یکشنبه, 07 تیر 1394 ساعت 08:01
خواندن 1402 دفعه

جامعه ی قوی و با همّت، مرهون روزه داری - آیت‌ الله العظمی صافی گلپایگانی

سلسله نوشتار‌های آیت‌ الله العظمی صافی گلپایگانی مدظله العالی درباره ماه مبارک رمضان - قسمت سوم

 

روزه دارای فواید، مصالح روانی و اخلاقی، جسمی، اجتماعی، اقتصادی، بهداشتی، درمانی و حتّی سیاسی است و باید در هر یك از این فواید جداگانه و مستقل به بحث پرداخت و تذكّر و توجّه به این فواید یقین مسلمان را به دین اسلام، زیاد و اطمینانش را به حكمت خدا در تشریع این فریضه بزرگ قویتر می سازد.
در این مقال، می خواهیم برخی از حكمت های اجتماعی روزه را یادآور شویم[1]؛ تا در روشنایی آن به اوضاع اجتماعی كنونی نیز توجّه كنیم و از ماه رمضان و آیین روزه داری برای اصلاح وضع اجتماعی خود كمك بگیریم:
 

۱. یكی از فواید اجتماعی روزه این است كه روزه، اراده اجتماع را قوی و همّت جامعه را بلند و بر هواها و امیال و شهوات، حاكم و مسلّط می سازد.
كسی كه توانست مدّت چهارده ساعت كمتر یا بیشتر در شدّت گرما، طعام و غذا را ترك و زحمت و رنج تشنگی را تحمّل كند، و از لذایذ جنسی خودداری نماید، می تواند برای خاطر مصالح بزرگ اجتماعی و برای حفظ شرف و آبروی خود و جامعه نیز شكیبایی ورزد، و زحمات و دشواری ها و ناراحتی ها را برای نیل به مقاصد عالی اجتماعی متحمّل گردد.
بدیهی است هر اجتماعی كه بخواهد در راه ترقّی قدم به جلو بردارد و با حركات و نهضت های مترقّیانه به پیش رود، به قوّت اراده، عزم آهنین و همّت بلند نیاز دارد؛ قوّت و همّتی كه او را به اقدامات بزرگ و نهضت های خطیر برانگیزد، و از تصوّر شكست و ضعف و عقب نشینی در برابر عوامل مأیوس كننده و مخرّب مصون بدارد.
یگانه چیزی كه سبب امتیاز افراد و اجتماعات از یكدیگر و باعث پیروزی و غلبه آن ها بر مشكلات است، قوّت اراده و عزم سخت است كه هر ملّتی از آن بیشتر برخوردار باشد، بیشتر می تواند با مشكلات و مصایب دست و پنجه نرم كند و مصالح عالی عمومی را با بذل مصالح و منافع شخصی و ترك هواهای نفسانی بازخرید نماید.
نقش روزه و تأثیر آن در تكمیل و تقویت اراده، بسیار مهم است؛ زیرا روزه تمرین صبر و خویشتن داری و قوّت اراده و ایجادكننده عزم محكم به واسطه ترك لذایذ حلال، و سبب صبر و شكیبایی در ترك لذایذ حرام است.
 

۲. یكی دیگر از فواید اجتماعی روزه، تذكّر و یاد كردن حال فقرا و طبقه محروم و توجّه به شرافت نفس و علوّ طبع بی نوایان صابر و شكیبا است.
اگر روزه دار متمكّن و توانگر فقط در ماه رمضان به صبر و شكیبایی می پردازد و از خوردن غذاهای لذیذ و اعمال غریزه جنسی خودداری می كند، فقیر و محروم صابر و با ایمان، علاوه بر اجرای برنامه ماه رمضان در دوره سال، بر محرومیت هایی كه دارد صبر می كند و از حدود شرع تجاوز نمی نماید و زبان به شكایت از خدا نمی گشاید و به مال كسی چشم طمع ندوخته و به اغنیا و ثروتمندان حسد نمی ورزد.
پس روزه دار توانگر و فهیم در می یابد كه چه بسا این دسته از فقرا و محرومین مؤمن به واسطه صبر بر محرومیت ها در قوّت اراده و شرافت طبع و بلندی همّت بر او فضیلت داشته باشند؛ زیرا هر چه كام گیری های نفسانی بیشتر باشد و طبع، معتاد به هواپرستی، و مشغول به التذاذات جسمانی شد، مقاومت در برابر آن دشوارتر، و اراده ضعیف تر و توانایی انسان به تحمّل مشكلات و سختی ها و اقدام به اعمال نیك و بزرگ كمتر می شود.
چنانچه در تاریخ بزرگان دیده شده و به تجربه نیز ثابت گردیده، در خاندان هایی كه با ناز و نعمت فراوان خو گرفته باشند، افراد برجسته، با همّت، شجاع و با اراده كمتر پیدا شده و در خانواده هایی كه با اختیار یا بدون اختیار، به ترك لذایذ و بی اعتنایی به امور مادّی و تن پروری مبادرت شده، نوابغ و مردان باشخصیت و با اراده، بیشتر ظهور كرده اند.
پس، روزه دار هم به عزّت نفس و شرافت فقرای فاضل آگاه گشته و هم از سختی و رنج آن طبقه محروم اجتماع، خبردار می شود و به فكر كمك به آنها می افتد.
در حدیث است كه "حمزة بن محمّد" به حضرت امام حسن عسكری علیه السّلام نوشت: چرا خدا روزه را واجب فرموده؟
پاسخ رسید:
لِیجِدَ الغَنِی مضَضَ الجُوعِ فَیحنُو عَلَی الفَقِیر[2]؛ برای این كه توانگر درد گرسنگی را بیابد و به فقیر عطوفت نماید.
و از حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ روایت است كه فرمود:
اِنَّما فَرَضَ اللهُ الصِّیامَ لِیستَوِی بِه الغُنِی وَالفَقِیر...[3]؛ خداوند روزه را واجب گردانید تا به وسیله آن غنی و فقیر مساوی گردند.

۳. از دیگر فواید روزه آن است كه روزه دار، حقیقت آزادی و حرّیت را درك می كند و روزه او را از عبادت، شهوات، عادات و پرستش هوای نفس آزاد می سازد و روح او را ارتقا داده و فكرش را روشن می نماید و در پیكر اجتماع، روح آزادی می دمد و همه را به خضوع در پیشگاه آفریدگار ـ كه جز او كسی سزاوار پرستش نبوده و هر مخلوقی از قید رقیت و عبودیت او بیرون نیست ـ رهبری می نماید و از بشرپرستی و كرنش و تعظیم در برابر صاحبان قدرت های مادّی و ستمگران باز می دارد.
روزه دار مؤمن و خداشناس، آزاد واقعی است؛ آزادی كه كامل ترین معانی و مفاهیم آزادی را درك كرده است.
كسانی كه آزادی را به ترك وظایف و التزامات شرعی و عقلی و هوس رانی و شهوت پرستی می دانند، بنده شهوات و عادات و اسیر هوای نفس هستند. چنین كسانی مؤمنان را ـ كه به پرستش خدای یگانه می پردازند ـ مسخره می نمایند؛ در حالی كه خودشان در پرستش هوا و شهوات و لذّات خسیسه، طوق عبودیت به گردن انداخته و مصداق این كلام معجزه نظام الهی می باشند:
اَفَرَأَیتَ مَنِ اتَخَذَ اِلهَهُ هَواهُ[4]؛ آیا آن كس كه هوای نفس خود را معبود خویش  گرفته است دیدی؟
آن هنگام كه هوای نفس مطاع و معبود شد، استبدادش از استبداد هر سلطان مستبد خطرناك تر است و اگر از استبداد هوای نفس پیروی شد، خطرش زوال شخصیت، شرف و حیثیت است و آن كسانی كه پیروی از پلیدی های نفس و شهوت پرستی و سرپیچی از اوامر شرع را آزادی می دانند، علاوه بر آن كه معنای آزادی را نفهمیده اند، در پلیدترین قید و بندها مقید و بسته هستند و تا این قیود، صفات ذمیمه از قبیل: حرص و آز، حبّ دنیا، تجمّلات و جاه و ریاست و... را پاره نكرده و به جهان آزادِ خداپرستی و صف آزادمردان موحّد منتقل نشده و اعلان آزادی بشر را در تعالیم اسلام نخوانند، از نعمت آزادی بهره ای نمی برند.
"ابن خضرویه" می گوید: "فِی الُحرِّیةِ تَمامُ العُبُودِیة، وَفِی تَحقِیقِ العُبُودِیةِ تَمامُ الحُرِّیة"؛ در آزادی حقیقی تمام عبودیت و پرستش خدا، و در پرستش خدا تمام آزادی درج است.
آزادی، رهایی از بندهای پرستش غیر خدا، قیود و اخلاق زشت و عادات ناپسند است و اعتماد و اتكای به خدا و بندگی خالص و حقیقت عبودیت خدا، آزادی از قید بندگی و اسارت دیگران است.
 

۴. روزه، تمرین اخلاص و پاكی نیت و تنزّه از ریا، و اجتناب از شهرت طلبی و مدح و ثنای خلق است. این عیوب و آفات در امور نیك دیگر بیشتر وارد می شود؛ ولی روزه دار برای ریاكاری ناچار به حفظ رژیم روزه و امساك از مفطرات نیست؛ زیرا ممكن است در خلوت از مفطرات امساك ننماید و خود را روزه دار معرّفی كند.
پس اگر شخصی در تمام مدّت روز و در خلوت و جلوت، پنهان و آشكار روزه دار بود، علامت پاكی نیت و صدق باطل و اخلاص او است و فایده آن، تمرین و تربیت نفس بر خلوص نیت و طهارت مقصد و پرهیز از حبّ شهرت و عوام فریبی و حبّ جاه و كسب اعتبار در بین مردم است.
هر مقدار اجتماع از آفات عوام فریبی و حبّ شهرت و جاه و مقام پاك شود، واقعیات و حقایق، میزان سنجش كارها معلوم می شود و اشتباه كاری ها از بین می رود و بزرگ ترین خطری كه حیات زعما و رهبران ملل و حتّی حكما و دانشمندان را تهدید می كند، همین عوام فریبی و حبّ جاه و شهرت است كه به واسطه آن اعمال از مسیر حقیقت پرستی و واقع بینی منحرف شده و اجتماع در اشتباه می افتد و علّت عمده شكست بسیاری از نهضت ها و قیام ها و حركات اصلاحی، عدم خلوص نیت از ابتدا و یا آلوده شدن نیات در میانه راه و وسط كار، به این آفات است و هر چه اجتماع انسانی از این آفات تطهیر شده و سران و رهبران از حبّ مدح و سپاس پاك باشند و مدح و سپاس، وسیله تقرّب به آنها نباشد و مبالغه و گزافه گویی و نیایش و تواضع نسبت به آن ها از بین برود چنین جامعه ای به سوی ترقّی واقعی خود بهتر قدم بر می دارد.[۵]
از این جهت در اسلام به اخلاص در نیت، و توحید در عبادت، اهمیت بسیار داده شده است.
قرآن مجید می فرماید:
"وَمَآ اُمِرُوا إِلاّ لِیعْبُدُوا اللهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّین"[۶]؛ و فرمان نیافته بودند جز این كه خدا را بپرستند، و در حالی كه به توحید گراییده اند.
معنای خالص قرار دادن دین، برای خدا این است كه انسان ها اعمال و رفتارهایی كه جنبه معنوی و وجهه ربوبی داشته و نمایش پرستش و حاكی از حسن ضمیر و صفای باطن است، فقط برای خدا به جای آورند و در برنامه های بازرگانی و روابط اجتماعی، سیاسی و نظامی فقط به احكام خدا ملتزم باشند، و از غرور و حبّ جاه و جنبه های شخصی، خود را پاك كرده و از التزام به آن چه بیرون از احكام خدا و حدود شرع است پرهیز نمایند، و در هر كار و عمل و هر حركت، رضای خدا را شرط بدانند.
در روزه و برنامه های ماه رمضان، درس این معانی و آموزش این حقایق عالی و این حكمت های بزرگ نهفته است و به قدری این عبادت از ریا دور است كه خدا آن را برای خود و مخصوص خود معرّفی فرموده است؛ با این كه تمام عبادات باید برای خدا انجام شود.
از حضرت امام صادق ـ علیه السّلام ـ روایت شده است كه خداوند تبارك و تعالی می فرماید:
"اَلصَّومُ لِی وَاَنا اجزِی عَلَیه"[7]؛ ز هر حرف بشارت ده سراسر *** بود لفظ أنا اجزی نكوتر[8]
 

۵. یكی دیگر از فواید اجتماعی روزه حصول ملكه حسن خلق و عفو و گذشت و دوری از كینه توزی، تندخویی، بدزبانی، ستیزه جویی، غیبت و دشنام است؛ زیرا از جمله تعالیمی كه به طور مؤكّد به روزه دار داده شده، این است كه مواظب چشم و زبان و گوش خویش باشد و اگر از كسی نادانی و بی ادبی دید یا دشنام و سخن زشتی شنید به او پاسخ ندهد.
در حدیث است كه حضرت ابی عبدالله ـ علیه السّلام ـ فرمود: "اِذا صُمتَ فَلیصُم سَمعُكَ وَبَصَرُكَ وَشَعرُكَ وَعَدَّدَ اَشیاءَ غَیرَ هذا" وَقَال: "لا یكُونَنَّ یومُ صَومِكَ كَیوْمِ فطرِكَ"[9]؛ وقتی روزه می گیری باید گوش تو و چشم تو و موی تو روزه بگیرد. و چیزهای دیگر را شمرد و فرمود: البتّه روز تو مثل روزی كه روزه نیستی، نباشد.
و از رسول خدا ـ صلّی الله علیه وآله وسلّم ـ  روایت است كه فرمود: "ما مِن عَبد صائِم یشتِمُ فَیقُولُ: اِنِّی صائِمٌ سَلامٌ علَیكَ لااَشتِمُكَ كَما تَشتِمُنِی الاّ قالَ الرَّبُّ تَعالی: اِستجارَ عَبدِیبِالصَّومِ مِن شَرِّ عَبدِی قَد اَجرتُهُ النّارَ"[10]: بنده روزه داری نیست كه به او دشنام داده شود و او به دشنام دهنده بگوید: من روزه هستم. سلام بر تو! من دشنام نمی دهم؛ چنان چه تو دشنام می دهی؛ مگر این كه پروردگار تعالی می فرماید: بنده من به وسیله روزه از شرّ بنده به من پناه جست. من به تحقیق او را از شر آتش پناه دادم.
ذكر فواید و حكمت های اجتماعی روزه نشان می دهد كه روزه یك كلاس تربیتی، اجتماعی و عملی و تعلیم سلوك و معاشرت هر چه بهتر و منزّه تر و انسانی تر است. از این رو در صدر اسلام اجتماع اسلامی از حیث سلوك اجتماعی و معاشرت افراد با یكدیگر و روابط آن ها با هم راقی ترینِ اجتماعات بود و مدرسه عبادات اسلام، از جمله كلاس "روزه"، مسلمانان را شایسته آن نمود كه رسالت اسلام را به دنیا ابلاغ كنند و از ثمرات اخلاقی و بركات درسهای آن ـ كه عبارت از ایثار، فداكاری، استقامت، تملّك نفس، كوشش در راه هدایت و بیداری ملّت ها و آزادی اجتماعات از ظلم سران و فرمان روایان و پیكار با جهل، فساد عقیده و رذایل اخلاقی است ـ جهانیان را به حقیقت اسلام متوجّه سازند.
این معانی بلند را در ضمن ادای مسلمانان صدر اسلام، عبادات و برنامه های نماز، روزه، حج و... فرا گرفته و در پیاده كردن آن می كوشیدند.
اكنون نیز ماه رمضان این آثار را داراست و طبق آمارهایی كه داده می شود، از میزان و تعداد جرایم و جنایات در این ماه كم می شود.
مسلمان در وضع اجتماعی كنونی به تلمّذ در مدرسه عالی روزه ماه مبارك بیش از گذشته احتیاج دارند و هتك حرمت این ماه با افطار روزه، مبارزه با این مدرسه تربیتی اسلامی و مخالفت با تهذیب نفوس و تزكیه اخلاق و تكامل و ترقّی جامعه بوده و معاندت با خدا و اهانت و استخفاف فرمان خالق جهان و جهانیان است. (اعاذنا الله منه).
 
پی نوشت ها :
[۱]. برگرفته از كتاب "ماه مبارك رمضان؛ مكتب عالى تربیت و اخلاق" تألیف معظم له.
[۲] . وافى، ج ۷، ص ۶، ب ۲.
[۳] . وافى، ج۷، ص۷، ب ۲.
[۴] . سوره فرقان، آیه ۴۳؛ سوره جاثیه، آیه ۲۳.
[۵] . از كلام امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ و در یكى از خطبه هایى كه شایسته است هر شیعه آزادى خواه آن را حفظ داشته باشد: وَاِنَّ مِن اَسخَفِ حالاتِ الوُلاةِ عِندَ صالحِ الناس اَن یظَنَّ بِهم حُبُّ الفَخرِ وَیوضَعُ اَمرُهم عَلَى الكِبر وَقَد كرِهتُ اَن یكُونَ جالَ فِی ظَنِّكم اِنِّی اُحِبُّ الاِطراء وَاستِماعَ الثَّناء وَلَستُ بِحَمْدِاللهِ كَذَلكَ (الى ان قال) فَلا تُكَلِّمُونِی بِما تكلمُ بِه الجَبابِرةَ وَلا تَتَحَفَظُوا مِنِّی بِما یتَحفَّظُ بِهِ عِنْدَ اَهلِ البِادرةِ (الى ان قال) فَاِنَّمااَنَا وَاَنْتُمْ عَبِیدُ مَملُوكُونَ لِرَبٍّ لا رَبَّ غَیره. نهج البلاغه، خطبه ۲۱۴.
[۶] . سوره بینه، آیه ۵.
[۷] . وافى، ج ۷، ص۵، ب ۱.
[۸] . از گنج دانش مرحوم آیت الله والد ـ قدّس سرّه ـ.
[۹] . وافى، ج ۷، ص ۳۳، ب ۳۴.
[۱۰]. كافى، ج۳، ص۸۸.

 

منبع : دفتر معظم له

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن