یکشنبه, 31 خرداد 1394 ساعت 15:13
خواندن 1276 دفعه

شیخ مفید

محمد بن محمد بن نعمان مشهور به شیخ مفید از بزرگترین علمای شیعه دوازده امامی در نیمه دوم قرن ۴ق و اوائل قرن ۵ق. او از احیاكنندگان بزرگ علوم اسلامی و از مروجان سخت کوش فرهنگ شیعی و از نشردهندگان فقه امامیه است.

قبل از شیخ مفید، تمسك به ظواهر احادیث به شدت رواج داشت و بهره گرفتن از عقل و روش عقلی در استنباط احکام شرعی، منزلت چندانی نداشت و این امر در مسیر تكامل علوم و پیشرفت علما مانع ایجاد كرده بود. شیخ در برابر جمود حاكم قیام كرد و با تدوین اصول فقه عملا فقه جدیدی را پایه گذاری كرد. این شیوه اجتهاد، راه میانه ای بود بین روش حدیثی شیخ صدوق و شیوه قیاسی ابن جنید در فقه. شیخ در آغاز برای استنباط احكام، اصولی را در كتاب التذكرة بأصول الفقه تدوین كرد و سید مرتضی در كتاب الذریعه و شیخ طوسی در كتاب عدة الاصول این ابتكار استاد را پی گرفتند. البته شیخ هم خود در این شیوه از استاد خود، ابن ابی عقیل عمانی، الهام گرفته بود.
شیخ را با توجه به کتاب وی، الاعلام فیما اتفقت الامامیة علیه من الاحكام، بنیانگذار فقه مقارن دانسته اند که با الانتصار سید مرتضی و الخلاف شیخ طوسی و تذكرة الفقهای علامه حلی این بنا تكمیل گردید و گسترش یافت.
 

نسب، لقب، ولادت و وفات

محمد بن محمد بن نعمان بن عبدالسلام بن جابر بن نعمان بن سعید بن جبیر بن وهیب بن هلال... بن یعرب بن قحطان.[۱]
البته سعید بن جبیر که از اجداد شیخ مفید است نباید با سعید بن جبیر معروف که به دست حجاج بن یوسف ثقفی به شهادت رسید، اشتباه شود.[۲]
وی در عکبری -شهری بر کرانه شرقی دجله در ده فرسنگی بغداد- در مکانی معروف به سویقه ابن بصری زاده شد. پدرش شغل معلمی داشت و بدین جهت فرزندش (مفید) به لقب «ابن المعلم» مشهور بوده است. عکبری و بغدادی دو لقب دیگر مفید است که از زادگاه و مسکن وی گرفته شده است.[۳]
ولادت وی در سویقة ابن بصری از عکبری شمال بغداد در ۱۱ ذی القعده بوده است که طبق گفته ابن ندیم[۴] و شیخ طوسی[۵] در ۳۳۸ق. و طبق گفته نجاشی در ۳۳۶ بوده است.[۶]
مرگ مفید در جمعه دوم یا سوم رمضان سال ۴۱۳ بغداد را تکان داد. هشتاد هزار تشییع کننده سوگوار در میدان بزرگ اُشنان با سوزوگداز بر جنازه وی به امامت سید مرتضی نماز گزاردند. کثرت جمعیت چنان بود که میدان اشنان با آن همه فراخی تنگ می نمود.[۷] شیخ طوسی می گوید:
ازدحام مردم، چه مخالفان و چه موافقان، برای نماز گزاردن بر او و گریستن در مرگش چنان بود که روزی بزرگتر از آن دیده نشد.[۸]
او چند سالی در خانه اش مدفون بود و سپس به سوی مقابر قریش، نزدیک قبر امام جواد علیه السلام برده شد.[۹]
 

زندگینامه
مفید در کودکی به همراه پدر به بغداد آمد و فراگیری علم را در نزد دانشمندان بزرگ کلام چون ابوعبدالله حسین به علی بصری معروف به جُعَل -از شیوخ بزرگ معتزله در عصر خویش و سرآمد در فقه و کلام- و ابویاسر شاگرد متکلم نامی ابوالجیش مظفر بن محمد خراسانی بلخی که ظاهراً طاهر نام داشته آغاز کرد. مفید به پیشنهاد ابو یاسر در مجلس درس علی ابن عیسی رمانی -دانشمند معروف معتزلی مذهب- شرکت کرد. در اثر مناظره ای که میان رمانی و مفید پیش آمد و مفید پیروز شد، رمانی در نامه ای به ابوعبدالله جعل سفارش مفید را بدو نموده و او را به لقب «مفید» ملقب نمود.[۱۰]
چندانکه از روایات وی برمی آید از پنج سالگی به طریق اجازه، نقل روایت کرده است.[۱۱] وی در حدود ۴۰ سالگی ریاست شیعیان را در فقه و کلام و حدیث بر عهده داشت و در دفاع از عقائد شیعه، با علمای دیگر مذاهب مناظره می کرد.[۱۲] دوره حیات مفید، دوره ای پر آشوب بود تا بدانجا که وی سه بار در سالهای ۳۹۲ یا ۳۹۳، ۳۹۸ و ۴۰۹ از بغداد تبعید شد.[۱۳] با این حال وی در نزد خلفا نیز از منزلتی والا برخوردار بود و از دشنامهایی که ترجمه نگاران سنی بخصوص خطیب بغدادی به وی می دهد میزان تأثیر وی در جامعه زمان خودش به دست می آید. از عبارت وی برمی آید که مردمان بسیاری به دست مفید، شیعه شده اند و این امر خشم متعصبان را برانگیخته بود.[۱۴]
در تنازعات مذهبی روزگار شیخ مفید، مناطق شیعه نشین بغداد، چون کرخ و باب الطاق بارها دچار آتش سوزیهای هولناکی شد. در سال ۳۶۱ (یا ۳۶۲) در دوران حکومت عزالدوله در اثر تعصب سبکتکین حاجب، فتنه و آشوب در بغداد بالا گرفت و هر روز فزونتر از پیش گشت. در این هنگام وزیر عزالدوله، ابوالفضل شیرازی، دستور داد که در کرخ آتش افکنند. کرخ بخش مهم بغداد، ناحیه شیعه نشین این شهر و بزرگترین مرکز تجارتی پایتخت عباسی بود. در این حادثه مردان و زنان بسیاری سوختند. در سال ۳۶۳ بار دیگر در پی نزاعهای مذهبی کرخ به آتش کشیده شد. در سالهای آخر عمر شیخ مفید -سال ۴۰۸- قادر خلیفه عباسی به پشتگرمی محمود غزنوی به قتل و تبعید و حبس گروههای بسیاری از فرقه های مذهبی مخالف خود از جمله -به تعبیر مورخین سنی- رافضیان پرداختند. شیخ مفید در این دوران پرآشوب ریاست طایفه امامیه را بر عهده داشت.[۱۵]
مفید از حالات معنوی خاصی برخوردار بود. صدقات وی بسیار بوده، خشوع و فروتنی نیکویی داشت، بسیار نماز می خواند و روزه می گرفت و لباس خشن در برمی کرد، تا بدانجا که وی را با لقب «شیخ مشایخ الصوفیه» خوانده اند.[۱۶]
ابویعلی جعفری -داماد مفید- می گوید: وی جز پاسی از شب در بستر نمی خفت و سپس از جابرخاسته، نماز می خواند و یا مطالعه می کرد و یا تدریس می نمود و یا قرآن تلاوت می کرد.[۱۷]
سیمای ظاهری وی را چنین ترسیم کرده اند: شخصی لاغر اندام، میان قامت و گندمگون.[۱۸]
 

فرزندان
ظاهراً مفید، دو فرزند داشته است: یکی ابوالقاسم علی، و دیگری دختری که همسر ابویعلی جعفری بوده است.[۱۹]
 

جایگاه علمی
گویند وی تمامی کتابهای مخالفان را از حفظ نمود تا بتواند شبهه های آنها را پاسخ گوید.[۲۰] در خانه شیخ مفید مجلس بحثی برپا می شد که جمله علما از مذاهب گوناگون در آن شرکت می جستند، مفید با تمامی آنها به بحث می پرداخت.[۲۱] حاضرجوابی، تیزهوشی، سرعت انتقال، زیرکی و علم سرشار و زبان نیکوی وی و صبر و شکیباییش در مقابل دشمن[۲۲] به او امکان می داد که با دانشمندان گوناگون از فرقه های مختلف از معتزله و مجبره و زیدیهو اسماعیلیه و دیگران به مناظره بنشیند.[۲۳]
 

سخن شیخ طوسی
شیخ طوسی در کتاب الفهرست می گوید:
محمد بن محمد بن نعمان مفید، مکنی به ابوعبدالله، معروف به ابن المعلم، از جمله متکلمین امامیه است، که در زمان خود، ریاست امامیه بدو رسید و در علم و صناعت کلام پیشتاز بود و فقیهی بود که در فقه پیشرو بود. خوش ذهن، تیز فهم و حاضر جواب بود که نزدیک دویست اثر بزرگ و کوچک دارد.[۲۴]
 

سخن ابن ندیم
ابن ندیم در ذیل «ابن المعلم» می نویسد:
ابوعبدالله، در زمان ما ریاست متکلمان شیعه به وی رسیده است. در صناعت کلام در مذاهب اصحابش مقدم است، تیزفهم است و ذهن نافذ دارد، او را دیده و بی همتا یافته ام.[۲۵]
همو می نویسد:
ابن المعلم، ابوعبدالله محمد بن محمد بن النعمان، در زمان ما ریاست اصحابش، شیعیان امامیه در فقه و کلام و آثار بدو رسیده است.[۲۶]
 

نقش وی در فقه، اصول، و کلام
فقه شیعه قبل از شیخ مفید
گرجی در تاریخ فقه و فقها می نویسد: قبل از شیخ مفید، فقه در بین علمای شیعه به صورت كنونی رایج نبود بلكه احادیث فقهی منقول از ائمه اطهار علیهم السّلام با سلسله سند عیناً در كتابها نقل می شد و فقها هیچ گونه تصرفی در متن حدیث نمی كردند و حتّی در نقل احادیث، سلسله سند آنها را نیز ذكر می كردند. بعدها این شیوه، اندكی تكامل یافت و فقها، به خود اجازه می دادند كه در همان محدوده احادیث تا حدّی اجتهاد كنند و طبق مدلول و مضمون احادیث فتوی دهند، كتاب الشرائع ابن بابویه (پدر شیخ صدوق) و المقنع و الهدایة شیخ صدوق بر همین شیوه تألیف یافته است. در این دوره، تمسك به ظواهر احادیث به شدت رواج داشت و بهره گرفتن از عقل و اندیشه منزلت چندانی نداشت و این امر در مسیر تكامل علوم و پیشرفت علما مانع ایجاد كرده بود. با ظهور شیخ مفید این مانع جدی از مسیر حركت اندیشمندان شیعی برداشته شد.
 

تأسیس مشرب فقهی جدید از سوی شیخ مفید
شیخ با نیروی ادراك قوی خود در برابر جمود حاكم قیام كرد و مشرب فقهی جدیدی را بر اساس قواعد و اصول منظم پایه گذاری كرد و شاگردانش، سید مرتضی و شیخ طوسی ، این راه را ادامه دادند. این شیوه اجتهاد، راه میانه ای بود بین روش حدیثی شیخ صدوق و شیوه قیاسی ابن جنید در فقه. او در آغاز برای استنباط احكام، اصولی را در كتاب التذكرة بأصول الفقه تدوین كرد و سید مرتضی در كتاب الذریعه و شیخ طوسی در كتاب عدة الاصول این ابتكار استاد را پی گرفتند. البته شیخ هم خود در این شیوه از استاد خود، ابن ابی عقیل عمانی، الهام گرفته بود.
شیخ در شیوه اجتهادی خود برای عقل جایگاه بلندی قائل بود و یكی از راههای رسیدن به شناخت مفاهیم كتاب و سنّت را عقل می دانست و حتّی بر این اعتقاد بود كه اگر حدیثی مخالف احكام عقل باشد مردود است.
شیخ مفید با همان صلابت و قدرتی كه در برابر اندیشه حدیث گرایی ایستاد با كسانی هم كه قیاس را ملاك استنباط احكام قرار می دادند نیز به مقابله پرداخت و از استاد خود، ابن جنید، به دلیل تبعیت از این شیوه با شدّت توأم با احترام انتقاد كرده و با برهان قوی آن را رد می كرد و كتابهایی در ردّ تألیفات ابن جنید نگاشت، مانند نقض رسالة الجنیدی إلی اهل مصر و النقض علی ابن الجنید فی اجتهاد الرأی. او خود در این باره می نویسد:
اما كتاب های ابوعلی بن جنید، او آنها را به احكامی آمیخته و در آنها به ظن عمل كرده و روش ناپسند مخالفین ما، قیاس را به كار بسته است و از این طریق مسائل منقول از امامان علیهم السّلام و دیدگاه های شخصی خود را درهم آمیخته و این دو را از همدیگر جدا نساخته است، هر چند كه اگر آنها را از یكدیگر جدا هم می ساخت، باز در آثار او حجتی نمی بود، زیرا او در نقل روایات تنها به متواترها اعتماد نكرده بلكه اخبار آحاد را هم تكیه گاه خود قرار داده است.
بنابراین شیخ مفید با طرد فقه مبتنی بر حدیث گرایی و كنار گذاشتن روش فقهی مبتنی بر رأی شخصی و قیاس، راه سومی را در فقه هموار نمود. در این شیوه اجتهاد، شیخ بین اخبار متعارض جمع كرده و از به كارگیری اخبار آحاد عاری از قرائن صحت خودداری و با تدوین اصول فقه عملا فقه جدیدی را پایه گذاری نموده است.
حضور در مناظرات علمی
چون شیخ در عصری می زیست كه علمای بزرگی از مذاهب مختلف اسلامی در مركز حكومت اسلامی، بغداد، زندگی می كردند و مجالس بحث و گفتگوی علمی بین آنها متداول بود و بیشتر اوقات این مناظرات پیش خلفا برگزار می شد طبعاً شیخ برای دفاع از مبانی اعتقادی شیعه در این جلسات حاضر می شد و با مخالفین به مناظره می پرداخت و به شبهات آنان پاسخ می داد و این مباحثات به گونه ای ارائه می شد كه هرگونه كینه و دشمنی را از دل مخالفین می زدود، به طوری كه هنگام فوت این شخصیت بزرگ علمی و مذهبی مردم بغداد از مخالف و موافق به شدت متأثر بودند و با شركت گسترده خود در تشییع، این تأثر را به نمایش گذاشتند.
با توجه به موقعیت اجتماعی زمان شیخ مفید بین مذاهب مختلف اسلامی آراء فقهی و كلامی مطرح و طبیعتا با یكدیگر تطبیق داده می شد و هر صاحب رأیی برای اقناع طرف مقابل دلیل و برهان اقامه می كرد و شیخ در این عرصه با تكیه بر مبانی استوار شیعه به خوبی درخشید و در این زمینه كتاب ارزشمندی به نام الاعلام بما اتفقت علیه الامامیة من الاحكام تألیف كرد و در واقع نخستین بنای فقه مقارن به دست این عالم توانا تأسیس شد و با انتصار سید مرتضی و الخلاف شیخ طوسی و تذكرة الفقهای علامه این بنا تكمیل گردید و گسترش یافت.
شیخ در مقدمه الاعلام چنین می نویسد:
اكنون من احكام فقهی مورد اتفاق امامیه و مسائل فقهی اتفاقی اهل سنّت و یا برخی از فرقه های آنان را كه با نظر امامیه اختلاف دارند، در اینجا گرد آورده ام تا به اول كتاب اوائل المقالات فی المذاهب و المختارات افزوده شود و كسی در این كار بر من سبقت ندارد.
شیخ مفید از احیاكنندگان بزرگ علوم اسلامی و از مروجان سخت کوش فرهنگ شیعی و از نشردهندگان فقه امامیه است.[۲۷]
 

اساتید
عصر شیخ مفید عصر شكوفایی علم بود و از این رو شیخ توانست از محضر اعاظم محدثین ، متكلمین و فقهای فریقین استفاده كند. مؤلف كتاب اعیان الشیعة پنجاه و شش تن از این بزرگان را معرفی می كند. مشهورترین آنها عبارتند از:[۲۸]
شیخ صدوق (متوفای ۳۸۱)
ابن جنید اسکافی (متوفای ۳۸۱)
ابن قولویه (متوفای ۳۶۹)
ابوغالب زراری (متوفای ۳۶۸)
محمّد بن عمران مرزبانی (متوفای ۳۸۴)
ابوبكر محمّد بن عمر جعابی (متوفای ۳۵۵)
ابوعبدالله حسین بن علی جعل بصری (متوفای ۳۶۹)
علی بن عیسی رمّانی (متوفای ۳۸۴).
 

