جمعه, 21 تیر 1392 ساعت 00:00
خواندن 1748 دفعه

اسماعیل بن محمد المخزومی المکی

در بین کسانی که در باب امامت دست به قلم برده اند و تالیفاتی داشته اند به نام ابو محمد اسماعیل بن محمد بن اسماعیل بن هلال المخزومی بر می خوریم . در این مقاله ی کوتاه برآنیم تا به گوشه هایی از زندگی این عالم شیعی بپردازیم.
تولد :
از آن جا که در کتبی که به شخصیت ایشان پرداخته اند، نه به زادگاه و نه به سال تولد هیچ اشاره ای نشده است، بنابر این نمی توان به صورت قطع و یقین اظهار نظر کرد . اما از آن جهت که در تمامی کتاب ها به این مطلب اشاره شده که مکی بوده است ، باید در همان مکه یا لا اقل حجاز به دنیا آمده باشد. در مورد تاریخ تولد اسماعیل این مساله نمود بیشتری دارد و حتی احتمال این که در چه دوره ای به دنیا آمده باشد نیز سخت است . تنها چیزی را که می توان مدعی شد این است که با توجه به سال درگذشت مشایخ او مثل ایوب بن نوح و احمد بن حسن بن فضال که حدود سال 260 ق بوده است باید در نیمه ی اول قرن سوم هجری قمری به دنیا آمده باشد.

دوران حیات :
اسماعیل مخزومی بیشتر عمر خود را در مکه سپری کرده است و برای مدتی در کوفه زندگی نموده و بعد از آن به مکه بازگشته است .
در این جا لازم است که به دو مطلب اشاره کرد:
الف : برخی از بزرگان مانند مرحوم آقا بزرگ تهرانی در الذریعه ذیل معرفی کتاب المعرفه و مرحوم آیت الله خوئی در معجم الرجال ذیل اسماعیل بن محمد بن اسماعیل ، بعد از این که اتحاد بین اسماعیل مخزومی با اسماعیل قمی را مدعی می شوند می فرمایند : احتمال قریبی است که این شخص مکی بوده و مدت زیادی در قم زیسته و سپس به عراق رفته است و به همین جهت به او قمی هم گفته اند .
اما باید توجه داشت که این مطلب فرع این مساله است که اتحاد را بپذیریم. این اتحاد ناشی از عبارت ابن الندیم در الفهرست که اورا با وصف القمی معرفی کرده است و عبارت مرحوم نجاشی می باشد که می نویسد : ابو محمد ، ثقه فیما یرویه و قدم العراق و سمع اصحابنا منه ایوب بن نوح ، الحسن بن معاویه ، تا بدان جا که می نویسد : قال ابن نوح کان اسماعیل بن محمد یلقب قنبره .
مرحوم آیت الله خوئی می نویسد : و لكن الظاهر اتحادهما ، إذ من البعيد جدا أن يكون المسمى بإسماعيل بن محمد رجلين، في عصر واحد، مكنين بكنيه واحده ، لكل منهما كتاب يسمى كتاب المعرفه ، فمن القريب: أن يكون الرجل مكيا سكن قم.
این مطلب که در عصری دو نفر به یک نام باشند و کتابی به یک نام داشته باشند امر بعیدی نیست چه آن که در همان عصر اسماعیل بن محمد دو نفر به نام محمد بن جریر الطبری وجود دارند که معاصرند و مکنی به ابو جعفر و به مراتب از اسماعیل بن محمد مشهورترند و دارای تالیفات زیادی هم هستند اما یکی شیعه و دیگری عامی .
نکته دیگر آن که در مورد اسماعیل بن محمد القمی هیچ کسی کنیه ای ذکر نکرده است و فقط به لقب او که قنبره است اشاره شده است و این عبارت که مكنين بكنيه واحده جای تامل جدی است.
دیگر آن که مرحوم نجاشی اصلا متعرض این مطلب نشده است که اسماعیل بن محمد المخزومی ملقب به قنبره می باشد بلکه مطلبی را با واسطه از ابن نوح نقل کرده است که اسماعیل بن محمد ملقب به قنبره است که در نهایت می توان گفت که وی در این مورد دچار نوعی تردید بوده و این تردید را در حد یک نقل قول آورده است.
این شواهد به ضمیمه ی این مطلب که بسیاری از بزرگان مانند شیخ الطوسی و ابن شهر آشوب و ابن داود حلی و غیرهم این دو نفر را به صورت مجزا در کتب خویش مورد بررسی قرار داده اند، نشان از تغایر ایشان دارد نه اتحادشان .
مرحوم آیت الله خوئی در ادامه می نویسند : ثم إن المستفيد من عباره النجاشي: أن إسماعيل يروي عنه أيوب بن نوح و نظراؤه ، و كذلك المستفيد من الفهرست . إن عباره الشيخ في الرجال صريحه في أن إسماعيل روى عن أيوب بن نوح دون العكس، فبينه و بين ما ذكره في الفهرست ، و ما ذكره النجاشي مناقضه .
در این عبارت ایشان نکته ی دقیقی را مد نظر قرار داده اند که کمتر مورد توجه بوده است و آن هم این بوده است که در عبارت مرحوم نجاشی این گونه آمده است: قدم العراق و سمع اصحابنا منه ایوب بن نوح ، الحسن بن معاویه و ... یعنی اسماعیل بن محمد از مکه به عراق رفته و در عراق عده ای از اصحاب حدیث از ایشان نقل روایت کرده اند و به عبارت دیگر وقتی وارد عراق شد که از مشایخ حدیثی به شمار می رفت و اصحاب برای استماع نزد او رفته اند. از الفهرست مرحوم شیخ طوسی نیز همین مطلب استفاده می شود.
اما آن چه که در کتاب رجال مرحوم شیخ طوسی به دست می آید این مطلب است که وی درعراق از مشایخی چون ایوب بن نوح و بنی فضال و اقرانشان حدیث شنیده و روایت کرده است .
سپس مرحوم آیت الله خوئی می نویسد : در این جا به نظر می رسد که حق با الرجال شیخ طوسی است زیرا ابن ایوب و بنی فضال و غیره از کسانیند که از اهل بیت علیهم السلام بدون واسطه روایت نقل نموده اند ولی اسماعیل بن محمد در زمره ی کسانی است که از ایشان با واسطه روایت می کند و دیگر آن که طبقه ی مشایخ شیخ طوسی و نجاشی با دو واسطه از اسماعیل بن محمد روایت می کنند که این طبقه متاخر ازابن ایوب و اقرانش می باشد و لذا از مشایخ اسماعیل بن محمد به شمار می روند نه از راویان از او.
نکته ی قابل تامل در مورد این کلام مرحوم آیت الله خوئی این است که ایشان از عبارت شیخ طوسی در الفهرست هم عین آن چه از عبارت نجاشی فهمیده می شود را استفاده کرده است و لی باید گفت که از الفهرست شیخ طوسی مطلب متناقضی با الرجال ایشان به دست نمی آید زیرا ایشان می نویسد : کان ثقه فیما یرویه و قدم العراق و سمع اصحابنا بها منه ایوب بن نوح .... این یعنی آن که اسماعیل بن محمد وقتی وارد عراق شد از اصحاب ما در عراق حدیث شنید (ضمیر منه به اصحابنا بر می گردد نه به اسماعیل بن محمد ) از جمله آن ها ایوب بن نوح ... . و این با الرجال ایشان تناقضی ندارد .
نکته دیگر آن که در برخی از روایات وارده در کتاب های کافی و تهذیب از اسماعیل بن محمد المکی در اسناد نامی آمده است که از علی بن الحسین روایت کرده است . در این روایات ظاهرا سهوی در نام علی بن الحسن رخ داده که علی بن الحسین ثبت شده است و این به قرینه عمرو بن عثمان است که از مشایخ علی بن الحسن بن فضال است . نکته حائز اهمیت این است که این اسماعیل بن محمد المکی که در معاجم رجالی مجهول مانده است احتمال دارد که همان اسماعیل بن محمد المخزومی باشد به واسطه آن که شیخ او علی بن الحسن بن فضال بوده و این که در بین تمامی کسانی که اسماعیل بن محمد می باشند فقط المخزومی ، مکی می باشد والله العالم .
وفات :
به سال وفات این شخصیت شیعی در هیچ یک از منابع اشاره نشده است ولی در برخی از کتب آمده است که قبل از سال 300 ق زنده بوده است. این تمام آن چیزی است که در مورد تاریخ وفات ایشان می باشد و بیش از این دیگر اطلاعی در دست نیست . هم چنین محل وفات و دفن ایشان نیز دقیقا معلوم نیست ولی احتمال این که در مکه بوده باشد ، دور از واقع نخواهد بود .
حیات علمی :
در مورد این که در کدام مدرسه ی شیعی شخصیت ایشان شکل گرفته است ، باید گفت که در بین اساتید ایشان افرادی دیده می شوند که از مشاهیر کوفی شیعیان در فقه و حدیث و کلام به شمار می روند و همین باعث شده است که در تکامل فکری او نقش سازنده ای داشته باشند و تا حدی اورا به وادی مباحث کلامی نیز سوق داده باشد که در باره ی ایشان در بخش اساتید مطالبی ارائه می شود .
فضای فکری پیرامون :
اسماعیل در دوره می زیسته است که در مکه استیلای فکری با عامه بوده است و در آن دوره عده ای از فقهای بنام و محدثین مشهور از جمله ابن ابی مسرّه المکی (279ق) و ابومحمد عبدالله بن جارود (307ق) و ابوبکر محمد بن المنذر (318ق) و غیره که عمده ی آنان شافعی بوده اند مجلس درس و افتاء داشته اند ولی در این میان حضور اسماعیل بن محمد مخزومی و تالیف کتاب هایی که صبغه ی کلامی دارند مانند الامامه و المعرفه نشان دهنده این مطلب است که او به نوعی به مبارزه ی علمی با عقاید آن ها پرداخته بود و لذا برخی از علمای بزرگ ، ایشان را از جمله ی متکلمین شیعه بر شمرده اند.
اساتید و مشایخ :
ابو الحسین ایوب بن نوح بن دراج النخعی الکوفی زنده قبل از 260 ق . ایشان وکیل دو امام بزرگوار الهادی و العسکری علیهما السلام بوده است و در نزد ایشان عظیم المنزله بوده است .
ابو الحسین احمد بن الحسن بن فضال التیمی الکوفی متوفی 260 ق . از اصحاب امامان الهادی و العسکری علیهما السلام و در زمره ی فقهاء و محدثین مورد اعتماد بوده است .
ابو الحسن علی بن الحسن بن فضال التیمی الکوفی متوفی حدود 270 ق . از اصحاب امام الهادی و العسکری علیهما السلام بوده است . او از اجله ی فقهاء و محدثین و در بین کوفی ها شناخته شده تر بوده است .
الحسن بن معاویه
محمد بن الحسین و دیگر مشایخ کوفی که در آن عصر می زیسته اند.
شاگردان و راویان از او :
ابو الحسن علی بن احمد العلوی العقیقی زنده در 305 ق و از جمله فقهاء و مصنفین امامیه بوده و در رجال تبحر داشته است .
محمد بن اسماعیل بن محمد المخرومی المکی که فرزند صاحب ترجمه می باشد.
ابو الحسن علی بن ابراهیم بن هاشم القمی زنده در 307 ق و از اعلام فقهاء و محدثین و مورخین و مفسرین بوده است . وی از مشایخ ثقه الاسلام کلینی می باشد .
جایگاه و اعتبار :
در تمامی کتب رجالی و تراجم از اسماعیل بن محمد المخزومی تجلیل شده و اورا تمجید کرده اند تعابیری مانند احد اصحابنا ثقه فیما یرویه ، وجه اصحابنا المکیین ، وجه من اصحابنا المکیین ، محدثا کان ثقه فیما یرویه وجها و دیگر تعابیر که همه حاکی از جلالت قدر و عظمت شان ایشان دارد
آثار و کتاب ها :
اسماعیل بن محمد دارای تالیفاتی است که دو مورد آن به بحث مرتبط است
الامامه
المعرفه
والسلام علی من اتبع الهدی

نویسنده : علی رضا لیاقتی هزارجریبی

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن