یکشنبه, 26 آذر 1391 ساعت 12:02
خواندن 1074 دفعه

متون دينی و آثار عملی ائمه عليهم السلام راز گشا و راهنما (قسمت اول) - علی اکبر نوايی

چکیده
جریان امامت، به عنوان عدل قرآن، تضمین کننده ی بقای دین، معرفی و معرفت یابی نسبت به آن است. از وجود جریان امامت است که متون راه گشایی صادر گردیده که بالندگی فرهنگ دینی و روشن شدن مفاهیم شریعت، سهمی وافر دارند. این متون هم در کنار قرآن مجید، همان اعتباری را یافته اند که کتاب خدا دارد. لذا در حدیث ثقلین هم که از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده، انعکاس یافته است. این متون، ذخایر معنوی تاریخ اسلامند که باید پاس داشته شوند. متونی از علی علیه السلام صادر شده است؛ فردی که پس از پیامبر صلی الله علیه و آله، نزدیک ترین فرد به محتوا و مضامین دین بوده است. اولین کار آن حضرت علیه السلام، تدوین خود قرآن مجید است. مصحف فاطمه از همین متون است.
بر اساس فرمایشات ائمه علیه السلام متون فراوان دیگری گرد آمده است، همچون نهج البلاغه که سید شریف رضی قدس سره، آن را گرد آورده و همچون مسند علی علیه السلام که آن را ابوعبدالله الرحمن ابن احمد گرد آورده و همچون غرر و درر آمدی که عبدالواحد آمدی را تنظیم و تدوین نموده و کتاب هایی نظیر صد کلمه و نثراللئالی و ... خطب علی علیه السلام در وضعیتی قرار داشته اند که مشتاقان فراوانی را به خود جذب نموده و آن ها را وا داشته که آن خطب را بیابند و معرفی نمایند. متونی از امام حسن مجتبی علیه السلام باقی مانده است، مانند خطبه هایی در الهیات و خداشناسی، خطبه ی ولایت و خطبه های سیاسی همچنین متونی از امام حسین علیه السلام صادر گردیده که در قالب سخنرانی ها، نامه ها، مصاحبه ها و ادعیه ی صادره از آن حضرت، که همچون خورشیدی تابان، تاریخ فکر شیعی را روشن نموده است.
متونی از امام سجاد علیه السلام بر جای مانده است، نظیر رساله ی حقوق، صحیفه ی سجادیه و نامه به محمد بن شباب زهری.
حوزه ی علمی امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام، مدرسه ای تابناک در گستره ی تاریخ فرهنگ اسلامی است و تشیع با آن شناخته می شود. متونی از امام موسی بن جعفر علیه السلام باقی مانده است که راه آینده ی حرکت شیعی را ترسیم می نماید. متون فراوانی از حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام در حوزه های مختلف بر جای مانده است که امروزه راه و رسم مسلمانی را به خوبی تبیین می نماید. از امام جواد علیه السلام و امام هادی علیه السلام و امام حسن عسکری علیه السلام و همچنین از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف متونی صادر گردیده که همه ی آن ها، در یک اصل کلی با هم مشارکت دارند که عبارت است از حفظ دین از اندراس، معرفی و ابلاغ دین، پاسداری از دستمایه های وحیانی و جلوگیری از مخاطراتی که دین را به تحریف محتوایی می کشاند. این متون اصول راهنمای شریعت و رمز بقای گوهر دیانت هستند. بدین روی، حفظ نگهبانی و حراست از این موجودیت، همچون حفظ و حراست از موجودیت قرآن مجید بر مسلمانان فرض است.
واژگان کلیدی: شریعت، متون، معرفت، حفظ دین، خطبه، نامه، دعا، مناظره، صحیفه، رساله.
درآمدی بر نوشتار
از هنگامی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض» (من در میان شما دو امر سنگین و ارزشمند را باقی می گذارم، کتاب خدا و عترتم، تا زمانی که به آن دو چنگ زنید هرگز گمراه نخواهید شد، آن دو از هم جدا نمی گردند تا که در حوض، بر من وارد آیند)؛ کاملاً واضح و نمایان بود که فهم کتاب خدا، بدون فهمی که از ناحیه ی عترت باشد، میسر نخواهد بود. این سفارش بلند نشان می داد که قرآن مجید به مفسر نیازمند است و نیز این پیام را دارد که عترت، در حقیقت کارشناسان اصلی وحی اند و فهم حقایق شریعت، بدون رجوع به این کارشناسان امکان ندارد و خود، انحراف از گوهر شریعت است. در واقع باید این نکته را اذعان داشت که یکی از امتیازات بزرگی که شیعه بر دیگران دارد، این است که علاوه بر متن اصلی قرآن مجید، که بدون تحریف در دست همه ی مسلمین قرار دارد، متنی دیگر که عدل آن شمرده می شود و مبین متن قرآن مجید است را در اختیار دارد. فریضه ی بزرگی است که یک متفکر مسلمان و شیعه، قواعد دریافت و فهم و اندیشیدن به قاعده ای را پیش رو نهد و از این متون که در کنار قرآن، رموز شریعت را به نحو روشنی بیان می کنند، بهره ی کافی و وافی ببرد. احیای اندیشیدن در این متون، امری لازم، واجب و در عین حال دشوار است که باید این امر صعب و راه پر از سنگلاخ را طی نمود. در این نوشتار، اهمیت و راه گشا و رازگشا بودن متون را بررسی می نماییم.
اهمیت متون صادره از امامان علیهم السلام
معرفت دین، از معرفت های پایه و اولی شمرده می گردد، و در واقع کوششی است از ناحیه ی انسان، برای فهم شریعت. فهم دین مسبوق به اصول و قواعدی است که هر اصلی، شرطی لازم برای قابل فهم نمودن حقیقت شریعت است.
متون ناظر به دین، از این جهت اهمیت می یابند که با توجه به آن هاست که حقیقت دین، شناخته می گردد. چنان که حدیث ثقلین با مفهوم عمیقی که دارد، همین نکته را یادآور می گردد، که امامان شیعه علیهم السلام، سنگربانان اصلی شریعت هستند و متونی که از آنان برای زمان های بعد تا قیامت باقی مانده است، درگذر زمان، همچنان فروزنده و راه گشا، طالبان حقیقت را به سوی حق و تکامل و آزادی و کرامت انسانی راهبر می باشد.
«ما مفتخریم که کتاب نهج البلاغه که بعد از قرآن، بزرگترین دستور زندگی مادی و معنوی و بالاترین کتاب رهایی بخش بشر است و دستورات معنوی و حکومتی آن بالاترین راه نجات است، از امام معصوم ماست. ما مفتخریم که ائمه ی معصومین، از علی بن ابی طالب علیه السلام گرفته تا منجی بشر، حضرت مهدی صاحب زمان، علیهم آلاف التحیات و السلام، که به قدرت خداوند قادر، زنده و ناظر امور امت است، از ما هستند. ما مفتخریم که ادعیه ی حیات بخش، که او را «قرآن صاعد» می خوانند، از ائمه ی معصومین ماست، مانند مناجات شعبانیه ی امامان و «دعای عرفات» حسین بن علی علیهم السلام و «صحیفه ی سجادیه»، این زبور آل محمد و «صحیفه ی فاطمیه»، که کتاب الهام شده از جانب خداوند تعالی به زهرای مرضیه علیها السلام است، از ماست. ما مفتخریم که «باقر العلوم» بالاترین شخصیت تاریخ است و کسی جز خدای تعالی و رسول صلی الله علیه و آله و ائمه ی معصومین علیهم السلام، مقام او را درک نکرده و نتوانند درک کرد، از ماست. ما مفتخریم که مذهب ما «جعفری» است، که فقه ما که دریای بی پایان است، یکی از آثار او است و ما مفتخریم به همه ی ائمه ی معصومین، علیهم صلوات الله و متعهد به پیروی از آنانیم» (امام خمینی، 1368، ج 21، ص 171).
ذخایر معنوی امامان علیهم السلام
امامان که از جانب خداوند و پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله، مأمویت یافته و مکلف شده اند که حقایق دینی را به توده های بشری ابلاغ نمایند، در این راه در دوره ای 250 ساله، تلاش های فراوانی را صورت داده اند و برای تبیین مواضع اصیل دینی و مفاهیم عالی آن، بهترین متن ها و اقوال و خطبه ها و بیانه ها را از خود بر جای نهاده اند. مضاف بر این، عمل خود آنان در حوزه ی فردی و اجتماعی، اخلاقی، سیاسی، معرفتی و ... تفسیری از گفته ها و نوشته های آن حضرات علیهم السلام است. این دوره، نقطه ی الهام بخش و التقای تاریخی مهمی است.
نگاهی اجمالی به متون صادره از امامان علیهم السلام
متونی که از امامان علیهم السلام باقی مانده، در واقع همان ذخایر گران سنگی است که همواره برای بشریت راهنما و رازگشا می باشد. در این بخش، نگاهی اجمالی به این متون می افکنیم.
متون بازمانده از علی علیه السلام
متونی که از علی علیه السلام بازمانده فراوانند. این متون به دو بخش تقسیم می شوند.
الف ـ متونی که خود آن حضرت، تنظیم نموده اند
این متون را حضرت علیه السلام با دست مبارک خودشان نوشته اند که می توان به این متون اشاره نمود.
1) تدوین قرآن مجید؛ امام، کتاب آسمانی و الهی را، که متن اصلی وحی است، بر حسب ترتیب نزول، گردآوری فرمودند و در عین حال از نظر فنی و تخصصی، به ذکر آیات عام و خاص، مطلق و مقید، ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه، عزیمت و رخصت و سنن و آداب آن پرداختند. همچنین آن حضرت علیه السلام به شأن و اسباب نزول آیات الهی اشاره فرموده اند. این کار را امام، پس از حادثه ی سقیفه و ماجرای غصب خلافت انجام دادند، یعنی در دوره ای که آن حضرت علیه السلام شدیداً، تحت فشار قرار دارند؛ از طرفی میراث پیامبر صلی الله علیه و آله را غارت شده می بینند، و از طرفی بی تفاوتی شدید جامعه را که هر دو برای آن حضرت علیه السلام، فوق العاده سخت می باشد.
در چنین وضعیتی، کار عاجل و فوری خود را جمع آوری، تدوین و تنظیم قرآن قرار دادند. در کلامی از آن حضرت علیه السلام نقل گردیده است: «هنگامی که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به جوار حق بار یافت، سوگند یاد کردم که ردا بر دوش نیفکنم تا قرآن را در میان دو جلد گرد آورم و ردا بر دوش ننهادم تا قرآن را جمع آوری نمودم».
2) مصحف فاطمه علیها السلام؛ پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله، در فاصله ی رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله تا شهادت حضرت زهرا علیها السلام، فاصله ای هفتاد و پنج روزه تا نود و پنج روزه است، که در این مدت، فرشته ی وحی بر آن بانوی بزرگوار نازل می شده است و حقایقی رابه آن بانوی بزرگ ابلاغ می نموده که بعد از شهادت حضرت زهرا علیها السلام، علی علیه السلام، این مجموعه ی مبارک را تنظیم فرموده اند. در این جا مناسب است به سخنانی از امام خمینی قدس سره اشاره نماییم. ایشان می فرمایند:
«من راجع به حضرت صدیقه علیها السلام، خودم را قاصر می دانم ذکری بکنم. فقط اکتفا می کنم به یک روایت که در کافی شریفه است و با سند معتبر نقل شده است و آن روایت این است که حضرت صادق علیه السلام می فرماید: فاطمه علیها السلام، بعد از پدرش هفتاد و پنج روز زنده بودند، در این دنیا بودند و حزن و شدت بر ایشان غلبه داشت و جبرئیل امین می آمد خدمت ایشان و به ایشان تعزیت عرض می کرد و مسائلی از آینده نقل می کرد. ظاهر روایت این است که در هفتاد و پنج روز مراوده ای بوده است، یعنی رفت و آمد جبرئیل زیاد بوده است و گمان ندارم که غیر از طبقه ی اول از انبیای عظام علیهم السلام درباره ی کسی این طور وارد شده باشد که ظرف هفتاد و پنج روز جبرئیل امین رفت و آمد داشته است و مسائل را در آتیه ای که واقع می شده است، مسائل را ذکر کرده است و آنچه که به ذریه ی او می رسیده است در آتیه، ذکر کرده است و حضرت امیر علیه السلام هم آن ها را نوشته است. کاتب وحی بوده است حضرت امیر علیه السلام، همان طور که کاتب وحی رسول صلی الله علیه و آله بوده است» (امام خمینی، 1368، ج 19، ص 278).
در وصیت نامه ی سیاسی الهی امام خمینی قدس سره آمده است:
ما مفتخریم که ... صحیفه ی فاطمیه، که کتاب الهام شده از جانب خداوند تعالی به زهرای مرضیه است، از ما است (امام خمینی، 1368، ج 21، ص171).
مصحف فاطمه زهرا علیها السلام، کتاب مواعظ، امثال، عبرت ها و آینده نگری های مربوط به اسلام و مسلمین و مسائل عدیده و متفرقه ی دیگر است که در سرنوشت اسلام و مسلمین سهم عظیمی داشته است، که به اشاره ی امام خمینی قدس سره بعید نیست حوادث مربوط به انقلاب اسلامی ایران هم در آن واقع شده باشد.
حتی درباره ی ائمه علیهم السلام هم من ندیده ام که وارد شده باشد، این طور که جبرئیل بر آن ها نازل شده باشد. فقط این است که برای حضرت زهرا علیها السلام است، آن که من دیده ام که جبرئیل به طور مکرر در این هفتاد و پنج روز وارد می شده و مسائل آتیه ای که بر ذریه ی او می گذشته است، این مسائل را می گفته است و حضرت امیر علیه السلام هم ثبت می کرده است و شاید یکی از مسائلی که گفته است، راجع به مسائلی است که در عهد ذریه ی بلند پایه ی او حضرت صاحب علیهم السلام است، برای او ذکر کرده است که مسائل ایران، جزو آن مسائل باشد (امام خمینی، 1368، ج 21، ص171).
به خاطر اهمیتی که این نقل از طرف امام خمینی قدس سره داشت به اصول کافی مراجعه کرده و متن حدیث امام صادق علیه السلام را مورد اشاره قرار می دهیم.
امام صادق علیه السلام فرموده است، فاطمه علیها السلام، بعد از پیامبر هفتاد و پنج روز زنده بود و از مرگ پدرش اندوه سختی او را گرفته بود، جبرئیل نزد ایشان آمده و مرگ پدر را تعزیت می گفت و تسلی اش می داد و از حال پدرش و مقام او و آنچه بعد از وی برای ذریه اش پیش می آید، گزارش می داد و علی علیه السلام آن ها را می نوشت و تنظیم می فرمود.
تلاش گسترده ی علمی را امامان شیعه علیهم السلام پس از وجود مبارک امام علی علیه السلام، آغاز نموده و ادامه داده اند. علامه سید محسن امین در گزارش خود از تلاش های امامان شیعه علیهم السلام در کتاب اعیان الشیعه چنین می نگارد:
اهل بیت علیهم السلام، بعد از امام حسن و امام حسین علیهم السلام، به هدایت و ارشاد مردم و نشر علوم مشغول شدند و به اقامه ی دلیل بر توحید و اصول دین پرداختند و بر استحقاقی که بر امامت و پیشوایی داشتند، به احتجاج با دهریه و بر مخالفین خودشان به اندازه ای که در توان داشتند پرداختند، پس آن ها خوانندگان متینی بودند بر دعوت های دینی که اثرات عمیقی بر جای نهادند و در همین سیر هم اکثر پیروان آن ها و محبین و شیعیان قرار گرفته و در اکثر بلاد زمین پخش شدند و به رغم آنچه که امویان و عباسیان بودند، به مدت ششصد سال علیه آن ها تلاش کردند، در عین حال راه و مشی آن ها تا امروز باقی مانده و آن ها نتوانستند آثار گرانبار و گرانقدر امامان علیهم السلام را نابود کنند و همواره نامشان با عظمت برده می شود و عالم را پر نموده و دعوت های آنان قلب ها را سیراب نموده و ذهن ها را به خود معطوف داشته است، به دلیل این که با دل ها و ذوق ها و خواسته های نهادی مردم هماهنگ است، چنان که اصل دعوت اسلامی هم از همین خصلت پویا برخوردار است.
3) خطبه ی فدکیه ی فاطمه زهرا علیها السلام؛ متن دیگری که از علی علیه السلام نقل گردیده و آن حضرت، آن متن را به رشته ی تحریر در آورده اند، متن سخنان زهرا علیها السلام به عنوان خطبه ی فدکیه است که آن حضرت، این خطبه را در مقابل حکومت ایراد فرموده اند و مشتمل است بر فلسفه ی احکام اسلامی و دفاع از حق مسلم خودشان، متنی که جامعیت فراوان دارد و می تواند راه گشای مسلمین باشد و راز های فراوانی را هم بیان فرموده است، این متن را هم علی علیه السلام تنظیم فرموده و با دست مبارکشان نوشته اند (صفار قمی، 1404هـ ، 150).
4) صحیفه؛ این کتاب، مشتمل بر احکام دیات است و جرایم مالی را که در جنایت بر نفس یا عضو یا زخم و امثال این ها در شریعت معین شده، بیان می کند و نیز دیانت را در موارد جنایت خطا و شبه عمد یا آنجا که قصاص وجود ندارد یا امکان قصاص نیست توضیح می دهد» (خویی، 1371،ج 2، ص262). و در صحیح بخاری و صحیح مسلم، از این کتاب، مسائلی نقل گردیده و ابن سعد در جامعه ی خود آن ها را ذکر نموده و همچنین طبق نقل احمد بن حنبل، این کتاب، متن بسیار مهمی در تعیین مقدار دیه و نوع قصاص است.
5) کتاب جامعه؛ کتاب دیگری که علی علیه السلام، آن را روی پوست نوشته و به املای رسول خدا صلی الله علیه و آله بوده است، کتاب جامعه می باشد. این کتاب در برگیرنده ی تمام نیاز های مردم در مسائل حلال و حرام است و احکامی در آن بیان گردیده که کلیات آن ها در قرآن مجید به صورت اوامر و نواهی آمده است. اهل بیت علیهم السلام از این کتاب تعاریف و توصیفاتی نقل فرموده اند. گاهی آن را به نام مصحف علی علیه السلام و گاهی تحت عنوان کتاب علی علیه السلام، و گاهی تحت عنوان صحیفه ی عتیقه از آن یاد فرموده اند. این کتاب، در بسیاری از موارد، مرجع ائمه علیهم السلام بوده است.
ابوبصیر می گوید:
خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم و عرض کردم، قربانت گردم، از شما پرسش دارم. آیا در این جا کسی (نامحرم) هست که سخن مرا بشنود؟ امام صادق علیه السلام پرده ای را که در میان آنجا و اطاق دیگر بود، بالا زد و آنجا را سر کشید، سپس فرمود: ای ابا محمد هر چه می خواهی بپرس. عرض نمودم، قربانت گردم، شیعیان حدیث می کنند که پیغمبر صلی الله علیه و آله، به علی علیه السلام بابی از علم آموخت که از آن هزار باب علم گشوده شد. فرمود: ای ابا محمد، پیغمبر صلی الله علیه و آله به علی هزار باب علم آموخت که از هر باب آن هزار باب گشوده می شد. عرض کردم، به خدا که علم حقیقی و کامل این است. سپس فرمود:
ای ابا محمد، همانا جامعه نزد ماست، اما مردم چه می دانند جامعه چیست؟ عرض کردم: قربانت شوم، جامعه چیست؟ فرمود: طوماری است به طول هفتاد ذراع. با املاء زبانی پیامبر صلی الله علیه و آله و دست خط علی علیه السلام، تمام حلال و حرام و همه ی احتیاجات دینی مردم، حتی جریمه ی خراش در آن موجود است، سپس با دست به بدن من زد و فرمود: به من اجازه می دهی ابا محمد؟ عرض کردم: وجودم در اختیار شماست. آنگاه با دست مبارک مرا نشگونی گرفت و فرمود: حتی جریمه ی این نشگون در جامعه هست و حضرت خشمگین به نظر می رسید، مانند حالتی که طبعاً برای نشگین گیرنده پیدا می شود. من عرض کردم به خدا که علم کامل این است (کلینی، بی تا، ج 1، ص 5-344).
6) صحیفه ی فرایض؛ در این صحیفه، مجموعه قضاوت هایی که امام علی علیه السلام در مورد ارث و جزائیات اسلام داشته اند، تدوین گردیده است. به نظر برخی، این صحیفه، از ملحقات کتاب جامعه محسوب می گردد (یوسف مکی، 1404هـ ، 65).
7) کتاب جفر؛ این کتاب هم بر پوست گاوی نوشته شده و به املای رسول خدا صلی الله علیه و آله و دست خط مبارک علی علیه السلام نوشته شده است. این کتاب مشتمل است بر حوادث آینده و صحف انبیای گذشته علیهم السلام و کتاب های آسمانی قبل از قرآن (رهبر و صاحبی، 1379، 185) در ادامه ی روایت ابوبصیر از امام صادق علیه السلام، امام صادق علیه السلام چنین فرموده اند: همانا جفر نزد ماست، مردم، چه می دانند جفر چیست؟ عرض کردم: جفر چیست؟ فرمود: مخزنی است از چرم که علم انبیا و اوصیا و علم دانشمندان گذشته ی بنی اسرائیل در آن است. عرض کردم: همانا علم کامل این است (کلینی، بی تا، ج 1، ص 346).
کتب دیگری هم منسوب به علی علیه السلام است که برخی از آن ها اخلاقی، فقهی، معارفی و دعا و مناجات است، مانند منظومه ی منسوب به آن حضرت علیه السلام، که به طور کلی مناجات های عارفانه ی ایشان است، و مانند ادعیه ای که از آن بزرگوار بر جای مانده است.
ب ـ متونی که بر اساس خطبه ها و فرمایشات آن حضرت گردآوری شده است.
آراء و افکار دیگری از آن حضرت علیه السلام صادر شده و به نحو قطعی الصدور می باشد، که امام درصدد گرد آوری آن ها نبوده اند و پس از شهادت ایشان شخصیت های بزرگوار شیعه و عالمان وارسته و الهی، آن ها را تنظیم نموده و به رشته ی نگارش و تحریر در آورده اند که به برخی از آن ها نیز اشاره می کنیم.
1) نهج البلاغه؛ مؤلف نهج البلاغه، شخصیت الهی و وارسته ی تاریخ شیعه، ابوالحسن محمد بن حسن موسوی، مشهور به «سید رضی» و «شریف رضی» است که در سال 359 هجری دیده به جهان گشود و در سال 406 هجری دیده از جهان فرو بست.
ایشان از سوی پدر با پنج واسطه به امام هفتم، حضرت موسی بن جعفر علیه السلام می رسید و از سوی مادر با شش واسطه به امام چهارم علی بن الحسین علیه السلام می رسید (ثعالبی، 1403هـ ، ج 3، ص 155). این کتاب شگفت، مجموعه ی سخنان، نامه ها، خطبه ها، حکمت ها، اندرز ها و کلمات قصار علی علیه السلام می باشد. با عملی که سید شریف رضی انجام داد، کتابی شگفت ظهور یافت که از جلوه ی وجودی علی علیه السلام، نسخه ی منحصر آفرینش و مظهر همه ی کمالات و صفات الهی است. این کتاب گرانسنگ، حاوی والاترین اندیشه ها، معارف، توصیه ها، اخلاقیات، سیاسیات و اقتصادیات و پیش گویی ها و اندرز ها می باشد.
علی علیه السلام به بیانی سخن گفته که سرشار از عصمت است، او با میزان حکمت سخن رانده، سخنی که خداوند بر آن است. شکوه افکنده است، این کلمات به گوش هر کس رسد، او را به شگفتی و حیرت وا می دارد. خداوند در سخن گفتن بدو نعمتی ارزانی داشته که توانسته حلاوت و ملاحت را یک جا گرد آورد، و سحر بیان و زیبایی فصاحت را با هم در آمیزد. نه می توان از آن کلمه ای اسقاط نمود، و نه با حجت و دلیلی با آن مسابقت داد. سخن گویان را به عجز و ناتوانی کشانده و گوی سبقت از همگان ربوده است. کلمات او الفاظی است که نورانیت نبوت بر آن تابیده و آنچه از وی صادر شده، عقل ها و فهم ها را متحیر و شگفت زده ساخته است (ابوالمظفر، 1401هـ ، 114).
این مجموعه ی نفیس و زیبا، به نام نهج البلاغه، که اکنون در دست ما است و روزگار از کهنه کردن آن ناتوان است و گذشت زمان و ظهور افکار و اندیشه های نو بر ارزش آن افزوده است، منتخبی از «خطابه ها» و «دعا ها» و «وصایا» و «نامه ها» و «جمله های کوتاه» مولای متقیان علی علیه السلام است، که به وسیله ی سید شریف بزرگوار «رضی» رضوان الله علیه در حدود هزار سال پیش گردآوری شده است (مطهری، 1354، 3). در هر حال نهج البلاغه علی علیه السلام، بزرگترین شاهکار معرفتی، علمی و ادبی است و بارزترین نمود زیبایی و فصاحت و بلاغت کلامی است که در تاریخ بشریت صادر شده است. آن حضرت علیه السلام به عظمت کلام خود اشاره می فرماید:
ما فرماندهان سپاه سخن هستیم، ریشه های درخت کلام زیبا در میان ما رسته و جای گرفته است و شاخه های این درخت بر سر ما آویخته گردیده است.
2) مسند علی علیه السلام؛ که ابوعبدالله عبدالرحمن ابن احمد بن شعیب النسائی، متوفای 303 هجری، آن را گردآوری نموده و در بردارنده ی آثاری است از امام علیه السلام که به دو صورت می باشد، یعنی در دو بخش گردآوری شده است، بخشی که امام علیه السلام، آن ها را از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل فرموده اند و بخش دیگر مربوط به کلمات آن حضرت علیه السلام و مشاهداتی است که ایشان آن ها را نقل فرموده اند.
3) غرر و درر آمدی؛ این مجموعه ی نفیس را عبدالواحد بن محمد آمدی، جمع بندی و تنظیم نموده و در بردارنده ی حکم و مواعظ گران سنگی از آن حضرت است که به عنوان عدل موزون قرآن مجید هم نامیده شده است.
4) صد کلمه (مأه کلمه)؛ که آن را جاحظ گرد آوری نموده است.
5) مطلوب کل طالب، من کلام علی بن ابی طالب، که آن را ابواسحاق و طواط انصاری جمع آوری نموده است. این مجموعه، در بردارنده ی اندرز ها، حکمت ها و کلمات قصار حضرت علیه السلام می باشد.
6) نثراللئالی؛ که جمع آوری شده توسط مرحوم طبرسی، صاحب مجمع البیان است.
7) وقعه صفین؛ که به وسیله ی نصر بن مزاحم تهیه شده و مشتمل بر مجموعه ای از نامه ها و خطبه های آن حضرت علیه السلام، در نبرد صفین می باشد.
8) صحیفه ی علویه؛ که مجموعه ای است از مناجات ها و ادعیه ی آن حضرت علیه السلام، که به وسیله ی عبدالله بن صالح الساهیجی، جمع آوری و تدوین گردیده است.
9) حنه الاسماء، که آن را ابوحامد محمد بن محمد غزالی، متوفای سنه ی 505 هجری، شرح و بسط داده است و مفاهیم بلندی را از آن یادآوری نموده است.
10) قلائد الحکم و فرائد الکلم.
11) رساله فی الفقه؛ رساله ای است در فقه که محمد بن قیس آن را روایت نموده است.
12) عجایب احکامه؛ عجایب احکام علی علیه السلام که نباته آن را نقل نموده است.
13) کتاب فی زکات النعم؛ کتابی در زکات چهارپایان که ربیعه بن سمیع آن را نقل کرده است.
14) کتاب فی ابواب الفقه؛ کتابی در ابواب فقه است که علی بن رافع آن را روایت نموده است.
15) کتاب خطب امیرالمؤمنین علی المنابر فی الجمع و الاعیاد و غیر ها، که زید بن وهب جهنی آن را تألیف نموده و ظاهراً نخستین کتابی است که در این زمینه نوشته شده است.
16) کتاب خطب امیرالمؤمنین؛ که ابو روح فرج بن فروه، از مسعده بن صدقه و او هم از امام صادق علیه السلام آن را نقل نموده است.
17) خطب امیرالمؤمنین؛ اسماعیل بن مهران، متوفای 189 هجری.
18) خطب امیرالمؤمنین؛ واقدی، متوفای 207 هجری.
19) خطب امیرالمؤمنین؛ سید عبدالعظیم بن عبدالله بن زید بن حسن بن علی، که ظاهراً ایشان، همان حضرت عبدالعظیم حسنی می باشد.
20) علاوه بر متون یاد شده که توسط شخصیت های بزرگ تاریخی و دوست داران آن حضرت به صورت مستقل نوشته شده است، در کتب معتبر شیعه، نظیر اصول کافی، تهذیب، استبصار، من لا یحضره الفقیه، روایات گوناگونی از آن حضرت علیه السلام نقل گردیده است. همچنین، در کتب بحارالانوار علامه مجلسی قدس سره، وسایل الشیعه حر عاملی قدس سره و کتب گوناگون دیگر در طول تاریخ دیدگاه ها و فرمایشات آن حضرت علیه السلام تبیین شده است. این نوشته ها مجموعه هایی گران سنگ از آن حضرت علیه السلام را در زمینه های مختلف برای جوامع بشری به یادگار نهاده اند.
متون متعلق به امام حسن مجتبی علیه السلام
امام مجتبی علیه السلام، علم و ادب و معرفت و فضیلت را از جد و پدر و مادرش به ارث برده و از جمله کسانی است که خداوند، حسن دریافت حقیقت اشیاء را به وی عنایت فرموده و هیچ رمزی بر او پوشیده نمانده است. او نیروی فصاحت علوی و نبوی را یک جا گرد آورده و از پشتوانه ی لایتناهی علم الهی برخوردار است. میراث فرهنگی امام مجتبی علیه السلام نیز فراوان است و با وجود تنگنا های فراوان و فاصله ی اندک دوره ی امامت، تراوشات فکری آن حضرت علیه السلام بسیار شکوه مند است که به بخی از این مآثر گران سنگ اشاره می کنیم.
1) خطبه هایی در الهیات؛ یکی از این خطبه ها را که پس از شهادت پدر بزرگوارش ایراد فرموده، حسین بن محمد بن سعید خزاعی در کفایه خودش به نقل از عتبه بن ابی ضحاک نقل نموده است. خطبه ی دوم را محمد بن علی الصدوق به نقل از ابن الولید و از اشعری، در کتاب توحید صدوق نقل نموده است. خطبه ی دیگری را جلد دوم بحار طبع قدیم ص 197 نقل نموده و همچنین در توحید صدوق نیز آمده است. خطبه های یاد شده، پر از معارف ربوبی با تکیه بر مسائل عمیق الهی است که حقیقتاً فهم آن ها نیاز به بررسی های طولانی و تفصیلی دارد. مسائلی هم در قضا و قدر و جبر و تفویض و عفو و لطف خدا و در عظمت قرآن به عنوان سرچشمه ی شریعت نقل شده است.
2) خطبه ای در ولایت؛ که آن را بحار ج 5 ص 315 و علل الشرایع نقل نموده اند. خطبه ی ولایت، مشتمل بر مضامین ولایی بسیار ممتاز و بلندی است که نیاز به تفسیر دارد.
3) خطبه ای در عبادات؛ این خطبه ها را ارشاد القلوب دیلمی و تحف العقول بحرانی نقل نموده اند و در این خطبه ها به نوعی فلسفه ی احکام مورد اشاره قرار گرفته است.
4) خطبه هایی در مواعظ؛ این خطبه ها را اعیان الشیعه سید محسن امین عاملی و تحف العقول نقل نموده اند.
5) خطب اخلاقی؛ که در بدایه و نهایه ابن کثیر ج 3 نقل شده است.
6) خطبه های سیاسی؛ که پس از شروع دوره ی امامتشان این خطبه های سیاسی را بیان نموده اند. این خطبه ها در تاریخ یعقوبی ج 2 و ناسخ التواریخ و در کتاب جمل بخش استنصار های سیاسی حضرت علیه السلام نقل گردیده است.
خطبه های سیاسی آن حضرت علیه السلام، حاوی اشاراتی راه گشاست. پیوند حقوق و سیاست امور واجب بر حاکمان جامعه، روشنگری های سیاسی برای جامعه که فریب نیرنگ ها و دغل کاری ها را نخورند و این که امامان علیهم السلام، پشتوانه و استوانه ی اصلی و معیار حق در تصمیم گیری هایند و نیز اموری که بر مردم در رابطه با زمامداران ضروری و لازم است. آماده سازی فکر و اندیشه ی جامعه برای ورود به عرصه ی سیاست الهی و نیز تبیین ماهیت دشمن، از جمله اموری هستند که در خطبه های سیاسی آن حضرت علیه السلام، که در انبار و کوفه و مدائن ایراد گردیده است (شیرازی، بی تا، 175).
این نکته را نباید مکتوم نهاد که امام علیه السلام در راه مبارزه و جنگ با معاویه مصمم و قاطع بودند و مضامین قاطعی در تبین فساد دستگاه خلافت و علل پیدایش فساد آن ها مورد اشاره ی آن حضرت علیه السلام قرار گرفته است. اما برخورد نامناسب مردم عراق، نشان دادن روحیه ی ضعف و قرار گرفتن در موضعی انفعالی در برابر دستگاه حکومت معاویه، آن حضرت علیه السلام را رها گذاشته و ماجرای صلح آن حضرت علیه السلام را ایجاد کردند. دقت در مضامین صلح نامه ی آن حضرت علیه السلام بسیار قابل توجه است که نشانه ی زیرکی، فطانت، هشیاری و بهره بردن از علوم الهی می باشد (ابن اعثم، بی تا، ج 4، ص 158).

 

منبع : اندیشه ی حوزه، شماره ی 74

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن