و ج 5، ص 105 و 145 و 161; من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 75. معجم رجال الحديث، ج 23، ص 187 رجوع کنيد. خلاصه اي از مطالب کتب فوق در اعلام النساء ص 300 تا 302 آمده است.

[37] الغدير، ج 1، ص 70.

[38] پيام غدير، عذرا انصاري، ايشان روايت را از تاريخ دمشق، باب تاريخي علي بن ابي طالبعليه السلام ص 51 نقل نموده اند.

[39] رجال برقي، ص 60; معجم رجال الحديث، ج 23، ص 197، رقم 15659.

[40] تهذيب التهذيب، ج 12، ص 470.

[41] اعيان الشيعة، ج 8، ص 39 - ملحقات احقاق الحق ; ص 262.

[42] همان، ص 54

 

منبع : سایت الغدیر