شاگردان
شیخ مفید یكی از دانشمندان بزرگ شیعه است كه در پای درس این شخصیت برجسته شاگردان مبرّز بسیاری حضور می یافتند كه در اینجا به نام برخی از آنها اشاره می شود:[۲۹]
سید مرتضی (متوفای ۴۳۶)
سید رضی (متوفای ۴۰۶)
شیخ طوسی (متوفای ۴۶۰)
نجاشی (متوفای ۴۵۰)
سلَّار دیلمی (متوفای ۴۶۳)
ابوالفتح کراجکی (متوفای ۴۴۹)
ابویعلی محمّد بن حسن جعفری (متوفای ۴۶۳).
 

فهرست آثار شیخ مفید
شیخ مفید از بزرگترین علمای شیعه دوازده امامی در نیمه دوم قرن ۴ق. و اوائل قرن ۵ق. بوده است. وی با تدوین اصول فقه عملا فقه جدیدی را پایه گذاری كرد. این شیوه اجتهاد، راه میانه ای بود بین روش حدیثی شیخ صدوق و شیوه قیاسی ابن جنید در فقه.
او را بنیانگذار فقه مقارن دانسته اند که با انتصار سید مرتضی و خلاف شیخ طوسی و تذكرة الفقهای علامه حلی این بنا تكمیل گردید و گسترش یافت.
آثار بسیاری در رشته های مختلف علمی از شیخ مفید بجا مانده است.
 

آثار
نجاشی شاگرد شیخ مفید، کتابهای استاد را چنین شمارش می کند: 
الرسالة المقنعة
الأركان فی دعائم الدین
كتاب الإیضاح فی الإمامة
كتاب الإفصاح فی الإمامة
كتاب الإرشاد
كتاب العیون و المحاسن
كتاب الفصول من العیون و المحاسن
كتاب الرد علی الجاحظ العثمانیة
كتاب نقض المروانیة
كتاب نقض فضیلة المعتزلة
كتاب المسائل الصاغانیة
كتاب مسائل النظم
كتاب المسألة الكافئة فی إبطال توبة الخاطئة
كتاب النقض علی ابن عباد فی الإمامة
كتاب النقض علی علی بن عیسی الرمانی
كتاب النقض علی أبی عبد الله البصری كتابه فی المتعة
كتاب الموجز فیها
كتاب مختصر المتعة
كتاب مناسك الحج
كتاب مناسك الحج المختصر
كتاب المسائل العشرة فی الغیبة
كتاب مختصر فی الغیبة
كتاب مسألة فی المسح علی الرجلین
كتاب مسألة فی نكاح الكتابیات
كتاب جمل الفرائض
كتاب مسألة فی الإرادة
كتاب مسألة فی الأصلح
كتاب أصول الفقه
كتاب الموضح فی الوعید
كتاب كشف الألباس
كتاب كشف السرائر
كتاب الجمل
كتاب لمح البرهان
كتاب مصابیح النور
كتاب الأشراف
كتاب الفرائض الشرعیة
كتاب النكت فی مقدمات الأصول
كتاب إیمان أبی طالب
كتاب مسائل أهل الخلاف
كتاب  أحكام النساء
كتاب عدد الصوم و الصلاة
كتاب الرسالة إلی أهل التقلید
كتاب التمهید
كتاب الانتصار
كتاب الكلام فی الإنسان
كتاب الكلام فی وجوه إعجاز القرآن
(كتاب) الكلام فی المعدوم
كتاب الرسالة العلویة
كتاب أوائل المقالات
كتاب بیان وجوه الأحكام
كتاب المزار الصغیر
كتاب الأعلام
كتاب جواب المسائل فی اختلاف الأخبار
كتاب العویص فی الأحكام
رسالة الجنیدی إلی أهل مصر
كتاب النصرة فی فضل القرآن
كتاب جوابات أهل الدینور (دینور)
كتاب جوابات أبی جعفر القمی
كتاب جوابات علی بن نصر العبدجانی (الغندجانی ظ)
كتاب جوابات الأمیر أبی عبد الله
كتاب جوابات الفارقیین فی الغیبة
كتاب نقض الخمس عشرة مسألة علی البلخی
كتاب نقض الإمامة علی جعفر بن حرب
كتاب جوابات ابن نباتة
كتاب جوابات الفیلسوف فی الاتحاد
كتاب جوابات أبی الحسن سبط المعافی بن زكریا فی إعجاز القرآن
كتاب جوابات أبی اللیث الأوانی
الكلام علی الجبائی فی المعدوم
كتاب جوابات النضر بن بشیر فی الصیام
النقض علی الواسطی
كتاب الإقناع فی وجوب الدعوة
كتاب المزورین عن معانی الأخبار
كتاب جوابات أبی الحسن النیسابوری (النیشابوری)
كتاب البیان فی تألیف القرآن
كتاب جوابات الترقفی فی فروع الفقه
الرد علی ابن كلاب فی الصفات
كتاب النقض علی الطلحی فی الغیبة
كتاب فی إمامة أمیر المؤمنین علیه السلام من القرآن
كتاب فی تأویل قوله تعالی فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ
المسألة الموضحة عن أسباب نكاح أمیر المؤمنین علیه السلام
كتاب الرسالة المقنعة فی وفاق البغدادیین من المعتزلة لما روی عن الأئمة علیهم السلام
كتاب جوابات مقاتل بن عبد الرحمن عما استخرجه من كتب الجاحظ
كتاب جوابات بنی عرقل (عرقان)
المسألة علی الزیدیة
المجالس المحفوظة فی فنون الكلام
كتاب الأمالی المتفرقات
كتاب نقض كتاب الأصم فی الإمامة
كتاب جوابات مسائل اللطیف من الكلام
كتاب الرد  علی الخالدی فی الإمامة
كتاب الاستبصار فیما جمعه الشافعی
كتاب الكلام فی الخبر المختلق بغیر أثر
كتاب الرد علی العتیقی فی الشوری
كتاب أقسام مولی فی اللسان
كتاب جوابات أبی الحسن الحصینی
مسائل الزیدیة
كتاب [جوابات] المسألة فی أقضی الصحابة
مسألة فی تحریم ذبائح أهل الكتاب
كتاب مسألة فی البلوغ
كتاب مسألة فی العترة
كتاب الزاهر فی المعجزات
كتاب جوابات أبی جعفر محمد بن الحسین اللیثی
النقض علی غلام البحرانی فی الإمامة
كتاب النقض علی النصیبی فی الإمامة
كتاب مسألة فی النص الجلی
كتاب الكلام فی حدث (حدوث) القرآن
كتاب جوابات الشرقیین فی فروع الدین
كتاب مقابس الأنوار فی الرد علی أهل الأخبار
الرد علی الكرابیسی فی الإمامة
كتاب الكامل فی الدین
كتاب الافتخار
الرد علی القتیبی فی الحكایة و المحكی
كتاب الرد علی الجبائی فی التفسیر
كتاب الجوابات فی خروج [الإمام] المهدی [علیه السلام]
كتاب الرد علی أصحاب الحلاج
كتاب تاریخ الشریعة
كتاب تفضیل الأئمة [علیهم السلام] علی الملائكة
كتاب المسألة الجنبلیة
كتاب قضیة العقل علی الأفعال
مسألة محمد بن الخضر الفارسی
كتاب جوابات أهل طبرستان
كتاب فی الرد علی الشعیبی
كتاب جوابات أهل الموصل فی العدد و الرؤیة
كتاب مسألة فی تخصیص الأیام
كتاب مسألة فی معنی قول النبی صلی الله علیه و آله أصحابی كالنجوم
كتاب مسألة فیما روته (رواه) العامة
كتاب مسألة فی القیاس مختصر
كتاب المسألة الموضحة فی تزویج عثمان
كتاب الرد علی ابن عون فی المخلوق
كتاب مسألة فی معنی قوله [ع] إنی مخلف فیكم الثقلین
كتاب مسألة فی خبر ماریة
كتاب فی قوله [ص] أنت منی بمنزلة هارون من موسی
كتاب جوابات ابن الحمامی
كتاب فی الغیبة
كتاب فی تفضیل أمیرالمؤمنین علیه السلام علی سائر أصحابه
كتاب مسألة فی قوله المطلقات
كتاب جوابات (جواب) المافروخی فی المسائل
كتاب جواب (جوابات) ابن واقد السنی
كتاب الرد علی ابن رشید فی الإمامة
كتاب الرد علی ابن الإخشید فی الإمامة
كتاب مسألة فی الإجماع
كتاب مسألة فی میراث النبی علیه و آله السلام
الأجوبة عن المسائل الخوارزمیة
كتاب الرسالة إلی الأمیر أبی عبد الله و أبی طاهر بن ناصر الدولة فی مجلس جری فی الإمامة
كتاب مسألة فی معرفة النبی (صلی الله علیه و آله) بالكتابة
مسألة فی وجوب الجنة لمن تنسب ولادته إلی النبی (صلی الله علیه و آله) كتاب الكلام فی دلائل القرآن
جواب الكرمانی فی فضل النبی (صلی الله علیه و آله) علی سائر الأنبیاء
كتاب العمد فی الإمامة
مسألة فی انشقاق القمر و تكلیم الذراع
كتاب مسألة فی المعراج
مسألة فی رجوع الشمس
المسألة المقنعة فی إمامة أمیر المؤمنین علیه السلام
كتاب الرسالة الكافیة فی الفقه
المسائل الحرانیة
الرسالة العزیة
كتاب النصرة لسید العترة
مسألة فی المواریث
كتاب البیان عن غلط قطرب فی القرآن
مسألة فی الوكالة
كتاب فی القیاس
شرح كتاب الأعلام
النقض علی ابن الجنید فی اجتهاد الرأی
كتاب جواب أبی الفرج بن إسحاق عما یفسد الصلاة
نهج البیان عن سبل [سبیل] الإیمان
كتاب المسائل الواردة عن أبی عبد الله محمد بن عبد الرحمن الفارسی المقیم بالمشهد بالنوبندجان
كتاب مناسك الحج
عمد مختصره علی المعتزلة فی الوعید
كتاب جواب أهل جرجان فی تحریم الفقاع
الرد علی أبی عبد الله البصری فی تفضیل الملائكة
كتاب الكلام فی أن المكان لا یخلو من متمكن
جواب أهل الرقة فی الأهلة و العدد
كتاب جواب أبی محمد الحسن بن الحسین النوبندجانی المقیم بمشهد عثمان
كتاب جواب (جوابات) أبی الفتح محمد بن علی بن عثمان
النقض علی الجاحظ
فضیلة المعتزلة
 

کنگره جهانی هزاره شیخ مفید
این کنگره در تاریخ ۳۰-۲۸ فروردین ۱۳۷۲ش. (۲۶-۲۴ شوال ۱۴۱۳ق.) در مدرسه عالی تربیتی و قضایی در شهر قم برگزار شد. بزرگان و اندیشمندانی از کشورهای اسلامی و غیر اسلامی در این کنگره حضور یافتند و به ارائه مقالات خود درباره شخصیت علمی و دینی شیخ مفید پرداختند. بخشی از آثار شیخ مفید از سوی کنگره هزاره شیخ مفید به چاپ رسید [۳۹]
 

فیلم سینمایی شیخ مفید
فیلم ۹۰ دقیقه ای شیخ مفید در سال ۱۳۷۴ با نویسندگی محمود حسنی و با کارگردانی سیروس مقدم و فریبرز صالح اجرا شد. بازیگران سر شناسی همچون علی دهکردی، داریوش ارجمند، امین تارخ، مهدی فتحی، محمد علی کشاورز، کتایون ریاحی و آتیلا پسیانی در این فیلم ایفای نقش کردند. در سال ۱۳۸۱ این فیلم در قالب سریال و با نام خورشید شب از تلویزیون پخش شد. [۴۰]
 

پانویس :
1. النجاشی، فهرست اسماء مصنفی الشیعة (رجال النجاشی)، ص۳۹۹، رقم ۱۰۶۷.
2. ر.ک: شبیری، گذری بر حیات شیخ مفید، ۷.
3. شبیری، گذری بر حیات شیخ مفید، صص۸-۷.
4. ص ۱۹۷-ط.اروبا.
5. الطوسی، الفهرست، ص۲۳۹.
6. رجال النجاشی، ص۴۰۲.
7. شبیری، گذری بر حیات شیخ مفید، ص۳۹.
8. الطوسی، الفهرست، ص۲۳۹.
9. نجاشی، ۱۴۰۷، صص ۴۰۳-۴۰۲.
10. شبیری، گذری بر حیات شیخ مفید، ص۸-۹.
11. شبیری، ناگفته‌هایی از حیات شیخ مفید، صص۵۸-۵۹.
12. شبیری، گذری بر حیات شیخ مفید، ص۲۳-۲۴.
13. شبیری، گذری بر حیات شیخ مفید، ص۲۴.
14. تاریخ بغداد، ج۳، ص۲۳۱؛ النجوم الزاهرة، ج۴، ص۲۵۸؛ به نقل شبیری، گذری بر حیات شیخ مفید، ص۲۵.
15. شبیری، ناگفته‌هایی از حیات شیخ مفید، صص۹۵-۹۷.
16. شبیری، گذری بر حیات شیخ مفید، ص۲۶.
17. شبیری، گذری بر حیات شیخ مفید، ص۲۶-۲۷.
18. شبیری، گذری بر حیات شیخ مفید، ص۲۷ و ص۱۰۴.
19. شبیری، گذری بر حیات شیخ مفید، ص۳۷؛ نیز شبیری، ناگفته‌هایی از حیات شیخ مفید، ص۱۱۸.
20. سیر اعلام النبلاء، ج۱۷، ص۳۴۴؛ به نقل شبیری، گذری بر حیات شیخ مفید، ص۲۳.
21. منتظم، ج۸، ص۱۱؛ به نقل شبیری، گذری بر حیات شیخ مفید، ص۲۳-۲۴.
22. ابن ندیم، ص۲۴۶؛ فهرست شیخ، رقم۶۹۴؛ الامتاع والمؤانسة، ج۱، ص۱۴۱؛ به نقل شبیری، گذری بر حیات شیخ مفید، ص۲۴.
23. مقدمه تهذیب، ص۱۷ و ۱۹؛ به نقل شبیری، گذری بر حیات شیخ مفید، ص۲۴.
24. الطوسی، الفهرست، ص ۲۳۸.
25. الندیم، ۱۳۵۰، ص ۲۲۶.
26. الندیم، ۱۳۵۰، ص ۲۴۷.
27. گرجی، ابوالقاسم، تاریخ فقه و فقها، صص ۱۴۴-۱۴۷.
28. گرجی، ابوالقاسم، تاریخ فقه و فقها، ص ۱۴۳.
29. گرجی، ابوالقاسم، تاریخ فقه و فقها، ص ۱۴۳.
30. گرجی، ابوالقاسم، تاریخ فقه و فقها، صص ۱۴۳-۱۴۴.
31. گرجی، ابوالقاسم، تاریخ فقه و فقها، ص ۱۴۴.

 

 

منابع :
طهرانی، آقابزرگ، طبقات اعلام الشیعة، ج ۲، قم، اسماعیلیان، بی تا.
طوسی، محمد بن الحسن، الفهرست، محقق: جواد القیومی، بی جا، مؤسسة نشر الفقاهة، ۱۴۱۷ق.
گرجی، ابوالقاسم، تاریخ فقه و فق ها، تهران، سمت، ۱۳۸۵ش.
الندیم، ابوالفرج محمد بن ابی یعقوب اسحاق، الفهرست، تحقیق: رضا تجدد، طهران، بی تا، ۱۳۵۰ش.
نجاشی، احمد بن علی، رجال نجاشی، مصحح: سید موسی شبیری زنجانی ، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۰۷ق.
شبیری، سیدمحمدجواد، گذری بر حیات شیخ مفید، در مقالات فارسی کنگره جهانی هزاره شیخ مفید (ره)، شماره ۵۵، ۲۸-۲۹-۳۰ فروردین ۱۳۷۲، قم: کنگره هزاره شیخ مفید (ره)، ۱۴۱۳ق.
شبیری، سیدمحمدجواد، ناگفته هایی از حیات شیخ مفید، در مقالات فارسی کنگره جهانی هزاره شیخ مفید (ره)، شماره ۵۵، ۲۸-۲۹-۳۰ فروردین ۱۳۷۲، قم: کنگره هزاره شیخ مفید (ره)، ۱۴۱۳ق.

 

منبع : ویکی شیعه

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن