پنج شنبه, 20 آذر 1393 ساعت 13:00
خواندن 1369 دفعه

در محضر حضرت آيت الله العظمى مكارم شيرازى دامت بركاته

(وعد الله الذین آمنوا منكم وعملوا الصالحات لیستخلفنّهم فی الأرض كما استخلف الذین من قبلهم و لیمكنّنّ لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبدّلنّهم من بعد خوفهم أمناً یَعْبُدُونَنی لایشركون بی شیئاً)نور: 55.

حكومت صالحان، وعده ی الهی

این آیه ی شریف، آیه ای است كه هم در زمان پیغمبر اكرم صلی الله علیه وآله آثار بسیار مهمّی داشت و هم در زمان های دیگر تا زمان ظهور حضرت مهدی، ارواحنافداه، آثار مهمّی دارد. ما، از پدران و مادران مسلمان متولّد شده ایم و اسلام را ارزان به دست آورده ایم و نمی دانیم چه اندازه برای اسلام زحمت كشیده شد و چه خون های پاكی ریخته شد و چه زجرها و چه آوارگی ها و چه مشكلات عظیم دیگر، تحمّل شده است، تا اسلام به دست ما رسیده است!

بسیاری از مفسّران شیعه و اهل سنّت، در شأن نزول این آیه، نقل كرده اند، هنگامی كه مسلمانانِ مهاجر، از مكّه به مدینه آمدند، گروه نسبتاً محدودی از مردم مدینه، به آنان پیوستند. جمعیّت مشرك عرب، از مناطق مختلف، احساس خطر كردند. پیغمبر و یاران اش به جمعی از انصار، در مدینه، پیوستند. آنان می دانستند كه ممكن است مشكلات عظیمی برای شان ایجاد شود. تعبیر روایات، این است كه از همه جا، برای نابودی اسلام هجوم آوردند. كار به آن جا رسید كه مسلمانان، در آماده باش كامل بودند؛ یعنی، شب و روز، اسلحه را از خود دور نمی كردند. شب كه می خوابیدند، خواب درستی نداشتند - زیرا با لباس جنگ می خوابیدند - و صبح كه برمی خاستند، به صورت آماده باش بودند. یك روز، دو روز، یك هفته و...، شاید قابل تحمّل باشد، امّا آماده باش مستمر، كار بسیار مشكلی است. لذا، شاید خدمت پیامبر رسیدند و عرض كردند: (یا رسول الله! تا چه زمانی این حالت ادامه دارد؟ چه وقت در امن و امان زندگی خواهیم كرد؟ چه زمانی، اسلام، به عنوان آیینِ پابرجا در این منطقه، حاكم می شود؟).

در پاسخ، این آیه ی شریف نازل شد و بشارت داد. در واقع، این آیه، یكی از پیشگویی ها درباره ی مسلمانان آغاز اسلام است. این آیه، به صراحت می گوید، خداوند، به كسانی كه ایمان و عمل صالح دارند چهار وعده داده است:

1- (لیستخلفنهم فی الأرض):

یعنی، حاكمیّت در روی زمین پیدا خواهند كرد.

2- (لیمكننّ لهم دینهم الذی ارتضی لهم):

تمكین، در این جا، به معنای استقرار و پا برجایی است؛ یعنی، طوری است كه نمی شود آن را تكان داد. قرآن، وعده داد، در آینده ای نزدیك، ایمان و اسلام، در این سرزمین استقرار پیدا كند.

3- (ولیبدلنّهم من بعد خوفهم أمناً):

این حالت ترس و وحشت، از میان می رود و امنیّت و آرامش، جای آن را خواهد گرفت.

4- (یعبدوننی لایشركون بی شیئا):

همه ی این ها مقدمه است برای این كه خالصانه، خداوند عبادت شود و شرك و كفر و نفاق، محو و نابود گردد.

فتح مكّه، نمونه ی از این پیشگویی

خوب، این، یك پیشگویی قاطع قرآن مجید بود. این پیشگویی، واقع شد. هنگام فتح مكه، تقریباً، آتش جنگ، جز جنگ های كمی كه بعداً واقع شد، خاموش گشت و امنیّت، در سراسر جزیره مستقر شد.

این آیه، یك مفهومی دارد در مورد اصحاب پیغمبر و یك مفهوم عمومی تر دارد در مورد تمام زمان ها و یك مفهوم خاصّی دارد كه درباره ی زمان قیام حضرت مهدی علیه السلام است. در قرآن، آیاتی درباره ی حضرت مهدی علیه السلام است كه یكی از آن ها، همین آیه ی پنجاه و پنجم سوره ی نور است.

اوّلاً، مفهوم آیه، عام است: (وعدالله الذین آمنوا منكم و عملوا الصالحات) معیار، ایمان و عمل صالح است. بنابراین، در دوران های بعد هم، كسانی كه ایمان و عمل صالح داشته باشند، در منطقه ی خودشان، حاكمیّت پیدا می كنند؛ یعنی، اگر در منطقه ای حاكم نبود، پس یا ایمان درستی یا عمل صالحی نبوده است.

ما، در انقلاب دیدیم انقلابیان كشور ما، واقعاً، دارای ایمان و عمل صالح بودند، مخصوصاً در آغاز انقلاب، صفای عجیبی بر همه حاكم بود و خداوند هم وعده اش را وفا كرد و امنیّتِ پس از جنگ حاكم كرد و (یعبدوننی لایشركون بی شیئا) در حدّ خودش، حاكم شد.

مسئله ی مهمّی كه در این جا است، این است كه این آیه، هماهنگی خاصی دارد با روایاتی كه از پیغمبر اكرم صلی الله علیه وآله بعنوان بشارت بر ظهور مهدی علیه السلام آمده است.

فراوانی روایات اهل سنّت

برخی، گمان می كنند كه روایاتی كه از طرق شیعه درباره ی حضرت مهدی علیه السلام آمده، بسیار زیادتر است از روایاتی كه از اهل سنّت وارد شده است، در حالی كه این طور نیست و برادران اهل سنّت، آن قدر روایات درباره ی حضرت مهدی علیه السلام نقل كرده اند كه كتابی به نام (فی تواتر روایات المهدی) نوشته شده است؛ موضوع این كتاب، این است كه روایاتِ درباره ی حضرت مهدی علیه السلام متواتر است. روایات حضرت مهدی علیه السلام هم در صحاح هست و هم در غیر صحاح.

آنان هم حدیث مهدی علیه السلام را متواتر می دانند. حدیثی معروف در كتاب منتخب الأثر از صد و بیست و سه منبع نقل شده است كه اكثریّت منابع اش، از اهل تسنّن است. آن حدیث كه همه ی ما شنیده ایم و هماهنگ بحث ما است، این است كه اگر از روزگار، جز یك روز باقی نماند، خداوند، آن روز را طولانی می كند تا این كه مردی از خاندان حضرت رسول صلی الله علیه وآله قیام كند و زمین را پر از عدل و داد كند بعد از آن كه ظلم و جور، آن را گرفته باشد.

ظهور حضرت، تكامل نهایی انسان

تعبیر (لو لم یبق من الأرض)، اشاره به چه چیز است؟ این، یك سؤال مهمّی است. چرا می فرماید اگر یك روز بیش تر باقی نمانده باشد، باز هم خداوند این برنامه را انجام می دهد؟

عبارت مذكور، اشاره به این است كه ظهور حضرت، یك فرمان حتمی و قطعی خداوند است و یكی از نوامیس آفرینش بشر است كه اگر نباشد، آفرینش بشر، در واقع، به هدف نهایی نمی رسد. خداوند، انسان را برای تكامل آفریده است، جامعه ی انسانیّت برای كمال آفریده است. اگر با ظلم و جور، این جامعه نابود شود، پایان پیدا كند، قیامت بر پا شود، بمب های اتمی نسل بشر را منقرض كند، هدف آفرینش انسان، و (ما خلقتُ الجنّ و الإنسَ إلاّ لیعبدونِ) تأمین نشده است. این كه می فرماید: (اگر یك روز بیش تر از عمر دنیا باقی نمانَد)، اشاره به این است كه این، هدف نهایی و قطعی و تغییرناپذیر آفرینش انسان است كه شخصی قیام كند و ظلم و ستم را برچیند و دست جهان انسانیّت را بگیرد و به هدف تكامل برساند و حاكمیّت عدل و داد را بر جهان استوار سازد.

چرا می فرماید: (عدلاً و قسطاً)؟ چه تفاوتی میان عدل و قسط است؟ چه تفاوتی میان ظلم و جور است؟ عدالت، نقطه ی مقابل ظلم است. یك نفر ظالم، حقوق مردم را غصب می كند و می شود ظالم، ولی كسی كه میان افراد، فرق می گذارد، از نظر لغت عرب، اسم اش (جور) است و نقطه ی مقابل اش (قسط) است. بنابراین، وقتی كه قیام می كند، نه تنها خودش ظلم نمی كند و حقوق مردم را به نفع خودش مصادره نمی كند، بلكه اجازه نمی دهد كه تبعیض باشد. حقِّ همه، پرداخت می شود و همگی، زیر چتر عدالت او، به حقّ خودشان می رسند. این، در واقع، اوج تكامل در جهان انسانیّت است.

ما، این آیه و روایات را كنار هم می گذاریم، در یك جا، خداوند، می فرماید:

(وعده داده است به مؤمنانی كه عمل صالح دارند كه آنان را خلیفه ی روی زمین كند و آیین اسلام را تمكین بدهد و پا برجا كند و ناامنی را از بین ببرد و تا آنان بتوانند خالصانه خدا را بپرستند)

پیغمبر اسلام صلی الله علیه وآله هم مطابق این صد و بیست و سه روایت چنین وعده ای داده است. از این جا می فهمیم كه این آیه ی شریف، هر چند در زمان پیغمبر به صورت موضعی پیاده شد و مسلمان ها پیروز شدند، هر چند در انقلاب یا حكومت های صالح دیگر، مثل حكومت امیرمؤمنان علیه السلام پیاده شد، امّا در عین حال، آن اوج تكامل اش، در زمان ظهور حضرت مهدی علیه السلام است. در آن زمان، تمكین دین در ارض، عمل می شود. در قرآن، (ارض)، گاهی به بخش هایی از زمین اطلاق شده و گاهی به تمام زمین اطلاق شده است. بنابراین، بشاراتی كه روایات به ما می دهد، این است كه بالاخره، جهان، به این وضع كنونی باقی نمی ماند، بلكه مصلحی می آید، رهبری می آید، نوری ساطع می شود، پیشوایی كه جهان را غرق عدل و داد و امن و امان و حاكمیّت توحید خواهد كرد، می آید.

در این جا، نكته ی دیگری هم هست كه در روایات اهل بیت علیهم السلام به آن اشاره شده است. تعبیری است از امام سجادعلیه السلام كه در ذیل این آیه، جمله ای فرموده اند و با صراحت، نام (مهدی) را بردند و سپس كلام شان را به كلام پیغمبر و كلام پیغمبر را به كلام خدا، پیوند دادند. آن حضرت، هنگامی كه این آیه را تلاوت فرمودند یا در نزد آن حضرت تلاوت شد، فرمود: (هم - واللّه ! - شیعتنا). این (الذین آمنوا و عملوا الصالحات) كه در آیه آمده، شیعیان ما هستند. (یفعل الله ذلك علی یدی رجلٍ منّا)، این برنامه، در سطح جهان به دست مردی از ما پیاده می شود و (هو مهدیُّ هذه الأمّة)، او، مهدیّ این امّت است كه این برنامه را پیاده می كند. بعد فرمود:

(وهو الذی قال رسول الله صلی الله علیه وآله لو لم یبقَ مِنَ الدّهر إلاّ یوم لَطوّل اللّه ذلك الیوم).

بنابراین، آیه ی پنجاه و پنجم سوره ی نور، كلام پیغمبرصلی الله علیه وآله و كلام امام سجادصلی الله علیه وآله، همه، به هم پیوند پیدا می كند و یك واقعیّت را روشن می كند. آن واقعیّت، حكم قطعی پروردگار است. اگر بدون این باشد، آفرینش انسان، به هدف نهایی نمی رسد. آن، هدف نهایی، این است كه حكومت عدل و داد بر تمام جهان حكم فرما بشود، و توحید، در همه جا، حاكم شود.

در بعضی از روایات داریم:

(لایبقی بیت حجرٍ ولامَدَر).

(بیت حجر) اشاره به قصرها و خانه های اشرافی است و (بیت مَدَر)، خانه های خشتی گِلی است؛ یعنی، همه، بدون استثناء، در خانه هاشان اسلام وارد می شود. حالا ممكن است كه یك افرادی باشند كه در باطن، مشكلاتی در عصر ظهور مهدی علیه السلام داشته باشند، ولی حاكمیّت توحید انكارناپذیر است.

ظهور صغرا و ظهور كبرا

مطلب دیگری كه لازم است در این ایّام به آن توجّه پیدا كنیم، سخنی است كه در بعضی از نوشته هایم آورده ام و تمایل دارم كه عمومی هم عرض كنم، مخصوصاً برای جوانان عزیز. همان طور كه برای حضرت مهدی علیه السلام، یك غیبت صغرا و یك غیبت كبرا است، یعنی درست مانند آفتاب، وقتی می خواهد پنهان شود، ابتدا، قرص خورشید پشت افق پنهان می شود، ولی هوا نیمه روشن است، و كم كم، این روشنایی برچیده می شود و تاریك می شود، برای ظهورش هم یك ظهور صغرا و یك ظهور كبرا است، مانند موقعی كه آفتاب می خواهد طلوع كند، قرص خورشید هنوز پیدا نشده، امّا هوا، نیمه روشن است و بعد خورشید دیده می شود. مرحله ی غیبت ایشان در دو مرحله واقع شده است و ظهور ایشان هم ظهور صغرا و هم ظهور كبرا دارد. در ظهور صغرا، توجّه مردم به امام زمان علیه السلام زیاد می شود و همه جا، صحبت از امام زمان علیه السلام است و جلسات امام زمان علیه السلام، پر شور می شود و بحث های امام زمان علیه السلام، همه جا را می گیرد وضع، طوری می شود كه مردم تشنه می شوند و آماده می شوند. ما، تصوّر می كنیم كه در این عصر و زمان، ما إن شاء الله، در بین الطلوعین ظهور حضرت مهدی علیه السلام قرار داریم. من، فراموش نمی كنم پنجاه سال قبل، مؤسّساتی كه به نام حضرت مهدی علیه السلام بود، خیلی كم بود و كتاب هایی كه درباره ی حضرت مهدی علیه السلام نوشته شده بود، به اندازه ی امروز نبود، و سخن از مهدی علیه السلام، به این گستردگی نبود. اگر كسی، چهل یا پنجاه سال قبل، مسجد جمكران می رفت، در بهترین شب ها، دَه یا بیست نفر بودند، امّا الان صدها هزار نفر در بعضی از شب های حسّاس هستند!

لزوم گسترش بحث مهدویّت

ما، به سوی طلوع كبرا پیش می رویم. اگر می خواهیم به آن ظهور كمك كنیم، این ظهور صغرا را توسعه دهیم! همین بحث های مختلف درباره ی حضرت را میان جوانان و بزرگ سالان و زنان و مردان و مسلمانان و غیر مسلمانان توسعه دهیم و به اینترنت بكشانیم. خلاصه، با امواج، نام مهدی علیه السلام را به همه ی دنیا برسانیم و این ظهور صغرا را پر رنگ كنیم تا نام حضرت مهدی علیه السلام در همه ی جلسات، حضور پیدا كند. من، معتقدم، اگر این كار را بكنیم، این، یك مصداق عملی دعای تعجیل فرج می شود.

امیدوارم كه همه ی جوانان عزیز، پیوند قلبی و عاطفی شان را، روزبه روز، با حضرت مهدی علیه السلام بیش تر كنند و با او انس بیش تر پیدا كنند و عشق بورزند و در جلساتی كه به نام حضرت است، بیش تر شركت كنند و كتاب های خوبی را كه درباره ی حضرت مهدی علیه السلام نوشته شده است، بیش تر مطالعه كنند.

انتظار پاییز 1382 شماره 5

    خدایا! شیطان را بر ما مسلّط مفرما!

        

 پی نوشت ها:

1- انبیاء: 105.

2- انعام: 82 .

3- نهج البلاغه، خ 89 .

 

منبع : فصلنامه انتظار - شماره 4

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن